Forwarded from deleted account
ایدئولوژیهایی که ما را به من و تو و او تقسیم میکند مبلغ نابودی انسان است. اندیشهای که جمع شریف انسانی را به پراکندگی میخواند اندیشهای شیطانی است. عروج انسان و جلوسش بر تخت حرمت خویش تنها با نفی تفرقه میسر است: تو برای وصل کردن آمدی! آن حکایت مثنوی میتواند اشارهی ظریفی به همین معنا باشد.
من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمیکند، نه ابرو درهم میکشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سایبان دیگران است. نه ایرانی را به انیرانی ترجیح میدهم نه انیرانی را به ایرانی. من یک لرِ بلوچِ کردِ فارسم، یک فارسیزبان تُرک، یک افریقایی اروپایی استرالیایی آمریکایی آسیاییام، یک سیاهپوست زردپوست سرخپوست سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم، بلکه بدون حضور دیگران، وحشت تنهایی و مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من انسانی هستم در جمع انسانهای دیگر بر سیارهی مقدس زمین، که بدون دیگران معنایی ندارم.
■ از گفتوگو دربارهی هنر و ادبیات؛ گفتگوی احمد شاملو و ناصر حریری | نشر نگاه @philsoph
من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمیکند، نه ابرو درهم میکشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سایبان دیگران است. نه ایرانی را به انیرانی ترجیح میدهم نه انیرانی را به ایرانی. من یک لرِ بلوچِ کردِ فارسم، یک فارسیزبان تُرک، یک افریقایی اروپایی استرالیایی آمریکایی آسیاییام، یک سیاهپوست زردپوست سرخپوست سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم، بلکه بدون حضور دیگران، وحشت تنهایی و مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من انسانی هستم در جمع انسانهای دیگر بر سیارهی مقدس زمین، که بدون دیگران معنایی ندارم.
■ از گفتوگو دربارهی هنر و ادبیات؛ گفتگوی احمد شاملو و ناصر حریری | نشر نگاه @philsoph
Forwarded from deleted account
فیلم کوتاه تخم مرغ (The Egg) ساخته شده بر اساس داستانی از اَندی وِر (Andy Weir)
فیلم با نمایى از بالاترین نقطهى یک کلیسا آغاز میشود: از آسمان، الوهیت، پدر آسمانى؛ و سپس به پایینترین مکان فرود میآید: زمین، هبوط، زندگی در کف خیابان. یک مرد خیابانخواب در کنار کلیسایى پرابهت نشسته است و از سرما بر خود میلرزد. گویى که نهاد کلیسا به عنوان نماد دین و نمایندهی خداوند توجهی به او نداشته است و گرهى از کارش باز نکرده است: نه خوراکی و نه سرپناهی. پرسشى که در ذهن بیننده میتواند ایجاد شود شاید این باشد که با وجود این کلیساى بزرگ و قدیمى، که شاید نشان دهندهی قدمت نهادِ دین در جامعه باشد، این خیابانخواب چرا هنوز سرپناهى ندارد.
این فیلم نه فقط نهیبی به نهاد پرسابقه، پرظهور و مرسوم کلیسا و دین میزند، که البته قابل تعمیم به دیگر نهادهای دینی نیز میتواند باشد، بلکه به بىتفاوتى انسانها و کمرنگ شدن حس نوعدوستى آنها نیز میتازد: جایى که دوربین مردى را نشسته بر صندلى در روبروى خیابانخواب نشان میدهد که با لباس گرمی بر تن بىتفاوت به وضعیت این خیابانخواب مشغول کارهاى خویش است و شاید به یک موسیقی گوش میدهد؛ یا عابری که بدون توجه به خیابانخواب از کنار او عبور میکند. فیلم براى تاکید بیشتر بر روى اهمیت نوعدوستى، مرد خیابانخواب را نگران دختر خود نشان میدهد، زمانیکه پیش از مرگ به عکس او خیره شده است. او حتی پس از مرگ نخستین پرسشى که میپرسد نه دربارهى خودش بلکه دربارهى وضعیت دخترش است و هنگامیکه میشنود که دخترش در وضع مناسبی بهسر میبرد نگرانیاش از بین میرود.
خیابانخواب سپس از حال خودش و بهشت و جهنم مىپرسد. انگار این پرسش او که با نگرانی بیان میشود کنایهای است به کلیسا که تنها توانسته است آموزهها را در ذهن انسانها بنشاند اما بیتفاوت، یا در بهترین حالت، ناتوان از کمک رسانی به آنها در مواقع نیاز بوده است. گفتگوی خیابانخواب و خداوند مملوء از اصطلاحات فلسفی و اشارات الاهیاتی است مانند
خدای خیرخواه مطلق (Perfect Goodness)
خداوند لیوانی به دست دارد که با آن چیزی مینوشد. لیوان با نقش و نگاری است به شکل قلب و روی آن نوشته شده است «عشق» (Love) یعنی با خدای «خیر خواه» و «دوست دار آدمیان» سر و کار داریم. شاید فیلم میخواهد پاسخی ضمنی به «برهان شر» داده باشد (Problem of Evil) که وجود داشتن خدای «دانای مطلق، قادر مطلق و خیرخواه مطلق» را با ادلهای مورد مناقشه قرار میدهد.
فیلم با نمایى از بالاترین نقطهى یک کلیسا آغاز میشود: از آسمان، الوهیت، پدر آسمانى؛ و سپس به پایینترین مکان فرود میآید: زمین، هبوط، زندگی در کف خیابان. یک مرد خیابانخواب در کنار کلیسایى پرابهت نشسته است و از سرما بر خود میلرزد. گویى که نهاد کلیسا به عنوان نماد دین و نمایندهی خداوند توجهی به او نداشته است و گرهى از کارش باز نکرده است: نه خوراکی و نه سرپناهی. پرسشى که در ذهن بیننده میتواند ایجاد شود شاید این باشد که با وجود این کلیساى بزرگ و قدیمى، که شاید نشان دهندهی قدمت نهادِ دین در جامعه باشد، این خیابانخواب چرا هنوز سرپناهى ندارد.
این فیلم نه فقط نهیبی به نهاد پرسابقه، پرظهور و مرسوم کلیسا و دین میزند، که البته قابل تعمیم به دیگر نهادهای دینی نیز میتواند باشد، بلکه به بىتفاوتى انسانها و کمرنگ شدن حس نوعدوستى آنها نیز میتازد: جایى که دوربین مردى را نشسته بر صندلى در روبروى خیابانخواب نشان میدهد که با لباس گرمی بر تن بىتفاوت به وضعیت این خیابانخواب مشغول کارهاى خویش است و شاید به یک موسیقی گوش میدهد؛ یا عابری که بدون توجه به خیابانخواب از کنار او عبور میکند. فیلم براى تاکید بیشتر بر روى اهمیت نوعدوستى، مرد خیابانخواب را نگران دختر خود نشان میدهد، زمانیکه پیش از مرگ به عکس او خیره شده است. او حتی پس از مرگ نخستین پرسشى که میپرسد نه دربارهى خودش بلکه دربارهى وضعیت دخترش است و هنگامیکه میشنود که دخترش در وضع مناسبی بهسر میبرد نگرانیاش از بین میرود.
خیابانخواب سپس از حال خودش و بهشت و جهنم مىپرسد. انگار این پرسش او که با نگرانی بیان میشود کنایهای است به کلیسا که تنها توانسته است آموزهها را در ذهن انسانها بنشاند اما بیتفاوت، یا در بهترین حالت، ناتوان از کمک رسانی به آنها در مواقع نیاز بوده است. گفتگوی خیابانخواب و خداوند مملوء از اصطلاحات فلسفی و اشارات الاهیاتی است مانند
خدای خیرخواه مطلق (Perfect Goodness)
خداوند لیوانی به دست دارد که با آن چیزی مینوشد. لیوان با نقش و نگاری است به شکل قلب و روی آن نوشته شده است «عشق» (Love) یعنی با خدای «خیر خواه» و «دوست دار آدمیان» سر و کار داریم. شاید فیلم میخواهد پاسخی ضمنی به «برهان شر» داده باشد (Problem of Evil) که وجود داشتن خدای «دانای مطلق، قادر مطلق و خیرخواه مطلق» را با ادلهای مورد مناقشه قرار میدهد.
Forwarded from deleted account
#فلسفه
«فلسفه باید مطالعه شود نه بهخاطر پاسخهای قاطعانه به پرسشهایش ... بلکه بهخاطر خود آن پرسشها؛ زیرا این پرسشها تصور ما از آنچه ممکن است را افزایش میدهد، تخیل فکری ما را غنی میسازد و اطمینان جزماندیشانه را که راه گمانهزنی ذهن را مسدود میکند، کاهش میدهد؛ اما بالاتر از همه، بهدلیل بزرگی عالمی که فلسفه به تأمل در آن میپردازد، ذهن نیز بزرگ میشود، و میتواند به اتحادی با عالم برسد که بالاترین خیرش را تشکیل میدهد.»
📚برتراند راسل، مسائل فلسفه، ۱۹۱۸
«فلسفه باید مطالعه شود نه بهخاطر پاسخهای قاطعانه به پرسشهایش ... بلکه بهخاطر خود آن پرسشها؛ زیرا این پرسشها تصور ما از آنچه ممکن است را افزایش میدهد، تخیل فکری ما را غنی میسازد و اطمینان جزماندیشانه را که راه گمانهزنی ذهن را مسدود میکند، کاهش میدهد؛ اما بالاتر از همه، بهدلیل بزرگی عالمی که فلسفه به تأمل در آن میپردازد، ذهن نیز بزرگ میشود، و میتواند به اتحادی با عالم برسد که بالاترین خیرش را تشکیل میدهد.»
📚برتراند راسل، مسائل فلسفه، ۱۹۱۸
Forwarded from deleted account
فیلم: "room 8"
کارگردان: James W. Griffiths
سال ساخت: 2013
مدت فیلم: 7دقیقه
هر توضیح دیگری ممکنه باعث پیش داوری یا خراب شدن داستان فیلم برای شما بشه. امیدوارم از دیدنش لذت ببرید.
دانلود با زیرنویس فارسی 👇👇👇
@Philsoph
کارگردان: James W. Griffiths
سال ساخت: 2013
مدت فیلم: 7دقیقه
هر توضیح دیگری ممکنه باعث پیش داوری یا خراب شدن داستان فیلم برای شما بشه. امیدوارم از دیدنش لذت ببرید.
دانلود با زیرنویس فارسی 👇👇👇
@Philsoph
Forwarded from deleted account
👆👆👆
گام هاي پیشنهادی برای آغاز فلسفه :
١- لذات فلسفه | ويل دورانت| عباس زرياب خوبي | انتشارات علمي فرهنگي
٢- دنياي سوفي | يوستين گردر| حسن كامشاد | انتشارات نيلوفر
٣- الفباي فلسفه | نايجل واربرتون | مسعود عليا | انتشارات ققنوس
٤- فلسفه | ديو رابينسون و جودي گراوز | امير نصري | نشر پرديس دانش
٥- كتاب كوچك فلسفه | گريگوري برگمن | كيوان قباديان | نشر اختران
٦- فلسفه در ٣٠ روز | دومينيك ژانيكو | عليرضا حسن پور و نرگس سردابي | انتشارات فلسفه
٧- فهم فلسفه | جون ا. پرايس | رضا عليزاده | انتشارات روزنه
https://telegram.me/joinchat/Be3dhzvSPjWbYw1VoORmRQ
گام هاي پیشنهادی برای آغاز فلسفه :
١- لذات فلسفه | ويل دورانت| عباس زرياب خوبي | انتشارات علمي فرهنگي
٢- دنياي سوفي | يوستين گردر| حسن كامشاد | انتشارات نيلوفر
٣- الفباي فلسفه | نايجل واربرتون | مسعود عليا | انتشارات ققنوس
٤- فلسفه | ديو رابينسون و جودي گراوز | امير نصري | نشر پرديس دانش
٥- كتاب كوچك فلسفه | گريگوري برگمن | كيوان قباديان | نشر اختران
٦- فلسفه در ٣٠ روز | دومينيك ژانيكو | عليرضا حسن پور و نرگس سردابي | انتشارات فلسفه
٧- فهم فلسفه | جون ا. پرايس | رضا عليزاده | انتشارات روزنه
https://telegram.me/joinchat/Be3dhzvSPjWbYw1VoORmRQ
Forwarded from deleted account
۱۲ تن از اساتید علوم انسانی از جمله آقایان مجتهدی، دینانی و اعوانی نظرات خود را درباره تکنولوژی و استفاده از فضای مجازی مطرح کردند
https://telegram.me/joinchat/Be3dhzvSPjWbYw1VoORmRQ
https://telegram.me/joinchat/Be3dhzvSPjWbYw1VoORmRQ
Forwarded from deleted account
ملاصدرا جزء معدود اندیشمندانی است که تفکراتش همچنان رونقمند و پر طنین، هر روز صیقل می خورد و درخشان می شود و می پرورد و می پروراند، چنانکه حضرت امام (ره) را نیز صدرایی خوانده اند و انقلاب اسلامی را هم متاثر از این تفکر. ملاصدرا اگر چه بزرگ زاده است و فرزند فرماندار اقلیم فارس، لیکن با شاهان و شاه زادگان ناسرخوش است و با قدرتمداران تیز زبان و سر گران؛ تا آنجا که حتی به اساتید خود من جمله میرداماد و میرفندرسکی و شیخ بهایی می تازد که چرا با حضور خود در دربار شاه عباس به وی وجاهت و مشروعیت می دهید، هرچند که آنان نیز برای خود دلایلی دارند.
ملاصدرا در عین پایبندی به اصول تشیع دوازده امامی، درصدد اصلاح کجی ها و بد فهمی ها است و این اصلاح گرایی وقتی با زبان تند و خطاب ویرانگر او همراه می شود، سر سبزش را به تندباد حوادث می سپارد.
"مردی در تبعید ابدی" کتابی شیرین و جذاب است که به بازخوانی سرگذشت و شرح حوادث زندگانی صدرالمتالهین می پردازد و آنرا در قالب داستان هایی جذاب و لذت بخش به خوانندگان خود می نوشاند
👇👇👇
ملاصدرا در عین پایبندی به اصول تشیع دوازده امامی، درصدد اصلاح کجی ها و بد فهمی ها است و این اصلاح گرایی وقتی با زبان تند و خطاب ویرانگر او همراه می شود، سر سبزش را به تندباد حوادث می سپارد.
"مردی در تبعید ابدی" کتابی شیرین و جذاب است که به بازخوانی سرگذشت و شرح حوادث زندگانی صدرالمتالهین می پردازد و آنرا در قالب داستان هایی جذاب و لذت بخش به خوانندگان خود می نوشاند
👇👇👇
👎1
پانزده کتاب برای آشنایی مقدماتی با فلسفه غرب
(سیر مطالعاتی از آسان به مشکل)
مسعود زنجانی
1. تسلی بخشی های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمه عرفان ثابتی، ققنوس (فایده و ضرورت فلسفه)
2. درآمدی به فلسفه، بوخنسکی، ترجمه محمدرضا باطنی، فرهنگ معاصر (مسایل فلسفی)
3. تاریخچه کوتاهی از فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه مریم تقدیسی، ققنوس (تاریخ فلسفه)
4. فلسفه به روایت سینما، کریستوفر فالزن، ترجمه ناصر تقویان، قصیده سرا (شاخه های فلسفه)
5. رویای خرد، آنتونی گاتلیپ، ترجمه لی لی سازگار، ققنوس (تاریخ فلسفه تا قبل از عصر جدید)
6. نگاهی اجمالی به فلسفه از روشنگری تا امروز، ربرت تسیمر، ترجمه رحمان افشاری، مهر اندیش ( تاریخ فلسفه عصر جدید)
7. شور خرد، سالمون و هیگیز، ترجمه کیوان قبادیان، اختران (تاریخ فلسفه)
8. سرگذشت فلسفه، برایان مگی، ترجمه حسن کامشاد، نی (تاریخ فلسفه)
9. پرسشهای زندگی، سوتر، ترجمه عباس مخبر، طرح نو (مسایل فلسفی)
10. مبانی و تاریخ فلسفه غرب، هالینگ دیل، ترجمه عبد الحسین آذرنگ، ققنوس (شاخه ها، تاریخ، اصطلاحات فلسفی)
11. فلاسفه بزرگ، برایان مگی، ترجمه عزت الله فولادوند، خوارزمی (تاریخ فلسفه)
12. مردان اندیشه، برایان مگی، ترجمه عزت الله فولادوند، طرح نو (فلسفه معاصر)
13. کلاسیک های فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه مسعود علیا، ققنوس (آثار و اصلاحات فلسفی)
14. بیایید فلسفه بورزیم، ریچارد گریل، ترجمه محمد کیوانفر، دانشگاه مفید (چیستی، شاخه های فلسفی)
15. کوره راه خرد، کارل یاسپرس، ترجمه مهبد ایرانی طلب، قطره (چیستی فلسفه)
گفتنی است کتابهای 5 و 6 مکمل هم هستند و می توانند به موازات کتابهای 7 و 8 خوانده شوند.
ویرایش جدید - آبانماه 1394
(سیر مطالعاتی از آسان به مشکل)
مسعود زنجانی
1. تسلی بخشی های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمه عرفان ثابتی، ققنوس (فایده و ضرورت فلسفه)
2. درآمدی به فلسفه، بوخنسکی، ترجمه محمدرضا باطنی، فرهنگ معاصر (مسایل فلسفی)
3. تاریخچه کوتاهی از فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه مریم تقدیسی، ققنوس (تاریخ فلسفه)
4. فلسفه به روایت سینما، کریستوفر فالزن، ترجمه ناصر تقویان، قصیده سرا (شاخه های فلسفه)
5. رویای خرد، آنتونی گاتلیپ، ترجمه لی لی سازگار، ققنوس (تاریخ فلسفه تا قبل از عصر جدید)
6. نگاهی اجمالی به فلسفه از روشنگری تا امروز، ربرت تسیمر، ترجمه رحمان افشاری، مهر اندیش ( تاریخ فلسفه عصر جدید)
7. شور خرد، سالمون و هیگیز، ترجمه کیوان قبادیان، اختران (تاریخ فلسفه)
8. سرگذشت فلسفه، برایان مگی، ترجمه حسن کامشاد، نی (تاریخ فلسفه)
9. پرسشهای زندگی، سوتر، ترجمه عباس مخبر، طرح نو (مسایل فلسفی)
10. مبانی و تاریخ فلسفه غرب، هالینگ دیل، ترجمه عبد الحسین آذرنگ، ققنوس (شاخه ها، تاریخ، اصطلاحات فلسفی)
11. فلاسفه بزرگ، برایان مگی، ترجمه عزت الله فولادوند، خوارزمی (تاریخ فلسفه)
12. مردان اندیشه، برایان مگی، ترجمه عزت الله فولادوند، طرح نو (فلسفه معاصر)
13. کلاسیک های فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه مسعود علیا، ققنوس (آثار و اصلاحات فلسفی)
14. بیایید فلسفه بورزیم، ریچارد گریل، ترجمه محمد کیوانفر، دانشگاه مفید (چیستی، شاخه های فلسفی)
15. کوره راه خرد، کارل یاسپرس، ترجمه مهبد ایرانی طلب، قطره (چیستی فلسفه)
گفتنی است کتابهای 5 و 6 مکمل هم هستند و می توانند به موازات کتابهای 7 و 8 خوانده شوند.
ویرایش جدید - آبانماه 1394
🔑
✏منبرک: (عاشق باشید!)
اگه عاشقی می شناسی، تگش کن!🌼
نظرت؟🔑
.
.
🔖به نظر می رسد که تصور آدم ها از پدیده عشق وابسته است به جهان بینیشان،
اما فارغ از ماهیتش هر چه که هست وقتی وارد زندگی فرد می شود،
هم در نگاه او اثر مثبت دارد و هم در عملکردش.
.
🔖حال بهتر،
دنیای رنگی تر،
اعتماد به نفس بالاتر،
نشاط و
سرزندگی بیشتر...!
در کل همه چیز را بهتر و با کیفیت تر می کند.
.
🔖چه این را از ترشح هرمون های بدنی بدانیم چه از تغییرات روحی و روانی، در هر حال وجود دارد.
درست برای همین هم هست که باید عاشق بود. در هر حال و وضعی که هستید باید معشوقی برای خودتان دست و پا کنید و عاشقی کنید.
.
🔖عاشقی را البته نمی شود منحصر به روابط انسان با انسان کرد بلکه به هر چیزی می شود عشق ورزید.
یکی به عکاسی،
یکی به نقاشی،
یکی به موسیقی،
یکی به خانواده،
یکی به دوست،
یکی هم به خواندن و نوشتن...!
عاشق بودن است که مهم است.
.
🔖آدم ها را سکون فاسد می کند.
آدم ها همیشه باید در تکاپو و حرکت باشند و بهترین نیروی محرکی که می شناسم عشق است. آدم ها اگر معشوقی نداشته باشند امیدی نخواهند داشت چون درواقع چیزی وجود ندارد که برای وصالش نیازی به امید باشد و بی امید هم زندگی بی معنا است...!
خلاصه:
عاشق باشید و پرامید!
______________________________
پ ن:
۱. عکس نوشت:
#عکاس_جناب_خودمان
این دو کتاب را از نمایشگاه کتاب ابتیاع کرده ام.
(به مرور زمان عکس هایی از کتاب های خریداری شده ام خواهم گذاشت!)
الف. عشق، بنت هلم، دانشنامه فلسفه استنفورد، ترجمه: ندا مسلمی، انتشارات ققنوس.
ب. در ستایش عشق، آلن بديو، ترجمه: مریم عبدالرحيم کاشی، انتشارات ققنوس.
۲. «فلسفه باید مطالعه شود نه بهخاطر پاسخهای قاطعانه به پرسشهایش... بلکه بهخاطر خود آن پرسشها؛ زیرا این پرسشها تصور ما از آنچه ممکن است را افزایش میدهد، تخیل فکری ما را غنی میسازد و اطمینان جزماندیشانه را که راه گمانهزنی ذهن را مسدود میکند، کاهش میدهد؛ اما بالاتر از همه، بهدلیل بزرگی عالمی که فلسفه به تأمل در آن میپردازد، ذهن نیز بزرگ میشود، و میتواند به اتحادی با عالم برسد که بالاترین خیرش را تشکیل میدهد.» .
📚برتراند راسل، مسائل فلسفه.
۳. انسانی که سوال میپرسد
پنج دقیقه احمق بنظر می رسد
کسی که سوال نمی پرسد
برای یک عمر احمق می ماند..!
📚#مایاکوفسکی
۴. ما باید این مسئله را بپذیریم که محکمترین و تعصب آمیز ترین باورهای ما، آنهایی هستند که کمترین دلیل ها، برای درستی شان در دست است.
📚#برتراند_راسل .
.
#مصطفی_سلیمانی #منبرک #فلسفه #عشق #فلسفه_عشق
https://telegram.me/filsofak
✏منبرک: (عاشق باشید!)
اگه عاشقی می شناسی، تگش کن!🌼
نظرت؟🔑
.
.
🔖به نظر می رسد که تصور آدم ها از پدیده عشق وابسته است به جهان بینیشان،
اما فارغ از ماهیتش هر چه که هست وقتی وارد زندگی فرد می شود،
هم در نگاه او اثر مثبت دارد و هم در عملکردش.
.
🔖حال بهتر،
دنیای رنگی تر،
اعتماد به نفس بالاتر،
نشاط و
سرزندگی بیشتر...!
در کل همه چیز را بهتر و با کیفیت تر می کند.
.
🔖چه این را از ترشح هرمون های بدنی بدانیم چه از تغییرات روحی و روانی، در هر حال وجود دارد.
درست برای همین هم هست که باید عاشق بود. در هر حال و وضعی که هستید باید معشوقی برای خودتان دست و پا کنید و عاشقی کنید.
.
🔖عاشقی را البته نمی شود منحصر به روابط انسان با انسان کرد بلکه به هر چیزی می شود عشق ورزید.
یکی به عکاسی،
یکی به نقاشی،
یکی به موسیقی،
یکی به خانواده،
یکی به دوست،
یکی هم به خواندن و نوشتن...!
عاشق بودن است که مهم است.
.
🔖آدم ها را سکون فاسد می کند.
آدم ها همیشه باید در تکاپو و حرکت باشند و بهترین نیروی محرکی که می شناسم عشق است. آدم ها اگر معشوقی نداشته باشند امیدی نخواهند داشت چون درواقع چیزی وجود ندارد که برای وصالش نیازی به امید باشد و بی امید هم زندگی بی معنا است...!
خلاصه:
عاشق باشید و پرامید!
______________________________
پ ن:
۱. عکس نوشت:
#عکاس_جناب_خودمان
این دو کتاب را از نمایشگاه کتاب ابتیاع کرده ام.
(به مرور زمان عکس هایی از کتاب های خریداری شده ام خواهم گذاشت!)
الف. عشق، بنت هلم، دانشنامه فلسفه استنفورد، ترجمه: ندا مسلمی، انتشارات ققنوس.
ب. در ستایش عشق، آلن بديو، ترجمه: مریم عبدالرحيم کاشی، انتشارات ققنوس.
۲. «فلسفه باید مطالعه شود نه بهخاطر پاسخهای قاطعانه به پرسشهایش... بلکه بهخاطر خود آن پرسشها؛ زیرا این پرسشها تصور ما از آنچه ممکن است را افزایش میدهد، تخیل فکری ما را غنی میسازد و اطمینان جزماندیشانه را که راه گمانهزنی ذهن را مسدود میکند، کاهش میدهد؛ اما بالاتر از همه، بهدلیل بزرگی عالمی که فلسفه به تأمل در آن میپردازد، ذهن نیز بزرگ میشود، و میتواند به اتحادی با عالم برسد که بالاترین خیرش را تشکیل میدهد.» .
📚برتراند راسل، مسائل فلسفه.
۳. انسانی که سوال میپرسد
پنج دقیقه احمق بنظر می رسد
کسی که سوال نمی پرسد
برای یک عمر احمق می ماند..!
📚#مایاکوفسکی
۴. ما باید این مسئله را بپذیریم که محکمترین و تعصب آمیز ترین باورهای ما، آنهایی هستند که کمترین دلیل ها، برای درستی شان در دست است.
📚#برتراند_راسل .
.
#مصطفی_سلیمانی #منبرک #فلسفه #عشق #فلسفه_عشق
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
زندگی حتی وقتی انکارش می کنی، حتی وقتی نادیده اش می گیری، حتی وقتی نمی خواهی اش از تو قوی تر است. از هر چیز دیگری قوی تر است . آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند ، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند ، دوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند ، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند . باور کردنی نیست اما همین گونه است . زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است ....
باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد . آن قدر که اشک ها خشک شوند ، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد . به چیز دیگری فکر کرد . باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد....
- آناگاوالدا | من او را دوست داشتم
ترجمه: الهام دارچینیان🌷
https://telegram.me/filsofak
باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد . آن قدر که اشک ها خشک شوند ، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد . به چیز دیگری فکر کرد . باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد....
- آناگاوالدا | من او را دوست داشتم
ترجمه: الهام دارچینیان🌷
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Forwarded from ابوالقاسم فنائی
به نظر ما دین به خودی خود، مانع سرکشی کردن و خدایی کردن آدمیان نمیشود، به همین خاطر سرکشی مدعیان دینداری و دشمنان سکولاریزم از کسانی که سکولارند کمتر نیست و بنیادگرایان مذهبی کمتر از بنیادگرایان سکولار دنیا را به آتش نمیکشند. بلی عقل آدمی را باید از اسارت حرص و طمع و هوی آزاد کرد، اما «هم ترازو را ترازو راست کرد» عقل تنها به دست خود میتواند آزاد شود و مهار عقلِ خود محور تنها با تکیه بر عقل و عقلانیتِ اخلاقی،که همان پیامبر درونی است، امکان دارد ، اگر این عقل، درد آدمی را دوا نکند، پیامبر ان بیرونی هم سودی به حال او نخواهند داشت و بل پیروی از آنان نتیجه معکوس به بار خواهد آورد، توفیقی هم که انبیا در رهانیدن عقل آدمی از چنگال هوی و هوس و حرص و طمع داشته اند، از طریق تقویت عقل اخلاقی بوده است. مشکلی اگر هست در انکار یا تضعیف عقل و عقلانیت اخلاقی است و این مشکل ربطی به سکولاریزم ندارد، دینداران و بی دینان هر دو به یکسان به این درد مبتلی هستند. ضمنا عقل را از اسارت نقل هم باید آزاد کرد.
دکتر ابوالقاسم فنایی | اخلاق دین شناسی صفحه 240
✨ →@abolghasemfanaei
دکتر ابوالقاسم فنایی | اخلاق دین شناسی صفحه 240
✨ →@abolghasemfanaei
Forwarded from ابوالقاسم فنائی
اصالت وجود در اگزیستانسیالیسم و فلسفه اسلامی:
اگزیستانسیالیست ها بر تقدم وجود بر ماهیت تاکید می ورزند و این امر موجب شده است که پاره ای مترجمان اساسا اصطلاح اگزیستانسیالیسم را به اصالت وجود ترجمه کنند که ترجمه ای نادرست و غلط انداز است، از این رو، توضیحی در این مورد لازم به نظر می رسد. ویژگی های دیدگاه اگزیستانسیالیزم درباره تقدم وجود بر ماهیت را به صورت زیرین می توان تلخیص کرد:
۱_ تقدم وجود بر ماهیت به معنای اعتباری بودن ماهیت نیست.
۲_ تقدم وجود بر ماهیت، تنها در خصوص انسان صادق است.
۳_ تقدم وجود بر ماهیت تنها پیش از تولد انسان صادق است.
۴_ تقدم وجود بر ماهیت فحوای ارزشی و اخلاقی دارد.
۵_ در اگزیستانسیالیسم وجود و ماهیت هر دو اصیل اند.
با توجه به این ویژگی ها روشن می شود که تقدم وجود بر ماهیت به معنای اگزیستانسیالیسمی آن با تقدم وجود بر ماهیت به معنای مورد نظر فلسفه اسلامی، به یک معنا نیست.
حکمت متعالیه که یکی از گرایش های فلسفه اسلامی است و مبتکر اصالت وجود و اثبات کننده آن به شمار می رود، ماهیت را اعتباری می داند و هیچ گونه تحقق و تاثیری برای آن قائل نیست و این نکته را نه فقط درباره انسان که درباره همه ممکنات می گوید و در مورد انسان نیز، بر خلاف اگزیستانسیالیسم، نمی گوید که انسان پس از تولد و با افعال و رفتار خود ماهیت خویش را رقم می زند.
اصولا تحقق ماهیت بر اساس این مبنا محال است.
بنابراین، حکمت متعالیه ماهیت را از همه ممکنات سلب می کند نه از خصوص انسان و نه از انسان پیش از تولد.
از سوی دیگر مقصود اگزیستانسیالیستها از نفی ماهیت از انسان نفی تعین است، هرچند از این تعین به ماهیت تعبیر کرده اند، در حالی که حکمت متعالیه برای همه ممکنات به نوعی تعین قائل است، اگرچه این تعین را به وجود آن ها نسبت می دهد نه به ماهیت آن ها.
اصالت وجود در حکمت متعالیه فحوای ارزشی و اخلاقی ندارد، در حالی که در اگزیستانسیالیسم به لحاظ اخلاقی فحوایی بس مهم دارد و اصولا این دیدگاه برای تاکید برای آزادی انسان پیش کشیده شده است، در حالی که حکمت متعالیه به دلیل اعتقاد به تعین انسان چنین آزادی بی حد و حصری را برای او قائل نیست، هرچند با مقدماتی دیگر مطلوب و مراد واقعی اگزیستانسیالیست ها را اثبات می کند که در عنوان بعدی به آن می پردازیم.
البته در حکمت اشراق که گرایشی دیگر از گرایش فلسفه اسلامی است گفته می شود که «نفس(انسان) و موجودات مافوق آن وجود محض اند» و هیچ ماهیتی ندارند که این دیدگاه به دیدگاه اگزیستانسیالیست ها بسیار نزدیک است ولی حکیمان اصالت وجودی این تعبیرات را بر اصالت وجود به معنای اصطلاحی آن در حکمت متعالیه حمل کرده اند.@abolghasemfanaei
(فلسفه اخلاق در قرن بیستم، ص ۶_۳۴۵، یادداشت های فصل ششم، دکتر ابوالقاسم فنایی)
اگزیستانسیالیست ها بر تقدم وجود بر ماهیت تاکید می ورزند و این امر موجب شده است که پاره ای مترجمان اساسا اصطلاح اگزیستانسیالیسم را به اصالت وجود ترجمه کنند که ترجمه ای نادرست و غلط انداز است، از این رو، توضیحی در این مورد لازم به نظر می رسد. ویژگی های دیدگاه اگزیستانسیالیزم درباره تقدم وجود بر ماهیت را به صورت زیرین می توان تلخیص کرد:
۱_ تقدم وجود بر ماهیت به معنای اعتباری بودن ماهیت نیست.
۲_ تقدم وجود بر ماهیت، تنها در خصوص انسان صادق است.
۳_ تقدم وجود بر ماهیت تنها پیش از تولد انسان صادق است.
۴_ تقدم وجود بر ماهیت فحوای ارزشی و اخلاقی دارد.
۵_ در اگزیستانسیالیسم وجود و ماهیت هر دو اصیل اند.
با توجه به این ویژگی ها روشن می شود که تقدم وجود بر ماهیت به معنای اگزیستانسیالیسمی آن با تقدم وجود بر ماهیت به معنای مورد نظر فلسفه اسلامی، به یک معنا نیست.
حکمت متعالیه که یکی از گرایش های فلسفه اسلامی است و مبتکر اصالت وجود و اثبات کننده آن به شمار می رود، ماهیت را اعتباری می داند و هیچ گونه تحقق و تاثیری برای آن قائل نیست و این نکته را نه فقط درباره انسان که درباره همه ممکنات می گوید و در مورد انسان نیز، بر خلاف اگزیستانسیالیسم، نمی گوید که انسان پس از تولد و با افعال و رفتار خود ماهیت خویش را رقم می زند.
اصولا تحقق ماهیت بر اساس این مبنا محال است.
بنابراین، حکمت متعالیه ماهیت را از همه ممکنات سلب می کند نه از خصوص انسان و نه از انسان پیش از تولد.
از سوی دیگر مقصود اگزیستانسیالیستها از نفی ماهیت از انسان نفی تعین است، هرچند از این تعین به ماهیت تعبیر کرده اند، در حالی که حکمت متعالیه برای همه ممکنات به نوعی تعین قائل است، اگرچه این تعین را به وجود آن ها نسبت می دهد نه به ماهیت آن ها.
اصالت وجود در حکمت متعالیه فحوای ارزشی و اخلاقی ندارد، در حالی که در اگزیستانسیالیسم به لحاظ اخلاقی فحوایی بس مهم دارد و اصولا این دیدگاه برای تاکید برای آزادی انسان پیش کشیده شده است، در حالی که حکمت متعالیه به دلیل اعتقاد به تعین انسان چنین آزادی بی حد و حصری را برای او قائل نیست، هرچند با مقدماتی دیگر مطلوب و مراد واقعی اگزیستانسیالیست ها را اثبات می کند که در عنوان بعدی به آن می پردازیم.
البته در حکمت اشراق که گرایشی دیگر از گرایش فلسفه اسلامی است گفته می شود که «نفس(انسان) و موجودات مافوق آن وجود محض اند» و هیچ ماهیتی ندارند که این دیدگاه به دیدگاه اگزیستانسیالیست ها بسیار نزدیک است ولی حکیمان اصالت وجودی این تعبیرات را بر اصالت وجود به معنای اصطلاحی آن در حکمت متعالیه حمل کرده اند.@abolghasemfanaei
(فلسفه اخلاق در قرن بیستم، ص ۶_۳۴۵، یادداشت های فصل ششم، دکتر ابوالقاسم فنایی)
Forwarded from deleted account
فلسفۀ فیلم یکی از رشتههای فرعی از شاخۀ فلسفۀ هنر معاصر است که با گامهای سریع، رو به رشد است. سایت دیدنی https://film-philosophy.ir مباحث فلسفی متنوعی را از دریچۀ رسانۀ فیلم مورد بررسی قرار میدهد.
🌴🌴🌴کسانی که به اشتباه عارف مینامیم
🍁یک :یک اندیشه این است که گویی هرکسی انسان نازنینی یا انسانی پاک یا انسان دوست داشتنی یا انسانی که از مجالست و معاشرت با او لذّت می بریم است و یا اینکه انسانی است که زبانِ بدن او یعنی طرز نگاه کردن او، طرز سخن گفتن او، طرز لبخند زدن او، طرز سکوت او ، زبانی مطبوع طبع ما است و یا اینکه دیدیم انسان روی هم رفته نازنینی است یا انسان مطبوع طبعی است؛ آن وقت گمان می کنیم "عارف" است.این خام ترین تلقّی است که می شود داشت.
🍁دو:تلقّی دوّمی که وجود دارد این است، کسانی که در گفته ها و نوشته های خود اصطلاحات رایج در میان عرفا را به کار می گیرند، لابد خودشان عارفند.
اصطلاحاتی هم در عرفان نظری و هم در عرفان عملی هست که این اصطلاحات را فقط اهل عرفان به کار می برند و غیر اهل عرفان استعمال نمی کنند؛ از اصطلاحاتی مثل "لب" و "دهان" و "چشم" و "ابرو و ... گرفته تا اصطلاحاتی مثل "اعیان ثابته"، "حضرات خمس"، "غیب العمی"، "غیب الغیوب"، "جبروت"، "هاهوت"، "لاهوت"، "ملکوت". اینها اصطلاحاتی اند که در نوشته ها و گفته های اهل عرفان به کار می رود، امّا شما نباید گمان کنید اگر من ِ مصطفی هم یک وقت در نوشته ای یا در گفته ای این اصطلاحات را به کار بردم، پس لابد من هم عارف هستم.
دست بر قضا کسانی بوده اند که هرگز عارف نبوده اند، حتّی خودشان هم ادعای عرفان نداشته اند، ولی این نوع اصطلاحات را به مراتب بجاتر از عارفان استعمال کرده اند؛ به مراتب دقیق تر از عارفان به کار برده اند.
🍁سه:تلقّی سوّم این است که ممکن است گمان بکنیم که اگر یک شخص در زندگی خود یکبار یک تجربه ی عارفانه داشت، او عارف است. بگذریم از اینکه ما هر تجربه ی غیر عادی را تجربه عارفانه می دانیم، با اینکه در روان شناسی لااقل نوزده تجربه از تجربه های غیرعادی که در زندگی پیش می آیند، شناخته شده است که یکی از آنها فقط تجربه ی عرفانی است. امّا من و شما در زندگی عادی هرکس یک تجربه ی غیرعادی داشت، آن وقت فکر می کنیم که این تجربه ی عرفانی است. با اینکه تجربه هایی هستند که اصلاً عادی نیستند یا اصلاً متعارف نیستند یا اصلاً من به عنوان یک انسان عادی آن تجربه ها را ندارم امّا همه ی آن تجربه ها هم تجربه های عرفانی نیستند.
🍀منبع :جهان نگری مولانا و حافظ ،موسسه سروش مولانا ،سال92
@mostafamalekian
🍁یک :یک اندیشه این است که گویی هرکسی انسان نازنینی یا انسانی پاک یا انسان دوست داشتنی یا انسانی که از مجالست و معاشرت با او لذّت می بریم است و یا اینکه انسانی است که زبانِ بدن او یعنی طرز نگاه کردن او، طرز سخن گفتن او، طرز لبخند زدن او، طرز سکوت او ، زبانی مطبوع طبع ما است و یا اینکه دیدیم انسان روی هم رفته نازنینی است یا انسان مطبوع طبعی است؛ آن وقت گمان می کنیم "عارف" است.این خام ترین تلقّی است که می شود داشت.
🍁دو:تلقّی دوّمی که وجود دارد این است، کسانی که در گفته ها و نوشته های خود اصطلاحات رایج در میان عرفا را به کار می گیرند، لابد خودشان عارفند.
اصطلاحاتی هم در عرفان نظری و هم در عرفان عملی هست که این اصطلاحات را فقط اهل عرفان به کار می برند و غیر اهل عرفان استعمال نمی کنند؛ از اصطلاحاتی مثل "لب" و "دهان" و "چشم" و "ابرو و ... گرفته تا اصطلاحاتی مثل "اعیان ثابته"، "حضرات خمس"، "غیب العمی"، "غیب الغیوب"، "جبروت"، "هاهوت"، "لاهوت"، "ملکوت". اینها اصطلاحاتی اند که در نوشته ها و گفته های اهل عرفان به کار می رود، امّا شما نباید گمان کنید اگر من ِ مصطفی هم یک وقت در نوشته ای یا در گفته ای این اصطلاحات را به کار بردم، پس لابد من هم عارف هستم.
دست بر قضا کسانی بوده اند که هرگز عارف نبوده اند، حتّی خودشان هم ادعای عرفان نداشته اند، ولی این نوع اصطلاحات را به مراتب بجاتر از عارفان استعمال کرده اند؛ به مراتب دقیق تر از عارفان به کار برده اند.
🍁سه:تلقّی سوّم این است که ممکن است گمان بکنیم که اگر یک شخص در زندگی خود یکبار یک تجربه ی عارفانه داشت، او عارف است. بگذریم از اینکه ما هر تجربه ی غیر عادی را تجربه عارفانه می دانیم، با اینکه در روان شناسی لااقل نوزده تجربه از تجربه های غیرعادی که در زندگی پیش می آیند، شناخته شده است که یکی از آنها فقط تجربه ی عرفانی است. امّا من و شما در زندگی عادی هرکس یک تجربه ی غیرعادی داشت، آن وقت فکر می کنیم که این تجربه ی عرفانی است. با اینکه تجربه هایی هستند که اصلاً عادی نیستند یا اصلاً متعارف نیستند یا اصلاً من به عنوان یک انسان عادی آن تجربه ها را ندارم امّا همه ی آن تجربه ها هم تجربه های عرفانی نیستند.
🍀منبع :جهان نگری مولانا و حافظ ،موسسه سروش مولانا ،سال92
@mostafamalekian
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
#برتراند_راسل در نوشته هایش معتقد بود رسوبات قرون وسطی در ذهن سیاستمداران اروپایی باقی مانده است. وی دین را به عنوان ابزاری در دست اهالی قدرت در دوران قرون وسطی می دید تا منویات توسعه طلبانه و جنگسالارانه خود را توجیه کنند. او بارها با ارجاع به قرون وسطی و پاپ آنها را نقد می کند. اینکه مردمی در فقر هستند و پاپ در ثروت. اینکه دستور لشکرکشی برای جنگ های صلیبی و کشتن میلیونها انسان توسط کسی صادر می شود که مدعی صدارت دین عشق است. او در قسمتی از همین کتاب رفتار خلفای اسلامی با مسیحیان و یهودیان را بسیار بهتر از رفتار پاپ با مسلمانان می داند. وی تلاش کلیسا برای سیطره بر تفکر مردم اروپا و ترویج جهل را به شدت محکوم می کند. تقابل کلیسا با علم نیز از دیگر قسمتهای مورد انتقاد اوست .
معرفی کامل کتاب #چرا_من_مسیحی_نیستم👇
https://goo.gl/vpGA4J
معرفی کامل کتاب #چرا_من_مسیحی_نیستم👇
https://goo.gl/vpGA4J
صدانت
معرفی کتاب چرا من مسیحی نیستم • صدانت
معرفی کتاب چرا من مسیحی نیستم ، برتراند راسل به عنوان یكی از مشهورترین فلاسفه بریتانیا در قرن بیستم شناخته می شود. شهرت وی بیش از دلایل فلسفی، به گستره ...