فلسفه اخلاق
7.38K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عقائد كودكانه!!!🙂براى ارتباط با كودكان خوبه كه دنيا،عقايد و زبانشان را بشناسيم و البته به عقايدشون احترام بگذاريم🙏. کانال روانشناسی کودک
🍀❤️ @filsofak
‎من ناراحت نمی‌شوم، تو هم لازم نیست ناراحت شوی؛ داشتن اعتقاد متفاوت نباید موجب جدایی آدم‌های باشعور بشود


#نامه_به_فلیسه
#فرانتس_کافکا
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

برای این‌که پولتان بیشترین سود را بدهد، جیبتان را در مغزتان خالی کنید! زیرا بزرگ‌ترین و باارزش‌ترین سرمایه شما ذهن‌تان است.

بنجامین فرانکلین
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

‌در همان نگاه نخست آشکار می شود که ما تنها در جهانی زندگی می کنیم که پر از ماشین ها و محصولات ماشینی است، بلکه پر از امیدهای کاذب هم هست. و همین گردابی را ایجاد می کند که انسان را در ناامیدی مرگ بارش غرق می کند.
هر چه بیش تر و با شور هر چه تمام تر به این امیدهای کاذب چنگ بزنیم، بیش تر شبیه آن محکومانی می شویم که هنگام گام برداشتن به سوی نابودی شان دل در گرو یک معجزه دارند.


"روح پراگ | ایوان کلیما | خشایار دیهیمی | نشر نی"
🍀❤️ @filsofak
22-29.pdf
5.6 MB
پرونده خانواده شماره ۲۱
دبیر پرونده: مصطفی سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۲۷۷
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

تنهایی، درد بی‌درمان فلسفه

چارچوبه‌های فکر فلسفی، در زیرِ زمینِ زمانه است، و خاصه آن زمان که تئوری‌ها هنوز، هیچ جوانه‌ای بر شاخۀ عمل نداده‌‌اند، فهم و تلطیف آنها در سطح عمومی تقریبا ناممکن است.

زمان لازم برای این حفاری، و زیستن در "زیست جهان" اینگونه افکار فلسفی، غالبا بیش از عمر طبیعی یک انسان و گاهی بیش از چند قرن است.

این خصوصیت گریزناپذیر فکر فلسفی، آن را در ظاهر از گفتگو گریزان، و خزیده در خاک تنهایی و انزوا نشان می‌دهد. این است که در نظر بیشتر ما، فیلسوف، به خاطر فلسفه اش، نه اهل گفتگو است، و نه عنصری فرهنگی، و نه مرد عمل!

وقتی سطح گفتگوی فرهنگی جامعه مجلس‌آرایی در همایش‌ها، آوازه‌گری در گالری‌ها، یا مقاله‌نویسی (غالبا باید بخوانیم: مقاله سازی) در مجلات است، فیلسوف، جن‌زدۀ کوته فکری است که شب و روز با "خودش" حرف می‌زند!

اما با تعمیق معنای گفتگو و در نظر گرفتن مخاطبی دیگر، فیلسوف زنده ترین، اجتماعی ترین، و گفتگوکننده ترین فرد جامعه است.

فیلسوف در کُنج اتاق خود، نه لزوما با هم سایۀ خود، بلکه با هم‌آستانه‌های خود سخن می‌گوید. با همه پرسشگران تیزببن و باریک‌اندیش هم‌سخن می‌شود.

به تاریخ فلسفه بنگرید! کدام  فیلسوفِ تحول‌آفرین، قبل از مرگ، "چهرۀ ماندگاری" شده است؟

خوش‌شانس‌ترین فیلسوف ها در تاریخ فلسفه حداکثر، مجلس ترحیم باشکوهی داشته اند! حقِ تالیفِ دست نوشته های آنان را، خرج کفن و دفن‌شان کرده اند! این است که ظاهرا واقعیت از این حکایت می‌کند که سهم فیلسوف ناگزیر تنهایی است. فیلسوفی که تنها نیست، شاید، و البته شاید، به کار دیگری مشغول است.

نویسنده: حامد صفایی پور
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

‌‎ادبیات، ‌‎شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد، ‌‎شاید نتواند از مرگ یک کودک جلوگیری کند، ولی می‌تواند کاری کند که دنیا به آن فكر كند.

ژان‌ پل‌ سارتر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

ضرورتی ندارد که تا وقتی زنده‌ام
حتما زندگی شادمانه‌ای داشته باشم ،

📣 اما ضروری است مادامیکه زنده‌ام ،
شرافتمندانه زندگی کنم.

🗿#ایمانوئل_کانت
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

همه‌ی آدم‌ها با هم برابرند
اما پولدارها محترم‌ترند،
اما دخترها پر طرف‌دارترند،
اما بچه‌ها واجب ترند،
اما خانم‌ها مقدم ترند،
اما سفیدها برترند و سیاها بدبخت‌ترند!
البته تبعیضی در کار نیست، در کل همه‌ی آدم‌ها با هم برابرند، اما بعضی‌ها برابرترند.

#قلعه_حیوانات
#جورج_اورول
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

انسان هیچگاه خوشنود نیست !
سرتاسر زندگی را به دنبال خشنودی خیالی می‌دود، خوشنودی‌ای که به ندرت به دست می‌آید و وقتی هم که به دست آمد همان بیداری از خواب خوشحالی است: چون کشتی شکسته‌ای که بی دکل به بندرگاه وارد میشود.
دست آخر هم تفاوتی نمیکند که در طول زندگی خوشبخت بوده یا بدبخت چون زندگیِ وی چیزی جز یک اکنونِ گذرا نبوده و اکنون نیز پایان یافته!
👤 آرتور_شوپنهاور

🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#همه_کتاب_بخوانیم


مهم ترین ویژگی فلسفه اخلاق پست مدرنیستی,تا آنجایی که با فرد سر و کار دارد,فقدان هر گونه ارزش اخلاقی مورد توافق عموم است:فیلسوفان برخطا هستند,هیچگونه حقیقت اخلاقیِ "عام" وجود ندارد.این بدان معناست که ابهام و بی یقینی اخلاقی بیشتر خواهدشد.گزینش های اخلاقی باید بدون تکیه مجدد به مبانی فلسفی صورت گیرند.
وضعیت انسانی پست مدرن بیش از هر چیز دیگری, یک "حالت ذهنی" است.هیچ یک از کسانی که مجبور به گزینش های اخلاقی باشند,هیچگونه علائم راهنمایی قابل اعتمادی نخواهند یافت که راه درستکاری را به آنها نشان دهد.ما باید بر مراقبت شخصی مستمر, خودسنجی و "بازبینی"مکرر آگاهی اخلاقی مان تکیه کنیم.این بدان معناست که نوعی تاکید معقول بر بحث اخلاقی و اختلاف نظر اخلاقی ,و نیز پرسش های جدیدی درباره حقوق و مهارت های ما به عنوان فاعلانِ اخلاقی, همواره وجود خواهد داشت و در خصوص مسائل اخلاقی با نوعی پذیرش مسئولیت و بی یقینی مواجه خواهیم بود.

بنابراین;جهانِ پست مدرن آزادی ها و مسئولیت های اخلاقی عظیم تری به بار خواهد آورد.
فلسفه اخلاق حتی بیش از آنکه قبلا بود, اگزیستانسیالیستی خواهد شد.
و اخلاق "خصوصی" خواهد شد.ما امروز آزادیم در هر لحظه هر مجموعه از ارزش های اخلاقی را که به نظرمان مناسب است.انتخاب کنیم.

#اخلاق
#دیو_رابینسون_و_کریس_گارات
#عبدل_آبادی
ص124
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴🎥 #ازخودبیگانگی_انسانها در #عصر_تکنولوژی

انسان تهی شده از معنا
و مصرف گرا و کالا شده
🍀❤️ @filsofak
📎 پرفورمنس مرز انسانیت و وحشیگری...
○ مارینا آبراموویچ. 1974
🍀❤️ @filsofak
فلسفه اخلاق
📎 پرفورمنس مرز انسانیت و وحشیگری... ○ مارینا آبراموویچ. 1974 🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📎 پرفورمنس مرز انسانیت و وحشیگری...
○ مارینا آبراموویچ. 1974

● مرز انسانیت و وحشیگری کجاست؟
عامل تعیین کننده یا بازدارنده چیست؟

شاید هنرمندی که در یک پرفورمنس، خود را برای مدت شش ساعت در اختیار بازدیدکنندگان قرار داد، بتواند به این سوال پاسخ دهد.

● مارینا آبراموویچ، این پرفورمنس را در سال 1974 در یک استودیوی کوچک در مورا، ناپل ایتالیا برگزار کرد ولی جزییات، عکسها و ویدیوی آن  تا به امروز در دسترس رسانه ها قرار نگرفته بود.

● اجرا بسیار ساده بود. آبراموویچ مانند یک شی بی حرکت و بدون  هر گونه واکنش ظرف مدت 6 ساعت در اختیار بازدیدکنندگان بود.
در این مدت دستیاران استودیو و شرکت کنندگان اجازه داشتند هر کاری می خواهند با او بکنند و حتی از 72 وسیله ای که آبراموویچ روی میز استودیو گذاشته بود هم استفاده نمایند. 

● روی میز یادداشت زیر به چشم می خورد.

" 72 وسیله روی میز است که هر طور دوست داشتید می توانید آنها را روی من بکار ببرید. من برای مدت 6 ساعت صرفن یک ابژه خواهم بود و مسئولیت هر نوع عواقبی را بر عهده می گیرم."

روی میز هم وسایلی لطیف مانند پر، دستمالهای ابریشمی، گل، آب و ... بود و هم ابزار شکنجه مانند چاقو، تیغ، زنجیر، سیم و حتی یک اسلحه ی پُر!

● در ابتدای کار، همه رودربایستی داشتند.
یک نفر نزدیک شد و او را با گلها آراست.
یک نفر دیگر او را با سیم به یک شی دیگر بست و دیگری قلقلکش داد.

● کمی بعد او را تغییر مکان دادند.
کم کم زنجیرها را بکار گرفتند. به او آب پاشیدند و وقتی دیدند واکنشی نشان نمی دهد رفتارها حالت تهاجمی گرفت.

● منتقد هنری، توماس مک اویلی، که در این پرفورمنس شرکت کرده بود به خاطر می آورد که چگونه رفتار مردم رفته رفته، خشن و خشن تر می شد.

مک اویلی می گوید:
سه ساعت نشده بود که لباس هایش را با چاقو پاره پاره کردند.
در ساعت چهارم با همان چاقوها بدنش را مجروح می کردند.
بارها به او آزار جنسی خفیف رساندند ولی او به تعهدش پایبند بود و پای تجاوز و حتی قتلش نیز ایستاده بود.

● ناگهان یک نفر اسلحه را در دست او گذاشت. انگشت او را روی ماشه نهاده و سر لوله ی اسلحه را با دست خود آبراموویچ روی گردنش نشانه گرفت.

● در ساعتهای پایانی پرفورمنس، خشونت به اوج خود رسیده بود. آبراموویچ به خاطر می آورد که احساس می کردم مورد تجاوز قرار گرفته ام.
لباسهایم را پاره کردند و بخش هایی از بدنم را برهنه ساختند.
با شاخه ی پر از خار گل، به بدنم می کوفتند و خارها را روی پوست شکمم می کشیدند.
گذاشتن آن اسلحه روی گردنم، دیگر نقطه ی اوجش بود!

◇ با این پرفورمنس، آبراموویچ نشان داد که اگر شرایط برای افرادی که به خشونت گرایش دارند مهیا باشد، به چه راحتی و با چه سرعتی آن را اعمال می کنند. 
بعد از پایان 6 ساعت پرفورمنس، آبراموویچ در سالن استودیو به راه افتاد و از مقابل دستیاران و بازدیدکنندگان گذشت.
دستیاران از نگاه کردن به صورت او اجتناب می کردند.
بازدید کنندگان هم آنقدر عادی رفتار می کردند که انگار اصلن از خشونتی که دمی پیش به خرج داده بودند و این که چگونه از آزار و حمله به او لذت برده بودند چیزی در خاطرشان نمانده. 

◇ این اثر نکته ای دهشتناک را در باب وجود بشر آشکار می کند و به ما نشان می دهد که اگر شرایط مناسب باشد، یک انسان با چه سرعت و به چه آسانی می تواند به همنوع خود آسیب برساند و به چه سهولتی می شود از شخصی که از خود دفاع نمی کند یا نمی جنگد بهره کشی کرد و این که اگر بسترش فراهم باشد، اکثریت افراد به ظاهر نرمال جامعه، می توانند در چشم به هم زدنی به موجودی حقیقتن وحشی و خشن تبدیل گردند. 
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#تقوى به گمان من بیش از آنکه معنای ترس بدهد، معنای #شرم می دهد.

شخص باتقوى کسی است که از خداوند شرمگین است.
و وجدان شرمگین دارد.

البته در ترس گاهی شرم هست، اما شرم یک مفهوم اخلاقی تر و متعالی تری است که اگزیستانسیال است،
یعنی سراپای وجود آدمی را فرا میگیرد و چنان هم نیست که گاهی بیاید و گاهی برود.

#انسان_شرمگین، انسانی است که وجدان شرمگین دارد و لذا همیشه شرم همراه اوست.
@DrSoroush
دکتر سروش
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

ما همه مان تنهانیم، نباید گول خورد، زندگی یک زندان است، زندان های
گوناگون. ولی بعضی ها به دیوار زندان صورت می کشند و با آن خودشان را سرگرم می کنند، بعضی ها می خواهند فرار بکنند، دستشان را بیهوده زخم می کنند، و بعضی ها هم ماتم می گیرند. ولی اصل کار این است که باید خودمان را گول بزنیم، همیشه باید خودمان را گول بزینم، ولی وقتی می آید که آدم از گول زدن خودش هم خسته می شود... به نظرم امروز زبان در اختیارم نیست، چون سال هاست که به جز با خودم با کسی دیگر حرف نزده ام
و حالا حرارت تازه ای در خودم حس می کنم.»

سه قطره خون
#صادق_هدایت
انتشارات ارش_سوئد استکهلم نسخه پی دی اف
صفحه ۱۳۶
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from الهیات روان (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال عشق:

عشق چیست؟
🕯🦋
✍🏻قائم غبیشاوی

محضِ عشق و عشقِ محض، چیزی نیست که در بیان و کلمه بگنجد و ماهیت و ذاتش قابل گنجایش در قال و مقال و تقریر و بیان نیست، به قول خواجه شیراز:

ای آنکه به تقریر و بیان دم زنی از عشق
ما با تو نداریم سخن؛ خیر و سلامت

هرچند عارفان و شاعران و سخنوران زیادی بوده اند که سعی کرده اند به مدد تلمیح و اشاره و تمثیل، تفاسیری از عشق برای جویندگانی که هنوز درگیر ذهن خود هستند ارائه دهند ولی به تعبیر خواجه شیراز این تمثیل ها قطره ای است در برابر اقیانوس معنی اصیل عشق که ما توانسته ایم در کلمه و حکایت بگنجانیم؛

این شرح بی نهایت کز وصف عشق گفتند
حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد

سهروردی عشق را برگرفته از گیاهی به نام عَشَقَه می داند که در باغ و در بن درخت می روید و آنچنان سخت در او می پیچد که در درخت نَم نماند و خشک گردد...

کسان دیگری هم هستند که عشق را به دریایی مانند کرده اند که عده ای از آن دورند، عده ای در آن شناورند و عده ای در آن غرق ...

و تمثیل های گوناگون دیگری نیز بر شمرده اند ...

اما زیباترین و دلنشین ترین تمثیلی که از عشق شنیده ام، تمثیل آتش است...

آتش نیز دو گونه است؛ یا اهلی و مهار شده که در اجاق های خانگیست و خانه را گرم کرده و در خدمت زنگیست؛ و یا وحشی و طغیانگر است و اگر شعله کشد، خانه و کاشانه و «هرچه در اوست» را خاکستر می کند...

با این تمثیل آخر، عشق دو گونه است؛

*۱-«عشق در حضور» یا «عاشقانه های آرام»:*

در این نوع نگاه که در ادبیات جدید مغرب زمین هم زیاد دیده می شود، عشق همانند شعله های آرام و رامی است که در اجاق یک رابطه(چه رابطه با انسان، چه رابطه با طبیعت، چه رابطه با خدا و...) مهار می شود تا گرمابخش آرام این رابطه باشد...

در این بینش، اصالت با زندگی آدمی است و عشق صرفاً وسیله ای در اختیار زندگیست برای گرمابخشی و بهبود آن...

*۲-«عشق در فنا» یا «سوختن در عشق»:*

در این نوع تمثیل که در ادبیات عرفانی و عاشقانه ایران کهن موج می زند، عشق به مثابه آتشی وحشی و غیر قابل مهار تلقی می شود که در هیزمِ وجود عاشق می افتد و دار و ندارش را خاکستر می کند...

در این نگاهِ معرفتی به عشق، معشوق یک بهانه است تا آتش را روشن کند و مابقی، ماجراهای بین عاشق و عشق است...

در اینجا اصالت با آتش عشق است و انسانها صرفاً هیزم هایی هستند که رسالتشان افتادن و سوختن در این آتش است تا این شعله های ازلی و ابدی پایدار بمانند و هستی بچرخد...

خودِ هیزم هم وقتی خاکستر شد و از «هیزم بودن» اش رهایی یافت، در دنیای آتش باقی می شود...

مثل داستان ققنوس که از خاکسترش ققنوسی نو پدید می آید...

*«زیستن این عشق متعالی کار هرکس نیست و شیری چون شیخ صنعان را طلب می کند تا شوریده سر، هیزمِ تنش را در آتش عشق ترسا بیاندازد»*

منطق الطیر، عطار
🍀❤️ @Lovediverse
📝 کانال فلسفه اخلاق:

آنچه انسانی را والا می سازد
نه «شدّت» احساسهای والا،
که «مدّت» آنهاست!

#فردریش_نیچه
فراسوی نیک و بد
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

ناتانائیل! کتاب مرا بدور افکن! و هرگز بدان راضی مشو! گمان مبر که حقیقت تو را، دیگری بتواند پیدا کند. بیش از هرچیز از این ننگ داشته باش!
اگر خوراک تو را من جسته بودم، برای خوردنش گرسنه نمی بودی و اگر بسترت را من آماده کرده بودم، برای خفتن در آن، هرگز خواب به چشمانت نمی آمد.
کتاب مرا بدور افکن! بخود بگو که آنچه در آنست یکی از هزاران وضع ممکن در برابر زندگی ست. وضع خودت را جستجو کن!
آن چه را دیگری مانند تو می تواند انجام دهد، انجام مده! و هرچه را دیگری می تواند مانند تو بگوید و بنویسد، مگو و منویس! در وجود خویش به آن چیز علاقه داشته باش که احساس می کنی در هیچ جا، جز در تو نیست و از خویشتن با شکیبایی یا ناشکیبایی موجودی بیافرین که هیچ وجودی جانشین آن نتواند شد!

مائده های زمینی
آندره ژید
🍀❤️ @filsofak
🔺‏برادر عزیزم، اگر پول نداری خجالت نکش و خانوادەات را گرسنە نگذار، آن چیزی که لازم داری برای بچه هایت از پیش من ببر چون روزی ما را خدا می دهد/ یک سوپرمارکت در کردستان.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

آدمیان از هیچ چیز روی زمین، به اندازه تفکر
نمی ترسند. بیشتر از نابودی، حتا بیشتر از مرگ!
تفکر، ویرانگر و طغیانگر ست. مهیب و هولناک ست. تفکر، نسبت به تعصبات، نهادهای جا افتاده و عادت های آسایش بخش، بی رحم ست.
تفکر، به قعر جهنم سرک می کشد و نمی هراسد.
تفکر، عظیم،چابک و آزاد ست. نور جهان ست و شکوه بشر.

برتراند راسل
🍀❤️ @filsofak