Forwarded from 🔱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم_کوتاه
فیلم: یک صدم ثانیه
کارگردانان: سوزان جیکوبسن و الکس بودن
این فيلم تكان دهنده و ۶ دقیقه ای، فقط یک دیالوگ دارد و برنده جایزه فیلم کوتاه منهتن نيز شده است.
Channel: @CafeArts 🎬
فیلم: یک صدم ثانیه
کارگردانان: سوزان جیکوبسن و الکس بودن
این فيلم تكان دهنده و ۶ دقیقه ای، فقط یک دیالوگ دارد و برنده جایزه فیلم کوتاه منهتن نيز شده است.
Channel: @CafeArts 🎬
Forwarded from یادداشت های فلسفی
فلسفة سیاست
گاهی به جای واژة ترکیبی فلسفة سیاست از واژة ترکیبی فلسفة سیاسی استفاده شده و همان معنا اراده میشود. به عبارت دیگر به جای ترکیب اضافی از ترکیب وصفی استفاده میشود. به نظر میرسد این اشتباه ناشی از اصطلاح انگلیسی 1 آن است که آن هم به صورت وصفی ترکیب شده است. در همة فلسفههای مضاف ترکیب بایستی به صورت اضافی بیان شود تا معنای صحیحی از آن برداشت شود. وقتی ترکیب فلسفة سیاسی به کار میرود بیشتر معنای فلسفهای که رنگ و بوی سیاسی دارد از آن به مشام میرسد.
در هر صورت فلسفة سیاست به دانشی گفته میشود که مبادی تصوری و تصدیقی سیاست را بررسی میکند. و اما سیاست در لغت به معنای اداره کردن و در اصطلاح به معنای حکومت کردن است. اگر بخواهیم تعریفی تفصیلی از سیاست ارائه دهیم باید بگوییم: سیاست عبارت است از مدیریت و رهبری جامعه برای تامین مصالح مادی و معنوی آنها. به این ترتیب فلسفة سیاست دانشی است که دربارة حکومت، دولت، ضرورت آن، حاکم، ویژگیهای حاکم، انواع حکومت، حق حاکمیت و منشأ آن گفتگو میکند. مشروعیت حکومتو منشأ این مشروعیت بحث مهم فلسفة سیاست است. گفتگو دربارة انواع دولتها، قوای مختلف دولتی و کیفیت تقسیم قدرت، رابطة مردم و حکومت، حدود آزادی مردم و حوزة دخالت قوانین و مقررات حکومتی از جمله بحثهای مهمی است که در فلسفة سیاست گفتگو میشوند. 2
-------------------------
1 . Political Philosophy
2 . دربارة فلسفة سیاست نگاه کنید: محمدجواد نوروزی، فلسفة سیاسی اسلام.
@sarbakhshi
گاهی به جای واژة ترکیبی فلسفة سیاست از واژة ترکیبی فلسفة سیاسی استفاده شده و همان معنا اراده میشود. به عبارت دیگر به جای ترکیب اضافی از ترکیب وصفی استفاده میشود. به نظر میرسد این اشتباه ناشی از اصطلاح انگلیسی 1 آن است که آن هم به صورت وصفی ترکیب شده است. در همة فلسفههای مضاف ترکیب بایستی به صورت اضافی بیان شود تا معنای صحیحی از آن برداشت شود. وقتی ترکیب فلسفة سیاسی به کار میرود بیشتر معنای فلسفهای که رنگ و بوی سیاسی دارد از آن به مشام میرسد.
در هر صورت فلسفة سیاست به دانشی گفته میشود که مبادی تصوری و تصدیقی سیاست را بررسی میکند. و اما سیاست در لغت به معنای اداره کردن و در اصطلاح به معنای حکومت کردن است. اگر بخواهیم تعریفی تفصیلی از سیاست ارائه دهیم باید بگوییم: سیاست عبارت است از مدیریت و رهبری جامعه برای تامین مصالح مادی و معنوی آنها. به این ترتیب فلسفة سیاست دانشی است که دربارة حکومت، دولت، ضرورت آن، حاکم، ویژگیهای حاکم، انواع حکومت، حق حاکمیت و منشأ آن گفتگو میکند. مشروعیت حکومتو منشأ این مشروعیت بحث مهم فلسفة سیاست است. گفتگو دربارة انواع دولتها، قوای مختلف دولتی و کیفیت تقسیم قدرت، رابطة مردم و حکومت، حدود آزادی مردم و حوزة دخالت قوانین و مقررات حکومتی از جمله بحثهای مهمی است که در فلسفة سیاست گفتگو میشوند. 2
-------------------------
1 . Political Philosophy
2 . دربارة فلسفة سیاست نگاه کنید: محمدجواد نوروزی، فلسفة سیاسی اسلام.
@sarbakhshi
Forwarded from یادداشت های فلسفی
فلسفة تاریخ
آنچه را که بر یک امر گذشته است تاریخ مینامیم. این سرگذشت معمولاً با تغییر همراه است و لذا چیزی که دگرگونی نداشته باشد بیتاریخ خواهد بود. با این تعریف تاریخ عام بوده از یک طرف شامل تاریخ طبیعی زمین، تاریخ تحولات منظومه، کهکشان، کیهان و به طور کلی جهان ماده شده و از طرف دیگر تاریخ جوامع بشری را در بر خواهد گرفت. اما آنچه از تاریخ در فلسفة تاریخ مدنظر است تاریخ مربوط به جوامع بشری است. با این تلقی مسائل مختلف و متنوعی در فلسفة تاریخ مورد بحث و گفتگو قرار میگیرد. تنوع این مسائل ناشی از دو تلقی مختلف از تاریخ است. در یک تلقی منظور از تاریخ وقایعی است که بر سر انسان و جوامع انسانی گذشته است و در تلقی دیگر منظور علم تاریخ است. متناسب با هر کدام از این تلقیها بحثهایی در فلسفة تاریخ مطرح میشود. از آنجا که رویکرد ما در تعریف فلسفههای مضاف عدم تفکیک بین مضافٌ الیه و علم به آن بوده است، در اینجا هم مجموع بحثهایی را که در هر دو تلقی مطرح میشوند به عنوان مباحث فلسفة تاریخ ذکر میکنیم. قبل از آن میتوان تعریف کلی پیشنهادی را که در همة فلسفههای مضاف ارائه کردیم در فلسفة تاریخ هم ذکر کرد. مطابق آن تعریف کلی فلسفة تاریخ دانشی است که به نحو عقلی به بررسی مبادی و مبانی تصوری و تصدیقی تاریخ میپردازد. این مباحث شامل روش بررسیهای تاریخی، ارزش معرفتشناختی این بررسیها و اصولی که در این بررسیها بایستی مراعات شود، میشود. از طرف دیگر اینکه حقیقت تاریخ چیست، آیا تاریخ واجد واقعیتی منحاز و هوشمند است یا امری انتزاعی است که با توجه به وقایع گذشته انتزاع میگردد؛ آیا وقایع تاریخی دارای علل مشخص و قانون عاماند ـ منطقی بر آنها حاکم است ـ یا به صورت تصادفی رخ میدهند؛ آیا تاریخ تکرار میشود؛ آیا تاریخ جوامع بشری دورههای مشخصی داشته و هر دوره ویژگیهای منحصر به فرد خود را داراست؛ آیا انسان در ساختن تاریخ کاملاً مختار است یا تحت حاکمیت جبر تاریخی عمل میکند؛ آیا تاریخ هدف مشخصی دارد و با موجودیت خاص خود رو به سوی آن هدف میرود؛ بحثهایی هستند که در فلسفة تاریخ مطرح میشوند. پاسخ به این سوالات فلسفة تاریخ را شکل میدهد و دیدگاههای بسیار متنوعی در پاسخ به آنها وجود دارد. 1
-------------------------
1 . برای آشنایی بیشتر با فلسفة تاریخ نگاه کنید به: مرتضی مطهری، مجموعة آثار، ج ۱۵؛ نیز: محمدتقی مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از نگاه قرآن.
@sarbakhshi
آنچه را که بر یک امر گذشته است تاریخ مینامیم. این سرگذشت معمولاً با تغییر همراه است و لذا چیزی که دگرگونی نداشته باشد بیتاریخ خواهد بود. با این تعریف تاریخ عام بوده از یک طرف شامل تاریخ طبیعی زمین، تاریخ تحولات منظومه، کهکشان، کیهان و به طور کلی جهان ماده شده و از طرف دیگر تاریخ جوامع بشری را در بر خواهد گرفت. اما آنچه از تاریخ در فلسفة تاریخ مدنظر است تاریخ مربوط به جوامع بشری است. با این تلقی مسائل مختلف و متنوعی در فلسفة تاریخ مورد بحث و گفتگو قرار میگیرد. تنوع این مسائل ناشی از دو تلقی مختلف از تاریخ است. در یک تلقی منظور از تاریخ وقایعی است که بر سر انسان و جوامع انسانی گذشته است و در تلقی دیگر منظور علم تاریخ است. متناسب با هر کدام از این تلقیها بحثهایی در فلسفة تاریخ مطرح میشود. از آنجا که رویکرد ما در تعریف فلسفههای مضاف عدم تفکیک بین مضافٌ الیه و علم به آن بوده است، در اینجا هم مجموع بحثهایی را که در هر دو تلقی مطرح میشوند به عنوان مباحث فلسفة تاریخ ذکر میکنیم. قبل از آن میتوان تعریف کلی پیشنهادی را که در همة فلسفههای مضاف ارائه کردیم در فلسفة تاریخ هم ذکر کرد. مطابق آن تعریف کلی فلسفة تاریخ دانشی است که به نحو عقلی به بررسی مبادی و مبانی تصوری و تصدیقی تاریخ میپردازد. این مباحث شامل روش بررسیهای تاریخی، ارزش معرفتشناختی این بررسیها و اصولی که در این بررسیها بایستی مراعات شود، میشود. از طرف دیگر اینکه حقیقت تاریخ چیست، آیا تاریخ واجد واقعیتی منحاز و هوشمند است یا امری انتزاعی است که با توجه به وقایع گذشته انتزاع میگردد؛ آیا وقایع تاریخی دارای علل مشخص و قانون عاماند ـ منطقی بر آنها حاکم است ـ یا به صورت تصادفی رخ میدهند؛ آیا تاریخ تکرار میشود؛ آیا تاریخ جوامع بشری دورههای مشخصی داشته و هر دوره ویژگیهای منحصر به فرد خود را داراست؛ آیا انسان در ساختن تاریخ کاملاً مختار است یا تحت حاکمیت جبر تاریخی عمل میکند؛ آیا تاریخ هدف مشخصی دارد و با موجودیت خاص خود رو به سوی آن هدف میرود؛ بحثهایی هستند که در فلسفة تاریخ مطرح میشوند. پاسخ به این سوالات فلسفة تاریخ را شکل میدهد و دیدگاههای بسیار متنوعی در پاسخ به آنها وجود دارد. 1
-------------------------
1 . برای آشنایی بیشتر با فلسفة تاریخ نگاه کنید به: مرتضی مطهری، مجموعة آثار، ج ۱۵؛ نیز: محمدتقی مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از نگاه قرآن.
@sarbakhshi
Forwarded from جرعه از چاهی | امین جباری
در کتاب "جهان بیخدا" از دیوید مایلز، پرسش گر از شرایطی میپرسد که تفکر خداناباورانه، بر زندگی اجتماعی خداناباوران، تاثیرات منفی میگذارد: خداناباوران در اجتماع،عموما دیدگاه خود نسبت به خدا را پنهان میکنند و تمایل زیادی به گفتگو در این باب ندارند!
بدینجا که می رسد،پرسشگر پرسش جالبی میکند:
+ آیا این نگرش به شرمسار بودن بیخدایان از خودشان اشاره دارد؟!
و البته پاسخ مایلز،پاسخی جالب و فایده گرایانه است:
- "نه به هیچ رو! گفته ای قدیمی هست که میگوید "اگر میخواهی دوستانت را از دست ندهی،هرگز از سیاست و دین سخن نگو!" بیخدایان میدانند موقعیت فلسفی آنان از سوی مردم بسیار بد فهمیده می شود. بیشتر بیخدایان دلیلی بر اینکه دانسته دوستان خود را برانند و خویش را ناخواسته از حقوق اجتماعی بی بهره کنند،نمی بینند."
با توجه به این پاسخ واقع بینانه، بعنوان یک خداباور، بنظرم بایست یا خویشتن را دعوت به کسب هاضمه فراخ و بالا بردن ظرفیت های اندیشه ای و کثرت گرایی کنیم تا در قبال یک خداناباور نیز همچنان بتوانیم اخلاق را مقدم گرفته و مهرنگر باشیم و یا اگر این دو را نداریم،حداقل از اعتقادات آدمیان دیگر نپرسیم.
@jabbariamin
بدینجا که می رسد،پرسشگر پرسش جالبی میکند:
+ آیا این نگرش به شرمسار بودن بیخدایان از خودشان اشاره دارد؟!
و البته پاسخ مایلز،پاسخی جالب و فایده گرایانه است:
- "نه به هیچ رو! گفته ای قدیمی هست که میگوید "اگر میخواهی دوستانت را از دست ندهی،هرگز از سیاست و دین سخن نگو!" بیخدایان میدانند موقعیت فلسفی آنان از سوی مردم بسیار بد فهمیده می شود. بیشتر بیخدایان دلیلی بر اینکه دانسته دوستان خود را برانند و خویش را ناخواسته از حقوق اجتماعی بی بهره کنند،نمی بینند."
با توجه به این پاسخ واقع بینانه، بعنوان یک خداباور، بنظرم بایست یا خویشتن را دعوت به کسب هاضمه فراخ و بالا بردن ظرفیت های اندیشه ای و کثرت گرایی کنیم تا در قبال یک خداناباور نیز همچنان بتوانیم اخلاق را مقدم گرفته و مهرنگر باشیم و یا اگر این دو را نداریم،حداقل از اعتقادات آدمیان دیگر نپرسیم.
@jabbariamin
Forwarded from ﮼زهرا﮼مهر
روشنفکران دینی و بهائیت
"مدارا با افراد است نه با عقاید"
از منظر الهیاتی و کلامی، به عنوان یک مسلمان به ختمیت نبوت معتقدم و به آموزههای آئین بهائیت باور ندارم و آن را موجه نمیدانم. در عین حال، به عنوان یک روشنفکر دینی، چنانچه در مقاله "این است حریف ای دل تا باد نپیمایی" نیز آوردهام، قائل به حقوق بنیادین بهائیان و دیگر اقلیت های دینی و خداناباوران در جامعه ایران هستم و از آن دفاع میکنم و نقض و نادیده گرفته شدن آن را اخلاقا ناروا و غیر موجه میانگارم. درباره چگونگی تنظیم مناسبات و روابط با دیگران با ایمانوئل لویناس، فیلسوف فرانسوی معاصر، همدلی زیادی دارم و در نظر آوردن و لحاظ کردن و گشوده بودن نسبت به "دیگری" را قوام بخش مناشبات انسانی اخلاقی و موجه میانگارم؛ "دیگری" میتواند دوست و همسایه و همکار و همشهری و هموطن ... من باشد؛ انسان های انضمامی ای که با اصناف مشکلات در زندگی روزمره دست و پنجه نرم میکنند و رنج میکشند. هر رفتاری که متضمن نادیده انگاشتن "کرامت انسانی" و خوارداشت انسان های پیرامونی باشد؛ انسان هایی که مثل ما نمیاندیشند و تلقی دیگری از امور دارند و نحوه زیست دیگری را اختیار کردهاند، اخلاقا ناموجه است و فرو نهادنی. مدارا کردن با افراد است نه با عقاید ایشان.
میتوان با مواضع سیاسی، الهیاتی، فلسفی ... کسانی مخالف بود و آن را موجه نینگاشت و در عین حال تمام قد از حقوق بنیادین و شهروندی ایشان دفاع کرد:
زیر روش بر اوچ انور میروی / ای برادر گر بر آذر میروی
دکتر سروش دباغ
@tafakkor
"مدارا با افراد است نه با عقاید"
از منظر الهیاتی و کلامی، به عنوان یک مسلمان به ختمیت نبوت معتقدم و به آموزههای آئین بهائیت باور ندارم و آن را موجه نمیدانم. در عین حال، به عنوان یک روشنفکر دینی، چنانچه در مقاله "این است حریف ای دل تا باد نپیمایی" نیز آوردهام، قائل به حقوق بنیادین بهائیان و دیگر اقلیت های دینی و خداناباوران در جامعه ایران هستم و از آن دفاع میکنم و نقض و نادیده گرفته شدن آن را اخلاقا ناروا و غیر موجه میانگارم. درباره چگونگی تنظیم مناسبات و روابط با دیگران با ایمانوئل لویناس، فیلسوف فرانسوی معاصر، همدلی زیادی دارم و در نظر آوردن و لحاظ کردن و گشوده بودن نسبت به "دیگری" را قوام بخش مناشبات انسانی اخلاقی و موجه میانگارم؛ "دیگری" میتواند دوست و همسایه و همکار و همشهری و هموطن ... من باشد؛ انسان های انضمامی ای که با اصناف مشکلات در زندگی روزمره دست و پنجه نرم میکنند و رنج میکشند. هر رفتاری که متضمن نادیده انگاشتن "کرامت انسانی" و خوارداشت انسان های پیرامونی باشد؛ انسان هایی که مثل ما نمیاندیشند و تلقی دیگری از امور دارند و نحوه زیست دیگری را اختیار کردهاند، اخلاقا ناموجه است و فرو نهادنی. مدارا کردن با افراد است نه با عقاید ایشان.
میتوان با مواضع سیاسی، الهیاتی، فلسفی ... کسانی مخالف بود و آن را موجه نینگاشت و در عین حال تمام قد از حقوق بنیادین و شهروندی ایشان دفاع کرد:
زیر روش بر اوچ انور میروی / ای برادر گر بر آذر میروی
دکتر سروش دباغ
@tafakkor
Forwarded from عصر ایران
فیلم 👆👆👆 کلیپی که یک توریست فرانسوی از سفرش به ایران ساخته و در آن گزاره های مرسوم رسانه های غربی درباره ایران را به چالش کشیده است.
☕️عصرایران @MyAsriran
☕️عصرایران @MyAsriran
Forwarded from یادداشتها
دربارۀ استاد مطهری
استاد مطهری، علوم دینی را یک گام به جلو برد. دانش و میزان مطالعات دینی و سرمایههای علمی او هنوز در میان روحانیان کممانند است و حوزههای علمیه، دیگر نتوانستند مانند او را در دامان خود بپرورند. علوم دینی، پس از او نیز بالید و به راه خود ادامه داد؛ اما همچنان نیمنگاهی به نوشتهها و سخنرانیهای او در دو دهۀ چهل و پنجاه دارد.
جفای بزرگی که بر مطهری رفت، بسندگی به نام و چند سخنرانی کوتاه او است. بهتقریب هیچ یک از آرمانها و اندیشههای آن شهید بزرگوار، جامۀ عمل نپوشید؛ اما آثاری که آفرید، همچنان خواندنی است. مطهری، فقط آن نیست که هر سال سخنرانی کوتاهش را در روز سیزدهم فروردین دربارۀ سیزدهبدر و در روز قدس دربارۀ اسرائیل و در روز عاشورا دربارۀ مصائب امام حسین(ع) پخش میکنند. مطهری، گفتارها و نوشتارهایی دارد که بهواقع اکنون امکان پخش آنها از رسانههای سراسری و رسمی نیست؛ همچون سخنان او دربارۀ حقوق دگراندیشان و برخی فیلسوفان غرب و ارجگذاری به کوششهای حقوق بشری آنان. آیا کسی باور میکند که عبارات زیر از مطهری باشد؟
«در دنیای غرب از قرن هفدهم به بعد، پابهپای نهضتهای علمی و فلسفی، نهضتی در زمینۀ مسائل اجتماعی و به نام "حقوق بشر" صورت گرفت. نویسندگان و متفکران قرن هفدهم و هجدهم، افکار خویش را دربارۀ حقوق طبیعی و فطری و غیر قابل سلب بشر با پشتکار قابل تحسینی در میان مردم پخش کردند. ژان ژاک روسو و ولتر و منتسکیو از این گروه نویسندگان و متفکراناند. این گروه حق عظیمی بر جامعۀ بشری دارند. شاید بتوان ادعا کرد که حق اینها بر جامعۀ بشری از حق مکتشفان و مخترعان بزرگ، کمتر نیست. اصل اساسی مورد توجه این گروه این نکته بود که انسان بالفطره و به فرمان خلقت و طبیعت، واجد یک سلسله حقوق و آزادیها است. این حقوق و آزادیها را هیچ فرد یا گروه، به هیچ عنوان و با هیچ نام نمیتوانند از فرد یا قومی سلب کنند؛ حتی خود صاحب حق نیز نمیتواند به میل و ارادۀ خود آنها را به غیر منتقل نماید و خود را از اینها عریان و منسلخ سازد. همۀ مردم، اعم از حاکم و محکوم، سفید و سیاه، ثروتمند و مستمند در این حقوق و آزادیها با یکدیگر متساوی و برابرند.» (نظام حقوق زن در اسلام، مقدمه، انتشارات صدرا، چاپ34، سال 1382،ص12)
در مجموعۀ چهارده جلدی «یادداشتهای استاد مطهری»، گاه عبارات و تحلیلهایی به چشم میخورد که من از یادآوری آنها در اینجا هراس دارم؛ اما او این سخنان را گفته است و این میراث گرانبها را از خود برجای گذاشته است. نه مطهری و نه هیچ کس دیگر، در جهان معرفت، فصل الخطاب نیست؛ اما شنیدن برخی سخنان از برخی نامداران در این سالها، جای خالی علامه طباطبایی و شهید مطهری را نمایانتر میکند.
رضا بابایی
@rezababaei43
استاد مطهری، علوم دینی را یک گام به جلو برد. دانش و میزان مطالعات دینی و سرمایههای علمی او هنوز در میان روحانیان کممانند است و حوزههای علمیه، دیگر نتوانستند مانند او را در دامان خود بپرورند. علوم دینی، پس از او نیز بالید و به راه خود ادامه داد؛ اما همچنان نیمنگاهی به نوشتهها و سخنرانیهای او در دو دهۀ چهل و پنجاه دارد.
جفای بزرگی که بر مطهری رفت، بسندگی به نام و چند سخنرانی کوتاه او است. بهتقریب هیچ یک از آرمانها و اندیشههای آن شهید بزرگوار، جامۀ عمل نپوشید؛ اما آثاری که آفرید، همچنان خواندنی است. مطهری، فقط آن نیست که هر سال سخنرانی کوتاهش را در روز سیزدهم فروردین دربارۀ سیزدهبدر و در روز قدس دربارۀ اسرائیل و در روز عاشورا دربارۀ مصائب امام حسین(ع) پخش میکنند. مطهری، گفتارها و نوشتارهایی دارد که بهواقع اکنون امکان پخش آنها از رسانههای سراسری و رسمی نیست؛ همچون سخنان او دربارۀ حقوق دگراندیشان و برخی فیلسوفان غرب و ارجگذاری به کوششهای حقوق بشری آنان. آیا کسی باور میکند که عبارات زیر از مطهری باشد؟
«در دنیای غرب از قرن هفدهم به بعد، پابهپای نهضتهای علمی و فلسفی، نهضتی در زمینۀ مسائل اجتماعی و به نام "حقوق بشر" صورت گرفت. نویسندگان و متفکران قرن هفدهم و هجدهم، افکار خویش را دربارۀ حقوق طبیعی و فطری و غیر قابل سلب بشر با پشتکار قابل تحسینی در میان مردم پخش کردند. ژان ژاک روسو و ولتر و منتسکیو از این گروه نویسندگان و متفکراناند. این گروه حق عظیمی بر جامعۀ بشری دارند. شاید بتوان ادعا کرد که حق اینها بر جامعۀ بشری از حق مکتشفان و مخترعان بزرگ، کمتر نیست. اصل اساسی مورد توجه این گروه این نکته بود که انسان بالفطره و به فرمان خلقت و طبیعت، واجد یک سلسله حقوق و آزادیها است. این حقوق و آزادیها را هیچ فرد یا گروه، به هیچ عنوان و با هیچ نام نمیتوانند از فرد یا قومی سلب کنند؛ حتی خود صاحب حق نیز نمیتواند به میل و ارادۀ خود آنها را به غیر منتقل نماید و خود را از اینها عریان و منسلخ سازد. همۀ مردم، اعم از حاکم و محکوم، سفید و سیاه، ثروتمند و مستمند در این حقوق و آزادیها با یکدیگر متساوی و برابرند.» (نظام حقوق زن در اسلام، مقدمه، انتشارات صدرا، چاپ34، سال 1382،ص12)
در مجموعۀ چهارده جلدی «یادداشتهای استاد مطهری»، گاه عبارات و تحلیلهایی به چشم میخورد که من از یادآوری آنها در اینجا هراس دارم؛ اما او این سخنان را گفته است و این میراث گرانبها را از خود برجای گذاشته است. نه مطهری و نه هیچ کس دیگر، در جهان معرفت، فصل الخطاب نیست؛ اما شنیدن برخی سخنان از برخی نامداران در این سالها، جای خالی علامه طباطبایی و شهید مطهری را نمایانتر میکند.
رضا بابایی
@rezababaei43
Forwarded from حسین باستانی Hossein Bastani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیوی طنز 14 ثانیه ای، مربوط به نحوه برنده شدن در یک رقابت ورزشی است و هیچ ارتباطی با مسائل سیاسی روز (دیروز) ایران ندارد.
Forwarded from R J
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کوتاه on time
“در زمان حال”
برنده چندین جایزه بین المللی و معتبر مثل جشنواره برلین
« بسیار زیبا و دیدنی، حتما ببنید »
--------------
کانال پیج خلاقیت
👉 @page_khalaghiat
“در زمان حال”
برنده چندین جایزه بین المللی و معتبر مثل جشنواره برلین
« بسیار زیبا و دیدنی، حتما ببنید »
--------------
کانال پیج خلاقیت
👉 @page_khalaghiat
Forwarded from Deleted Account
اصغر فرهادی: یکی از دوستان تعریف می کرد که در یکی از اتوبوس های ژاپن دوربینی کار می گذارند و می بینند کسانی که سوار اتوبوس می شوند، نفر اول روی اولین صندلی خالی می نشیند، نفر دوم، کنار او و به همین ترتیب تا کل صندلی ها پر می شود؛ در ایران همین تست را انجام دادند و دیدند، نفر اول روی اولین صندلی خالی می نشیند و نفر دوم با بیشترین فاصله روی صندلی خالی دیگر و تنها می نشیند. تا وقتی صندلی خالی وجود دارد، همه تک تک می نشینند تا صندلی های خالی پر شود و کنار دست آنها می نشینند؛ انگار اینجا تا مجبور نباشند حاضر نیستند کنار کس دیگری بنشینند، در مورد تاکسی هم همینطور؛ وقتی روی صندلی عقب نشسته ایم دلمان نمی خواه شخص دیگری کنارمان بنشیند؛ علی رغم اینکه مدعی داشتن یک جامعه ی بسیار مهربان و انسان دوست هستیم، یک نفرت پنهان بینمان وجود دارد؛ اما رسانه های رسمی مدام بر عکس این قضیه را جلوه می دهند و می گویند که همه با هم خوب هستند.!!!!!!
این متن،جزو ۱۰ متن برتر از نگاهمجله معتبر فوربس هستش.
این متن،جزو ۱۰ متن برتر از نگاهمجله معتبر فوربس هستش.
Forwarded from Deleted Account
کتاب« زنان فیلسوف در یونان و رم باستان» تألیف «رژین پی یترا» و ترجمه دکتر عباس باقری است وبه همت انتشارات نشر و پژوهش فرزان روز به چاپ رسیده است.
این کتاب، زنان فیلسوفی را معرفی می کند که در دوره ای که زنان، حق شرکت در بسیاری از محافل، از جمله محافل علمی را نداشتند، توانستند با استفاده از موقعیت خانوادگی- زیرا اکثر آنها از خانواده های مرفه بودند- به مجالس علمی وارد شوند و استعدادهای ذاتی خود را در زمینه های مختلف شکوفا کنند. این اثر، همانگونه که نویسنده به آن اشاره کرده، از یکدست بودن، فاصله گرفته است و دلیل آن هم عدم وجود اسناد معتبر و کافی درباره زنان فیلسوف است. البته این زنان کتاب های فلسفی نیز می نوشته اند که متأسفانه تمام آنها از بین رفته و فقط قطعه هایی در ستایش از آنها در دست است که از روی نامه هایی که بین آنها و مردان فیلسوف رد و بدل می شده است می توان به این نکته پی برد.
ترتیب معرفی، بر اساس عناوین موضوعی و بدون توجه به فاصله زمانی آنهاست. نویسنده، هدف خویش را از تألیف کتاب این نکته می داند که زنان دوستدار فلسفه از روزگاران دیرین وجود داشته اند. دانشمند آلمانی به نام وولف، همه اطلاعات راجع به زنان فیلسوف دوران باستان را در کتابی گردآورده است.
این کتاب، زنان فیلسوفی را معرفی می کند که در دوره ای که زنان، حق شرکت در بسیاری از محافل، از جمله محافل علمی را نداشتند، توانستند با استفاده از موقعیت خانوادگی- زیرا اکثر آنها از خانواده های مرفه بودند- به مجالس علمی وارد شوند و استعدادهای ذاتی خود را در زمینه های مختلف شکوفا کنند. این اثر، همانگونه که نویسنده به آن اشاره کرده، از یکدست بودن، فاصله گرفته است و دلیل آن هم عدم وجود اسناد معتبر و کافی درباره زنان فیلسوف است. البته این زنان کتاب های فلسفی نیز می نوشته اند که متأسفانه تمام آنها از بین رفته و فقط قطعه هایی در ستایش از آنها در دست است که از روی نامه هایی که بین آنها و مردان فیلسوف رد و بدل می شده است می توان به این نکته پی برد.
ترتیب معرفی، بر اساس عناوین موضوعی و بدون توجه به فاصله زمانی آنهاست. نویسنده، هدف خویش را از تألیف کتاب این نکته می داند که زنان دوستدار فلسفه از روزگاران دیرین وجود داشته اند. دانشمند آلمانی به نام وولف، همه اطلاعات راجع به زنان فیلسوف دوران باستان را در کتابی گردآورده است.
Forwarded from کانال بازنگری | ترکاشوند
مُباح الدم!
ریختن خونِ چه کسانی جایز است!
در بن بستِ حاج نایب به دنبال چه میگردی؟ بخش چهارم.
امیر ترکاشوند ، یکم خرداد 1395
@baznegari
در متون فقه سنّتی، تعبیر مباح الدم و از آن رُک تر مهدور الدم، اشاره به کسانی دارد که کشتن شان شرعاً رواست!.
لابد کسی که نگاهش به دین تربیت و تعالی انسان است، هنگامی که این تعبیر را در کلام فقها می بیند، پیشِ خود میگوید آن را به کار برده اند تا با احصای مصادیق اندک!، بر بسیار معدود بودنِ مشمولین توجه دهند و از حیات و جانِ آفریده های خدا پاسداری کنند!
چه، بر این باورند که بیش از هر کس این فقیه است که دغدغه های تربیتی و انسانی و از جمله توجه به این آیه را دارد: من قتل نفساً بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنّما قتل الناس جمیعاً و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعاً (سوره مائده آیه 32).
این اذهان پاک انتظار دارند در ذیل عنوان مباح الدم فقط! افرادی از این دست را در متون فقهی ببینند:
رهبرانی که جنگی خانمانسوز را آغاز میکنند
جنایتکاران جنگی
کسانی که قتل، عادتشان شده
کسانی که مردم را وادار به پرستش و اطاعت محض از خود میکند و جلوی شکوفایی فطرت را میگیرد.
اما با صد افسوس باید گفت مصادیق مباح الدم در فقه سنتی چنان موسّع و با دست و دل بازی است که هر خواننده ای را به وحشت می اندازد. فهرست کسانی که مطابق این نوع فقه، خون شان و جان شان در معرض تهدید قرار دارد چنین است:
🔸نامسلمانانِ غیر اهل کتاب، مطلقاً.
🔸اهل کتاب، اگر تحت مقررات و تسلطِ حکومت اسلامی در نیایند.
🔸فرقه های گمراهِ مسلمان، به تشخیص همان فقه.
🔸مسلمانانی که به نماز ، روزه ، زکات و امثالهم تن ندهند و یا حتی در انجام آنها سستی کنند.
🔸تشکل های مسلمان که از اطاعت امام المسلمین خارج شوند و سازِ مخالف سر دهند.
چنانکه ملاحظه شد با این فهرست، بیش از 95 درصد جمعیتِ کنونی جهان در معرض تهدیدِ نهفته و سر برنیاورده ای هستند که در متون فقه سنتی جا خوش کرده اند و یعنی، با اینکه این برداشتهای مُهلک فرصت بروز پیدا نکرده اند ولی همواره در قرون متمادی در متون فقهی حضور داشته و مورد تدریس قرار میگرفته است.
با این وصف، آیا قدما هُنری در دین برای تربیت انسان قائل بوده اند!؟ پاسخ، نه است اما امید می رود در فقه نوینِ در حال رویشی که به یُمن انقلاب اسلامی شکوفه زده و به آموزه های راستین و غیر خلافتی نزدیک است شاهد نگاه تربیتی، و نه حذفی باشیم.
telegram.me/baznegari
ریختن خونِ چه کسانی جایز است!
در بن بستِ حاج نایب به دنبال چه میگردی؟ بخش چهارم.
امیر ترکاشوند ، یکم خرداد 1395
@baznegari
در متون فقه سنّتی، تعبیر مباح الدم و از آن رُک تر مهدور الدم، اشاره به کسانی دارد که کشتن شان شرعاً رواست!.
لابد کسی که نگاهش به دین تربیت و تعالی انسان است، هنگامی که این تعبیر را در کلام فقها می بیند، پیشِ خود میگوید آن را به کار برده اند تا با احصای مصادیق اندک!، بر بسیار معدود بودنِ مشمولین توجه دهند و از حیات و جانِ آفریده های خدا پاسداری کنند!
چه، بر این باورند که بیش از هر کس این فقیه است که دغدغه های تربیتی و انسانی و از جمله توجه به این آیه را دارد: من قتل نفساً بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنّما قتل الناس جمیعاً و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعاً (سوره مائده آیه 32).
این اذهان پاک انتظار دارند در ذیل عنوان مباح الدم فقط! افرادی از این دست را در متون فقهی ببینند:
رهبرانی که جنگی خانمانسوز را آغاز میکنند
جنایتکاران جنگی
کسانی که قتل، عادتشان شده
کسانی که مردم را وادار به پرستش و اطاعت محض از خود میکند و جلوی شکوفایی فطرت را میگیرد.
اما با صد افسوس باید گفت مصادیق مباح الدم در فقه سنتی چنان موسّع و با دست و دل بازی است که هر خواننده ای را به وحشت می اندازد. فهرست کسانی که مطابق این نوع فقه، خون شان و جان شان در معرض تهدید قرار دارد چنین است:
🔸نامسلمانانِ غیر اهل کتاب، مطلقاً.
🔸اهل کتاب، اگر تحت مقررات و تسلطِ حکومت اسلامی در نیایند.
🔸فرقه های گمراهِ مسلمان، به تشخیص همان فقه.
🔸مسلمانانی که به نماز ، روزه ، زکات و امثالهم تن ندهند و یا حتی در انجام آنها سستی کنند.
🔸تشکل های مسلمان که از اطاعت امام المسلمین خارج شوند و سازِ مخالف سر دهند.
چنانکه ملاحظه شد با این فهرست، بیش از 95 درصد جمعیتِ کنونی جهان در معرض تهدیدِ نهفته و سر برنیاورده ای هستند که در متون فقه سنتی جا خوش کرده اند و یعنی، با اینکه این برداشتهای مُهلک فرصت بروز پیدا نکرده اند ولی همواره در قرون متمادی در متون فقهی حضور داشته و مورد تدریس قرار میگرفته است.
با این وصف، آیا قدما هُنری در دین برای تربیت انسان قائل بوده اند!؟ پاسخ، نه است اما امید می رود در فقه نوینِ در حال رویشی که به یُمن انقلاب اسلامی شکوفه زده و به آموزه های راستین و غیر خلافتی نزدیک است شاهد نگاه تربیتی، و نه حذفی باشیم.
telegram.me/baznegari
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
t.iss.one/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
t.iss.one/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
t.iss.one/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
t.iss.one/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
t.iss.one/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
t.iss.one/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
t.iss.one/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
t.iss.one/baznegari/1162
.
Forwarded from deleted account
🍃 برگرفته از کتاب قمار عاشقانه
#دکتر_عبدالکریم_سروش
همه می دانیم که مولوی پس از رویا رویی با شمس تبریزی " مولوی " شد و هر چه بعدا پیش آمده ، در این ملاقات فوق العاده استثنائی ، عجیب ، و بی نظیر ریشه داشته است .
شاید به بیان ساده و مجمل بتوانیم بگوئیم که مولوی تا پیش از ملاقات با شمس ، یک " غزالی " بود . اما ملاقات او با شمس تبریزی یک ملاقات بسیار استثنائی بود و ما فقط از لابلای اشارات مجمل و مبهم مولوی می توانیم درباره آن واقعه که تحولی عظیم در شخصیت وی پدید آورد ، اطلاعاتی مختصر بدست آوریم .
مولوی از این تحول شخصیت اگر سخن مستقیمی گفته باشد ، همین است که شمس گوهری به نام " عاشقی " را به او هدیه کرد و پس از آن بود که وی با شخصیت عاشق و طراوت آفرین و تازه ای که یافت آن آثار جاودان را پدید آورد .
چیزی که در آثار مولوی موج می زند ، نو بودن سخنان اوست . شما هیچ گاه از ورود در آثار مولوی ملول نمی شوید . ... سخنانش هیچ گاه کهنگی و ملال انگیزی سخن دیگران را پیدا نمی کنید . کتاب او را بارها و بارها می توان خواند و هر بار بهره های تازه برد و آب لطف تازه ای بر سر و روی روان خود زد .....
به همین دلیل وقتی شما آثار او را می خوانید ، احساس می کنید وارد فضاهای تازه ای شده اید و حقیقتا عید شدن را در خود تجربه می کنید .
🌻 شاید در تمام " مثنوی " کمتر از چهار یا پنج مورد وجود داشته باشد که مولوی بگوید ما در گذشته چنین گفتیم . این شخص اصلا در بند گذشته نبود ، یعنی هر روز نو می شد .
آدمیان طراوت خود را از دست می دهند زیرا در گذشته متوقف می شوند . اما کسی که از زمان ، یا به تعبیر خود آن بزرگوار از " ساعت " رهایی یافته ، عید شدن را به مثابه امری جاری و طبیعی و نه استثنائی در خویشتن تجربه می کند :
جمله تلوین ها ز ساعت خواسته است
رست از تلوین ، که از ساعت برست
چون ز ساعت ، ساعتی بیرون شوی
چون نماند ، محرم بی چون شوی
سیرسلوکی در مراتب تعالی الی الله ، راه هایی به عدد انسانها یی دارد که خداوند خلق کرده و هر کدام را بمنزله قطعه ای از پازل طرح خلقت و یا ورقی از کتاب آفرینش خود قرار داده است .
اما مطالعه احوالات بزرگان ، بی شک چراغ فروزانی پیش رو خواهد گشود تا از انوار وجودشان بهره ها برده و بر تاریکی ها و سنگلاخ ها در مسیر واقف گردیم .
✍ @Philsoph
#دکتر_عبدالکریم_سروش
همه می دانیم که مولوی پس از رویا رویی با شمس تبریزی " مولوی " شد و هر چه بعدا پیش آمده ، در این ملاقات فوق العاده استثنائی ، عجیب ، و بی نظیر ریشه داشته است .
شاید به بیان ساده و مجمل بتوانیم بگوئیم که مولوی تا پیش از ملاقات با شمس ، یک " غزالی " بود . اما ملاقات او با شمس تبریزی یک ملاقات بسیار استثنائی بود و ما فقط از لابلای اشارات مجمل و مبهم مولوی می توانیم درباره آن واقعه که تحولی عظیم در شخصیت وی پدید آورد ، اطلاعاتی مختصر بدست آوریم .
مولوی از این تحول شخصیت اگر سخن مستقیمی گفته باشد ، همین است که شمس گوهری به نام " عاشقی " را به او هدیه کرد و پس از آن بود که وی با شخصیت عاشق و طراوت آفرین و تازه ای که یافت آن آثار جاودان را پدید آورد .
چیزی که در آثار مولوی موج می زند ، نو بودن سخنان اوست . شما هیچ گاه از ورود در آثار مولوی ملول نمی شوید . ... سخنانش هیچ گاه کهنگی و ملال انگیزی سخن دیگران را پیدا نمی کنید . کتاب او را بارها و بارها می توان خواند و هر بار بهره های تازه برد و آب لطف تازه ای بر سر و روی روان خود زد .....
به همین دلیل وقتی شما آثار او را می خوانید ، احساس می کنید وارد فضاهای تازه ای شده اید و حقیقتا عید شدن را در خود تجربه می کنید .
🌻 شاید در تمام " مثنوی " کمتر از چهار یا پنج مورد وجود داشته باشد که مولوی بگوید ما در گذشته چنین گفتیم . این شخص اصلا در بند گذشته نبود ، یعنی هر روز نو می شد .
آدمیان طراوت خود را از دست می دهند زیرا در گذشته متوقف می شوند . اما کسی که از زمان ، یا به تعبیر خود آن بزرگوار از " ساعت " رهایی یافته ، عید شدن را به مثابه امری جاری و طبیعی و نه استثنائی در خویشتن تجربه می کند :
جمله تلوین ها ز ساعت خواسته است
رست از تلوین ، که از ساعت برست
چون ز ساعت ، ساعتی بیرون شوی
چون نماند ، محرم بی چون شوی
سیرسلوکی در مراتب تعالی الی الله ، راه هایی به عدد انسانها یی دارد که خداوند خلق کرده و هر کدام را بمنزله قطعه ای از پازل طرح خلقت و یا ورقی از کتاب آفرینش خود قرار داده است .
اما مطالعه احوالات بزرگان ، بی شک چراغ فروزانی پیش رو خواهد گشود تا از انوار وجودشان بهره ها برده و بر تاریکی ها و سنگلاخ ها در مسیر واقف گردیم .
✍ @Philsoph
Forwarded from deleted account
📄تعریف فلسفه برحسب آیین فلسفی ویژهای که اتخاذ میکنیم، متفاوت است؛ تنها آنچه میتوان در آغاز این گفتار گفت این است که بعضی از مسائل هستند که برای برخی کسان جالب توجهاند و دست کم در زمان کنونی به علم خاصی تعلق ندارند. این مسائل همه به اینگونهاند که شکهای پیرامون آنچه متعارفاً به منزلۀ «معرفت» پذیرفته شده است، بر میانگیزند. اگر بنا باشد پاسخی به این شکها داده شود، تنها به وسیلۀ بررسی ویژهای است که بر آن نام «فلسفه» مینهیم.
ازاین رو نخستین گام در به دست آوردن تعریفی از فلسفه بیان این مسائل و شکهاست که خود قدم اولی در بررسی واقعی فلسفه به شمار میرود.
📘 شک های فلسفی
🔸نویسنده: برتراند راسل
🔹مترجم: جلال الدین اعلم
👇👇👇
ازاین رو نخستین گام در به دست آوردن تعریفی از فلسفه بیان این مسائل و شکهاست که خود قدم اولی در بررسی واقعی فلسفه به شمار میرود.
📘 شک های فلسفی
🔸نویسنده: برتراند راسل
🔹مترجم: جلال الدین اعلم
👇👇👇
Forwarded from deleted account
📗📘📙📔
🔹شازده کوچولو
🔸نویسنده:آنتوان دو سنت اگزوپری
🔹برگرداننده:محمد قاضی، احمد شاملو
🔸ناشر: Éditions Gallimard در فرانسه
🔹تاریخ نشر ۱۹۴۳
💎 @Philsoph
✍ در این داستان سنت اگزوپری به شیوهای سوررئالیستی به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی میپردازد. طی این داستان سنت اگزوپری از دیدگاه یک کودک، که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسیاری از آدمها و کارهایشان است.
👇👇👇
🔹شازده کوچولو
🔸نویسنده:آنتوان دو سنت اگزوپری
🔹برگرداننده:محمد قاضی، احمد شاملو
🔸ناشر: Éditions Gallimard در فرانسه
🔹تاریخ نشر ۱۹۴۳
💎 @Philsoph
✍ در این داستان سنت اگزوپری به شیوهای سوررئالیستی به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی میپردازد. طی این داستان سنت اگزوپری از دیدگاه یک کودک، که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسیاری از آدمها و کارهایشان است.
👇👇👇
Forwarded from deleted account
کتاب_مصور_شازده_کوچولو_با_ترجمه_محمد_قاضی.pdf
1.7 MB
Forwarded from Deleted Account
🌹پرسش:
آیا زن و شوهر ی که در آخرت هر دو بهشتی شده اند، می توانند در بهشت دوباره با هم زندگی کنند؟
🌹پاسخ:
انسان در بهشت هر چیزی را که اراده کند، طبق آیه شریفه: وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ(1)، می تواند بدست بیاود. البته در صورتی که بین زن و شوهر اختلاف درجه و رتبه آخرتی وجود داشته باشد، حق انتخاب همسر با کسی است که از مقام بالاتری برخوردار است، بدین ترتیب هر یک از زوجین که مقام بالاتری دارد می تواند با همسر دنیایی خود که از او مقامش پائین تر است ازدواج کند و یا با همسری بهشتی که همطراز اوست ازدواج کند. این مطلب در روایت شریفی از امام صادق(علیه السلام) وارد شده و حضرت(علیه السلام) این حق انتخاب را مقتضای عدالت خداوند متعال میداند.(2)
همچنین شبیه این سوال را ام سلمه از رسول خدا(صلوات الله علیه و آله) میپرسد که اگر زنی دوبار شوهر کرده و هر دو از دنیا رفته باشند، در بهشت با کدامیک خواهد بود؟ حضرت(صلوات الله علیه و آله) فرمود: آنکه اخلاق بهتری نسبت به اهل و عیال خود دارد را انتخاب کن، شخصی را برگزین که برای خانواده اش از همه بهتر بوده، چرا که حسن خلق، خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد. (3)
بنابراین حق انتخاب با زوجی خواهد بود که از دیگری برتر است و این مطلب مطابق با عدالت حضرت حق و روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) می باشد.
1. زخرف/71: و در آنجا آنچه دلها مى خواهد و چشمها از آن لذّت مى برد آماده است.
2. رَوَى الْعَيَّاشِيُّ بِالْإِسْنَادِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمُؤْمِنِ تَكُونُ لَهُ امْرَأَةٌ مُؤْمِنَةٌ يَدْخُلَانِ الْجَنَّةَ يَتَزَوَّجُ أَحَدُهُمَا بِالْآخَرِ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ اللَّهَ حَكَمٌ عَدْلٌ إِنْ كَانَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا خَيَّرَ هُوَ فَإِنْ اخْتَارَهَا كَانَتْ مِنْ أَزْوَاجِهِ وَ إِنْ كَانَتْ هِيَ خَيْراً مِنْهَا خَيَّرَهَا فَإِنِ اخْتَارَتْهُ كَانَ زَوْجاً لَهَا؛ «...خداوند متعال حکیم و عادل است، اگر رتبهی زن بالاتر بود و خواست با مرد زمینیاش ازدواج کند میتواند او را انتخاب کند (و مرد نمیتواند وی را انتخاب کند) که در این صورت مرد همسر او میگردد ولی اگر رتبهی مرد بالاتر بود او میتواند زن را اختیار کند (اینجا زن چنین حقّی ندارد) که در این صورت، زن یکی از همسران مرد میشود» (بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج8 ؛ ص105)
3. قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا لِرَسُولِ اللَّهِ ص بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي الْمَرْأَةُ يَكُونُ لَهَا زَوْجَانِ فَيَمُوتُونَ وَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ لِأَيِّهِمَا تَكُونُ فَقَالَ ع يَا أُمَّ سَلَمَةَ تَخَيَّرُ أَحْسَنَهُمَا خُلُقاً وَ خَيْرَهُمَا لِأَهْلِهِ يَا أُمَّ سَلَمَةَ إِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.(الأمالي(للصدوق) ، ص498)
آیا زن و شوهر ی که در آخرت هر دو بهشتی شده اند، می توانند در بهشت دوباره با هم زندگی کنند؟
🌹پاسخ:
انسان در بهشت هر چیزی را که اراده کند، طبق آیه شریفه: وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ(1)، می تواند بدست بیاود. البته در صورتی که بین زن و شوهر اختلاف درجه و رتبه آخرتی وجود داشته باشد، حق انتخاب همسر با کسی است که از مقام بالاتری برخوردار است، بدین ترتیب هر یک از زوجین که مقام بالاتری دارد می تواند با همسر دنیایی خود که از او مقامش پائین تر است ازدواج کند و یا با همسری بهشتی که همطراز اوست ازدواج کند. این مطلب در روایت شریفی از امام صادق(علیه السلام) وارد شده و حضرت(علیه السلام) این حق انتخاب را مقتضای عدالت خداوند متعال میداند.(2)
همچنین شبیه این سوال را ام سلمه از رسول خدا(صلوات الله علیه و آله) میپرسد که اگر زنی دوبار شوهر کرده و هر دو از دنیا رفته باشند، در بهشت با کدامیک خواهد بود؟ حضرت(صلوات الله علیه و آله) فرمود: آنکه اخلاق بهتری نسبت به اهل و عیال خود دارد را انتخاب کن، شخصی را برگزین که برای خانواده اش از همه بهتر بوده، چرا که حسن خلق، خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد. (3)
بنابراین حق انتخاب با زوجی خواهد بود که از دیگری برتر است و این مطلب مطابق با عدالت حضرت حق و روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) می باشد.
1. زخرف/71: و در آنجا آنچه دلها مى خواهد و چشمها از آن لذّت مى برد آماده است.
2. رَوَى الْعَيَّاشِيُّ بِالْإِسْنَادِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمُؤْمِنِ تَكُونُ لَهُ امْرَأَةٌ مُؤْمِنَةٌ يَدْخُلَانِ الْجَنَّةَ يَتَزَوَّجُ أَحَدُهُمَا بِالْآخَرِ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ اللَّهَ حَكَمٌ عَدْلٌ إِنْ كَانَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا خَيَّرَ هُوَ فَإِنْ اخْتَارَهَا كَانَتْ مِنْ أَزْوَاجِهِ وَ إِنْ كَانَتْ هِيَ خَيْراً مِنْهَا خَيَّرَهَا فَإِنِ اخْتَارَتْهُ كَانَ زَوْجاً لَهَا؛ «...خداوند متعال حکیم و عادل است، اگر رتبهی زن بالاتر بود و خواست با مرد زمینیاش ازدواج کند میتواند او را انتخاب کند (و مرد نمیتواند وی را انتخاب کند) که در این صورت مرد همسر او میگردد ولی اگر رتبهی مرد بالاتر بود او میتواند زن را اختیار کند (اینجا زن چنین حقّی ندارد) که در این صورت، زن یکی از همسران مرد میشود» (بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج8 ؛ ص105)
3. قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا لِرَسُولِ اللَّهِ ص بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي الْمَرْأَةُ يَكُونُ لَهَا زَوْجَانِ فَيَمُوتُونَ وَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ لِأَيِّهِمَا تَكُونُ فَقَالَ ع يَا أُمَّ سَلَمَةَ تَخَيَّرُ أَحْسَنَهُمَا خُلُقاً وَ خَيْرَهُمَا لِأَهْلِهِ يَا أُمَّ سَلَمَةَ إِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.(الأمالي(للصدوق) ، ص498)
Forwarded from کانال ویژه های اخبار
🍏🍎🍏
یک متن خيلى جالب پيدا كردم از كتاب فارسى دبستان سال ١٣٢٤ ...
ببينيد سطح آموزش در آن دوران چگونه بود!...
🍃دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند.
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد.
🍂چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است، چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق .
🍃همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد: به حرمت برادرت تو را بخشيدم!
🍂 برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت : يا رب! من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي؟ آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست؟
🍃ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست...
کتاب فارسي دبستان سال ۱۳۲۴
مادرم❤️ خیلی دوستت❤️ دارم..
https://telegram.me/joinchat/BvedHzvm8hIpIHb0ITSqjQ
با صدای گوینده اختصاصی کانال خدا
✨ خانم رویا امیرخانی✨
یک متن خيلى جالب پيدا كردم از كتاب فارسى دبستان سال ١٣٢٤ ...
ببينيد سطح آموزش در آن دوران چگونه بود!...
🍃دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند.
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد.
🍂چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است، چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق .
🍃همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد: به حرمت برادرت تو را بخشيدم!
🍂 برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت : يا رب! من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي؟ آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست؟
🍃ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست...
کتاب فارسي دبستان سال ۱۳۲۴
مادرم❤️ خیلی دوستت❤️ دارم..
https://telegram.me/joinchat/BvedHzvm8hIpIHb0ITSqjQ
با صدای گوینده اختصاصی کانال خدا
✨ خانم رویا امیرخانی✨