📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔶باران یا بهشت؟
🔹پرسیده بود
باران یا بهشت؟
کدام را دوست داری؟
گفت: باران
پرسیده بود: چرا؟
گفت:
بهشت ویژهی مؤمنان است، باران برای همگان.
✏(اقتباس از تلمود)
🆔 @filsofak
🔶باران یا بهشت؟
🔹پرسیده بود
باران یا بهشت؟
کدام را دوست داری؟
گفت: باران
پرسیده بود: چرا؟
گفت:
بهشت ویژهی مؤمنان است، باران برای همگان.
✏(اقتباس از تلمود)
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
☑️ از ویژگی های سقراط دو ویژگی قابل گفتن است:
یکی تواضع عجیب او است. وی کسی بوده که هیچ کس در تواضع بر او غلبه نمی کرده است، هر کس با او مواجه می شده، در این باب به او بدهکار می شده است و نمی توانسته بیشتر از او خاکساری نشان دهد.
🔘 ویژگی دیگر او نوعی حلم و زود به خشم نیامدن است- حلم به معنای دقیق اخلاق، به این معناست که عکس العمل را سریعاً نشان ندهیم بلکه عکس العمل را در بهترین اوضاع و احوال نشان دهیم نه در نخستین فرصت.
🆔 @filsofak
🔘 اما چیزی که سقراط را به تأمل واداشت و به زندگی به این صورت وادار کرد، وقوع واقعه ای است که گزارش کرده اند. همانطور که گذشت دین مردم یونان قدیم، ایزدان پرستی(اعتقاد به خدایان متعدد) بود. شهری در یونان قدیم به نام شهر«دلفی» وجود داشت که مهمترین معبد و پرستشگاه یونانیان نیز در این شهر بوده است. در این معبد رسم بر این بوده است که همه وقت کاهنه هایی در این معبد زندگی می کرده اند که زندگی شان صرف امور عبادی بوده است، در هر برهه ای اززمان باید یک کاهنی، در این معبد زندگی کند، این زن، در واقع، محطّ یک سلسله القائات از عالم غیب تلقی می شده است. اعتقاد بر این بوده است که به این زن بعد از حالت خلسه وجذبه، به تعبیر ما نوعی وحی و الهام می شده است و یکسری پیشگوئیها، توصیه ها و اخباراتی از غیب می کرده اند، و در واقع گویا آنها حلقه ی رابط بین مردم و عالم ملکوت بوده اند. یکبار در زمان سقراط، مردم آتن سؤالی از کاهنه ی معبد دلفی می کنند، از او می پرسند که«تو از خدایان بپرس داناترین مردم یونان کیست؟» بعد از این سؤال، وقتی آن زن به جذبه فرو می رود و از حالت خلسه و جذبه بیرون می آید، ادعا می کند که خدایان گفته اند: داناترین مردم یونان«سقراط» است.این خبر به گوش خود سقراط می رسد، او خود می گوید: وقتی این خبر را شنیدم که خدایان گفته اند داناترین مردم یونان سقراط است، پیش خودم گفتم من چه دانائی ای دارم که داناترین مردم یونانم. چیست که من می دانم و سایر مردم نمی دانند و به خاطر آن من از همه ی مردم یونان عالمتر شناخته شده ام. وی می گوید من هر چه در خودم تفحص کردم راهی پیدا نکردم، مگر این نکته که دیدم من و همه ی مردم یونان جاهلیم، ولی فرق من با همه یونانیان در این است که من به جهلم علم دارم و بقیه به این جهل هم جاهلند. به تعبیر امروزی، گویا جهلِ منِ سقراط بسیط است و جهل آنها مرکب و به تعبیر دقیقتر، جهل مضاعف است. این علم به جهل سبب شد که دو ویژگی در من پدید آید؛ یک ویژگی این که حال که می دانم که نمی دانم، باید مثل کسانی نباشم که نمی دانند که نمی دانند. آنهایی که نمی دانند هیچ وقت به دنبال دانستن نمی روند چون نمی دانند که نمی دانند، پس من که اینطور نیستم، باید دنبال دانستن بروم.
🔘 نتیجه ی دوم این که باید به هر سخنی گوش کرد؛ هیچ سخنی نیست که ما از شنیدنش بی نیاز باشیم، چون وقتی می توان گفت من از سخن شما بی نیازم که از شما عالمتر باشم، ولی وقتی همه جاهل باشیم، پس سخن هر کسی از ما برای دیگری شنیدنی است. باید یک سینه ی گشاده و شرح صدری داشت برای اینکه هر سخنی را از هرکسی شنید، شاید در آن سخن حقیقتی نهفته باشد که من بدان عالم نباشم.
🔘 وی می گوید من این دو ویژگی را تا آخر عمر حفظ می کنم؛ یکی اینکه در باب واقعیت ها و حقیت ها بی تفاوت نباشم بلکه به دنبال کشف واقع بروم، و دیگر اینکه هر کس دهانش را برای سخن گفتن باز کرد احتمال بدهم که شاید در سخن او چیزی برای من فهم بشود.
✏#مصطفی_ملکیان، تاریخ فلسفه، جلد۱.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
☑️ از ویژگی های سقراط دو ویژگی قابل گفتن است:
یکی تواضع عجیب او است. وی کسی بوده که هیچ کس در تواضع بر او غلبه نمی کرده است، هر کس با او مواجه می شده، در این باب به او بدهکار می شده است و نمی توانسته بیشتر از او خاکساری نشان دهد.
🔘 ویژگی دیگر او نوعی حلم و زود به خشم نیامدن است- حلم به معنای دقیق اخلاق، به این معناست که عکس العمل را سریعاً نشان ندهیم بلکه عکس العمل را در بهترین اوضاع و احوال نشان دهیم نه در نخستین فرصت.
🆔 @filsofak
🔘 اما چیزی که سقراط را به تأمل واداشت و به زندگی به این صورت وادار کرد، وقوع واقعه ای است که گزارش کرده اند. همانطور که گذشت دین مردم یونان قدیم، ایزدان پرستی(اعتقاد به خدایان متعدد) بود. شهری در یونان قدیم به نام شهر«دلفی» وجود داشت که مهمترین معبد و پرستشگاه یونانیان نیز در این شهر بوده است. در این معبد رسم بر این بوده است که همه وقت کاهنه هایی در این معبد زندگی می کرده اند که زندگی شان صرف امور عبادی بوده است، در هر برهه ای اززمان باید یک کاهنی، در این معبد زندگی کند، این زن، در واقع، محطّ یک سلسله القائات از عالم غیب تلقی می شده است. اعتقاد بر این بوده است که به این زن بعد از حالت خلسه وجذبه، به تعبیر ما نوعی وحی و الهام می شده است و یکسری پیشگوئیها، توصیه ها و اخباراتی از غیب می کرده اند، و در واقع گویا آنها حلقه ی رابط بین مردم و عالم ملکوت بوده اند. یکبار در زمان سقراط، مردم آتن سؤالی از کاهنه ی معبد دلفی می کنند، از او می پرسند که«تو از خدایان بپرس داناترین مردم یونان کیست؟» بعد از این سؤال، وقتی آن زن به جذبه فرو می رود و از حالت خلسه و جذبه بیرون می آید، ادعا می کند که خدایان گفته اند: داناترین مردم یونان«سقراط» است.این خبر به گوش خود سقراط می رسد، او خود می گوید: وقتی این خبر را شنیدم که خدایان گفته اند داناترین مردم یونان سقراط است، پیش خودم گفتم من چه دانائی ای دارم که داناترین مردم یونانم. چیست که من می دانم و سایر مردم نمی دانند و به خاطر آن من از همه ی مردم یونان عالمتر شناخته شده ام. وی می گوید من هر چه در خودم تفحص کردم راهی پیدا نکردم، مگر این نکته که دیدم من و همه ی مردم یونان جاهلیم، ولی فرق من با همه یونانیان در این است که من به جهلم علم دارم و بقیه به این جهل هم جاهلند. به تعبیر امروزی، گویا جهلِ منِ سقراط بسیط است و جهل آنها مرکب و به تعبیر دقیقتر، جهل مضاعف است. این علم به جهل سبب شد که دو ویژگی در من پدید آید؛ یک ویژگی این که حال که می دانم که نمی دانم، باید مثل کسانی نباشم که نمی دانند که نمی دانند. آنهایی که نمی دانند هیچ وقت به دنبال دانستن نمی روند چون نمی دانند که نمی دانند، پس من که اینطور نیستم، باید دنبال دانستن بروم.
🔘 نتیجه ی دوم این که باید به هر سخنی گوش کرد؛ هیچ سخنی نیست که ما از شنیدنش بی نیاز باشیم، چون وقتی می توان گفت من از سخن شما بی نیازم که از شما عالمتر باشم، ولی وقتی همه جاهل باشیم، پس سخن هر کسی از ما برای دیگری شنیدنی است. باید یک سینه ی گشاده و شرح صدری داشت برای اینکه هر سخنی را از هرکسی شنید، شاید در آن سخن حقیقتی نهفته باشد که من بدان عالم نباشم.
🔘 وی می گوید من این دو ویژگی را تا آخر عمر حفظ می کنم؛ یکی اینکه در باب واقعیت ها و حقیت ها بی تفاوت نباشم بلکه به دنبال کشف واقع بروم، و دیگر اینکه هر کس دهانش را برای سخن گفتن باز کرد احتمال بدهم که شاید در سخن او چیزی برای من فهم بشود.
✏#مصطفی_ملکیان، تاریخ فلسفه، جلد۱.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگـــر از آسـمـان بـاران آزادی میبارید، بعضـی بـردگـان را میدیدم که با خود
چتـر حــمــل میکنـند!
✏افلاطون
🆔 @filsofak
اگـــر از آسـمـان بـاران آزادی میبارید، بعضـی بـردگـان را میدیدم که با خود
چتـر حــمــل میکنـند!
✏افلاطون
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🆔 @filsofak
#ویلیام_جیمز فیلسوف و روانشناسِ معروفِ نیمه ی دومِ قرن نوزدهم و نیمه ی اولِ قرنِ بیستم به صورتِ بسیار چشمگیر و دلنشینی نشان داد که بخشِ ناچیزی از عقاید ما مدلل به دلیل اند.
ایشان نشان دادند که امور روانیِ فراوانی می توانند عقیده ای را در ذهن و ضمیرِ ما راسخ بکنند:
1)بیم
2)امید
3)محبت
4)عداوت
5)منفعت شخصی
6)منفعتِ طبقاتی
7)روحیه ی همرنگی با جماعت
8)استدلال
یعنی به نظرِ ویلیام جیمز هشت علت می توانند یک عقیده را در ذهنِ شما راسخ کنند و یکی از این هشت علت استدلال است.
اما علت های غیر از استدلال به مراتب کثیرالوقوع ترند و در اینکه ما عقایدمان را بیابیم یا از دست بدهیم، تاثیر بیشتری دارند؛
بنابراین ورود و خروجِ عقاید به ذهن و ضمیر ما و از ذهن و ضمیر ما فقط تابع استدلال نیست و دیگر نمی شود گفت همه ی عقایدِ امروزیِ من نسبت به عقایدِ دیروزِ من برحق اند.[زیرا تنها علتِ تکونِ عقاید در اذهان و ضمائرِ ما استدلال نیست]
✏ #مصطفی_ملکیان
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
🆔 @filsofak
#ویلیام_جیمز فیلسوف و روانشناسِ معروفِ نیمه ی دومِ قرن نوزدهم و نیمه ی اولِ قرنِ بیستم به صورتِ بسیار چشمگیر و دلنشینی نشان داد که بخشِ ناچیزی از عقاید ما مدلل به دلیل اند.
ایشان نشان دادند که امور روانیِ فراوانی می توانند عقیده ای را در ذهن و ضمیرِ ما راسخ بکنند:
1)بیم
2)امید
3)محبت
4)عداوت
5)منفعت شخصی
6)منفعتِ طبقاتی
7)روحیه ی همرنگی با جماعت
8)استدلال
یعنی به نظرِ ویلیام جیمز هشت علت می توانند یک عقیده را در ذهنِ شما راسخ کنند و یکی از این هشت علت استدلال است.
اما علت های غیر از استدلال به مراتب کثیرالوقوع ترند و در اینکه ما عقایدمان را بیابیم یا از دست بدهیم، تاثیر بیشتری دارند؛
بنابراین ورود و خروجِ عقاید به ذهن و ضمیر ما و از ذهن و ضمیر ما فقط تابع استدلال نیست و دیگر نمی شود گفت همه ی عقایدِ امروزیِ من نسبت به عقایدِ دیروزِ من برحق اند.[زیرا تنها علتِ تکونِ عقاید در اذهان و ضمائرِ ما استدلال نیست]
✏ #مصطفی_ملکیان
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دلم می خواهد به همه ى عقاید
احترام بگذارم،
ولی احترام به بعضی از آن ها
توهین به شعور خودم
محسوب می شود!
پس در بهترین حالت،
تحملشان می کنم و هیچ نمی گویم!
✏ #آنتونی_هاپکینز
🆔 @filsofak
دلم می خواهد به همه ى عقاید
احترام بگذارم،
ولی احترام به بعضی از آن ها
توهین به شعور خودم
محسوب می شود!
پس در بهترین حالت،
تحملشان می کنم و هیچ نمی گویم!
✏ #آنتونی_هاپکینز
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🆔 @filsofak
آزادی چه تعریفی دارد؟
جان استوارت میل ، فیلسوف شهیر انگلیسی ، در کتاب "درباره ی آزادی" تعریف مهمی از آزادی و مفهوم آن ارائه می دهد :
"آزادی من برای حرکت دادن مشتم در هوا آنجایی به پایان میرسد که صورت شما آغاز میشود . یگانه دلیل موجه برای آنکه مرا از عملی کردن خواسته ام باز دارند ، یا وادارم کنند که برخلاف خواسته ام عمل کنم ، این است که شخص دیگری از اعمال من آسیب ببیند.
زندگی خصوصی من به خودم مربوط است . مادامی که عملا با کردار خود به شخص دیگری آسیب نمی رسانم قدرت و جامعه حق دخالت در آن را ندارد .
هر کس که بالغ شده باشد و بتواند تصمیم های آگاهانه بگیرد باید از آزادی روش زندگی برخوردار باشد . حتی اگر من با اعمالم به خودم آسیب برسانم ، این دلیل کافی برای مداخله ی قدرت و جامعه در زندگی شخصی من نخواهد بود .
پدر مآبی یعنی کنترل اعمال افراد با این استدلال که خیر آنها را بهتر از خودشان تشخیص میدهند و این تنها در حق کودکان ، بیماران روانی و افراد غیر متمدن صادق است نه افراد بالغ ، آگاه و تحصیل کرده ..."
✏نایجل_واربرتون
کتاب: آثار کلاسیک فلسفه.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
🆔 @filsofak
آزادی چه تعریفی دارد؟
جان استوارت میل ، فیلسوف شهیر انگلیسی ، در کتاب "درباره ی آزادی" تعریف مهمی از آزادی و مفهوم آن ارائه می دهد :
"آزادی من برای حرکت دادن مشتم در هوا آنجایی به پایان میرسد که صورت شما آغاز میشود . یگانه دلیل موجه برای آنکه مرا از عملی کردن خواسته ام باز دارند ، یا وادارم کنند که برخلاف خواسته ام عمل کنم ، این است که شخص دیگری از اعمال من آسیب ببیند.
زندگی خصوصی من به خودم مربوط است . مادامی که عملا با کردار خود به شخص دیگری آسیب نمی رسانم قدرت و جامعه حق دخالت در آن را ندارد .
هر کس که بالغ شده باشد و بتواند تصمیم های آگاهانه بگیرد باید از آزادی روش زندگی برخوردار باشد . حتی اگر من با اعمالم به خودم آسیب برسانم ، این دلیل کافی برای مداخله ی قدرت و جامعه در زندگی شخصی من نخواهد بود .
پدر مآبی یعنی کنترل اعمال افراد با این استدلال که خیر آنها را بهتر از خودشان تشخیص میدهند و این تنها در حق کودکان ، بیماران روانی و افراد غیر متمدن صادق است نه افراد بالغ ، آگاه و تحصیل کرده ..."
✏نایجل_واربرتون
کتاب: آثار کلاسیک فلسفه.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق
عقیده ای که ادعا کند کامل است
دیگر "پویا" نیست
عقیده ای که ادعا کند پویاست
دیگر "کامل" نیست
عقیده ای که ادعا کند کامل و پویاست
دیگر "راستگو" نیست
✍استیون هاوکینگ
🆔 @filsofak
عقیده ای که ادعا کند کامل است
دیگر "پویا" نیست
عقیده ای که ادعا کند پویاست
دیگر "کامل" نیست
عقیده ای که ادعا کند کامل و پویاست
دیگر "راستگو" نیست
✍استیون هاوکینگ
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
کروگستاد: قانون کاری به علت جرم ندارد.
نورا: پس قانون خیلی احمقانه است.
✏هنریک ایبسن، خانه عروسک.
🆔 @filsofak
کروگستاد: قانون کاری به علت جرم ندارد.
نورا: پس قانون خیلی احمقانه است.
✏هنریک ایبسن، خانه عروسک.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﻭﺍﻗﻊ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﻭ ﻫﻤﮕﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﻣﯽﻓﻬﻤﺪ ﻭ ﺍﺭﺝ ﻣﯽﻧﻬﺪ. ﮐﺴﯽ ﮐﻪ
ﺳﻄﺤﯽ ﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺳﻄﺤﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ؛ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﻣﯽ ﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻋﺎﻣﯿﺎﻧﻪ ﺭﺍ؛
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﺳﺖ، ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﻐﺸﻮﺵ ﺭﺍ؛ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺑﻠﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﻬﻤﻼﺕ ﺭﺍ. ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ
ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ، ﺁﺛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ ﮐﻪ ﮐﺎﻣﻼً ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻤﮕﻮﻥ ﺍﺳﺖ.
✏ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺣﮑﻤﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ|ﺩﺭﺑﺎﺭﻩﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﯿﻢ.
🆔 @filsofak
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﻭﺍﻗﻊ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﻭ ﻫﻤﮕﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﻣﯽﻓﻬﻤﺪ ﻭ ﺍﺭﺝ ﻣﯽﻧﻬﺪ. ﮐﺴﯽ ﮐﻪ
ﺳﻄﺤﯽ ﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺳﻄﺤﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ؛ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﻣﯽ ﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻋﺎﻣﯿﺎﻧﻪ ﺭﺍ؛
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﺳﺖ، ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﻐﺸﻮﺵ ﺭﺍ؛ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺑﻠﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﻬﻤﻼﺕ ﺭﺍ. ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ
ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ، ﺁﺛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ ﮐﻪ ﮐﺎﻣﻼً ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻤﮕﻮﻥ ﺍﺳﺖ.
✏ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺣﮑﻤﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ|ﺩﺭﺑﺎﺭﻩﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﯿﻢ.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
خوشبختى و خرد با هم
يك تفاوت اساسى دارند:
كسي كه فكر میكند خوشحال ترين
آدم است، واقعاً هست...
اما كسي كه فكر میكند خردمندترين آدم است معمولاً ابله ترين است!
✏ | فرانسیس بیکن |
🆔 @filsofak
خوشبختى و خرد با هم
يك تفاوت اساسى دارند:
كسي كه فكر میكند خوشحال ترين
آدم است، واقعاً هست...
اما كسي كه فكر میكند خردمندترين آدم است معمولاً ابله ترين است!
✏ | فرانسیس بیکن |
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍کوشش اقناعی چیست؟
تلویزیون را روشن میکنید؛ آگهی تبلیغاتی پخش میکند. رادیو را باز میکنید؛ کارشناسی دارد دربارهی فایدههای ورزش صحبت میکند. لای روزنامه را باز میکنید؛ نویسندهای مطلبی نوشته دربارهی کامیابی یا ناکامی دولت در حل مشکلات اقتصادی. یک مقالهی تخصصی مربوط به رشتهی خودتان را میخوانید.
همهی اینها کوشش اقناعیاند. کوشش اقناعی به کوششی گفته میشود که انسانها برای ایجاد یک باور در دیگران انجام میدهند. کسی که دربارهی فایدههای ورزش صحبت میکند میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «ورزش مفید است» یا «باید ورزش کرد». کسی که در روزنامه دربارهی کامیابی یا ناکامی دولت مطلب نوشته میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «دولت در حل مشکلات اقتصادی موفق بوده است» یا «دولت در حل مشکلات اقتصادی ناموفق بوده است» یا «باید در انتخابات بعدی به رئیسجمهور فعلی رأی داد» یا «نباید در انتخابات بعدی به رئیسجمهور فعلی رأی داد» و ... . آگهی تبلیغاتی هم نوعی کوشش اقناعی ست که میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «باید فلان کالا را بخرم» یا «بهتر است فلان کالا را بخرم» یا «اگر از فلان کالای آرایشی استفاده کنم جذابتر میشوم» یا «اگر از فلان کالای غذایی استفاده کنم سالمتر خواهم ماند» و ... .
کوشش اقناعی، به خودی خود، کاری طبیعی است که همهی ما انجام میدهیم. اما باید حواسمان باشد که در برابر هر کوشش اقناعیای تسلیم نشویم؛ اجازه ندهیم که هر کسی هر باوری را در ما ایجاد کند.
کوششهای اقناعی به دو دستهی اصلی تقسیم میشوند: «استدلال» و «خطابه». کسی که استدلال میکند بیشتر به سراغ عقل ما میرود و سعی میکند عقل ما را قانع کند که فلان باور صادق (درست) یا موجه است. اما کسی که خطابه میکند بیشتر به سراغ احساسات ما میرود و سعی میکند با تحریک احساسات ما باورهایی را در ما ایجاد کند. یکی از مهمترین گامها در مسیر سنجشگرانهاندیش شدن این است که بهشدت به خطابه حساس باشیم و درست همان طور که از بدنمان در برابر میکروبها و ویروسهای کشنده محافظت میکنم از ذهنمان هم در برابر خطابهها و ترفندهای خطابی دفاع کنیم و اجازه ندهیم دیگران با تحریک احساساتمان باورهای مطلوبِ خودشان را در ما ایجاد کنند.
نمونهی استدلال:
تا زمانی که فرهنگ یک جامعه اصلاح نشود وضعیت سیاسی و اقتصادی و امنیتی آن هم اصلاح نخواهد شد. مهمترین بخش از فرهنگ جامعه باورهای رایج در آن جامعه است. بنابراین، برای هر گونه اصلاحی، ضروری ست که باورهای رایج در جامعه اصلاح شود.
نمونهی خطابه:
واقعاً عجیب است که بعضیها میخواهند در انتخابات بعدی هم به دولت کنونی رأی بدهند. این دولت همهی کشور را به تباهی کشانده و عزت و شرف ما را لکهدار کرده است. این دولت استقلال ما را به کشورهای خارجی فروخته است. فقط کسانی که از عرق ملی برخوردار نباشند یا به ناآگاهی عمیق دچار باشند میتوانند دوباره به این دولت رأی دهند.
آیا همهی خطابهها میخواهند باور غلط در ذهن ما ایجاد کنند؟ خیر. اما حتی اگر آن باور صادق باشد، بهتر است خطابه را کنار بگذاریم و برایش به دنبال دلیل بگردیم.
همهی استدلالها هم صحیح نیستند. به استدلالهای ناصحیح «مغالطه» گفته میشود. باید توجه داشت که هر کوشش اقناعی ممکن است ترکیبی از مغالطه، خطابه، و استدلال صحیح باشد و اگر بخواهیم یک کوشش اقناعی را ارزیابی کنیم باید خطابه و استدلال صحیح و مغالطه را از هم تفکیک کنیم.
در بخشهای دیگر این فرهنگ، برخی از مغالطهها و ترفندهای خطابی را معرفی خواهیم کرد.
🆔 @filsofak
(1) Bowel & Kemp “Critical Thinking; A Concise Guide”, Routledge
(2) لوبلان، «واضح اندیشیدن»، ترجمهی مهدی خسروانی، نشر گمان
(3) ریچارد پل و لیندا الدر، «مغالطههای پرکاربرد»، نشر نو، زیر چاپ.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
📍کوشش اقناعی چیست؟
تلویزیون را روشن میکنید؛ آگهی تبلیغاتی پخش میکند. رادیو را باز میکنید؛ کارشناسی دارد دربارهی فایدههای ورزش صحبت میکند. لای روزنامه را باز میکنید؛ نویسندهای مطلبی نوشته دربارهی کامیابی یا ناکامی دولت در حل مشکلات اقتصادی. یک مقالهی تخصصی مربوط به رشتهی خودتان را میخوانید.
همهی اینها کوشش اقناعیاند. کوشش اقناعی به کوششی گفته میشود که انسانها برای ایجاد یک باور در دیگران انجام میدهند. کسی که دربارهی فایدههای ورزش صحبت میکند میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «ورزش مفید است» یا «باید ورزش کرد». کسی که در روزنامه دربارهی کامیابی یا ناکامی دولت مطلب نوشته میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «دولت در حل مشکلات اقتصادی موفق بوده است» یا «دولت در حل مشکلات اقتصادی ناموفق بوده است» یا «باید در انتخابات بعدی به رئیسجمهور فعلی رأی داد» یا «نباید در انتخابات بعدی به رئیسجمهور فعلی رأی داد» و ... . آگهی تبلیغاتی هم نوعی کوشش اقناعی ست که میخواهد این باور را در ما ایجاد کند که «باید فلان کالا را بخرم» یا «بهتر است فلان کالا را بخرم» یا «اگر از فلان کالای آرایشی استفاده کنم جذابتر میشوم» یا «اگر از فلان کالای غذایی استفاده کنم سالمتر خواهم ماند» و ... .
کوشش اقناعی، به خودی خود، کاری طبیعی است که همهی ما انجام میدهیم. اما باید حواسمان باشد که در برابر هر کوشش اقناعیای تسلیم نشویم؛ اجازه ندهیم که هر کسی هر باوری را در ما ایجاد کند.
کوششهای اقناعی به دو دستهی اصلی تقسیم میشوند: «استدلال» و «خطابه». کسی که استدلال میکند بیشتر به سراغ عقل ما میرود و سعی میکند عقل ما را قانع کند که فلان باور صادق (درست) یا موجه است. اما کسی که خطابه میکند بیشتر به سراغ احساسات ما میرود و سعی میکند با تحریک احساسات ما باورهایی را در ما ایجاد کند. یکی از مهمترین گامها در مسیر سنجشگرانهاندیش شدن این است که بهشدت به خطابه حساس باشیم و درست همان طور که از بدنمان در برابر میکروبها و ویروسهای کشنده محافظت میکنم از ذهنمان هم در برابر خطابهها و ترفندهای خطابی دفاع کنیم و اجازه ندهیم دیگران با تحریک احساساتمان باورهای مطلوبِ خودشان را در ما ایجاد کنند.
نمونهی استدلال:
تا زمانی که فرهنگ یک جامعه اصلاح نشود وضعیت سیاسی و اقتصادی و امنیتی آن هم اصلاح نخواهد شد. مهمترین بخش از فرهنگ جامعه باورهای رایج در آن جامعه است. بنابراین، برای هر گونه اصلاحی، ضروری ست که باورهای رایج در جامعه اصلاح شود.
نمونهی خطابه:
واقعاً عجیب است که بعضیها میخواهند در انتخابات بعدی هم به دولت کنونی رأی بدهند. این دولت همهی کشور را به تباهی کشانده و عزت و شرف ما را لکهدار کرده است. این دولت استقلال ما را به کشورهای خارجی فروخته است. فقط کسانی که از عرق ملی برخوردار نباشند یا به ناآگاهی عمیق دچار باشند میتوانند دوباره به این دولت رأی دهند.
آیا همهی خطابهها میخواهند باور غلط در ذهن ما ایجاد کنند؟ خیر. اما حتی اگر آن باور صادق باشد، بهتر است خطابه را کنار بگذاریم و برایش به دنبال دلیل بگردیم.
همهی استدلالها هم صحیح نیستند. به استدلالهای ناصحیح «مغالطه» گفته میشود. باید توجه داشت که هر کوشش اقناعی ممکن است ترکیبی از مغالطه، خطابه، و استدلال صحیح باشد و اگر بخواهیم یک کوشش اقناعی را ارزیابی کنیم باید خطابه و استدلال صحیح و مغالطه را از هم تفکیک کنیم.
در بخشهای دیگر این فرهنگ، برخی از مغالطهها و ترفندهای خطابی را معرفی خواهیم کرد.
🆔 @filsofak
(1) Bowel & Kemp “Critical Thinking; A Concise Guide”, Routledge
(2) لوبلان، «واضح اندیشیدن»، ترجمهی مهدی خسروانی، نشر گمان
(3) ریچارد پل و لیندا الدر، «مغالطههای پرکاربرد»، نشر نو، زیر چاپ.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍پیگیر باشید و جوین کنيد🌼👇👇
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63