📝 کانال فلسفه اخلاق:
📚📚📚
ﻣﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻃﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﻣﺪﻋﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﺴﯽﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ،
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻃﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺷﺪ.
ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺎ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ.
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺭﻭﻧﻮﺷﺘﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ، ﭘﺪﺭ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ...
📚
👤 #ﺩﻭﻥ_ﻣﯿﮕﻮﺋﻞ_ﺭﻭﺋﯿﺰ
📔 چهار میثاق
🍀❤️ @filsofak
📚📚📚
ﻣﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻃﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﻣﺪﻋﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﺴﯽﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ،
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻃﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺷﺪ.
ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺎ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ.
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺭﻭﻧﻮﺷﺘﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ، ﭘﺪﺭ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ...
📚
👤 #ﺩﻭﻥ_ﻣﯿﮕﻮﺋﻞ_ﺭﻭﺋﯿﺰ
📔 چهار میثاق
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
قرائتی از دین که انسان را از اخلاق دور کند... و فهمی از دین که به خاطر پای بندی به آن و پیروی از دستورات آن انسان ناگزیر شود عقل و وجدان خود را زیر پا بگذارد و ارزش های اخلاقی را نادیده بگیرد، دین نیست، بلکه دکان و افیون است.
ابوالقاسم فنایی
دین در ترازوی اخلاق
🍀❤️ @filsofak
قرائتی از دین که انسان را از اخلاق دور کند... و فهمی از دین که به خاطر پای بندی به آن و پیروی از دستورات آن انسان ناگزیر شود عقل و وجدان خود را زیر پا بگذارد و ارزش های اخلاقی را نادیده بگیرد، دین نیست، بلکه دکان و افیون است.
ابوالقاسم فنایی
دین در ترازوی اخلاق
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ
دو دلداده را قبل از ازدواج فقط مرگ میتواند از هم جدا کند؛
و بعد از ازدواج تقریبا هر چیزی میتواند این کار را انجام دهد!!
#سامرست_موآم
🍀❤️ @menbarak
و بعد از ازدواج تقریبا هر چیزی میتواند این کار را انجام دهد!!
#سامرست_موآم
🍀❤️ @menbarak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ما انسانها با دو نوع زمان سروکار داریم: زمانی که در ما میگذرد و زمانی که بر ما میگذرد. اوّلی «زمانِ درونی» است و دومی «زمانِ بیرونی». بهنظرم یکی از ویژگیهای غمانگیزِ زندگیِ ما در جهانِ جدید این است که «زمانِ بیرونی» حسِّ درونیِ ما را از زمان به مُحاق برده است. اختراعِ ساعت، خصوصاً ساعتهای مُچی، حسِّ درونی ما را از زمان تا حدِّ زیادی معیوب کرده است؛ یا دستِ کم رابطهٔ ما را با زمانِ درونیمان دچارِ بحران کرده است.
زمانِ بیرونی یا زمانِ ساعت، همگن است یعنی تمام ثانیههای آن هماندازه است. از احساسات و احوالِ درونی ما مستقل است. همه را دربرمیگیرد و بر همه یکسان میگذرد. همه مقهورِ آنیم و سرانجام آنکه جاودانه جاری است؛ یعنی هرگز نمیایستد. برای همین است که زمانِ بیرونی «زمانِ ملاقات» است. ما دیگری را در متنِ زمانِ بیرونی، یعنی زمانی که جدولبندی میشود ملاقات میکنیم.
اما زمانِ درونی ناهمگن است؛ یعنی لحظههای آن با هم یکسان نیست. یک لحظهٔ درونی گاهی ساعتها به طول میکشد و گاهی به آنی میگذرد. تابعِ احساسات و احوالِ درونیِ ماست. وقتی غمگین یا افسردهایم کُند میشود و وقتی شاد و پُرشوریم شتاب میگیرد. شخصی است. یعنی زمانِ درونیِ من با تو فرق میکند. چه بسا در کنارِ هم نشسته باشیم اما زمانِ من در من آهسته بگذرد و زمانِ تو در تو پُرشتاب. مهمتر از همه آنکه زمانِ درونی گاه میایستد؛ یعنی ما را از چنبرهٔ خود رها میکند و ما میتوانیم در درونِ خود در خلسهٔ یک اکنونِ جاودانه غوطهور شویم. زمانِ درونی «زمانِ دیدار» است. ما با دیگری در بیرونِ زمان، [در ذهن] دیدار میکنیم.
ارتباط با زمانِ درونی تا حدّی در گروِ رهایی از سیطرهٔ ساعتِ بیرونی است. «فراغت» یعنی شُل کردنِ پنجههای ساعتِ بیرونی بر گلوگاهِ زندگی و در فضای این فراغت است که رفته رفته میتوان زمانِ درونی را بازیافت و با آن تجدیدِ رابطه کرد.
اما چرا ارتباط با زمانِ درونی مهم است؟ بهنظرم زمان درونی اقلیم خلاقیتهای بدیع و روابطِ انسانیِ عمیق است. اگر بخواهم دقیقتر بگویم، مهمترین خلاقیتهای فکری و هنری و عمیقترین روابطِ انسانی ما در دلِ تجربهٔ تعلیقِ زمان رخ میدهد. این سفر با نوعی «رهایی» و «گشایش» همراه است.
آرش نراقی
استاد فلسفه و دین
کالج موروین پنسیلوانیا
🍀❤️ @filsofak
ما انسانها با دو نوع زمان سروکار داریم: زمانی که در ما میگذرد و زمانی که بر ما میگذرد. اوّلی «زمانِ درونی» است و دومی «زمانِ بیرونی». بهنظرم یکی از ویژگیهای غمانگیزِ زندگیِ ما در جهانِ جدید این است که «زمانِ بیرونی» حسِّ درونیِ ما را از زمان به مُحاق برده است. اختراعِ ساعت، خصوصاً ساعتهای مُچی، حسِّ درونی ما را از زمان تا حدِّ زیادی معیوب کرده است؛ یا دستِ کم رابطهٔ ما را با زمانِ درونیمان دچارِ بحران کرده است.
زمانِ بیرونی یا زمانِ ساعت، همگن است یعنی تمام ثانیههای آن هماندازه است. از احساسات و احوالِ درونی ما مستقل است. همه را دربرمیگیرد و بر همه یکسان میگذرد. همه مقهورِ آنیم و سرانجام آنکه جاودانه جاری است؛ یعنی هرگز نمیایستد. برای همین است که زمانِ بیرونی «زمانِ ملاقات» است. ما دیگری را در متنِ زمانِ بیرونی، یعنی زمانی که جدولبندی میشود ملاقات میکنیم.
اما زمانِ درونی ناهمگن است؛ یعنی لحظههای آن با هم یکسان نیست. یک لحظهٔ درونی گاهی ساعتها به طول میکشد و گاهی به آنی میگذرد. تابعِ احساسات و احوالِ درونیِ ماست. وقتی غمگین یا افسردهایم کُند میشود و وقتی شاد و پُرشوریم شتاب میگیرد. شخصی است. یعنی زمانِ درونیِ من با تو فرق میکند. چه بسا در کنارِ هم نشسته باشیم اما زمانِ من در من آهسته بگذرد و زمانِ تو در تو پُرشتاب. مهمتر از همه آنکه زمانِ درونی گاه میایستد؛ یعنی ما را از چنبرهٔ خود رها میکند و ما میتوانیم در درونِ خود در خلسهٔ یک اکنونِ جاودانه غوطهور شویم. زمانِ درونی «زمانِ دیدار» است. ما با دیگری در بیرونِ زمان، [در ذهن] دیدار میکنیم.
ارتباط با زمانِ درونی تا حدّی در گروِ رهایی از سیطرهٔ ساعتِ بیرونی است. «فراغت» یعنی شُل کردنِ پنجههای ساعتِ بیرونی بر گلوگاهِ زندگی و در فضای این فراغت است که رفته رفته میتوان زمانِ درونی را بازیافت و با آن تجدیدِ رابطه کرد.
اما چرا ارتباط با زمانِ درونی مهم است؟ بهنظرم زمان درونی اقلیم خلاقیتهای بدیع و روابطِ انسانیِ عمیق است. اگر بخواهم دقیقتر بگویم، مهمترین خلاقیتهای فکری و هنری و عمیقترین روابطِ انسانی ما در دلِ تجربهٔ تعلیقِ زمان رخ میدهد. این سفر با نوعی «رهایی» و «گشایش» همراه است.
آرش نراقی
استاد فلسفه و دین
کالج موروین پنسیلوانیا
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌿 @BestShortFilm
روزی سقراط حکیم معروف یونانی مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست؛
علت ناراحتیش را پرسید، پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم، سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت
و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم ...
سقراط گفت: چرا رنجیدی؟
مرد با تعجب گفت: خب معلوم است چنین رفتاری ناراحت کننده است!!
سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم؛ آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود!
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم ...
سقراط گفت : همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟
و آیا کسی که رفتارش نادرست است روانش بیمار نیست؟
اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟
بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند!!!
پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است!
🍀❤️ @filsofak
🌿 @BestShortFilm
روزی سقراط حکیم معروف یونانی مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست؛
علت ناراحتیش را پرسید، پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم، سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت
و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم ...
سقراط گفت: چرا رنجیدی؟
مرد با تعجب گفت: خب معلوم است چنین رفتاری ناراحت کننده است!!
سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم؛ آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود!
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم ...
سقراط گفت : همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟
و آیا کسی که رفتارش نادرست است روانش بیمار نیست؟
اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟
بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند!!!
پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است!
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
وقتی انسانی به طرف سرنوشتش میرود، اغلب اوقات مجبور میشود مسیرهایش را تغییر دهد. در مواقع دیگر، نیروهای پیرامونش بیش از حد قدرتمند هستند و او ناچار است شجاعت و ارادهاش را کنار بگذارد...
اما هیچکس قادر نیست از خواستههایش چشمپوشی کند. حتی اگر مواقعی پیش بیاید که فکر کند دنیا و دیگران قدرتمندترند.
سرّ کار این است: تسلیم نشدن.
#پائولو_کوئیلو
#کوه_پنجم
🍀❤️ @filsofak
وقتی انسانی به طرف سرنوشتش میرود، اغلب اوقات مجبور میشود مسیرهایش را تغییر دهد. در مواقع دیگر، نیروهای پیرامونش بیش از حد قدرتمند هستند و او ناچار است شجاعت و ارادهاش را کنار بگذارد...
اما هیچکس قادر نیست از خواستههایش چشمپوشی کند. حتی اگر مواقعی پیش بیاید که فکر کند دنیا و دیگران قدرتمندترند.
سرّ کار این است: تسلیم نشدن.
#پائولو_کوئیلو
#کوه_پنجم
🍀❤️ @filsofak
در دنیای امروز اگر تعداد آنها که به دنبال خوشبختی خودشان هستند، از تعداد آنها که به دنبال بدبختی دیگران هستند کمی بیشتر بود، در عرض چند سال بهشت را به کف میآوردیم!
#برتراند_راسل
🍀❤️ @filsofak
#برتراند_راسل
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آنچه از همه دردناکتر است
فقر و بیماری نیست!
بیرحمی مردم نسبت به
یکدیگر است...
#رومن_رولان
🍀❤️ @filsofak
آنچه از همه دردناکتر است
فقر و بیماری نیست!
بیرحمی مردم نسبت به
یکدیگر است...
#رومن_رولان
🍀❤️ @filsofak
دلم به حال پروانهها می سوزد،
وقتی چراغ را خاموش می کنم!
و به حال خفاشها،
وقتی چراغ را روشن ميکنم!
نمی شود قدمی برداشت،
بدون آنکه کسی نرنجد!
#مارين_سورسکو
🍀❤️ @filsofak
وقتی چراغ را خاموش می کنم!
و به حال خفاشها،
وقتی چراغ را روشن ميکنم!
نمی شود قدمی برداشت،
بدون آنکه کسی نرنجد!
#مارين_سورسکو
🍀❤️ @filsofak
لحظه ها را گذراندیم که به، خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند.
#علی_شریعتی
🍀❤️ @filsofak
#علی_شریعتی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آن که باید بشنود، نخست باید این حس را داشته باشد که شنیده می شود.
داستانک های فلسفی | برشت، |
ترجمه عبداللهی | ص96
🍀❤️ @filsofak
آن که باید بشنود، نخست باید این حس را داشته باشد که شنیده می شود.
داستانک های فلسفی | برشت، |
ترجمه عبداللهی | ص96
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from هفته نامه حریم امام
@harim_emam267.1396.2.21.pdf
3.1 MB
به من نگاه کن... يه نگاه قشنگ به صورتم بنداز... آشنا به نظر نمیرسم؟ شبيه يه نفر نيستم... که تو کُشتی؟
•
| بيل را بکش - کوئنتين تارانتينو |
🍀❤️ @filsofak
•
| بيل را بکش - کوئنتين تارانتينو |
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
☘️ خجالت آور است تماشای کسی که آخر عمری خود را موشکافی می کند و به این نتیجه می رسد تنها چیزی که با خود به گور می برد شرم زندگی نکردن است...
📚 جزء از کل استیو تولتز | صفحه 204
🍀❤️ @filsofak
☘️ خجالت آور است تماشای کسی که آخر عمری خود را موشکافی می کند و به این نتیجه می رسد تنها چیزی که با خود به گور می برد شرم زندگی نکردن است...
📚 جزء از کل استیو تولتز | صفحه 204
🍀❤️ @filsofak
ادبيات شايد نتواند جلوي جنگ و خونريزي را بگيرد ..
شايد نتواند از مرگ يك كودك جلوگيري كند ..
ولي ميتواند كاري كند كه دنيا به آن فكر كند..
#ژان_پل_سارتر
🍀❤️ @filsofak
شايد نتواند از مرگ يك كودك جلوگيري كند ..
ولي ميتواند كاري كند كه دنيا به آن فكر كند..
#ژان_پل_سارتر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هنگامي كه مي توان از هوش بيكران وجود براي مواجهه با سختي ها و ناملايمات كمك گرفت، چرا بايستي دست و پا بسته تسليم سرنوشت شد و به گمراهي افتاد و از شاهراه حقيقت دور شد؟
زماني كه فكر شكست و ناكامي و يأس و گريز به سر كسي كه سرشار از ايمان است راه مي يابد، او مسئله را شجاعانه بررسي مي كند و با شهامت تمام و بي آنكه هراسي به دل راه دهد به قلت توفان نا اميدي و شكست مي تازد و آن را پشت سر مي گذارد.
او با روح خود و با آرزوي قلبي به سوي هدف پيش مي رود و صحيح و سالم از امواج سركش گذر مي كند و پا به ساحل رستگاري و سلامتي مي نهد. چنين فردي برنده خواهد شد، زيرا نيروي بيكران وجود او شكست ناپذيرست.
دکتر ژوزف مورفی
غیر ممکن، ممکن است!
صفحه 106
🍀❤️ @filsofak
هنگامي كه مي توان از هوش بيكران وجود براي مواجهه با سختي ها و ناملايمات كمك گرفت، چرا بايستي دست و پا بسته تسليم سرنوشت شد و به گمراهي افتاد و از شاهراه حقيقت دور شد؟
زماني كه فكر شكست و ناكامي و يأس و گريز به سر كسي كه سرشار از ايمان است راه مي يابد، او مسئله را شجاعانه بررسي مي كند و با شهامت تمام و بي آنكه هراسي به دل راه دهد به قلت توفان نا اميدي و شكست مي تازد و آن را پشت سر مي گذارد.
او با روح خود و با آرزوي قلبي به سوي هدف پيش مي رود و صحيح و سالم از امواج سركش گذر مي كند و پا به ساحل رستگاري و سلامتي مي نهد. چنين فردي برنده خواهد شد، زيرا نيروي بيكران وجود او شكست ناپذيرست.
دکتر ژوزف مورفی
غیر ممکن، ممکن است!
صفحه 106
🍀❤️ @filsofak