فلسفه اخلاق
7.36K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

من نمیدانم مردمی که هنوز روی خط کشی کف خیابان نمی توانند حریم و حرمت همدیگر را نگاه دارند، دموکراسی را برای چه می خواهند؟!

رعایت خط کشی که دیگر مربوط به حکومت نیست، مربوط به استکبار جهانی نیست.

الفبای ساده دموکراسی, در همین خطوط را بی جا قطع نکردن، پشت چراغ ایستادن، به عابر پیاده ی نگون بخت راه دادن و سبقت بی جا نگرفتن است...!

حسن نراقی
جامعه شناسی خودمانی.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

عشق نقطه ي سوزان زندگي است، و از وقتي كه تمام زندگي اندوهناك، پس عشق عشق هست.
هر چه عشق قويتر باشد درد بيشتر است...
عشق خود درد است، شايد بگي درد واقعي زنده بودن.

#ژوزف_كمبل
🆔 @filsofak
🆔 @filsofak
صد سال پیش در چنین روزهایی برای نخستین بار در شهر اولدن بورگ آلمان مدرسه آموزش سگ راهنمای نابینایان بنیاد نهاد شد تا از این سگ‌ها در خدمت زندگی روزمره نابینایان استفاده شود.
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🆔 @filsofak
روانشناسي سياسي:
جهان امروز از سویی ایمان بی چون و ‌چرای گذشته را از دست داده ست و از سوی دیگر تشنه ی یقین ‌است.

جهان لگام‌ گسیخته و شتابان در سراشیبی سقوطی بی انتها سرازیر است و انسان ناتوان از هرگونه اقدام موثر برای مهار کردن آن٬ بی اختیار در ظلمت بی پایان این ورطه سرنگون است. بدون ایمان گذشته٬ زندگی پوچ و بی معنا و غیرقابل فهم است و آنچه همه چیز را در چنگال پولادین خود به بازی گرفته٬ بخت و‌ اتفاق است. صحنه ها و کارها و‌ چهره ها همه به ظاهر واقعی است٬ منتها درد بر سر این است که خود این واقعیت پنداری بیش نیست: تصویری ست از واقعیتی دیگر و‌ آن‌ هم از واقعیتی باز هم دورتر و‌ همین طور تا بی نهایت.
درونمایه هستی آدمی تراژدی ست. از تبعات از دست رفتن ایمان گذشته یکی این بوده که انسان این عصر فقط از راه کمدی ممکن است به عمق تراژدی برسد. منطق ساخته ی بشر است. یکی از پایه های آن این ست که هیچ ‌معلولی بی علت نیست. اما وقتی تصادف محض بر عالم حکمفرما باشد٬ سخن گفتن از زنجیره علت و ‌معلول بی معناست. عقل انسان در برابر قضا و اتفاق ناتوان است.

نام کتاب: قول
نویسنده: فریدریش دورنمات
مترجم: عزت الله فولادوند
ناشر: طرح نو.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

عشق هیچ ابایی ندارد که با تمام خزعبلاتش از راه برسد... عشق می‌داند که چگونه نامه‌های عاشقانه و طره‌ی زلفش را حتی در اسناد دیوانی و مکتوبات فلسفی پنهانی راه دهد. عشق هر روز زمینه‌ساز و موجد شنیع‌ترین و حیرت‌انگیزترین منازعات و مشاجره‌هاست، ارزشمندترین روابط انسانی را نابود می‌کند و استوارترین پیوندها را از هم می‌گسلد... این همه هیاهو و قیل‌وقال برای چیست؟... چرا امری چنین حقیر نقشی چنین عظیم ایفا می‌کند؟

#آرتور_شوپنهاور از کتاب #درباره_ی_عشق #آرش_نراقی
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
بزرگان در یک تصویر
اساتید شفیعی کدکنی ، هوشنگ ابتهاج ، پرویز مشکاتیان.
🆔 @filsofak
👆👆👆👆👆👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍 در مورد خواننده، حمید صفت:

یک: طرفدارانش را چریکی خطاب می کند، ارزشمند است به جای گفتن بغبغو و تتلیتی! چریک نماد مبارزه است ، مبارزه ی بدون قاعده در وضعیت بدون حساب و کتاب!
چریک نماد سختی و استقامت و پایداری و مقاومت است. خودش را در قالب کمپانی زد و بند تعریف می کند اما در عین حال، اول شعر هایش می گوید :"حمید"

دو: حمید امیری صفت متولد 72 است. ترک هایش با استقبال زایدالوصفی مواجه میشود البته الحق و الانصاف کیفیت ویدئو ها و اکسسوری های بکار رفته در آن، شگفت آور است. حدود هشت تا از ترک هایش را شنیده و دیده ام. بقیه اش را پیدا نکردم، شاید همین تعداد باشد.بیشتر عکس های یک ریش بلندی دارد با هیکلی ورزشکاری و تیپی اسپرت. خوش لباس است و مدعی است در کمپانی اش طراح لباس دارد.

سه: ویژگی بارز شعرهایش برای من، فارغ از موسیقی هیجان انگیز و تنظیم های فوق العاده، تکست اش است. تکستی که سراسر اشاره به مولفه های اخلاقی و ارزشی دارد. دغدغه های اجتماعی در اشعارش موج میزند، در کلیپ هایش نیز! همون هنگامی که از بین رفتن ارزش های جنگ و شهدا به خاطر عملکرد اشتباه برخی ها را در خیابان به تصویر می کشد. یا آن هنگامی که قباحت خیانت را در ترک "هیسس ملومه کجای؟!" به مخاطب می چشاند و یا آن هنگامی که با خدا در ترک "چ" راز و نیاز می کند.

اما تکست ترک "فیک" او واقعا فوق العاده است، خودش ساعت ها منبر است! انتقادی صریح از وضعیت اخلاقی جوانانی که روزی ریچ کیدز هستند و گاهی سلبریتی شبکه های اجتماعی.

چهار: هنر، بستر است! قالب ارزش گذاری نمیشود این محتوا است که میتواند اوج بگیرد یا خار و ذلیل کند زمین بائری را که در آن رشد کرده است. "حمید" هم رپر است ، اما رپری اخلاقی، ارزش های اخلاقی و انتقاد از جامعه ی بی ارزش را رها نمی کند! همین نماد اعتراض های مسالمات آمیز به فروپاشی گزاره های اخلاقی از دید یک دهه هفتادی است.

درست که رپ قالبی غیرمجاز تلقی می شود اما چریک، قالب نمی شناسد! به هدف فکر می کند و رپ این بار بستر انتقال گزاره های اخلاقی قرار گرفته است چه نخبگان و ریش سفیدان جامعه بپسندند و چه نه!

به امید روزی که محتوا بر قالب و باطن بر ظاهر غلبه پیدا کند، ان شا الله.
سید سبحان بطحايي.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍تعصب چيست؟

تعصب شايع ترين بيمارى فكرى در
جوامع عقب افتاده است، درمان آن
نيز بسيار دشوار است؛ چون هيچكس
خود را متعصب نمى داند،

باورهاى متافيزيكى انسان متعصب،
بسيـار بيشتر از دانش هاى دنيوى
اوست، او پيش از اينكه بداند و بشناسد و بخواند باورمند است!

باورهاى متافيزيكى در غيبت عـلم،
از سنگ و چوب بت مى سازند و
از زميـن و زمـان؛ مقدسات!

| احمد شاملو |
🆔@filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍چرا مُد را دوست ندارم؟!

وقتی مدرنیته با صنعتی شدن شهرها و سوت کارخانه ها اعلام حضور کرد برای بازدهی بیشتر و سود بالاتر لازم بود لباس هایی یکسان در تعداد بالا با قیمتی ارزانتر و وقتی کمتر تولید شود. اما تفاوت سلایق و فردیت ها مانع پذیرش این موضوع از جانب مردم و مخاطبان پوشاک بود.

ابزارهای یکسان سازی فرهنگی نظیر تلویزیون، رادیو، روزنامه ها، مدارس مدرن و... به راه افتادند تا به جای سلیقه و دیدگاه فردی، سلیقه و دیدگاه جمعی را داشته باشیم و مرگ هویت های فردی را به ازای کاهش هزینه و وقت شاهد باشیم.
"مد" یکی از همان ابزارها بود که قرار شد سلیقه ای را به طور غیرمستقیم در ذهن مخاطب فرو کند. به طوری که او باور کند لباسی که می پوشد سلیقه ی فردی خود اوست.

🆔 @filsofak

در واقع گسترش مد با گسترش برندهای مختلف و نظام سرمایه داری و جاری شدن پول به جیب تولیدکنندگان همراه بود اما بعضی از مدهای پوششی یا آرایشی هم ناخودآگاه توسط یک فیلم یا مجموعه یا سوپراستار یا... به صورت ناخواسته ایجاد می شدند و بعدا مورد استفاده ی تولیدکنندگان پوشاک یا آرایشگرها یا... قرار می گرفتند.

اما در عمل هیچ کدام فرقی نمی کند!
پیروی از مد حتی اگر با مارک ها و برندها پیوند نخورد و پول مردم را در جیب سرمایه دارها نریزد نشانه ای واضح بر از دست دادن فردیت شخص و قوه ی تشخیص خود اوست. تسلیم شدن در مقابل دستگاه های قدرت و اراده ی آنها که افراد ضعیف را تحت سلطه ی خود می گیرد و گاهی با پیوند ناسیونالیسم و سوسیالیسم جنگ جهانی دوم را رقم می زند و گاهی هم با مذهب رادیکال، دوران مخوف کلیسا یا امروزی ترش داعش را زنده می کند. انواع دیگر از دست دادن هویت فردی و سر خم کردن و پذیرش بی چون و چرای نظام های قدرت را در همه ی امور شاهد هستیم. و پیروی از مد یکی از زنگ خطرهایی است که به جامعه می گوید تفکر شخصی در حال از دست رفتن است.

حالا ممکن است شما بگویید من فلان مد را چون به من می آید یا زیبا می شوم دوست دارم و تحت سلطه ی مد نیستم.
خب اینجور موارد یک سوال مطرح کنید:
آیا در شما در دوره ای از زندگی این تیپ و نوع پوشش را دوست داشته اید و به آن روی آورده اید یا فقط امروز که مد شده پیرو آن هستید؟
مثلا
آیا ده سال قبل هم با لباس و شلوار پاره بیرون می رفتید و خجالت نمی کشیدید و افتخار هم می کردید یا فقط امروز اینگونه فکر می کنید؟
آیا ده سال قبل هم با مدل ریش داعشی بیرون می رفتید یا آن را نشانه ی تندروهای مذهبی می دانستید؟
آیا ده سال پیش هم هم با این مدل مو بیرون می رفتید یا آن را به مسخره مدل بچه های دبستانی یا کندذهن ها یا... خطاب می کردید؟
می شود برای هر مدل لباس و پوششی این سوال را مطرح کرد و بعد به فکر فرو رفت تا بدانیم خودمان انتخاب کرده ایم یا خیلی زیر پوستی به جای ما و در مغز ما انتخاب کرده اند؟
حفظ سلیقه ی شخصی علاوه بر حفظ خلاقیت های فردی جامعه ای را می سازد که هیچ فرد یا گروهی نمی تواند از آن سوءاستفاده کند.

حالا در انتهای مبحث که برای همه مان خیلی پیش پا افتاده و ساده بود سوالی عمیق تر مطرح می کنم:
چند درصد تفکرات ما متعلق به خودمان است و جامعه و خانواده و نظام آموزشی و گروه دوستان و رسانه ها و... در مغز ما فرو نکرده اند؟
چند درصد از ما سلیقه ی جنسی، اعتقادات مذهبی یا غیرمذهبی و حتی پیش پاافتاده تر از آن سلایق غذایی و شکل زندگی مان را خودمان انتخاب کرده ایم؟؟
فکر کنیم... خودمان را ریشه یابی کنیم و بدون پیش فرض ها دوباره بسازیم. چیزی را بسازیم که واقعا هستیم نه آنکه می خواهند باشیم. حتی اگر از لحاظ جامعه چیزی که واقعا هستیم مورد پسند نباشد.

سید مهدی موسوی.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
👆👆👆👆👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍#کتابشناسی
#تبارشناسی_اخلاق
#نیچه

تبارشناسی اخلاق از سه مقاله تشکیل می شود، که نیچه، در آنک انسان می گوید،بیانگر «سه بررسی مقدماتی تعیین کننده ی یک روانشناس برای ارزیابی دوباره همه ارزش ها» است.

پژوهش نخست به ردیابی زایش مسیحیت از دل «روحیه بیزاری»می پردازد؛
پژوهش دوم نوعی «روانشناسی وجدان» به دست می دهد، که در آن منظور از «وجدان» نه ندای خدا در انسان بل غریزه ی بیرحمی است که پس از سرکوب شدن درونی شده است؛
پژوهش سوم و آخر به معنی آرمان های زاهدانه می پردازد، و به ویژه این نکته را بررسی می کند که چگونه آرمان «کشیش» قدرت بزرگ خود را بر بشریت به دست می آورد.
هدف تبارشناسی اخلاق این است که، با عریان کردن خواست قدرتی که در پس طرح ارزش های اخلاقی نهفته است، و با ردیابی خاستگاه و تبار ارزش ها، زیر پای ادعاهای جهان گرایانه و انسان باورانه ها ی ارزش های اخلاقی را خالی کند.
تبارشناسی، کار انتقادی مهمی است، زیرا نشان می دهد که تمام ارزش ها و آرمان ها فراورده های تغییر و تحول تاریخی هستند.
هر مفهومی، هر شوری و هر احساسی تاریخ دارد.
بدین سان، هیچ چیزی ثابت و تغییر ناپذیر نیست؛ هر آنچه که وجود دارد، از جمله نهادهای قانونی، رسوم اجتماعی، و مفاهیم اخلاقی، تحول پیدا کرده و فراورده ی شکل خاصی از خواست قدرت است.

نیچه در مقاله ی اول توجه خود را بر مفهوم «خود» متمرکز می کند، برداشت های اشرافی و مسیحی از کنش انسانی را در مقابل هم قرار می دهد، و لحظه یی را که مفهوم «خود» چون چیزی جدا از طبیعت و تاریخ به تصور در می آید، شناسایی می کند.
در مقاله ی دوم، هدف او نشان دادن جد اشرافی مفاهیم قانون و عدالت است تا دیدگاه «واکنشگرانه»یی را که خاستگاه این مفاهیم را نیازهای جمعی افراد ضعیف و بی امنیت می داند، به مبارزه فرا خواند. نیچه با نشان دادن این نکته که اخلاق تاریخ دارد، و انواع متفاوتی از اخلاق وجود دارند،
می خواهد ما را متقاعد کند که هیچ اخلاق واحد و جهانشمولی که برای همه نوع انسان ها اعتبار داشته باشد، وجود ندارد.
امروز اخلاق گله یی- حیوانی بر ما حاکم است که از پذیرش این نکته سرباز می زند که خود تنها یک چشم انداز خاص و جزیی درباره جهان است. سروری این نوع اخلاق است که او می خواهد به مبارزه فرا خواند.
بنابراین، نیچه تاریخ را در خدمت منافع عملی به کار می گیرد: تاویل همچون تغییر شکل.

اما اهمیت کتاب به اهداف اشرافی اعلام شده در آن منحصر نمی شود.
این اثر کوششی اصیل و بر انگیزاننده برای نشان دادن این نکته است که مفاهیم اخلاقی و حقوقی تاریخ دارند.
نیچه به ما می گوید تقریبا هر چیزی که وجود دارد در معرض تاویل است؛ زندگی خود چیزی نیست جز ستیزه و جدال ارزش ها و مبارزه برای تاویل اندیشه ها و آرمان ها. «تبارشناسی»، ستیزه را در «هنر تاویل» نشان می دهد.
تبار شناسی اخلاق از جمله آخرین نوشنه های نیچه است که دو سالی پیش ازفرو پاشیدن ذهن آتشفشان اش نوشته است.این کتاب یک جدل نامه است و پس از فراسوی نیک وبد نوشته شده است.واژه ی تبار شناسی در عنوان این کتاب نشان می دهد که نیچه با ماهیت اخلاق برخوردی تاریخی دارد و می خواهد نشان بدهد که اخلاق مسیحی اروپایی نه تنها سرآغاز اخلاق نیست که پایان پدید آمدن نظام های اخلاقی و عالی ترین نظام آن نیز نیست، بلکه یکی ازنظام های اخلاقی ست در میان نظام های اخلاقی بسیار که در شرایط ویژه ی تاریخی پدیدار شده و بر فراز ودر کنارآن
نظام های اخلاقی دیگر بوده است و تواند بود. این کتاب اگر چه بنا برروش نگرش خود بسیار بر تاریخ تکیه دارد،ولی یک اثر بسیار نیرومند فلسفی ست که در آن به نتیجه گیری هایی که نیچه از تحلیل نمونه های تاریخی می کند می باید توجه اساسی کرد.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🆔 @filsofak

📍10جمله ماندگار از بکت به انتخاب نشریه تلگراف است:👇👇

1.«سعی کردی. شکست خوردی. اشکالی ندارد. دوباره سعی کن. دوباره شکست بخور. بهتر شکست بخور.

2.«هیچ چیز بامزه‌تر از شاد نبودن نیست، مطمئن باشید. بله، بله، شاد نبودن مسخره‌ترین چیز دنیاست.»

3.«عادت بزرگ‌ترین میراننده است.»

4.«نه، از هیچ چیز پشیمان نیستم، تنها پشیمانی من به دنیا آمدنم است، همیشه به نظرم مرگ کسل‌کننده‌ترین چیز دنیا بوده.»

5.«همه ما دیوانه به دنیا آمده‌ایم. برخی دیوانه می‌مانیم.»

6.«کلمات تنها چیزی هستند که ما داریم.»

7.«تولد، مرگ او بود.»

8. «من از سرنوشت انسان چه می‌دانم؟ درمورد کلم بیشتر می‌توانم برایتان حرف بزنم.

9.«شما روی زمین هستید. هیچ درمانی برایش نداریم.»

10.«اول برقصید. بعد فکر کنید. نظم طبیعی همین است.»
📍در انتظار گودو
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak