⛪️ "نوتردام و درسی در دیپلماسی عمومی"
علی نصری
هنوز شعلههای آتش از سقف کلیسای نوتردام پاریس زبانه میکشید که پیامهای افسوس، دعاهای خیر و عکسهای نوستالژیک در کنار جملات رُمان «گوژپشت نوتردام» ویکتور هوگو، از چهار گوشه ی جهان تمام فضای رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی را پُر کرده بود. چند ساعتی از حادثه نگذشته، اکثر شخصیتهای سرشناس فرهنگی و سیاسی جهان پیامهای تسلیت خود را برای دولت و ملت فرانسه ارسال نمودند و هنوز خاکستر این بنای تاریخی سرد نشده، مبلغی بالغ بر یک میلیارد یورو برای بازسازیاش از این سو و آن سو به سمت پاریس روانه میشد. طبیعتاً در کنار این موج همدردی با مردم فرانسه، این سوال نیز برای بسیاری مطرح شد که چرا هنگامی که حوادث مشابهی - یا بعضاً به مراتب سهمگینتر و همراه با تلفات سنگین انسانی - در سایر کشورها رخ میدهد، نه تنها خبری از چنین واکنشهای همدلانه نیست که عمدتاً با سکوت و بیتفاوتی همراه است. مثلاً وقتی شهر باستانی پالمیرا در سوریه بدست داعش ویران میشد، یا موزه ملی بغداد در مقابل چشم سربازان آمریکایی به غارت میرفت، نه آهی به آسمان میرفت، نه اشکی بر زمین میریخت و نه دستی برای یاری و بازسازی دراز میشد؟
اولین جواب مسلمی که در برابر این سوال به ذهن میرسد و البته واقعیت تلخی نیز در آن نهفته است؛ تبعیض آشکاری است که در افکار عمومی جهان نسبت به رنج انسان غربی در مقابل انسان «جهان سومی» وجود دارد. انسان غربی نه تنها «جان»ش از انسان شرقی ارزشمندتر است که میراث تاریخی، فرهنگی و تمدنیاش نیز بس گرانقدرتر محسوب میشود. این تبعیض تا بن استخوان نهادهای سیاسی بینالمللی و رسانههای جمعی و حتی در ذهن خود انسان «جهان سومی» رخنه کرده و در شرایط مختلف خودش را به انواع شکلها نمایان میکند.
اما جدا از این واقعیت تلخ، دلیل دیگری نیز برای این واکنشها وجود دارد:یک نگاهی به نقشه جغرافیا و مردمشناسی جهان بیاندازیم. از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کره ی زمین نزدیک به ۲۰۰ کشور با هزاران فرهنگ و زبان و آداب و رسوم دیده میشود. کشورهایی که عمدتاً نامشان را هم نمیدانیم و ملتها و فرهنگهایی با قدمت هزاران ساله - که اگر چه تاریخ بشر را شکل دادهاند - اما جز برای تاریخ دانان و محققان مردمشناسی، در افکار عمومی شناختی از آنها وجود ندارد.اما در میان این همه کشور و فرهنگ، چند ملت انگشتشماری هستند که با شنیدن نامشان تصویری مشخص و یکسان در ذهن تمام مردم جهان نقش میبندد. مثلاً با شندین نام «فرانسه»، تصویر یک انسان رمانتیک، عاشقپیشه، خوشلباس و کمی مغرور در ذهن تداعی میشود. با شنیدن اسم «آلمان» تصویر یک انسان منضبط، دقیق و قانونمند. «ژاپن» انسانی سختکوش، با پشتکار و شرافتمند. «ایتالیا» انسانی خونگرم و پُرشور و پُرحرف و الخ.
این تصاویر فارغ از اینکه تا چه اندازه واقعیت آن فرهنگها و جوامع را منعکس میکنند، محصول سالها «برند سازی» (نامند سازی) آنها در عرصه ی «دیپلماسی عمومی» از «هویت» خودشان است. یعنی آن جوامع سالها از طریق رسانهها، صنعت گردشگری، هنر٬ ادبیات، سینما و تعاملات فرهنگیشان با سایر ملتها، به صورت کاملاً عامدانه و آگاهانه تصویری «آشنا» از هویت خود در افکار عمومی جهان ساختهاند و همواره برای حفظ آن میکوشند و هزینه میکنند. برخوردار بودن از یک تصویر «آشنا» نزد افکار عمومی جهانیان اهمیت فوقالعادهای دارد؛ نه تنها یک ابزار دیپلماسی قدرتمند است که جایگاه بینالمللی و نفوذ فرهنگی یک ملت را در عرصه ی جهانی ارتقا میبخشد که «امنیت» آن را نیز - با ایجاد همذاتپنداری و تعصبآفرینی نسبت به جان و تاریخ و فرهنگ خود در سایر ملتها - تا حد زیادی تضمین میکند.
@explorermindset 🌐
علی نصری
هنوز شعلههای آتش از سقف کلیسای نوتردام پاریس زبانه میکشید که پیامهای افسوس، دعاهای خیر و عکسهای نوستالژیک در کنار جملات رُمان «گوژپشت نوتردام» ویکتور هوگو، از چهار گوشه ی جهان تمام فضای رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی را پُر کرده بود. چند ساعتی از حادثه نگذشته، اکثر شخصیتهای سرشناس فرهنگی و سیاسی جهان پیامهای تسلیت خود را برای دولت و ملت فرانسه ارسال نمودند و هنوز خاکستر این بنای تاریخی سرد نشده، مبلغی بالغ بر یک میلیارد یورو برای بازسازیاش از این سو و آن سو به سمت پاریس روانه میشد. طبیعتاً در کنار این موج همدردی با مردم فرانسه، این سوال نیز برای بسیاری مطرح شد که چرا هنگامی که حوادث مشابهی - یا بعضاً به مراتب سهمگینتر و همراه با تلفات سنگین انسانی - در سایر کشورها رخ میدهد، نه تنها خبری از چنین واکنشهای همدلانه نیست که عمدتاً با سکوت و بیتفاوتی همراه است. مثلاً وقتی شهر باستانی پالمیرا در سوریه بدست داعش ویران میشد، یا موزه ملی بغداد در مقابل چشم سربازان آمریکایی به غارت میرفت، نه آهی به آسمان میرفت، نه اشکی بر زمین میریخت و نه دستی برای یاری و بازسازی دراز میشد؟
اولین جواب مسلمی که در برابر این سوال به ذهن میرسد و البته واقعیت تلخی نیز در آن نهفته است؛ تبعیض آشکاری است که در افکار عمومی جهان نسبت به رنج انسان غربی در مقابل انسان «جهان سومی» وجود دارد. انسان غربی نه تنها «جان»ش از انسان شرقی ارزشمندتر است که میراث تاریخی، فرهنگی و تمدنیاش نیز بس گرانقدرتر محسوب میشود. این تبعیض تا بن استخوان نهادهای سیاسی بینالمللی و رسانههای جمعی و حتی در ذهن خود انسان «جهان سومی» رخنه کرده و در شرایط مختلف خودش را به انواع شکلها نمایان میکند.
اما جدا از این واقعیت تلخ، دلیل دیگری نیز برای این واکنشها وجود دارد:یک نگاهی به نقشه جغرافیا و مردمشناسی جهان بیاندازیم. از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کره ی زمین نزدیک به ۲۰۰ کشور با هزاران فرهنگ و زبان و آداب و رسوم دیده میشود. کشورهایی که عمدتاً نامشان را هم نمیدانیم و ملتها و فرهنگهایی با قدمت هزاران ساله - که اگر چه تاریخ بشر را شکل دادهاند - اما جز برای تاریخ دانان و محققان مردمشناسی، در افکار عمومی شناختی از آنها وجود ندارد.اما در میان این همه کشور و فرهنگ، چند ملت انگشتشماری هستند که با شنیدن نامشان تصویری مشخص و یکسان در ذهن تمام مردم جهان نقش میبندد. مثلاً با شندین نام «فرانسه»، تصویر یک انسان رمانتیک، عاشقپیشه، خوشلباس و کمی مغرور در ذهن تداعی میشود. با شنیدن اسم «آلمان» تصویر یک انسان منضبط، دقیق و قانونمند. «ژاپن» انسانی سختکوش، با پشتکار و شرافتمند. «ایتالیا» انسانی خونگرم و پُرشور و پُرحرف و الخ.
این تصاویر فارغ از اینکه تا چه اندازه واقعیت آن فرهنگها و جوامع را منعکس میکنند، محصول سالها «برند سازی» (نامند سازی) آنها در عرصه ی «دیپلماسی عمومی» از «هویت» خودشان است. یعنی آن جوامع سالها از طریق رسانهها، صنعت گردشگری، هنر٬ ادبیات، سینما و تعاملات فرهنگیشان با سایر ملتها، به صورت کاملاً عامدانه و آگاهانه تصویری «آشنا» از هویت خود در افکار عمومی جهان ساختهاند و همواره برای حفظ آن میکوشند و هزینه میکنند. برخوردار بودن از یک تصویر «آشنا» نزد افکار عمومی جهانیان اهمیت فوقالعادهای دارد؛ نه تنها یک ابزار دیپلماسی قدرتمند است که جایگاه بینالمللی و نفوذ فرهنگی یک ملت را در عرصه ی جهانی ارتقا میبخشد که «امنیت» آن را نیز - با ایجاد همذاتپنداری و تعصبآفرینی نسبت به جان و تاریخ و فرهنگ خود در سایر ملتها - تا حد زیادی تضمین میکند.
@explorermindset 🌐
اگر تمام انسانها منهای یک نفر یک عقیده واحد داشتند و تنها آن شخص عقیده ی مخالف داشت، عمل اینان در خاموش کردن آن یک نفر به همان اندازه ناحق و ناروا می بود که اگر آن شخص، اگر قدرتش را داشت، بقیه را به زور خاموش میکرد.
جان استوارت میل، فیلسوف قرن ۱۹
@explorermindset 🌐
جان استوارت میل، فیلسوف قرن ۱۹
@explorermindset 🌐
چنگیزهای زندگی شما چه کسانی هستند ؟
-نویسنده نامعلوم
یه کلاسِ انگلیسی هفتهای دو روز تو مدت کوتاه چند ماههای که وین بودم میرفتم. راستش انگلیسیم اینقدر خوب بود که به اون کلاس نرم، ولی دو چیزِ اون کلاس برام خیلی جالب بود ...دور تا دورِ اون اتاق کوچیک صندلی بود و ماها از کشورهایِ مختلف با سنین مختلف مثلِ یه دورِ همی رویِ اون صندلیها مینشستیم و سعی میکردیم با انگلیسی حرف زدن با هم ارتباط برقرار کنیم. نیم ساعتِ آخرِ کلاس هم به حرف زدنِ هر فردِ داوطلبی راجعِ به موضوعِ تعیین شده از جلسه قبل بود.
اون روز بارونی زیبا آخرهایِ خرداد رو در وین هرگز فراموش نمیکنم.
مدرسِ جوانِ کلاس از همه ی ما خواسته بود که بگیم قهرمان و الگویِ زندگیمون کیه. نوبت رسید به دخترکِ جوانِ آرومی با چشمایِ بادومی و صورتِ گردِ بامزش که برایِ ادامه تحصیل و گرفتنِ دکترا در یک رشته ی هنری به وین اومده بود. از مغولستان اومده بود. اولین مغولی بود که از نزدیک میدیدم. آروم و خجول و مهربون بود.
شروع به حرف زدن کرد. هر چه اون بیشتر از قهرمانِ زندگیش حرف میزد، ما همه با چشمهایِ از حدقه در اومده بروبر نگاهش میکردیم. با تمامِ احساسش از مردِ مهربان و فداکاری حرف میزد که میگفت عاشقانه دوستش داره و در تمامِ زندگیش سعی کرده اونو الگویِ زندگیش قرار بده. با زیباترین کلمات قهرمانِ زندگیشو توصیف میکرد و تحسینش میکرد. و اونو مثلِ "پدری مهربان" میدونست. هر چه اون بیشتر میگفت، ما شوکه تر میشدیم.
خب راستش دوست داشتنِ آدمی که اون توصیف میکرد، کاملا منطقی و طبیعی بود. ولی همه ی ما شوکه ی نامی بودیم که اون این توصیفات رو در موردش میکرد. اینقدر برایِ همه ی ما عجیب بود که وقتی حرفاش تموم شد، فقط بروبر نگاهش میکردیم. با لبخندی رویِ لبش منتظر بود که اگر سؤالی داریم بپرسیم یا تشویقش کنیم.
من درست روبروش نشسته بودم، آروم و با احتیاط ازش پرسیدم: "اینا که گفتی راجع به چنگیز خانِ مغول بود یا یکی دیگه؟ " با اطمینان جواب داد: "چنگیزِ بزرگ، تموچینِ عزیز، اون مردِ بزرگیه."
مدرسِ جوونِ کلاس رویِ تختهِ وایت بردِ کلاس اسمِ چنگیز رو با حروفِ انگلیسی نوشت و پرسید: "اینو میگی؟ " دخترک خوشحال و مطمئن گفت بله. من تنها ایرانی کلاس نبودم.
پسرِ جوانی گفت: "چنگیز خان یه قاتله، یه خونخوار بزرگ، تو اینو نمیدونی؟؟ " دخترکِ مغول با چشممهایِ در اومده فوری منکر شد، نه این اون نیست، اشتباه میکنین. اون مهربون و بزرگ و فوقالعاده بوده.
من بهش توضیح دادم: "اون به کشورِ من حمله کرده و تقریبا هر کی سرِ راهیش بوده کشته. به خیلی کشورها رفته و این کار رو کرده،. معروفه. اون کجاش مهربون و فوقالعاده و قهرمان بوده؟ "
دخترک اصرار کرد: "اشتباه میکنین. با یکی دیگه اشتباه گرفتین."
خانمی از لهستان که با نامزدش کلاسها رو شرکت میکرد، کنارِ دخترک مغول نشسته بود، رویِ گوشی موبایلش، عکسِ چنگیز خان رو بهش نشون داد و توضیحاتِ زیرِ عکس رو براش خوند. دستهایِ دخترک میلرزید. همه شروع کردن هر چی راجع به چنگیز خان میدونستن به دخترک گفتن. شوکّه بود، با چشمایِ پر اشک گفت: "اینا دروغه، اینا رو حتما دشمناش گفتن. اون مردِ بزرگ و مهربونی بوده." هر چه ما اصرار میکردیم، اون منکر میشد.
دیگه داشت عصبانی میشد. هی میگفت: "مهربون بوده." همکلاسی شیطونِ آلمانیمون خندید و گفت: "به هر کسی میشه لقبِ مهربون داد غیرِ چنگیز خان مغول،" و
یه عکسِ ترسناک از چنگیز خان رویِ مبایلش به دخترک مغول نشون داد. دخترک گوشی موبایلشو در آورد و عکسِ بک گراندِ گوشیشو نشونمون داد و
گفت: "اشتباه میکنین، اینه."
اینقدر حرفهاش برایِ همه ی ما عجیب بود که همه با هم یهو زدیم زیرِ خنده. کی فکر میکرد یه روزی بشینیم و به یه نفر که در وصفِ انسانیتِ چنگیز خانِ مغول حرف میزد گوش بدیم آخه؟ دخترک با چشمایِ اشکی و ناراحت نگاهمون میکرد. مدرسِ جوونِ کلاس سعی کرد میونه رو بگیره: "چند تا لینک از چند تا کتابخونه ی معتبر برای همه میفرستم، اونا رو میخونیم و دفعه ی بعد در موردش حرف میزنیم، چطوره؟ "
اون دخترِ مغول دیگه هرگز به اون کلاس نیومد. نمیدونم هیچوقت اون لینکها رو خوند یا نه. شاید خوند و نتونست با حقیقت روبرو شه. نمیدونم! ولی اینو میدونم که من خودم چندین روز خوب نخوابیدم، صدها بار از خودم سوال کردم:
"چنگیزهایِ زندگی من کی هستند؟ " سوالِ خیلی ترسناکی بود...اون روزِ بارونی فهمیدم شجاعانهترین کارِ دنیا حرف زدن با آدمها از کشورها و با فرهنگهایِ مختلفه. و
فرصتِ دادن به خودمون که گاهی دنیا رو با چشمهایِ دیگران هم ببینیم.
تا وین بودم، تمامِ جلساتِ اون کلاس رو شرکت کردم، و از اون روز تمامِ تلاشمو کرده ام که قهرمانی در زندگیم نداشته باشم.
@explorermindset 🌐
-نویسنده نامعلوم
یه کلاسِ انگلیسی هفتهای دو روز تو مدت کوتاه چند ماههای که وین بودم میرفتم. راستش انگلیسیم اینقدر خوب بود که به اون کلاس نرم، ولی دو چیزِ اون کلاس برام خیلی جالب بود ...دور تا دورِ اون اتاق کوچیک صندلی بود و ماها از کشورهایِ مختلف با سنین مختلف مثلِ یه دورِ همی رویِ اون صندلیها مینشستیم و سعی میکردیم با انگلیسی حرف زدن با هم ارتباط برقرار کنیم. نیم ساعتِ آخرِ کلاس هم به حرف زدنِ هر فردِ داوطلبی راجعِ به موضوعِ تعیین شده از جلسه قبل بود.
اون روز بارونی زیبا آخرهایِ خرداد رو در وین هرگز فراموش نمیکنم.
مدرسِ جوانِ کلاس از همه ی ما خواسته بود که بگیم قهرمان و الگویِ زندگیمون کیه. نوبت رسید به دخترکِ جوانِ آرومی با چشمایِ بادومی و صورتِ گردِ بامزش که برایِ ادامه تحصیل و گرفتنِ دکترا در یک رشته ی هنری به وین اومده بود. از مغولستان اومده بود. اولین مغولی بود که از نزدیک میدیدم. آروم و خجول و مهربون بود.
شروع به حرف زدن کرد. هر چه اون بیشتر از قهرمانِ زندگیش حرف میزد، ما همه با چشمهایِ از حدقه در اومده بروبر نگاهش میکردیم. با تمامِ احساسش از مردِ مهربان و فداکاری حرف میزد که میگفت عاشقانه دوستش داره و در تمامِ زندگیش سعی کرده اونو الگویِ زندگیش قرار بده. با زیباترین کلمات قهرمانِ زندگیشو توصیف میکرد و تحسینش میکرد. و اونو مثلِ "پدری مهربان" میدونست. هر چه اون بیشتر میگفت، ما شوکه تر میشدیم.
خب راستش دوست داشتنِ آدمی که اون توصیف میکرد، کاملا منطقی و طبیعی بود. ولی همه ی ما شوکه ی نامی بودیم که اون این توصیفات رو در موردش میکرد. اینقدر برایِ همه ی ما عجیب بود که وقتی حرفاش تموم شد، فقط بروبر نگاهش میکردیم. با لبخندی رویِ لبش منتظر بود که اگر سؤالی داریم بپرسیم یا تشویقش کنیم.
من درست روبروش نشسته بودم، آروم و با احتیاط ازش پرسیدم: "اینا که گفتی راجع به چنگیز خانِ مغول بود یا یکی دیگه؟ " با اطمینان جواب داد: "چنگیزِ بزرگ، تموچینِ عزیز، اون مردِ بزرگیه."
مدرسِ جوونِ کلاس رویِ تختهِ وایت بردِ کلاس اسمِ چنگیز رو با حروفِ انگلیسی نوشت و پرسید: "اینو میگی؟ " دخترک خوشحال و مطمئن گفت بله. من تنها ایرانی کلاس نبودم.
پسرِ جوانی گفت: "چنگیز خان یه قاتله، یه خونخوار بزرگ، تو اینو نمیدونی؟؟ " دخترکِ مغول با چشممهایِ در اومده فوری منکر شد، نه این اون نیست، اشتباه میکنین. اون مهربون و بزرگ و فوقالعاده بوده.
من بهش توضیح دادم: "اون به کشورِ من حمله کرده و تقریبا هر کی سرِ راهیش بوده کشته. به خیلی کشورها رفته و این کار رو کرده،. معروفه. اون کجاش مهربون و فوقالعاده و قهرمان بوده؟ "
دخترک اصرار کرد: "اشتباه میکنین. با یکی دیگه اشتباه گرفتین."
خانمی از لهستان که با نامزدش کلاسها رو شرکت میکرد، کنارِ دخترک مغول نشسته بود، رویِ گوشی موبایلش، عکسِ چنگیز خان رو بهش نشون داد و توضیحاتِ زیرِ عکس رو براش خوند. دستهایِ دخترک میلرزید. همه شروع کردن هر چی راجع به چنگیز خان میدونستن به دخترک گفتن. شوکّه بود، با چشمایِ پر اشک گفت: "اینا دروغه، اینا رو حتما دشمناش گفتن. اون مردِ بزرگ و مهربونی بوده." هر چه ما اصرار میکردیم، اون منکر میشد.
دیگه داشت عصبانی میشد. هی میگفت: "مهربون بوده." همکلاسی شیطونِ آلمانیمون خندید و گفت: "به هر کسی میشه لقبِ مهربون داد غیرِ چنگیز خان مغول،" و
یه عکسِ ترسناک از چنگیز خان رویِ مبایلش به دخترک مغول نشون داد. دخترک گوشی موبایلشو در آورد و عکسِ بک گراندِ گوشیشو نشونمون داد و
گفت: "اشتباه میکنین، اینه."
اینقدر حرفهاش برایِ همه ی ما عجیب بود که همه با هم یهو زدیم زیرِ خنده. کی فکر میکرد یه روزی بشینیم و به یه نفر که در وصفِ انسانیتِ چنگیز خانِ مغول حرف میزد گوش بدیم آخه؟ دخترک با چشمایِ اشکی و ناراحت نگاهمون میکرد. مدرسِ جوونِ کلاس سعی کرد میونه رو بگیره: "چند تا لینک از چند تا کتابخونه ی معتبر برای همه میفرستم، اونا رو میخونیم و دفعه ی بعد در موردش حرف میزنیم، چطوره؟ "
اون دخترِ مغول دیگه هرگز به اون کلاس نیومد. نمیدونم هیچوقت اون لینکها رو خوند یا نه. شاید خوند و نتونست با حقیقت روبرو شه. نمیدونم! ولی اینو میدونم که من خودم چندین روز خوب نخوابیدم، صدها بار از خودم سوال کردم:
"چنگیزهایِ زندگی من کی هستند؟ " سوالِ خیلی ترسناکی بود...اون روزِ بارونی فهمیدم شجاعانهترین کارِ دنیا حرف زدن با آدمها از کشورها و با فرهنگهایِ مختلفه. و
فرصتِ دادن به خودمون که گاهی دنیا رو با چشمهایِ دیگران هم ببینیم.
تا وین بودم، تمامِ جلساتِ اون کلاس رو شرکت کردم، و از اون روز تمامِ تلاشمو کرده ام که قهرمانی در زندگیم نداشته باشم.
@explorermindset 🌐
"يکی از هم دوره های معقول و باهوش دوره ی ليسانس من، که عميقاً متدين بود، برای کمپينگ به جزاير اسکاتلند رفت.
در نيمه شب او و دوست دخترش در چادرشان از سروصدای پليدی بيدار شدند که بی شبهه صدای خود شيطان بود، صدا از هر نظر اهريمنی بود.
دوست من هرگز اين تجربه ی مهيب را فراموش نکرد و اين يکی از دلایلی بود که بعدها او را به کشيش شدن سوق داد.
ذهن جوان من از اين حکايت متأثر شد، و بعدها آن را برای جمعی از جانورشناسان که در مهمانسرای روز اند کراون آکسفورد گرد هم آمده بودند روايت کردم. از قضا دو نفر از آنها که پرنده شناس بودند از خنده روده بر شدند و با هم یکصدا گفتند: "کبوتر دریایی مانکس"
يکی از آنها اضافه کرد که جيغ و فغان های این گونه از پرنده در نقاط مختلف جهان باعث شده توسط محلی ها اصطلاحاً #مرغ_شيطان ناميده شود."
— ریچارد داوکینز
#پندار_خدا
@explorermindset 🌐
در نيمه شب او و دوست دخترش در چادرشان از سروصدای پليدی بيدار شدند که بی شبهه صدای خود شيطان بود، صدا از هر نظر اهريمنی بود.
دوست من هرگز اين تجربه ی مهيب را فراموش نکرد و اين يکی از دلایلی بود که بعدها او را به کشيش شدن سوق داد.
ذهن جوان من از اين حکايت متأثر شد، و بعدها آن را برای جمعی از جانورشناسان که در مهمانسرای روز اند کراون آکسفورد گرد هم آمده بودند روايت کردم. از قضا دو نفر از آنها که پرنده شناس بودند از خنده روده بر شدند و با هم یکصدا گفتند: "کبوتر دریایی مانکس"
يکی از آنها اضافه کرد که جيغ و فغان های این گونه از پرنده در نقاط مختلف جهان باعث شده توسط محلی ها اصطلاحاً #مرغ_شيطان ناميده شود."
— ریچارد داوکینز
#پندار_خدا
@explorermindset 🌐
Forwarded from DailyTED1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👁چطور ملیگرایی و جهانگرایی میتوانند همزیستی کنند
🗣زبان زیرنویس: فارسی | انگلیسی | ترکیش
👣چرا باید بین ملیگرایی و جهانگرایی، بین عشق ورزیدن به کشورمان و اهمیت دادن به جهان یکی را انتخاب کنیم؟ در یک سخرانی که پر از درسهایی است برای کسانی که ملیگرایی و یا جهانگرایی را پذیرفتهاند، وانیس کوباج توضیح میدهد چطور میتوانیم این تفکر دوقطبی و سنتی را به چالش بکشیم -- و همزمان شهروندان مغرور کشور و جهانمان باشیم.
ارجاع به صفحه سخنرانی در TED.com
#TED_UPS #global_issues #politics #government #policy #community #communication #future
کانال سخنرانیهای TED:
@DailyTED1
🗣زبان زیرنویس: فارسی | انگلیسی | ترکیش
👣چرا باید بین ملیگرایی و جهانگرایی، بین عشق ورزیدن به کشورمان و اهمیت دادن به جهان یکی را انتخاب کنیم؟ در یک سخرانی که پر از درسهایی است برای کسانی که ملیگرایی و یا جهانگرایی را پذیرفتهاند، وانیس کوباج توضیح میدهد چطور میتوانیم این تفکر دوقطبی و سنتی را به چالش بکشیم -- و همزمان شهروندان مغرور کشور و جهانمان باشیم.
ارجاع به صفحه سخنرانی در TED.com
#TED_UPS #global_issues #politics #government #policy #community #communication #future
کانال سخنرانیهای TED:
@DailyTED1
👈🏻تفاوت «واقعیت» و «حقیقت»
دنیای فیزیکی که در خارج از مغز ما وجود دارد و حواس پنجگانه و یا دستگاههای آزمایشگاهی وجود آنها را تبدیل به یکی از محرکات حواس پنجگانه میکند «واقعیت» هستند. آنچه که مغز از این حواس میسازد «پدیده» هستند که بصورت «حقیقت» به ادراک ما میرسند، و ارتباطی با واقعیت دنیای فیزیکی ندارد. در حقیقت میتوان گفت که در دنیای واقعی نه رنگ، نه بو، نه وزن، نه درد، نه سردی، نه گرمی، نه خوشی، نه غم و نه هیچ یک از ادراک ما آنطور که به آگاهی ما میرسند وجود ندارند.
ما در واقع در همان غارِ افلاطونی زندگی میکنیم و مغزمان با ایجاد نمایانگری از دنیای خارج از غار زندگی ما را اداره میکند. دنیای متافیزیکی یک درجه هم بیشتر از واقعیت دور است چون بدونِ محرک حواس ما ساخته شده و بطور مضاعفی از حقیقت هم دور است، چون با وسایل آزمایشگاهی هم نمی توان وجود آنها را ثابت کرد، مانند خدا، روح، زندگی بعد از مرگ، جهنم و بهشت.
- دکتر تقی کیمیاییاسدی (متخصص مغز و اعصاب)
@explorermindset 🌐
دنیای فیزیکی که در خارج از مغز ما وجود دارد و حواس پنجگانه و یا دستگاههای آزمایشگاهی وجود آنها را تبدیل به یکی از محرکات حواس پنجگانه میکند «واقعیت» هستند. آنچه که مغز از این حواس میسازد «پدیده» هستند که بصورت «حقیقت» به ادراک ما میرسند، و ارتباطی با واقعیت دنیای فیزیکی ندارد. در حقیقت میتوان گفت که در دنیای واقعی نه رنگ، نه بو، نه وزن، نه درد، نه سردی، نه گرمی، نه خوشی، نه غم و نه هیچ یک از ادراک ما آنطور که به آگاهی ما میرسند وجود ندارند.
ما در واقع در همان غارِ افلاطونی زندگی میکنیم و مغزمان با ایجاد نمایانگری از دنیای خارج از غار زندگی ما را اداره میکند. دنیای متافیزیکی یک درجه هم بیشتر از واقعیت دور است چون بدونِ محرک حواس ما ساخته شده و بطور مضاعفی از حقیقت هم دور است، چون با وسایل آزمایشگاهی هم نمی توان وجود آنها را ثابت کرد، مانند خدا، روح، زندگی بعد از مرگ، جهنم و بهشت.
- دکتر تقی کیمیاییاسدی (متخصص مغز و اعصاب)
@explorermindset 🌐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️گسترش فاشیسم در اروپا
از اسپانیا تا اتریش، سوئد و فنلاند، شکلگیری دولت بدون ائتلاف با احزاب راست افراطی غیرممکن شده است. در اروپا بهتدریج گروههای نزدیک به افکار فاشیستی قدرت بیشتری پیدا میکنند.
ویدیویی که خبرگزاری رویترز از شهر میلان ایتالیا منتشر کرده است، فعالان راست افراطی را نشان میدهد که به شیوه نازیها، سلام میدهند و سپس با پلیس درگیر میشوند.
پیشتر روزنامه گاردین در تحلیل آرای شهروندان اروپا نوشته بود که از هر چهار رای مردم این قاره، یکی به چهرههای پوپولیستی نزدیک به راست افراطی داده میشود.
@explorermindset 🌐
از اسپانیا تا اتریش، سوئد و فنلاند، شکلگیری دولت بدون ائتلاف با احزاب راست افراطی غیرممکن شده است. در اروپا بهتدریج گروههای نزدیک به افکار فاشیستی قدرت بیشتری پیدا میکنند.
ویدیویی که خبرگزاری رویترز از شهر میلان ایتالیا منتشر کرده است، فعالان راست افراطی را نشان میدهد که به شیوه نازیها، سلام میدهند و سپس با پلیس درگیر میشوند.
پیشتر روزنامه گاردین در تحلیل آرای شهروندان اروپا نوشته بود که از هر چهار رای مردم این قاره، یکی به چهرههای پوپولیستی نزدیک به راست افراطی داده میشود.
@explorermindset 🌐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤 بدن ما موزه ی تاریخی فرگشت است.
در این ویدیو برخی اندامها و رفتارهای به جا مانده از فرگشت در انسانها را میبینیم.
@explorermindset 🌐
در این ویدیو برخی اندامها و رفتارهای به جا مانده از فرگشت در انسانها را میبینیم.
@explorermindset 🌐
بیشتر مردم واقعا آزادی نمیخواهند، زیرا آزادی شامل مسئولیت میشود، و بیشتر مردم از مسئولیت هراس دارند.
-- سیگموند فروید
@explorermindset 🌐
-- سیگموند فروید
@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥مستند قبل از بیگ بنگ چه بود؟ «قسمت ۱»
از مجموعه علمی سفر به درون کرمچاله (دوبله فارسی)
💥 بیگ بنگ
☄️ شروع فضا و زمان
🌌 تورم کیهانی
💫 جهان چرخه ای
@explorermindset 🌐
از مجموعه علمی سفر به درون کرمچاله (دوبله فارسی)
💥 بیگ بنگ
☄️ شروع فضا و زمان
🌌 تورم کیهانی
💫 جهان چرخه ای
@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥مستند قبل از بیگ بنگ چه بود؟ «قسمت ۲»
از مجموعه علمی سفر به درون کرمچاله (دوبله فارسی)
💥 بیگ بنگ
☄️ شروع فضا و زمان
🌌 تورم کیهانی
💫 جهان چرخه ای
@explorermindset 🌐
از مجموعه علمی سفر به درون کرمچاله (دوبله فارسی)
💥 بیگ بنگ
☄️ شروع فضا و زمان
🌌 تورم کیهانی
💫 جهان چرخه ای
@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥مستند قبل از بیگ بنگ چه بود؟ «قسمت ۳»
از مجموعه علمی سفر به درون کرمچاله (دوبله فارسی)
💥 بیگ بنگ
☄️ شروع فضا و زمان
🌌 تورم کیهانی
💫 جهان چرخه ای
@explorermindset 🌐
از مجموعه علمی سفر به درون کرمچاله (دوبله فارسی)
💥 بیگ بنگ
☄️ شروع فضا و زمان
🌌 تورم کیهانی
💫 جهان چرخه ای
@explorermindset 🌐
Forwarded from DailyTED1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👁مایکل شرمر از اعتقاد به چیزهای عجیب و غریب میگوید
🗣زبان زیرنویس: فارسی | انگلیسی | ترکیش
👣چرا مردم مریم باکره را در ساندویچ پنیر میبینند یا اشعار شیطانی در آهنگ «پلکان بهشت» میشنوند؟ با استفاده از ویدئو و موزیک، مایکل شرمرِ شکگرا نشان میدهد که چطور ما خودمان را متقاعد میسازیم که اعتقاد داشته باشیم؛ و از واقعیتها چشم بپوشیم..
ارجاع به صفحه سخنرانی در TED.com
#TED2006 #culture #entertainment #faith #illusion #religion #science
کانال سخنرانیهای TED:
@DailyTED1
🗣زبان زیرنویس: فارسی | انگلیسی | ترکیش
👣چرا مردم مریم باکره را در ساندویچ پنیر میبینند یا اشعار شیطانی در آهنگ «پلکان بهشت» میشنوند؟ با استفاده از ویدئو و موزیک، مایکل شرمرِ شکگرا نشان میدهد که چطور ما خودمان را متقاعد میسازیم که اعتقاد داشته باشیم؛ و از واقعیتها چشم بپوشیم..
ارجاع به صفحه سخنرانی در TED.com
#TED2006 #culture #entertainment #faith #illusion #religion #science
کانال سخنرانیهای TED:
@DailyTED1
«از زمان انقلاب شناختی، انسان خردمند در واقعیتی دوگانه زیسته است. از یک طرف واقعیت عینیِ رودخانه و درخت و شیر، از طرف دیگر واقعیت خیالیِ خدایان و ملتها و شرکتها. واقعیتهای خیالی به مرور زمان قدرمندتر شد، به طوری که امروزه حتی بقای رودخانهها و درختها و شیرها هم وابسته به لطف نهادهای خیالی مانند خدایان و ملتها و شرکتهاست.»
برگرفته از کتاب انسان خردمند
یووال نوح حراری
@explorermindset 🌐
برگرفته از کتاب انسان خردمند
یووال نوح حراری
@explorermindset 🌐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚀اگر قرار باشد کلونی انسانها در مریخ تشکیل شود، مردم کجا زندگی خواهند کرد و خانه های آنها چه شکلی خواهد بود؟
ناسا یک رقابت ۳.۱۵ میلیون دلاری برای ساخت بهترین زیستگاه های چاپی سه بعدی برای سفر به اعماق فضا، از جمله به مریخ، ترتیب داده است.
هدف این چالش چند مرحله ای فاصله گرفتن از دیدگاه های سنتی صنعت هوافضا و پیشبرد تکنولوژی مورد نیاز برای ایجاد زیستگاه های پایدار در زمین و خارج از آن است.
شرکت HASSELL و طرح پیشنهادی آن یکی از ۱۰ فینالیست این رقابت هستند.
@explorermindset 🌐
ناسا یک رقابت ۳.۱۵ میلیون دلاری برای ساخت بهترین زیستگاه های چاپی سه بعدی برای سفر به اعماق فضا، از جمله به مریخ، ترتیب داده است.
هدف این چالش چند مرحله ای فاصله گرفتن از دیدگاه های سنتی صنعت هوافضا و پیشبرد تکنولوژی مورد نیاز برای ایجاد زیستگاه های پایدار در زمین و خارج از آن است.
شرکت HASSELL و طرح پیشنهادی آن یکی از ۱۰ فینالیست این رقابت هستند.
@explorermindset 🌐
🧠بیماری آلزایمر چگونه عملکرد مغز را مختل میکند؟
محققان دانشگاه MIT در یک بررسی جامع از ژنهای بیان شده در سلولهای مغزی بیماران مبتلا به آلزایمر، توانستند مسیرهای پیامرسانی آسیب دیده در نورونها و سایر سلولهای مغزی را شناسایی کند.
نتایج نشان میدهند که در مغز بیمار مبتلا به آلزایمر، مقدار غیرطبیعی پروتئین بتا آمیلوئید منجر به تشکیل پلاکهایی (توده قهوه ای در تصویر) در بین نورونها شده و عملکرد سلولی را مختل میکنند. همچنین تجمع غیرعادی پروتئین تائو بین نورونها (توده آبی در تصویر) باعث از بین رفتن ارتباط سیناپسی بین سلولهای عصبی میشود.
نتایج این تحقیق میتواند در تولید داروهای جدیدی برای بیماری آلزایمر به کار گرفته شود.
@explorermindset 🌐
محققان دانشگاه MIT در یک بررسی جامع از ژنهای بیان شده در سلولهای مغزی بیماران مبتلا به آلزایمر، توانستند مسیرهای پیامرسانی آسیب دیده در نورونها و سایر سلولهای مغزی را شناسایی کند.
نتایج نشان میدهند که در مغز بیمار مبتلا به آلزایمر، مقدار غیرطبیعی پروتئین بتا آمیلوئید منجر به تشکیل پلاکهایی (توده قهوه ای در تصویر) در بین نورونها شده و عملکرد سلولی را مختل میکنند. همچنین تجمع غیرعادی پروتئین تائو بین نورونها (توده آبی در تصویر) باعث از بین رفتن ارتباط سیناپسی بین سلولهای عصبی میشود.
نتایج این تحقیق میتواند در تولید داروهای جدیدی برای بیماری آلزایمر به کار گرفته شود.
@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🐒آیا ما از میمونها فرگشت یافته ایم؟
یکی از باورهای رایج در بین عموم این است که انسانها از میمونها و شامپانزه ها فرگشت یافته اند و به همین دلیل برای فرگشت ناباوران این سوال وجود دارد که چطور امروز همچنان میمون وجود دارد و از بین نرفته است، ولی از گونه های مابینی خبری نیست.
اینکه انسان از میمون فرگشت یافته است یک باور غلط میباشد. انسانها و میمونهای امروز هر دو جانوران نخستی (primate) هستند که دارای نیای مشترک با شامپانزه ها میباشند. این نیای مشترک حدود ۸ تا ۶ میلیون سال پیش میزیسته و از او میمون امروز و انسان امروز در دو مسیر مختلف فرگشت یافته است. همچنین تمام میمونها و میمونهای انسان نما (ape) دارای نیای مشترکی هستند که حدود ۲۵ میلیون سال پیش میزیسته است. این بدین معناست که هیچ کدام از گونه های موجود امروز از جمله میمون کنونی، ۶ میلیون سال پیش وجود نداشته اند و فقط نیای آنها بر زمین میزیسته اند.
@explorermindset 🌐
یکی از باورهای رایج در بین عموم این است که انسانها از میمونها و شامپانزه ها فرگشت یافته اند و به همین دلیل برای فرگشت ناباوران این سوال وجود دارد که چطور امروز همچنان میمون وجود دارد و از بین نرفته است، ولی از گونه های مابینی خبری نیست.
اینکه انسان از میمون فرگشت یافته است یک باور غلط میباشد. انسانها و میمونهای امروز هر دو جانوران نخستی (primate) هستند که دارای نیای مشترک با شامپانزه ها میباشند. این نیای مشترک حدود ۸ تا ۶ میلیون سال پیش میزیسته و از او میمون امروز و انسان امروز در دو مسیر مختلف فرگشت یافته است. همچنین تمام میمونها و میمونهای انسان نما (ape) دارای نیای مشترکی هستند که حدود ۲۵ میلیون سال پیش میزیسته است. این بدین معناست که هیچ کدام از گونه های موجود امروز از جمله میمون کنونی، ۶ میلیون سال پیش وجود نداشته اند و فقط نیای آنها بر زمین میزیسته اند.
@explorermindset 🌐
علم، بیشتر از آن که مجموعه ای از دانستنی ها باشد، نوعی شیوه ی “تفکر” است، نوعی شیوه ی “تحقیق دیرباورانه ی” هستی.
– کارل سیگن، اخترشناس
@explorermindset 🌐
– کارل سیگن، اخترشناس
@explorermindset 🌐
🤖🦷میکرورباتهایی که دندان شما را تمیز میکنند.
گروهی از مهندسان، دندانپزشکان و زیست شناسان دانشگاه پنسیلوانیا، موفق به توسعه گروهی از رباتهای میکروسکوپی (swarm micro-robots) شدند که قادر به تمیز کردن پلاک دندان با دقت بالا میباشند. پلاک دندان و یا بیوفیلم لایه ای از میکروارگانیسم ها به رنگ سفید یا زرد است که بر روی دندان تشکیل میشود و یکی از مهمترین عوامل پوسیدگی دندان است.
این تیم میکروربات ها شامل دو نوع ربات است، رباتهایی که برای حرکت بر روی سطوح طراحی شدند و رباتهای که میتوانند در فضاهای تنگ و باریک حرکت کنند. آنها با ترشح نانوذرات اکسید آهن و هدایت آنها به وسیله میدان مغناطیسی، لایه ی پلاک را شکسته و آن را از سطح دندان جدا میکنند. برتری آنها نسبت به مسواک و نخ دندان این است که آنها قادر به نابودی کامل پلاک دندان حتی در نقاط غیرقابل دسترس از جمله کانالهای ریشه دندان میباشند.
@explorermindset 🌐
گروهی از مهندسان، دندانپزشکان و زیست شناسان دانشگاه پنسیلوانیا، موفق به توسعه گروهی از رباتهای میکروسکوپی (swarm micro-robots) شدند که قادر به تمیز کردن پلاک دندان با دقت بالا میباشند. پلاک دندان و یا بیوفیلم لایه ای از میکروارگانیسم ها به رنگ سفید یا زرد است که بر روی دندان تشکیل میشود و یکی از مهمترین عوامل پوسیدگی دندان است.
این تیم میکروربات ها شامل دو نوع ربات است، رباتهایی که برای حرکت بر روی سطوح طراحی شدند و رباتهای که میتوانند در فضاهای تنگ و باریک حرکت کنند. آنها با ترشح نانوذرات اکسید آهن و هدایت آنها به وسیله میدان مغناطیسی، لایه ی پلاک را شکسته و آن را از سطح دندان جدا میکنند. برتری آنها نسبت به مسواک و نخ دندان این است که آنها قادر به نابودی کامل پلاک دندان حتی در نقاط غیرقابل دسترس از جمله کانالهای ریشه دندان میباشند.
@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ریاضی جایگزین Alternative Math
ریاضی جایگزین ویدیوی کوتاهی ست تهیه شده توسط استودیو IdeaMan که در آن با نگاهی طنزگونه به نقد اصطلاح "واقعیت جایگزین" میپردازد.
"واقعیت جایگزین" (alternative facts) اصطلاحی بود که توسط خانم کلیان کانوی، مشاور ارشد کاخ سفید، بعد از انتخاب ترامپ به عنوان رییس جمهور امریکا باب شد. او در مصاحبه ای در جواب اینکه اظهارات کاخ سفید در مورد جمعیت حاضر در مراسم تحلیف ترامپ مغایر با حقیقت است گفته بود که ما "واقعیتهای جایگزین" خودمان را داریم.
در این ویدیو، داستان معلم ریاضی را میبینیم که به دانش آموزی که ۲+۲ را به اشتباه ۲۲ محاسبه کرده، نمره نداده است. معلم سعی میکند به دانش آموز یاد بدهد که جواب درست ۴ است ولی با اعتراض او و آتش خشم والدین، مدیر مدرسه، رسانه ها و تمام اعضای جامعه ای روبرو میشود که به ریاضی جایگزین اعتقاد دارند.
@explorermindset 🌐
ریاضی جایگزین ویدیوی کوتاهی ست تهیه شده توسط استودیو IdeaMan که در آن با نگاهی طنزگونه به نقد اصطلاح "واقعیت جایگزین" میپردازد.
"واقعیت جایگزین" (alternative facts) اصطلاحی بود که توسط خانم کلیان کانوی، مشاور ارشد کاخ سفید، بعد از انتخاب ترامپ به عنوان رییس جمهور امریکا باب شد. او در مصاحبه ای در جواب اینکه اظهارات کاخ سفید در مورد جمعیت حاضر در مراسم تحلیف ترامپ مغایر با حقیقت است گفته بود که ما "واقعیتهای جایگزین" خودمان را داریم.
در این ویدیو، داستان معلم ریاضی را میبینیم که به دانش آموزی که ۲+۲ را به اشتباه ۲۲ محاسبه کرده، نمره نداده است. معلم سعی میکند به دانش آموز یاد بدهد که جواب درست ۴ است ولی با اعتراض او و آتش خشم والدین، مدیر مدرسه، رسانه ها و تمام اعضای جامعه ای روبرو میشود که به ریاضی جایگزین اعتقاد دارند.
@explorermindset 🌐