This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شیر دادن روباہ مادہ بہ تولہ خرس هایے ڪہ مادرشان شڪار شده...بهت انگیزه
🆔 @filsofak
🆔 @filsofak
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅ نشخوار افکار علت افزایش احساس افسردگی در زنان نسبت به مردان است :
✳️ به فکرهای همین الان تان توجه کنید،
گویی در حال شنا کردن درون آنها هستید.
وقتی مدتی طولانی در یک دایره فکری گیر می افتید، خودتان را خسته و کسل میکنید.
✅ خوشبختانه فنون بسیاری برای رهایی از افتادن در این چرخه های فکری کشنده وجود دارد که مثلا میتوان به "توقف فکر" اشاره کرد که در این حالت با گفتن واژه "بسه دیگه...!"
راه را بر ادامه کلاف سردرگم تفکر میبندید، اما استفاده از این فنون هم کار آسانی نیست، ذهن شناور است و مانند جیوه راهش را برای آغاز دوباره باز میکند، یعنی باید همیشه هوشیار باشید.
✳️ وقتی ما خود را افسرده میابیم چه میکنیم؟
زنان سعی میکنند بفهمند که افسردگی از کجا آمده است ،
اما مردان بسکتبال بازی میکنند یا هر کار دیگری انجام میدهند تا بتوانند افکارشان را منحرف کنند،
ولي زنان گرایش بیشتری به افسردگی كردن دارند، اين یک واقعیت است.
زنانی که در خصوص علت افسردگی ، بیشتر افکارشان را مرور میکنند ، افسرده تر میشوند؛
در حالیکه مردان با فعالیت کردن افسردگی را به زانو در می آورند.
نشخوار افکار شاید بتواند فراگیری افسردگی را بطور کامل توضیح دهد.
✍ مارتین سلیگمن
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
✅ نشخوار افکار علت افزایش احساس افسردگی در زنان نسبت به مردان است :
✳️ به فکرهای همین الان تان توجه کنید،
گویی در حال شنا کردن درون آنها هستید.
وقتی مدتی طولانی در یک دایره فکری گیر می افتید، خودتان را خسته و کسل میکنید.
✅ خوشبختانه فنون بسیاری برای رهایی از افتادن در این چرخه های فکری کشنده وجود دارد که مثلا میتوان به "توقف فکر" اشاره کرد که در این حالت با گفتن واژه "بسه دیگه...!"
راه را بر ادامه کلاف سردرگم تفکر میبندید، اما استفاده از این فنون هم کار آسانی نیست، ذهن شناور است و مانند جیوه راهش را برای آغاز دوباره باز میکند، یعنی باید همیشه هوشیار باشید.
✳️ وقتی ما خود را افسرده میابیم چه میکنیم؟
زنان سعی میکنند بفهمند که افسردگی از کجا آمده است ،
اما مردان بسکتبال بازی میکنند یا هر کار دیگری انجام میدهند تا بتوانند افکارشان را منحرف کنند،
ولي زنان گرایش بیشتری به افسردگی كردن دارند، اين یک واقعیت است.
زنانی که در خصوص علت افسردگی ، بیشتر افکارشان را مرور میکنند ، افسرده تر میشوند؛
در حالیکه مردان با فعالیت کردن افسردگی را به زانو در می آورند.
نشخوار افکار شاید بتواند فراگیری افسردگی را بطور کامل توضیح دهد.
✍ مارتین سلیگمن
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
لبو فروش ها
تابستان استراحت دارند.
بستنی فروش ها زمستان!
بیچاره آدم فروش ها؛
دریغ از یک لحظه استراحت در طول عمر...!
@filsofak 🌱
تابستان استراحت دارند.
بستنی فروش ها زمستان!
بیچاره آدم فروش ها؛
دریغ از یک لحظه استراحت در طول عمر...!
@filsofak 🌱
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂🍃نه دلیل برای اینکه همدیگه رو بیشتر بغل کنیم, آیا بغل کردن مزایای روانی دارد⁉️🍂🍃
🆔 @filsofak
🆔 @filsofak
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍درجات عقل و آزادی
عاطفه مریدپرور است اما عقل استقلال آفرین است و ما برای حصول آزادی ، به حصول استقلال و لذا به تقویت عقل قطعا محتاجیم.
وقتی برق عاطفه می جهد، چشم خرد خیره می شود.
در عواطف، در هیجانات و در غلیان احساسات، عقل کار نمی کند، تامل و وارسی و سنجش ناممکن می شود.
تنها چیزی که آنجا رخ میدهد، اقدام است. اقدامی که شتابزده و ناسنجیده و کورکورانه و مریدانه و عاشقانه که گاه به پشیمانی هم می انجامد.
آدمی البته بی عصای عاطفه نمی تواند راه برود اما باید در پناه چشمان بینای "عقل" باشد وگرنه به چاه عصبیت خواهد افتاد.
عاطفه عقل کُش، آزادی کُش هم هست. رابطه "اخلاقی" میان آدمیان نباید جای خود را به رابطه عاطفی بدهد.
عاطفه، ارادت آفرین است، مریدپرور است که موجب هضم و حل شخصیت آدمی می شود. دشمن آزادی هم هست.
عقلِ چون و چرا گراست که استقلال می آورد. تخاصم هم می آورد. ولی مگر عواطف تخاصم آفرین نیستند؟
بلی. عقل تخاصم و تشتت می آورد. اما آنچه که اصالتا می آورد، استقلال است.
بی جهت نیست که هرجا زور و استبداد درمیآید، دشمنی با عقل ، سکه رایج می شود.
بیندیشیم که عقل دو رقیب دارد؛ یکی عشق و دیگری حمق.
... و عشق نصیب نوادر میشود. باقی باید تکلیف خود را بدانند.
اریک_فروم تحلیلش از طلوع فاشیسم در آلمان همین است که آدمیان آزادی ستا، در عمل آزادی گریزند.
چرا که آزادی باری سنگین است و اغلب آن را برنمی تابند. و برای زمین نهادن این بار، به هر کاری من جمله "ارادت ورزی "روی می آورند.
ما به خردورزی بسیار محتاجیم، برای اینکه پرنور کردن چراغ خرد، آتش غضب و شهوت را هم فرو می نشاند و آزادی درونی در گرو مهار این آتش است.
بقول مولانا:
گفت خواهم مرد بر جاده دو ره
در ره خشم و به هنگام شره
وقت خشم و وقت شهوت مرد کو
طالب مردی دوانم کو به كو
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
📍درجات عقل و آزادی
عاطفه مریدپرور است اما عقل استقلال آفرین است و ما برای حصول آزادی ، به حصول استقلال و لذا به تقویت عقل قطعا محتاجیم.
وقتی برق عاطفه می جهد، چشم خرد خیره می شود.
در عواطف، در هیجانات و در غلیان احساسات، عقل کار نمی کند، تامل و وارسی و سنجش ناممکن می شود.
تنها چیزی که آنجا رخ میدهد، اقدام است. اقدامی که شتابزده و ناسنجیده و کورکورانه و مریدانه و عاشقانه که گاه به پشیمانی هم می انجامد.
آدمی البته بی عصای عاطفه نمی تواند راه برود اما باید در پناه چشمان بینای "عقل" باشد وگرنه به چاه عصبیت خواهد افتاد.
عاطفه عقل کُش، آزادی کُش هم هست. رابطه "اخلاقی" میان آدمیان نباید جای خود را به رابطه عاطفی بدهد.
عاطفه، ارادت آفرین است، مریدپرور است که موجب هضم و حل شخصیت آدمی می شود. دشمن آزادی هم هست.
عقلِ چون و چرا گراست که استقلال می آورد. تخاصم هم می آورد. ولی مگر عواطف تخاصم آفرین نیستند؟
بلی. عقل تخاصم و تشتت می آورد. اما آنچه که اصالتا می آورد، استقلال است.
بی جهت نیست که هرجا زور و استبداد درمیآید، دشمنی با عقل ، سکه رایج می شود.
بیندیشیم که عقل دو رقیب دارد؛ یکی عشق و دیگری حمق.
... و عشق نصیب نوادر میشود. باقی باید تکلیف خود را بدانند.
اریک_فروم تحلیلش از طلوع فاشیسم در آلمان همین است که آدمیان آزادی ستا، در عمل آزادی گریزند.
چرا که آزادی باری سنگین است و اغلب آن را برنمی تابند. و برای زمین نهادن این بار، به هر کاری من جمله "ارادت ورزی "روی می آورند.
ما به خردورزی بسیار محتاجیم، برای اینکه پرنور کردن چراغ خرد، آتش غضب و شهوت را هم فرو می نشاند و آزادی درونی در گرو مهار این آتش است.
بقول مولانا:
گفت خواهم مرد بر جاده دو ره
در ره خشم و به هنگام شره
وقت خشم و وقت شهوت مرد کو
طالب مردی دوانم کو به كو
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهربونی رو از حیوونا یاد بگیریم 😊
🆔 @filsofak 😈😈
🆔 @filsofak 😈😈
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آقایون اول تو خواستگاری آنچناﻥ ﺳﻮﺍﻻﺕ فلسفی ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﺯﻧﺪگی ﺍﺯ ﺁﺩﻡ میﭘﺮﺳﻦ ﻛﻪ ﺍﺯ ملاصدرا ﻫﻢ ﺑﭙﺮسی هنگ میکنه!
.
.
ﻭﻟﯽ بعد از ازدواج، ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻮﺍﻟﺸﻮﻥ ﺍﻳﻨﻪ:
ﺷﺎﻡ چی ﺩﺍﺭﻳﻢ؟!😂😂😂
🆔 @filsofak
آقایون اول تو خواستگاری آنچناﻥ ﺳﻮﺍﻻﺕ فلسفی ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﺯﻧﺪگی ﺍﺯ ﺁﺩﻡ میﭘﺮﺳﻦ ﻛﻪ ﺍﺯ ملاصدرا ﻫﻢ ﺑﭙﺮسی هنگ میکنه!
.
.
ﻭﻟﯽ بعد از ازدواج، ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻮﺍﻟﺸﻮﻥ ﺍﻳﻨﻪ:
ﺷﺎﻡ چی ﺩﺍﺭﻳﻢ؟!😂😂😂
🆔 @filsofak
😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جیم جونز رهبر مذهبى کلیسایى در فرانسیسکو انقدر در تحمیل عقاید خود بلیغ بود که توانست پیروان خود را قانع به خودکشى دسته جمعى با سیانور کند. (918 قربانى)
❌🔞 کلیپ حاوى صحنه هاى دلخراش است.
🆔 @filsofak
❌🔞 کلیپ حاوى صحنه هاى دلخراش است.
🆔 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویلیام فاکنر، ۱۱۹ سال پیش در چنین روزی بهجهان آمد. در این فیلم بخشی از سخنرانی بسیار تأثیرگذار او را میبینید. آنجا که میگوید: هرگز نترسید که صدایتان را برای صداقت بلند باشد.
🆔 @filsofak
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅ دروغ مصلحتآميز یا دروغ منفعتخيز!
🔸فرق است ميان دروغ مصلحتآميز و دروغ منفعتخيز. دروغ مصلحتآميز يعنى دروغى كه فلسفه خودش را از دست داده و فلسفه راستى را پيدا كرده است؛ يعنى دروغى كه با آن، انسان حقيقتى را نجات میدهد. ولى دروغ منفعتخيز يعنى انسان دروغ مىگويد كه خودش سودى برده باشد.
🔹مسئله مصلحت با مسئله منفعت نبايد اشتباه بشود. مصلحت، دايرمدار حقيقت است. مصلحت و حقيقت دو برادر هستند كه از يكديگر جدا نمىشوند. مصلحت يعنى رعايت حقيقت را كردن نه رعايت سود خود را كردن، كه اين منفعت است.
🔸افرادى دروغ مىگويند، دروغى به منفعت خودشان. مىگوييد: چرا دروغ گفتى؟ مىگويد: دروغ مصلحتى گفتم. براى اينكه بيشتر سود ببرد دروغ مىگويد، و مىگويد: دروغ به مصلحت گفتم. اين مصلحت نيست، دروغى است مثل همه دروغهاى ديگر.
📝 استاد مطهری، فلسفه اخلاق، ص79 (با تلخیص)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
✅ دروغ مصلحتآميز یا دروغ منفعتخيز!
🔸فرق است ميان دروغ مصلحتآميز و دروغ منفعتخيز. دروغ مصلحتآميز يعنى دروغى كه فلسفه خودش را از دست داده و فلسفه راستى را پيدا كرده است؛ يعنى دروغى كه با آن، انسان حقيقتى را نجات میدهد. ولى دروغ منفعتخيز يعنى انسان دروغ مىگويد كه خودش سودى برده باشد.
🔹مسئله مصلحت با مسئله منفعت نبايد اشتباه بشود. مصلحت، دايرمدار حقيقت است. مصلحت و حقيقت دو برادر هستند كه از يكديگر جدا نمىشوند. مصلحت يعنى رعايت حقيقت را كردن نه رعايت سود خود را كردن، كه اين منفعت است.
🔸افرادى دروغ مىگويند، دروغى به منفعت خودشان. مىگوييد: چرا دروغ گفتى؟ مىگويد: دروغ مصلحتى گفتم. براى اينكه بيشتر سود ببرد دروغ مىگويد، و مىگويد: دروغ به مصلحت گفتم. اين مصلحت نيست، دروغى است مثل همه دروغهاى ديگر.
📝 استاد مطهری، فلسفه اخلاق، ص79 (با تلخیص)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
فلسفه اخلاق
Ilyas Yalcintas – Icimdeki Dunam
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍 #متن_ترکی
بیری واردی چوکتان ایزی کالدی کالپده
جامیمین داملاسیندا
دوریورموش اوردا سانکی بیر دوشمانجاسینا
سِوِمِزمیسین آشکی باغلایامازمی گونلومون باحچه سینده
کانادیم کیریلدی باک یاموروم اُل یا یوزومه
توکِندیم چوک یارالاری آچان
داغیلمییور ایچیمدکی دومان
سِن ایسترسن یانالیم اُ زامان
گِل آرتیک یوک یورِیی دوکونان
📍 #ترجمه_فارسی
الیاس یالجینتاش - ابر درونم
یکی هست که خیلی وقت است ردش بر روی قلبم مانده است
در چکههای پنجره شیشهای من
در همانجا ایستاده است طوری که انگار دشمنم هست
توانایی عاشق شدن نداری؟ نمیتوانی عشق را به باغچه دلم ببندی
ببین که بالهایم شکسته اند، مثل باران باش و به صورت ببار
دیگر تمام شده ام، ای کسی که زخمهای زیادی را باز کردهای
ابر درونم پراکنده نمیشود
اگر بخواهی، آن وقت آتش خواهم گرفت
پاشو بیا که دیگر کسی نیست که قلبم را لمس کند.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
📍 #متن_ترکی
بیری واردی چوکتان ایزی کالدی کالپده
جامیمین داملاسیندا
دوریورموش اوردا سانکی بیر دوشمانجاسینا
سِوِمِزمیسین آشکی باغلایامازمی گونلومون باحچه سینده
کانادیم کیریلدی باک یاموروم اُل یا یوزومه
توکِندیم چوک یارالاری آچان
داغیلمییور ایچیمدکی دومان
سِن ایسترسن یانالیم اُ زامان
گِل آرتیک یوک یورِیی دوکونان
📍 #ترجمه_فارسی
الیاس یالجینتاش - ابر درونم
یکی هست که خیلی وقت است ردش بر روی قلبم مانده است
در چکههای پنجره شیشهای من
در همانجا ایستاده است طوری که انگار دشمنم هست
توانایی عاشق شدن نداری؟ نمیتوانی عشق را به باغچه دلم ببندی
ببین که بالهایم شکسته اند، مثل باران باش و به صورت ببار
دیگر تمام شده ام، ای کسی که زخمهای زیادی را باز کردهای
ابر درونم پراکنده نمیشود
اگر بخواهی، آن وقت آتش خواهم گرفت
پاشو بیا که دیگر کسی نیست که قلبم را لمس کند.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍آیت الله جوادی آملی، نسیم اندیشه، ج۱، ص ۱۱۳:
ابن سینا(رحمهالله) در نمط نهم اشارات و تنبیهات می نویسد: گاهی عارف به «نغمه رخم»، یعنی آهنگ ملایم نیاز دارد تا او را متّعظ کند.[۱] در درس مرحوم الهی قمشه ای(قدسسرّه)، وقتی به این قسمت از شرح اشارات رسیدیم (سه نفر در آن درس حاضر بودیم)، پس از درس، از استاد اجازه گرفتیم تا جناب آقای ربّانی خراسانی که از علمای بزرگ تهران بود (یکی از آن سه نفر)، هر شب پس از درس، یکی از غزلهای استاد را برای ما بخوانند که ایشان هم اجازه دادند.
گاه مناجات یک جوان را اداره می کند. گاه نیز یک غزل یا قصیده، کمبودهای درونی او را ترمیم می کند؛ امّا لذت غزل هرگز در ترانه یافت نمی شود. ترانه لذتی کاذب ایجاد می کند؛ اما غزل شهدی است که لذت صادق را به همراه دارد و تا پایان عمر با انسان همراه است. غزل های حافظ و سعدی چنین است.
به هر حال، اگر کسی خود را با ترانه سرگرم کند، در سنین بالاتر، خود متوجه می شود که با ذائقه او هماهنگ نیست، در حالی که انسان با مناجات و غزل انس دیگری دارد. غزل حافظ همیشه می ماند و هرچه سن بالاتر برود، انسان با آن بیشتر مأنوس می شود.
همه می دانیم که آهنگ های طرب انگیز خوی حیوانی را در ما زنده می کند. آهنگ هایی که فرشته مَنِشی را در آدم احیا می کند، به انسان سبکباری می دهد و بشر را از شهوت و غضب دور می کند نیز می شناسیم. به آهنگ های مشکوک گوش نمی دهیم.
از این نظر موسیقی بر سه قسم است:
۱. موسیقی هایی که حالتی روحانی در انسان ایجاد میکند که اشکال ندارد.
۲. موسیقی هایی که به مجالس لهو و لعب اختصاص دارد و شهوت را تحریک میکند که این دسته نامشروع است.
۳. دست هایی از موسیقی ها هم مشکوک است، پس با داشتن راه صحیح، دیگر به دنبال مشکوک نمی رویم. خواندن غزل ها و مناجات ها با صدای خوب، خصیصه ما ایرانیان است. ما ایرانیان به آواز بیش از نواختن علاقه داریم که بسیار خوب است و بیش از آن هم نیاز نیست.
در فرهنگ شیعی ما، مستحب است کسی که اذان میگوید، «صیّت»، یعنی خوش صوت باشد[۲] تا نیاز قوه سامعه تأمین شود. اشعار خوبی وجود دارد که اگر با صدای خوش خوانده شود، این نیاز انسان را تأمین میکند.
از طرفی، اشعاری که در اثر پیمودن این راه فرا گرفته، همه عمر برای او می ماند و هرچه سن بالاتر می رود، بهره او از این اشعار بیشتر میشود.
📍پی نوشت ها:
۱ـ ر.ک: الاشارات و التنبیهات، ص ۳۶۰.
۲ ـ ر.ک: وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۴۱۰.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
📍آیت الله جوادی آملی، نسیم اندیشه، ج۱، ص ۱۱۳:
ابن سینا(رحمهالله) در نمط نهم اشارات و تنبیهات می نویسد: گاهی عارف به «نغمه رخم»، یعنی آهنگ ملایم نیاز دارد تا او را متّعظ کند.[۱] در درس مرحوم الهی قمشه ای(قدسسرّه)، وقتی به این قسمت از شرح اشارات رسیدیم (سه نفر در آن درس حاضر بودیم)، پس از درس، از استاد اجازه گرفتیم تا جناب آقای ربّانی خراسانی که از علمای بزرگ تهران بود (یکی از آن سه نفر)، هر شب پس از درس، یکی از غزلهای استاد را برای ما بخوانند که ایشان هم اجازه دادند.
گاه مناجات یک جوان را اداره می کند. گاه نیز یک غزل یا قصیده، کمبودهای درونی او را ترمیم می کند؛ امّا لذت غزل هرگز در ترانه یافت نمی شود. ترانه لذتی کاذب ایجاد می کند؛ اما غزل شهدی است که لذت صادق را به همراه دارد و تا پایان عمر با انسان همراه است. غزل های حافظ و سعدی چنین است.
به هر حال، اگر کسی خود را با ترانه سرگرم کند، در سنین بالاتر، خود متوجه می شود که با ذائقه او هماهنگ نیست، در حالی که انسان با مناجات و غزل انس دیگری دارد. غزل حافظ همیشه می ماند و هرچه سن بالاتر برود، انسان با آن بیشتر مأنوس می شود.
همه می دانیم که آهنگ های طرب انگیز خوی حیوانی را در ما زنده می کند. آهنگ هایی که فرشته مَنِشی را در آدم احیا می کند، به انسان سبکباری می دهد و بشر را از شهوت و غضب دور می کند نیز می شناسیم. به آهنگ های مشکوک گوش نمی دهیم.
از این نظر موسیقی بر سه قسم است:
۱. موسیقی هایی که حالتی روحانی در انسان ایجاد میکند که اشکال ندارد.
۲. موسیقی هایی که به مجالس لهو و لعب اختصاص دارد و شهوت را تحریک میکند که این دسته نامشروع است.
۳. دست هایی از موسیقی ها هم مشکوک است، پس با داشتن راه صحیح، دیگر به دنبال مشکوک نمی رویم. خواندن غزل ها و مناجات ها با صدای خوب، خصیصه ما ایرانیان است. ما ایرانیان به آواز بیش از نواختن علاقه داریم که بسیار خوب است و بیش از آن هم نیاز نیست.
در فرهنگ شیعی ما، مستحب است کسی که اذان میگوید، «صیّت»، یعنی خوش صوت باشد[۲] تا نیاز قوه سامعه تأمین شود. اشعار خوبی وجود دارد که اگر با صدای خوش خوانده شود، این نیاز انسان را تأمین میکند.
از طرفی، اشعاری که در اثر پیمودن این راه فرا گرفته، همه عمر برای او می ماند و هرچه سن بالاتر می رود، بهره او از این اشعار بیشتر میشود.
📍پی نوشت ها:
۱ـ ر.ک: الاشارات و التنبیهات، ص ۳۶۰.
۲ ـ ر.ک: وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۴۱۰.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنگ تفریح
این همزیستی مسالمت آمیز گربه و جوجه ها رو ببینید، تا کمی حالتون بهتر بشه.
به یاد مخمل تو خونه مادر بزرگه
🆔 @filsofak
این همزیستی مسالمت آمیز گربه و جوجه ها رو ببینید، تا کمی حالتون بهتر بشه.
به یاد مخمل تو خونه مادر بزرگه
🆔 @filsofak
در جنگل های ایتالیا تابلوهائی با این متن نصب کردند؛
درجنگل ها این حیوانات نیستند که جنگل را کثیف میکنند بلکه انسانها هستند...
پس خواهشمندیم مثل حیوانات رفتار کنید!
📚 @filsofak
درجنگل ها این حیوانات نیستند که جنگل را کثیف میکنند بلکه انسانها هستند...
پس خواهشمندیم مثل حیوانات رفتار کنید!
📚 @filsofak
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✍ درباره جدانويسي
ميان 32 حرف الفبای فارسی هفت حرف (ا، د، ر، ز، ژ، و، ذ) با هيچ يك از حروف پس از خود پيوند نمیخورد. پس اگر ما قاعدهای بنا كنيم تا مثلاً «خاكها» را روي هم بنويسيم، وقتي به «بادها» ميرسيم، بنايمان فرو میريزد؛ يا اگر «آبها» را به هم پيوند دهيم، «رودها» مخالفت نشان میدهند، و «درياها»يمان با «اقيانوسها»يمان بيگانه ميمانند. بايد فاتحۀ زباني را خواند كه خاكهايشان روي هم تلنبار ميشوند، اما «نخالهها»يش را هيچ سيماني به هم نميچسباند. حال كه ناگزيريم بخشی از واژههای مركبمان را مثلا رودخانه را ـ جدا بنويسيم، از نوشتن «كتابخانه» نيز هراسی نداشته باشيم و ذهنمان را از رسوبات گذشته بزداييم تا باورمان شود كه اگر خوانندهای در خواندن «باورمان» دچار معضل نيست. «ذهنمان» را نيز درست میخواند. آن كه «انوشيروان دادگر» را به رسميت شناخته است، بیانصافي خواهد بود اگر «آرش كمانگير» را نفی كند. وقتي بند بر پاهای خود نداريم چرا دست روي دست بگذاريم. میگويند يك دست صدا ندارد و با يك گل بهار نمیشود. پس بايد همۀ دستها را به كار انداخت و تا شكفتن همۀ گلها منتظر ماند.
https://telegram.me/kanoonnevisandeganqom
🆔 @filsofak
✍ درباره جدانويسي
ميان 32 حرف الفبای فارسی هفت حرف (ا، د، ر، ز، ژ، و، ذ) با هيچ يك از حروف پس از خود پيوند نمیخورد. پس اگر ما قاعدهای بنا كنيم تا مثلاً «خاكها» را روي هم بنويسيم، وقتي به «بادها» ميرسيم، بنايمان فرو میريزد؛ يا اگر «آبها» را به هم پيوند دهيم، «رودها» مخالفت نشان میدهند، و «درياها»يمان با «اقيانوسها»يمان بيگانه ميمانند. بايد فاتحۀ زباني را خواند كه خاكهايشان روي هم تلنبار ميشوند، اما «نخالهها»يش را هيچ سيماني به هم نميچسباند. حال كه ناگزيريم بخشی از واژههای مركبمان را مثلا رودخانه را ـ جدا بنويسيم، از نوشتن «كتابخانه» نيز هراسی نداشته باشيم و ذهنمان را از رسوبات گذشته بزداييم تا باورمان شود كه اگر خوانندهای در خواندن «باورمان» دچار معضل نيست. «ذهنمان» را نيز درست میخواند. آن كه «انوشيروان دادگر» را به رسميت شناخته است، بیانصافي خواهد بود اگر «آرش كمانگير» را نفی كند. وقتي بند بر پاهای خود نداريم چرا دست روي دست بگذاريم. میگويند يك دست صدا ندارد و با يك گل بهار نمیشود. پس بايد همۀ دستها را به كار انداخت و تا شكفتن همۀ گلها منتظر ماند.
https://telegram.me/kanoonnevisandeganqom
🆔 @filsofak