Forwarded from یادداشتها
دربارۀ استاد مطهری
استاد مطهری، علوم دینی را یک گام به جلو برد. دانش و میزان مطالعات دینی و سرمایههای علمی او هنوز در میان روحانیان کممانند است و حوزههای علمیه، دیگر نتوانستند مانند او را در دامان خود بپرورند. علوم دینی، پس از او نیز بالید و به راه خود ادامه داد؛ اما همچنان نیمنگاهی به نوشتهها و سخنرانیهای او در دو دهۀ چهل و پنجاه دارد.
جفای بزرگی که بر مطهری رفت، بسندگی به نام و چند سخنرانی کوتاه او است. بهتقریب هیچ یک از آرمانها و اندیشههای آن شهید بزرگوار، جامۀ عمل نپوشید؛ اما آثاری که آفرید، همچنان خواندنی است. مطهری، فقط آن نیست که هر سال سخنرانی کوتاهش را در روز سیزدهم فروردین دربارۀ سیزدهبدر و در روز قدس دربارۀ اسرائیل و در روز عاشورا دربارۀ مصائب امام حسین(ع) پخش میکنند. مطهری، گفتارها و نوشتارهایی دارد که بهواقع اکنون امکان پخش آنها از رسانههای سراسری و رسمی نیست؛ همچون سخنان او دربارۀ حقوق دگراندیشان و برخی فیلسوفان غرب و ارجگذاری به کوششهای حقوق بشری آنان. آیا کسی باور میکند که عبارات زیر از مطهری باشد؟
«در دنیای غرب از قرن هفدهم به بعد، پابهپای نهضتهای علمی و فلسفی، نهضتی در زمینۀ مسائل اجتماعی و به نام "حقوق بشر" صورت گرفت. نویسندگان و متفکران قرن هفدهم و هجدهم، افکار خویش را دربارۀ حقوق طبیعی و فطری و غیر قابل سلب بشر با پشتکار قابل تحسینی در میان مردم پخش کردند. ژان ژاک روسو و ولتر و منتسکیو از این گروه نویسندگان و متفکراناند. این گروه حق عظیمی بر جامعۀ بشری دارند. شاید بتوان ادعا کرد که حق اینها بر جامعۀ بشری از حق مکتشفان و مخترعان بزرگ، کمتر نیست. اصل اساسی مورد توجه این گروه این نکته بود که انسان بالفطره و به فرمان خلقت و طبیعت، واجد یک سلسله حقوق و آزادیها است. این حقوق و آزادیها را هیچ فرد یا گروه، به هیچ عنوان و با هیچ نام نمیتوانند از فرد یا قومی سلب کنند؛ حتی خود صاحب حق نیز نمیتواند به میل و ارادۀ خود آنها را به غیر منتقل نماید و خود را از اینها عریان و منسلخ سازد. همۀ مردم، اعم از حاکم و محکوم، سفید و سیاه، ثروتمند و مستمند در این حقوق و آزادیها با یکدیگر متساوی و برابرند.» (نظام حقوق زن در اسلام، مقدمه، انتشارات صدرا، چاپ34، سال 1382،ص12)
در مجموعۀ چهارده جلدی «یادداشتهای استاد مطهری»، گاه عبارات و تحلیلهایی به چشم میخورد که من از یادآوری آنها در اینجا هراس دارم؛ اما او این سخنان را گفته است و این میراث گرانبها را از خود برجای گذاشته است. نه مطهری و نه هیچ کس دیگر، در جهان معرفت، فصل الخطاب نیست؛ اما شنیدن برخی سخنان از برخی نامداران در این سالها، جای خالی علامه طباطبایی و شهید مطهری را نمایانتر میکند.
رضا بابایی
@rezababaei43
استاد مطهری، علوم دینی را یک گام به جلو برد. دانش و میزان مطالعات دینی و سرمایههای علمی او هنوز در میان روحانیان کممانند است و حوزههای علمیه، دیگر نتوانستند مانند او را در دامان خود بپرورند. علوم دینی، پس از او نیز بالید و به راه خود ادامه داد؛ اما همچنان نیمنگاهی به نوشتهها و سخنرانیهای او در دو دهۀ چهل و پنجاه دارد.
جفای بزرگی که بر مطهری رفت، بسندگی به نام و چند سخنرانی کوتاه او است. بهتقریب هیچ یک از آرمانها و اندیشههای آن شهید بزرگوار، جامۀ عمل نپوشید؛ اما آثاری که آفرید، همچنان خواندنی است. مطهری، فقط آن نیست که هر سال سخنرانی کوتاهش را در روز سیزدهم فروردین دربارۀ سیزدهبدر و در روز قدس دربارۀ اسرائیل و در روز عاشورا دربارۀ مصائب امام حسین(ع) پخش میکنند. مطهری، گفتارها و نوشتارهایی دارد که بهواقع اکنون امکان پخش آنها از رسانههای سراسری و رسمی نیست؛ همچون سخنان او دربارۀ حقوق دگراندیشان و برخی فیلسوفان غرب و ارجگذاری به کوششهای حقوق بشری آنان. آیا کسی باور میکند که عبارات زیر از مطهری باشد؟
«در دنیای غرب از قرن هفدهم به بعد، پابهپای نهضتهای علمی و فلسفی، نهضتی در زمینۀ مسائل اجتماعی و به نام "حقوق بشر" صورت گرفت. نویسندگان و متفکران قرن هفدهم و هجدهم، افکار خویش را دربارۀ حقوق طبیعی و فطری و غیر قابل سلب بشر با پشتکار قابل تحسینی در میان مردم پخش کردند. ژان ژاک روسو و ولتر و منتسکیو از این گروه نویسندگان و متفکراناند. این گروه حق عظیمی بر جامعۀ بشری دارند. شاید بتوان ادعا کرد که حق اینها بر جامعۀ بشری از حق مکتشفان و مخترعان بزرگ، کمتر نیست. اصل اساسی مورد توجه این گروه این نکته بود که انسان بالفطره و به فرمان خلقت و طبیعت، واجد یک سلسله حقوق و آزادیها است. این حقوق و آزادیها را هیچ فرد یا گروه، به هیچ عنوان و با هیچ نام نمیتوانند از فرد یا قومی سلب کنند؛ حتی خود صاحب حق نیز نمیتواند به میل و ارادۀ خود آنها را به غیر منتقل نماید و خود را از اینها عریان و منسلخ سازد. همۀ مردم، اعم از حاکم و محکوم، سفید و سیاه، ثروتمند و مستمند در این حقوق و آزادیها با یکدیگر متساوی و برابرند.» (نظام حقوق زن در اسلام، مقدمه، انتشارات صدرا، چاپ34، سال 1382،ص12)
در مجموعۀ چهارده جلدی «یادداشتهای استاد مطهری»، گاه عبارات و تحلیلهایی به چشم میخورد که من از یادآوری آنها در اینجا هراس دارم؛ اما او این سخنان را گفته است و این میراث گرانبها را از خود برجای گذاشته است. نه مطهری و نه هیچ کس دیگر، در جهان معرفت، فصل الخطاب نیست؛ اما شنیدن برخی سخنان از برخی نامداران در این سالها، جای خالی علامه طباطبایی و شهید مطهری را نمایانتر میکند.
رضا بابایی
@rezababaei43
Forwarded from حسین باستانی Hossein Bastani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیوی طنز 14 ثانیه ای، مربوط به نحوه برنده شدن در یک رقابت ورزشی است و هیچ ارتباطی با مسائل سیاسی روز (دیروز) ایران ندارد.
Forwarded from R J
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کوتاه on time
“در زمان حال”
برنده چندین جایزه بین المللی و معتبر مثل جشنواره برلین
« بسیار زیبا و دیدنی، حتما ببنید »
--------------
کانال پیج خلاقیت
👉 @page_khalaghiat
“در زمان حال”
برنده چندین جایزه بین المللی و معتبر مثل جشنواره برلین
« بسیار زیبا و دیدنی، حتما ببنید »
--------------
کانال پیج خلاقیت
👉 @page_khalaghiat
Forwarded from Deleted Account
اصغر فرهادی: یکی از دوستان تعریف می کرد که در یکی از اتوبوس های ژاپن دوربینی کار می گذارند و می بینند کسانی که سوار اتوبوس می شوند، نفر اول روی اولین صندلی خالی می نشیند، نفر دوم، کنار او و به همین ترتیب تا کل صندلی ها پر می شود؛ در ایران همین تست را انجام دادند و دیدند، نفر اول روی اولین صندلی خالی می نشیند و نفر دوم با بیشترین فاصله روی صندلی خالی دیگر و تنها می نشیند. تا وقتی صندلی خالی وجود دارد، همه تک تک می نشینند تا صندلی های خالی پر شود و کنار دست آنها می نشینند؛ انگار اینجا تا مجبور نباشند حاضر نیستند کنار کس دیگری بنشینند، در مورد تاکسی هم همینطور؛ وقتی روی صندلی عقب نشسته ایم دلمان نمی خواه شخص دیگری کنارمان بنشیند؛ علی رغم اینکه مدعی داشتن یک جامعه ی بسیار مهربان و انسان دوست هستیم، یک نفرت پنهان بینمان وجود دارد؛ اما رسانه های رسمی مدام بر عکس این قضیه را جلوه می دهند و می گویند که همه با هم خوب هستند.!!!!!!
این متن،جزو ۱۰ متن برتر از نگاهمجله معتبر فوربس هستش.
این متن،جزو ۱۰ متن برتر از نگاهمجله معتبر فوربس هستش.
Forwarded from Deleted Account
کتاب« زنان فیلسوف در یونان و رم باستان» تألیف «رژین پی یترا» و ترجمه دکتر عباس باقری است وبه همت انتشارات نشر و پژوهش فرزان روز به چاپ رسیده است.
این کتاب، زنان فیلسوفی را معرفی می کند که در دوره ای که زنان، حق شرکت در بسیاری از محافل، از جمله محافل علمی را نداشتند، توانستند با استفاده از موقعیت خانوادگی- زیرا اکثر آنها از خانواده های مرفه بودند- به مجالس علمی وارد شوند و استعدادهای ذاتی خود را در زمینه های مختلف شکوفا کنند. این اثر، همانگونه که نویسنده به آن اشاره کرده، از یکدست بودن، فاصله گرفته است و دلیل آن هم عدم وجود اسناد معتبر و کافی درباره زنان فیلسوف است. البته این زنان کتاب های فلسفی نیز می نوشته اند که متأسفانه تمام آنها از بین رفته و فقط قطعه هایی در ستایش از آنها در دست است که از روی نامه هایی که بین آنها و مردان فیلسوف رد و بدل می شده است می توان به این نکته پی برد.
ترتیب معرفی، بر اساس عناوین موضوعی و بدون توجه به فاصله زمانی آنهاست. نویسنده، هدف خویش را از تألیف کتاب این نکته می داند که زنان دوستدار فلسفه از روزگاران دیرین وجود داشته اند. دانشمند آلمانی به نام وولف، همه اطلاعات راجع به زنان فیلسوف دوران باستان را در کتابی گردآورده است.
این کتاب، زنان فیلسوفی را معرفی می کند که در دوره ای که زنان، حق شرکت در بسیاری از محافل، از جمله محافل علمی را نداشتند، توانستند با استفاده از موقعیت خانوادگی- زیرا اکثر آنها از خانواده های مرفه بودند- به مجالس علمی وارد شوند و استعدادهای ذاتی خود را در زمینه های مختلف شکوفا کنند. این اثر، همانگونه که نویسنده به آن اشاره کرده، از یکدست بودن، فاصله گرفته است و دلیل آن هم عدم وجود اسناد معتبر و کافی درباره زنان فیلسوف است. البته این زنان کتاب های فلسفی نیز می نوشته اند که متأسفانه تمام آنها از بین رفته و فقط قطعه هایی در ستایش از آنها در دست است که از روی نامه هایی که بین آنها و مردان فیلسوف رد و بدل می شده است می توان به این نکته پی برد.
ترتیب معرفی، بر اساس عناوین موضوعی و بدون توجه به فاصله زمانی آنهاست. نویسنده، هدف خویش را از تألیف کتاب این نکته می داند که زنان دوستدار فلسفه از روزگاران دیرین وجود داشته اند. دانشمند آلمانی به نام وولف، همه اطلاعات راجع به زنان فیلسوف دوران باستان را در کتابی گردآورده است.
Forwarded from کانال بازنگری | ترکاشوند
مُباح الدم!
ریختن خونِ چه کسانی جایز است!
در بن بستِ حاج نایب به دنبال چه میگردی؟ بخش چهارم.
امیر ترکاشوند ، یکم خرداد 1395
@baznegari
در متون فقه سنّتی، تعبیر مباح الدم و از آن رُک تر مهدور الدم، اشاره به کسانی دارد که کشتن شان شرعاً رواست!.
لابد کسی که نگاهش به دین تربیت و تعالی انسان است، هنگامی که این تعبیر را در کلام فقها می بیند، پیشِ خود میگوید آن را به کار برده اند تا با احصای مصادیق اندک!، بر بسیار معدود بودنِ مشمولین توجه دهند و از حیات و جانِ آفریده های خدا پاسداری کنند!
چه، بر این باورند که بیش از هر کس این فقیه است که دغدغه های تربیتی و انسانی و از جمله توجه به این آیه را دارد: من قتل نفساً بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنّما قتل الناس جمیعاً و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعاً (سوره مائده آیه 32).
این اذهان پاک انتظار دارند در ذیل عنوان مباح الدم فقط! افرادی از این دست را در متون فقهی ببینند:
رهبرانی که جنگی خانمانسوز را آغاز میکنند
جنایتکاران جنگی
کسانی که قتل، عادتشان شده
کسانی که مردم را وادار به پرستش و اطاعت محض از خود میکند و جلوی شکوفایی فطرت را میگیرد.
اما با صد افسوس باید گفت مصادیق مباح الدم در فقه سنتی چنان موسّع و با دست و دل بازی است که هر خواننده ای را به وحشت می اندازد. فهرست کسانی که مطابق این نوع فقه، خون شان و جان شان در معرض تهدید قرار دارد چنین است:
🔸نامسلمانانِ غیر اهل کتاب، مطلقاً.
🔸اهل کتاب، اگر تحت مقررات و تسلطِ حکومت اسلامی در نیایند.
🔸فرقه های گمراهِ مسلمان، به تشخیص همان فقه.
🔸مسلمانانی که به نماز ، روزه ، زکات و امثالهم تن ندهند و یا حتی در انجام آنها سستی کنند.
🔸تشکل های مسلمان که از اطاعت امام المسلمین خارج شوند و سازِ مخالف سر دهند.
چنانکه ملاحظه شد با این فهرست، بیش از 95 درصد جمعیتِ کنونی جهان در معرض تهدیدِ نهفته و سر برنیاورده ای هستند که در متون فقه سنتی جا خوش کرده اند و یعنی، با اینکه این برداشتهای مُهلک فرصت بروز پیدا نکرده اند ولی همواره در قرون متمادی در متون فقهی حضور داشته و مورد تدریس قرار میگرفته است.
با این وصف، آیا قدما هُنری در دین برای تربیت انسان قائل بوده اند!؟ پاسخ، نه است اما امید می رود در فقه نوینِ در حال رویشی که به یُمن انقلاب اسلامی شکوفه زده و به آموزه های راستین و غیر خلافتی نزدیک است شاهد نگاه تربیتی، و نه حذفی باشیم.
telegram.me/baznegari
ریختن خونِ چه کسانی جایز است!
در بن بستِ حاج نایب به دنبال چه میگردی؟ بخش چهارم.
امیر ترکاشوند ، یکم خرداد 1395
@baznegari
در متون فقه سنّتی، تعبیر مباح الدم و از آن رُک تر مهدور الدم، اشاره به کسانی دارد که کشتن شان شرعاً رواست!.
لابد کسی که نگاهش به دین تربیت و تعالی انسان است، هنگامی که این تعبیر را در کلام فقها می بیند، پیشِ خود میگوید آن را به کار برده اند تا با احصای مصادیق اندک!، بر بسیار معدود بودنِ مشمولین توجه دهند و از حیات و جانِ آفریده های خدا پاسداری کنند!
چه، بر این باورند که بیش از هر کس این فقیه است که دغدغه های تربیتی و انسانی و از جمله توجه به این آیه را دارد: من قتل نفساً بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنّما قتل الناس جمیعاً و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعاً (سوره مائده آیه 32).
این اذهان پاک انتظار دارند در ذیل عنوان مباح الدم فقط! افرادی از این دست را در متون فقهی ببینند:
رهبرانی که جنگی خانمانسوز را آغاز میکنند
جنایتکاران جنگی
کسانی که قتل، عادتشان شده
کسانی که مردم را وادار به پرستش و اطاعت محض از خود میکند و جلوی شکوفایی فطرت را میگیرد.
اما با صد افسوس باید گفت مصادیق مباح الدم در فقه سنتی چنان موسّع و با دست و دل بازی است که هر خواننده ای را به وحشت می اندازد. فهرست کسانی که مطابق این نوع فقه، خون شان و جان شان در معرض تهدید قرار دارد چنین است:
🔸نامسلمانانِ غیر اهل کتاب، مطلقاً.
🔸اهل کتاب، اگر تحت مقررات و تسلطِ حکومت اسلامی در نیایند.
🔸فرقه های گمراهِ مسلمان، به تشخیص همان فقه.
🔸مسلمانانی که به نماز ، روزه ، زکات و امثالهم تن ندهند و یا حتی در انجام آنها سستی کنند.
🔸تشکل های مسلمان که از اطاعت امام المسلمین خارج شوند و سازِ مخالف سر دهند.
چنانکه ملاحظه شد با این فهرست، بیش از 95 درصد جمعیتِ کنونی جهان در معرض تهدیدِ نهفته و سر برنیاورده ای هستند که در متون فقه سنتی جا خوش کرده اند و یعنی، با اینکه این برداشتهای مُهلک فرصت بروز پیدا نکرده اند ولی همواره در قرون متمادی در متون فقهی حضور داشته و مورد تدریس قرار میگرفته است.
با این وصف، آیا قدما هُنری در دین برای تربیت انسان قائل بوده اند!؟ پاسخ، نه است اما امید می رود در فقه نوینِ در حال رویشی که به یُمن انقلاب اسلامی شکوفه زده و به آموزه های راستین و غیر خلافتی نزدیک است شاهد نگاه تربیتی، و نه حذفی باشیم.
telegram.me/baznegari
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
t.iss.one/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
t.iss.one/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
t.iss.one/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
t.iss.one/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
t.iss.one/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
t.iss.one/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
t.iss.one/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
t.iss.one/baznegari/1162
.
Forwarded from deleted account
🍃 برگرفته از کتاب قمار عاشقانه
#دکتر_عبدالکریم_سروش
همه می دانیم که مولوی پس از رویا رویی با شمس تبریزی " مولوی " شد و هر چه بعدا پیش آمده ، در این ملاقات فوق العاده استثنائی ، عجیب ، و بی نظیر ریشه داشته است .
شاید به بیان ساده و مجمل بتوانیم بگوئیم که مولوی تا پیش از ملاقات با شمس ، یک " غزالی " بود . اما ملاقات او با شمس تبریزی یک ملاقات بسیار استثنائی بود و ما فقط از لابلای اشارات مجمل و مبهم مولوی می توانیم درباره آن واقعه که تحولی عظیم در شخصیت وی پدید آورد ، اطلاعاتی مختصر بدست آوریم .
مولوی از این تحول شخصیت اگر سخن مستقیمی گفته باشد ، همین است که شمس گوهری به نام " عاشقی " را به او هدیه کرد و پس از آن بود که وی با شخصیت عاشق و طراوت آفرین و تازه ای که یافت آن آثار جاودان را پدید آورد .
چیزی که در آثار مولوی موج می زند ، نو بودن سخنان اوست . شما هیچ گاه از ورود در آثار مولوی ملول نمی شوید . ... سخنانش هیچ گاه کهنگی و ملال انگیزی سخن دیگران را پیدا نمی کنید . کتاب او را بارها و بارها می توان خواند و هر بار بهره های تازه برد و آب لطف تازه ای بر سر و روی روان خود زد .....
به همین دلیل وقتی شما آثار او را می خوانید ، احساس می کنید وارد فضاهای تازه ای شده اید و حقیقتا عید شدن را در خود تجربه می کنید .
🌻 شاید در تمام " مثنوی " کمتر از چهار یا پنج مورد وجود داشته باشد که مولوی بگوید ما در گذشته چنین گفتیم . این شخص اصلا در بند گذشته نبود ، یعنی هر روز نو می شد .
آدمیان طراوت خود را از دست می دهند زیرا در گذشته متوقف می شوند . اما کسی که از زمان ، یا به تعبیر خود آن بزرگوار از " ساعت " رهایی یافته ، عید شدن را به مثابه امری جاری و طبیعی و نه استثنائی در خویشتن تجربه می کند :
جمله تلوین ها ز ساعت خواسته است
رست از تلوین ، که از ساعت برست
چون ز ساعت ، ساعتی بیرون شوی
چون نماند ، محرم بی چون شوی
سیرسلوکی در مراتب تعالی الی الله ، راه هایی به عدد انسانها یی دارد که خداوند خلق کرده و هر کدام را بمنزله قطعه ای از پازل طرح خلقت و یا ورقی از کتاب آفرینش خود قرار داده است .
اما مطالعه احوالات بزرگان ، بی شک چراغ فروزانی پیش رو خواهد گشود تا از انوار وجودشان بهره ها برده و بر تاریکی ها و سنگلاخ ها در مسیر واقف گردیم .
✍ @Philsoph
#دکتر_عبدالکریم_سروش
همه می دانیم که مولوی پس از رویا رویی با شمس تبریزی " مولوی " شد و هر چه بعدا پیش آمده ، در این ملاقات فوق العاده استثنائی ، عجیب ، و بی نظیر ریشه داشته است .
شاید به بیان ساده و مجمل بتوانیم بگوئیم که مولوی تا پیش از ملاقات با شمس ، یک " غزالی " بود . اما ملاقات او با شمس تبریزی یک ملاقات بسیار استثنائی بود و ما فقط از لابلای اشارات مجمل و مبهم مولوی می توانیم درباره آن واقعه که تحولی عظیم در شخصیت وی پدید آورد ، اطلاعاتی مختصر بدست آوریم .
مولوی از این تحول شخصیت اگر سخن مستقیمی گفته باشد ، همین است که شمس گوهری به نام " عاشقی " را به او هدیه کرد و پس از آن بود که وی با شخصیت عاشق و طراوت آفرین و تازه ای که یافت آن آثار جاودان را پدید آورد .
چیزی که در آثار مولوی موج می زند ، نو بودن سخنان اوست . شما هیچ گاه از ورود در آثار مولوی ملول نمی شوید . ... سخنانش هیچ گاه کهنگی و ملال انگیزی سخن دیگران را پیدا نمی کنید . کتاب او را بارها و بارها می توان خواند و هر بار بهره های تازه برد و آب لطف تازه ای بر سر و روی روان خود زد .....
به همین دلیل وقتی شما آثار او را می خوانید ، احساس می کنید وارد فضاهای تازه ای شده اید و حقیقتا عید شدن را در خود تجربه می کنید .
🌻 شاید در تمام " مثنوی " کمتر از چهار یا پنج مورد وجود داشته باشد که مولوی بگوید ما در گذشته چنین گفتیم . این شخص اصلا در بند گذشته نبود ، یعنی هر روز نو می شد .
آدمیان طراوت خود را از دست می دهند زیرا در گذشته متوقف می شوند . اما کسی که از زمان ، یا به تعبیر خود آن بزرگوار از " ساعت " رهایی یافته ، عید شدن را به مثابه امری جاری و طبیعی و نه استثنائی در خویشتن تجربه می کند :
جمله تلوین ها ز ساعت خواسته است
رست از تلوین ، که از ساعت برست
چون ز ساعت ، ساعتی بیرون شوی
چون نماند ، محرم بی چون شوی
سیرسلوکی در مراتب تعالی الی الله ، راه هایی به عدد انسانها یی دارد که خداوند خلق کرده و هر کدام را بمنزله قطعه ای از پازل طرح خلقت و یا ورقی از کتاب آفرینش خود قرار داده است .
اما مطالعه احوالات بزرگان ، بی شک چراغ فروزانی پیش رو خواهد گشود تا از انوار وجودشان بهره ها برده و بر تاریکی ها و سنگلاخ ها در مسیر واقف گردیم .
✍ @Philsoph
Forwarded from deleted account
📄تعریف فلسفه برحسب آیین فلسفی ویژهای که اتخاذ میکنیم، متفاوت است؛ تنها آنچه میتوان در آغاز این گفتار گفت این است که بعضی از مسائل هستند که برای برخی کسان جالب توجهاند و دست کم در زمان کنونی به علم خاصی تعلق ندارند. این مسائل همه به اینگونهاند که شکهای پیرامون آنچه متعارفاً به منزلۀ «معرفت» پذیرفته شده است، بر میانگیزند. اگر بنا باشد پاسخی به این شکها داده شود، تنها به وسیلۀ بررسی ویژهای است که بر آن نام «فلسفه» مینهیم.
ازاین رو نخستین گام در به دست آوردن تعریفی از فلسفه بیان این مسائل و شکهاست که خود قدم اولی در بررسی واقعی فلسفه به شمار میرود.
📘 شک های فلسفی
🔸نویسنده: برتراند راسل
🔹مترجم: جلال الدین اعلم
👇👇👇
ازاین رو نخستین گام در به دست آوردن تعریفی از فلسفه بیان این مسائل و شکهاست که خود قدم اولی در بررسی واقعی فلسفه به شمار میرود.
📘 شک های فلسفی
🔸نویسنده: برتراند راسل
🔹مترجم: جلال الدین اعلم
👇👇👇
Forwarded from deleted account
📗📘📙📔
🔹شازده کوچولو
🔸نویسنده:آنتوان دو سنت اگزوپری
🔹برگرداننده:محمد قاضی، احمد شاملو
🔸ناشر: Éditions Gallimard در فرانسه
🔹تاریخ نشر ۱۹۴۳
💎 @Philsoph
✍ در این داستان سنت اگزوپری به شیوهای سوررئالیستی به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی میپردازد. طی این داستان سنت اگزوپری از دیدگاه یک کودک، که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسیاری از آدمها و کارهایشان است.
👇👇👇
🔹شازده کوچولو
🔸نویسنده:آنتوان دو سنت اگزوپری
🔹برگرداننده:محمد قاضی، احمد شاملو
🔸ناشر: Éditions Gallimard در فرانسه
🔹تاریخ نشر ۱۹۴۳
💎 @Philsoph
✍ در این داستان سنت اگزوپری به شیوهای سوررئالیستی به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی میپردازد. طی این داستان سنت اگزوپری از دیدگاه یک کودک، که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسیاری از آدمها و کارهایشان است.
👇👇👇
Forwarded from deleted account
کتاب_مصور_شازده_کوچولو_با_ترجمه_محمد_قاضی.pdf
1.7 MB
Forwarded from Deleted Account
🌹پرسش:
آیا زن و شوهر ی که در آخرت هر دو بهشتی شده اند، می توانند در بهشت دوباره با هم زندگی کنند؟
🌹پاسخ:
انسان در بهشت هر چیزی را که اراده کند، طبق آیه شریفه: وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ(1)، می تواند بدست بیاود. البته در صورتی که بین زن و شوهر اختلاف درجه و رتبه آخرتی وجود داشته باشد، حق انتخاب همسر با کسی است که از مقام بالاتری برخوردار است، بدین ترتیب هر یک از زوجین که مقام بالاتری دارد می تواند با همسر دنیایی خود که از او مقامش پائین تر است ازدواج کند و یا با همسری بهشتی که همطراز اوست ازدواج کند. این مطلب در روایت شریفی از امام صادق(علیه السلام) وارد شده و حضرت(علیه السلام) این حق انتخاب را مقتضای عدالت خداوند متعال میداند.(2)
همچنین شبیه این سوال را ام سلمه از رسول خدا(صلوات الله علیه و آله) میپرسد که اگر زنی دوبار شوهر کرده و هر دو از دنیا رفته باشند، در بهشت با کدامیک خواهد بود؟ حضرت(صلوات الله علیه و آله) فرمود: آنکه اخلاق بهتری نسبت به اهل و عیال خود دارد را انتخاب کن، شخصی را برگزین که برای خانواده اش از همه بهتر بوده، چرا که حسن خلق، خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد. (3)
بنابراین حق انتخاب با زوجی خواهد بود که از دیگری برتر است و این مطلب مطابق با عدالت حضرت حق و روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) می باشد.
1. زخرف/71: و در آنجا آنچه دلها مى خواهد و چشمها از آن لذّت مى برد آماده است.
2. رَوَى الْعَيَّاشِيُّ بِالْإِسْنَادِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمُؤْمِنِ تَكُونُ لَهُ امْرَأَةٌ مُؤْمِنَةٌ يَدْخُلَانِ الْجَنَّةَ يَتَزَوَّجُ أَحَدُهُمَا بِالْآخَرِ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ اللَّهَ حَكَمٌ عَدْلٌ إِنْ كَانَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا خَيَّرَ هُوَ فَإِنْ اخْتَارَهَا كَانَتْ مِنْ أَزْوَاجِهِ وَ إِنْ كَانَتْ هِيَ خَيْراً مِنْهَا خَيَّرَهَا فَإِنِ اخْتَارَتْهُ كَانَ زَوْجاً لَهَا؛ «...خداوند متعال حکیم و عادل است، اگر رتبهی زن بالاتر بود و خواست با مرد زمینیاش ازدواج کند میتواند او را انتخاب کند (و مرد نمیتواند وی را انتخاب کند) که در این صورت مرد همسر او میگردد ولی اگر رتبهی مرد بالاتر بود او میتواند زن را اختیار کند (اینجا زن چنین حقّی ندارد) که در این صورت، زن یکی از همسران مرد میشود» (بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج8 ؛ ص105)
3. قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا لِرَسُولِ اللَّهِ ص بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي الْمَرْأَةُ يَكُونُ لَهَا زَوْجَانِ فَيَمُوتُونَ وَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ لِأَيِّهِمَا تَكُونُ فَقَالَ ع يَا أُمَّ سَلَمَةَ تَخَيَّرُ أَحْسَنَهُمَا خُلُقاً وَ خَيْرَهُمَا لِأَهْلِهِ يَا أُمَّ سَلَمَةَ إِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.(الأمالي(للصدوق) ، ص498)
آیا زن و شوهر ی که در آخرت هر دو بهشتی شده اند، می توانند در بهشت دوباره با هم زندگی کنند؟
🌹پاسخ:
انسان در بهشت هر چیزی را که اراده کند، طبق آیه شریفه: وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ(1)، می تواند بدست بیاود. البته در صورتی که بین زن و شوهر اختلاف درجه و رتبه آخرتی وجود داشته باشد، حق انتخاب همسر با کسی است که از مقام بالاتری برخوردار است، بدین ترتیب هر یک از زوجین که مقام بالاتری دارد می تواند با همسر دنیایی خود که از او مقامش پائین تر است ازدواج کند و یا با همسری بهشتی که همطراز اوست ازدواج کند. این مطلب در روایت شریفی از امام صادق(علیه السلام) وارد شده و حضرت(علیه السلام) این حق انتخاب را مقتضای عدالت خداوند متعال میداند.(2)
همچنین شبیه این سوال را ام سلمه از رسول خدا(صلوات الله علیه و آله) میپرسد که اگر زنی دوبار شوهر کرده و هر دو از دنیا رفته باشند، در بهشت با کدامیک خواهد بود؟ حضرت(صلوات الله علیه و آله) فرمود: آنکه اخلاق بهتری نسبت به اهل و عیال خود دارد را انتخاب کن، شخصی را برگزین که برای خانواده اش از همه بهتر بوده، چرا که حسن خلق، خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد. (3)
بنابراین حق انتخاب با زوجی خواهد بود که از دیگری برتر است و این مطلب مطابق با عدالت حضرت حق و روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) می باشد.
1. زخرف/71: و در آنجا آنچه دلها مى خواهد و چشمها از آن لذّت مى برد آماده است.
2. رَوَى الْعَيَّاشِيُّ بِالْإِسْنَادِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمُؤْمِنِ تَكُونُ لَهُ امْرَأَةٌ مُؤْمِنَةٌ يَدْخُلَانِ الْجَنَّةَ يَتَزَوَّجُ أَحَدُهُمَا بِالْآخَرِ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ اللَّهَ حَكَمٌ عَدْلٌ إِنْ كَانَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا خَيَّرَ هُوَ فَإِنْ اخْتَارَهَا كَانَتْ مِنْ أَزْوَاجِهِ وَ إِنْ كَانَتْ هِيَ خَيْراً مِنْهَا خَيَّرَهَا فَإِنِ اخْتَارَتْهُ كَانَ زَوْجاً لَهَا؛ «...خداوند متعال حکیم و عادل است، اگر رتبهی زن بالاتر بود و خواست با مرد زمینیاش ازدواج کند میتواند او را انتخاب کند (و مرد نمیتواند وی را انتخاب کند) که در این صورت مرد همسر او میگردد ولی اگر رتبهی مرد بالاتر بود او میتواند زن را اختیار کند (اینجا زن چنین حقّی ندارد) که در این صورت، زن یکی از همسران مرد میشود» (بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج8 ؛ ص105)
3. قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا لِرَسُولِ اللَّهِ ص بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي الْمَرْأَةُ يَكُونُ لَهَا زَوْجَانِ فَيَمُوتُونَ وَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ لِأَيِّهِمَا تَكُونُ فَقَالَ ع يَا أُمَّ سَلَمَةَ تَخَيَّرُ أَحْسَنَهُمَا خُلُقاً وَ خَيْرَهُمَا لِأَهْلِهِ يَا أُمَّ سَلَمَةَ إِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.(الأمالي(للصدوق) ، ص498)
Forwarded from کانال ویژه های اخبار
🍏🍎🍏
یک متن خيلى جالب پيدا كردم از كتاب فارسى دبستان سال ١٣٢٤ ...
ببينيد سطح آموزش در آن دوران چگونه بود!...
🍃دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند.
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد.
🍂چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است، چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق .
🍃همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد: به حرمت برادرت تو را بخشيدم!
🍂 برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت : يا رب! من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي؟ آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست؟
🍃ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست...
کتاب فارسي دبستان سال ۱۳۲۴
مادرم❤️ خیلی دوستت❤️ دارم..
https://telegram.me/joinchat/BvedHzvm8hIpIHb0ITSqjQ
با صدای گوینده اختصاصی کانال خدا
✨ خانم رویا امیرخانی✨
یک متن خيلى جالب پيدا كردم از كتاب فارسى دبستان سال ١٣٢٤ ...
ببينيد سطح آموزش در آن دوران چگونه بود!...
🍃دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند.
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد.
🍂چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است، چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق .
🍃همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد: به حرمت برادرت تو را بخشيدم!
🍂 برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت : يا رب! من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي؟ آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست؟
🍃ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست...
کتاب فارسي دبستان سال ۱۳۲۴
مادرم❤️ خیلی دوستت❤️ دارم..
https://telegram.me/joinchat/BvedHzvm8hIpIHb0ITSqjQ
با صدای گوینده اختصاصی کانال خدا
✨ خانم رویا امیرخانی✨
Forwarded from deleted account
🔊 کتاب صوتی الفبای فلسفه
🔹نام کتاب: کتاب صوتی الفبای فلسفه
🔸نویسنده: نایجل واربرتون
🔹مترجم: مسعود علیا
@Philsoph
👇👇👇
🔹نام کتاب: کتاب صوتی الفبای فلسفه
🔸نویسنده: نایجل واربرتون
🔹مترجم: مسعود علیا
@Philsoph
👇👇👇
Forwarded from deleted account
Alefbaye Falsafe [ @philsoph ]
Nigel Warburton/Masood-e-Olia
Forwarded from deleted account
Alefbaye Falsafe [www.AvaNameh.com]
Nigel Warburton/Masood-e-Olia
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🔊📘📙🔊
✅ کتاب الفبای فلسفه که در شمار کتاب های پرفروش قرار داشته است، خواننده را با ظرافت و قدم به قدم با وادی فلسفه آشنا می کند. نایجل واربرتون در هر فصل به یکی از حوزه های مهم فلسفه می پردازد و آرا و مضمامین اساسی در آن حوزه را شرح و بررسی می کند:
🔸فلسفه چیست؟
🔹 آیا می توانید وجود خداوند را به اثبات برسانید؟
🔸چگونه در گستره اخلاق درست را از نادرست تشخیص می دهیم؟
🔹آیا گاهی باید از قانون سر پیچی کرد؟
🔸آیا جهان واقعا به همان صورتی است که تصور می کنید؟
🔹آیا می دانید که راه و رسم علم چیست؟
🔸آیا ذهن شما جدا از بدن شماست؟
🔹آیا می توانید هنر را تعریف کنید؟
هر آنچه ذهن را به تکاپو ، پویایی و اندیشه وامیدارد در 👇👇
💎 کانال دوستداران فلسفه
🔰دانلود کامل کتاب صوتی
✅ کتاب الفبای فلسفه که در شمار کتاب های پرفروش قرار داشته است، خواننده را با ظرافت و قدم به قدم با وادی فلسفه آشنا می کند. نایجل واربرتون در هر فصل به یکی از حوزه های مهم فلسفه می پردازد و آرا و مضمامین اساسی در آن حوزه را شرح و بررسی می کند:
🔸فلسفه چیست؟
🔹 آیا می توانید وجود خداوند را به اثبات برسانید؟
🔸چگونه در گستره اخلاق درست را از نادرست تشخیص می دهیم؟
🔹آیا گاهی باید از قانون سر پیچی کرد؟
🔸آیا جهان واقعا به همان صورتی است که تصور می کنید؟
🔹آیا می دانید که راه و رسم علم چیست؟
🔸آیا ذهن شما جدا از بدن شماست؟
🔹آیا می توانید هنر را تعریف کنید؟
هر آنچه ذهن را به تکاپو ، پویایی و اندیشه وامیدارد در 👇👇
💎 کانال دوستداران فلسفه
🔰دانلود کامل کتاب صوتی
Forwarded from فلسفهگرام
《هو العالم》
/بررسی نسبت انسان مدرن با عالم هستی/
کلیت مدرنیسم و علوم آن برای انکشاف حقیقت وپاسخ به معماهای جهان طراحی نشده اند.
درست برخلاف علوم ماقبل مدرن که برای انکشاف حقیقت وپاسخ به سوال های بشر طراحی شده بودند
فرانسیس بیکن به عنوان یکی از اصلی ترین پیشتازان علم و فلسفه مدرن درکتاب آتلانتیس نو میگوید
(در گذشته علم هدفی جز پاسخ به معماهای هستی نداشت وعلماو دانشمندان درپی یافتن حقیقت بودند ۰۰۰امادردوران جدید هدف علم تنها قدرت است)
لذا هدف علوم در مدرنیته تسلط استکباری بر طبیعت است نه انکشاف حقیقت
به تعبیر نیچه(علوم مدرن ،اراده معطوف به قدرت اند)
اختلاف اساسی بین انسان وعلوم مدرن وانسان وعلوم غیر مدرن در( نسبتی است که آنهابا عالم وجود)برقرار کرده اند
به تعبیری اختلاف اساسی در(دازاین)این دواست
انسان مدرن نسبتی استکباری واستیلا جو با عالم برقرار میکند
این انسان که به تعبیر میشل فوکو( اختراعی است جدید)دارای سه بعد شخصیتی مهم است
۱-هابز انسان را موجودی میداند که دارای دو موتور متحرک است
۱-شهوت۲-سود
وهر آنچه خا ج ازاین دو بعد باشد به تعبیر دیوید هیوم(توتولوژیک)و(پوچ)است ،البته فروید صریحتر سخن میگوید وانسانی که خارج از این دوبعد می اندیشد را(بیمار روانی)میخواند که دچار بیماری(روان رنجوری وسواس همگانی)است
۲-فرانسیس بیکن در کتاب(ارغنون نو)میگوید در گذشته هدف علوم انکشاف حقیقت بود امادرعصر جدید هدف علم فقط کسب قدرت است
به عبارتی گزاره ای علمی است که قدرت تکنیکی بشر را بیفزاید
۳-دکارت در کتاب(چگونگی روش به کار بستن عقل)میگوید
انسان جدید باید مالک الرغاب(خدا)هستی شود
با چینش این سه پازل کنار یکدیگر در میابیم که انسان مدرن
انسانی است که:
سودجووشهوت طلب است»»»»»»»»»نگاه هابزی
صرفا به دنبال قدرت استکباری است»»»»»»»»»»»نگاه بیکنی
ودرصدد تسلط استکباری بر عالم و طبیعت است »»»»»»نگاه دکارتی
از تلفیق این سه بعد (سوبژکتیویسم) به وجود می آید
سوبژکتیویته یعنی( انسانی که خودش را محور کائنات قلمداد میکندوصرفا سودطلب وشهوت ران است وبه دنبال تسلط واستیلای استکباری وظالمانه بر عالم وآدم میباشد تا قدرت طاغوتی وی تامین شود)
لذا ازاین نوع نگاه هیچ انکشاف حقیقتی وهیچ پاسخ به پرسشی در نمی آید
بلکه تنها تسلط استکباری انسان بر عالم زاییده میشود.
(اشراق)
/بررسی نسبت انسان مدرن با عالم هستی/
کلیت مدرنیسم و علوم آن برای انکشاف حقیقت وپاسخ به معماهای جهان طراحی نشده اند.
درست برخلاف علوم ماقبل مدرن که برای انکشاف حقیقت وپاسخ به سوال های بشر طراحی شده بودند
فرانسیس بیکن به عنوان یکی از اصلی ترین پیشتازان علم و فلسفه مدرن درکتاب آتلانتیس نو میگوید
(در گذشته علم هدفی جز پاسخ به معماهای هستی نداشت وعلماو دانشمندان درپی یافتن حقیقت بودند ۰۰۰امادردوران جدید هدف علم تنها قدرت است)
لذا هدف علوم در مدرنیته تسلط استکباری بر طبیعت است نه انکشاف حقیقت
به تعبیر نیچه(علوم مدرن ،اراده معطوف به قدرت اند)
اختلاف اساسی بین انسان وعلوم مدرن وانسان وعلوم غیر مدرن در( نسبتی است که آنهابا عالم وجود)برقرار کرده اند
به تعبیری اختلاف اساسی در(دازاین)این دواست
انسان مدرن نسبتی استکباری واستیلا جو با عالم برقرار میکند
این انسان که به تعبیر میشل فوکو( اختراعی است جدید)دارای سه بعد شخصیتی مهم است
۱-هابز انسان را موجودی میداند که دارای دو موتور متحرک است
۱-شهوت۲-سود
وهر آنچه خا ج ازاین دو بعد باشد به تعبیر دیوید هیوم(توتولوژیک)و(پوچ)است ،البته فروید صریحتر سخن میگوید وانسانی که خارج از این دوبعد می اندیشد را(بیمار روانی)میخواند که دچار بیماری(روان رنجوری وسواس همگانی)است
۲-فرانسیس بیکن در کتاب(ارغنون نو)میگوید در گذشته هدف علوم انکشاف حقیقت بود امادرعصر جدید هدف علم فقط کسب قدرت است
به عبارتی گزاره ای علمی است که قدرت تکنیکی بشر را بیفزاید
۳-دکارت در کتاب(چگونگی روش به کار بستن عقل)میگوید
انسان جدید باید مالک الرغاب(خدا)هستی شود
با چینش این سه پازل کنار یکدیگر در میابیم که انسان مدرن
انسانی است که:
سودجووشهوت طلب است»»»»»»»»»نگاه هابزی
صرفا به دنبال قدرت استکباری است»»»»»»»»»»»نگاه بیکنی
ودرصدد تسلط استکباری بر عالم و طبیعت است »»»»»»نگاه دکارتی
از تلفیق این سه بعد (سوبژکتیویسم) به وجود می آید
سوبژکتیویته یعنی( انسانی که خودش را محور کائنات قلمداد میکندوصرفا سودطلب وشهوت ران است وبه دنبال تسلط واستیلای استکباری وظالمانه بر عالم وآدم میباشد تا قدرت طاغوتی وی تامین شود)
لذا ازاین نوع نگاه هیچ انکشاف حقیقتی وهیچ پاسخ به پرسشی در نمی آید
بلکه تنها تسلط استکباری انسان بر عالم زاییده میشود.
(اشراق)
Forwarded from افــــــق رویـــــداد
#حقوق_بشر
⚠️ﻛﺎﺭﮔﺮاﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﻼﻕ ﺧﻮﺭﺩﻥ هستند
ﻣﺰاﺣﻢ ﻧﺸﻮﻳﺪ..!
🎨 مانا نیستانی
➖پ.ن
اجرای "حکم شلاق" برای کارگران معدن طلای «آقدره» که در اعتراض به اخراج همکارانشان تجمع کرده بودند.
💎 @ofoghroydad
⚠️ﻛﺎﺭﮔﺮاﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﻼﻕ ﺧﻮﺭﺩﻥ هستند
ﻣﺰاﺣﻢ ﻧﺸﻮﻳﺪ..!
🎨 مانا نیستانی
➖پ.ن
اجرای "حکم شلاق" برای کارگران معدن طلای «آقدره» که در اعتراض به اخراج همکارانشان تجمع کرده بودند.
💎 @ofoghroydad