📝 کانال فلسفه اخلاق:
🆔 @filsofak
آزادی چه تعریفی دارد؟
جان استوارت میل ، فیلسوف شهیر انگلیسی ، در کتاب "درباره ی آزادی" تعریف مهمی از آزادی و مفهوم آن ارائه می دهد :
"آزادی من برای حرکت دادن مشتم در هوا آنجایی به پایان میرسد که صورت شما آغاز میشود . یگانه دلیل موجه برای آنکه مرا از عملی کردن خواسته ام باز دارند ، یا وادارم کنند که برخلاف خواسته ام عمل کنم ، این است که شخص دیگری از اعمال من آسیب ببیند.
زندگی خصوصی من به خودم مربوط است . مادامی که عملا با کردار خود به شخص دیگری آسیب نمی رسانم قدرت و جامعه حق دخالت در آن را ندارد .
هر کس که بالغ شده باشد و بتواند تصمیم های آگاهانه بگیرد باید از آزادی روش زندگی برخوردار باشد . حتی اگر من با اعمالم به خودم آسیب برسانم ، این دلیل کافی برای مداخله ی قدرت و جامعه در زندگی شخصی من نخواهد بود .
پدر مآبی یعنی کنترل اعمال افراد با این استدلال که خیر آنها را بهتر از خودشان تشخیص میدهند و این تنها در حق کودکان ، بیماران روانی و افراد غیر متمدن صادق است نه افراد بالغ ، آگاه و تحصیل کرده ..."
✏نایجل_واربرتون
کتاب: آثار کلاسیک فلسفه.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
🆔 @filsofak
آزادی چه تعریفی دارد؟
جان استوارت میل ، فیلسوف شهیر انگلیسی ، در کتاب "درباره ی آزادی" تعریف مهمی از آزادی و مفهوم آن ارائه می دهد :
"آزادی من برای حرکت دادن مشتم در هوا آنجایی به پایان میرسد که صورت شما آغاز میشود . یگانه دلیل موجه برای آنکه مرا از عملی کردن خواسته ام باز دارند ، یا وادارم کنند که برخلاف خواسته ام عمل کنم ، این است که شخص دیگری از اعمال من آسیب ببیند.
زندگی خصوصی من به خودم مربوط است . مادامی که عملا با کردار خود به شخص دیگری آسیب نمی رسانم قدرت و جامعه حق دخالت در آن را ندارد .
هر کس که بالغ شده باشد و بتواند تصمیم های آگاهانه بگیرد باید از آزادی روش زندگی برخوردار باشد . حتی اگر من با اعمالم به خودم آسیب برسانم ، این دلیل کافی برای مداخله ی قدرت و جامعه در زندگی شخصی من نخواهد بود .
پدر مآبی یعنی کنترل اعمال افراد با این استدلال که خیر آنها را بهتر از خودشان تشخیص میدهند و این تنها در حق کودکان ، بیماران روانی و افراد غیر متمدن صادق است نه افراد بالغ ، آگاه و تحصیل کرده ..."
✏نایجل_واربرتون
کتاب: آثار کلاسیک فلسفه.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق
عقیده ای که ادعا کند کامل است
دیگر "پویا" نیست
عقیده ای که ادعا کند پویاست
دیگر "کامل" نیست
عقیده ای که ادعا کند کامل و پویاست
دیگر "راستگو" نیست
✍استیون هاوکینگ
🆔 @filsofak
عقیده ای که ادعا کند کامل است
دیگر "پویا" نیست
عقیده ای که ادعا کند پویاست
دیگر "کامل" نیست
عقیده ای که ادعا کند کامل و پویاست
دیگر "راستگو" نیست
✍استیون هاوکینگ
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
کروگستاد: قانون کاری به علت جرم ندارد.
نورا: پس قانون خیلی احمقانه است.
✏هنریک ایبسن، خانه عروسک.
🆔 @filsofak
کروگستاد: قانون کاری به علت جرم ندارد.
نورا: پس قانون خیلی احمقانه است.
✏هنریک ایبسن، خانه عروسک.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﻭﺍﻗﻊ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﻭ ﻫﻤﮕﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﻣﯽﻓﻬﻤﺪ ﻭ ﺍﺭﺝ ﻣﯽﻧﻬﺪ. ﮐﺴﯽ ﮐﻪ
ﺳﻄﺤﯽ ﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺳﻄﺤﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ؛ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﻣﯽ ﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻋﺎﻣﯿﺎﻧﻪ ﺭﺍ؛
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﺳﺖ، ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﻐﺸﻮﺵ ﺭﺍ؛ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺑﻠﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﻬﻤﻼﺕ ﺭﺍ. ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ
ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ، ﺁﺛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ ﮐﻪ ﮐﺎﻣﻼً ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻤﮕﻮﻥ ﺍﺳﺖ.
✏ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺣﮑﻤﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ|ﺩﺭﺑﺎﺭﻩﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﯿﻢ.
🆔 @filsofak
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﻭﺍﻗﻊ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﻭ ﻫﻤﮕﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﻣﯽﻓﻬﻤﺪ ﻭ ﺍﺭﺝ ﻣﯽﻧﻬﺪ. ﮐﺴﯽ ﮐﻪ
ﺳﻄﺤﯽ ﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺳﻄﺤﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ؛ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﻣﯽ ﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻋﺎﻣﯿﺎﻧﻪ ﺭﺍ؛
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﺳﺖ، ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﻐﺸﻮﺵ ﺭﺍ؛ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺑﻠﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﻬﻤﻼﺕ ﺭﺍ. ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ
ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ، ﺁﺛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ ﮐﻪ ﮐﺎﻣﻼً ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻤﮕﻮﻥ ﺍﺳﺖ.
✏ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺣﮑﻤﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ|ﺩﺭﺑﺎﺭﻩﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﯿﻢ.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
خوشبختى و خرد با هم
يك تفاوت اساسى دارند:
كسي كه فكر میكند خوشحال ترين
آدم است، واقعاً هست...
اما كسي كه فكر میكند خردمندترين آدم است معمولاً ابله ترين است!
✏ | فرانسیس بیکن |
🆔 @filsofak
خوشبختى و خرد با هم
يك تفاوت اساسى دارند:
كسي كه فكر میكند خوشحال ترين
آدم است، واقعاً هست...
اما كسي كه فكر میكند خردمندترين آدم است معمولاً ابله ترين است!
✏ | فرانسیس بیکن |
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍کوشش اقناعی چیست؟
تلویزیون را روشن میکنید؛ آگهی تبلیغاتی پخش میکند. رادیو را باز میکنید؛ کارشناسی دارد دربارهی فایدههای ورزش صحبت میکند. لای روزنامه را باز میکنید؛ نویسندهای مطلبی نوشته دربارهی کامیابی یا ناکامی دولت در حل مشکلات اقتصادی. یک مقالهی تخصصی مربوط به رشتهی خودتان را میخوانید.
همهی اینها کوشش اقناعیاند. کوشش اقناعی به کوششی گفته میشود که انسانها برای ایجاد یک باور در دیگران انجام میدهند. کسی که دربارهی فایدههای ورزش صحبت میکند میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «ورزش مفید است» یا «باید ورزش کرد». کسی که در روزنامه دربارهی کامیابی یا ناکامی دولت مطلب نوشته میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «دولت در حل مشکلات اقتصادی موفق بوده است» یا «دولت در حل مشکلات اقتصادی ناموفق بوده است» یا «باید در انتخابات بعدی به رئیسجمهور فعلی رأی داد» یا «نباید در انتخابات بعدی به رئیسجمهور فعلی رأی داد» و ... . آگهی تبلیغاتی هم نوعی کوشش اقناعی ست که میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «باید فلان کالا را بخرم» یا «بهتر است فلان کالا را بخرم» یا «اگر از فلان کالای آرایشی استفاده کنم جذابتر میشوم» یا «اگر از فلان کالای غذایی استفاده کنم سالمتر خواهم ماند» و ... .
کوشش اقناعی، به خودی خود، کاری طبیعی است که همهی ما انجام میدهیم. اما باید حواسمان باشد که در برابر هر کوشش اقناعیای تسلیم نشویم؛ اجازه ندهیم که هر کسی هر باوری را در ما ایجاد کند.
کوششهای اقناعی به دو دستهی اصلی تقسیم میشوند: «استدلال» و «خطابه». کسی که استدلال میکند بیشتر به سراغ عقل ما میرود و سعی میکند عقل ما را قانع کند که فلان باور صادق (درست) یا موجه است. اما کسی که خطابه میکند بیشتر به سراغ احساسات ما میرود و سعی میکند با تحریک احساسات ما باورهایی را در ما ایجاد کند. یکی از مهمترین گامها در مسیر سنجشگرانهاندیش شدن این است که بهشدت به خطابه حساس باشیم و درست همان طور که از بدنمان در برابر میکروبها و ویروسهای کشنده محافظت میکنم از ذهنمان هم در برابر خطابهها و ترفندهای خطابی دفاع کنیم و اجازه ندهیم دیگران با تحریک احساساتمان باورهای مطلوبِ خودشان را در ما ایجاد کنند.
نمونهی استدلال:
تا زمانی که فرهنگ یک جامعه اصلاح نشود وضعیت سیاسی و اقتصادی و امنیتی آن هم اصلاح نخواهد شد. مهمترین بخش از فرهنگ جامعه باورهای رایج در آن جامعه است. بنابراین، برای هر گونه اصلاحی، ضروری ست که باورهای رایج در جامعه اصلاح شود.
نمونهی خطابه:
واقعاً عجیب است که بعضیها میخواهند در انتخابات بعدی هم به دولت کنونی رأی بدهند. این دولت همهی کشور را به تباهی کشانده و عزت و شرف ما را لکهدار کرده است. این دولت استقلال ما را به کشورهای خارجی فروخته است. فقط کسانی که از عرق ملی برخوردار نباشند یا به ناآگاهی عمیق دچار باشند میتوانند دوباره به این دولت رأی دهند.
آیا همهی خطابهها میخواهند باور غلط در ذهن ما ایجاد کنند؟ خیر. اما حتی اگر آن باور صادق باشد، بهتر است خطابه را کنار بگذاریم و برایش به دنبال دلیل بگردیم.
همهی استدلالها هم صحیح نیستند. به استدلالهای ناصحیح «مغالطه» گفته میشود. باید توجه داشت که هر کوشش اقناعی ممکن است ترکیبی از مغالطه، خطابه، و استدلال صحیح باشد و اگر بخواهیم یک کوشش اقناعی را ارزیابی کنیم باید خطابه و استدلال صحیح و مغالطه را از هم تفکیک کنیم.
در بخشهای دیگر این فرهنگ، برخی از مغالطهها و ترفندهای خطابی را معرفی خواهیم کرد.
🆔 @filsofak
(1) Bowel & Kemp “Critical Thinking; A Concise Guide”, Routledge
(2) لوبلان، «واضح اندیشیدن»، ترجمهی مهدی خسروانی، نشر گمان
(3) ریچارد پل و لیندا الدر، «مغالطههای پرکاربرد»، نشر نو، زیر چاپ.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
📍کوشش اقناعی چیست؟
تلویزیون را روشن میکنید؛ آگهی تبلیغاتی پخش میکند. رادیو را باز میکنید؛ کارشناسی دارد دربارهی فایدههای ورزش صحبت میکند. لای روزنامه را باز میکنید؛ نویسندهای مطلبی نوشته دربارهی کامیابی یا ناکامی دولت در حل مشکلات اقتصادی. یک مقالهی تخصصی مربوط به رشتهی خودتان را میخوانید.
همهی اینها کوشش اقناعیاند. کوشش اقناعی به کوششی گفته میشود که انسانها برای ایجاد یک باور در دیگران انجام میدهند. کسی که دربارهی فایدههای ورزش صحبت میکند میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «ورزش مفید است» یا «باید ورزش کرد». کسی که در روزنامه دربارهی کامیابی یا ناکامی دولت مطلب نوشته میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «دولت در حل مشکلات اقتصادی موفق بوده است» یا «دولت در حل مشکلات اقتصادی ناموفق بوده است» یا «باید در انتخابات بعدی به رئیسجمهور فعلی رأی داد» یا «نباید در انتخابات بعدی به رئیسجمهور فعلی رأی داد» و ... . آگهی تبلیغاتی هم نوعی کوشش اقناعی ست که میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «باید فلان کالا را بخرم» یا «بهتر است فلان کالا را بخرم» یا «اگر از فلان کالای آرایشی استفاده کنم جذابتر میشوم» یا «اگر از فلان کالای غذایی استفاده کنم سالمتر خواهم ماند» و ... .
کوشش اقناعی، به خودی خود، کاری طبیعی است که همهی ما انجام میدهیم. اما باید حواسمان باشد که در برابر هر کوشش اقناعیای تسلیم نشویم؛ اجازه ندهیم که هر کسی هر باوری را در ما ایجاد کند.
کوششهای اقناعی به دو دستهی اصلی تقسیم میشوند: «استدلال» و «خطابه». کسی که استدلال میکند بیشتر به سراغ عقل ما میرود و سعی میکند عقل ما را قانع کند که فلان باور صادق (درست) یا موجه است. اما کسی که خطابه میکند بیشتر به سراغ احساسات ما میرود و سعی میکند با تحریک احساسات ما باورهایی را در ما ایجاد کند. یکی از مهمترین گامها در مسیر سنجشگرانهاندیش شدن این است که بهشدت به خطابه حساس باشیم و درست همان طور که از بدنمان در برابر میکروبها و ویروسهای کشنده محافظت میکنم از ذهنمان هم در برابر خطابهها و ترفندهای خطابی دفاع کنیم و اجازه ندهیم دیگران با تحریک احساساتمان باورهای مطلوبِ خودشان را در ما ایجاد کنند.
نمونهی استدلال:
تا زمانی که فرهنگ یک جامعه اصلاح نشود وضعیت سیاسی و اقتصادی و امنیتی آن هم اصلاح نخواهد شد. مهمترین بخش از فرهنگ جامعه باورهای رایج در آن جامعه است. بنابراین، برای هر گونه اصلاحی، ضروری ست که باورهای رایج در جامعه اصلاح شود.
نمونهی خطابه:
واقعاً عجیب است که بعضیها میخواهند در انتخابات بعدی هم به دولت کنونی رأی بدهند. این دولت همهی کشور را به تباهی کشانده و عزت و شرف ما را لکهدار کرده است. این دولت استقلال ما را به کشورهای خارجی فروخته است. فقط کسانی که از عرق ملی برخوردار نباشند یا به ناآگاهی عمیق دچار باشند میتوانند دوباره به این دولت رأی دهند.
آیا همهی خطابهها میخواهند باور غلط در ذهن ما ایجاد کنند؟ خیر. اما حتی اگر آن باور صادق باشد، بهتر است خطابه را کنار بگذاریم و برایش به دنبال دلیل بگردیم.
همهی استدلالها هم صحیح نیستند. به استدلالهای ناصحیح «مغالطه» گفته میشود. باید توجه داشت که هر کوشش اقناعی ممکن است ترکیبی از مغالطه، خطابه، و استدلال صحیح باشد و اگر بخواهیم یک کوشش اقناعی را ارزیابی کنیم باید خطابه و استدلال صحیح و مغالطه را از هم تفکیک کنیم.
در بخشهای دیگر این فرهنگ، برخی از مغالطهها و ترفندهای خطابی را معرفی خواهیم کرد.
🆔 @filsofak
(1) Bowel & Kemp “Critical Thinking; A Concise Guide”, Routledge
(2) لوبلان، «واضح اندیشیدن»، ترجمهی مهدی خسروانی، نشر گمان
(3) ریچارد پل و لیندا الدر، «مغالطههای پرکاربرد»، نشر نو، زیر چاپ.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
👆👆👆👆👆👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فيلم
زنی ۳۶۵ عکس سلفی از ورود بە زندگی مشترکش، غمها و شادیهایش در یک زاویە واحد گرفت و آن را در روز جهانی عکاسی و در شبکەهای اجتماعی منتشر و جهانیان را شوکە کرد.
#حقوق_زنان
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فيلم
زنی ۳۶۵ عکس سلفی از ورود بە زندگی مشترکش، غمها و شادیهایش در یک زاویە واحد گرفت و آن را در روز جهانی عکاسی و در شبکەهای اجتماعی منتشر و جهانیان را شوکە کرد.
#حقوق_زنان
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🆔 @filsofak
📍سوال:
شما شخصا مهمترین ثمرهیِ دعا را چه میدانید؟
🔷 پاسخ استاد ملکيان:
به عقیدهی من انسان در دعا با دو موضوع مواجه میشود:
یکی اینکه آدمی خویشتنِ واقعی خود را عریان میکند و آن را میبیند و دیگر اینکه از این رهگذر به نوعی تعالی میرسد یا زمینهی تعالی را بهوجود میآورد؛ یعنی در دعا در همان حال که انسان خود را از نظر روحی و روانی عریان میکند از پلههای تعالی نیز بالا میرود.
انسان در این حال از میانمایگی و روزمرهگی خارج میشود. ما بهطور معمول در اسارت میانمایگی و روزمرهگیهای خود هستیم. ما میخواهیم از طریق دعا خود را از این مرحله نجات دهیم یا اینکه حداقل یک پله بالاتر برویم و عوامل معنویتری را تجربه کنیم.
◘ منبع: روزنامهی خراسان؛ ۹ آبان ماه.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
🆔 @filsofak
📍سوال:
شما شخصا مهمترین ثمرهیِ دعا را چه میدانید؟
🔷 پاسخ استاد ملکيان:
به عقیدهی من انسان در دعا با دو موضوع مواجه میشود:
یکی اینکه آدمی خویشتنِ واقعی خود را عریان میکند و آن را میبیند و دیگر اینکه از این رهگذر به نوعی تعالی میرسد یا زمینهی تعالی را بهوجود میآورد؛ یعنی در دعا در همان حال که انسان خود را از نظر روحی و روانی عریان میکند از پلههای تعالی نیز بالا میرود.
انسان در این حال از میانمایگی و روزمرهگی خارج میشود. ما بهطور معمول در اسارت میانمایگی و روزمرهگیهای خود هستیم. ما میخواهیم از طریق دعا خود را از این مرحله نجات دهیم یا اینکه حداقل یک پله بالاتر برویم و عوامل معنویتری را تجربه کنیم.
◘ منبع: روزنامهی خراسان؛ ۹ آبان ماه.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
گربه مادری که پنج بار به درون آتش رفت تا هر پنج توله ی خود را از میان آتش نجات دهد!
🆔 @filsofak
گربه مادری که پنج بار به درون آتش رفت تا هر پنج توله ی خود را از میان آتش نجات دهد!
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🆔 @filsofak
💡شکاف عمیق ميان انسانِ «با قدرت» و انسانِ «بیقدرت»، یکی از دلایل محوری وجود شرارت در دنياست. مردانِ قدرتمند وارد زندگی ساعتبهساعتِ شهروندِ ميانهحال میشوند؛ شهروندِ ميانهحال نیز بایستی در قدرتِ انسانهای قدرتمند سهيم شود.
این قاعده شامل حال دولتها، احزاب سياسی، شرکتهای بزرگ، اتحادیههای کارگری و در حقيقت تمامی نهادهای بشری میگردد. قدرتِ بيش از حد، برای کسانی که آن را بکار میگيرند و نيز برای کسانی که از شرّ آن رنج میبرند «غيربهداشتی» است. انسانِ مستبد، قدرت دارد چون بصورتِ انحصاری، زور در دست اوست.
اما گاندی بدون هيچ زوری، دارای قدرت است.
او نه میتواند پاداش دهد و نه میتواند مجازات کند. بر مسندی ننشسته است. مردی است با زیلویی ساده و در کلبهای کوچک.
نفوذ گاندی از «عشق» به «انسان» نشأت میگيرد. گاندی «فردگرایی» است که نه زور دارد و نه پول. زیرا فردگراییِ وی به او این حق را نمیدهد تا هر چيزی را که می تواند از طریق و زیر چتر حمایتیِ قانون بدست آورد و تصاحب کند. فردگراییِ وی بر پایهی دارایی نيست. بر پایهی «شخصيت و منش» است. بدین معنی که وقتی احساس میکند آرمانش منصفانه است، میتواند یک تنه در مقابل همهی دنيا بایستد.
📚منبع: «چراغ را به سوی دَرونت بیفروز(شرحی در باب گاندی و استالین)/به قلم لویی فیشر و ترجمهی غلامعلی کشانی»
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
🆔 @filsofak
💡شکاف عمیق ميان انسانِ «با قدرت» و انسانِ «بیقدرت»، یکی از دلایل محوری وجود شرارت در دنياست. مردانِ قدرتمند وارد زندگی ساعتبهساعتِ شهروندِ ميانهحال میشوند؛ شهروندِ ميانهحال نیز بایستی در قدرتِ انسانهای قدرتمند سهيم شود.
این قاعده شامل حال دولتها، احزاب سياسی، شرکتهای بزرگ، اتحادیههای کارگری و در حقيقت تمامی نهادهای بشری میگردد. قدرتِ بيش از حد، برای کسانی که آن را بکار میگيرند و نيز برای کسانی که از شرّ آن رنج میبرند «غيربهداشتی» است. انسانِ مستبد، قدرت دارد چون بصورتِ انحصاری، زور در دست اوست.
اما گاندی بدون هيچ زوری، دارای قدرت است.
او نه میتواند پاداش دهد و نه میتواند مجازات کند. بر مسندی ننشسته است. مردی است با زیلویی ساده و در کلبهای کوچک.
نفوذ گاندی از «عشق» به «انسان» نشأت میگيرد. گاندی «فردگرایی» است که نه زور دارد و نه پول. زیرا فردگراییِ وی به او این حق را نمیدهد تا هر چيزی را که می تواند از طریق و زیر چتر حمایتیِ قانون بدست آورد و تصاحب کند. فردگراییِ وی بر پایهی دارایی نيست. بر پایهی «شخصيت و منش» است. بدین معنی که وقتی احساس میکند آرمانش منصفانه است، میتواند یک تنه در مقابل همهی دنيا بایستد.
📚منبع: «چراغ را به سوی دَرونت بیفروز(شرحی در باب گاندی و استالین)/به قلم لویی فیشر و ترجمهی غلامعلی کشانی»
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💡«بدترین پاداش یک استاد آنست كه شاگردانش تا ابد درحالِ شاگردی او باقی بمانند.»
📚 «نیچه/چنین گفت زرتشت»
🆔 @filsofak
💡«بدترین پاداش یک استاد آنست كه شاگردانش تا ابد درحالِ شاگردی او باقی بمانند.»
📚 «نیچه/چنین گفت زرتشت»
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
کافران را دوست میدارم - از این وجه که دعوی دوستی نمیکنند. میگویند «آری، کافریم، دشمنیم.» اکنون، دوستیش تعلیم دهیم، یگانگیش بیاموزیم.
امّا این دعوی می کند که «من دوستم» و نیست، پُرخطر است.
✏«منسوب به مقالات شمس تبریزی»
🆔 @filsofak
کافران را دوست میدارم - از این وجه که دعوی دوستی نمیکنند. میگویند «آری، کافریم، دشمنیم.» اکنون، دوستیش تعلیم دهیم، یگانگیش بیاموزیم.
امّا این دعوی می کند که «من دوستم» و نیست، پُرخطر است.
✏«منسوب به مقالات شمس تبریزی»
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍چند جمله از ماهاتما گاندی:
🔺به عقیدهٔ من، عدم خشونت بینهایت پُرارزش تر از خشونت است. بخشش به مراتب بیشتر از انتقام، نمایانگر قدرت است.
🔹همهٔ ما به شکلی دزد هستم، اگر چیزی را بردارم که فوراً نیازی به آن ندارم و نزدِ خود نگه دارم، آن را از شخصِ دیگری دزدیدهام.
🆔 @filsofak
🔸«این پرسش همیشه برایم وجود دارد که چگونه انسانها میتوانند، با تحقیرِ دیگران احساسِ بزرگی کنند.»
🔹«ما فقط به وسیلهٔ عشق میتوانیم عقیدهٔ مخالفان خود را تغییر دهیم، نه با تنّفر. تنفر وحشیانه ترین شکل خشونت است و خشونت به شخصی که تنفر دارد آسیب میرساند نه فردِ موردِ تنفر.»
✏برگرفته از کتابِ «گزینهٔ گفتارهای گاندی» ترجمه مهشید میرمعزّی
🆔 @filsofak
📍چند جمله از ماهاتما گاندی:
🔺به عقیدهٔ من، عدم خشونت بینهایت پُرارزش تر از خشونت است. بخشش به مراتب بیشتر از انتقام، نمایانگر قدرت است.
🔹همهٔ ما به شکلی دزد هستم، اگر چیزی را بردارم که فوراً نیازی به آن ندارم و نزدِ خود نگه دارم، آن را از شخصِ دیگری دزدیدهام.
🆔 @filsofak
🔸«این پرسش همیشه برایم وجود دارد که چگونه انسانها میتوانند، با تحقیرِ دیگران احساسِ بزرگی کنند.»
🔹«ما فقط به وسیلهٔ عشق میتوانیم عقیدهٔ مخالفان خود را تغییر دهیم، نه با تنّفر. تنفر وحشیانه ترین شکل خشونت است و خشونت به شخصی که تنفر دارد آسیب میرساند نه فردِ موردِ تنفر.»
✏برگرفته از کتابِ «گزینهٔ گفتارهای گاندی» ترجمه مهشید میرمعزّی
🆔 @filsofak