📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃
باید به کودکان آموخت که جهان بی باتوم و گلوله زیباتر است!
باید به فکر ساختن یک بادبادک بود!
هنوز هم با مُشتی نخ و کمی کاغذ میشود به گیسِ طلای خورشید رسید!
کودکی که با مسلسل بازی کند، جهان را نجات نخواهد داد ...
📘 یک مرد
📝 اوریانا فالاچي
🍀❤️ @filsofak
🍃
باید به کودکان آموخت که جهان بی باتوم و گلوله زیباتر است!
باید به فکر ساختن یک بادبادک بود!
هنوز هم با مُشتی نخ و کمی کاغذ میشود به گیسِ طلای خورشید رسید!
کودکی که با مسلسل بازی کند، جهان را نجات نخواهد داد ...
📘 یک مرد
📝 اوریانا فالاچي
🍀❤️ @filsofak
❤1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔰 آیا اخلاق اجتماعی همان اخلاق فردی است؟
یعنی آنچه که برای من و شمای شهروند اخلاقی محسوب میشود (چه فضیلت و چه رذیلت) برای کل یک جامعه، یا دولت و حکومت هم اخلاقی است؟
🔰 شاید بپرسید مگر جامعه چیزی بیشتر از جمع تک تک افراد آن است که قواعد جداگانه ای داشته باشد؟ مگر اینطور نیست که تک تک افراد جامعه اگر خوب باشند کل جامعه نیز خوب خواهد شد؟
🔰 مساله به این سادگی ها نیست. گاهی حوزه ی فردی با حوزه ی جمعی متفاوت است. بگذارید چند مثال بزنم.
🔶 در همه ی کتاب های اخلاقی گفته شده است که تجمل گرایی چیز بدی است. میدانیم که در یک تقسیم بندی، کالاها دو گونه اند: ضروری و تجملی. مثلا ماشین در دنیای امروز یک کالای ضروری است که نیازهای اساسی ما را برآورده می کند. اما آنچه نیازهای اساسی ما را برآورده میکند، همان پیکان و ژیان است و بالاتر از آن میشود تجملی. حالا سوال این است: اگر قرار باشد بنابر اخلاق فردی، از چیزهای تجملی و غیرضروری اجتناب کنیم، وضعیت جامعه در دنیای امروز چگونه خواهد شد؟ با توجه به رشد فراوان جمعیت و نیاز این جمعیت به کار و پول و ...، اگر قرار باشد یک جامعه فقط کالاهای ضروری تولید کند، آیا بخش اعظم جامعه بیکار نخواهد شد؟ آیا این بیکاری به تولید فراوان جرم، و در نتیجه از بین رفتن آن جامعه منجر نخواهد شد؟
🔶 دوم؛ زهد است. فرض کنید همه زاهدانه زندگی کنند (یعنی مانند حضرت علی ع)؛ حالا سوال این است: علاوه بر بحث متغیر جمعیت که در بالا گفته شد، بقا در دنیای امروز به میزان سرمایه ی یک کشور است. سرمایه با چه به دست می آید؟ با چاپ پول که نمیشود. بلکه با تولید انبوه است. تولید انبوه با مصرف انبوه ایجاد میشود و مصرف انبوه با تقاضای انبوه (یعنی همان منطق سرمایه داری)؛ که همگی خلاف زهد هستند.
🏛 حالا بیایید مثل کالونیست ها و یا مثل مرحوم مطهری، زهد را به مصرف اندک و تولید انبوه تفسیر کنیم. در نگاه اول خیلی خوب است؛ اما همانطور که ماکس وبر در رساله ی اخلاق پروتستان میگوید: این تولید انبوه یواش یواش به انباشت سرمایه می انجامد و این انباشت سرمایه یواش یواش بنای سرمایه داری را مینهد، و سرمایه داری لوازم خاصی دارد که هیچکدام با اخلاق فردی سازگار نیست؛ و کالون اگر میدانست از ایده های مذهبی اش روزی چنین غول بزرگ سکولاری بیرون می زند از غصه میمرد.
🔶 مثال سوم راستگویی است. آیا یک حکومت میتواند همیشه راست بگوید؟ اگر بگوید و قواعد بازی اش آشکار شود از بین نخواهد رفت؟ خصوصا در بده و بستانهای آشکار و مخفیانه ی بین المللی.
جالب اینجاست که فقه شیعی که مثلا در باب ندانستن جهت قبله میگوید احتیاطا به چهار جهت نماز بخوان و پر است از احتیاطهای عجیب و غریبی که مخ آدم سوت میکشد، در هنگام تشکیل حکومت ناچارا به این نتیجه میرسد که حفظ نظام واجبتر از هر چیز فردی و اجتماعی دیگر است. یعنی میپذیرد که اخلاق حکومتی یک وادی دیگر است که بنابر اقتضا چه بسا هر کاری بتوان انجام داد؛ حتی اگر خلاف مسلمات فقه و اخلاق گذشته باشد. سایر حکومتها نیز همین معضل را دارند؛ طوری که برخی سیاست را از اساس خارج از حدود اخلاق می دانند. به اعتقاد آنها، در سیاست حفظ قدرت، یا انسجام ملی هدف است و نه اخلاق.
🔶 مثال چهارم سخاوت است که جزو شریفترین اخلاقهاست. اما آیا یک حکومت اجازه دارد سخاوت داشته باشد و اموال عمومی را به افراد و یا کشورها ببخشد؟
🔶 مثال پنجم گذشت است. مرز گذشت در مسایل اجتماعی چقدر و چگونه است؟ آیا گذشت مقدم است یا حفظ نظم اجتماعی یا منافع حکومتی؟ در تعارض های بین اللملی، گذشت چگونه است؟ مثلا آیا میتوان بخاطر حفظ جان مردم کشور در جنگی نابرابر که شکستت از پیش معلوم است و یا در قحطی، یک تکه از سرزمین را به دشمن داد؟ و ...
🔰 حالا بازهم سوالم را تکرار میکنم: آیا اخلاق فردی در حوزه ی اجتماعی و سیاسی هم جاری است و یا اینکه چنین حوزه هایی شامل اخلاق نمیشوند و هدف هر وسیله ای را توجیه می کند؛ و یا اینکه اخلاق مجزایی دارند که نیازمند تدوین جدید به دست اندیشمندان جدید علوم انسانی است؟
🔰 بد نیست دو کتاب کوتاه زیر را بخوانید: افسانه ی زنبوران اثر برنارد مندوییل؛ شهریار، اثر ماکیاولی.
📚 دکتر محسن زندی
🍀❤️ @filsofak
🔰 آیا اخلاق اجتماعی همان اخلاق فردی است؟
یعنی آنچه که برای من و شمای شهروند اخلاقی محسوب میشود (چه فضیلت و چه رذیلت) برای کل یک جامعه، یا دولت و حکومت هم اخلاقی است؟
🔰 شاید بپرسید مگر جامعه چیزی بیشتر از جمع تک تک افراد آن است که قواعد جداگانه ای داشته باشد؟ مگر اینطور نیست که تک تک افراد جامعه اگر خوب باشند کل جامعه نیز خوب خواهد شد؟
🔰 مساله به این سادگی ها نیست. گاهی حوزه ی فردی با حوزه ی جمعی متفاوت است. بگذارید چند مثال بزنم.
🔶 در همه ی کتاب های اخلاقی گفته شده است که تجمل گرایی چیز بدی است. میدانیم که در یک تقسیم بندی، کالاها دو گونه اند: ضروری و تجملی. مثلا ماشین در دنیای امروز یک کالای ضروری است که نیازهای اساسی ما را برآورده می کند. اما آنچه نیازهای اساسی ما را برآورده میکند، همان پیکان و ژیان است و بالاتر از آن میشود تجملی. حالا سوال این است: اگر قرار باشد بنابر اخلاق فردی، از چیزهای تجملی و غیرضروری اجتناب کنیم، وضعیت جامعه در دنیای امروز چگونه خواهد شد؟ با توجه به رشد فراوان جمعیت و نیاز این جمعیت به کار و پول و ...، اگر قرار باشد یک جامعه فقط کالاهای ضروری تولید کند، آیا بخش اعظم جامعه بیکار نخواهد شد؟ آیا این بیکاری به تولید فراوان جرم، و در نتیجه از بین رفتن آن جامعه منجر نخواهد شد؟
🔶 دوم؛ زهد است. فرض کنید همه زاهدانه زندگی کنند (یعنی مانند حضرت علی ع)؛ حالا سوال این است: علاوه بر بحث متغیر جمعیت که در بالا گفته شد، بقا در دنیای امروز به میزان سرمایه ی یک کشور است. سرمایه با چه به دست می آید؟ با چاپ پول که نمیشود. بلکه با تولید انبوه است. تولید انبوه با مصرف انبوه ایجاد میشود و مصرف انبوه با تقاضای انبوه (یعنی همان منطق سرمایه داری)؛ که همگی خلاف زهد هستند.
🏛 حالا بیایید مثل کالونیست ها و یا مثل مرحوم مطهری، زهد را به مصرف اندک و تولید انبوه تفسیر کنیم. در نگاه اول خیلی خوب است؛ اما همانطور که ماکس وبر در رساله ی اخلاق پروتستان میگوید: این تولید انبوه یواش یواش به انباشت سرمایه می انجامد و این انباشت سرمایه یواش یواش بنای سرمایه داری را مینهد، و سرمایه داری لوازم خاصی دارد که هیچکدام با اخلاق فردی سازگار نیست؛ و کالون اگر میدانست از ایده های مذهبی اش روزی چنین غول بزرگ سکولاری بیرون می زند از غصه میمرد.
🔶 مثال سوم راستگویی است. آیا یک حکومت میتواند همیشه راست بگوید؟ اگر بگوید و قواعد بازی اش آشکار شود از بین نخواهد رفت؟ خصوصا در بده و بستانهای آشکار و مخفیانه ی بین المللی.
جالب اینجاست که فقه شیعی که مثلا در باب ندانستن جهت قبله میگوید احتیاطا به چهار جهت نماز بخوان و پر است از احتیاطهای عجیب و غریبی که مخ آدم سوت میکشد، در هنگام تشکیل حکومت ناچارا به این نتیجه میرسد که حفظ نظام واجبتر از هر چیز فردی و اجتماعی دیگر است. یعنی میپذیرد که اخلاق حکومتی یک وادی دیگر است که بنابر اقتضا چه بسا هر کاری بتوان انجام داد؛ حتی اگر خلاف مسلمات فقه و اخلاق گذشته باشد. سایر حکومتها نیز همین معضل را دارند؛ طوری که برخی سیاست را از اساس خارج از حدود اخلاق می دانند. به اعتقاد آنها، در سیاست حفظ قدرت، یا انسجام ملی هدف است و نه اخلاق.
🔶 مثال چهارم سخاوت است که جزو شریفترین اخلاقهاست. اما آیا یک حکومت اجازه دارد سخاوت داشته باشد و اموال عمومی را به افراد و یا کشورها ببخشد؟
🔶 مثال پنجم گذشت است. مرز گذشت در مسایل اجتماعی چقدر و چگونه است؟ آیا گذشت مقدم است یا حفظ نظم اجتماعی یا منافع حکومتی؟ در تعارض های بین اللملی، گذشت چگونه است؟ مثلا آیا میتوان بخاطر حفظ جان مردم کشور در جنگی نابرابر که شکستت از پیش معلوم است و یا در قحطی، یک تکه از سرزمین را به دشمن داد؟ و ...
🔰 حالا بازهم سوالم را تکرار میکنم: آیا اخلاق فردی در حوزه ی اجتماعی و سیاسی هم جاری است و یا اینکه چنین حوزه هایی شامل اخلاق نمیشوند و هدف هر وسیله ای را توجیه می کند؛ و یا اینکه اخلاق مجزایی دارند که نیازمند تدوین جدید به دست اندیشمندان جدید علوم انسانی است؟
🔰 بد نیست دو کتاب کوتاه زیر را بخوانید: افسانه ی زنبوران اثر برنارد مندوییل؛ شهریار، اثر ماکیاولی.
📚 دکتر محسن زندی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این گوزن بزرگ زیبا، هر روز به دیدار این پیرزن تنها می آید،در مقابل با کلام مهربانانه، مقداری خوراکی و نوازش پذیرایی می شود.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
(آغوش درمانی)
.
.
روزِ خوب که بی خود و بی جهت در نمی زند تا سورپرایزت کند... روز خوب قبض آب و برق و تلفن و گاز نیست که وقت و بی وقت، گوشش از درِ حیاط آویزان باشد.
روزِ خوب را باید خلق کرد، مثلاً با یک آغوش!
می شود با یک بغل، لذتِ تمام دنیا را چشید. كم باشد يا زياد.
خانم ها و آقایان عزيز!
گوشتان را تیز کنيد. می خواهم به عنوانِ یک مشاور، این نسخۀ بی نظير را برايتان بنويسم كه صبح ها سی ثانيه همديگر را بغل كنيد. محكمِ محكم. دوایِ استرس است. درمانِ رُكوردِ طلاقِ واقعی و عاطفی.
شما هم امتحان کنید. تمامِ دردهاتان در آغوشِ آدمی که دوستش دارید، فراموش می شود. تمامِ معمّاهاتان حل می شود. اصلاً عشقِ بی بغل، مُفت هم گران است.
نگذاريد بیماریِ «ديگر دوستم ندارد»، بيفتد به جانش. نگذاريد ذهنش وسواس بگيرد. محكم به آغوشش بكشيد و تویِ گوشش زمزمه كنيد:
«دوستت دارم بي نظير من.» .
.
روانشناسان از جیبشان در نیاورده اند که: «هر بار شخصی را بغل کنید، یک روز به عمرتان اضافه می شود.» کارِ آغوش را ساده نگیرید. برخی آغوش ها معناش فراتر از تماسِ دو بدن است. به آغوش گرفتن یعنی: «تو در کنارِ من در سلامتِ محضی و تهدید نمی شوی.» این نزدیکی ترس ندارد، بس که آرام بخشند، جوری که دیگر نمی فهمی بیرون چه خبر است... .
.
يكبارش را من سرِ كلاس تجربه كردم.
به نویسندۀ #سرخ_سفید گفتم: «استاد دوستت دارم ولی نمی توانم اندازه اش را بگويم!» اما بعد از کلاس از صندلی بلندش کردم و پريدم بغلش و گفتم: «مرا جوری بغل کن که تا حالا هیشکی رو بغل نکردی...!» عكسش را رُفقا برداشته اند. هر بار كه دلم تنگ می شود حسابی تماشايش می كنم و خاطرش سفت بغلم می کند...
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
(آغوش درمانی)
.
.
روزِ خوب که بی خود و بی جهت در نمی زند تا سورپرایزت کند... روز خوب قبض آب و برق و تلفن و گاز نیست که وقت و بی وقت، گوشش از درِ حیاط آویزان باشد.
روزِ خوب را باید خلق کرد، مثلاً با یک آغوش!
می شود با یک بغل، لذتِ تمام دنیا را چشید. كم باشد يا زياد.
خانم ها و آقایان عزيز!
گوشتان را تیز کنيد. می خواهم به عنوانِ یک مشاور، این نسخۀ بی نظير را برايتان بنويسم كه صبح ها سی ثانيه همديگر را بغل كنيد. محكمِ محكم. دوایِ استرس است. درمانِ رُكوردِ طلاقِ واقعی و عاطفی.
شما هم امتحان کنید. تمامِ دردهاتان در آغوشِ آدمی که دوستش دارید، فراموش می شود. تمامِ معمّاهاتان حل می شود. اصلاً عشقِ بی بغل، مُفت هم گران است.
نگذاريد بیماریِ «ديگر دوستم ندارد»، بيفتد به جانش. نگذاريد ذهنش وسواس بگيرد. محكم به آغوشش بكشيد و تویِ گوشش زمزمه كنيد:
«دوستت دارم بي نظير من.» .
.
روانشناسان از جیبشان در نیاورده اند که: «هر بار شخصی را بغل کنید، یک روز به عمرتان اضافه می شود.» کارِ آغوش را ساده نگیرید. برخی آغوش ها معناش فراتر از تماسِ دو بدن است. به آغوش گرفتن یعنی: «تو در کنارِ من در سلامتِ محضی و تهدید نمی شوی.» این نزدیکی ترس ندارد، بس که آرام بخشند، جوری که دیگر نمی فهمی بیرون چه خبر است... .
.
يكبارش را من سرِ كلاس تجربه كردم.
به نویسندۀ #سرخ_سفید گفتم: «استاد دوستت دارم ولی نمی توانم اندازه اش را بگويم!» اما بعد از کلاس از صندلی بلندش کردم و پريدم بغلش و گفتم: «مرا جوری بغل کن که تا حالا هیشکی رو بغل نکردی...!» عكسش را رُفقا برداشته اند. هر بار كه دلم تنگ می شود حسابی تماشايش می كنم و خاطرش سفت بغلم می کند...
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کی میخواییم یاد بگیریم زود قضاوت نکنیم.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
به گفته ی یکی از شرح حال نویسان معاصر اسپینوزا: "تفریح او اغلب این بود که عنکبوت جمع می کرد و بعد آن ها را به جان هم می انداخت" یا "مگسی را می گرفت و آن را در تار عنکبوتی می انداخت و دست و پا زدن بی حاصلش را زیر ذره بین تماشا می کرد و حتی گاهی اوقات با صدای بلند می خندید". اسپینوزا در نامه ای به دوستی می نویسد؛ "همه ی آن چه ما انسان ها درباره ی خودمان از آن بیزاریم و در نزدمان مایه ی نفرت است، در میان حیوانات به آن با تحسین و شگفتی و حتی رغبت نگاه می کنیم."
" آشنایی با اسپینوزا | پل استراترن | شهرام حمزه ای | نشر مرکز "
🍀❤️ @filsofak
به گفته ی یکی از شرح حال نویسان معاصر اسپینوزا: "تفریح او اغلب این بود که عنکبوت جمع می کرد و بعد آن ها را به جان هم می انداخت" یا "مگسی را می گرفت و آن را در تار عنکبوتی می انداخت و دست و پا زدن بی حاصلش را زیر ذره بین تماشا می کرد و حتی گاهی اوقات با صدای بلند می خندید". اسپینوزا در نامه ای به دوستی می نویسد؛ "همه ی آن چه ما انسان ها درباره ی خودمان از آن بیزاریم و در نزدمان مایه ی نفرت است، در میان حیوانات به آن با تحسین و شگفتی و حتی رغبت نگاه می کنیم."
" آشنایی با اسپینوزا | پل استراترن | شهرام حمزه ای | نشر مرکز "
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
همهٔ چیزهای عظیم و مهمی که میشناسیم کار عصبیهاست. همهٔ مکتبها را آنها بنیان گذاشتهاند و همهٔ شاهکارها را آنها ساختهاند و نه کسان دیگر. بشریت هرگز نخواهد فهمید که چقدر به آنها مدیون است و به خصوص آنها برای ارائهٔ این همه چیز به بشریت چقدر رنج کشیدهاند. ما از شنیدن موسیقی خوب، از دیدن نقاشی زیبا لذت میبریم، اما نمیدانیم که برای سازندگانشان به چه بهایی تمام شدهاند، به قیمت چه بی خوابیها، چه گریهها، چه خندههای عصبی، چه کهیرها، چه آسمها، چه صرعها و چه مقدار اضطراب مرگ که از همه آنهای دیگر بدتر است.
در جستجوی زمان از دست رفته
مارسل پروست
🍀❤️ @filsofak
همهٔ چیزهای عظیم و مهمی که میشناسیم کار عصبیهاست. همهٔ مکتبها را آنها بنیان گذاشتهاند و همهٔ شاهکارها را آنها ساختهاند و نه کسان دیگر. بشریت هرگز نخواهد فهمید که چقدر به آنها مدیون است و به خصوص آنها برای ارائهٔ این همه چیز به بشریت چقدر رنج کشیدهاند. ما از شنیدن موسیقی خوب، از دیدن نقاشی زیبا لذت میبریم، اما نمیدانیم که برای سازندگانشان به چه بهایی تمام شدهاند، به قیمت چه بی خوابیها، چه گریهها، چه خندههای عصبی، چه کهیرها، چه آسمها، چه صرعها و چه مقدار اضطراب مرگ که از همه آنهای دیگر بدتر است.
در جستجوی زمان از دست رفته
مارسل پروست
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
استاد #مصطفی_ملکیان:
در کشور ما تا حدی تصویر کاریکاتوری از فلسفه وجود دارد.یعنی مثلا من معلم فلسفه،علاقه مند به دکارت هستم،همکاران دیگر من نیز علاقه مند به کانت،هیدگر و اسپینوزا هستند؛ما در حال تعلیم به دانشجویان فلسفه هستیم.از آنجایی که لایب نیتز در میان اساتید فلسفه علاقه مندی ندارد؛در نتیجه در دانشگاه های ما دیگر کسی از لایب نیتز اطلاعی ندارد.این یک تصویر کاریکاتوری از فلسفه است.
🍀❤️ @filsofak
استاد #مصطفی_ملکیان:
در کشور ما تا حدی تصویر کاریکاتوری از فلسفه وجود دارد.یعنی مثلا من معلم فلسفه،علاقه مند به دکارت هستم،همکاران دیگر من نیز علاقه مند به کانت،هیدگر و اسپینوزا هستند؛ما در حال تعلیم به دانشجویان فلسفه هستیم.از آنجایی که لایب نیتز در میان اساتید فلسفه علاقه مندی ندارد؛در نتیجه در دانشگاه های ما دیگر کسی از لایب نیتز اطلاعی ندارد.این یک تصویر کاریکاتوری از فلسفه است.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
زن از رنج کشیدن ب خاطر کسی که دوستش دارد لذت میبرد!
📚 باباگوریو
👤 اونره دو بالزاک
🍀❤️ @filsofak
زن از رنج کشیدن ب خاطر کسی که دوستش دارد لذت میبرد!
📚 باباگوریو
👤 اونره دو بالزاک
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آن چه در آثار هنرى و فلسفى مىبينيم، نسخههاى عينى دردهاى خودمان هستند؛ هنرمندان و فلاسفه نه تنها به ما نشان مىدهند چه احساسى داشتهايم، بلكه تجربيات ما را تأثيرگذارتر و هوشمندانهتر از خودمان بيان مىكنند؛ ايشان جنبههايى از زندگى ما را تصوير مىكنند كه هرگز نمىتوانستيم با چنان شفّافيتى درك كنيم.
فلسفه و هنر، به دو شيوه متفاوت، به ما كمک مىكنند تا به قول شوپنهاور «درد را به معرفت تبديل كنيم.»
آلن دوباتن
تسلیبخشىهاى فلسفه
🍀❤️ @filsofak
آن چه در آثار هنرى و فلسفى مىبينيم، نسخههاى عينى دردهاى خودمان هستند؛ هنرمندان و فلاسفه نه تنها به ما نشان مىدهند چه احساسى داشتهايم، بلكه تجربيات ما را تأثيرگذارتر و هوشمندانهتر از خودمان بيان مىكنند؛ ايشان جنبههايى از زندگى ما را تصوير مىكنند كه هرگز نمىتوانستيم با چنان شفّافيتى درك كنيم.
فلسفه و هنر، به دو شيوه متفاوت، به ما كمک مىكنند تا به قول شوپنهاور «درد را به معرفت تبديل كنيم.»
آلن دوباتن
تسلیبخشىهاى فلسفه
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✍🏻
تنها کاری که باید انجام دهیم این است که درک کنیم همه مان بنا به دلیلی به این جهان آمده ایم که باید نسبت به آن خود را متعهد کنیم. آنگاه هست که میتوانیم بر رنجهای بزرگ و کوچک خود بخندیم و بدون ترس پیش برویم و آگاه باشیم که در هر گام ما مقصودی و منظوری نهفته است.
ساحره پورتوبلو
#پائولو_کوئیلو
🍀❤️ @filsofak
✍🏻
تنها کاری که باید انجام دهیم این است که درک کنیم همه مان بنا به دلیلی به این جهان آمده ایم که باید نسبت به آن خود را متعهد کنیم. آنگاه هست که میتوانیم بر رنجهای بزرگ و کوچک خود بخندیم و بدون ترس پیش برویم و آگاه باشیم که در هر گام ما مقصودی و منظوری نهفته است.
ساحره پورتوبلو
#پائولو_کوئیلو
🍀❤️ @filsofak
زنانی که به هر علت مجبور میشوند شب بیرون از خانه بمانند میتوانند با سامانه 123 تماس بگیرند تا در خانه های امن اسکان داده شوند.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
🔴لباسهای تکراری آنگلا مرکل سوژه رسانهها شد
🔸صدراعظم آلمان در کوهپیماییهای ۵ سال اخیر تنها از یکدست لباس استفاده کرده است.
🍀❤️ @filsofak
🔸صدراعظم آلمان در کوهپیماییهای ۵ سال اخیر تنها از یکدست لباس استفاده کرده است.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از این ویدیو میتوان نکات جالبی دربارهٔ تفاوت آگاهی و دانش، تعصب، عادتهای ذهنی و تغییر پارادایم را آموخت.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak