📝 کانال فلسفه اخلاق:
از روزی که توانستم به خود بقبولانم که نیازی به خوشبختی ندارم، خوشبختی در وجودم آشیان کرد؛ آری، از همان روز که به خود قبولاندم که برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز ندارم. گویی پس از آنکه تیشه بر ریشه ی خودپرستی زدم، بیدرنگ چنان چشمهای از شادی در دلم جوشیدن گرفت که توانستم همهی دلهای دیگر را از آن سیراب کنم
آندره ژید | مائدههای تازه
🍀❤️ @filsofak
از روزی که توانستم به خود بقبولانم که نیازی به خوشبختی ندارم، خوشبختی در وجودم آشیان کرد؛ آری، از همان روز که به خود قبولاندم که برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز ندارم. گویی پس از آنکه تیشه بر ریشه ی خودپرستی زدم، بیدرنگ چنان چشمهای از شادی در دلم جوشیدن گرفت که توانستم همهی دلهای دیگر را از آن سیراب کنم
آندره ژید | مائدههای تازه
🍀❤️ @filsofak
فلسفه اخلاق
#معرفی_کتاب 🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#معرفی_کتاب
#مرشد_و_مارگریتا
میخائیل بولگاکف دوازده سال آخر عمر خودرا صرف نوشتن رمانی کرد که با کلاسیکهای تاریخ رمان پهلو میزند.
ربع قرن پس از مرگ نویسنده، این رمان بالاخره اجازه انتشار یافت و تیراژ سیصدهزارتایی آن یکشبه به فروش رفت و سپس کتاب به یکی از داغ ترین کالاهای بازارسیاه شوروی تبدیل شد.
🍀❤️ @filsofak
#معرفی_کتاب
#مرشد_و_مارگریتا
میخائیل بولگاکف دوازده سال آخر عمر خودرا صرف نوشتن رمانی کرد که با کلاسیکهای تاریخ رمان پهلو میزند.
ربع قرن پس از مرگ نویسنده، این رمان بالاخره اجازه انتشار یافت و تیراژ سیصدهزارتایی آن یکشبه به فروش رفت و سپس کتاب به یکی از داغ ترین کالاهای بازارسیاه شوروی تبدیل شد.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فلسفه اينگونه كار مي كند!
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ذهن را می توان به برکه ای تشبیه کرد که آبی پاک و زلال در ظرف آن در جریان است. آب برکه تا زمانی تازه و زلال است که از یکسو چشمه ای به آن سرازیر و از سوی دیگر خارج شود. حیات برکه و جانداران آن در گرو این جریان است. اگر جریان آب چشمه از هر یک از دو سو قطع شود برکه بزودی به مانداب، و مانداب به باتلاقی تبدیل می شود.
خواندن و اندیشیدن و گفتگوهای بیدار کننده درست مثل چشمه ای هستند که آب تازه را به برکه ذهن انسان وارد می کند و درون آن را زنده و جاری نگه می دارد. نقد پذیری و پالایش افکار خود مانند خروج آب از سوی دیگر برکه است. انسان بدون خواندن، اندیشیدن و نقد کردن، در باتلاق افکار بسته و تصورات کهنه غرق خواهد شد و هوشیاری ذهن خود را از دست خواهد داد.
در تنگنای صندوق - درنگی در ریشه های تعصب و جزم اندیشی
نویسنده: ساسان حبیب وند
🍀❤️ @filsofak
ذهن را می توان به برکه ای تشبیه کرد که آبی پاک و زلال در ظرف آن در جریان است. آب برکه تا زمانی تازه و زلال است که از یکسو چشمه ای به آن سرازیر و از سوی دیگر خارج شود. حیات برکه و جانداران آن در گرو این جریان است. اگر جریان آب چشمه از هر یک از دو سو قطع شود برکه بزودی به مانداب، و مانداب به باتلاقی تبدیل می شود.
خواندن و اندیشیدن و گفتگوهای بیدار کننده درست مثل چشمه ای هستند که آب تازه را به برکه ذهن انسان وارد می کند و درون آن را زنده و جاری نگه می دارد. نقد پذیری و پالایش افکار خود مانند خروج آب از سوی دیگر برکه است. انسان بدون خواندن، اندیشیدن و نقد کردن، در باتلاق افکار بسته و تصورات کهنه غرق خواهد شد و هوشیاری ذهن خود را از دست خواهد داد.
در تنگنای صندوق - درنگی در ریشه های تعصب و جزم اندیشی
نویسنده: ساسان حبیب وند
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📝 يادداشت: (نامه ای به مادرم)
.
.
🌸وقتی بعد از غذا، از کابینت آشپزخانه پنهانی مشتی قرصِ رنگارنگ بر می داری و می خوری، آب شدنت را می بینم و بغض خفه ام می کند.
🌸وقتی در برگۀ آزمایشت می بینم قند خونت بالاست اما باز دلت برایمان شور می زند، تازه می فهمم که شوری و شیرینی صفت نیست. تویی. همه خوبی ها، همه بوها، همه مزه ها.
💗وقتی اینباکس گوشی ات را چک می کنم و می بینم که پر از پیام های جایزه ایرانسل و تبلیغات مزخرف فروشگاه های آنچنانی است، و پیام ما، -پیام هیچ کدام مان- آن جا نیست، خودم را نمی توانم ببخشم؛ فرو می ریزم!
💗وقتی بزرگ می شوم و مشکلاتِ مادران و فرزندان را می بینم، تازه می فهمم چقدر مسئولیت روی شانه هایت بود اما محکم ایستادی که باد کلاه ما را نبرد. یا خوابمان به هم نریزد.
🌸وقتی روحم درد می کند، سرم را رویِ پاهای کی می گذارم جز تو؟ تو که برایم حرف می زنی یا شاید هم «أمّن یُجیب» می خوانی؛ تمام زخم های دلم خوب می شوند.
🌸وقتی گل هایِ قالیِ زیرِ پایم را می بینم، یادم می افتد که چه حوصله ای داشتی. تند تند با دفه روی گرههای رنگارنگ قالی می کوبیدی و ما می دیدیم که چطور دستهایت و نقشه و دار با هم رج هایِ قالی را بالا می بردند.
💗وقتی آرام و ساکت روی صندلی چوبی قدیمی جهیزیه ات رو به روی پنجرۀ خانه با پدر چای می نوشی، یاد می گیرم: «زندگی یعنی دلِ خوش!»
💗وقتی عمقِ نگاهت را به پدر می بینم، می دانم که باید بقیۀ عشق ها جلویِ شما لُنگ بیندازند بس که مجازی اند. بس که محبت هم نیست. اختلال است. بالا و پایین شدن هورمون است.
🌸وقتی عطرِ قرمه سبزی هایِ ظهرِ جمعه ات تویِ خانه می پیچد، سیر هم که باشم، گرسنه ام می شود. دلم می خواهد هوار بزنم و گوش فلک را کر کنم که: «مادر! دستپختت عاقبت دیوانه ام می کند!»
🌸وقتی می بینم همیشه در دسترسی؛ محبتت بهروز است؛ سایلنت و دایورت نمی کنی و فالورهایت فقط ماییم، ذوق می کنم که مادرم هستی و من در عجبم با چقدر صبر و تواضع و مهر و محبت می توان «مادر» بود...
💗همه می گویند دنیا ارزش لگد زدن به شکم مادر را نداشت. اما من، دوست داشتم تو مادرم باشی. دوست داشتم تو در آغوشم بگیری. دوست داشتم توی چشم هایت نگاه کنم و برایم شعر بخوانی.
قربان خنده هایت شوم.
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 يادداشت: (نامه ای به مادرم)
.
.
🌸وقتی بعد از غذا، از کابینت آشپزخانه پنهانی مشتی قرصِ رنگارنگ بر می داری و می خوری، آب شدنت را می بینم و بغض خفه ام می کند.
🌸وقتی در برگۀ آزمایشت می بینم قند خونت بالاست اما باز دلت برایمان شور می زند، تازه می فهمم که شوری و شیرینی صفت نیست. تویی. همه خوبی ها، همه بوها، همه مزه ها.
💗وقتی اینباکس گوشی ات را چک می کنم و می بینم که پر از پیام های جایزه ایرانسل و تبلیغات مزخرف فروشگاه های آنچنانی است، و پیام ما، -پیام هیچ کدام مان- آن جا نیست، خودم را نمی توانم ببخشم؛ فرو می ریزم!
💗وقتی بزرگ می شوم و مشکلاتِ مادران و فرزندان را می بینم، تازه می فهمم چقدر مسئولیت روی شانه هایت بود اما محکم ایستادی که باد کلاه ما را نبرد. یا خوابمان به هم نریزد.
🌸وقتی روحم درد می کند، سرم را رویِ پاهای کی می گذارم جز تو؟ تو که برایم حرف می زنی یا شاید هم «أمّن یُجیب» می خوانی؛ تمام زخم های دلم خوب می شوند.
🌸وقتی گل هایِ قالیِ زیرِ پایم را می بینم، یادم می افتد که چه حوصله ای داشتی. تند تند با دفه روی گرههای رنگارنگ قالی می کوبیدی و ما می دیدیم که چطور دستهایت و نقشه و دار با هم رج هایِ قالی را بالا می بردند.
💗وقتی آرام و ساکت روی صندلی چوبی قدیمی جهیزیه ات رو به روی پنجرۀ خانه با پدر چای می نوشی، یاد می گیرم: «زندگی یعنی دلِ خوش!»
💗وقتی عمقِ نگاهت را به پدر می بینم، می دانم که باید بقیۀ عشق ها جلویِ شما لُنگ بیندازند بس که مجازی اند. بس که محبت هم نیست. اختلال است. بالا و پایین شدن هورمون است.
🌸وقتی عطرِ قرمه سبزی هایِ ظهرِ جمعه ات تویِ خانه می پیچد، سیر هم که باشم، گرسنه ام می شود. دلم می خواهد هوار بزنم و گوش فلک را کر کنم که: «مادر! دستپختت عاقبت دیوانه ام می کند!»
🌸وقتی می بینم همیشه در دسترسی؛ محبتت بهروز است؛ سایلنت و دایورت نمی کنی و فالورهایت فقط ماییم، ذوق می کنم که مادرم هستی و من در عجبم با چقدر صبر و تواضع و مهر و محبت می توان «مادر» بود...
💗همه می گویند دنیا ارزش لگد زدن به شکم مادر را نداشت. اما من، دوست داشتم تو مادرم باشی. دوست داشتم تو در آغوشم بگیری. دوست داشتم توی چشم هایت نگاه کنم و برایم شعر بخوانی.
قربان خنده هایت شوم.
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💥انسانها تنبل نیستند!
بلکه فقط اهدافی را انتخاب میکنند
که هیچ اشتیاقی برای انجامش ندارند...!
آنتونی رابینز
🍀❤️ @filsofak
💥انسانها تنبل نیستند!
بلکه فقط اهدافی را انتخاب میکنند
که هیچ اشتیاقی برای انجامش ندارند...!
آنتونی رابینز
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چگونه در مسافرت ها بهترین و بدترین رستوران ها را از هم تشخیص دهیم؟
ترفندی جالب در مسافرت برای تشخیص و انتخاب رستوران بین راهی خوب با غذاهای لذیذ، سالم و با قیمت مناسب!
🍀❤️ @filsofak
ترفندی جالب در مسافرت برای تشخیص و انتخاب رستوران بین راهی خوب با غذاهای لذیذ، سالم و با قیمت مناسب!
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هفت روشی که جیب بُرها شما را طعمه میکنند و راهکار جلوگیری از آنها (☝️)
حتما ببینید و از این به بعد نکات گفته شده رو رعایت کنید و بیشتـــــر مراقب باشید❗️
مخصوصا خانم ها ☝️
🍀❤️ @filsofak
حتما ببینید و از این به بعد نکات گفته شده رو رعایت کنید و بیشتـــــر مراقب باشید❗️
مخصوصا خانم ها ☝️
🍀❤️ @filsofak
اگر نتوانیم آزاد زندگی نمائیم،
بهتر است مرگ را با آغوش باز استقبال کنیم...!
#مهاتما_گاندی
🍀❤️ @filsofak
بهتر است مرگ را با آغوش باز استقبال کنیم...!
#مهاتما_گاندی
🍀❤️ @filsofak
یه ضرب المثلی ژاپنی میگه:
اگه میخوای جای رئیست بنشینی؛
پس هلش بده بره بالا!
برای پیشرفت زیر آب کسی رو نزن!
🍀❤️ @filsofak
اگه میخوای جای رئیست بنشینی؛
پس هلش بده بره بالا!
برای پیشرفت زیر آب کسی رو نزن!
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
بهتر است به جای «تا ابد»، بگویی «مدتی» و به جای «من می دانم»، بگویی «امیدوارم چنین باشد». به جای این که بگویی «بی این یا آن چیز زندگی غیرممکن است»، بگو «زندگیم سخت تر خواهد بود اگر این چیز و آن چیز نباشد». در این صورت مطمئن خواهی زیست و به دیگران هم اطمینان خواهی داد.
اندیشه های متی
برتولت برشت
🍀❤️ @filsofak
بهتر است به جای «تا ابد»، بگویی «مدتی» و به جای «من می دانم»، بگویی «امیدوارم چنین باشد». به جای این که بگویی «بی این یا آن چیز زندگی غیرممکن است»، بگو «زندگیم سخت تر خواهد بود اگر این چیز و آن چیز نباشد». در این صورت مطمئن خواهی زیست و به دیگران هم اطمینان خواهی داد.
اندیشه های متی
برتولت برشت
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اما آدمی که از پرسیدن دست می کشد ، در واقع از فکر کردن باز می ایستد . چون فکر کردن ، هر چه باشد ، پرسیدن مدامی است برای رسیدن به پاسخ و آن آدمی که فکر نمی کند سخن هم نمی گوید ، فقط اصواتی از خود صادر می کند ... هر آن جا که فرهنگ خاموش می شود یا خاموشش می کنند ، جامعه انسانی می میرد و به همراهش زبان هم ...!
... سیل زباله های مادی چیزی است که نباید آن را دست کم گرفت . این زباله ها محیط طبیعی را تهدید می کنند و ممکن است آب و هوا را آلوده و مسموم کنند ، اما آشغال های فکری خطرناک تر هستند و انسان هایی با روح و جان مسموم میتوانند دست به اعمالی بزنند که عواقبی بازگشت ناپذیر دارند...!
روح پراگ / ایوان کلیما / خشایار دیهیمی
🍀❤️ @filsofak
اما آدمی که از پرسیدن دست می کشد ، در واقع از فکر کردن باز می ایستد . چون فکر کردن ، هر چه باشد ، پرسیدن مدامی است برای رسیدن به پاسخ و آن آدمی که فکر نمی کند سخن هم نمی گوید ، فقط اصواتی از خود صادر می کند ... هر آن جا که فرهنگ خاموش می شود یا خاموشش می کنند ، جامعه انسانی می میرد و به همراهش زبان هم ...!
... سیل زباله های مادی چیزی است که نباید آن را دست کم گرفت . این زباله ها محیط طبیعی را تهدید می کنند و ممکن است آب و هوا را آلوده و مسموم کنند ، اما آشغال های فکری خطرناک تر هستند و انسان هایی با روح و جان مسموم میتوانند دست به اعمالی بزنند که عواقبی بازگشت ناپذیر دارند...!
روح پراگ / ایوان کلیما / خشایار دیهیمی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💎فلسفه، مردم و فیلسوفان!
📚بسیاری از مردم، آنچنان درگیر زندگی روزمره خود هستند و جهت تامین معاش و نیازهای مادی زندگی تلاش می کنند که از اندیشه و تفکرات فلسفی غافل مانده و وقت اضافی برای تفکرات فلسفی ندارند.
▫️ در واقع زندگی دنیوی و مشکلات حاکم بر آن، ذهن و فکر بشر را از تفکرات فلسفی غافل ساخته و آنان را به نوعی روزمرگی و تلاش برای بقا مشغول کرده است، اما در بین مردم، برخی از افراد هستند که بخشی از ذهن و مخیله خود را به چرایی هستی و فلسفه وجود و حیات خود اختصاص داده و توانستهاند اندیشه و دیدگاه فلسفی خاصی را ارائه نمایند.
▫️آن تعداد از افراد که در کنار مسائل و امور زندگی خود، به پدیدهها و اصول حاکم بر طبیعت، جامعه و جهان اندیشیده و سعی دارند تا چرایی و فلسفه حیات و قواعد موجود در جهان را درک نمایند، از دیدگاه و نگرشی فلسفی برخوردار هستند. تفکر فلسفی معمولاً با نوعی دغدغه و ابهامات همراه است که اندیشه انسان را به سئوالات و پرسشهای خاصی ارتباط می دهد.
#فلسفه
🍀❤️ @filsofak
💎فلسفه، مردم و فیلسوفان!
📚بسیاری از مردم، آنچنان درگیر زندگی روزمره خود هستند و جهت تامین معاش و نیازهای مادی زندگی تلاش می کنند که از اندیشه و تفکرات فلسفی غافل مانده و وقت اضافی برای تفکرات فلسفی ندارند.
▫️ در واقع زندگی دنیوی و مشکلات حاکم بر آن، ذهن و فکر بشر را از تفکرات فلسفی غافل ساخته و آنان را به نوعی روزمرگی و تلاش برای بقا مشغول کرده است، اما در بین مردم، برخی از افراد هستند که بخشی از ذهن و مخیله خود را به چرایی هستی و فلسفه وجود و حیات خود اختصاص داده و توانستهاند اندیشه و دیدگاه فلسفی خاصی را ارائه نمایند.
▫️آن تعداد از افراد که در کنار مسائل و امور زندگی خود، به پدیدهها و اصول حاکم بر طبیعت، جامعه و جهان اندیشیده و سعی دارند تا چرایی و فلسفه حیات و قواعد موجود در جهان را درک نمایند، از دیدگاه و نگرشی فلسفی برخوردار هستند. تفکر فلسفی معمولاً با نوعی دغدغه و ابهامات همراه است که اندیشه انسان را به سئوالات و پرسشهای خاصی ارتباط می دهد.
#فلسفه
🍀❤️ @filsofak
وقتی بعد از غذا، از کابینت آشپزخانه پنهانی مُشتی قرصِ رنگارنگ بر می داری و می خوری، آب شدنت را می بینم و بُغض خفه ام می کند.
وقتی در برگۀ آزمایشت می بینم قند خونت بالاست اما باز دلت برایمان شور می زند، تازه می فهمم که شوری و شیرینی صفت نیست. تویی. همه خوبی ها، همه بوها، همه مزه ها.
وقتی اینباکس گوشی ات را چک می کنم و می بینم که پر از پیام های جایزه ایرانسل و تبلیغات مُزخرف فروشگاه های آنچنانی است، و پیام ما، -پیام هیچ کدام مان- آن جا نیست، خودم را نمی توانم ببخشم؛ فرو می ریزم!
وقتی بزرگ می شوم و مشکلاتِ مادران و فرزندان را می بینم، تازه می فهمم چقدر مسئولیت روی شانه هایت بود اما مُحکم ایستادی که باد کلاه ما را نبرد. یا خوابمان به هم نریزد.
وقتی روحم درد می کند، سرم را رویِ پاهای کی می گذارم جز تو؟ تو که برایم حرف می زنی یا شاید هم «أمّن یُجیب» می خوانی؛ تمام زخم های دلم خوب می شوند.
وقتی گُل هایِ قالیِ زیرِ پایم را می بینم، یادم می افتد که چه حوصله ای داشتی! تند تند با دفه روی گرههای رنگارنگ قالی می کوبیدی و ما می دیدیم که چطور دستهایت و نقشه و دار با هم رج هایِ قالی را بالا می بردند.
وقتی آرام و ساکت روی صندلی چوبی قدیمی جهیزیه ات رو به روی پنجرۀ خانه با پدر چای می نوشی، یاد می گیرم:
«زندگی یعنی دلِ خوش!»
وقتی عُمقِ نگاهت را به پدر می بینم، می دانم که باید بقیۀ عشق ها جلویِ شما لُنگ بیندازند، بس که مجازی اند. بس که محبت هم نیست. اختلال است. بالا و پایین شدن هورمون است.
وقتی عطرِ قُرمه سبزی هایِ ظهرِ جمعه ات تویِ خانه می پیچد، سیر هم که باشم، گرسنه ام می شود. دلم می خواهد هوار بزنم و گوش فلک را کر کنم که:
«مادر! دستپختت عاقبت دیوانه ام می کند!»
وقتی می بینم همیشه در دسترسی؛ محبتت بهروز است؛ سایلنت و دایورت نمی کنی و فالورهایت فقط ماییم، ذوق می کنم که مادرم هستی و من در عجبم با چقدر صبر و تواضع و مهر و محبت می توان «مادر» بود...
همه می گویند دنیا ارزش لگد زدن به شکم مادر را نداشت. اما من، دوست داشتم تو مادرم باشی.
دوست داشتم تو در آغوشم بگیری. دوست داشتم توی چشم هایت نگاه کنم و برایم شعر بخوانی.
قربان خنده هایت شوم.
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
وقتی در برگۀ آزمایشت می بینم قند خونت بالاست اما باز دلت برایمان شور می زند، تازه می فهمم که شوری و شیرینی صفت نیست. تویی. همه خوبی ها، همه بوها، همه مزه ها.
وقتی اینباکس گوشی ات را چک می کنم و می بینم که پر از پیام های جایزه ایرانسل و تبلیغات مُزخرف فروشگاه های آنچنانی است، و پیام ما، -پیام هیچ کدام مان- آن جا نیست، خودم را نمی توانم ببخشم؛ فرو می ریزم!
وقتی بزرگ می شوم و مشکلاتِ مادران و فرزندان را می بینم، تازه می فهمم چقدر مسئولیت روی شانه هایت بود اما مُحکم ایستادی که باد کلاه ما را نبرد. یا خوابمان به هم نریزد.
وقتی روحم درد می کند، سرم را رویِ پاهای کی می گذارم جز تو؟ تو که برایم حرف می زنی یا شاید هم «أمّن یُجیب» می خوانی؛ تمام زخم های دلم خوب می شوند.
وقتی گُل هایِ قالیِ زیرِ پایم را می بینم، یادم می افتد که چه حوصله ای داشتی! تند تند با دفه روی گرههای رنگارنگ قالی می کوبیدی و ما می دیدیم که چطور دستهایت و نقشه و دار با هم رج هایِ قالی را بالا می بردند.
وقتی آرام و ساکت روی صندلی چوبی قدیمی جهیزیه ات رو به روی پنجرۀ خانه با پدر چای می نوشی، یاد می گیرم:
«زندگی یعنی دلِ خوش!»
وقتی عُمقِ نگاهت را به پدر می بینم، می دانم که باید بقیۀ عشق ها جلویِ شما لُنگ بیندازند، بس که مجازی اند. بس که محبت هم نیست. اختلال است. بالا و پایین شدن هورمون است.
وقتی عطرِ قُرمه سبزی هایِ ظهرِ جمعه ات تویِ خانه می پیچد، سیر هم که باشم، گرسنه ام می شود. دلم می خواهد هوار بزنم و گوش فلک را کر کنم که:
«مادر! دستپختت عاقبت دیوانه ام می کند!»
وقتی می بینم همیشه در دسترسی؛ محبتت بهروز است؛ سایلنت و دایورت نمی کنی و فالورهایت فقط ماییم، ذوق می کنم که مادرم هستی و من در عجبم با چقدر صبر و تواضع و مهر و محبت می توان «مادر» بود...
همه می گویند دنیا ارزش لگد زدن به شکم مادر را نداشت. اما من، دوست داشتم تو مادرم باشی.
دوست داشتم تو در آغوشم بگیری. دوست داشتم توی چشم هایت نگاه کنم و برایم شعر بخوانی.
قربان خنده هایت شوم.
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فقط از دریچه قلبت یه نفر میتونه درست همهچیزو ببینه، چیزای مهم از دید چشما مخفین.
#شازده_کوچولو
🍀❤️ @filsofak
#شازده_کوچولو
🍀❤️ @filsofak
گپ و گفتی با استاد مهدی یزدانی خرم(نویسنده رمان: ۱. سرخ سفید ۲. من منچستر يونايتد را دوست دارم)
در کنار دوستان عزیز، علی و مجتبا و حسین عزیز🌸🌸🌸
🍀❤️ @filsofak
در کنار دوستان عزیز، علی و مجتبا و حسین عزیز🌸🌸🌸
🍀❤️ @filsofak