📝 کانال فلسفه اخلاق:
#مقاله
#یونگ_و_فاشیسم
زمانی که فاشیست ها در آلمان و اتریش روی کار آمدند، #یونگ به قدرت رسیدن آن ها را یک پدیده مذهبی دانست و اسم این پدیده را #مذهب_اوباش نهاد!
فاشیست ها بر شانه های اوباش سوار می شوند:
تکنیک موفقیت آن ها این است که یک مذهب جدید خلق می کنند، مذهبی که در آن اطاعت از پیشوا تنها شرط رستگاری است!
در مذهب خلق شده توسط فاشیست ها، برخلاف اغلب مذاهب رایج عالم، نیازی به پرهیزکاری، پارسایی، درون نگری و ارتباط شخصی با الوهیت وجود ندارد. همه آئین مذهبی در مناسک جمعی و با شور و غلیان هیجانات صورت می گیرد:
مراسم رژه، گردهمایی های عظیم خیابانی، تکان دادن پرچم ها و به بازو بستن بازوبند هایی که عضویت در آئین پیشوا را نشان می دهند.
اوباش کسانی هستند که فاقد یک هویت فردی و یک نظام ارزشی درونی هستند. آن ها نه تمایل به پارسایی و انضباط دارند و نه توان درون نگری و گوشه گیری و اعتکاف. پس برای چنین کسانی که همیشه دچار احساس گناه و احساس حقارت عمیق بوده اند مذهب فاشیست ها نور امید رستگاری است: به جای سکوت شعار بدهید و فریاد بزنید، به جای تنهایی برای شما اعتکاف گروهی فراهم می کنیم و به جای ارتباط درونی با الوهیت یک ارتباط جمعی با پیشوا را به شما پیشنهاد می کنیم. فاشیست ها به اوباش اعتماد به نفس می دهند، به آن ها وعده تعمید و رستگاری می دهند و این همان چیزی است که اوباش به آن نیاز دارند.
این چنین است که فاشیست ها به راحتی لشگری از اوباش فراهم می آورند، لشگری که خشونت را عبادت می داند و همچون یک ماشین غول پیکر ارعاب و سرکوب به پیش می رود.
#هیتلر راجع به نژاد بسیار حساس است اما آموزه ی نژادی او پر از تناقض و به لحاظ علمی بی اساس است. مفهوم نژاد هرگز تعریف نمی شود. مردم، نژاد، قبیله، گونه و ملت تقریبأ به یک معنا به کار می روند! گرچه او مساله نژادی را "کلید تاریخ جهان" می داند واقعیات زیست شناسی و ژنتیک ربطی به او ندارند. نظریه او منحصرأ در خدمت تبیین و توجیه نفرت و تعصب پیروانش نسبت به "دیگران" قرار دارد.
همچنین است یهودی ستیزی هیتلر: هیتلر همه دشمنانش را بدون استثناء یهودی می داند. دموکراسی و جامعه ملل، صلح طلبی، مارکسیسم و هنر مدرن همه از ابداعات یهودیت بین المللی هستند! به همین دلیل بین اوباش و پیشوا یک تفاهم عمیق ایجاد می شود. هیتلر علیه همه نهادهای مدرن اعلام جنگ می کند، نهادهایی که برای اوباش غیر قابل درک و ثقیلند، پس هیتلر به اوباش این پیام را می دهد: آن چه برای شما غیر قابل فهم است بد است، نابودش کنید!
#حزب_نازی در انتخابات ۱۹۳۲ پیروز شد، در ۱۰ می ۱۹۳۳ مراسم کتاب سوزان در برلین برگزار شد و در ۱۱ آوریل ۱۹۳۳ "پاکسازی" موزه ها و گالری ها آغاز شد! هیتلر در ۱۹۳۹ کشور آلمان را وارد جنگی بد سرانجام کرد. جنگی که پس از ۶ سال تخریب و کشتار با نابودی کشور و خودکشی پیشوا پایان یافت!
#دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
پی نوشت:
منبع اطلاعات فوق کتابهای زیر هستند:
۱- اندیشه یونگ- ریچارد بیلسکر-ترجمه حسین پاینده- انتشارات آشیان
۲- هنر مدرنیسم- ساندرو بکولا- ترجمه رویین پاکباز و همکاران - انتشارات فرهنگ معاصر
🍀❤️ @filsofak
#مقاله
#یونگ_و_فاشیسم
زمانی که فاشیست ها در آلمان و اتریش روی کار آمدند، #یونگ به قدرت رسیدن آن ها را یک پدیده مذهبی دانست و اسم این پدیده را #مذهب_اوباش نهاد!
فاشیست ها بر شانه های اوباش سوار می شوند:
تکنیک موفقیت آن ها این است که یک مذهب جدید خلق می کنند، مذهبی که در آن اطاعت از پیشوا تنها شرط رستگاری است!
در مذهب خلق شده توسط فاشیست ها، برخلاف اغلب مذاهب رایج عالم، نیازی به پرهیزکاری، پارسایی، درون نگری و ارتباط شخصی با الوهیت وجود ندارد. همه آئین مذهبی در مناسک جمعی و با شور و غلیان هیجانات صورت می گیرد:
مراسم رژه، گردهمایی های عظیم خیابانی، تکان دادن پرچم ها و به بازو بستن بازوبند هایی که عضویت در آئین پیشوا را نشان می دهند.
اوباش کسانی هستند که فاقد یک هویت فردی و یک نظام ارزشی درونی هستند. آن ها نه تمایل به پارسایی و انضباط دارند و نه توان درون نگری و گوشه گیری و اعتکاف. پس برای چنین کسانی که همیشه دچار احساس گناه و احساس حقارت عمیق بوده اند مذهب فاشیست ها نور امید رستگاری است: به جای سکوت شعار بدهید و فریاد بزنید، به جای تنهایی برای شما اعتکاف گروهی فراهم می کنیم و به جای ارتباط درونی با الوهیت یک ارتباط جمعی با پیشوا را به شما پیشنهاد می کنیم. فاشیست ها به اوباش اعتماد به نفس می دهند، به آن ها وعده تعمید و رستگاری می دهند و این همان چیزی است که اوباش به آن نیاز دارند.
این چنین است که فاشیست ها به راحتی لشگری از اوباش فراهم می آورند، لشگری که خشونت را عبادت می داند و همچون یک ماشین غول پیکر ارعاب و سرکوب به پیش می رود.
#هیتلر راجع به نژاد بسیار حساس است اما آموزه ی نژادی او پر از تناقض و به لحاظ علمی بی اساس است. مفهوم نژاد هرگز تعریف نمی شود. مردم، نژاد، قبیله، گونه و ملت تقریبأ به یک معنا به کار می روند! گرچه او مساله نژادی را "کلید تاریخ جهان" می داند واقعیات زیست شناسی و ژنتیک ربطی به او ندارند. نظریه او منحصرأ در خدمت تبیین و توجیه نفرت و تعصب پیروانش نسبت به "دیگران" قرار دارد.
همچنین است یهودی ستیزی هیتلر: هیتلر همه دشمنانش را بدون استثناء یهودی می داند. دموکراسی و جامعه ملل، صلح طلبی، مارکسیسم و هنر مدرن همه از ابداعات یهودیت بین المللی هستند! به همین دلیل بین اوباش و پیشوا یک تفاهم عمیق ایجاد می شود. هیتلر علیه همه نهادهای مدرن اعلام جنگ می کند، نهادهایی که برای اوباش غیر قابل درک و ثقیلند، پس هیتلر به اوباش این پیام را می دهد: آن چه برای شما غیر قابل فهم است بد است، نابودش کنید!
#حزب_نازی در انتخابات ۱۹۳۲ پیروز شد، در ۱۰ می ۱۹۳۳ مراسم کتاب سوزان در برلین برگزار شد و در ۱۱ آوریل ۱۹۳۳ "پاکسازی" موزه ها و گالری ها آغاز شد! هیتلر در ۱۹۳۹ کشور آلمان را وارد جنگی بد سرانجام کرد. جنگی که پس از ۶ سال تخریب و کشتار با نابودی کشور و خودکشی پیشوا پایان یافت!
#دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
پی نوشت:
منبع اطلاعات فوق کتابهای زیر هستند:
۱- اندیشه یونگ- ریچارد بیلسکر-ترجمه حسین پاینده- انتشارات آشیان
۲- هنر مدرنیسم- ساندرو بکولا- ترجمه رویین پاکباز و همکاران - انتشارات فرهنگ معاصر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#تفکر_انتقادی
یک انسان خردگرا چه ویژگی هایی دارد؟
به چه کسی خردگرا می گویند؟
یک خردگرا، شخصی است که برای او، یادگیری از اثبات حقانیت خود، مهم تر است، کسی که مایل به یادگیری از دیگران است، نه فقط با مصادره عقاید دیگران بلکه با اجازه رضایتمندانه به دیگران برای نقد عقاید خود و علاقه به نقد عقاید دیگران...
یک خردگرای واقعی فکر نمی کند که وی یا هر کس دیگر حقیقت را در اختیار دارد.
در این اندیشه هم نیست که صرف انتقاد هم او را در دست یافتن به عقاید جدید کمک می کند.
اما قطعا فکر می کند فقط بحث انتقادی می تواند به ما در جدا ساختن دوغ از دوشاب یاری رساند
فقط بحث انتقادی می تواند بلوغ لازم را به ما بدهد تا یک عقیده را از جهات بیشتری ببینیم و داوری درستی نسبت به آن داشته باشیم...
#انسان_خردگرا
🍀❤️ @filsofak
#تفکر_انتقادی
یک انسان خردگرا چه ویژگی هایی دارد؟
به چه کسی خردگرا می گویند؟
یک خردگرا، شخصی است که برای او، یادگیری از اثبات حقانیت خود، مهم تر است، کسی که مایل به یادگیری از دیگران است، نه فقط با مصادره عقاید دیگران بلکه با اجازه رضایتمندانه به دیگران برای نقد عقاید خود و علاقه به نقد عقاید دیگران...
یک خردگرای واقعی فکر نمی کند که وی یا هر کس دیگر حقیقت را در اختیار دارد.
در این اندیشه هم نیست که صرف انتقاد هم او را در دست یافتن به عقاید جدید کمک می کند.
اما قطعا فکر می کند فقط بحث انتقادی می تواند به ما در جدا ساختن دوغ از دوشاب یاری رساند
فقط بحث انتقادی می تواند بلوغ لازم را به ما بدهد تا یک عقیده را از جهات بیشتری ببینیم و داوری درستی نسبت به آن داشته باشیم...
#انسان_خردگرا
🍀❤️ @filsofak
طرف رفته مصاحبه شغلی
ازش پرسیدن توانمندیات واسه ورود به این شغل چیه؟
اونم میگه کامپیوتر شرکتتونو هک کردمو خودمو به این مصاحبه دعوت کردم :)
🍀❤️ @filsofak
ازش پرسیدن توانمندیات واسه ورود به این شغل چیه؟
اونم میگه کامپیوتر شرکتتونو هک کردمو خودمو به این مصاحبه دعوت کردم :)
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
https://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/253572/هشت-توصیه-جان-گریشام-نویسندگان-جوان
🍀❤️ @filsofak
https://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/253572/هشت-توصیه-جان-گریشام-نویسندگان-جوان
🍀❤️ @filsofak
خبرگزاری کتاب ايران (IBNA)
ایبنا - هشت توصیه جان گریشام به نویسندگان جوان
جان گریشام، نویسنده نامآشنای رمانهای جنایی و حقوقی است. این نویسنده آمریکایی با نوشتن مطلبی برای مجله «نیویورکتایمز» نظرات خود را درباره روشهای موفقیت در حرفه نویسندگی با علاقهمندان در میان میگذارد که شما را به خواندن آنها دعوت میکنیم.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
بیشتر آدمها در نوعی بی خبری همیشگی زندگی می کنند.
آنها همیشه امیدوارند که چیزی اتفاق بیفتد و زندگیشان را دگرگون کند.
حادثه ای، برخوردهای اتفاقی، بلیت برنده بخت آزمایی، تغییر سیاست و حکومت...
آنها هرگز نمیدانند که همه چیز از خودشان آغاز می شود.
#مارک_فیشر
🍀❤️ @filsofak
بیشتر آدمها در نوعی بی خبری همیشگی زندگی می کنند.
آنها همیشه امیدوارند که چیزی اتفاق بیفتد و زندگیشان را دگرگون کند.
حادثه ای، برخوردهای اتفاقی، بلیت برنده بخت آزمایی، تغییر سیاست و حکومت...
آنها هرگز نمیدانند که همه چیز از خودشان آغاز می شود.
#مارک_فیشر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اخلاق نگارش
✅از بیشترنویسی تا بهترنویسی
کتابهای نویسندگان را گاهی سنجش می کنند و گاهی شمارش. می گویند فلان نویسنده، ده یا بیست یا پنجاه کتاب نوشته است. امّا عدد مهم نیست، بلکه معدود، مهم است. ملاک در سنجش آثار نویسندگان، نه تعداد آنها، که وزن علمی آنهاست. کتابهای نویسندگان را نباید شمرد، بلکه باید وزن کرد. یک کتاب وزین بهتر است از صد کتاب میان تهی. با یک کتاب گرانسنگ می توان یک ملت را اشباع کرد، ولی با صد کتاب سست بنیاد نمی توان یک نفر را سیراب ساخت.
🔹 محمد اسفندیاری، برگرفته از کتاب «اخلاق نگارش»
🍀❤️ @filsofak
اخلاق نگارش
✅از بیشترنویسی تا بهترنویسی
کتابهای نویسندگان را گاهی سنجش می کنند و گاهی شمارش. می گویند فلان نویسنده، ده یا بیست یا پنجاه کتاب نوشته است. امّا عدد مهم نیست، بلکه معدود، مهم است. ملاک در سنجش آثار نویسندگان، نه تعداد آنها، که وزن علمی آنهاست. کتابهای نویسندگان را نباید شمرد، بلکه باید وزن کرد. یک کتاب وزین بهتر است از صد کتاب میان تهی. با یک کتاب گرانسنگ می توان یک ملت را اشباع کرد، ولی با صد کتاب سست بنیاد نمی توان یک نفر را سیراب ساخت.
🔹 محمد اسفندیاری، برگرفته از کتاب «اخلاق نگارش»
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅ خودشيفتگى مانع استفاده از قدرت تخيل
مهم ترين علتى که نمى توانيم از قدرت تخيل خود استفاده کنيم و خودمان را به جاى ديگرى بگذاريم خودشيفتگى است.
🔹من هر چه خود شيفته تر باشم نمى توانم خودم را جاى ديگرى بگذارم. خودشيفتگى در حالت افراطى آن به جايى مى رسد که انسان ديگران را شى مى داند و نه شخص.
🔹انسان خود شيفته، در ديگران آنچه را خودش مى خواهد ، مى خواند و نه آنچه واقعا وجود دارد.
تعليم و تربيت اخلاقى - استاد مصطفى ملکيان
🍀❤️ @filsofak
✅ خودشيفتگى مانع استفاده از قدرت تخيل
مهم ترين علتى که نمى توانيم از قدرت تخيل خود استفاده کنيم و خودمان را به جاى ديگرى بگذاريم خودشيفتگى است.
🔹من هر چه خود شيفته تر باشم نمى توانم خودم را جاى ديگرى بگذارم. خودشيفتگى در حالت افراطى آن به جايى مى رسد که انسان ديگران را شى مى داند و نه شخص.
🔹انسان خود شيفته، در ديگران آنچه را خودش مى خواهد ، مى خواند و نه آنچه واقعا وجود دارد.
تعليم و تربيت اخلاقى - استاد مصطفى ملکيان
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
*معنی بعضی از واژه های عامیانه*
*زپرتی:*
واژه روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاقهای روسی در ایران است. در آن دوران هرگاه سربازی به زندان میافتاد دیگران میگفتند یارو *زپرتی* شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش به هم ریخته است.
*هشلهف:*
مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژهها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه میتواند نازیبا و نچسب باشد، جمله انگلیسی "I shall have" به معنی من خواهم داشت را به مسخره هشلهف خواندهاند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژه مسخره آمیز را برای هر واژه عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار میبرند.
*چُسان فسان:*
از واژه روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.
*شِرّ و وِر:*
از واژه فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.
*اسکناس:*
از واژه روسی Assignatsia که خود از واژه فرانسوی Assignat به معنی برگه دارای ضمانت گرفته شده است.
*فَکسنی:*
از واژه روسی Fkussni ای بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنای بیخود و مزخرف به کار برده شده است.
*نُخاله:*
یادگار سربازخانههای قزاقهای روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ میگفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کردهاند.
*آكبند: «uk band»*
آيا میدانستيد کلمه آکبند نه کلمه ای لاتين است و نه فارسی!؟ قديما که بندر آبادان بهترين بندر ايران بود و کلی کشتی های تجاری اونجا بارشون رو تخليه میکردند روی بعضی از اجناس که خيلی مرغوب بودند نوشته شده بود UK BAND يعنی بسته بندی شده انگليس ولی آبادانی های عزيز اونرو آکبند ميخوندند و همين طوری شد که اين تلفظ اشتباه در تمام ايران منتشر شد و همه به جنسی که بسته بندی شده میگن آکبند.
🍀❤️ @filsofak
*معنی بعضی از واژه های عامیانه*
*زپرتی:*
واژه روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاقهای روسی در ایران است. در آن دوران هرگاه سربازی به زندان میافتاد دیگران میگفتند یارو *زپرتی* شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش به هم ریخته است.
*هشلهف:*
مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژهها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه میتواند نازیبا و نچسب باشد، جمله انگلیسی "I shall have" به معنی من خواهم داشت را به مسخره هشلهف خواندهاند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژه مسخره آمیز را برای هر واژه عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار میبرند.
*چُسان فسان:*
از واژه روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.
*شِرّ و وِر:*
از واژه فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.
*اسکناس:*
از واژه روسی Assignatsia که خود از واژه فرانسوی Assignat به معنی برگه دارای ضمانت گرفته شده است.
*فَکسنی:*
از واژه روسی Fkussni ای بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنای بیخود و مزخرف به کار برده شده است.
*نُخاله:*
یادگار سربازخانههای قزاقهای روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ میگفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کردهاند.
*آكبند: «uk band»*
آيا میدانستيد کلمه آکبند نه کلمه ای لاتين است و نه فارسی!؟ قديما که بندر آبادان بهترين بندر ايران بود و کلی کشتی های تجاری اونجا بارشون رو تخليه میکردند روی بعضی از اجناس که خيلی مرغوب بودند نوشته شده بود UK BAND يعنی بسته بندی شده انگليس ولی آبادانی های عزيز اونرو آکبند ميخوندند و همين طوری شد که اين تلفظ اشتباه در تمام ايران منتشر شد و همه به جنسی که بسته بندی شده میگن آکبند.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در فرهنگ فارسی اشعار و ابیاتی وجود دارند که به صورت ضرب المثل در آمده اند ولی مصرع اول آنها مشخص نیست و تنها مصرع دوم معروف شده. در ادامه تعدادی از مشهورترین این ابیات را برای شما قرار میدهیم.
گر دایره ی کوزه زگوهر سازند
از کوزه همان برون تراود که در اوست.
(بابا افضل)
با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ
(سعدی)
هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
(حافظ)
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
(فردوسی)
امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست ، شر مرسان
(سعدی)
صوفی نشود صافی ، تا در نکشد جامی
بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی
(سعدی)
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یارب مباد آن که گدا معتبر شود
(حافظ)
در محفل خود راه مده همچو منی را
افسرده دل افسرده کند انجمنی را
(قائم مقام)
مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز
به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است
(صائب اصفهانی)
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
(حافظ)
زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی،
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
(صائب اصفهانی)
🍀❤️ @filsofak
در فرهنگ فارسی اشعار و ابیاتی وجود دارند که به صورت ضرب المثل در آمده اند ولی مصرع اول آنها مشخص نیست و تنها مصرع دوم معروف شده. در ادامه تعدادی از مشهورترین این ابیات را برای شما قرار میدهیم.
گر دایره ی کوزه زگوهر سازند
از کوزه همان برون تراود که در اوست.
(بابا افضل)
با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ
(سعدی)
هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
(حافظ)
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
(فردوسی)
امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست ، شر مرسان
(سعدی)
صوفی نشود صافی ، تا در نکشد جامی
بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی
(سعدی)
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یارب مباد آن که گدا معتبر شود
(حافظ)
در محفل خود راه مده همچو منی را
افسرده دل افسرده کند انجمنی را
(قائم مقام)
مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز
به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است
(صائب اصفهانی)
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
(حافظ)
زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی،
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
(صائب اصفهانی)
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آدمی حق دارد با خداوند احتجاج کند.
اگر شما حق داری با خدا احتجاج کنی معنایش این است که آدمی موجود محّقی است و موجودی واجد حقوق است نه فقط واجد تکالیف.
گذشتگان میگفتند ما در برابر خدا فقط واجد تکلیفیم.او بگوید تا ما عمل و اطاعت کنیم.
اما اگر یک مکتبی بگوید شما در مقابل خدا حقوقی هم داریداین خیلی نکته مهمی است.
و این چیزی است که پایگاه قرآنی دارد.
اتفاقا نظیر آن در انجیل و تورات هم هست و آن اینکه خداوند آدمی را بر صورت خویش ساخت.
اینکه ما بر صورت خداوند ساخته شده ایم خیلی مفهوم مهمیست و این بازمیگردد به خداشناسی شما که خدا چیست که ما بر صورت او هستیم؟
...هگل میگفت هر جامعه ای بر صورت خدای خویشتن است.این حرف درستی است.تا خدا را شما چگونه شناخته باشید ؛
خودتان را به صورت او میکنید.
این خدا اگر اوصاف سادهای داشته باشد،شما هم همانطور میشویدو خودتان را بنده خدا میدانید و اگر اوصاف دیگری داشته باشد شما همانطور میشوید.
فوق العاده مهم است.یعنی این خدا ما را میسازد.
به همین دلیل هم هست که شخص دیندار باید خداشناسی خودش را تصحیح کند.
یعنی وقتی سجده میرود از خودش بپرسد من به چه خدایی دارم سجده میکنم؟
من چه شناختی از او دارم؟
یک وقت ممکن است ما به یک خدای دیکتاتور سجده کنیم و خودمان غافلیم.
به خدای دیکتاتور و به خدای ظالم سجده کردن،
یعنی به ظلم سجده کردن.
یعنی به دیکتاتوری سجده کردن.
و جهل و غفلت آدمی را به اینجا میکشاند.
#دکتر_سروش
#سلوک_دیندارانه.
🍀❤️ @filsofak
آدمی حق دارد با خداوند احتجاج کند.
اگر شما حق داری با خدا احتجاج کنی معنایش این است که آدمی موجود محّقی است و موجودی واجد حقوق است نه فقط واجد تکالیف.
گذشتگان میگفتند ما در برابر خدا فقط واجد تکلیفیم.او بگوید تا ما عمل و اطاعت کنیم.
اما اگر یک مکتبی بگوید شما در مقابل خدا حقوقی هم داریداین خیلی نکته مهمی است.
و این چیزی است که پایگاه قرآنی دارد.
اتفاقا نظیر آن در انجیل و تورات هم هست و آن اینکه خداوند آدمی را بر صورت خویش ساخت.
اینکه ما بر صورت خداوند ساخته شده ایم خیلی مفهوم مهمیست و این بازمیگردد به خداشناسی شما که خدا چیست که ما بر صورت او هستیم؟
...هگل میگفت هر جامعه ای بر صورت خدای خویشتن است.این حرف درستی است.تا خدا را شما چگونه شناخته باشید ؛
خودتان را به صورت او میکنید.
این خدا اگر اوصاف سادهای داشته باشد،شما هم همانطور میشویدو خودتان را بنده خدا میدانید و اگر اوصاف دیگری داشته باشد شما همانطور میشوید.
فوق العاده مهم است.یعنی این خدا ما را میسازد.
به همین دلیل هم هست که شخص دیندار باید خداشناسی خودش را تصحیح کند.
یعنی وقتی سجده میرود از خودش بپرسد من به چه خدایی دارم سجده میکنم؟
من چه شناختی از او دارم؟
یک وقت ممکن است ما به یک خدای دیکتاتور سجده کنیم و خودمان غافلیم.
به خدای دیکتاتور و به خدای ظالم سجده کردن،
یعنی به ظلم سجده کردن.
یعنی به دیکتاتوری سجده کردن.
و جهل و غفلت آدمی را به اینجا میکشاند.
#دکتر_سروش
#سلوک_دیندارانه.
🍀❤️ @filsofak
📝کانال فلسفه اخلاق:
یادداشت ۲۹
مصطفی سلیمانی
اخلاق انتقاد در زندگی
الف) هر طور که فکرش را بکنی و مثلاً أدای آدم های با ظرفیت را در بیاوری، باز هم وقتی بگویند بالای چشمت أبروست، کم می آوری و حسّت به طرف مقابل کم می شود.
حالا خودت را بگذار جای طرف مقابلت که می خواهی نکته ای، گلایه ای یا انتقادی برایش هدیه دهی. خب تلخ است. باید سعيت را بکنی که شکلات پیچش کنی که کمتر اذيتش کند. حالا آن شخص هر که می تواند باشد. همسر، رفیق، همکار، همسایه و یا هر آدم دیگری...
ب) به چند مدل نقد کردن که به طرف مقابل کمتر آسیب می رساند اشاره می کنم:
۱. مواظب عزّت نفس شخص باشید و تا می توانید از روش های جایگزین استفاده کنید.
مثلا به جای انتقاد به بی نظمی همسرتان، مواقعی که نظم را رعایت می کند، بارک الله و آفرین بگوييد تا یواش یواش رعایت نظمش بیشتر شود. (تحسین خوبی های طرف، زیرآب زدن بدی هایش است.)
۲. قبل اینکه حال طرف را داخل قوطی کنید، نیت خود را مرور کنید. ببینید آیا واقعا می خواهید کمکش کنید یا دلتان خنک شود یا خدایی نکرده ضایعش کنید.(نیت تان در تذکرتان اثر دارد.)
۳. همیشه نیمه خالی لیوان را نبینید. نقاط مثبت آن بدبخت را هم ببینید.(تشکر از نقاط مثبت، آنها را تقویت می کند. ضمنا در تعریف چاخان نکنید.)
۴. رفتارش را نقد کنید نه اینکه تمام هیکل و شخصیتش را زیر سوال ببرید.
مثلا صاف بهش نگيد که: "شلخته ای". بلکه بگوئید: "صرفا اینکه کفش هایت را داخل جاکفشی نمی گذاری، ضدّ حاله."
۵. انتقادهايتان را الکی گنده نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن باشد که طرف بی خیالش شود.(شاخ و برگ دادن بی خودی، آدمی را دلزده می کند.)
۶. وقتی حرف می زنید از ضمیر "من" به جای "تو" استفاده کنید.
مثلا به جای اینکه اخم هات را توی هم کنی و بگویی: "تو به ظاهرت نمی رسی" بگوئید: "من دوست دارم بیشتر به خودت برسی".
۷. رفتار طرف را به طور کلی نیست و نابود نکنید.
مثلا نگویید: "تو هيچ وقت حوصله حرف زدن نداری!" حالا خداييش هیچ وقت نبوده که او با شما با حوصله حرف زده باشد؟!
۸. مبهم حرف نزنید و حرفتان را واضح و با مثال و مصداق بیان کنید.
مثلا نگویید: " من از رفتارهایی که با من داری راضی نيستم!"
ج) خلاصه اینکه:
انتقاد درست آن است که ضمن تأکید بر نقاط قوت به نقاط ضعف فرد نیز اشاره کند و با ارایه راهکارهای مناسب برای رفع آن سخن به میان آورد . انتقاد می تواند به صورت غیر مستقیم بیان شود. برای مثال اگر طرف مقابل شما خصوصیت بدی داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگویید: "به نظر شما آدمهایی که دارای این خصوصیت اخلاقی هستند، غیرقابل تحمل نیستند؟" این شیوه انتقاد باعث می شود که یک حس هوشیاری در وی بیدار شود و وی متوجه شود که دارای چنین مشکلی است.
رک بودن نشانه صراحت و صداقت است ولی همیشه برای مخاطب خوش آیند نیست بخصوص اگر خیلی ناپخته بیان شود. این نوع انتقاد نه تنها هیچ نوع سازندگی در بر ندارد بلکه شنونده را هم در موضع تدافعی قرار می دهد. بهتر است که انتقاد با بکارگیری یک سیاست درست انجام شود.
ضمناً هرگز در انتقاد، طرف مقابل را با کسی مقایسه نکنید. مقایسه کردن باعث دلگیری مخاطب شده و ممکن است با واکنشهای بسیار نامناسبی مواجه شوید. اگر شخصیت و احترام مخاطب در نظر گرفته نشود نه تنها انتقاد موثر واقع نمی شود بلکه می تواند به قطع رابطه منجر شود. انتقاداتی به نتیجه می رسند که بسیار با دقت و هوشمندانه مطرح شوند و مخاطب بدون آنکه آزرده خاطر شود از معایب خود آگاه شود. هیچگاه در انتقاد از دیگران تصور نکنید که آنچه نظر شماست حتماً صحیح بوده و می بایستی شنونده بدون چون و چرا آن را بپذیرد.
🍀❤️ @filsofak
یادداشت ۲۹
مصطفی سلیمانی
اخلاق انتقاد در زندگی
الف) هر طور که فکرش را بکنی و مثلاً أدای آدم های با ظرفیت را در بیاوری، باز هم وقتی بگویند بالای چشمت أبروست، کم می آوری و حسّت به طرف مقابل کم می شود.
حالا خودت را بگذار جای طرف مقابلت که می خواهی نکته ای، گلایه ای یا انتقادی برایش هدیه دهی. خب تلخ است. باید سعيت را بکنی که شکلات پیچش کنی که کمتر اذيتش کند. حالا آن شخص هر که می تواند باشد. همسر، رفیق، همکار، همسایه و یا هر آدم دیگری...
ب) به چند مدل نقد کردن که به طرف مقابل کمتر آسیب می رساند اشاره می کنم:
۱. مواظب عزّت نفس شخص باشید و تا می توانید از روش های جایگزین استفاده کنید.
مثلا به جای انتقاد به بی نظمی همسرتان، مواقعی که نظم را رعایت می کند، بارک الله و آفرین بگوييد تا یواش یواش رعایت نظمش بیشتر شود. (تحسین خوبی های طرف، زیرآب زدن بدی هایش است.)
۲. قبل اینکه حال طرف را داخل قوطی کنید، نیت خود را مرور کنید. ببینید آیا واقعا می خواهید کمکش کنید یا دلتان خنک شود یا خدایی نکرده ضایعش کنید.(نیت تان در تذکرتان اثر دارد.)
۳. همیشه نیمه خالی لیوان را نبینید. نقاط مثبت آن بدبخت را هم ببینید.(تشکر از نقاط مثبت، آنها را تقویت می کند. ضمنا در تعریف چاخان نکنید.)
۴. رفتارش را نقد کنید نه اینکه تمام هیکل و شخصیتش را زیر سوال ببرید.
مثلا صاف بهش نگيد که: "شلخته ای". بلکه بگوئید: "صرفا اینکه کفش هایت را داخل جاکفشی نمی گذاری، ضدّ حاله."
۵. انتقادهايتان را الکی گنده نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن باشد که طرف بی خیالش شود.(شاخ و برگ دادن بی خودی، آدمی را دلزده می کند.)
۶. وقتی حرف می زنید از ضمیر "من" به جای "تو" استفاده کنید.
مثلا به جای اینکه اخم هات را توی هم کنی و بگویی: "تو به ظاهرت نمی رسی" بگوئید: "من دوست دارم بیشتر به خودت برسی".
۷. رفتار طرف را به طور کلی نیست و نابود نکنید.
مثلا نگویید: "تو هيچ وقت حوصله حرف زدن نداری!" حالا خداييش هیچ وقت نبوده که او با شما با حوصله حرف زده باشد؟!
۸. مبهم حرف نزنید و حرفتان را واضح و با مثال و مصداق بیان کنید.
مثلا نگویید: " من از رفتارهایی که با من داری راضی نيستم!"
ج) خلاصه اینکه:
انتقاد درست آن است که ضمن تأکید بر نقاط قوت به نقاط ضعف فرد نیز اشاره کند و با ارایه راهکارهای مناسب برای رفع آن سخن به میان آورد . انتقاد می تواند به صورت غیر مستقیم بیان شود. برای مثال اگر طرف مقابل شما خصوصیت بدی داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگویید: "به نظر شما آدمهایی که دارای این خصوصیت اخلاقی هستند، غیرقابل تحمل نیستند؟" این شیوه انتقاد باعث می شود که یک حس هوشیاری در وی بیدار شود و وی متوجه شود که دارای چنین مشکلی است.
رک بودن نشانه صراحت و صداقت است ولی همیشه برای مخاطب خوش آیند نیست بخصوص اگر خیلی ناپخته بیان شود. این نوع انتقاد نه تنها هیچ نوع سازندگی در بر ندارد بلکه شنونده را هم در موضع تدافعی قرار می دهد. بهتر است که انتقاد با بکارگیری یک سیاست درست انجام شود.
ضمناً هرگز در انتقاد، طرف مقابل را با کسی مقایسه نکنید. مقایسه کردن باعث دلگیری مخاطب شده و ممکن است با واکنشهای بسیار نامناسبی مواجه شوید. اگر شخصیت و احترام مخاطب در نظر گرفته نشود نه تنها انتقاد موثر واقع نمی شود بلکه می تواند به قطع رابطه منجر شود. انتقاداتی به نتیجه می رسند که بسیار با دقت و هوشمندانه مطرح شوند و مخاطب بدون آنکه آزرده خاطر شود از معایب خود آگاه شود. هیچگاه در انتقاد از دیگران تصور نکنید که آنچه نظر شماست حتماً صحیح بوده و می بایستی شنونده بدون چون و چرا آن را بپذیرد.
🍀❤️ @filsofak
اینجا ایران ما است هنوز زیبایی هایش زنده است و جلوه هایی از مدینه فاضله در آن دیده می شود.
در این تصویر ریش و قیچی هردو دست مشتری است.
🍀❤️ @filsofak
در این تصویر ریش و قیچی هردو دست مشتری است.
🍀❤️ @filsofak
23-30.pdf
5.2 MB
پرونده #خانواده شماره ۲۹
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۲۹۳
یادداشت، گفتگو، تامل و درنگ، کتابشناسی، تربیت فرزند، تحلیل و بررسی، روانشناسی خانواده و رمان و خانواده.
🍀❤️ @filsofak
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۲۹۳
یادداشت، گفتگو، تامل و درنگ، کتابشناسی، تربیت فرزند، تحلیل و بررسی، روانشناسی خانواده و رمان و خانواده.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو درس از این تصویر
در اوج شکست و ناامیدی هم باید امید به گشایش داشت
با تکبر و خودخواهی آنچه که داری از دست خواهی داد.
🍀❤️ @filsofak
در اوج شکست و ناامیدی هم باید امید به گشایش داشت
با تکبر و خودخواهی آنچه که داری از دست خواهی داد.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«یونسکو»، شش عامل را نشانه باسواد بودن میداند. شما کدام ویژگی باسواد بودن را دارید؟
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔺واویلا !! لیلی ؟ دوست دارم خیلی؟ عجیبه.🔺
🔼 دکتر فردین علیخواه/ جامعهشناس: جای جمله " دوستت دارم" در زندگی واقعی ما ایرانیان کجاست؟ در طول شبانهروز چند نفر از ما این جمله را میگوییم یا میشنویم؟ اگر تحلیل خود را در این نوشته کوتاه زوجها قرار دهیم در خصوص جمله " دوستت دارم" چند گروه را میتوان شناسایی کرد. البته باید گفت که در درون هر یک از این گروهها نیز تنوعات مختلفی وجود دارد که در اینجا نمیتوان به همه آنها پرداخت.
1-کسانی که همسرشان را دوست ندارند ولی به او میگویند که دوستش دارند. این گروه یکعمر شریک زندگیشان را فریب میدهند و در مقابل او نقش بازی میکنند. اینان در اوایل، هنگام مسواک زدن به دندانهایشان، وقتی به آینه خیره می شدند کمی از خودشان خجالت میکشیدند ولی بهتدریج گفتن دروغی مانند "دوستت دارم " برایشان عادی میشود. دوستت دارم برای اینان تاکتیک است.
2-کسانی که همسرشان را دوست دارند و به او میگویند که دوستش دارند. این وضعیت نرمال است. البته اینکه چند بار در روز، یا هفته، یا سال به همسرشان بگویند ؛ میتواند موضوع تحلیل باشد. نحوه اجتماعی شدن این افراد میتواند بررسی شود. اینکه چگونه و از کجا یاد گرفتهاند که به راحتی بگویند دوستت دارم.
3-کسانی که همسرشان را دوست دارند ولی به او نمیگویند که دوستش دارند. برای فهم این افراد باید نحوه اجتماعی شدنشان را بررسی کرد. اینان یا یاد نگرفتهاند که باید دوست داشتن را ابراز کرد و یا یاد گرفتهاند ولی تحت تأثیر جامعه با خودشان میگویند که ابراز علاقه موجب " پررو" شدن طرف مقابل میشود، یا اصلا چه نیازی است که گفته شود، بدون گفتن دوستت دارم هم زندگی پیش میرود و ...
4-کسانی که همسرشان را دوست ندارند ولی به او نمیگویند که دوستش ندارند. معمولاً هرکدام از این زوجها در لاک خود فرورفته و با دیگری کاری ندارد. بیشتر اینان برای بقاء زندگیشان استراتژیِ نگفتن دوستنداشتن را انتخاب میکنند. درواقع هر کس در جزیره خودش زندگی میکند.
5-کسانی که همسرشان را دوست ندارند و به او میگویند که دوستش ندارند. این وضعیت درواقع شلیک تیر خلاص به زندگی زناشویی و نقطه اوج طلاق عاطفی است. هر چند اینان صداقت دارند ولی ادامه زندگی برخی از اینان ؛علیرغم دوست نداشتن همدیگر ؛ بسیار تلخ است. برخی سال ها به همین شکل باهم زندگی میکنند.
6-کسانی که اصلاً نمیدانند همسرشان را دوست دارند یا ندارند! اساساً به این مسئله فکر نمیکنند. زندگی جریان دارد و دو طرف هم به همدیگر عادت کردهاند. چهکاری است که به این موضوعات"شکمسیری " فکر شود!
موضوع تحلیل این نوشته گروهی است که "همسرشان را دوست دارند ولی به او نمیگویند که دوستش دارند". گاهی اوقات میخواهند بگویند ولی گویی زبانشان میگیرد. مانند کابوس دیدن در خواب که زبان بند می آید. حاضرند ده کامیون پر از شن را با بیل خالی کنند ولی این جمله را نگویند!
اظهارِ دوست داشتن هم مانند دیگر رفتارهای اجتماعی، یادگرفتنی است. منظور آن است که نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و رسانههای جمعی به ما یاد میدهند که احساساتمان را در دلمان پنهان نکنیم و آنها را آشکار کنیم. حال شما میتوانید با این پیشفرض جامعهشناختی به سراغ نهادهای اجتماعی نظیر صداوسیما، مدارس و خانوادهها رفته و آنها را در خصوص تعلیم رهاسازی احساسات و گفتن جملههایی مانند دوستت دارم ارزیابی کنید. واقعاً در چند درصد خانوادههای ایرانی والدین چنین جملههایی را به همدیگر میگویند؟ سایر نهادها چقدر سعی میکنند به افراد یاد بدهند که احساساتشان را بروز دهند و جملهای مانند "دوستت دارم" را به زبان بیاورند.
یک روز چند نوجوان را دور خودم جمع کردم. از هرکدام از آنها خواستم که بگویند" آی لاو یو"I love you . آنان بهراحتی و بدون هیچگونه خجالتی این جمله را بیان کردند. حتی بعضی از آنها بهجای یکبار؛ چند بار آنرا تکرار میکردند"آی لاو یو"، " آی لاو یو"، " آی لاو یو" . از آنها خواستم به فارسی بگویند" دوِستت دارم". سرشان را پایین انداختند و خندیدند! باز درخواستم را تکرار کردم. به همدیگر نگاه کردند و خندیدند و نگفتند. پس از چند بار سماجت من؛ کمکم گفتند ولی نه به روانی آی لاو یو!! با آنها در این خصوص صحبت کردم. متوجه شدم که آنها ؛ که درواقع نسل جدید بودند آنقدر در فیلمها، کارتونها و حتی بازیهای کامپیوتری و موبایلی جمله " آی لاو یو " را شنیده اند که گفتن آن برایشان بسیار راحت شده است. برعکس، جمله " دوستت دارم " را آنقدر در جامعه کم شنیدهاند که گفتن آن برایشان مشکل است. درواقع اظهار " آی لاو یو" به آنها خوب یاد داده شده است ولی اظهار" دوستت دارم" نه.
جمله آخر: به نظرم زنان خیلی خوب می دانند که کدام دوستت دارم ها واقعی است.
🍀❤️ @filsofak
🔺واویلا !! لیلی ؟ دوست دارم خیلی؟ عجیبه.🔺
🔼 دکتر فردین علیخواه/ جامعهشناس: جای جمله " دوستت دارم" در زندگی واقعی ما ایرانیان کجاست؟ در طول شبانهروز چند نفر از ما این جمله را میگوییم یا میشنویم؟ اگر تحلیل خود را در این نوشته کوتاه زوجها قرار دهیم در خصوص جمله " دوستت دارم" چند گروه را میتوان شناسایی کرد. البته باید گفت که در درون هر یک از این گروهها نیز تنوعات مختلفی وجود دارد که در اینجا نمیتوان به همه آنها پرداخت.
1-کسانی که همسرشان را دوست ندارند ولی به او میگویند که دوستش دارند. این گروه یکعمر شریک زندگیشان را فریب میدهند و در مقابل او نقش بازی میکنند. اینان در اوایل، هنگام مسواک زدن به دندانهایشان، وقتی به آینه خیره می شدند کمی از خودشان خجالت میکشیدند ولی بهتدریج گفتن دروغی مانند "دوستت دارم " برایشان عادی میشود. دوستت دارم برای اینان تاکتیک است.
2-کسانی که همسرشان را دوست دارند و به او میگویند که دوستش دارند. این وضعیت نرمال است. البته اینکه چند بار در روز، یا هفته، یا سال به همسرشان بگویند ؛ میتواند موضوع تحلیل باشد. نحوه اجتماعی شدن این افراد میتواند بررسی شود. اینکه چگونه و از کجا یاد گرفتهاند که به راحتی بگویند دوستت دارم.
3-کسانی که همسرشان را دوست دارند ولی به او نمیگویند که دوستش دارند. برای فهم این افراد باید نحوه اجتماعی شدنشان را بررسی کرد. اینان یا یاد نگرفتهاند که باید دوست داشتن را ابراز کرد و یا یاد گرفتهاند ولی تحت تأثیر جامعه با خودشان میگویند که ابراز علاقه موجب " پررو" شدن طرف مقابل میشود، یا اصلا چه نیازی است که گفته شود، بدون گفتن دوستت دارم هم زندگی پیش میرود و ...
4-کسانی که همسرشان را دوست ندارند ولی به او نمیگویند که دوستش ندارند. معمولاً هرکدام از این زوجها در لاک خود فرورفته و با دیگری کاری ندارد. بیشتر اینان برای بقاء زندگیشان استراتژیِ نگفتن دوستنداشتن را انتخاب میکنند. درواقع هر کس در جزیره خودش زندگی میکند.
5-کسانی که همسرشان را دوست ندارند و به او میگویند که دوستش ندارند. این وضعیت درواقع شلیک تیر خلاص به زندگی زناشویی و نقطه اوج طلاق عاطفی است. هر چند اینان صداقت دارند ولی ادامه زندگی برخی از اینان ؛علیرغم دوست نداشتن همدیگر ؛ بسیار تلخ است. برخی سال ها به همین شکل باهم زندگی میکنند.
6-کسانی که اصلاً نمیدانند همسرشان را دوست دارند یا ندارند! اساساً به این مسئله فکر نمیکنند. زندگی جریان دارد و دو طرف هم به همدیگر عادت کردهاند. چهکاری است که به این موضوعات"شکمسیری " فکر شود!
موضوع تحلیل این نوشته گروهی است که "همسرشان را دوست دارند ولی به او نمیگویند که دوستش دارند". گاهی اوقات میخواهند بگویند ولی گویی زبانشان میگیرد. مانند کابوس دیدن در خواب که زبان بند می آید. حاضرند ده کامیون پر از شن را با بیل خالی کنند ولی این جمله را نگویند!
اظهارِ دوست داشتن هم مانند دیگر رفتارهای اجتماعی، یادگرفتنی است. منظور آن است که نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و رسانههای جمعی به ما یاد میدهند که احساساتمان را در دلمان پنهان نکنیم و آنها را آشکار کنیم. حال شما میتوانید با این پیشفرض جامعهشناختی به سراغ نهادهای اجتماعی نظیر صداوسیما، مدارس و خانوادهها رفته و آنها را در خصوص تعلیم رهاسازی احساسات و گفتن جملههایی مانند دوستت دارم ارزیابی کنید. واقعاً در چند درصد خانوادههای ایرانی والدین چنین جملههایی را به همدیگر میگویند؟ سایر نهادها چقدر سعی میکنند به افراد یاد بدهند که احساساتشان را بروز دهند و جملهای مانند "دوستت دارم" را به زبان بیاورند.
یک روز چند نوجوان را دور خودم جمع کردم. از هرکدام از آنها خواستم که بگویند" آی لاو یو"I love you . آنان بهراحتی و بدون هیچگونه خجالتی این جمله را بیان کردند. حتی بعضی از آنها بهجای یکبار؛ چند بار آنرا تکرار میکردند"آی لاو یو"، " آی لاو یو"، " آی لاو یو" . از آنها خواستم به فارسی بگویند" دوِستت دارم". سرشان را پایین انداختند و خندیدند! باز درخواستم را تکرار کردم. به همدیگر نگاه کردند و خندیدند و نگفتند. پس از چند بار سماجت من؛ کمکم گفتند ولی نه به روانی آی لاو یو!! با آنها در این خصوص صحبت کردم. متوجه شدم که آنها ؛ که درواقع نسل جدید بودند آنقدر در فیلمها، کارتونها و حتی بازیهای کامپیوتری و موبایلی جمله " آی لاو یو " را شنیده اند که گفتن آن برایشان بسیار راحت شده است. برعکس، جمله " دوستت دارم " را آنقدر در جامعه کم شنیدهاند که گفتن آن برایشان مشکل است. درواقع اظهار " آی لاو یو" به آنها خوب یاد داده شده است ولی اظهار" دوستت دارم" نه.
جمله آخر: به نظرم زنان خیلی خوب می دانند که کدام دوستت دارم ها واقعی است.
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🦈مقایسه مغز کوسه و انسان و شباهت ساختاری آن ها (دکتر نیل شوبین)
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌞📚
💥 تَقدُّمِ اخلاق بر دین یا دین بر اخلاق؟
👈 نقدی از درون بر اندیشهٔ فقیهان
✔️ ابوالقاسم فنایی:🔻
1⃣ کار اصلی و اساسی مجتهد این است که حقیقت قدسی و متعالی دین را از قفسِ تنگِ فرهنگِ مخاطبانِ نخستینِ دین برهاند... اول باید متون دینی را ترجمه فرهنگی کرد و آن را از عناصر فرهنگ عصر نزول که از بیرون بر آن تحمیل شده، پیراست و برداشت خود از دین را با عقل و عقلانیت و اخلاقِ نوین موزون و هماهنگ کرد و سپس به استنباط حکم مسایل جدید دست یازید. (ص۴۶۱)
2⃣ در اجتهاد "قانون محور" شخص میکوشد به صدر اسلام بازگردد و از سیرهٔ سلف صالح پیروی کند و جامعهای بنا کند که احکام رایج در صدر اسلام در آن ساری و جاری است. اما در اجتهاد "الگومحور" شخص میکوشد پیامبر را به زمانه خود بیآورد و ببیند که اگر او "اکنون" و "اینجا" به پیامبری برانگیخته میشد چه میگفت، چه میکرد، چه گونه میزیست، با چه چیزهایی موافقت و با چه چیزهایی مخالفت میکرد و جنگ و صلح، حیات و ممات، طرز تفکر و معیشت و معاشرت، اقتصاد، سیاست و مدیریت او چه گونه بود. (ص۴۴۱)
3⃣ وقتی کسی از موضع دین و به اسم دین به نقد تمدن جدید دست مییازد و اصل این تمدن یا مظاهر آن را نفی میکند، باید جواب روشنی برای این سوالات داشته باشد که " آیا این خود دین است که تمدن جدید و مظاهر آن را نفی میکند، یا فرهنگ و تمدن قدیم است که در پوشش دین و در سایهٔ قرائتی از دین که با آن فرهنگ و تمدن عجین و سازگار و موزون شده، تمدن جدید و مظاهر آن را نفی می کند؟! (ص۵۰۸)
4⃣ چگونه است که عقل، ناقص و اسیر هوا و هوسِ آدمیان وقتی میخواهد حقِ اطاعت خداوند و وجوب پیروی از شریعت را اثبات کند، نه خطا میکند و نه تحت تاثیرِ هوا و هوس قرار میگیرد اما وقتی می خواهد حقوق بشر و اخلاق اجتماعیِ مبتنی بر این اخلاق را بشناسد، ممکن است خطا کند و اسیر هوا و هوس شود... چه گونه است که عقل مستقل از شرع نمیتواند سرشت بشر و حقوق بشر را بشناسد اما می تواند سرشت خداوند و حق خدا را بشناسد.(ص۵۷)
5⃣ دین و آموزههای دینی نمیتوانند هویت نظری انسان و مقتضیات این هویت را نادیده بگیرند؛ یا آن را تضعیف کنند و از میان بردارند و هویت دینی را به جای آن بنشانند، چون در این صورت انسانیت آدمی را از او ستانده. (ص۲۰۴)
6⃣ به گمان ما آنچه مانع سرکشی آدمیان میشود، اعتقاد راسخ به تقدم اخلاق بر دین از یک سو و اعتقاد راسخ به تقدمِ عقل اخلاقی (عقل حقمحور) بر عقل اقتصادی (عقل سودمحور یا مصلحتمحور) از سوی دیگر است. (ص۲۴۱)
▪️منبع: اخلاقِ دینشناسی؛ پژوهشی در مبنای معرفتی و اخلاقی فقه، ابوالقاسم فنایی، نشر نگاه معاصر، سال ۱۳۸۹.
🍀❤️ @filsofak
🌞📚
💥 تَقدُّمِ اخلاق بر دین یا دین بر اخلاق؟
👈 نقدی از درون بر اندیشهٔ فقیهان
✔️ ابوالقاسم فنایی:🔻
1⃣ کار اصلی و اساسی مجتهد این است که حقیقت قدسی و متعالی دین را از قفسِ تنگِ فرهنگِ مخاطبانِ نخستینِ دین برهاند... اول باید متون دینی را ترجمه فرهنگی کرد و آن را از عناصر فرهنگ عصر نزول که از بیرون بر آن تحمیل شده، پیراست و برداشت خود از دین را با عقل و عقلانیت و اخلاقِ نوین موزون و هماهنگ کرد و سپس به استنباط حکم مسایل جدید دست یازید. (ص۴۶۱)
2⃣ در اجتهاد "قانون محور" شخص میکوشد به صدر اسلام بازگردد و از سیرهٔ سلف صالح پیروی کند و جامعهای بنا کند که احکام رایج در صدر اسلام در آن ساری و جاری است. اما در اجتهاد "الگومحور" شخص میکوشد پیامبر را به زمانه خود بیآورد و ببیند که اگر او "اکنون" و "اینجا" به پیامبری برانگیخته میشد چه میگفت، چه میکرد، چه گونه میزیست، با چه چیزهایی موافقت و با چه چیزهایی مخالفت میکرد و جنگ و صلح، حیات و ممات، طرز تفکر و معیشت و معاشرت، اقتصاد، سیاست و مدیریت او چه گونه بود. (ص۴۴۱)
3⃣ وقتی کسی از موضع دین و به اسم دین به نقد تمدن جدید دست مییازد و اصل این تمدن یا مظاهر آن را نفی میکند، باید جواب روشنی برای این سوالات داشته باشد که " آیا این خود دین است که تمدن جدید و مظاهر آن را نفی میکند، یا فرهنگ و تمدن قدیم است که در پوشش دین و در سایهٔ قرائتی از دین که با آن فرهنگ و تمدن عجین و سازگار و موزون شده، تمدن جدید و مظاهر آن را نفی می کند؟! (ص۵۰۸)
4⃣ چگونه است که عقل، ناقص و اسیر هوا و هوسِ آدمیان وقتی میخواهد حقِ اطاعت خداوند و وجوب پیروی از شریعت را اثبات کند، نه خطا میکند و نه تحت تاثیرِ هوا و هوس قرار میگیرد اما وقتی می خواهد حقوق بشر و اخلاق اجتماعیِ مبتنی بر این اخلاق را بشناسد، ممکن است خطا کند و اسیر هوا و هوس شود... چه گونه است که عقل مستقل از شرع نمیتواند سرشت بشر و حقوق بشر را بشناسد اما می تواند سرشت خداوند و حق خدا را بشناسد.(ص۵۷)
5⃣ دین و آموزههای دینی نمیتوانند هویت نظری انسان و مقتضیات این هویت را نادیده بگیرند؛ یا آن را تضعیف کنند و از میان بردارند و هویت دینی را به جای آن بنشانند، چون در این صورت انسانیت آدمی را از او ستانده. (ص۲۰۴)
6⃣ به گمان ما آنچه مانع سرکشی آدمیان میشود، اعتقاد راسخ به تقدم اخلاق بر دین از یک سو و اعتقاد راسخ به تقدمِ عقل اخلاقی (عقل حقمحور) بر عقل اقتصادی (عقل سودمحور یا مصلحتمحور) از سوی دیگر است. (ص۲۴۱)
▪️منبع: اخلاقِ دینشناسی؛ پژوهشی در مبنای معرفتی و اخلاقی فقه، ابوالقاسم فنایی، نشر نگاه معاصر، سال ۱۳۸۹.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خوبی_ها_را_بیاموزیم
بودائی است اما در مراقبت از مادر ، دقیقا بر اساس دستورات قرآن عمل می کند...
ما چطور؟!
🍀❤️ @filsofak
بودائی است اما در مراقبت از مادر ، دقیقا بر اساس دستورات قرآن عمل می کند...
ما چطور؟!
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from الهیات روان (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال عشق:
عشق به تمام موجودات زنده شرافتمندانه ترین و باشکوه ترین ویژگی انسان است.
✅ چارلز داروین
🍀❤️ @lovediverse
عشق به تمام موجودات زنده شرافتمندانه ترین و باشکوه ترین ویژگی انسان است.
✅ چارلز داروین
🍀❤️ @lovediverse