فلسفه اخلاق
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✌
📝 منبرک: (فرزند حوزه)
.
.
🌼 نشسته بودم روی نیمکت، کنار کتابخانه. داشتم مجله می خواندم. مجله ای که سردبیریش بودم. طلبه ای نرسیده رو به من کرد و گفت:
"چه مجله ايه که عکس این شیخ روشه؟! قايمش کن بابا!"
مجله را گرفتم پایین، گفتم: "داداش! من به روحانی رأی می دم."
زد زیر خنده. فکر کرد شوخی می کنم. دستی به صورتش کشید. ريشش را منظم کرد و گفت: "کور خونديد اگه فکر می کنید رأی میاره." منتظر ماند چیزی بگويم.
بلند شدم. جلوش ایستادم. صورت به صورت. گفتم: "خیلی حرص نخور رفیق، شيرت خشک می شه!"
روی سینه ام چند بار با کف دستش آرام زد:
"تو طلبه ای! باید بیشتر حواست جمع باشه!"
گفتم: "تو هم طلبه ای بیشتر دقت کن! این رأی ها حق الناسه. جوگير نباش!"
أبرو بالا انداخت که یعنی حرف هایم را نمی فهمد. صدای اذان به دادش رسید. نگاه کرد به ساعتش. رویش را برگرداند تا برود. دوام نیاورد. دوباره برگشت تا زهر آخرش را بریزد. پوزخندی زد و گفت: "ایشالله باهاش محشور شی!"
دستم را روی پیشانی ام گذاشتم: "چاکریم!"
.
.
🌱 نمی دانم چرا حالم خوب نیست. این روزها مدام ذهنم بر می گردد به عقب. عذاب می کشم. بغض می کنم.
با حسرت به گذشته نگاه می کنم. می بینم هر چه جلوتر آمده، پیش نرفته، فرو رفته!
فرو رفته توی مردابی که همه چیزش را بلعیده...
بوی تعفن بی اخلاقی به مشامم می رسد. بوی پلاسيدگى، ماندگی، لهيدگى.
خدا لعنت کند این فضای مجازی را. نمی گذارد یادم برود کتک خوردن دختر جوان را.
نمی دانم با این تلخی، می توانم امیدوار باشم؟!
اما این را می دانم که نمی توانم بی تفاوت باشم. شاید به جرقه ای جهان روشن شود. به قول سهراب، شاید این بار مردی بیاید که بیش از آن که سیاستمدار باشد، درخت باشد.
رفیق!
تو هم رأی بده، این دریا معلوم نیست تا کی آب دارد، تا کی موج دارد. امروز رنگ سبز و بنفش، رنگ شادی زده به زندگی مان. فردا معلوم نیست چه رنگی بزند.
به قول مصطفی انصافی: بوقلمون صفت است سیاست! هر لحظه به یک رنگ است و زندگی مردم را هم همرنگ خودش می خواهد. گاهی سفید مثل کفن، گاهی سیاه مثل کلاغ، گاهی کبود مثل خون مردگی.
#مصطفی_سلیمانی
۲۳ارديبهشت، سال ۹۶.
🍀❤️ @filsofak
✌
📝 منبرک: (فرزند حوزه)
.
.
🌼 نشسته بودم روی نیمکت، کنار کتابخانه. داشتم مجله می خواندم. مجله ای که سردبیریش بودم. طلبه ای نرسیده رو به من کرد و گفت:
"چه مجله ايه که عکس این شیخ روشه؟! قايمش کن بابا!"
مجله را گرفتم پایین، گفتم: "داداش! من به روحانی رأی می دم."
زد زیر خنده. فکر کرد شوخی می کنم. دستی به صورتش کشید. ريشش را منظم کرد و گفت: "کور خونديد اگه فکر می کنید رأی میاره." منتظر ماند چیزی بگويم.
بلند شدم. جلوش ایستادم. صورت به صورت. گفتم: "خیلی حرص نخور رفیق، شيرت خشک می شه!"
روی سینه ام چند بار با کف دستش آرام زد:
"تو طلبه ای! باید بیشتر حواست جمع باشه!"
گفتم: "تو هم طلبه ای بیشتر دقت کن! این رأی ها حق الناسه. جوگير نباش!"
أبرو بالا انداخت که یعنی حرف هایم را نمی فهمد. صدای اذان به دادش رسید. نگاه کرد به ساعتش. رویش را برگرداند تا برود. دوام نیاورد. دوباره برگشت تا زهر آخرش را بریزد. پوزخندی زد و گفت: "ایشالله باهاش محشور شی!"
دستم را روی پیشانی ام گذاشتم: "چاکریم!"
.
.
🌱 نمی دانم چرا حالم خوب نیست. این روزها مدام ذهنم بر می گردد به عقب. عذاب می کشم. بغض می کنم.
با حسرت به گذشته نگاه می کنم. می بینم هر چه جلوتر آمده، پیش نرفته، فرو رفته!
فرو رفته توی مردابی که همه چیزش را بلعیده...
بوی تعفن بی اخلاقی به مشامم می رسد. بوی پلاسيدگى، ماندگی، لهيدگى.
خدا لعنت کند این فضای مجازی را. نمی گذارد یادم برود کتک خوردن دختر جوان را.
نمی دانم با این تلخی، می توانم امیدوار باشم؟!
اما این را می دانم که نمی توانم بی تفاوت باشم. شاید به جرقه ای جهان روشن شود. به قول سهراب، شاید این بار مردی بیاید که بیش از آن که سیاستمدار باشد، درخت باشد.
رفیق!
تو هم رأی بده، این دریا معلوم نیست تا کی آب دارد، تا کی موج دارد. امروز رنگ سبز و بنفش، رنگ شادی زده به زندگی مان. فردا معلوم نیست چه رنگی بزند.
به قول مصطفی انصافی: بوقلمون صفت است سیاست! هر لحظه به یک رنگ است و زندگی مردم را هم همرنگ خودش می خواهد. گاهی سفید مثل کفن، گاهی سیاه مثل کلاغ، گاهی کبود مثل خون مردگی.
#مصطفی_سلیمانی
۲۳ارديبهشت، سال ۹۶.
🍀❤️ @filsofak
فلسفه اخلاق
عکس از فرید موسوی 🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌱
✌🌱 ما پيروزيم!
(بنویس به کی رأی دادی)
.
.
📝 منبرک: (غمگینم! اما امیدوار...)
.
.
🌱✌ در حال خودمان بودیم. با صدای شجریان داشتیم عشق می کردیم که میثم گفت: "شربت می دن بابا." نیش ترمز گرفتم. بوی اسپند پیچید توی ماشین.
جوانی سینی شربت را جلويمان آورد: "ئه استاد شمائيد؟! به کی رأی بدیم؟" اشاره به بالا کردم که آنتن ماشین را ببیند که روبان سبز و بنفش چطور همدیگر را بغل گرفته اند.
چهره اش درهم شد. چروک افتاد روی پیشانی اش. گفت: "شما چرا حاج آقا؟ شما که طلبه ای؟ شما که نون امام زمان خوردی، شما که این همه توی کلاس از دین و دیانت گفتيد..."
سینی شربت را داد دست دوستش. بهش گفتم: "امیر جان، باید رفت جلو. اگه برگردم عقب وضعیت بدتره، چون دوباره باید از راه پر از چاله چوله ای که اومدم برگرم، ولی اگه جلو برم لااقل این امید رو دارم که شاید(!) جاده بهتر بشه...!"
هاج و واج نگاهم کرد. نتوانستم تلخی چشمانش را تحمل کنم. گفتم: "بس کن. این طور زل نزن به چشمای من!"
.
.
🌱✌ غمگینم! اما امیدوار...
داغ خیلی چیزها بر دلم مانده... دلم به جوانی ام می سوزد. دلم برای آن پیرمرد صبور می سوزد!
این روزها خیلی فحش شنیدم:
از اینکه طلبه ای و به روحانی رأی می دهی. از اینکه چرا یک ویژه نامه برای روحانی سردبیری کردی. از اینکه چرا رأی کلی آدم را عوض کردی. از اینکه چرا در کانال فلسفه اخلاق از روحانی حمایت کردی. از اینکه جواب امام زمان را چه می دهی...
جواب تک تک دوستان را با این عبارت نادر ابراهیمی می دهم:
ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان، و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود...
ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...
.
.
🌱✌ خلاصه رفیق:
ما همه مان زخم خورده و ناراحتیم و به یاد فريادهايمان بغض کردیم، اما همین فقط برایمان مانده: "اميد"
كه "اميد" خود،
بذر هويت همه چيز است...
به قول ياس:
ما ادامه می دیم.
آتشفشان رو نمی شه با برف بست!
#مصطفی_سلیمانی
.
۲۹ اردیبهشت
.
.
پ ن:
۱. شنبه، جشن پیروزی انتخابات.(شک نکنید✌😉)
۲. کلی فالوور اينيستاگرام و ممبر کانال تلگرامم پرید، ولی بی خیال!😊✌🌱
.
.
#غمگینم_اما_امیدوار
#با_روحانی_تا_1400
🍀❤️ @filsofak
🌱
✌🌱 ما پيروزيم!
(بنویس به کی رأی دادی)
.
.
📝 منبرک: (غمگینم! اما امیدوار...)
.
.
🌱✌ در حال خودمان بودیم. با صدای شجریان داشتیم عشق می کردیم که میثم گفت: "شربت می دن بابا." نیش ترمز گرفتم. بوی اسپند پیچید توی ماشین.
جوانی سینی شربت را جلويمان آورد: "ئه استاد شمائيد؟! به کی رأی بدیم؟" اشاره به بالا کردم که آنتن ماشین را ببیند که روبان سبز و بنفش چطور همدیگر را بغل گرفته اند.
چهره اش درهم شد. چروک افتاد روی پیشانی اش. گفت: "شما چرا حاج آقا؟ شما که طلبه ای؟ شما که نون امام زمان خوردی، شما که این همه توی کلاس از دین و دیانت گفتيد..."
سینی شربت را داد دست دوستش. بهش گفتم: "امیر جان، باید رفت جلو. اگه برگردم عقب وضعیت بدتره، چون دوباره باید از راه پر از چاله چوله ای که اومدم برگرم، ولی اگه جلو برم لااقل این امید رو دارم که شاید(!) جاده بهتر بشه...!"
هاج و واج نگاهم کرد. نتوانستم تلخی چشمانش را تحمل کنم. گفتم: "بس کن. این طور زل نزن به چشمای من!"
.
.
🌱✌ غمگینم! اما امیدوار...
داغ خیلی چیزها بر دلم مانده... دلم به جوانی ام می سوزد. دلم برای آن پیرمرد صبور می سوزد!
این روزها خیلی فحش شنیدم:
از اینکه طلبه ای و به روحانی رأی می دهی. از اینکه چرا یک ویژه نامه برای روحانی سردبیری کردی. از اینکه چرا رأی کلی آدم را عوض کردی. از اینکه چرا در کانال فلسفه اخلاق از روحانی حمایت کردی. از اینکه جواب امام زمان را چه می دهی...
جواب تک تک دوستان را با این عبارت نادر ابراهیمی می دهم:
ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان، و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود...
ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...
.
.
🌱✌ خلاصه رفیق:
ما همه مان زخم خورده و ناراحتیم و به یاد فريادهايمان بغض کردیم، اما همین فقط برایمان مانده: "اميد"
كه "اميد" خود،
بذر هويت همه چيز است...
به قول ياس:
ما ادامه می دیم.
آتشفشان رو نمی شه با برف بست!
#مصطفی_سلیمانی
.
۲۹ اردیبهشت
.
.
پ ن:
۱. شنبه، جشن پیروزی انتخابات.(شک نکنید✌😉)
۲. کلی فالوور اينيستاگرام و ممبر کانال تلگرامم پرید، ولی بی خیال!😊✌🌱
.
.
#غمگینم_اما_امیدوار
#با_روحانی_تا_1400
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
مرگ تو درست
از لحظه ای
آغاز می شود که
در برابر آنچه مهم است
سکوت
می کنی....
+ مارتین لوتر کینگ
🍀❤️ @filsofak
مرگ تو درست
از لحظه ای
آغاز می شود که
در برابر آنچه مهم است
سکوت
می کنی....
+ مارتین لوتر کینگ
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸هم اکنون در سراسر کشور😄😂
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
Rendan Mast
Mohammad-Reza Shajarian
غوغای روحانی نگر،سیلاب طوفانی نگر
خورشید ربانی نگر، مستان سلامت میکنند
🎵بشنوید از استاد محمد رضا شجریان
#حماسه_اردیبهشت
🍀❤️ @filsofak
خورشید ربانی نگر، مستان سلامت میکنند
🎵بشنوید از استاد محمد رضا شجریان
#حماسه_اردیبهشت
🍀❤️ @filsofak
ﺍﯾﻨﺎﯾـﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﻤﯿﺎﺭﻩ،
ﺁﻗﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﮐﻨﯿﺪ!
ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺑﻬﻢ ﭘــﻮﻝ ﺑﺪﯾﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﯿﺎﻩ ﺑﺸﯿﻨﻢ؛
ﻧﺎﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﯽ ﮐﻨﻢ!
#فامیل_دور
🍀❤️ @filsofak
ﺁﻗﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﮐﻨﯿﺪ!
ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺑﻬﻢ ﭘــﻮﻝ ﺑﺪﯾﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﯿﺎﻩ ﺑﺸﯿﻨﻢ؛
ﻧﺎﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﯽ ﮐﻨﻢ!
#فامیل_دور
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃🍃🍃 🍃🍃🍃
💕آنان که گاهی به نعل میزنند
و گاهی هـــم به میخ،
سرانجام
چکش واقعیت
روی انگشتشان می خورد.
🍀❤️ @filsofak
🍃🍃🍃 🍃🍃🍃
💕آنان که گاهی به نعل میزنند
و گاهی هـــم به میخ،
سرانجام
چکش واقعیت
روی انگشتشان می خورد.
🍀❤️ @filsofak
این حقایق هستند
که انسانها را از هم دور میکنند
نه دروغ!
وگرنه ما دروغ میگوییم
که نزدیک باقی بمانیم...
#چارلز_بوکوفسکی
🍀❤️ @filsofak
که انسانها را از هم دور میکنند
نه دروغ!
وگرنه ما دروغ میگوییم
که نزدیک باقی بمانیم...
#چارلز_بوکوفسکی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
انسان در جستجوي خويشتن
يكي از معدود مواهب زندگي در دورانهاي دلهره انگيز اين است كه انسان مجبور به أگاه شدن از خويشتن خود مي شود. زمانيكه معيارها و ارزشها بهم ميريزد و مخدوش مي شود و ما به روشني نميدانيم كه چه هستيم و چگونه بايد باشيم. به گفته ماتيو ارنولد به فكر جستجو براي يافتن خود مي افتيم . در چنين شرايطي احساس عدم امنيت داريم و مي انديشيم ايا ممكن است منبعي براي راهنمايي وجود داشته باشد كه ما به ان توجه نكرده باشيم؟
#انسان_در_جستجوي_خويشتن
#رولو_مي
#ص٩
🍀❤️ @filsofak
انسان در جستجوي خويشتن
يكي از معدود مواهب زندگي در دورانهاي دلهره انگيز اين است كه انسان مجبور به أگاه شدن از خويشتن خود مي شود. زمانيكه معيارها و ارزشها بهم ميريزد و مخدوش مي شود و ما به روشني نميدانيم كه چه هستيم و چگونه بايد باشيم. به گفته ماتيو ارنولد به فكر جستجو براي يافتن خود مي افتيم . در چنين شرايطي احساس عدم امنيت داريم و مي انديشيم ايا ممكن است منبعي براي راهنمايي وجود داشته باشد كه ما به ان توجه نكرده باشيم؟
#انسان_در_جستجوي_خويشتن
#رولو_مي
#ص٩
🍀❤️ @filsofak
اگر عقاید خود را با تفکر و مطالعه به دست آورید کسی نمی تواند به آنها توهین کند اگر کسی چیزی بر خلافشان بگوید عصبانی
نمیشوید؛یا می خندید یا به فکر فرو می روید
برتراند راسل
🍀❤️ @filsofak
نمیشوید؛یا می خندید یا به فکر فرو می روید
برتراند راسل
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنی 4 بچه گرگ را بعد از نجات دادن از مرگ ، نگهداری و بزرگ کرد و سپس در طبیعت آزاد کرد ..
او بعد از 2 سال به دیدار آنها رفت ببینید گرگها چه رفتاری با او دارند☝️🏻
🍀❤️ @filsofak
او بعد از 2 سال به دیدار آنها رفت ببینید گرگها چه رفتاری با او دارند☝️🏻
🍀❤️ @filsofak
جهنم یعنی؛ وابستگی به قضاوت دیگران. افراد بسیاری در جهان هستند که در جهنم به سر می برند، زیرا شدیدا وابسته به داوری دیگران هستند...
ژان پل سارتر
🍀❤️ @filsofak
ژان پل سارتر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سنگینترین مجازاتی که خدایان یونان باستان میتوانستند برای سیزیف در نظر بگیرند این بود که تا ابد کار بیهودهای را انجام دهد. سیزیف محکوم شده بود تا تخته سنگی را از شیب تندی بالا ببرد. مدتها گذشت و سیزیف در تمام این مدت مشغول بالا بردن تخته سنگ از سربالایی تند بود، اما تا به بالای بلندی میرسید تخته سنگ میغلتید و به پایین دره میافتاد. خدایان فراموش کرده بودند که تخته سنگ بر اثر مرور زمان و ضربه دچار فرسایش میشود. در صد سال اول، لبههای تیزی که دستهای سیزیف را بریده و زخمی کرده بود صاف شد. در پانصد سال بعدی پستی و بلندیهای سنگ به قدری صیقلی شد که سیزیف تخته سنگ را قل میداد و بالا میبرد. در هزار سال بعد تخته سنگ کوچک و کوچکتر شد و شیب هموار و هموارتر و… این روزها سیزیف تکه سنگ ریزی را که روزگاری صخرهای بود به همراه قرصهای مسکن و کارتهای اعتباریاش در کیفی میگذارد و با خود میبرد. صبح سوار آسانسور میشود و به طبقهٔ بیست و هشتم ساختمان دفترش میرود که محل مجازاتش به حساب میآید. بعد از ظهرها دوباره به پایین بر میگردد.
📗مجازات
👤 #اشتفان_لاکنر
برگردان : اسدالله امرایی
🍀❤️ @filsofak
سنگینترین مجازاتی که خدایان یونان باستان میتوانستند برای سیزیف در نظر بگیرند این بود که تا ابد کار بیهودهای را انجام دهد. سیزیف محکوم شده بود تا تخته سنگی را از شیب تندی بالا ببرد. مدتها گذشت و سیزیف در تمام این مدت مشغول بالا بردن تخته سنگ از سربالایی تند بود، اما تا به بالای بلندی میرسید تخته سنگ میغلتید و به پایین دره میافتاد. خدایان فراموش کرده بودند که تخته سنگ بر اثر مرور زمان و ضربه دچار فرسایش میشود. در صد سال اول، لبههای تیزی که دستهای سیزیف را بریده و زخمی کرده بود صاف شد. در پانصد سال بعدی پستی و بلندیهای سنگ به قدری صیقلی شد که سیزیف تخته سنگ را قل میداد و بالا میبرد. در هزار سال بعد تخته سنگ کوچک و کوچکتر شد و شیب هموار و هموارتر و… این روزها سیزیف تکه سنگ ریزی را که روزگاری صخرهای بود به همراه قرصهای مسکن و کارتهای اعتباریاش در کیفی میگذارد و با خود میبرد. صبح سوار آسانسور میشود و به طبقهٔ بیست و هشتم ساختمان دفترش میرود که محل مجازاتش به حساب میآید. بعد از ظهرها دوباره به پایین بر میگردد.
📗مجازات
👤 #اشتفان_لاکنر
برگردان : اسدالله امرایی
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ربنا - جریان #شجریان
با حضور #علیزاده، کامبیز #روشن_روان، کیومرث پوراحمد، #پیرنیاکان، محمود #دولت_آبادی، فرهاد #فخرالدینی، اردشیر #کامکار، #درخشانی...
نشر دهید💐🙏
🍀❤️ @filsofak
با حضور #علیزاده، کامبیز #روشن_روان، کیومرث پوراحمد، #پیرنیاکان، محمود #دولت_آبادی، فرهاد #فخرالدینی، اردشیر #کامکار، #درخشانی...
نشر دهید💐🙏
🍀❤️ @filsofak