📝 کانال فلسفه اخلاق:
مدیر مدرسه ای در کلکته هندوستان، این نامه را چند هفته قبل از شروع امتحانات برای والدین دانش آموزان فرستاده است:
والدین عزیز
امتحانات فرزندان شما به زودی آغاز می شود.
من می دانم شما چقدر اضطراب دارید که فرزندانتان بتوانند به خوبی از عهده امتحانات بر آیند.
اما لطفا در نظر داشته باشید که در بین این دانش آموزان یک هنرمند وجود دارد که نیازی به دانستن ریاضیات ندارد.
یک کارآفرین وجود دارد که نیازی به درک عمیق تاریخ یا ادبیات انگلیسی ندارد.
یک موزیسین وجود دارد که کسب نمرات بالا در شیمی برایش اهمیتی ندارد.
یک ورزشکار وجود دارد که آمادگی بدنی و فیزیکی برایش بیش از درس فیزیک اهمیت دارد.
اگر فرزندتان نمرات بالایی کسب کرد عالی است. در غیر این صورت، لطفا اعتماد به نفس و شخصیتش را از او نگیرید.
به آنها بگویید مشکلی نیست آن فقط یک امتحان بود و آنها برای انجام چیزهای بزرگتری در زندگی به دنیا آمده اند.
به آنها بگویید فارغ از هر نمره ای که کسب کنند شما آنها را دوست خواهید داشت و آنها را قضاوت نخواهید کرد.
لطفا این را انجام دهید تا ببینید چگونه فرزندانتان جهان را فتح خواهند کرد. یک امتحان یا نمره پایین نبایستی آرزوها، استعداد و اعتماد به نفس آنها را فدا کند.
و در پایان، لطفا فکر نکنید که دکترها و مهندسین تنها انسان های خوشحال و خوشبخت روی زمین هستند.
با احترام فراوان
مدیر مدرسه🌸🌸🌸
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
مدیر مدرسه ای در کلکته هندوستان، این نامه را چند هفته قبل از شروع امتحانات برای والدین دانش آموزان فرستاده است:
والدین عزیز
امتحانات فرزندان شما به زودی آغاز می شود.
من می دانم شما چقدر اضطراب دارید که فرزندانتان بتوانند به خوبی از عهده امتحانات بر آیند.
اما لطفا در نظر داشته باشید که در بین این دانش آموزان یک هنرمند وجود دارد که نیازی به دانستن ریاضیات ندارد.
یک کارآفرین وجود دارد که نیازی به درک عمیق تاریخ یا ادبیات انگلیسی ندارد.
یک موزیسین وجود دارد که کسب نمرات بالا در شیمی برایش اهمیتی ندارد.
یک ورزشکار وجود دارد که آمادگی بدنی و فیزیکی برایش بیش از درس فیزیک اهمیت دارد.
اگر فرزندتان نمرات بالایی کسب کرد عالی است. در غیر این صورت، لطفا اعتماد به نفس و شخصیتش را از او نگیرید.
به آنها بگویید مشکلی نیست آن فقط یک امتحان بود و آنها برای انجام چیزهای بزرگتری در زندگی به دنیا آمده اند.
به آنها بگویید فارغ از هر نمره ای که کسب کنند شما آنها را دوست خواهید داشت و آنها را قضاوت نخواهید کرد.
لطفا این را انجام دهید تا ببینید چگونه فرزندانتان جهان را فتح خواهند کرد. یک امتحان یا نمره پایین نبایستی آرزوها، استعداد و اعتماد به نفس آنها را فدا کند.
و در پایان، لطفا فکر نکنید که دکترها و مهندسین تنها انسان های خوشحال و خوشبخت روی زمین هستند.
با احترام فراوان
مدیر مدرسه🌸🌸🌸
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
حتی در اوج ناامیدی که فرد آرزوی مرگ می کند، واقعاً نمی خواهد بمیرد، بلکه بیشتر خواهان تحولی ناگهانی است.
✏#خودکشی_روح
#جیمز_هیلمن
🆔 @filsofak
حتی در اوج ناامیدی که فرد آرزوی مرگ می کند، واقعاً نمی خواهد بمیرد، بلکه بیشتر خواهان تحولی ناگهانی است.
✏#خودکشی_روح
#جیمز_هیلمن
🆔 @filsofak
👍1
ﻫﯿﺞ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﺎ ﮐﻤﺮﺑﻨﺪ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﯽ آید
باﯾﺪ ﺩﯾﺪ ﮐﺪﺍﻡ #ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻭ #ﺍﯾﺪﺋﻮﻟﻮﮊﯼ
ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ ﯾﮏ ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺖ ﺍﻧﺘﺤﺎﺭﯼ
ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ.
● به کودکان عقیده ، #تحمیل نکنیم ●
Join 🆔 @filsofak
باﯾﺪ ﺩﯾﺪ ﮐﺪﺍﻡ #ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻭ #ﺍﯾﺪﺋﻮﻟﻮﮊﯼ
ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ ﯾﮏ ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺖ ﺍﻧﺘﺤﺎﺭﯼ
ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ.
● به کودکان عقیده ، #تحمیل نکنیم ●
Join 🆔 @filsofak
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✔️ میزان مرگ هراسی در زندگی انسانها
از دهه 1960 تا ده سال پیش، پنج واقعیت در روانشناسی مسلم شده و یک واقعیت ششم هم در حال پیوستن به این فهرست است.
🔅اولین واقعیت این است که گفت وگو درباره مرگ ارتباط و پیوستگی معناداری با کاهش ترس از مرگ دارد. مطابقِ این نسبت معکوس، هرچه درباره مرگ بیشتر سخن گفته شود، ترس آدمیان از مرگ کمتر می شود و هرچه کمتر درباره مرگ سخن گفته شود ترس از مرگ افزایش پیدا میکند.
🔅دومین واقعیت این است که زنان بیشتر از مردان از مرگ میترسند. در این باب تبیینهای فراوانی وجود دارد اما تاکنون فقط یک تبیین اقبال بیشتری پیدا کرده و آن این است که زنان با ساحت دوم وجود خود –ساحت احساسات و هیجانات و عواطف- بسیار صادقانه تر مواجه میشوند. در واقع مردان گویا روی این ساحت خاک میپاشند و طبعا به همین دلیل روی احساس ترس از مرگ آنها هم خاک پاشیده میشود.
🔅سومین واقعیت این است که بر خلاف تصوری که در فهم عرفی وجود داشت، با افزایش سن ترس از مرگ کاهش مییابد. در فهم عرفی همیشه تلقی این بود که انسانها هرچه به مرگ نزدیکتر میشوند مرگهراستر میشونداما اکنون گفته میشود که آدمی هرچه به مرگ نزدیکتر می شود کمتر از مرگ میهراسد.
🔅چهارمین واقعیت این است که هرچه کشاکش روانی انسانها در جهات دیگر زیاد میشود، ترس آنها از مرگ هم افزایش پیدا میکند. بنابراین جوامع هر چقدر بخواهند ترس از مرگ را در شهروندانشان کاهش دهند باید کشمکشهای روانی دیگر را از شهروندان خود بگیرند. به تعبیر دیگر اگر از فقر بترسیم، ترس از فقر، ترس از مرگ را هم افزایش میدهد. اگر از خیانت شریک زندگیتان بترسید از مرگ هم میترسید. فروید میگفت ترس از مرگ، صورت مبدل ترس دیگری است. حالا اینها به جای این اعتقاد فروید، میگویند ترسهای دیگر هرچه افزایش پیدا کند، ترس از مرگ هم بیش تر میشود.
🔅پنجمین واقعیت این است که اکثر آنهایی که ترس از مرگ دارند، در واقع از احتضار ترس دارند و از روزهای آخر زندگی میترسند، نه از خودِ مرگ. بسیاری از افراد وقتی وارد کلینیک روانشناسی میشوند میگویند که از مرگ میترسند، اما بعد از مدتی عمدتاً مشخص میشود که ترس آنها نه از خودِ مرگ بلکه از دوران احتضار است. پس سخن فروید از این جهت درست است که میگفت آدمها تصوری از مرگ ندارند که از مرگ بترسند و در واقع از واقعیتهای روزهای پیش از مرگ میترسند. این نکته تایید میکند که تعابیر زبانی ای که دلالت بر مرگ میکند بیمعنی هستند.
🔅ششمین واقعیتی هم به این واقعیتهای مسلم روانشناختی ملحق شده اما هنوز همه محققان درباره آن اجماع ندارند و اولین بار الیزابت کوبلر راس، روانشناس مرگ آن را ادعا کرد. کوبلر راس چهل سال از تحقیقات روانشناسی اش را به مرگ اختصاص داد و سه اثر کلاسیک درباره مرگ نوشت. از این سه اثر یکی هم به نام درباره مرگ و مردن به فارسی ترجمه شده است. مدعای اصلی او این بود که آدمها وقتی از مرگ قریب الوقوع خود باخبر میشوند پنج مرحله را پشت سر میگذارند.
مرحله اول،
مرحله انکار است و انسان تا مدتی در مرحله انکار باقی میماند. مثلا میگویم که پزشک من درست تشخیص نداده است و تلاش میکنم بگویم که پزشکم اشتباه میکند که میگوید من سه ماه بیشتر زنده نمیمانم.
مرحله دوم،
مرحله خشم است. در این مرحله شخص دائماً میپرسد چرا من؟ و پای سرنوشت و ظلم دیگران را پیش میکشد.
مرحله سوم،
مرحله چانه زنی است و شخص با خودش و خدا عهد و پیمانهایی میبندد. این که ظلمهایی را انجام داده و اگر نمیرد این ظلمها را جبران میکند.
مرحله چهارم،
ناامیدی است و شخص درگیر افسردگی درونی میشود. در خود فرو میرود و هیچ علائمی که مبنی بر ابراز وجود باشد از خود نشان نمیدهد. کاملا تسلیم میشود.
مرحله پنجم،
مرحله رضایت است و شخص، آهسته آهسته از این که مرگش نزدیک میشود احساس لذت میکند. در این مرحله رفتار آدمی و حتی چهره اش هم عوض میشود.
🔅کوبلر راس شک نداشت که همه انسانها این پنج مرحله را پشت سر میگذارند و حرف او این بود که باید جدیت بیشتری بکنیم تا آدمها زودتر به مرحله پنجم، مرحله رضایت، برسند. در شرایطی که نمیتوانیم خدمت آبژکتیو به فرد بکنیم –چون مثلا سرطان او در حال پیشروی است- این تنها خدمت سابژکتیوی است که پزشک یا روانپزشک میتواند به فرد بکند. بنابراین بهترین خدمتی که میتوان به آدمیان کرد این است که زودتر به مرحله پنجم برسند. تحقیقات کوبلر راس همچنین نشان میدهد که سرعت انسانها در گذر از مراحل پنجگانه به یک اندازه نیست. البته این واقعیت هم تا حدی درست است که برخی افراد وقتی به این «مرحله رضایت» میرسند، بیماری مهلک در آنها شروع به عقبگرد میکند، یعنی چون زودتر به مرحله رضایت رسیده اند به لحاظ آبژکتیو به آنها کمک شده و بیماری آنها عقب کرده است.
✏ #استاد_مصطفی_ملکیان، اضطراب مرگ
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🆔 @filsofak
✔️ میزان مرگ هراسی در زندگی انسانها
از دهه 1960 تا ده سال پیش، پنج واقعیت در روانشناسی مسلم شده و یک واقعیت ششم هم در حال پیوستن به این فهرست است.
🔅اولین واقعیت این است که گفت وگو درباره مرگ ارتباط و پیوستگی معناداری با کاهش ترس از مرگ دارد. مطابقِ این نسبت معکوس، هرچه درباره مرگ بیشتر سخن گفته شود، ترس آدمیان از مرگ کمتر می شود و هرچه کمتر درباره مرگ سخن گفته شود ترس از مرگ افزایش پیدا میکند.
🔅دومین واقعیت این است که زنان بیشتر از مردان از مرگ میترسند. در این باب تبیینهای فراوانی وجود دارد اما تاکنون فقط یک تبیین اقبال بیشتری پیدا کرده و آن این است که زنان با ساحت دوم وجود خود –ساحت احساسات و هیجانات و عواطف- بسیار صادقانه تر مواجه میشوند. در واقع مردان گویا روی این ساحت خاک میپاشند و طبعا به همین دلیل روی احساس ترس از مرگ آنها هم خاک پاشیده میشود.
🔅سومین واقعیت این است که بر خلاف تصوری که در فهم عرفی وجود داشت، با افزایش سن ترس از مرگ کاهش مییابد. در فهم عرفی همیشه تلقی این بود که انسانها هرچه به مرگ نزدیکتر میشوند مرگهراستر میشونداما اکنون گفته میشود که آدمی هرچه به مرگ نزدیکتر می شود کمتر از مرگ میهراسد.
🔅چهارمین واقعیت این است که هرچه کشاکش روانی انسانها در جهات دیگر زیاد میشود، ترس آنها از مرگ هم افزایش پیدا میکند. بنابراین جوامع هر چقدر بخواهند ترس از مرگ را در شهروندانشان کاهش دهند باید کشمکشهای روانی دیگر را از شهروندان خود بگیرند. به تعبیر دیگر اگر از فقر بترسیم، ترس از فقر، ترس از مرگ را هم افزایش میدهد. اگر از خیانت شریک زندگیتان بترسید از مرگ هم میترسید. فروید میگفت ترس از مرگ، صورت مبدل ترس دیگری است. حالا اینها به جای این اعتقاد فروید، میگویند ترسهای دیگر هرچه افزایش پیدا کند، ترس از مرگ هم بیش تر میشود.
🔅پنجمین واقعیت این است که اکثر آنهایی که ترس از مرگ دارند، در واقع از احتضار ترس دارند و از روزهای آخر زندگی میترسند، نه از خودِ مرگ. بسیاری از افراد وقتی وارد کلینیک روانشناسی میشوند میگویند که از مرگ میترسند، اما بعد از مدتی عمدتاً مشخص میشود که ترس آنها نه از خودِ مرگ بلکه از دوران احتضار است. پس سخن فروید از این جهت درست است که میگفت آدمها تصوری از مرگ ندارند که از مرگ بترسند و در واقع از واقعیتهای روزهای پیش از مرگ میترسند. این نکته تایید میکند که تعابیر زبانی ای که دلالت بر مرگ میکند بیمعنی هستند.
🔅ششمین واقعیتی هم به این واقعیتهای مسلم روانشناختی ملحق شده اما هنوز همه محققان درباره آن اجماع ندارند و اولین بار الیزابت کوبلر راس، روانشناس مرگ آن را ادعا کرد. کوبلر راس چهل سال از تحقیقات روانشناسی اش را به مرگ اختصاص داد و سه اثر کلاسیک درباره مرگ نوشت. از این سه اثر یکی هم به نام درباره مرگ و مردن به فارسی ترجمه شده است. مدعای اصلی او این بود که آدمها وقتی از مرگ قریب الوقوع خود باخبر میشوند پنج مرحله را پشت سر میگذارند.
مرحله اول،
مرحله انکار است و انسان تا مدتی در مرحله انکار باقی میماند. مثلا میگویم که پزشک من درست تشخیص نداده است و تلاش میکنم بگویم که پزشکم اشتباه میکند که میگوید من سه ماه بیشتر زنده نمیمانم.
مرحله دوم،
مرحله خشم است. در این مرحله شخص دائماً میپرسد چرا من؟ و پای سرنوشت و ظلم دیگران را پیش میکشد.
مرحله سوم،
مرحله چانه زنی است و شخص با خودش و خدا عهد و پیمانهایی میبندد. این که ظلمهایی را انجام داده و اگر نمیرد این ظلمها را جبران میکند.
مرحله چهارم،
ناامیدی است و شخص درگیر افسردگی درونی میشود. در خود فرو میرود و هیچ علائمی که مبنی بر ابراز وجود باشد از خود نشان نمیدهد. کاملا تسلیم میشود.
مرحله پنجم،
مرحله رضایت است و شخص، آهسته آهسته از این که مرگش نزدیک میشود احساس لذت میکند. در این مرحله رفتار آدمی و حتی چهره اش هم عوض میشود.
🔅کوبلر راس شک نداشت که همه انسانها این پنج مرحله را پشت سر میگذارند و حرف او این بود که باید جدیت بیشتری بکنیم تا آدمها زودتر به مرحله پنجم، مرحله رضایت، برسند. در شرایطی که نمیتوانیم خدمت آبژکتیو به فرد بکنیم –چون مثلا سرطان او در حال پیشروی است- این تنها خدمت سابژکتیوی است که پزشک یا روانپزشک میتواند به فرد بکند. بنابراین بهترین خدمتی که میتوان به آدمیان کرد این است که زودتر به مرحله پنجم برسند. تحقیقات کوبلر راس همچنین نشان میدهد که سرعت انسانها در گذر از مراحل پنجگانه به یک اندازه نیست. البته این واقعیت هم تا حدی درست است که برخی افراد وقتی به این «مرحله رضایت» میرسند، بیماری مهلک در آنها شروع به عقبگرد میکند، یعنی چون زودتر به مرحله رضایت رسیده اند به لحاظ آبژکتیو به آنها کمک شده و بیماری آنها عقب کرده است.
✏ #استاد_مصطفی_ملکیان، اضطراب مرگ
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
وقتی میشود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی،
چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی که دل های کوچکشان مدام درگیر حسادت های بچه گانه است،
یا مدام برای نبودنت،
برای خط زدنت تلاش می کنند؟
✏زيگموند_فروید
🆔 @filsofak
وقتی میشود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی،
چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی که دل های کوچکشان مدام درگیر حسادت های بچه گانه است،
یا مدام برای نبودنت،
برای خط زدنت تلاش می کنند؟
✏زيگموند_فروید
🆔 @filsofak
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
عشق بزرگترین شفابخش روی زمین است. زمانی که رابطه ای صمیمی با شخصی دارید، تمام احساساتِ سرکوب شده ى شما پدیدار خواهند شد. احساساتی مثل: درد دوران کودکی، خشم ناشی از رنجش در عشق، ترس از شکست و طرد و... کسی را یافته اید که در کنارش به اندازه کافی احساس امنیت می کنید تا بعضی از آن احساسات قدیمی خود را بیرون ریخته، و او کمک کند این آسیب های روانی التیام یابند و دیوارهای عاطفی فرو بریزند.
| کتاب: #رازهایی_درباره_ی_عشق_ورزیدن | #باربارا_دی_انجلیس | برگردان: #علی_اصغر_شجاعی |انتشارات: #موسسه_فرهنگی_هنری_نقش_سیمرغ،چاپ دوم ۱۳۸۹، صفحه۱۴٩ | برگرفته از نسخه چاپی |
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
عشق بزرگترین شفابخش روی زمین است. زمانی که رابطه ای صمیمی با شخصی دارید، تمام احساساتِ سرکوب شده ى شما پدیدار خواهند شد. احساساتی مثل: درد دوران کودکی، خشم ناشی از رنجش در عشق، ترس از شکست و طرد و... کسی را یافته اید که در کنارش به اندازه کافی احساس امنیت می کنید تا بعضی از آن احساسات قدیمی خود را بیرون ریخته، و او کمک کند این آسیب های روانی التیام یابند و دیوارهای عاطفی فرو بریزند.
| کتاب: #رازهایی_درباره_ی_عشق_ورزیدن | #باربارا_دی_انجلیس | برگردان: #علی_اصغر_شجاعی |انتشارات: #موسسه_فرهنگی_هنری_نقش_سیمرغ،چاپ دوم ۱۳۸۹، صفحه۱۴٩ | برگرفته از نسخه چاپی |
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
معلولیت ♿️
مشکلی که من با لغت "معلولیت" دارم این است که:
به محض شنیدن معلولیت، همه به یاد کسانی می افتند که نمی بینند یا نمی شنوند یا نمی توانند راه بروند.
در حالی که این ها اگر هم معلولیت باشد، ساده ترین شکل آن است.
آنها که احساس در وجودشان مرده است را معلول نمی دانیم!
آنها که نمی توانند یا نمی خواهند یا نیاموخته اند که صادقانه در مورد احساسشان حرف بزنند را معلول نمی دانیم!
آنها که نمی توانند دوستی های خوب و بلند مدت بسازند را معلول نمی دانیم!
آنها که نمی توانند بفهمند که در زندگی چه می خواهند را معلول نمی دانیم!
آنها که چشمشان جز خودشان نمی بیند را معلول نمی دانیم!
آنها که دستشان به امید نمی رسد، و در انتظارند که دیگران امید و انگیزه را پیش پایشان قرار دهند را معلول نمی دانیم!
این "معلولیت های واقعی" را نمی بینیم!
و از این که دست و پا و چشم و گوش داریم، احساس سلامت می کنیم!
✏ "فرد راجرز
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
معلولیت ♿️
مشکلی که من با لغت "معلولیت" دارم این است که:
به محض شنیدن معلولیت، همه به یاد کسانی می افتند که نمی بینند یا نمی شنوند یا نمی توانند راه بروند.
در حالی که این ها اگر هم معلولیت باشد، ساده ترین شکل آن است.
آنها که احساس در وجودشان مرده است را معلول نمی دانیم!
آنها که نمی توانند یا نمی خواهند یا نیاموخته اند که صادقانه در مورد احساسشان حرف بزنند را معلول نمی دانیم!
آنها که نمی توانند دوستی های خوب و بلند مدت بسازند را معلول نمی دانیم!
آنها که نمی توانند بفهمند که در زندگی چه می خواهند را معلول نمی دانیم!
آنها که چشمشان جز خودشان نمی بیند را معلول نمی دانیم!
آنها که دستشان به امید نمی رسد، و در انتظارند که دیگران امید و انگیزه را پیش پایشان قرار دهند را معلول نمی دانیم!
این "معلولیت های واقعی" را نمی بینیم!
و از این که دست و پا و چشم و گوش داریم، احساس سلامت می کنیم!
✏ "فرد راجرز
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهترین حالت خوابیدن؟
🆔 @filsofak
🆔 @filsofak
انسان متمدّن آن کسی است که در تنهایی احساس تنهایی نکند؛
مردم هیچ چیز به ما نمیدهند که ما خودمان از بدست آوردنش عاجز باشیم...!
👤 فروغ فرخزاد
🆔 @filsofak
مردم هیچ چیز به ما نمیدهند که ما خودمان از بدست آوردنش عاجز باشیم...!
👤 فروغ فرخزاد
🆔 @filsofak
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شیر دادن روباہ مادہ بہ تولہ خرس هایے ڪہ مادرشان شڪار شده...بهت انگیزه
🆔 @filsofak
🆔 @filsofak
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅ نشخوار افکار علت افزایش احساس افسردگی در زنان نسبت به مردان است :
✳️ به فکرهای همین الان تان توجه کنید،
گویی در حال شنا کردن درون آنها هستید.
وقتی مدتی طولانی در یک دایره فکری گیر می افتید، خودتان را خسته و کسل میکنید.
✅ خوشبختانه فنون بسیاری برای رهایی از افتادن در این چرخه های فکری کشنده وجود دارد که مثلا میتوان به "توقف فکر" اشاره کرد که در این حالت با گفتن واژه "بسه دیگه...!"
راه را بر ادامه کلاف سردرگم تفکر میبندید، اما استفاده از این فنون هم کار آسانی نیست، ذهن شناور است و مانند جیوه راهش را برای آغاز دوباره باز میکند، یعنی باید همیشه هوشیار باشید.
✳️ وقتی ما خود را افسرده میابیم چه میکنیم؟
زنان سعی میکنند بفهمند که افسردگی از کجا آمده است ،
اما مردان بسکتبال بازی میکنند یا هر کار دیگری انجام میدهند تا بتوانند افکارشان را منحرف کنند،
ولي زنان گرایش بیشتری به افسردگی كردن دارند، اين یک واقعیت است.
زنانی که در خصوص علت افسردگی ، بیشتر افکارشان را مرور میکنند ، افسرده تر میشوند؛
در حالیکه مردان با فعالیت کردن افسردگی را به زانو در می آورند.
نشخوار افکار شاید بتواند فراگیری افسردگی را بطور کامل توضیح دهد.
✍ مارتین سلیگمن
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
✅ نشخوار افکار علت افزایش احساس افسردگی در زنان نسبت به مردان است :
✳️ به فکرهای همین الان تان توجه کنید،
گویی در حال شنا کردن درون آنها هستید.
وقتی مدتی طولانی در یک دایره فکری گیر می افتید، خودتان را خسته و کسل میکنید.
✅ خوشبختانه فنون بسیاری برای رهایی از افتادن در این چرخه های فکری کشنده وجود دارد که مثلا میتوان به "توقف فکر" اشاره کرد که در این حالت با گفتن واژه "بسه دیگه...!"
راه را بر ادامه کلاف سردرگم تفکر میبندید، اما استفاده از این فنون هم کار آسانی نیست، ذهن شناور است و مانند جیوه راهش را برای آغاز دوباره باز میکند، یعنی باید همیشه هوشیار باشید.
✳️ وقتی ما خود را افسرده میابیم چه میکنیم؟
زنان سعی میکنند بفهمند که افسردگی از کجا آمده است ،
اما مردان بسکتبال بازی میکنند یا هر کار دیگری انجام میدهند تا بتوانند افکارشان را منحرف کنند،
ولي زنان گرایش بیشتری به افسردگی كردن دارند، اين یک واقعیت است.
زنانی که در خصوص علت افسردگی ، بیشتر افکارشان را مرور میکنند ، افسرده تر میشوند؛
در حالیکه مردان با فعالیت کردن افسردگی را به زانو در می آورند.
نشخوار افکار شاید بتواند فراگیری افسردگی را بطور کامل توضیح دهد.
✍ مارتین سلیگمن
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
لبو فروش ها
تابستان استراحت دارند.
بستنی فروش ها زمستان!
بیچاره آدم فروش ها؛
دریغ از یک لحظه استراحت در طول عمر...!
@filsofak 🌱
تابستان استراحت دارند.
بستنی فروش ها زمستان!
بیچاره آدم فروش ها؛
دریغ از یک لحظه استراحت در طول عمر...!
@filsofak 🌱
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂🍃نه دلیل برای اینکه همدیگه رو بیشتر بغل کنیم, آیا بغل کردن مزایای روانی دارد⁉️🍂🍃
🆔 @filsofak
🆔 @filsofak
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍درجات عقل و آزادی
عاطفه مریدپرور است اما عقل استقلال آفرین است و ما برای حصول آزادی ، به حصول استقلال و لذا به تقویت عقل قطعا محتاجیم.
وقتی برق عاطفه می جهد، چشم خرد خیره می شود.
در عواطف، در هیجانات و در غلیان احساسات، عقل کار نمی کند، تامل و وارسی و سنجش ناممکن می شود.
تنها چیزی که آنجا رخ میدهد، اقدام است. اقدامی که شتابزده و ناسنجیده و کورکورانه و مریدانه و عاشقانه که گاه به پشیمانی هم می انجامد.
آدمی البته بی عصای عاطفه نمی تواند راه برود اما باید در پناه چشمان بینای "عقل" باشد وگرنه به چاه عصبیت خواهد افتاد.
عاطفه عقل کُش، آزادی کُش هم هست. رابطه "اخلاقی" میان آدمیان نباید جای خود را به رابطه عاطفی بدهد.
عاطفه، ارادت آفرین است، مریدپرور است که موجب هضم و حل شخصیت آدمی می شود. دشمن آزادی هم هست.
عقلِ چون و چرا گراست که استقلال می آورد. تخاصم هم می آورد. ولی مگر عواطف تخاصم آفرین نیستند؟
بلی. عقل تخاصم و تشتت می آورد. اما آنچه که اصالتا می آورد، استقلال است.
بی جهت نیست که هرجا زور و استبداد درمیآید، دشمنی با عقل ، سکه رایج می شود.
بیندیشیم که عقل دو رقیب دارد؛ یکی عشق و دیگری حمق.
... و عشق نصیب نوادر میشود. باقی باید تکلیف خود را بدانند.
اریک_فروم تحلیلش از طلوع فاشیسم در آلمان همین است که آدمیان آزادی ستا، در عمل آزادی گریزند.
چرا که آزادی باری سنگین است و اغلب آن را برنمی تابند. و برای زمین نهادن این بار، به هر کاری من جمله "ارادت ورزی "روی می آورند.
ما به خردورزی بسیار محتاجیم، برای اینکه پرنور کردن چراغ خرد، آتش غضب و شهوت را هم فرو می نشاند و آزادی درونی در گرو مهار این آتش است.
بقول مولانا:
گفت خواهم مرد بر جاده دو ره
در ره خشم و به هنگام شره
وقت خشم و وقت شهوت مرد کو
طالب مردی دوانم کو به كو
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
📍درجات عقل و آزادی
عاطفه مریدپرور است اما عقل استقلال آفرین است و ما برای حصول آزادی ، به حصول استقلال و لذا به تقویت عقل قطعا محتاجیم.
وقتی برق عاطفه می جهد، چشم خرد خیره می شود.
در عواطف، در هیجانات و در غلیان احساسات، عقل کار نمی کند، تامل و وارسی و سنجش ناممکن می شود.
تنها چیزی که آنجا رخ میدهد، اقدام است. اقدامی که شتابزده و ناسنجیده و کورکورانه و مریدانه و عاشقانه که گاه به پشیمانی هم می انجامد.
آدمی البته بی عصای عاطفه نمی تواند راه برود اما باید در پناه چشمان بینای "عقل" باشد وگرنه به چاه عصبیت خواهد افتاد.
عاطفه عقل کُش، آزادی کُش هم هست. رابطه "اخلاقی" میان آدمیان نباید جای خود را به رابطه عاطفی بدهد.
عاطفه، ارادت آفرین است، مریدپرور است که موجب هضم و حل شخصیت آدمی می شود. دشمن آزادی هم هست.
عقلِ چون و چرا گراست که استقلال می آورد. تخاصم هم می آورد. ولی مگر عواطف تخاصم آفرین نیستند؟
بلی. عقل تخاصم و تشتت می آورد. اما آنچه که اصالتا می آورد، استقلال است.
بی جهت نیست که هرجا زور و استبداد درمیآید، دشمنی با عقل ، سکه رایج می شود.
بیندیشیم که عقل دو رقیب دارد؛ یکی عشق و دیگری حمق.
... و عشق نصیب نوادر میشود. باقی باید تکلیف خود را بدانند.
اریک_فروم تحلیلش از طلوع فاشیسم در آلمان همین است که آدمیان آزادی ستا، در عمل آزادی گریزند.
چرا که آزادی باری سنگین است و اغلب آن را برنمی تابند. و برای زمین نهادن این بار، به هر کاری من جمله "ارادت ورزی "روی می آورند.
ما به خردورزی بسیار محتاجیم، برای اینکه پرنور کردن چراغ خرد، آتش غضب و شهوت را هم فرو می نشاند و آزادی درونی در گرو مهار این آتش است.
بقول مولانا:
گفت خواهم مرد بر جاده دو ره
در ره خشم و به هنگام شره
وقت خشم و وقت شهوت مرد کو
طالب مردی دوانم کو به كو
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهربونی رو از حیوونا یاد بگیریم 😊
🆔 @filsofak 😈😈
🆔 @filsofak 😈😈
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آقایون اول تو خواستگاری آنچناﻥ ﺳﻮﺍﻻﺕ فلسفی ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﺯﻧﺪگی ﺍﺯ ﺁﺩﻡ میﭘﺮﺳﻦ ﻛﻪ ﺍﺯ ملاصدرا ﻫﻢ ﺑﭙﺮسی هنگ میکنه!
.
.
ﻭﻟﯽ بعد از ازدواج، ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻮﺍﻟﺸﻮﻥ ﺍﻳﻨﻪ:
ﺷﺎﻡ چی ﺩﺍﺭﻳﻢ؟!😂😂😂
🆔 @filsofak
آقایون اول تو خواستگاری آنچناﻥ ﺳﻮﺍﻻﺕ فلسفی ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﺯﻧﺪگی ﺍﺯ ﺁﺩﻡ میﭘﺮﺳﻦ ﻛﻪ ﺍﺯ ملاصدرا ﻫﻢ ﺑﭙﺮسی هنگ میکنه!
.
.
ﻭﻟﯽ بعد از ازدواج، ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻮﺍﻟﺸﻮﻥ ﺍﻳﻨﻪ:
ﺷﺎﻡ چی ﺩﺍﺭﻳﻢ؟!😂😂😂
🆔 @filsofak
😁1