📝 کانال فلسفه اخلاق:
✔خودشناسی در فلسفه اخلاق ، فضیلت بشمار می رود و در معرفت شناسی نوعی مهارت محسوب می شود سقراط نخستین متفکری بود که با نظریه «خود رابشناس »انسانها را به خودشناسی فرا خواند. اما نظر ارسطو با مضمون «انسان را بشناس»، عمق درک انسان از خود را کاهش داد چرا که انسانها در شناخت از یکدیگر تنها به مشترکات توجه میکنند و معنای «خود» برای آنها کمرنگ میشود.
✔ فرهنگ غرب پس از ظهور ارسطو و سنت فکری او رنگ و بوی دیگری گرفت و سنت و نظریه فکری سقراط کمرنگ شد. تنها عارفان و بنیانگذاران ادیان و مذاهب به آثار و نظریات سقراط در مبحث خودشناسی توجه نشان دادند خودشناسی از منظر سقراط راهی برای زندگی آرمانی است. محل صحبت سقراط این است که انسان به جنبههای خود توجه نشان دهد تا راه زندگی آرمانی بر او هموار شود.
. ✔ چند راه برای خودشناسی وجود دارد که میتوان از میان آنها به این اشاره کرد که انسان باید در زندگی به آرمان خود توجه کند و آن را بشناسد. در درجه دوم باید به این نکته واقف باشد که آیا آرمانهای او با یکدیگر سازگارند یا در جهت مخالف هم در حرکت هستند؛ و باید کدام یک را در مقابل دیگری ذبح نمود. راه دیگر خودشناسی این است که انسانها باید نقاط ضعف و قوت خودشان را در راه خودشناسی و رسیدن به آرمانهایشان در نظر بگیرند. جهان انسان بدون آرمان، جهانی آشوبناک است که هیچ وضعیتی نه به او کمک میکند و نه حتی مزاحم اوست.
📚مصطفی ملکیان در نشست اهمیت وضرورت خود شناسی
#فلسفه
#اخلاق
#ملکیان
#سقراط
#غرب
🍀❤️ @filsofak
✔خودشناسی در فلسفه اخلاق ، فضیلت بشمار می رود و در معرفت شناسی نوعی مهارت محسوب می شود سقراط نخستین متفکری بود که با نظریه «خود رابشناس »انسانها را به خودشناسی فرا خواند. اما نظر ارسطو با مضمون «انسان را بشناس»، عمق درک انسان از خود را کاهش داد چرا که انسانها در شناخت از یکدیگر تنها به مشترکات توجه میکنند و معنای «خود» برای آنها کمرنگ میشود.
✔ فرهنگ غرب پس از ظهور ارسطو و سنت فکری او رنگ و بوی دیگری گرفت و سنت و نظریه فکری سقراط کمرنگ شد. تنها عارفان و بنیانگذاران ادیان و مذاهب به آثار و نظریات سقراط در مبحث خودشناسی توجه نشان دادند خودشناسی از منظر سقراط راهی برای زندگی آرمانی است. محل صحبت سقراط این است که انسان به جنبههای خود توجه نشان دهد تا راه زندگی آرمانی بر او هموار شود.
. ✔ چند راه برای خودشناسی وجود دارد که میتوان از میان آنها به این اشاره کرد که انسان باید در زندگی به آرمان خود توجه کند و آن را بشناسد. در درجه دوم باید به این نکته واقف باشد که آیا آرمانهای او با یکدیگر سازگارند یا در جهت مخالف هم در حرکت هستند؛ و باید کدام یک را در مقابل دیگری ذبح نمود. راه دیگر خودشناسی این است که انسانها باید نقاط ضعف و قوت خودشان را در راه خودشناسی و رسیدن به آرمانهایشان در نظر بگیرند. جهان انسان بدون آرمان، جهانی آشوبناک است که هیچ وضعیتی نه به او کمک میکند و نه حتی مزاحم اوست.
📚مصطفی ملکیان در نشست اهمیت وضرورت خود شناسی
#فلسفه
#اخلاق
#ملکیان
#سقراط
#غرب
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
برای «منشور حقوق شهروندی» دلواپسم
احمد فرهادی
کارشناس اقتصادی
نه به عنوان کارشناس و نه به عنوان صاحبنظر, بلکه به عنوان یک شهروند سعی کردم دعوت دکتر روحانی از تمامی شهروندان برای ارائه نظرات و تذکرات خود نسبت به «منشور حقوق شهروندی» را جدی فرض کنم و به سهم خود یادداشتی در این باب بنگارم تا نشان دهم که قدری دلواپسم, البته نه از نوع سیاسیاش, بلکه از نوع اخلاقیاش.
یک: «یک کلمه»: مرحوم مستشار الدوله در 150 سال پیش در کتاب خود سعی در واکاوی علل عقب ماندگی جامعه ایرانی داشت و دنبال یافتن راه رهائی از توسعه نیافتگی و استبداد میگشت. وی در این رساله از زبان دوستی که وجود خارجی ندارد، پیشرفت کشور را فقط در یک کلمه و آن هم قانون ذکر میکند و معتقد است علتالعلل توسعه نیافتگی ما از عدم وجود قانون در این مملکت ریشه میگیرد. فرض کنیم که این مرحوم سر از گور بیرون بیاورد, چه خواهد گفت؟ حتما با دیدن حجم انبوهی از قوانین اعم از قوانین اساسی و مدنی حرف خودش را پس خواهد گرفت.
تاریخ به ما نشان میدهد که مشکل توسعه نیافتگی ما از عدم قانون نیست. نمونههای بسیاری هم برای اثبات این موضوع وجود دارد. نقل است در روزگاری که درشکهها در شهر تهران رو به فزونی گرفت, مسئول بلدیه تهران آییننامهای چند مادهای برای تنظیم رفت و آمد درشکهها وضع کرد, اما هیچ درشکهچی آن قوانین را رعایت نمیکرد. امروزه درشکههای شهر تهران تبدیل به انواع و اقسام خودرو شده است, آن آییننامه هم, قوانین راهنمایی و رانندگی شده, اما هنوز هم خبری از رعایت قوانین نیست. به گفته کارشناسان حوزه حمل و نقل عمدهترین دلیل گره کور ترافیکی تهران به نوع رفتار رانندگی ما بر میگردد.
دو: «دو واژه؛ فرهنگ و اخلاق»: بر اساس نکات گفته شده در بند پیشین میتوان چنین نتیجه گرفت, هر اندیشهای که بخواهد با توسل به حقوق و قانون, توسعه به ارمغان بیاورد, ناکام و عقیم خواهد ماند. به همین دلیل عدهای از اندیشمندان متاخر کسانی چون جان رالز و توماس نیگل در معرفی بزرگترین مشکل، یا علتالعلل مشکلات یک جامعه, انگشت اشاره خود را به سمت مقوله «فرهنگ» گرفتند. نیگل به اصالت فرهنگ معتقد است از نظر او آن چیزی که بزرگترین مشکل یک جامعه است، باورها، احساسات و عواطف و هیجانات و خواستههای خود شهروندان آن جامعه میباشد و اگر شهروندان جامعه در باورهای خود، در احساسات و عواطف و هیجانات خود، و در خواستههای خود بازنگری کنند آن وقت خواهند دید که در همهی نهادهای اجتماعیشان هم بازنگری خواهد شد. چه نهاد خانواده، چه نهاد اقتصاد، چه نهاد سیاست، چه نهاد تعلیم و تربیت، چه نهاد علم و فن و هنر، چه نهاد حقوق، چه نهاد اخلاق، و چه نهاد دین و مذهب.
سه «سومین ضلع»: اگر از کسی مثل کارل مارکس بپرسیم که در یک جامعه چه چیزی زیر بنا و چه چیزی رو بناست. او پاسخ میدهد که: زیربنای هر جامعه، نظام اقتصادی و نیروهای تولیدی و مناسبات طبقاتی ناشی از آن, و روبنا نهادهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی است. به عبارت دیگر سخن مارکس را میتوانیم اینگونه بفهمیم که او نه با مرحوم مستشارالدوله و با کسانی همچون توماس نیگل سر سازگاری ندارد و اقتصاد را شاه کلید همه چیز میداند. سخنی که اگر چه تلخ, اما نه بیراه
اما در این بین چه باید کرد؟ و جانب کدام ضلع را باید گرفت: حقوق, فرهنگ یا اقتصاد؟
واقعیت این است که هر سه نهاد ساخته و پرداخته انسانهاست, لذا به نظر میرسد که ریشه مشکل را باید در جایی دیگر جستجو کرد, جایی ورای نهادهای حقوقی, جایی فراتر از نهاد اقتصاد, جایی در درون خودمان و علتوالعلل واقعی توسعه نیافتگیهای فردی و سازمانی و اجتماعی خودمان را در بخش اخلاق خود رصد نماییم. و به همین دلیل گمان میکنم که اگر دولت تدبیر و امید تمام توش و توان خود را معطوف به اخلاق شهروندی میکرد, میتوانستیم اندکی تندتر مسیر توسعه را طی کنیم.
🍀❤️ @filsofak
برای «منشور حقوق شهروندی» دلواپسم
احمد فرهادی
کارشناس اقتصادی
نه به عنوان کارشناس و نه به عنوان صاحبنظر, بلکه به عنوان یک شهروند سعی کردم دعوت دکتر روحانی از تمامی شهروندان برای ارائه نظرات و تذکرات خود نسبت به «منشور حقوق شهروندی» را جدی فرض کنم و به سهم خود یادداشتی در این باب بنگارم تا نشان دهم که قدری دلواپسم, البته نه از نوع سیاسیاش, بلکه از نوع اخلاقیاش.
یک: «یک کلمه»: مرحوم مستشار الدوله در 150 سال پیش در کتاب خود سعی در واکاوی علل عقب ماندگی جامعه ایرانی داشت و دنبال یافتن راه رهائی از توسعه نیافتگی و استبداد میگشت. وی در این رساله از زبان دوستی که وجود خارجی ندارد، پیشرفت کشور را فقط در یک کلمه و آن هم قانون ذکر میکند و معتقد است علتالعلل توسعه نیافتگی ما از عدم وجود قانون در این مملکت ریشه میگیرد. فرض کنیم که این مرحوم سر از گور بیرون بیاورد, چه خواهد گفت؟ حتما با دیدن حجم انبوهی از قوانین اعم از قوانین اساسی و مدنی حرف خودش را پس خواهد گرفت.
تاریخ به ما نشان میدهد که مشکل توسعه نیافتگی ما از عدم قانون نیست. نمونههای بسیاری هم برای اثبات این موضوع وجود دارد. نقل است در روزگاری که درشکهها در شهر تهران رو به فزونی گرفت, مسئول بلدیه تهران آییننامهای چند مادهای برای تنظیم رفت و آمد درشکهها وضع کرد, اما هیچ درشکهچی آن قوانین را رعایت نمیکرد. امروزه درشکههای شهر تهران تبدیل به انواع و اقسام خودرو شده است, آن آییننامه هم, قوانین راهنمایی و رانندگی شده, اما هنوز هم خبری از رعایت قوانین نیست. به گفته کارشناسان حوزه حمل و نقل عمدهترین دلیل گره کور ترافیکی تهران به نوع رفتار رانندگی ما بر میگردد.
دو: «دو واژه؛ فرهنگ و اخلاق»: بر اساس نکات گفته شده در بند پیشین میتوان چنین نتیجه گرفت, هر اندیشهای که بخواهد با توسل به حقوق و قانون, توسعه به ارمغان بیاورد, ناکام و عقیم خواهد ماند. به همین دلیل عدهای از اندیشمندان متاخر کسانی چون جان رالز و توماس نیگل در معرفی بزرگترین مشکل، یا علتالعلل مشکلات یک جامعه, انگشت اشاره خود را به سمت مقوله «فرهنگ» گرفتند. نیگل به اصالت فرهنگ معتقد است از نظر او آن چیزی که بزرگترین مشکل یک جامعه است، باورها، احساسات و عواطف و هیجانات و خواستههای خود شهروندان آن جامعه میباشد و اگر شهروندان جامعه در باورهای خود، در احساسات و عواطف و هیجانات خود، و در خواستههای خود بازنگری کنند آن وقت خواهند دید که در همهی نهادهای اجتماعیشان هم بازنگری خواهد شد. چه نهاد خانواده، چه نهاد اقتصاد، چه نهاد سیاست، چه نهاد تعلیم و تربیت، چه نهاد علم و فن و هنر، چه نهاد حقوق، چه نهاد اخلاق، و چه نهاد دین و مذهب.
سه «سومین ضلع»: اگر از کسی مثل کارل مارکس بپرسیم که در یک جامعه چه چیزی زیر بنا و چه چیزی رو بناست. او پاسخ میدهد که: زیربنای هر جامعه، نظام اقتصادی و نیروهای تولیدی و مناسبات طبقاتی ناشی از آن, و روبنا نهادهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی است. به عبارت دیگر سخن مارکس را میتوانیم اینگونه بفهمیم که او نه با مرحوم مستشارالدوله و با کسانی همچون توماس نیگل سر سازگاری ندارد و اقتصاد را شاه کلید همه چیز میداند. سخنی که اگر چه تلخ, اما نه بیراه
اما در این بین چه باید کرد؟ و جانب کدام ضلع را باید گرفت: حقوق, فرهنگ یا اقتصاد؟
واقعیت این است که هر سه نهاد ساخته و پرداخته انسانهاست, لذا به نظر میرسد که ریشه مشکل را باید در جایی دیگر جستجو کرد, جایی ورای نهادهای حقوقی, جایی فراتر از نهاد اقتصاد, جایی در درون خودمان و علتوالعلل واقعی توسعه نیافتگیهای فردی و سازمانی و اجتماعی خودمان را در بخش اخلاق خود رصد نماییم. و به همین دلیل گمان میکنم که اگر دولت تدبیر و امید تمام توش و توان خود را معطوف به اخلاق شهروندی میکرد, میتوانستیم اندکی تندتر مسیر توسعه را طی کنیم.
🍀❤️ @filsofak
نفرت انگیز ترین و زجرآورترین شکنجه برای انسانها این است که از فساد همه چیز آگاه باشند و بر اصلاح هیچ چیزی قادر نباشند!
✏️هرودوت؛ تاریخ نگار یونانی
🍀❤️ @filsofak
✏️هرودوت؛ تاریخ نگار یونانی
🍀❤️ @filsofak
سلام دوستان و مخاطبین گرامی،
جهت غنی سازی کانال،
در حین مطالعه یا نوشتار خودتان، مطالب مرتبط به فلسفه، دین، اخلاق را به بنده ارسال کنید تا دیگر دوستان هم از مطالعات و یادداشت های گرانبهای شما استفاده کنند.
با تشکر از شما عزیزان
ادمين : (مصطفا سلیمانی)
👇👇
🍀❤️ @soleymani63
جهت غنی سازی کانال،
در حین مطالعه یا نوشتار خودتان، مطالب مرتبط به فلسفه، دین، اخلاق را به بنده ارسال کنید تا دیگر دوستان هم از مطالعات و یادداشت های گرانبهای شما استفاده کنند.
با تشکر از شما عزیزان
ادمين : (مصطفا سلیمانی)
👇👇
🍀❤️ @soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#استادشهیدمطهری:
مرحوم فروغى در جلد دوم كتاب آيين سخنورى سخنرانیها و خطابههاى بزرگى را كه در دنيا ايراد شده ترجمه كرده است.
در بين آنها چند خطابه از #ويكتور_هوگو نويسنده معروف فرانسوى است.
هوگو در يكى از خطابههاى خيلى عالىاش مىگويد:
«راستى اگر انسان اينطور فكر كند كه عدم است و بعد از اين زندگى نيستى مطلق است،
ديگر اصلًا براى او زندگى ارزشى نخواهد داشت.
آن چيزى كه زندگى را براى انسان گوارا و لذّت بخش مىسازد،
كار او را مفرّح مىسازد،
به دل او حرارت و گرمى مىبخشد،
افق ديد انسان را خيلى وسيع مىكند،
همان چيزى است كه دين به انسان مىدهد،
يعنى اعتقاد به جهان ابديّت،
اعتقاد به خلود،
اعتقاد به بقاء بشر،
اعتقاد به اينكه تو اى بشر!
فانى نيستى و باقى خواهى بود،
تو از اين جهان بزرگترى،
اين جهان براى تو يك آشيان كوچك و موقّتى است،
اين جهان فقط يك گاهواره است،
براى دوران كودكى توست،
دوران بيشتر دوران ديگرى است.»
🔮 مجموعهآثار، ج۳، ص: ۳۹۹
🍀❤️ @filsofak
#استادشهیدمطهری:
مرحوم فروغى در جلد دوم كتاب آيين سخنورى سخنرانیها و خطابههاى بزرگى را كه در دنيا ايراد شده ترجمه كرده است.
در بين آنها چند خطابه از #ويكتور_هوگو نويسنده معروف فرانسوى است.
هوگو در يكى از خطابههاى خيلى عالىاش مىگويد:
«راستى اگر انسان اينطور فكر كند كه عدم است و بعد از اين زندگى نيستى مطلق است،
ديگر اصلًا براى او زندگى ارزشى نخواهد داشت.
آن چيزى كه زندگى را براى انسان گوارا و لذّت بخش مىسازد،
كار او را مفرّح مىسازد،
به دل او حرارت و گرمى مىبخشد،
افق ديد انسان را خيلى وسيع مىكند،
همان چيزى است كه دين به انسان مىدهد،
يعنى اعتقاد به جهان ابديّت،
اعتقاد به خلود،
اعتقاد به بقاء بشر،
اعتقاد به اينكه تو اى بشر!
فانى نيستى و باقى خواهى بود،
تو از اين جهان بزرگترى،
اين جهان براى تو يك آشيان كوچك و موقّتى است،
اين جهان فقط يك گاهواره است،
براى دوران كودكى توست،
دوران بيشتر دوران ديگرى است.»
🔮 مجموعهآثار، ج۳، ص: ۳۹۹
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟
و همه دانشجویان موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه...ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشی نتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."
پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.
همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.
.....
اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگی شلوغ هم ، جائی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "
🍀❤️ @filsofak
پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟
و همه دانشجویان موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه...ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشی نتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."
پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.
همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.
.....
اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگی شلوغ هم ، جائی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیشرفت تکنولوژی از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۴
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در مورد عشق بیشتر دوست داریم گیرنده باشیم تا دهنده. به همین دلیل وقتی از طرف مقابل خود ناراضی هستیم، از او میپرسیم آیا عاشق من هستی؟ ولی آیا وقتی یکی از طرفین بیش از طرف دیگر عشق می ورزد٬ عشق آنها دوام خواهد یافت؟
البته هر چیزی ممکن است. شاید آدم عشق ورزی را بیابید که زیاد از شما توقع عشق ورزیدن نداشته باشد ولی به طور کلی، نمی توانید در بلند مدت دنبال گرفتن عشق باشید بدون آنکه قدری از آن را تلافی کنید.
عشق و دوستی خیابان دوطرفهاند. قبول عشق هم هنر است. اینکه یاد بگیریم عشق را بزرگوارانه بپذیریم خیلی به رابطه کمک میکند.
| کتاب: #نظریه_انتخاب | دکتر #ویلیام_گلاسر | برگردان: #مهرداد_فیروزبخت | صفحه ۶۸ | برگرفتن از نسخه چاپی |
🍀❤️ @filsofak
در مورد عشق بیشتر دوست داریم گیرنده باشیم تا دهنده. به همین دلیل وقتی از طرف مقابل خود ناراضی هستیم، از او میپرسیم آیا عاشق من هستی؟ ولی آیا وقتی یکی از طرفین بیش از طرف دیگر عشق می ورزد٬ عشق آنها دوام خواهد یافت؟
البته هر چیزی ممکن است. شاید آدم عشق ورزی را بیابید که زیاد از شما توقع عشق ورزیدن نداشته باشد ولی به طور کلی، نمی توانید در بلند مدت دنبال گرفتن عشق باشید بدون آنکه قدری از آن را تلافی کنید.
عشق و دوستی خیابان دوطرفهاند. قبول عشق هم هنر است. اینکه یاد بگیریم عشق را بزرگوارانه بپذیریم خیلی به رابطه کمک میکند.
| کتاب: #نظریه_انتخاب | دکتر #ویلیام_گلاسر | برگردان: #مهرداد_فیروزبخت | صفحه ۶۸ | برگرفتن از نسخه چاپی |
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
بزرگ اندیش باشید، میزان موفقیت شما را میزان بینش شما تعیین می کند. اگر اهداف کوچک را مد نظر قرار دهید، باید در انتظار نتایج کوچک هم باشید. اهداف بلند را در نظر آورید تا به موفقیت های بزرگ دست یابید. این نکته را هم فراموش نکنید؛ بیشتر ایده ها و نقشه های بزرگ اگر آسانتر از ایده ها و نقشه های کوچک نباشند، دشوارتر از آنها نخواهند بود.
|کتاب: #جادوی_فکر_بزرگ |دکتر: #د_شوارتز | انتشارات: #مروارید، چاپ، سی و یکم، ۱۹۳۰ | صفحه: ۲۶ |برگرفته از نسخه: چاپی |
🍀❤️ @filsofak
بزرگ اندیش باشید، میزان موفقیت شما را میزان بینش شما تعیین می کند. اگر اهداف کوچک را مد نظر قرار دهید، باید در انتظار نتایج کوچک هم باشید. اهداف بلند را در نظر آورید تا به موفقیت های بزرگ دست یابید. این نکته را هم فراموش نکنید؛ بیشتر ایده ها و نقشه های بزرگ اگر آسانتر از ایده ها و نقشه های کوچک نباشند، دشوارتر از آنها نخواهند بود.
|کتاب: #جادوی_فکر_بزرگ |دکتر: #د_شوارتز | انتشارات: #مروارید، چاپ، سی و یکم، ۱۹۳۰ | صفحه: ۲۶ |برگرفته از نسخه: چاپی |
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
زندگی حتی وقتی انکارش می کنی ،
حتی وقتی نادیده اش می گیری ،
حتی وقتی نمی خواهی اش از تو قوی تر است .
از هر چیز دیگری قوی تر است .
آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند . مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند ، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند ، دوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند ، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند . باور کردنی نیست اما همین گونه است . زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است.
📚من او را دوست داشتم
👤آنا گاوالدا
🍀❤️ @filsofak
زندگی حتی وقتی انکارش می کنی ،
حتی وقتی نادیده اش می گیری ،
حتی وقتی نمی خواهی اش از تو قوی تر است .
از هر چیز دیگری قوی تر است .
آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند . مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند ، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند ، دوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند ، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند . باور کردنی نیست اما همین گونه است . زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است.
📚من او را دوست داشتم
👤آنا گاوالدا
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
خانهی پدری مهمترین خانهی دنیاست. اگر قابل اعتمادیم، اگر دلرحمیم، اگر ترسوییم، اگر حقهبازیم، اگر بخشندهایم، اگر معتقدیم «دیگی که واسه من نجوشه سر سگ توش بجوشه»، اگر خلاقیم، اگر دنبالهروِ دیگرانیم، اگر بیمسئولیتیم، اگر مسئولیم، اگر در نگاهمان نفرت از جهان هست، اگر مثبتاندیشیم، اگر سنگ صبوریم، اگر دروغگوییم، اگر اهل رقابتیم، اگر اهل خیانتیم، اگر دهانمان جز برای بدگویی باز نمیشود، اگر شکمبارهایم، اگر حسد جزئی لاینفک از احساسات هر روزهمان است، اگر از خودمان بیزاریم، اگر شاکریم و اگر عشق به زندگی از درزهای وجودمان بیرون میزند، به خاطر محیطی است که در آن بزرگ شده و شکل گرفتهایم. از یک جایی به بعد ماسک و کلاهگیس را برمیداریم و لباس بالماسکه را از تن بیرون میآوریم و عریان میشویم. همان لحظهی عریانی است که باور میکنیم فرق زیادی با آنهایی که بزرگمان کردهاند نداریم. یک چیزهایی به ریشهی انسان چسبیده و تا وقتی گرم است و نفس میکشد از آنها جدا نمیشود؛ و ریشهی ما در خاکِ کجاست جز خاک خانهی پدری؟
"خانهی آنتیبیوتیکهای سر ساعت"
#آنالی_اکبری
از کانال #مجله_روایت
🍀❤️ @filsofak
خانهی پدری مهمترین خانهی دنیاست. اگر قابل اعتمادیم، اگر دلرحمیم، اگر ترسوییم، اگر حقهبازیم، اگر بخشندهایم، اگر معتقدیم «دیگی که واسه من نجوشه سر سگ توش بجوشه»، اگر خلاقیم، اگر دنبالهروِ دیگرانیم، اگر بیمسئولیتیم، اگر مسئولیم، اگر در نگاهمان نفرت از جهان هست، اگر مثبتاندیشیم، اگر سنگ صبوریم، اگر دروغگوییم، اگر اهل رقابتیم، اگر اهل خیانتیم، اگر دهانمان جز برای بدگویی باز نمیشود، اگر شکمبارهایم، اگر حسد جزئی لاینفک از احساسات هر روزهمان است، اگر از خودمان بیزاریم، اگر شاکریم و اگر عشق به زندگی از درزهای وجودمان بیرون میزند، به خاطر محیطی است که در آن بزرگ شده و شکل گرفتهایم. از یک جایی به بعد ماسک و کلاهگیس را برمیداریم و لباس بالماسکه را از تن بیرون میآوریم و عریان میشویم. همان لحظهی عریانی است که باور میکنیم فرق زیادی با آنهایی که بزرگمان کردهاند نداریم. یک چیزهایی به ریشهی انسان چسبیده و تا وقتی گرم است و نفس میکشد از آنها جدا نمیشود؛ و ریشهی ما در خاکِ کجاست جز خاک خانهی پدری؟
"خانهی آنتیبیوتیکهای سر ساعت"
#آنالی_اکبری
از کانال #مجله_روایت
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
فلسفه را جدی بگیرید. فلسفه یادگیری اصطلاحات، اثبات عقاید و سخنوری بهتر نیست و اینها کلام است. موضوعات فلسفه و کلام یک چیز است ولی روش فرق میکند. برای فیلسوف شدن ابتدا باید سوفسطایی شویم و از خودمان و پیشفرضهایمان خارج شویم. سوفسطایی شدن هنر میخواهد.
فلسفه طرح مشکل میکند و چیزی را حل نمیکند. فلسفه راه تاریکی است که معلوم نیست به کجا میرسد. انسانها به دنبال راه حل هستند و کسی به مشکل نمیاندیشد. انسانی که مشکل نداشته باشد احمق است. راه حل هست ولی وقتی راه حل، راه حل است که مشکل را بفهمیم. وقتی مشکل را نفهمیم، راه حل همان پر شدن مانند خیک است و از مفروضات دیگران پر میشویم.
✏️ غلامحسین ابراهیمی دینانی
🍀❤️ @filsofak
فلسفه را جدی بگیرید. فلسفه یادگیری اصطلاحات، اثبات عقاید و سخنوری بهتر نیست و اینها کلام است. موضوعات فلسفه و کلام یک چیز است ولی روش فرق میکند. برای فیلسوف شدن ابتدا باید سوفسطایی شویم و از خودمان و پیشفرضهایمان خارج شویم. سوفسطایی شدن هنر میخواهد.
فلسفه طرح مشکل میکند و چیزی را حل نمیکند. فلسفه راه تاریکی است که معلوم نیست به کجا میرسد. انسانها به دنبال راه حل هستند و کسی به مشکل نمیاندیشد. انسانی که مشکل نداشته باشد احمق است. راه حل هست ولی وقتی راه حل، راه حل است که مشکل را بفهمیم. وقتی مشکل را نفهمیم، راه حل همان پر شدن مانند خیک است و از مفروضات دیگران پر میشویم.
✏️ غلامحسین ابراهیمی دینانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هنگامی که زن ها عشق را برهر چیز مقدم می دانند چه می کنند:
+ وقت و ارزش بیشتری صرف روابط شان می کنند.
+ دوست دارند با مرد زندگی شان صحبت کنند، با او باشند و روی ارتباطشان و حفظ و ادامه آن کار کنند.
+ دوست دارند برنامه ریزی کنند و لحظاتی خاص و به یاد ماندنی خلق کنند.
+ هرچه در توان دارند می کنند تا رابطه را صمیمی تر، نزدیکتر و ماندگارتر کنند.
سوء برداشت بعضی مردها از این ویژگی زن ها:
+ فکر می کنند که ما زن ها مستقل و خودکفا نیستیم.
+ فکر می کنند پرتوقع و زیاده خواه هستیم.
+ فکر می کنند با این توقع از آنها که وقت و توجه خود را به ما بدهند، ما می خواهیم آن ها را کنترل کنیم.
✏️رازهایی درباره زنان _ باربارا دی آنجلیس
#روانشناسی
🍀❤️ @filsofak
هنگامی که زن ها عشق را برهر چیز مقدم می دانند چه می کنند:
+ وقت و ارزش بیشتری صرف روابط شان می کنند.
+ دوست دارند با مرد زندگی شان صحبت کنند، با او باشند و روی ارتباطشان و حفظ و ادامه آن کار کنند.
+ دوست دارند برنامه ریزی کنند و لحظاتی خاص و به یاد ماندنی خلق کنند.
+ هرچه در توان دارند می کنند تا رابطه را صمیمی تر، نزدیکتر و ماندگارتر کنند.
سوء برداشت بعضی مردها از این ویژگی زن ها:
+ فکر می کنند که ما زن ها مستقل و خودکفا نیستیم.
+ فکر می کنند پرتوقع و زیاده خواه هستیم.
+ فکر می کنند با این توقع از آنها که وقت و توجه خود را به ما بدهند، ما می خواهیم آن ها را کنترل کنیم.
✏️رازهایی درباره زنان _ باربارا دی آنجلیس
#روانشناسی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیبایی به معنای واقعی کلمه
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
فلسفه اخلاق
چند نفر را در این عکس میشناسید؟ 🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
چند نفر را در این عکس میشناسید؟
اگر فقط ۴ نفر راشناختید، شما فقط در دنیا هستید!
اگر ۸ نفر را شناختید، شما نسبتا در جریان اوضاع جهان هستید!
اگر ۱۲ نفر را شناختید، شما اهل مطالعه هستید!
اگر ۱۶ نفر را شناختید، شما آدم بافرهنگ و کتابخوان هستید!
اگر ۲۰ نفر را شناختید، خیلی با فرهنگ و کتابخوان هستید!
اگر ۲۵ نفر و بالاتر را شناختید، احتمالا دارای کتابفروشی بودهاید!!
🍀❤️ @filsofak
چند نفر را در این عکس میشناسید؟
اگر فقط ۴ نفر راشناختید، شما فقط در دنیا هستید!
اگر ۸ نفر را شناختید، شما نسبتا در جریان اوضاع جهان هستید!
اگر ۱۲ نفر را شناختید، شما اهل مطالعه هستید!
اگر ۱۶ نفر را شناختید، شما آدم بافرهنگ و کتابخوان هستید!
اگر ۲۰ نفر را شناختید، خیلی با فرهنگ و کتابخوان هستید!
اگر ۲۵ نفر و بالاتر را شناختید، احتمالا دارای کتابفروشی بودهاید!!
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵اخلاق در پژوهش را جدی بگیرید!
🔔میزان سرقتعلمی را در مقالات و کتابها با استفاده از نرمافزارها بسنجید✅
📢مقالات کوتاه و کاربردی اخلاق در پژوهش را در دانشنامهٔ سمیمنور دنبال کنید
🍀❤️ @filsofak
🔔میزان سرقتعلمی را در مقالات و کتابها با استفاده از نرمافزارها بسنجید✅
📢مقالات کوتاه و کاربردی اخلاق در پژوهش را در دانشنامهٔ سمیمنور دنبال کنید
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه؛
تا دهنشو باز میکرد آب میرفت تو دهنش، و نمیتونست بگه.
دست کردم تو آکواریوم درش آوردم. شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن. دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو. اینقدر بالا پایین پرید، خسته شد خوابید. دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. ولی الان چند ساعته بیدار نشده. یعنی فکر کنم بیدار شده، دیده انداختمش اون تو، قهر کرده خودشو زده به خواب...!
این داستان رفتار ما با بعضی آدمای اطرافمونه. دوسشون داریم و دوستمون دارند، ولی اونارو نمیفهمیم؛ فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار رو با اونا می کنیم...
#خسرو_شکیبایی
🍀❤️ @filsofak
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه؛
تا دهنشو باز میکرد آب میرفت تو دهنش، و نمیتونست بگه.
دست کردم تو آکواریوم درش آوردم. شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن. دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو. اینقدر بالا پایین پرید، خسته شد خوابید. دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. ولی الان چند ساعته بیدار نشده. یعنی فکر کنم بیدار شده، دیده انداختمش اون تو، قهر کرده خودشو زده به خواب...!
این داستان رفتار ما با بعضی آدمای اطرافمونه. دوسشون داریم و دوستمون دارند، ولی اونارو نمیفهمیم؛ فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار رو با اونا می کنیم...
#خسرو_شکیبایی
🍀❤️ @filsofak