فلسفه اخلاق
7.38K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
شخصیت ما همان کارهایی هست
که دور از چشم دیگران انجام میدهیم.

#جکسون_براون
🍀❤️ @filsofak
نقش_قصه_و_داستان_در_زندگی_در_گفتگو.pdf
242.4 KB
📚مصاحبه با آقای مرتضا برزگر.
📝موضوع: ویژگی های داستان خوب و نقش قصه و داستان در زندگی.
نشریه حریم شماره ۲۶۱
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📱
📲 یک سوال: [چک کردن گوشی موبایل همسر: صحیح یا غلط؟]
.
.
📝 منبرک: (چک کردن گوشی موبایل همسر!)
.
📎از مراجعینم هنگام مشاوره شنیده‌ام که خیانت همسرانشان را از طریق اس‌ام‌اس، ایمیل و فیسبوک می دانند، ولی من باور ندارم که این روش‌های ارتباطی باعثِ باز شدن فضا برای خیانت می‌شود، بلکه فقط گرفتن مچ آدم‌ها را آسان‌تر می‌کند.
راستش اگر به دنبال پیدا کردن سند و مدرک برای شیطنت همسرتان هستید، مطمئناً آن را خواهید یافت.
وقتی با بی‌اعتمادی به کسی نگاه کنیم، همه چیز مشکوک به نظر خواهد رسید.
حتی اگر ایمیل‌ و تلگرام خودمان را مشکوکانه چک کنیم، بالاخره یک ایمیل مشکوک پیدا خواهیم کرد. اگر نگاهتان اینطور باشد هر نوع صحبتی را ممکن است کرم دار ببینید.
راستی! شفافیت در یک رابطه به چه معناست؟ آیا چک کردن گوشی‌های همدیگر نشانه شفافیت است یا عدم امنیت؟ این چک کردن‌های مضطربانه هیچ جایی در یک رابطه شفاف ندارد.
.
📎به جای این کارآگاه بازی ها، سعی کیند مچ همدیگر را در مواقعی که کار خوبی انجام می‌دهید بگیرید. گرفتن مچ همدیگر در مواقعیکه کار بدی انجام می‌دهیم هیچ عاقبت خوشی ندارد و هیچکس هم دوست ندارد بداند که کسی او را مدام کنترل می‌کند.
وقتی اعتمادی شکسته می‌شود، دوباره اعتماد کردن خیلی سخت است.
اگر زوجی با چنین موقعیتی پیش من بیایند، به آنها خواهم گفت که رابطه‌شان روی یک زمین لرزان است. به آنها می‌گویم که «دست بردارند، یا از این چک کردن‌ها مداوم و یا از رابطه‌شان.» بودن در رابطه‌ای که نتوانید اعتماد کنید هیچ ارزشی ندارد.
یکی از افسانه‌های یونانی از زبانِ خدای عشق چه خوب گفته است: «عشق در جایی که اعتماد نیست نمی‌تواند وجود داشته باشد.»
.
📎شما برای آنکه کنترل کامل همسرتان را در دست داشته باشید، بهتر است کنترل یک چیز او را به دست بگیرید و آن هم قلب همسرتان است.
این نه یک شعار است و نه یک نصیحت از نوع نصیحت های مادر بزرگ ها که البته نصیحت هایشان حتی این روزها هم تاریخ مصرف دارد، اما این یک پیشنهاد است.
مدتی تلاش کنید و نتیجه اش را خودتان شاهد باشید. هیچ دو نفری در دنیا پیدا نمی شوند که بتوانند ادعا کنند همیشه با هم هستند و از همه چیز هم با خبرند، حتی دو قلو های به هم چسبیده. پس تنها چیزی که می تواند مانند یک بیمه نامه ی قوی، رابطه شما را بیمه کند و شش دانگ قلب همسرتان را به نام شما بزند، محبت و عشق بی قید و شرط شما به شریک زندگی تان است.
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به ۳ نفر اول گفته شده با صدای زنگ بایستند و بنشینند، اما افرادی که بعداً می‌آیند از این موضوع خبر ندارند
انسان این‌گونه تحت‌تاثیر اطرافیانش است.
#حکمت
#باورهای_غلط_جامعه
🍀❤️ @filsofa
📝 کانال فلسفه اخلاق:

سقراط در یک نقطه مهم خودش را از سوفسطایی ها متمایز می کرد. او خودش را «سوفسطایی» یعنی «فرد خردمند و دانا» نمی دانست. برای همین برخلاف سوفسطایی ها برای آموزش هایش چیزی نمی گرفت. سقراط خودش را فیلسوف می نامید. فیلسوف به معنای واقعی آن. «فیلسوف» به کسی گفته می شود که «دوستدار دانایی» باشد.

یوستین گوردر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#انسان_معنوی

🔰 یک: انسان معنوی از لحاظ وجود شناختی معتقد است که جهان بسیار بسیار فراخ تر از این جهان مادی است و علومی مانند فیزیک، شیمی و زیست شناسی تنها در شناخت بخشی از جهان به ما یاری می رساند.

🔰 دو: انسان معنوی از لحاظ معرفت شناختی معتقد به راز است و اینکه در جهان راز وجود دارد. راز با مسئله و معما تفاوت دارد. مسئله امری است که برای ما مجهول است ولی بشر بالقوه توانایی فهم و کشف آن را دارد. معما نیز امری است که برای بشر به صورت مسئله طرح می شود در حالیکه اگر به نحو صحیح طرح می شد معلوم میشد که این سوال مسئله نیست بلکه مسئله نماست. اما آنچه انسان معنوی به آن اعتقاد دارد، راز است. راز امری مجهول است که انسان تا زمانی که انسان است نمی تواند آن را کشف کند و بشر قدرت فهم و درک آن را ندارد. اعتقاد به راز، آثار و نتایج زیادی بر روان بشر دارد.

🔰 سه: از لحاظ روانشناختی انسان معنوی معتقد است که حالت روانی فعلی وی ، حالت مطلوب نیست وبرای بدست آوردن حالت مطلوب باید تلاش کند . انسان معنوی همیشه در پی آن است که به سمت عقائد، احساسات جدیدتر و بهتر حرکت کند و همیشه در پی مطالب بهتر است. به عبارت دیگر انسان معنوی خود را دوست دارد ، به وضع موجودش اکتفا نمی کند و سعی دارد تا خود را به وضع مطلوب تر ارتقا دهد.

🔰 چهار: انسان معنوی به هیچ ایسم و مکتبی پایبند نیست و هر امری که به نظر مثبت و مفید باشد را از هر مکتب و مشربی اخذ میکند.

🔰 پنج: اساسی ترین سوال انسان معنوی "چه کنم؟" است و تمام سوالات مختلفی که مطرح می شوند، مانند: از کجا آمده ام؟ به کجا می روم؟ هدف خلقت چیست ؟ و ... به اندازه ای اهمیت دارند که در یافتن پاسخ سوال فوق ما را یاری کنند.

🔰 شش: انسان معنوی، دارای زندگی اصیل است. زندگی اصیل به این معنا است که در زندگی تنها تابع فهم و تشخیص خود است و در زندگی او تقلیید و تبعیت از افکار عمومی و ... وجود ندارد.

🔰 هفت: یکی از ویژگی های انسان معنوی ، اینجایی و اکنونی بودن اوست. در دین تاریخی و نهادی ، نتایج بسیاری از اعمال در جهان دیگر مشخص می شود ، این در حالی است که انسان معنوی طالب معامله نقدی است و می خواهد نتیجه هر عملی را در همین دنیا ببیند. البته این به معنای انکار جهان دیگر از سوی انسان معنوی نیست، او تنها می خواهد نتیجه ی هر عملی در همین جهان مشخص شود.

🔰هشت: از نظر انسان معنوی، نتایج اعمال انسان ها، اموری تکوینی هستند و این نگاه بر خلاف نگاهی است که در فضای دینی وجود دارد، در فضای دینی نتایج اعمال اموری قراردادی هستند و نه نتایج لابد منه و طبعی و تکوینی.

🔰نه: انسان معنوی، هدفش از انجام دادن اعمال مختلف، به دست آوردن آرامش، شادی و رضایت باطن است و این برخلاف انسان متدین است که اعمال خود را برای به دست آوردن بهشت و یا دوری از جهنم انجام می دهد.

🔰 ده: انسان معنوی نسبت به کلیت جهان رضایت دارد به این معنا که این جهان اگر چه دارای دردها و رنجهای زیادی است ولی انسان معنوی علاوه بر سعی و کوشش در جهت اصلاح امور به سمت وضعیت بهتر و نیکوتر، مجموعا به کلیت جهان موجود نیز، رضایت دارد.

🔰یازده: انسان معنوی بین امور تغییر پذیر و امور تغییر ناپذیر تفکیک ایجاد میکند و تمام هم و غم خود را صرف امور تغییر پذیر در جهت بهبود آنها می کند.

🔰دوازده: انسان معنوی به لحاظ اخلاقی و روانشناختی، تفاوت خود با انسان های دیگر را پذیرفته است و برای او این تفاوتها امری مقبول است.

🔰سیزده: انسان معنوی همیشه در حال رقابت با خود است نه با دیگران. این رقابت در "داشته " ها نیست بلکه در "بودن" هاست. به این معنا که آن امری که رقابت بر سر آن صورت می گیرد دارایی ها نیست بلکه خود شخصیت فرد است. انسان معنوی پیوسته از خود می پرسد که من در چه وضعیت هستم و آیا امکان اینکه در وضعیتی بهتر باشم، وجود دارد؟

🔰چهارده: انسان معنوی در مقام نظر، حقیقت طلب، در مقام عمل، عدالت طلب و در مقام احساسات و عواطف، دارای عشق ورزی است.

🔰پانزده: انسان معنوی، تجارب خود را در اختیار دیگران قرار میدهد ولی از آنها طلب پذیرش نمی کند.
شانزده: انسان معنوی هیچ گاه نا امید نمی شود زیرا به رغم تمام مشکلات آبجکتیو، به لحاظ سابجکتیو، بسیار رضایت باطن و آرامش دارد و شاد و امیدوار است.

🔰هفده: انسان معنوی با دیگران بر اساس، عدالت، احسان و محبت رفتار می کند. در مراحل پایین معنویت، فرد معنوی با دیگران بر اساس عدالت رفتار می کند، در مرحله بالاتر بر اساس احسان و در نهایت به مرحله محبت داشتن نسبت به انسانهای دیگر می رسد.

🔰هجده: انسان معنوی علی رغم اینکه به هیچ وجه خود را برتر از دیگران نمی داند ولی خود را شدیدا دوست دارد. این امر نوعی خوددوستی معنوی است

📚 مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
22-29.pdf
5.6 MB
پرونده خانواده شماره ۲۲
دبیر پرونده: مصطفی سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۲۷۹
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پاسخ پنجاه شهروند تهرانی به این سوال :
"هدف از زندگی چیست؟"
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍃

باید به کودکان آموخت که جهان بی باتوم و گلوله زیباتر است!
باید به فکر ساختن یک بادبادک بود!
هنوز هم با مُشتی نخ و کمی کاغذ می‌شود به گیسِ طلای خورشید رسید!
کودکی که با مسلسل بازی کند، جهان را نجات نخواهد داد ...

📘 یک مرد
📝 اوریانا فالاچي
🍀❤️ @filsofak
1
Homayoun Shajarian(Che Danestam) همایون شجریان - چه دانستم
👆👆👆👆👆👆
شاهکار آواز سنتی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔰 آیا اخلاق اجتماعی همان اخلاق فردی است؟
یعنی آنچه که برای من و شمای شهروند اخلاقی محسوب میشود (چه فضیلت و چه رذیلت) برای کل یک جامعه، یا دولت و حکومت هم اخلاقی است؟

🔰 شاید بپرسید مگر جامعه چیزی بیشتر از جمع تک تک افراد آن است که قواعد جداگانه ای داشته باشد؟ مگر اینطور نیست که تک تک افراد جامعه اگر خوب باشند کل جامعه نیز خوب خواهد شد؟

🔰 مساله به این سادگی ها نیست. گاهی حوزه ی فردی با حوزه ی جمعی متفاوت است. بگذارید چند مثال بزنم.

🔶 در همه ی کتاب های اخلاقی گفته شده است که تجمل گرایی چیز بدی است. میدانیم که در یک تقسیم بندی، کالاها دو گونه اند: ضروری و تجملی. مثلا ماشین در دنیای امروز یک کالای ضروری است که نیازهای اساسی ما را برآورده می کند. اما آنچه نیازهای اساسی ما را برآورده میکند، همان پیکان و ژیان است و بالاتر از آن میشود تجملی. حالا سوال این است: اگر قرار باشد بنابر اخلاق فردی، از چیزهای تجملی و غیرضروری اجتناب کنیم، وضعیت جامعه در دنیای امروز چگونه خواهد شد؟ با توجه به رشد فراوان جمعیت و نیاز این جمعیت به کار و پول و ...، اگر قرار باشد یک جامعه فقط کالاهای ضروری تولید کند، آیا بخش اعظم جامعه بیکار نخواهد شد؟ آیا این بیکاری به تولید فراوان جرم، و در نتیجه از بین رفتن آن جامعه منجر نخواهد شد؟

🔶 دوم؛ زهد است. فرض کنید همه زاهدانه زندگی کنند (یعنی مانند حضرت علی ع)؛ حالا سوال این است: علاوه بر بحث متغیر جمعیت که در بالا گفته شد، بقا در دنیای امروز به میزان سرمایه ی یک کشور است. سرمایه با چه به دست می آید؟ با چاپ پول که نمیشود. بلکه با تولید انبوه است. تولید انبوه با مصرف انبوه ایجاد میشود و مصرف انبوه با تقاضای انبوه (یعنی همان منطق سرمایه داری)؛ که همگی خلاف زهد هستند.

🏛 حالا بیایید مثل کالونیست ها و یا مثل مرحوم مطهری، زهد را به مصرف اندک و تولید انبوه تفسیر کنیم. در نگاه اول خیلی خوب است؛ اما همانطور که ماکس وبر در رساله ی اخلاق پروتستان میگوید: این تولید انبوه یواش یواش به انباشت سرمایه می انجامد و این انباشت سرمایه یواش یواش بنای سرمایه داری را مینهد، و سرمایه داری لوازم خاصی دارد که هیچکدام با اخلاق فردی سازگار نیست؛ و کالون اگر میدانست از ایده های مذهبی اش روزی چنین غول بزرگ سکولاری بیرون می زند از غصه میمرد.

🔶 مثال سوم راستگویی است. آیا یک حکومت میتواند همیشه راست بگوید؟ اگر بگوید و قواعد بازی اش آشکار شود از بین نخواهد رفت؟ خصوصا در بده و بستانهای آشکار و مخفیانه ی بین المللی.
جالب اینجاست که فقه شیعی که مثلا در باب ندانستن جهت قبله میگوید احتیاطا به چهار جهت نماز بخوان و پر است از احتیاطهای عجیب و غریبی که مخ آدم سوت میکشد، در هنگام تشکیل حکومت ناچارا به این نتیجه میرسد که حفظ نظام واجبتر از هر چیز فردی و اجتماعی دیگر است. یعنی میپذیرد که اخلاق حکومتی یک وادی دیگر است که بنابر اقتضا چه بسا هر کاری بتوان انجام داد؛ حتی اگر خلاف مسلمات فقه و اخلاق گذشته باشد. سایر حکومتها نیز همین معضل را دارند؛ طوری که برخی سیاست را از اساس خارج از حدود اخلاق می دانند. به اعتقاد آنها، در سیاست حفظ قدرت، یا انسجام ملی هدف است و نه اخلاق.

🔶 مثال چهارم سخاوت است که جزو شریفترین اخلاقهاست. اما آیا یک حکومت اجازه دارد سخاوت داشته باشد و اموال عمومی را به افراد و یا کشورها ببخشد؟

🔶 مثال پنجم گذشت است. مرز گذشت در مسایل اجتماعی چقدر و چگونه است؟ آیا گذشت مقدم است یا حفظ نظم اجتماعی یا منافع حکومتی؟ در تعارض های بین اللملی، گذشت چگونه است؟ مثلا آیا میتوان بخاطر حفظ جان مردم کشور در جنگی نابرابر که شکستت از پیش معلوم است و یا در قحطی، یک تکه از سرزمین را به دشمن داد؟ و ...

🔰 حالا بازهم سوالم را تکرار میکنم: آیا اخلاق فردی در حوزه ی اجتماعی و سیاسی هم جاری است و یا اینکه چنین حوزه هایی شامل اخلاق نمیشوند و هدف هر وسیله ای را توجیه می کند؛ و یا اینکه اخلاق مجزایی دارند که نیازمند تدوین جدید به دست اندیشمندان جدید علوم انسانی است؟

🔰 بد نیست دو کتاب کوتاه زیر را بخوانید: افسانه ی زنبوران اثر برنارد مندوییل؛ شهریار، اثر ماکیاولی.

📚 دکتر محسن زندی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این گوزن بزرگ زیبا، هر روز به دیدار این پیرزن تنها می آید،در مقابل با کلام مهربانانه، مقداری خوراکی و نوازش پذیرایی می شود.
🍀❤️ @filsofak
آقای یزدانی خرم
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

(آغوش درمانی)
.
.
روزِ خوب که بی خود و بی جهت در نمی زند تا سورپرایزت کند... روز خوب قبض آب و برق و تلفن و گاز نیست که وقت و بی وقت، گوشش از درِ حیاط آویزان باشد.

روزِ خوب را باید خلق کرد، مثلاً با یک آغوش!

می شود با یک بغل، لذتِ تمام دنیا را چشید. كم باشد يا زياد.

خانم ها و آقایان عزيز!

گوشتان را تیز کنيد. می خواهم به عنوانِ یک مشاور، این نسخۀ بی نظير را برايتان بنويسم كه صبح ها سی ثانيه همديگر را بغل كنيد. محكمِ محكم. دوایِ استرس است. درمانِ رُكوردِ طلاقِ واقعی و عاطفی.

شما هم امتحان کنید. تمامِ دردهاتان در آغوشِ آدمی که دوستش دارید، فراموش می شود. تمامِ معمّاهاتان حل می شود. اصلاً عشقِ بی بغل، مُفت هم گران است.

نگذاريد بیماریِ «ديگر دوستم ندارد»، بيفتد به جانش. نگذاريد ذهنش وسواس بگيرد. محكم به آغوشش بكشيد و تویِ گوشش زمزمه كنيد:
«دوستت دارم بي نظير من.» .
.
روانشناسان از جیبشان در نیاورده اند که: «هر بار شخصی را بغل کنید، یک روز به عمرتان اضافه می شود.» کارِ آغوش را ساده نگیرید. برخی آغوش ها معناش فراتر از تماسِ دو بدن است. به آغوش گرفتن یعنی: «تو در کنارِ من در سلامتِ محضی و تهدید نمی شوی.» این نزدیکی ترس ندارد، بس که آرام بخشند، جوری که دیگر نمی فهمی بیرون چه خبر است... .
.
يكبارش را من سرِ كلاس تجربه كردم.
به نویسندۀ #سرخ_سفید گفتم: «استاد دوستت دارم ولی نمی توانم اندازه اش را بگويم!» اما بعد از کلاس از صندلی بلندش کردم و پريدم بغلش و گفتم: «مرا جوری بغل کن که تا حالا هیشکی رو بغل نکردی...!» عكسش را رُفقا برداشته اند. هر بار كه دلم تنگ می شود حسابی تماشايش می كنم و خاطرش سفت بغلم می کند...
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کی میخواییم یاد بگیریم زود قضاوت نکنیم.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکانسی از انیمیشن
"عصر یخبندان"

عالیه، حتما تماشا کنین
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

‌‌به گفته ی یکی از شرح حال نویسان معاصر اسپینوزا: "تفریح او اغلب این بود که عنکبوت جمع می کرد و بعد آن ها را به جان هم می انداخت" یا "مگسی را می گرفت و آن را در تار عنکبوتی می انداخت و دست و پا زدن بی حاصلش را زیر ذره بین تماشا می کرد و حتی گاهی اوقات با صدای بلند می خندید". اسپینوزا در نامه ای به دوستی می نویسد؛ "همه ی آن چه ما انسان ها درباره ی خودمان از آن بیزاریم و در نزدمان مایه ی نفرت است، در میان حیوانات به آن با تحسین و شگفتی و حتی رغبت نگاه می کنیم."





" آشنایی با اسپینوزا | پل استراترن | شهرام حمزه ای | نشر مرکز "
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

همهٔ چیزهای عظیم و مهمی که می‌شناسیم کار عصبی‌هاست. همهٔ مکتب‌ها را آنها بنیان گذاشته‌اند و همهٔ شاهکارها را آنها ساخته‌اند و نه کسان دیگر. بشریت هرگز نخواهد فهمید که چقدر به آنها مدیون است و به خصوص آنها برای ارائهٔ این همه چیز به بشریت چقدر رنج کشیده‌اند. ما از شنیدن موسیقی خوب، از دیدن نقاشی زیبا لذت می‌بریم، اما نمی‌دانیم که برای سازندگانشان به چه بهایی تمام شده‌اند، به قیمت چه بی خوابی‌ها، چه گریه‌ها، چه خنده‌های عصبی، چه کهیرها، چه آسم‌ها، چه صرع‌ها و چه مقدار اضطراب مرگ که از همه آنهای دیگر بدتر است.

در جستجوی زمان از دست رفته
مارسل پروست
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

استاد #مصطفی_ملکیان:

در کشور ما تا حدی تصویر کاریکاتوری از فلسفه وجود دارد.یعنی مثلا من معلم فلسفه،علاقه مند به دکارت هستم،همکاران دیگر من نیز علاقه مند به کانت،هیدگر و اسپینوزا هستند؛ما در حال تعلیم به دانشجویان فلسفه هستیم.از آنجایی که لایب نیتز در میان اساتید فلسفه علاقه مندی ندارد؛در نتیجه در دانشگاه های ما دیگر کسی از لایب نیتز اطلاعی ندارد.این یک تصویر کاریکاتوری از فلسفه است.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

زن از رنج کشیدن ب خاطر کسی که دوستش دارد لذت میبرد!

📚 باباگوریو
👤 اونره دو بالزاک
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

آن چه در آثار هنرى و فلسفى مى‌بينيم، نسخه‌هاى عينى دردهاى خودمان هستند؛ هنرمندان و فلاسفه نه تنها به ما نشان مى‌دهند چه احساسى داشته‌ايم، بلكه تجربيات ما را تأثيرگذارتر و هوشمندانه‌تر از خودمان بيان مى‌كنند؛ ايشان جنبه‌هايى از زندگى ما را تصوير مى‌كنند كه هرگز نمى‌توانستيم با چنان شفّافيتى درك كنيم.
فلسفه و هنر، به دو شيوه‌ متفاوت، به ما كمک مى‌كنند تا به قول شوپنهاور «درد را به معرفت تبديل كنيم.»


آلن دوباتن
تسلی‌بخشى‌هاى فلسفه
🍀❤️ @filsofak