Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🍺 چه چیزی آلمانی ها را چنین موفق کرده است؟
مستندی تهیه شده توسط شبکه BBC (به همراه زیرنویس انگلیسی) که در آن یک زوج بریتانیایی به همراه فرزندانشان به آلمان مهاجرت کرده و زندگی به سبک آلمانی را تجربه میکنند تا بفهمند چه چیزی این کشور را موفق در عرصه تولید و فن آوری کرده است.
@explorermindset 🌐
مستندی تهیه شده توسط شبکه BBC (به همراه زیرنویس انگلیسی) که در آن یک زوج بریتانیایی به همراه فرزندانشان به آلمان مهاجرت کرده و زندگی به سبک آلمانی را تجربه میکنند تا بفهمند چه چیزی این کشور را موفق در عرصه تولید و فن آوری کرده است.
@explorermindset 🌐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💥آیا فرگشت انسان متوقف شده است؟ آیا انسانها در آینده ظاهر متفاوتی خواهند داشت؟
👈پاسخ از پروفسور میچیو کاکو
@explorermindset 🌐
👈پاسخ از پروفسور میچیو کاکو
@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"همیشه در هر لحظه از تاریخ اکتشافات علمی، یک خط مقدم وجود دارد و به نظر میرسد مردم، مخصوصا مذهبی ها، تمایل دارند هر ناشناخته و مجهولی که فرای آن خط قرار دارد را کار خدا بدانند"
گفتگوی نیل دگراس تایسون، اخترفیزیکدان امریکایی، با بیل مویرز خبرنگار در مورد خدا، اعتقادات دینی و علم ستارهشناسی
@explorermindset 🌐
گفتگوی نیل دگراس تایسون، اخترفیزیکدان امریکایی، با بیل مویرز خبرنگار در مورد خدا، اعتقادات دینی و علم ستارهشناسی
@explorermindset 🌐
👈🏻تحقیقات جدید مرکز Monell در امریکا نشان میدهد که گیرنده های بویایی که در بینی وظیفه تشخیص بو را بر عهده دارند، در سلول های زبان نیز وجود دارند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تعامل بین بو و مزه که مهترین عامل تشخیص طعم غذاست، بر روی زبان شروع میشود و نه در مغز.
@explorermindset 🌐
@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🦘پستانداران چگونه زایمان میکنند؟
بیشتر مردم تصور می کنند چون پستانداران همگی از یک خانواده از جانداران هستند، پس نحوه به دنیا آوردن نوزاد هم در آن ها یکی است و همگی در رحم مادر بزرگ می شوند؛ اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید گونه هایی از پستانداران هستند که نوزادشان را در کیسه خود بزرگ می کنند و عجیب تر اینکه یک دسته از پستانداران تخم می گذارند!
در این کلیپ کوتاه با سه روش متفاوت از زایمان پستانداران آشنا خواهیم شد.
@explorermindset 🌐
بیشتر مردم تصور می کنند چون پستانداران همگی از یک خانواده از جانداران هستند، پس نحوه به دنیا آوردن نوزاد هم در آن ها یکی است و همگی در رحم مادر بزرگ می شوند؛ اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید گونه هایی از پستانداران هستند که نوزادشان را در کیسه خود بزرگ می کنند و عجیب تر اینکه یک دسته از پستانداران تخم می گذارند!
در این کلیپ کوتاه با سه روش متفاوت از زایمان پستانداران آشنا خواهیم شد.
@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"برای من ماهیت کاری که دانشمندان انجام میدهند ریاضی، آزمایش، تفکر مطلق، و یا حتی اپلای کردن برای بودجه تحقیقاتی نیست. بلکه سوال پرسیدن است!
نیوتن میخواست بداند چرا اجسام به زمین میافتند، داروین [میخواست بداند] چرا حیوانات در مکانهای مختلف، متفاوت بودند. من در راهم تا با استیون هاوکینگ درباره برخی سوالات که هر دو ما هنوز دنبالش هستیم گفتگو کنم."
👈🏻گفتگوی ریچارد داوکینز و استیون هاوکینگ در مورد مبدا جهان، آغاز حیات و آینده بشریت
(به همراه زیرنویس فارسی)
@explorermindset 🌐
نیوتن میخواست بداند چرا اجسام به زمین میافتند، داروین [میخواست بداند] چرا حیوانات در مکانهای مختلف، متفاوت بودند. من در راهم تا با استیون هاوکینگ درباره برخی سوالات که هر دو ما هنوز دنبالش هستیم گفتگو کنم."
👈🏻گفتگوی ریچارد داوکینز و استیون هاوکینگ در مورد مبدا جهان، آغاز حیات و آینده بشریت
(به همراه زیرنویس فارسی)
@explorermindset 🌐
💡مهم این است که هرگز از سوال کردن دست نکشید. هیچگاه یک کنجکاوی مقدس را از دست ندهید.
— آلبرت اینشتین
@explorermindset 🌐
— آلبرت اینشتین
@explorermindset 🌐
Forwarded from جاوید شاه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه دانشگاه تهران
من احساس میکنم در این کشور طفیلی ام
این جامعه نیازی به تفکر نداره ولی فوتبال براش مهمه!!
من احساس میکنم در این کشور طفیلی ام
این جامعه نیازی به تفکر نداره ولی فوتبال براش مهمه!!
به مردم بگو که یک مرد نامرئی در آسمان وجود دارد که جهان را آفریده است و اکثریت تو را باور میکنند. به آنها بگو که تازه رنگ زدیم و خیس است، حتما باید لمسش کنند تا مطمئن شوند!
-- جورج کارلین، استندآپ کمدین
@explorermindset 🌐
-- جورج کارلین، استندآپ کمدین
@explorermindset 🌐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐵💰 شامپانزه ها مفهوم تجارت و قیمت را میفهمند.
محققان دانشگاه ایالتی جورجیا نشان میدهند که شامپانزه ها توانایی یادگیری ارزش ژتونها و تبادل آنها با غذای محبوبشان را دارند. این آزمایشها نشان میدهند که شامپانزه ها مفهوم مبادله و بهای کالا را میفهمند.
@explorermindset 🌐
محققان دانشگاه ایالتی جورجیا نشان میدهند که شامپانزه ها توانایی یادگیری ارزش ژتونها و تبادل آنها با غذای محبوبشان را دارند. این آزمایشها نشان میدهند که شامپانزه ها مفهوم مبادله و بهای کالا را میفهمند.
@explorermindset 🌐
🔬محققان دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیانس در مونیخ تکنیک جدیدی را برای ساخت اندام و حتی موجودات زنده شفاف ایجاد کرده اند که هدف آن ایجاد مدلهای چاپ شده سه بعدی با بالاترین شباهت به اندامهای اصلی ست.
در این روش، آنها ابتدا با استفاده از یک حلال اندامهایی مانند مغز و کلیه را شستشو داده تا شفاف شوند. سپس با استفاده از تکنولوژی Bioimaging (میکروسکوپی که به لیزر مجهز است) اندامها را اسکن کرده و تصاویر 3D با کیفیت بالا از ساختار آنها، از جمله رگهای خونی و محل دقیق سلولها میگیرند.
@explorermindset 🌐
در این روش، آنها ابتدا با استفاده از یک حلال اندامهایی مانند مغز و کلیه را شستشو داده تا شفاف شوند. سپس با استفاده از تکنولوژی Bioimaging (میکروسکوپی که به لیزر مجهز است) اندامها را اسکن کرده و تصاویر 3D با کیفیت بالا از ساختار آنها، از جمله رگهای خونی و محل دقیق سلولها میگیرند.
@explorermindset 🌐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👏🏻اعتراض یک شهروند کانادایی به نخست وزیر این کشور برای عکس گرفتن و به تاخیر انداختن عملیات امداد رسانی
جاستین ترودو، نخست وزیر کانادا، روز گذشته هنگام بازدید از منطقه ی سیل زده ای در اتاوا، به دلیل عکس گرفتن با تیم امداد و نگه داشتن مردمی که کیسه شن و ماسه پر میکردند ، با اعتراض یک شهروند روبرو شد.
@explorermindset 🌐
جاستین ترودو، نخست وزیر کانادا، روز گذشته هنگام بازدید از منطقه ی سیل زده ای در اتاوا، به دلیل عکس گرفتن با تیم امداد و نگه داشتن مردمی که کیسه شن و ماسه پر میکردند ، با اعتراض یک شهروند روبرو شد.
@explorermindset 🌐
🦷اندامهای وستیجیال (vestigial organs) چه هستند؟
بازماندههای ژنتیکی یا وستیجیال، اندامها یا رفتارهایی هستند که در نیای مشترک دو یا چند گونه وجود داشته، اما در بعضی از گونهها نقش کمرنگتری پیدا کردهاند و یا به کلی بدون استفاده شدهاند. این اندامها یا رفتارها بازمانده از دورانهایی از فرگشت جانوران هستند.
از جمله اندامهای برجایمانده ولی تقریباً بیاستفاده در انسان میتوان به استخوان دنبالچه (محل اتصال دم)، آپاندیس (قسمتی از روده بزرگ که برای هضم سلولز توسط اجداد انسان گیاهخوار استفاده میشده است) و دندان عقل (برای جویدن گیاهان و گوشت خام زمانی که انسان آرواره ی بزرگتری داشت) اشاره نمود. این زائدماندهها، اندامهای در حال تحلیل رفتنی هستند که یا در دوران جنینی از بین میروند، یا بعد از تولد به مرور از بین میروند و یا با موجود باقی میمانند.
@explorermindset 🌐
بازماندههای ژنتیکی یا وستیجیال، اندامها یا رفتارهایی هستند که در نیای مشترک دو یا چند گونه وجود داشته، اما در بعضی از گونهها نقش کمرنگتری پیدا کردهاند و یا به کلی بدون استفاده شدهاند. این اندامها یا رفتارها بازمانده از دورانهایی از فرگشت جانوران هستند.
از جمله اندامهای برجایمانده ولی تقریباً بیاستفاده در انسان میتوان به استخوان دنبالچه (محل اتصال دم)، آپاندیس (قسمتی از روده بزرگ که برای هضم سلولز توسط اجداد انسان گیاهخوار استفاده میشده است) و دندان عقل (برای جویدن گیاهان و گوشت خام زمانی که انسان آرواره ی بزرگتری داشت) اشاره نمود. این زائدماندهها، اندامهای در حال تحلیل رفتنی هستند که یا در دوران جنینی از بین میروند، یا بعد از تولد به مرور از بین میروند و یا با موجود باقی میمانند.
@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✨بزرگترین موجود تک سلولی جهان چیست؟
جانداران زنده به دو گروه تک یاخته (تک سلولی) و چند یاخته تقسیم میشوند. موجودات تک یاخته موجوداتی ساده هستند و مکانیزم های زیستی پیش پا افتاده ای دارند. بر خلاف این گروه، موجودات چند سلولی از جمله انسان و حیوانات، ساختار پیچیده تری دارند. در این کلیپ کوتاه علمی می خواهیم ببینیم که چرا یک موجود تک یاخته ای، رشد محدودی دارد و مثلا ما یک فیل، نهنگ و یا خرس تک یاخته نداریم.
@explorermindset 🌐
جانداران زنده به دو گروه تک یاخته (تک سلولی) و چند یاخته تقسیم میشوند. موجودات تک یاخته موجوداتی ساده هستند و مکانیزم های زیستی پیش پا افتاده ای دارند. بر خلاف این گروه، موجودات چند سلولی از جمله انسان و حیوانات، ساختار پیچیده تری دارند. در این کلیپ کوتاه علمی می خواهیم ببینیم که چرا یک موجود تک یاخته ای، رشد محدودی دارد و مثلا ما یک فیل، نهنگ و یا خرس تک یاخته نداریم.
@explorermindset 🌐
⛪️ "نوتردام و درسی در دیپلماسی عمومی"
علی نصری
هنوز شعلههای آتش از سقف کلیسای نوتردام پاریس زبانه میکشید که پیامهای افسوس، دعاهای خیر و عکسهای نوستالژیک در کنار جملات رُمان «گوژپشت نوتردام» ویکتور هوگو، از چهار گوشه ی جهان تمام فضای رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی را پُر کرده بود. چند ساعتی از حادثه نگذشته، اکثر شخصیتهای سرشناس فرهنگی و سیاسی جهان پیامهای تسلیت خود را برای دولت و ملت فرانسه ارسال نمودند و هنوز خاکستر این بنای تاریخی سرد نشده، مبلغی بالغ بر یک میلیارد یورو برای بازسازیاش از این سو و آن سو به سمت پاریس روانه میشد. طبیعتاً در کنار این موج همدردی با مردم فرانسه، این سوال نیز برای بسیاری مطرح شد که چرا هنگامی که حوادث مشابهی - یا بعضاً به مراتب سهمگینتر و همراه با تلفات سنگین انسانی - در سایر کشورها رخ میدهد، نه تنها خبری از چنین واکنشهای همدلانه نیست که عمدتاً با سکوت و بیتفاوتی همراه است. مثلاً وقتی شهر باستانی پالمیرا در سوریه بدست داعش ویران میشد، یا موزه ملی بغداد در مقابل چشم سربازان آمریکایی به غارت میرفت، نه آهی به آسمان میرفت، نه اشکی بر زمین میریخت و نه دستی برای یاری و بازسازی دراز میشد؟
اولین جواب مسلمی که در برابر این سوال به ذهن میرسد و البته واقعیت تلخی نیز در آن نهفته است؛ تبعیض آشکاری است که در افکار عمومی جهان نسبت به رنج انسان غربی در مقابل انسان «جهان سومی» وجود دارد. انسان غربی نه تنها «جان»ش از انسان شرقی ارزشمندتر است که میراث تاریخی، فرهنگی و تمدنیاش نیز بس گرانقدرتر محسوب میشود. این تبعیض تا بن استخوان نهادهای سیاسی بینالمللی و رسانههای جمعی و حتی در ذهن خود انسان «جهان سومی» رخنه کرده و در شرایط مختلف خودش را به انواع شکلها نمایان میکند.
اما جدا از این واقعیت تلخ، دلیل دیگری نیز برای این واکنشها وجود دارد:یک نگاهی به نقشه جغرافیا و مردمشناسی جهان بیاندازیم. از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کره ی زمین نزدیک به ۲۰۰ کشور با هزاران فرهنگ و زبان و آداب و رسوم دیده میشود. کشورهایی که عمدتاً نامشان را هم نمیدانیم و ملتها و فرهنگهایی با قدمت هزاران ساله - که اگر چه تاریخ بشر را شکل دادهاند - اما جز برای تاریخ دانان و محققان مردمشناسی، در افکار عمومی شناختی از آنها وجود ندارد.اما در میان این همه کشور و فرهنگ، چند ملت انگشتشماری هستند که با شنیدن نامشان تصویری مشخص و یکسان در ذهن تمام مردم جهان نقش میبندد. مثلاً با شندین نام «فرانسه»، تصویر یک انسان رمانتیک، عاشقپیشه، خوشلباس و کمی مغرور در ذهن تداعی میشود. با شنیدن اسم «آلمان» تصویر یک انسان منضبط، دقیق و قانونمند. «ژاپن» انسانی سختکوش، با پشتکار و شرافتمند. «ایتالیا» انسانی خونگرم و پُرشور و پُرحرف و الخ.
این تصاویر فارغ از اینکه تا چه اندازه واقعیت آن فرهنگها و جوامع را منعکس میکنند، محصول سالها «برند سازی» (نامند سازی) آنها در عرصه ی «دیپلماسی عمومی» از «هویت» خودشان است. یعنی آن جوامع سالها از طریق رسانهها، صنعت گردشگری، هنر٬ ادبیات، سینما و تعاملات فرهنگیشان با سایر ملتها، به صورت کاملاً عامدانه و آگاهانه تصویری «آشنا» از هویت خود در افکار عمومی جهان ساختهاند و همواره برای حفظ آن میکوشند و هزینه میکنند. برخوردار بودن از یک تصویر «آشنا» نزد افکار عمومی جهانیان اهمیت فوقالعادهای دارد؛ نه تنها یک ابزار دیپلماسی قدرتمند است که جایگاه بینالمللی و نفوذ فرهنگی یک ملت را در عرصه ی جهانی ارتقا میبخشد که «امنیت» آن را نیز - با ایجاد همذاتپنداری و تعصبآفرینی نسبت به جان و تاریخ و فرهنگ خود در سایر ملتها - تا حد زیادی تضمین میکند.
@explorermindset 🌐
علی نصری
هنوز شعلههای آتش از سقف کلیسای نوتردام پاریس زبانه میکشید که پیامهای افسوس، دعاهای خیر و عکسهای نوستالژیک در کنار جملات رُمان «گوژپشت نوتردام» ویکتور هوگو، از چهار گوشه ی جهان تمام فضای رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی را پُر کرده بود. چند ساعتی از حادثه نگذشته، اکثر شخصیتهای سرشناس فرهنگی و سیاسی جهان پیامهای تسلیت خود را برای دولت و ملت فرانسه ارسال نمودند و هنوز خاکستر این بنای تاریخی سرد نشده، مبلغی بالغ بر یک میلیارد یورو برای بازسازیاش از این سو و آن سو به سمت پاریس روانه میشد. طبیعتاً در کنار این موج همدردی با مردم فرانسه، این سوال نیز برای بسیاری مطرح شد که چرا هنگامی که حوادث مشابهی - یا بعضاً به مراتب سهمگینتر و همراه با تلفات سنگین انسانی - در سایر کشورها رخ میدهد، نه تنها خبری از چنین واکنشهای همدلانه نیست که عمدتاً با سکوت و بیتفاوتی همراه است. مثلاً وقتی شهر باستانی پالمیرا در سوریه بدست داعش ویران میشد، یا موزه ملی بغداد در مقابل چشم سربازان آمریکایی به غارت میرفت، نه آهی به آسمان میرفت، نه اشکی بر زمین میریخت و نه دستی برای یاری و بازسازی دراز میشد؟
اولین جواب مسلمی که در برابر این سوال به ذهن میرسد و البته واقعیت تلخی نیز در آن نهفته است؛ تبعیض آشکاری است که در افکار عمومی جهان نسبت به رنج انسان غربی در مقابل انسان «جهان سومی» وجود دارد. انسان غربی نه تنها «جان»ش از انسان شرقی ارزشمندتر است که میراث تاریخی، فرهنگی و تمدنیاش نیز بس گرانقدرتر محسوب میشود. این تبعیض تا بن استخوان نهادهای سیاسی بینالمللی و رسانههای جمعی و حتی در ذهن خود انسان «جهان سومی» رخنه کرده و در شرایط مختلف خودش را به انواع شکلها نمایان میکند.
اما جدا از این واقعیت تلخ، دلیل دیگری نیز برای این واکنشها وجود دارد:یک نگاهی به نقشه جغرافیا و مردمشناسی جهان بیاندازیم. از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کره ی زمین نزدیک به ۲۰۰ کشور با هزاران فرهنگ و زبان و آداب و رسوم دیده میشود. کشورهایی که عمدتاً نامشان را هم نمیدانیم و ملتها و فرهنگهایی با قدمت هزاران ساله - که اگر چه تاریخ بشر را شکل دادهاند - اما جز برای تاریخ دانان و محققان مردمشناسی، در افکار عمومی شناختی از آنها وجود ندارد.اما در میان این همه کشور و فرهنگ، چند ملت انگشتشماری هستند که با شنیدن نامشان تصویری مشخص و یکسان در ذهن تمام مردم جهان نقش میبندد. مثلاً با شندین نام «فرانسه»، تصویر یک انسان رمانتیک، عاشقپیشه، خوشلباس و کمی مغرور در ذهن تداعی میشود. با شنیدن اسم «آلمان» تصویر یک انسان منضبط، دقیق و قانونمند. «ژاپن» انسانی سختکوش، با پشتکار و شرافتمند. «ایتالیا» انسانی خونگرم و پُرشور و پُرحرف و الخ.
این تصاویر فارغ از اینکه تا چه اندازه واقعیت آن فرهنگها و جوامع را منعکس میکنند، محصول سالها «برند سازی» (نامند سازی) آنها در عرصه ی «دیپلماسی عمومی» از «هویت» خودشان است. یعنی آن جوامع سالها از طریق رسانهها، صنعت گردشگری، هنر٬ ادبیات، سینما و تعاملات فرهنگیشان با سایر ملتها، به صورت کاملاً عامدانه و آگاهانه تصویری «آشنا» از هویت خود در افکار عمومی جهان ساختهاند و همواره برای حفظ آن میکوشند و هزینه میکنند. برخوردار بودن از یک تصویر «آشنا» نزد افکار عمومی جهانیان اهمیت فوقالعادهای دارد؛ نه تنها یک ابزار دیپلماسی قدرتمند است که جایگاه بینالمللی و نفوذ فرهنگی یک ملت را در عرصه ی جهانی ارتقا میبخشد که «امنیت» آن را نیز - با ایجاد همذاتپنداری و تعصبآفرینی نسبت به جان و تاریخ و فرهنگ خود در سایر ملتها - تا حد زیادی تضمین میکند.
@explorermindset 🌐
اگر تمام انسانها منهای یک نفر یک عقیده واحد داشتند و تنها آن شخص عقیده ی مخالف داشت، عمل اینان در خاموش کردن آن یک نفر به همان اندازه ناحق و ناروا می بود که اگر آن شخص، اگر قدرتش را داشت، بقیه را به زور خاموش میکرد.
جان استوارت میل، فیلسوف قرن ۱۹
@explorermindset 🌐
جان استوارت میل، فیلسوف قرن ۱۹
@explorermindset 🌐
چنگیزهای زندگی شما چه کسانی هستند ؟
-نویسنده نامعلوم
یه کلاسِ انگلیسی هفتهای دو روز تو مدت کوتاه چند ماههای که وین بودم میرفتم. راستش انگلیسیم اینقدر خوب بود که به اون کلاس نرم، ولی دو چیزِ اون کلاس برام خیلی جالب بود ...دور تا دورِ اون اتاق کوچیک صندلی بود و ماها از کشورهایِ مختلف با سنین مختلف مثلِ یه دورِ همی رویِ اون صندلیها مینشستیم و سعی میکردیم با انگلیسی حرف زدن با هم ارتباط برقرار کنیم. نیم ساعتِ آخرِ کلاس هم به حرف زدنِ هر فردِ داوطلبی راجعِ به موضوعِ تعیین شده از جلسه قبل بود.
اون روز بارونی زیبا آخرهایِ خرداد رو در وین هرگز فراموش نمیکنم.
مدرسِ جوانِ کلاس از همه ی ما خواسته بود که بگیم قهرمان و الگویِ زندگیمون کیه. نوبت رسید به دخترکِ جوانِ آرومی با چشمایِ بادومی و صورتِ گردِ بامزش که برایِ ادامه تحصیل و گرفتنِ دکترا در یک رشته ی هنری به وین اومده بود. از مغولستان اومده بود. اولین مغولی بود که از نزدیک میدیدم. آروم و خجول و مهربون بود.
شروع به حرف زدن کرد. هر چه اون بیشتر از قهرمانِ زندگیش حرف میزد، ما همه با چشمهایِ از حدقه در اومده بروبر نگاهش میکردیم. با تمامِ احساسش از مردِ مهربان و فداکاری حرف میزد که میگفت عاشقانه دوستش داره و در تمامِ زندگیش سعی کرده اونو الگویِ زندگیش قرار بده. با زیباترین کلمات قهرمانِ زندگیشو توصیف میکرد و تحسینش میکرد. و اونو مثلِ "پدری مهربان" میدونست. هر چه اون بیشتر میگفت، ما شوکه تر میشدیم.
خب راستش دوست داشتنِ آدمی که اون توصیف میکرد، کاملا منطقی و طبیعی بود. ولی همه ی ما شوکه ی نامی بودیم که اون این توصیفات رو در موردش میکرد. اینقدر برایِ همه ی ما عجیب بود که وقتی حرفاش تموم شد، فقط بروبر نگاهش میکردیم. با لبخندی رویِ لبش منتظر بود که اگر سؤالی داریم بپرسیم یا تشویقش کنیم.
من درست روبروش نشسته بودم، آروم و با احتیاط ازش پرسیدم: "اینا که گفتی راجع به چنگیز خانِ مغول بود یا یکی دیگه؟ " با اطمینان جواب داد: "چنگیزِ بزرگ، تموچینِ عزیز، اون مردِ بزرگیه."
مدرسِ جوونِ کلاس رویِ تختهِ وایت بردِ کلاس اسمِ چنگیز رو با حروفِ انگلیسی نوشت و پرسید: "اینو میگی؟ " دخترک خوشحال و مطمئن گفت بله. من تنها ایرانی کلاس نبودم.
پسرِ جوانی گفت: "چنگیز خان یه قاتله، یه خونخوار بزرگ، تو اینو نمیدونی؟؟ " دخترکِ مغول با چشممهایِ در اومده فوری منکر شد، نه این اون نیست، اشتباه میکنین. اون مهربون و بزرگ و فوقالعاده بوده.
من بهش توضیح دادم: "اون به کشورِ من حمله کرده و تقریبا هر کی سرِ راهیش بوده کشته. به خیلی کشورها رفته و این کار رو کرده،. معروفه. اون کجاش مهربون و فوقالعاده و قهرمان بوده؟ "
دخترک اصرار کرد: "اشتباه میکنین. با یکی دیگه اشتباه گرفتین."
خانمی از لهستان که با نامزدش کلاسها رو شرکت میکرد، کنارِ دخترک مغول نشسته بود، رویِ گوشی موبایلش، عکسِ چنگیز خان رو بهش نشون داد و توضیحاتِ زیرِ عکس رو براش خوند. دستهایِ دخترک میلرزید. همه شروع کردن هر چی راجع به چنگیز خان میدونستن به دخترک گفتن. شوکّه بود، با چشمایِ پر اشک گفت: "اینا دروغه، اینا رو حتما دشمناش گفتن. اون مردِ بزرگ و مهربونی بوده." هر چه ما اصرار میکردیم، اون منکر میشد.
دیگه داشت عصبانی میشد. هی میگفت: "مهربون بوده." همکلاسی شیطونِ آلمانیمون خندید و گفت: "به هر کسی میشه لقبِ مهربون داد غیرِ چنگیز خان مغول،" و
یه عکسِ ترسناک از چنگیز خان رویِ مبایلش به دخترک مغول نشون داد. دخترک گوشی موبایلشو در آورد و عکسِ بک گراندِ گوشیشو نشونمون داد و
گفت: "اشتباه میکنین، اینه."
اینقدر حرفهاش برایِ همه ی ما عجیب بود که همه با هم یهو زدیم زیرِ خنده. کی فکر میکرد یه روزی بشینیم و به یه نفر که در وصفِ انسانیتِ چنگیز خانِ مغول حرف میزد گوش بدیم آخه؟ دخترک با چشمایِ اشکی و ناراحت نگاهمون میکرد. مدرسِ جوونِ کلاس سعی کرد میونه رو بگیره: "چند تا لینک از چند تا کتابخونه ی معتبر برای همه میفرستم، اونا رو میخونیم و دفعه ی بعد در موردش حرف میزنیم، چطوره؟ "
اون دخترِ مغول دیگه هرگز به اون کلاس نیومد. نمیدونم هیچوقت اون لینکها رو خوند یا نه. شاید خوند و نتونست با حقیقت روبرو شه. نمیدونم! ولی اینو میدونم که من خودم چندین روز خوب نخوابیدم، صدها بار از خودم سوال کردم:
"چنگیزهایِ زندگی من کی هستند؟ " سوالِ خیلی ترسناکی بود...اون روزِ بارونی فهمیدم شجاعانهترین کارِ دنیا حرف زدن با آدمها از کشورها و با فرهنگهایِ مختلفه. و
فرصتِ دادن به خودمون که گاهی دنیا رو با چشمهایِ دیگران هم ببینیم.
تا وین بودم، تمامِ جلساتِ اون کلاس رو شرکت کردم، و از اون روز تمامِ تلاشمو کرده ام که قهرمانی در زندگیم نداشته باشم.
@explorermindset 🌐
-نویسنده نامعلوم
یه کلاسِ انگلیسی هفتهای دو روز تو مدت کوتاه چند ماههای که وین بودم میرفتم. راستش انگلیسیم اینقدر خوب بود که به اون کلاس نرم، ولی دو چیزِ اون کلاس برام خیلی جالب بود ...دور تا دورِ اون اتاق کوچیک صندلی بود و ماها از کشورهایِ مختلف با سنین مختلف مثلِ یه دورِ همی رویِ اون صندلیها مینشستیم و سعی میکردیم با انگلیسی حرف زدن با هم ارتباط برقرار کنیم. نیم ساعتِ آخرِ کلاس هم به حرف زدنِ هر فردِ داوطلبی راجعِ به موضوعِ تعیین شده از جلسه قبل بود.
اون روز بارونی زیبا آخرهایِ خرداد رو در وین هرگز فراموش نمیکنم.
مدرسِ جوانِ کلاس از همه ی ما خواسته بود که بگیم قهرمان و الگویِ زندگیمون کیه. نوبت رسید به دخترکِ جوانِ آرومی با چشمایِ بادومی و صورتِ گردِ بامزش که برایِ ادامه تحصیل و گرفتنِ دکترا در یک رشته ی هنری به وین اومده بود. از مغولستان اومده بود. اولین مغولی بود که از نزدیک میدیدم. آروم و خجول و مهربون بود.
شروع به حرف زدن کرد. هر چه اون بیشتر از قهرمانِ زندگیش حرف میزد، ما همه با چشمهایِ از حدقه در اومده بروبر نگاهش میکردیم. با تمامِ احساسش از مردِ مهربان و فداکاری حرف میزد که میگفت عاشقانه دوستش داره و در تمامِ زندگیش سعی کرده اونو الگویِ زندگیش قرار بده. با زیباترین کلمات قهرمانِ زندگیشو توصیف میکرد و تحسینش میکرد. و اونو مثلِ "پدری مهربان" میدونست. هر چه اون بیشتر میگفت، ما شوکه تر میشدیم.
خب راستش دوست داشتنِ آدمی که اون توصیف میکرد، کاملا منطقی و طبیعی بود. ولی همه ی ما شوکه ی نامی بودیم که اون این توصیفات رو در موردش میکرد. اینقدر برایِ همه ی ما عجیب بود که وقتی حرفاش تموم شد، فقط بروبر نگاهش میکردیم. با لبخندی رویِ لبش منتظر بود که اگر سؤالی داریم بپرسیم یا تشویقش کنیم.
من درست روبروش نشسته بودم، آروم و با احتیاط ازش پرسیدم: "اینا که گفتی راجع به چنگیز خانِ مغول بود یا یکی دیگه؟ " با اطمینان جواب داد: "چنگیزِ بزرگ، تموچینِ عزیز، اون مردِ بزرگیه."
مدرسِ جوونِ کلاس رویِ تختهِ وایت بردِ کلاس اسمِ چنگیز رو با حروفِ انگلیسی نوشت و پرسید: "اینو میگی؟ " دخترک خوشحال و مطمئن گفت بله. من تنها ایرانی کلاس نبودم.
پسرِ جوانی گفت: "چنگیز خان یه قاتله، یه خونخوار بزرگ، تو اینو نمیدونی؟؟ " دخترکِ مغول با چشممهایِ در اومده فوری منکر شد، نه این اون نیست، اشتباه میکنین. اون مهربون و بزرگ و فوقالعاده بوده.
من بهش توضیح دادم: "اون به کشورِ من حمله کرده و تقریبا هر کی سرِ راهیش بوده کشته. به خیلی کشورها رفته و این کار رو کرده،. معروفه. اون کجاش مهربون و فوقالعاده و قهرمان بوده؟ "
دخترک اصرار کرد: "اشتباه میکنین. با یکی دیگه اشتباه گرفتین."
خانمی از لهستان که با نامزدش کلاسها رو شرکت میکرد، کنارِ دخترک مغول نشسته بود، رویِ گوشی موبایلش، عکسِ چنگیز خان رو بهش نشون داد و توضیحاتِ زیرِ عکس رو براش خوند. دستهایِ دخترک میلرزید. همه شروع کردن هر چی راجع به چنگیز خان میدونستن به دخترک گفتن. شوکّه بود، با چشمایِ پر اشک گفت: "اینا دروغه، اینا رو حتما دشمناش گفتن. اون مردِ بزرگ و مهربونی بوده." هر چه ما اصرار میکردیم، اون منکر میشد.
دیگه داشت عصبانی میشد. هی میگفت: "مهربون بوده." همکلاسی شیطونِ آلمانیمون خندید و گفت: "به هر کسی میشه لقبِ مهربون داد غیرِ چنگیز خان مغول،" و
یه عکسِ ترسناک از چنگیز خان رویِ مبایلش به دخترک مغول نشون داد. دخترک گوشی موبایلشو در آورد و عکسِ بک گراندِ گوشیشو نشونمون داد و
گفت: "اشتباه میکنین، اینه."
اینقدر حرفهاش برایِ همه ی ما عجیب بود که همه با هم یهو زدیم زیرِ خنده. کی فکر میکرد یه روزی بشینیم و به یه نفر که در وصفِ انسانیتِ چنگیز خانِ مغول حرف میزد گوش بدیم آخه؟ دخترک با چشمایِ اشکی و ناراحت نگاهمون میکرد. مدرسِ جوونِ کلاس سعی کرد میونه رو بگیره: "چند تا لینک از چند تا کتابخونه ی معتبر برای همه میفرستم، اونا رو میخونیم و دفعه ی بعد در موردش حرف میزنیم، چطوره؟ "
اون دخترِ مغول دیگه هرگز به اون کلاس نیومد. نمیدونم هیچوقت اون لینکها رو خوند یا نه. شاید خوند و نتونست با حقیقت روبرو شه. نمیدونم! ولی اینو میدونم که من خودم چندین روز خوب نخوابیدم، صدها بار از خودم سوال کردم:
"چنگیزهایِ زندگی من کی هستند؟ " سوالِ خیلی ترسناکی بود...اون روزِ بارونی فهمیدم شجاعانهترین کارِ دنیا حرف زدن با آدمها از کشورها و با فرهنگهایِ مختلفه. و
فرصتِ دادن به خودمون که گاهی دنیا رو با چشمهایِ دیگران هم ببینیم.
تا وین بودم، تمامِ جلساتِ اون کلاس رو شرکت کردم، و از اون روز تمامِ تلاشمو کرده ام که قهرمانی در زندگیم نداشته باشم.
@explorermindset 🌐
"يکی از هم دوره های معقول و باهوش دوره ی ليسانس من، که عميقاً متدين بود، برای کمپينگ به جزاير اسکاتلند رفت.
در نيمه شب او و دوست دخترش در چادرشان از سروصدای پليدی بيدار شدند که بی شبهه صدای خود شيطان بود، صدا از هر نظر اهريمنی بود.
دوست من هرگز اين تجربه ی مهيب را فراموش نکرد و اين يکی از دلایلی بود که بعدها او را به کشيش شدن سوق داد.
ذهن جوان من از اين حکايت متأثر شد، و بعدها آن را برای جمعی از جانورشناسان که در مهمانسرای روز اند کراون آکسفورد گرد هم آمده بودند روايت کردم. از قضا دو نفر از آنها که پرنده شناس بودند از خنده روده بر شدند و با هم یکصدا گفتند: "کبوتر دریایی مانکس"
يکی از آنها اضافه کرد که جيغ و فغان های این گونه از پرنده در نقاط مختلف جهان باعث شده توسط محلی ها اصطلاحاً #مرغ_شيطان ناميده شود."
— ریچارد داوکینز
#پندار_خدا
@explorermindset 🌐
در نيمه شب او و دوست دخترش در چادرشان از سروصدای پليدی بيدار شدند که بی شبهه صدای خود شيطان بود، صدا از هر نظر اهريمنی بود.
دوست من هرگز اين تجربه ی مهيب را فراموش نکرد و اين يکی از دلایلی بود که بعدها او را به کشيش شدن سوق داد.
ذهن جوان من از اين حکايت متأثر شد، و بعدها آن را برای جمعی از جانورشناسان که در مهمانسرای روز اند کراون آکسفورد گرد هم آمده بودند روايت کردم. از قضا دو نفر از آنها که پرنده شناس بودند از خنده روده بر شدند و با هم یکصدا گفتند: "کبوتر دریایی مانکس"
يکی از آنها اضافه کرد که جيغ و فغان های این گونه از پرنده در نقاط مختلف جهان باعث شده توسط محلی ها اصطلاحاً #مرغ_شيطان ناميده شود."
— ریچارد داوکینز
#پندار_خدا
@explorermindset 🌐
Forwarded from DailyTED1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👁چطور ملیگرایی و جهانگرایی میتوانند همزیستی کنند
🗣زبان زیرنویس: فارسی | انگلیسی | ترکیش
👣چرا باید بین ملیگرایی و جهانگرایی، بین عشق ورزیدن به کشورمان و اهمیت دادن به جهان یکی را انتخاب کنیم؟ در یک سخرانی که پر از درسهایی است برای کسانی که ملیگرایی و یا جهانگرایی را پذیرفتهاند، وانیس کوباج توضیح میدهد چطور میتوانیم این تفکر دوقطبی و سنتی را به چالش بکشیم -- و همزمان شهروندان مغرور کشور و جهانمان باشیم.
ارجاع به صفحه سخنرانی در TED.com
#TED_UPS #global_issues #politics #government #policy #community #communication #future
کانال سخنرانیهای TED:
@DailyTED1
🗣زبان زیرنویس: فارسی | انگلیسی | ترکیش
👣چرا باید بین ملیگرایی و جهانگرایی، بین عشق ورزیدن به کشورمان و اهمیت دادن به جهان یکی را انتخاب کنیم؟ در یک سخرانی که پر از درسهایی است برای کسانی که ملیگرایی و یا جهانگرایی را پذیرفتهاند، وانیس کوباج توضیح میدهد چطور میتوانیم این تفکر دوقطبی و سنتی را به چالش بکشیم -- و همزمان شهروندان مغرور کشور و جهانمان باشیم.
ارجاع به صفحه سخنرانی در TED.com
#TED_UPS #global_issues #politics #government #policy #community #communication #future
کانال سخنرانیهای TED:
@DailyTED1
👈🏻تفاوت «واقعیت» و «حقیقت»
دنیای فیزیکی که در خارج از مغز ما وجود دارد و حواس پنجگانه و یا دستگاههای آزمایشگاهی وجود آنها را تبدیل به یکی از محرکات حواس پنجگانه میکند «واقعیت» هستند. آنچه که مغز از این حواس میسازد «پدیده» هستند که بصورت «حقیقت» به ادراک ما میرسند، و ارتباطی با واقعیت دنیای فیزیکی ندارد. در حقیقت میتوان گفت که در دنیای واقعی نه رنگ، نه بو، نه وزن، نه درد، نه سردی، نه گرمی، نه خوشی، نه غم و نه هیچ یک از ادراک ما آنطور که به آگاهی ما میرسند وجود ندارند.
ما در واقع در همان غارِ افلاطونی زندگی میکنیم و مغزمان با ایجاد نمایانگری از دنیای خارج از غار زندگی ما را اداره میکند. دنیای متافیزیکی یک درجه هم بیشتر از واقعیت دور است چون بدونِ محرک حواس ما ساخته شده و بطور مضاعفی از حقیقت هم دور است، چون با وسایل آزمایشگاهی هم نمی توان وجود آنها را ثابت کرد، مانند خدا، روح، زندگی بعد از مرگ، جهنم و بهشت.
- دکتر تقی کیمیاییاسدی (متخصص مغز و اعصاب)
@explorermindset 🌐
دنیای فیزیکی که در خارج از مغز ما وجود دارد و حواس پنجگانه و یا دستگاههای آزمایشگاهی وجود آنها را تبدیل به یکی از محرکات حواس پنجگانه میکند «واقعیت» هستند. آنچه که مغز از این حواس میسازد «پدیده» هستند که بصورت «حقیقت» به ادراک ما میرسند، و ارتباطی با واقعیت دنیای فیزیکی ندارد. در حقیقت میتوان گفت که در دنیای واقعی نه رنگ، نه بو، نه وزن، نه درد، نه سردی، نه گرمی، نه خوشی، نه غم و نه هیچ یک از ادراک ما آنطور که به آگاهی ما میرسند وجود ندارند.
ما در واقع در همان غارِ افلاطونی زندگی میکنیم و مغزمان با ایجاد نمایانگری از دنیای خارج از غار زندگی ما را اداره میکند. دنیای متافیزیکی یک درجه هم بیشتر از واقعیت دور است چون بدونِ محرک حواس ما ساخته شده و بطور مضاعفی از حقیقت هم دور است، چون با وسایل آزمایشگاهی هم نمی توان وجود آنها را ثابت کرد، مانند خدا، روح، زندگی بعد از مرگ، جهنم و بهشت.
- دکتر تقی کیمیاییاسدی (متخصص مغز و اعصاب)
@explorermindset 🌐