ژاپن خود را برای مقابله با بیماریهای خطرناک در المپیک ۲۰۲۰ آماده میکند.
در راستای المپیک ۲۰۲۰ که در توکیو برگزار میشود، ژاپن نمونه هایی از ویروس ابولا و ۴ ویروس خطرناک دیگر را وارد کرده است تا خود را برای توسعه و تایید تستهای شناسایی افراد مبتلا و یا حامل ویروس آماده کند. این تستها به ژاپن امکان جلوگیری و مقابله با شیوع احتمالی این بیماریها در جریان مسابقات (چیزی که از آن به عنوان حمله بیوتروریسم نام برده میشود) را میدهد.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
در راستای المپیک ۲۰۲۰ که در توکیو برگزار میشود، ژاپن نمونه هایی از ویروس ابولا و ۴ ویروس خطرناک دیگر را وارد کرده است تا خود را برای توسعه و تایید تستهای شناسایی افراد مبتلا و یا حامل ویروس آماده کند. این تستها به ژاپن امکان جلوگیری و مقابله با شیوع احتمالی این بیماریها در جریان مسابقات (چیزی که از آن به عنوان حمله بیوتروریسم نام برده میشود) را میدهد.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
Nature
Why Japan imported Ebola ahead of the 2020 Olympics
The deadly virus is one of five that have been brought to a secure laboratory.
کره زمین توانایی تحمل چقدر جمعیت را دارد؟
در حال حاضر زمین ۷.۷ میلیارد جمعیت دارد. تخمین زده میشود که تا سال ۲۰۳۰ به ۸.۵ میلیارد و تا سال ۲۰۵۰ به ۹.۷ میلیارد جمعیت برسیم که از نظر بسیاری از دانشمندان ماکسیموم جمعیت قابل تحمل برای زمین است. مشکل بر سر فضا نیست بلکه بر سر توزیع منابع، غذا و آب شیرین است.
اکثر مردم گوشتخوار هستند و برای تهیه گوشت مورد نیاز این جمعیت صنعت دامداری باید گسترش بیابد. این یعنی بسیاری از جنگلها باید نابود شوند و تبدیل به مزارع پروش دام شوند. از طرفی این دامها بزرگترین تولید کننده گازهای گلخانه ای همچون متان هستند که فاکتور اصلی در گرمایش زمین است. حتی اگر همه مردم گیاهخوار هم بشوند، باز برای تهیه ی غذا و آب آشامیدنی ۱۰ میلیارد جمعیت، نیاز به زمین برای کشاورزی و تکنولوژی برای تصفیه آب داریم.
در حال حاضر نرخ رشد جمعیت در بسیاری از کشورهای توسعه یافته زیر ۲ تولد به ازای هر زن است که خبر خوبیست. مشکل اصلی کشورهای توسعه نیافته هستند. نرخ تولد به ازای هر زن در نیجر ۷، در سومالی ۶.۲، در نیجریه ۵.۶، در افغانستان ۴.۶، در پاکستان ۳.۶، در مصر ۳.۵ و در هند ۲.۳ است. تنها راه به تعادل رساندن نرخ تولد و مرگ در این کشورها سرمایه گذاری در حوزه های آموزش و بهداشت است.
اما اکثر دولتهای ثروتمند همچون کشورهای شمال اروپا، به جای سرمایه گذاری در کشورهای توسعه نیافته و کنترل جمعیت، به دنبال سیاستهای تشویقی برای رشد جمعیت خود هستند تا نیروی کار و درآمد ناخالص ملی خود را از دست ندهند. این در حالیست که هرگونه بحران زیست محیطی در هر نقطه از زمین به جنگ بر سر منابع و لاجرم جابجایی جمعیت و هجوم پناهندگان از کشورهای فقیرتر به کشورهای ثروتمندتر خواهد انجامید.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
در حال حاضر زمین ۷.۷ میلیارد جمعیت دارد. تخمین زده میشود که تا سال ۲۰۳۰ به ۸.۵ میلیارد و تا سال ۲۰۵۰ به ۹.۷ میلیارد جمعیت برسیم که از نظر بسیاری از دانشمندان ماکسیموم جمعیت قابل تحمل برای زمین است. مشکل بر سر فضا نیست بلکه بر سر توزیع منابع، غذا و آب شیرین است.
اکثر مردم گوشتخوار هستند و برای تهیه گوشت مورد نیاز این جمعیت صنعت دامداری باید گسترش بیابد. این یعنی بسیاری از جنگلها باید نابود شوند و تبدیل به مزارع پروش دام شوند. از طرفی این دامها بزرگترین تولید کننده گازهای گلخانه ای همچون متان هستند که فاکتور اصلی در گرمایش زمین است. حتی اگر همه مردم گیاهخوار هم بشوند، باز برای تهیه ی غذا و آب آشامیدنی ۱۰ میلیارد جمعیت، نیاز به زمین برای کشاورزی و تکنولوژی برای تصفیه آب داریم.
در حال حاضر نرخ رشد جمعیت در بسیاری از کشورهای توسعه یافته زیر ۲ تولد به ازای هر زن است که خبر خوبیست. مشکل اصلی کشورهای توسعه نیافته هستند. نرخ تولد به ازای هر زن در نیجر ۷، در سومالی ۶.۲، در نیجریه ۵.۶، در افغانستان ۴.۶، در پاکستان ۳.۶، در مصر ۳.۵ و در هند ۲.۳ است. تنها راه به تعادل رساندن نرخ تولد و مرگ در این کشورها سرمایه گذاری در حوزه های آموزش و بهداشت است.
اما اکثر دولتهای ثروتمند همچون کشورهای شمال اروپا، به جای سرمایه گذاری در کشورهای توسعه نیافته و کنترل جمعیت، به دنبال سیاستهای تشویقی برای رشد جمعیت خود هستند تا نیروی کار و درآمد ناخالص ملی خود را از دست ندهند. این در حالیست که هرگونه بحران زیست محیطی در هر نقطه از زمین به جنگ بر سر منابع و لاجرم جابجایی جمعیت و هجوم پناهندگان از کشورهای فقیرتر به کشورهای ثروتمندتر خواهد انجامید.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
"کسانی که بدون دلیل باور کرده اند را نمی توان با دلیل قانع کرد"
-- جیمز رندی (تولد ۱۹۲۸) شک گرای علمی و شعبده باز کانادایی-امریکایی ست که به خاطر چالش کشیدن ادعاهای ماوراطبیعه و شبه علم شهرت یافته است.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
-- جیمز رندی (تولد ۱۹۲۸) شک گرای علمی و شعبده باز کانادایی-امریکایی ست که به خاطر چالش کشیدن ادعاهای ماوراطبیعه و شبه علم شهرت یافته است.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🦎 جانوری که میتواند همه ی اجزای بدنش را دوباره بازسازی و احیا کند.
(قابل توجه آنها که خود را اشرف مخلوقات میدانند!)
این اکسولوتل (Axolotl) است، یک نوع سمندر مکزیکی که میتواند هر عضوی از بدنش را در صورت قطع شدن دوباره رشد دهد بدون اینکه هیچگونه اثری از جای زخم بماند. اگر نخاع او آسیب ببیند و یا قطع شود، میتواند آن را ترمیم کند و یا اگر حتی قسمتی از مغز او را بردارید میتواند دوباره سلولهای جایگزین آن را تکثیر کند و مغز را به شکل اولیه برگرداند.
اکسولوتل ها میتوانند هر عضوی را بیش از صد بار بازسازی کنند و هزاران بار بیشتر از پستانداران به سرطان مقاوم هستند.
دانشمندان در حال تحقیق بر ژنوم و عملکرد ژنتیکی این جانور هستند تا در آینده بتوانند خصوصیات مشابه را در انسان شبیه سازی کنند.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
(قابل توجه آنها که خود را اشرف مخلوقات میدانند!)
این اکسولوتل (Axolotl) است، یک نوع سمندر مکزیکی که میتواند هر عضوی از بدنش را در صورت قطع شدن دوباره رشد دهد بدون اینکه هیچگونه اثری از جای زخم بماند. اگر نخاع او آسیب ببیند و یا قطع شود، میتواند آن را ترمیم کند و یا اگر حتی قسمتی از مغز او را بردارید میتواند دوباره سلولهای جایگزین آن را تکثیر کند و مغز را به شکل اولیه برگرداند.
اکسولوتل ها میتوانند هر عضوی را بیش از صد بار بازسازی کنند و هزاران بار بیشتر از پستانداران به سرطان مقاوم هستند.
دانشمندان در حال تحقیق بر ژنوم و عملکرد ژنتیکی این جانور هستند تا در آینده بتوانند خصوصیات مشابه را در انسان شبیه سازی کنند.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
همه ی ما شنیدیم که خنده بر هر درد بی درمان دواست.
اینها کارهاییست که خنده با بدن شما میکند:
🔸 خنده باعث کاهش هورمونهای استرس مثل اپینفرین و کورتیزول میشود و درنتیجه واکنشهای عصبی جنگ یا گریز بدن همچون افزایش ضربان قلب و انقباض عروق را کم میکند.
🔹 خنده باعث ترشح سروتونین و اندورفین میشود که هورمونهای ضد افسردگی و مسکن طبیعی هستند و باعث ایجاد «حس خوب» میشوند.
🔸 خنده باعث تنظیم فشار خون میشود. با هر بار خنده رگهای شما گشاد میشوند و خون بیشتری در بدنتان به جریان درمی آید. این باعث کاهش فشار خون و انتقال اکسیژن بیشتر به مغز میشود که عملکرد مغز را بهبود بخشیده و از سکته های مغزی و قلبی جلوگیری به عمل می آورد.
🔹 خنده باعث افزایش حجم ریه و افزایش مقدار اکسیژن جذب شده در خون میشود و در نتیجه یکی از بهترین تمرینها برای بیماران آسم و برونشیت است.
🔸 خنده باعث ترشح آنتی بادی و تقویت سیستم ایمنی بدن در برابر بیماریها میشود. همچنین با افزایش IFN (اینترفرون گاما) از رشد غیرطبیعی سلولهای توموری جلوگیری کرده و مقاومت بدن را نسبت به سرطان افزایش میدهد.
🔹 خنده باعث افزایش متابولیسم، تنظیم قند خون و انقباض و انبساط ماهیچه های شکمی، دیافراگم و شانه میشود.
🔸 هنگام خنده ۱۵ ماهیچه صورت به حرکت درمی آیند و گردش خون در صورت را بیشتر میکنند. این باعث شادابی و جوانتر ماندن پوست صورت میشود.
😄 لبتون پر خنده!
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
اینها کارهاییست که خنده با بدن شما میکند:
🔸 خنده باعث کاهش هورمونهای استرس مثل اپینفرین و کورتیزول میشود و درنتیجه واکنشهای عصبی جنگ یا گریز بدن همچون افزایش ضربان قلب و انقباض عروق را کم میکند.
🔹 خنده باعث ترشح سروتونین و اندورفین میشود که هورمونهای ضد افسردگی و مسکن طبیعی هستند و باعث ایجاد «حس خوب» میشوند.
🔸 خنده باعث تنظیم فشار خون میشود. با هر بار خنده رگهای شما گشاد میشوند و خون بیشتری در بدنتان به جریان درمی آید. این باعث کاهش فشار خون و انتقال اکسیژن بیشتر به مغز میشود که عملکرد مغز را بهبود بخشیده و از سکته های مغزی و قلبی جلوگیری به عمل می آورد.
🔹 خنده باعث افزایش حجم ریه و افزایش مقدار اکسیژن جذب شده در خون میشود و در نتیجه یکی از بهترین تمرینها برای بیماران آسم و برونشیت است.
🔸 خنده باعث ترشح آنتی بادی و تقویت سیستم ایمنی بدن در برابر بیماریها میشود. همچنین با افزایش IFN (اینترفرون گاما) از رشد غیرطبیعی سلولهای توموری جلوگیری کرده و مقاومت بدن را نسبت به سرطان افزایش میدهد.
🔹 خنده باعث افزایش متابولیسم، تنظیم قند خون و انقباض و انبساط ماهیچه های شکمی، دیافراگم و شانه میشود.
🔸 هنگام خنده ۱۵ ماهیچه صورت به حرکت درمی آیند و گردش خون در صورت را بیشتر میکنند. این باعث شادابی و جوانتر ماندن پوست صورت میشود.
😄 لبتون پر خنده!
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
Forwarded from Everyday Feminism فمينيسم روزمره
سرگذشت ندیمه سرگذشت زن ایرانی است
علی نیری
در سال ۱۹۸۵ مارگارت النور #آتوود (زاده ۱۸ نوامبر ۱۹۳۹) شاعر، داستاننویس، منتقد ادبی، فعال سیاسی و فمینیست سرشناس کانادایی در کتابی به نام «سرگذشت ندیمه» وضعیت اسفناک زنان در جامعه ای تخیلی به نام #گیلیاد که بازمانده ایالات متحده آمریکا بود را به قلم درآورد. از سال ۲۰۱۷ پخش مجموعه سریالی الهام گرفته از این کتاب در آمریکا آغاز شد و با استقبال خوبی روبرو شد.
داستان از این قرار است که باروری جمعیت بشر در دنیا به شدت کاهش یافته است و در حالیکه برخی آن را به دلیل سبک زندگی مدرن و رژیم غذایی ناسالم و در معرض مواد شیمیایی کارخانجات بودن انسانها میدانند، یک گروه مذهبی تندرو به نام "پسران یعقوب" با انجام یک عملیات تروریستی بزرگ و به قتل رساندن تمامی اعضای دولت، مجلس و کنگره موفق به بدست گرفتن قدرت و سرکوب تمام مخالفین میشوند. در این نظام مذهبی، که تعالیم و اصولش از اولین کتاب انجیل نشات میگیرند. اگر زنی در حال کتاب خواندن دیده شود انگشتانش قطع میشوند، اگر زنی با زن دیگری رابطه داشته باشد کلیتوریس او را قطع میکنند و زنان متاهلی که با مردان دیگر رابطه داشته باشند کشته میشوند . تمرکز اصلی این نظام اما در افزایش باروری در کشور است و اعضای این فرقه افراطی راه حلی سیستماتیک برای این معضل دارند٬ راه حلی که از داستان یعقوب، راحیل و لیه الهام گرفته است. در این نظام ناباروری مردان محال تلقی میشود و فقط وجود زنان نازا پذیرفته میشود. به همین دلیل راه حل بقای نسل این است که اگر زنان امکان باروری نداشته باشد ، شوهران ندیمه ای اختیار کنند برای فرزندآوری.
زنان از نظر بهره مندی از حقوق شهروندی و انسانی به چهار گروه تقسیم میشوند: گروه اول زنان مسئولان حکومتی هستند که قدرت و امکاناتی بیش از سایر زنان دارند. از آنها انتظار میرود کاملا مطیع شوهرانشان باشند. آنها حق کار کردن خارج از خانه را ندارند و برای خروج از خانه باید دلیل قانع کننده ای داشته باشند. لباسهای متحدالشکل و یک رنگی باید بپوشند و در صورت نازایی باید تن به واسطهگری زن دیگری برای این منظور بدهند. آنان هر بار در مراسمی شرکت میکنند که در آن شوهرانشان در حضور آنان با زنی دیگر که قابلیت باروری دارد آمیزش میکنند. آنان وظیفه دارند ضعف خود در باروری را بپذیرند و در تحمیل رابطه جنسی به یک زن دیگر مشارکت داشته باشند و نوزاد حاصل آن رابطه را فرزند خود بدانند. آنان چنان شیفته حداقل قدرتی که به واسطه شوهرانشان کسب کرده اند شدهاند که خود، سختگیرانه مجری این آداب شده اند.
دسته دوم زنانی هستند که توانایی #باروری دارند؛ این گروه به عنوان ندیمه بین خانه روسای حکومتی جابجا میشوند تا برای تولید مثل استفاده شوند و برای هریک کودکی به دنیا آورند و سپس آنجا را ترک کنند. اکثر زنان این گروه کسانی هستند که طبق باورهای مذهبی که به قانون تبدیل شده٬ گناهکار هستند؛ زنان #همسری همجنسگرا و یا زنانی که بدون ازدواج با مردی زندگی میکردند. شخصیت اصلی داستان هم جزو همین گروه است و "گناه" او زندگی مشترک با مردی است که هنوز در پروسه طلاق است. آنان باید به توانایی خود در باروری ببالند و از اینکه خود را در اختیار مردان قرار میدهند تا نسل آنان باقی بماند به خود افتخار کنند. آنان نباید از رابطه ای که میان آنها و مردان برقرار میشود لذت ببرند و رابطه جنسی برایشان وظیفه ای است در قبال جامعه. آنان حتی حق ندارند فرزندان خود را دوست داشته باشند زیرا مالک فرزندان آنان مردان هستند.
گروه سومزنانی هستند که نه توانایی باروری دارند و نه در هرم قدرت جائی. این گروه صرفاً خدمه هستند و هیچ نقش دیگری ندارند. و اما گروه چهارم زنانی هستند که گروه دوم را با خشونت و سرکوب مهار کرده و ایدئولوژی حکومتی را به آنها القا میکنند.
وقتی از مارگارت اتوود بخاطر تم تیره و تار کتابش انتقاد شد، او گفت «کشورهایی در جهان هستند که زنان در آنها واقعاً چنین وضعیتی دارند.» . حتما شما هم در حین خواندن این متن یا دیدن سریال به چنین تشابهاتی در زندگی خود و مادران خود رسیدهاید.
#گیلیاد
#جمهوری_اسلامی_گیلیاد
#سرگذشت_ندیمه
#فمینیسم_روزمره
🔶@FeminismEveryday
👇🏼بیشتر بخوانید👇🏼
https://bit.ly/34jnSnF
علی نیری
در سال ۱۹۸۵ مارگارت النور #آتوود (زاده ۱۸ نوامبر ۱۹۳۹) شاعر، داستاننویس، منتقد ادبی، فعال سیاسی و فمینیست سرشناس کانادایی در کتابی به نام «سرگذشت ندیمه» وضعیت اسفناک زنان در جامعه ای تخیلی به نام #گیلیاد که بازمانده ایالات متحده آمریکا بود را به قلم درآورد. از سال ۲۰۱۷ پخش مجموعه سریالی الهام گرفته از این کتاب در آمریکا آغاز شد و با استقبال خوبی روبرو شد.
داستان از این قرار است که باروری جمعیت بشر در دنیا به شدت کاهش یافته است و در حالیکه برخی آن را به دلیل سبک زندگی مدرن و رژیم غذایی ناسالم و در معرض مواد شیمیایی کارخانجات بودن انسانها میدانند، یک گروه مذهبی تندرو به نام "پسران یعقوب" با انجام یک عملیات تروریستی بزرگ و به قتل رساندن تمامی اعضای دولت، مجلس و کنگره موفق به بدست گرفتن قدرت و سرکوب تمام مخالفین میشوند. در این نظام مذهبی، که تعالیم و اصولش از اولین کتاب انجیل نشات میگیرند. اگر زنی در حال کتاب خواندن دیده شود انگشتانش قطع میشوند، اگر زنی با زن دیگری رابطه داشته باشد کلیتوریس او را قطع میکنند و زنان متاهلی که با مردان دیگر رابطه داشته باشند کشته میشوند . تمرکز اصلی این نظام اما در افزایش باروری در کشور است و اعضای این فرقه افراطی راه حلی سیستماتیک برای این معضل دارند٬ راه حلی که از داستان یعقوب، راحیل و لیه الهام گرفته است. در این نظام ناباروری مردان محال تلقی میشود و فقط وجود زنان نازا پذیرفته میشود. به همین دلیل راه حل بقای نسل این است که اگر زنان امکان باروری نداشته باشد ، شوهران ندیمه ای اختیار کنند برای فرزندآوری.
زنان از نظر بهره مندی از حقوق شهروندی و انسانی به چهار گروه تقسیم میشوند: گروه اول زنان مسئولان حکومتی هستند که قدرت و امکاناتی بیش از سایر زنان دارند. از آنها انتظار میرود کاملا مطیع شوهرانشان باشند. آنها حق کار کردن خارج از خانه را ندارند و برای خروج از خانه باید دلیل قانع کننده ای داشته باشند. لباسهای متحدالشکل و یک رنگی باید بپوشند و در صورت نازایی باید تن به واسطهگری زن دیگری برای این منظور بدهند. آنان هر بار در مراسمی شرکت میکنند که در آن شوهرانشان در حضور آنان با زنی دیگر که قابلیت باروری دارد آمیزش میکنند. آنان وظیفه دارند ضعف خود در باروری را بپذیرند و در تحمیل رابطه جنسی به یک زن دیگر مشارکت داشته باشند و نوزاد حاصل آن رابطه را فرزند خود بدانند. آنان چنان شیفته حداقل قدرتی که به واسطه شوهرانشان کسب کرده اند شدهاند که خود، سختگیرانه مجری این آداب شده اند.
دسته دوم زنانی هستند که توانایی #باروری دارند؛ این گروه به عنوان ندیمه بین خانه روسای حکومتی جابجا میشوند تا برای تولید مثل استفاده شوند و برای هریک کودکی به دنیا آورند و سپس آنجا را ترک کنند. اکثر زنان این گروه کسانی هستند که طبق باورهای مذهبی که به قانون تبدیل شده٬ گناهکار هستند؛ زنان #همسری همجنسگرا و یا زنانی که بدون ازدواج با مردی زندگی میکردند. شخصیت اصلی داستان هم جزو همین گروه است و "گناه" او زندگی مشترک با مردی است که هنوز در پروسه طلاق است. آنان باید به توانایی خود در باروری ببالند و از اینکه خود را در اختیار مردان قرار میدهند تا نسل آنان باقی بماند به خود افتخار کنند. آنان نباید از رابطه ای که میان آنها و مردان برقرار میشود لذت ببرند و رابطه جنسی برایشان وظیفه ای است در قبال جامعه. آنان حتی حق ندارند فرزندان خود را دوست داشته باشند زیرا مالک فرزندان آنان مردان هستند.
گروه سومزنانی هستند که نه توانایی باروری دارند و نه در هرم قدرت جائی. این گروه صرفاً خدمه هستند و هیچ نقش دیگری ندارند. و اما گروه چهارم زنانی هستند که گروه دوم را با خشونت و سرکوب مهار کرده و ایدئولوژی حکومتی را به آنها القا میکنند.
وقتی از مارگارت اتوود بخاطر تم تیره و تار کتابش انتقاد شد، او گفت «کشورهایی در جهان هستند که زنان در آنها واقعاً چنین وضعیتی دارند.» . حتما شما هم در حین خواندن این متن یا دیدن سریال به چنین تشابهاتی در زندگی خود و مادران خود رسیدهاید.
#گیلیاد
#جمهوری_اسلامی_گیلیاد
#سرگذشت_ندیمه
#فمینیسم_روزمره
🔶@FeminismEveryday
👇🏼بیشتر بخوانید👇🏼
https://bit.ly/34jnSnF
Telegraph
سرگذشت ندیمه سرگذشت زن ایرانی است
در سال ۱۹۸۵ مارگارت النور #آتوود (زاده ۱۸ نوامبر ۱۹۳۹) شاعر، داستاننویس، منتقد ادبی، فعال سیاسی و فمینیست سرشناس کانادایی در کتابی به نام «سرگذشت ندیمه» وضعیت اسفناک زنان در جامعه ای تخیلی به نام #گیلیاد که بازمانده ایالات متحده آمریکا بود را به قلم درآورد.…
نادانی + دین = تروریسم
نادانی + قدرت = استبداد
نادانی + آزادی = آشفتگی
نادانی + پول = فساد
نادانی + فقر = جرم
نادانی ریشه همه ی شر هاست.
آموزش کلید آن است.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
نادانی + قدرت = استبداد
نادانی + آزادی = آشفتگی
نادانی + پول = فساد
نادانی + فقر = جرم
نادانی ریشه همه ی شر هاست.
آموزش کلید آن است.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
🐬 سیر رشد جنین دلفین
دلفین ها پستاندارانی از راسته آب بازسانان هستند، گروهی از پستانداران که اجدادشان نزدیک به ۵۰ میلیون سال پیش از خشکی به دریا بازگشتند.
طول عمر آنها بر اساس گونه شان متفاوت است ولی مثلا دلفین های پوزه بطری به طور متوسط بین ۳۰ تا ۵۰ سال زندگی میکنند. دلفین های ماده در هر بار زایمان تنها یک فرزند به دنیا میآورند و همانند انسان با افزایش عمر باروریشان کاهش مییابد و وارد یائسگی میشوند.
دوران بارداری برای دلفینها حدود ۱۲ ماه است. در هفته های اول، جنین دلفین شبیه جنین همه جانوران است اما به تدریج پوزه ی او کشیده شده و سوراخ بینی به سمت بالای سر حرکت میکند. این سوراخ نهایتا برای نفس گیری به کار میرود و وجود آن در بالای سر به جانور اجازه میدهد تا نیازی به بیرون آوردن کامل سر از آب نداشته باشد. همچنین بعد از ۲ ماه کم کم دم او شکل میگیرد. دم دلفین یکی از قویترین دمها در بین جانوران است و تنها برای شنا استفاده نمیشود. او به کمک ماهیچه های دمش میتواند روی آب بایستد و یا شکار خود را به بیرون از آب پرتاب کند.
دلفین ها برخلاف انسانها قابلیت تنفس ناخودآگاه را ندارند و برای هر بار تنفس باید تصمیم آگاهانه بگیرند. درنتیجه آنها نمیتوانند به طور کامل بخوابند چون ممکن است در خواب دچار خفگی شوند. به همین دلیل الگوی خواب آنها پیچیده تر از ماست. بدین صورت که نیمی از مغز آنها استراحت میکند و نیمی دیگر با هوشیاری پایین بیدار باقی میماند. نیمه ی بیدار مسئول مراقبت از جانور در مقابل شکارچیان و موانع و همچنین دادن سیگنال تنفس است. بعد از تقریبا دو ساعت، این نقش بین دو نیمکره جابجا میشود.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
دلفین ها پستاندارانی از راسته آب بازسانان هستند، گروهی از پستانداران که اجدادشان نزدیک به ۵۰ میلیون سال پیش از خشکی به دریا بازگشتند.
طول عمر آنها بر اساس گونه شان متفاوت است ولی مثلا دلفین های پوزه بطری به طور متوسط بین ۳۰ تا ۵۰ سال زندگی میکنند. دلفین های ماده در هر بار زایمان تنها یک فرزند به دنیا میآورند و همانند انسان با افزایش عمر باروریشان کاهش مییابد و وارد یائسگی میشوند.
دوران بارداری برای دلفینها حدود ۱۲ ماه است. در هفته های اول، جنین دلفین شبیه جنین همه جانوران است اما به تدریج پوزه ی او کشیده شده و سوراخ بینی به سمت بالای سر حرکت میکند. این سوراخ نهایتا برای نفس گیری به کار میرود و وجود آن در بالای سر به جانور اجازه میدهد تا نیازی به بیرون آوردن کامل سر از آب نداشته باشد. همچنین بعد از ۲ ماه کم کم دم او شکل میگیرد. دم دلفین یکی از قویترین دمها در بین جانوران است و تنها برای شنا استفاده نمیشود. او به کمک ماهیچه های دمش میتواند روی آب بایستد و یا شکار خود را به بیرون از آب پرتاب کند.
دلفین ها برخلاف انسانها قابلیت تنفس ناخودآگاه را ندارند و برای هر بار تنفس باید تصمیم آگاهانه بگیرند. درنتیجه آنها نمیتوانند به طور کامل بخوابند چون ممکن است در خواب دچار خفگی شوند. به همین دلیل الگوی خواب آنها پیچیده تر از ماست. بدین صورت که نیمی از مغز آنها استراحت میکند و نیمی دیگر با هوشیاری پایین بیدار باقی میماند. نیمه ی بیدار مسئول مراقبت از جانور در مقابل شکارچیان و موانع و همچنین دادن سیگنال تنفس است. بعد از تقریبا دو ساعت، این نقش بین دو نیمکره جابجا میشود.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانهی لمس پیروزی، با صدای رعنا منصور
"برای شادی ایران به هر بیداد میتازیم"
"برای شادی ایران به هر بیداد میتازیم"
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا روزی همه ما سایبورگ میشویم؟
سایبورگ به هیبرید انسان و ماشین میگویند که در آن برخی از عملکردهای ارگانیک بدن انسان توسط سیستم های مکانیکی دیجیتالی جایگزین شده اند. مثلا کسی که در قلب خود دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب (pacemaker) دارد و یا ناشنوایانی که از پروتز کاشت حلزون (Cochlear Implant) استفاده میکنند، سایبورگ هستند. یکی از سایبورگهای معروف نیل هاربیسون ایرلندی ست که به دلیل کوررنگی مادرزادی، آنتنی را در جمجمه خود امپلنت کرده که رنگها را برای او به صدا تبدیل میکند.
با پیشرفت تکنولوژی، سیستمهای پیچیده تر همچون لنزهای چشمی با قابلیت بینایی برای نابینایان و یا اندامهای مصنوعی کنترل شده توسط مغز یا اعصاب ماهیچه ای جای خود را در بین بیماران نیازمند باز میکنند. ولی سایبورگها محدود به این اشخاص نخواهند ماند و پیش بینی میشود که در آینده ای نزدیک، افراد کاملا سالم نیز از این تکنولوژی برای تقویت عملکردهای مغز (مثل افزایش ظرفیت حافظه) و یا توانایی فیزیکی بدن (مثل افزودن اندامهای جدید) استفاده کنند. فیلمهای علمی تخیلی متعددی همچون "آلیتا: فرشته جنگ" این آینده را به تصویر کشیده اند.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
سایبورگ به هیبرید انسان و ماشین میگویند که در آن برخی از عملکردهای ارگانیک بدن انسان توسط سیستم های مکانیکی دیجیتالی جایگزین شده اند. مثلا کسی که در قلب خود دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب (pacemaker) دارد و یا ناشنوایانی که از پروتز کاشت حلزون (Cochlear Implant) استفاده میکنند، سایبورگ هستند. یکی از سایبورگهای معروف نیل هاربیسون ایرلندی ست که به دلیل کوررنگی مادرزادی، آنتنی را در جمجمه خود امپلنت کرده که رنگها را برای او به صدا تبدیل میکند.
با پیشرفت تکنولوژی، سیستمهای پیچیده تر همچون لنزهای چشمی با قابلیت بینایی برای نابینایان و یا اندامهای مصنوعی کنترل شده توسط مغز یا اعصاب ماهیچه ای جای خود را در بین بیماران نیازمند باز میکنند. ولی سایبورگها محدود به این اشخاص نخواهند ماند و پیش بینی میشود که در آینده ای نزدیک، افراد کاملا سالم نیز از این تکنولوژی برای تقویت عملکردهای مغز (مثل افزایش ظرفیت حافظه) و یا توانایی فیزیکی بدن (مثل افزودن اندامهای جدید) استفاده کنند. فیلمهای علمی تخیلی متعددی همچون "آلیتا: فرشته جنگ" این آینده را به تصویر کشیده اند.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👁 لنزهای چشمی هوشمند، آینده ی تکنولوژی ثبت تصاویر
اولین دوربینهای عکاسی دیجیتالی بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۵ وارد بازار شدند، اما حالا پس از گذشت نیم قرن، میتوانیم برای همیشه با دوربینهایمان خداحافظی کنیم و جای آنها را با لنزهای چشمی هوشمند پر کنیم.
لنزهای چشمی هوشمند که مانند لنزهای طبی روی چشم قرار میگیرند، به ما امکان زوم کردن بر محیط اطراف و ثبت تصاویر را میدهند. آنها توسط پلک زدنهای اختیاری کاربر کنترل میشوند و میتوانند توسط انرژی حرکتی چشم شارژ شوند. همچنین میتوان به کمک این لنزها بر مشاهدات کاربر متن و یا تصویر منطبق کرده و تجربه ی واقعیت افزوده را داشت. یکی دیگر از قابلیت های هیجان انگیز این لنزها اینست که دارای حافظه هستند و اگر کابری ابتدا آنها را درون چشم خود قرار داده و سپس به کاربر دیگری دهد، او نیز قادر است عکسها و ویدیوهای ضبط شده را ببیند.
پ.ن: اگر در مورد آینده ی این تکنولوژی و سوالات اخلاقی مرتبط با آن علاقه مند هستید، پیشنهاد میکنم سریال Black Mirror را دنبال کنید.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
اولین دوربینهای عکاسی دیجیتالی بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۵ وارد بازار شدند، اما حالا پس از گذشت نیم قرن، میتوانیم برای همیشه با دوربینهایمان خداحافظی کنیم و جای آنها را با لنزهای چشمی هوشمند پر کنیم.
لنزهای چشمی هوشمند که مانند لنزهای طبی روی چشم قرار میگیرند، به ما امکان زوم کردن بر محیط اطراف و ثبت تصاویر را میدهند. آنها توسط پلک زدنهای اختیاری کاربر کنترل میشوند و میتوانند توسط انرژی حرکتی چشم شارژ شوند. همچنین میتوان به کمک این لنزها بر مشاهدات کاربر متن و یا تصویر منطبق کرده و تجربه ی واقعیت افزوده را داشت. یکی دیگر از قابلیت های هیجان انگیز این لنزها اینست که دارای حافظه هستند و اگر کابری ابتدا آنها را درون چشم خود قرار داده و سپس به کاربر دیگری دهد، او نیز قادر است عکسها و ویدیوهای ضبط شده را ببیند.
پ.ن: اگر در مورد آینده ی این تکنولوژی و سوالات اخلاقی مرتبط با آن علاقه مند هستید، پیشنهاد میکنم سریال Black Mirror را دنبال کنید.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
قوری چای راسل
قوری چای چرخنده راسل (Russell's Orbiting Teapot)، تمثیلی است که اولین بار توسط فیلسوف معاصر برتراند راسل (۱۸۷۲–۱۹۷۰ میلادی) بیان شد. او در این تمثیل تلاش دارد بگوید که هر کس میتواند یک ادعای ابطال ناپذیر مثل چرخیدن یک قوری نامرئی به دور خورشید را مطرح کند و از بقیه بخواهد حرف او را باور کنند چون غیر قابل ابطال است، درحالیکه که بار اثبات یک ادعا به دوش کسی ست که آن را مطرح میکند، نه اینکه بار ردکردن خلاف آن به دوش دیگران باشد.
راسل بخصوص تمثیل خود را در زمینه دین مطرح میکرد. او در مقاله ای در سال ۱۹۵۲ نوشت:
"مردم ارتدکس طوری صحبت میکنند که انگار این وظیفه شکاکان است که دگماهای پذیرفته شده آنها را رد کنند، به جای این که وظیفه خود دگماپرستان باشد که آنها را اثبات کند. این البته یک اشتباه است. اگر قرار بود من مدعی شوم که در منظومه شمسی، میان زمین و مریخ، یک قوری چینی در مداری بیضوی دور خورشید میگردد، هیچکس قادر نبود ادعای مرا رد کند مشروط به آنکه حواسم میبود که در ادامه بگویم که این قوری، آنقدر کوچک است که حتی با قویترین تلسکوپ هایمان قابل رویت نیست. اما اگر تا آنجا پیش میرفتم که میگفتم چون مدعای من نمیتواند ابطال شود، این پررویی تابناپذیر از جانب عقل بشر است که به آن شک کند، به حق به یاوهگویی متهم میشدم. با این حال، اگر وجود چنین قوریای، در کتب باستان تصدیق شده بود، هر یکشنبه در کلیسا به عنوان حقیقت مقدس تعلیم داده میشد، و در مدارس آن را به اذهان کودکان فرو میکردند، تردید در باور به وجود آن، نشانه ی نامتعارف بودن تلقی میشد و شخص شکاک را در دوره روشنگری مشمول عنایات روانپزشک، و در دورهی پیش از آن مشمول عنایات مفتش مذهبی میکردند."
البته قوری چای چرخنده تنها تمثیل قیاس پذیر با ادعاهای مذهبی ابطال ناپذیر نیست. از موارد دیگر میتوان به اسب تک شاخ صورتی نامرئی (The Invisible Pink Unicorn) و هیولای اسپاگتی پرنده (Flying Spaghetti Monster) اشاره کرد.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
قوری چای چرخنده راسل (Russell's Orbiting Teapot)، تمثیلی است که اولین بار توسط فیلسوف معاصر برتراند راسل (۱۸۷۲–۱۹۷۰ میلادی) بیان شد. او در این تمثیل تلاش دارد بگوید که هر کس میتواند یک ادعای ابطال ناپذیر مثل چرخیدن یک قوری نامرئی به دور خورشید را مطرح کند و از بقیه بخواهد حرف او را باور کنند چون غیر قابل ابطال است، درحالیکه که بار اثبات یک ادعا به دوش کسی ست که آن را مطرح میکند، نه اینکه بار ردکردن خلاف آن به دوش دیگران باشد.
راسل بخصوص تمثیل خود را در زمینه دین مطرح میکرد. او در مقاله ای در سال ۱۹۵۲ نوشت:
"مردم ارتدکس طوری صحبت میکنند که انگار این وظیفه شکاکان است که دگماهای پذیرفته شده آنها را رد کنند، به جای این که وظیفه خود دگماپرستان باشد که آنها را اثبات کند. این البته یک اشتباه است. اگر قرار بود من مدعی شوم که در منظومه شمسی، میان زمین و مریخ، یک قوری چینی در مداری بیضوی دور خورشید میگردد، هیچکس قادر نبود ادعای مرا رد کند مشروط به آنکه حواسم میبود که در ادامه بگویم که این قوری، آنقدر کوچک است که حتی با قویترین تلسکوپ هایمان قابل رویت نیست. اما اگر تا آنجا پیش میرفتم که میگفتم چون مدعای من نمیتواند ابطال شود، این پررویی تابناپذیر از جانب عقل بشر است که به آن شک کند، به حق به یاوهگویی متهم میشدم. با این حال، اگر وجود چنین قوریای، در کتب باستان تصدیق شده بود، هر یکشنبه در کلیسا به عنوان حقیقت مقدس تعلیم داده میشد، و در مدارس آن را به اذهان کودکان فرو میکردند، تردید در باور به وجود آن، نشانه ی نامتعارف بودن تلقی میشد و شخص شکاک را در دوره روشنگری مشمول عنایات روانپزشک، و در دورهی پیش از آن مشمول عنایات مفتش مذهبی میکردند."
البته قوری چای چرخنده تنها تمثیل قیاس پذیر با ادعاهای مذهبی ابطال ناپذیر نیست. از موارد دیگر میتوان به اسب تک شاخ صورتی نامرئی (The Invisible Pink Unicorn) و هیولای اسپاگتی پرنده (Flying Spaghetti Monster) اشاره کرد.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
پلی اندری یا چندشوهری
اکثر جوامع انسانی امروزی مونوگامی (تک همسری) را به عنوان یک نرم اجتماعی میشناسند و تنها در تعداد معدودی از مذاهب و سنتها، فرمی از پلی گامی یا چند همسری به رسمیت شناخته میشود که در آن یک مرد چند زن اختیار کند. این نوع چند همسری در بین حیوانات از لحاظ فرگشتی دارای امتیاز افزایش جمعیت و تولیدمثل بیشتر در یک گروه است.
ولی در برخی از نقاط دنیا نوع دیگری از چند همسری وجود دارد که در آن یک زن به همسری چند مرد که معمولا برادر هستند در می آید. به این نوع چند همسری polyandry میگویند. چند شوهری اغلب در جوامعی با شرایط زیست بومی دشوار، منابع طبیعی محدود (مثل کمبود زمین قابل کشت) و یا در بین خانواده های فقیر رواج دارد زیرا که رشد جمعیت را محدود میکند و شانس بقای فرزندان را افزایش میدهد.
در حال حاضر چندشوهری به ویژه در شمال هند، تبت و نپال متداول است. در این چندشوهری که به آن «چند شوهری برادرانه» نیز میگویند، دو یا چند برادر با یک همسر ازدواج میکنند و همه آنها به طور برابر به زن دسترسی جنسی دارند و همه آنها نیز پدر فرزندان متولد شده محسوب میشوند. ازدواج تمام برادران با یک زن موجب میشود تا در منطقه کوهستانی هیمالیا که زمین کشاورزی بسیار محدود است، زمین خانوادگی تقسیم نشود و بین یک خانواده باقی بماند. درحالیکه اگر هر برادر جداگانه زن بگیرد و جداگانه بچه دار شود، زمین باید تکه تکه شده و بین برادران تقسیم شود.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
اکثر جوامع انسانی امروزی مونوگامی (تک همسری) را به عنوان یک نرم اجتماعی میشناسند و تنها در تعداد معدودی از مذاهب و سنتها، فرمی از پلی گامی یا چند همسری به رسمیت شناخته میشود که در آن یک مرد چند زن اختیار کند. این نوع چند همسری در بین حیوانات از لحاظ فرگشتی دارای امتیاز افزایش جمعیت و تولیدمثل بیشتر در یک گروه است.
ولی در برخی از نقاط دنیا نوع دیگری از چند همسری وجود دارد که در آن یک زن به همسری چند مرد که معمولا برادر هستند در می آید. به این نوع چند همسری polyandry میگویند. چند شوهری اغلب در جوامعی با شرایط زیست بومی دشوار، منابع طبیعی محدود (مثل کمبود زمین قابل کشت) و یا در بین خانواده های فقیر رواج دارد زیرا که رشد جمعیت را محدود میکند و شانس بقای فرزندان را افزایش میدهد.
در حال حاضر چندشوهری به ویژه در شمال هند، تبت و نپال متداول است. در این چندشوهری که به آن «چند شوهری برادرانه» نیز میگویند، دو یا چند برادر با یک همسر ازدواج میکنند و همه آنها به طور برابر به زن دسترسی جنسی دارند و همه آنها نیز پدر فرزندان متولد شده محسوب میشوند. ازدواج تمام برادران با یک زن موجب میشود تا در منطقه کوهستانی هیمالیا که زمین کشاورزی بسیار محدود است، زمین خانوادگی تقسیم نشود و بین یک خانواده باقی بماند. درحالیکه اگر هر برادر جداگانه زن بگیرد و جداگانه بچه دار شود، زمین باید تکه تکه شده و بین برادران تقسیم شود.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
لوسی، اولین انسان تبار راست قامتی که یافت شد.
لوسی، یکی از مهمترین اکتشافات دیرینه شناسان در چند دهه اخیر و اولین سرنخ فسیلی از ایپ (انسان تبار)های راست قامت در افریقاست.
در سال ۱۹۷۴ تیمی از دیرینه شناسان در اتیوپی در حال حفاری بودند که بقایای اسکلت یک انسان تبار به قدمت ۳.۲ میلیون سال را پیدا میکنند. این مجموعه با ۴۰٪ از استخوانهای کشف شده، یکی از کاملترین فسیل های پیدا شده تا به امروز است.
با اینکه جزيیات ظاهری و اندازه مغز لوسی شبیه یک شامپانزه مونث است، استخوان لگن و نحوه قرار گرفتن زانو و انگشتان پای آن نشان میدهد که او راست قامت بوده و مانند انسان امروزی بر روی دو پا راه میرفته است.
بعد از لوسی، فسیل های بیشتر و قدیمی تر از اجداد راست قامت انسانها کشف شدند ولی لوسی به عنوان اولین شاهد فسیلی به دست آمده در تایید نظریه فرگشت انسان از خانواده ی هومونیدها شناخته میشود.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
لوسی، یکی از مهمترین اکتشافات دیرینه شناسان در چند دهه اخیر و اولین سرنخ فسیلی از ایپ (انسان تبار)های راست قامت در افریقاست.
در سال ۱۹۷۴ تیمی از دیرینه شناسان در اتیوپی در حال حفاری بودند که بقایای اسکلت یک انسان تبار به قدمت ۳.۲ میلیون سال را پیدا میکنند. این مجموعه با ۴۰٪ از استخوانهای کشف شده، یکی از کاملترین فسیل های پیدا شده تا به امروز است.
با اینکه جزيیات ظاهری و اندازه مغز لوسی شبیه یک شامپانزه مونث است، استخوان لگن و نحوه قرار گرفتن زانو و انگشتان پای آن نشان میدهد که او راست قامت بوده و مانند انسان امروزی بر روی دو پا راه میرفته است.
بعد از لوسی، فسیل های بیشتر و قدیمی تر از اجداد راست قامت انسانها کشف شدند ولی لوسی به عنوان اولین شاهد فسیلی به دست آمده در تایید نظریه فرگشت انسان از خانواده ی هومونیدها شناخته میشود.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
تولیدمثل غیرجنسی (Asexual reproduction)
همه ی ما با نوعی از تولید مثل که در آن فرزند بر اساس آمیزش دو جنس نر و ماده شکل میگیرد آشنا هستیم و شاید برخی به اشتباه آن را تنها نوع تولیدمثل در قلمرو جانداران بدانند. ولی نوع دیگری از تولیدمثل نیز وجود دارد که اتفاقا در بین گونه های ابتدایی تر فراوان دیده میشود و آن تولیدمثل غیرجنسی است، تولید مثلی که در آن تولد نسل جدید وابسته به حضور دو جنس نر یا ماده و آمیزش جنسی آنها با یکدیگر نیست.
به طور مثال ستاره دریایی برای تکثیر، خود را به دو نصف تقسیم کرده و با رویاندن بازوهای جدید در هر بخش، تبدیل به دو ستاره دریایی کاملا مشابه میشود. به این روش تولیدمثل شکافت میگویند که در برخی از گونه های حشرات و خزندگان نیز دیده میشود.
مثال دیگر جوانه زنی در گیاهان، مرجانها و مخمرهاست. در این روش، یک برآمدگی جدید مانند یک جوانه بر بدنه گیاه مادر تشکیل میشود و پس از رشد تبدیل به یک جاندار کاملا مشابه ولی کوچکتر شبیه مادر میشود. این گیاه جدید پس از مدتی از بدنه مادر جدا شده و یک جاندار مستقل میشود.
روش دیگر پارتنوجنسیس (بکرزایی) است که در آن ماده از تخمک لقاح نیافته توسط اسپرم جنس نر یک فرزند جدید به وجود می آورد. این روش از تولیدمثل در بسیاری از بیمهرگان و حشرات (همچون زنبورها) و مهره دارانی چون ماهیها، دوزیستان و خزندگان دیده شده است. البته در بسیاری از این گونه ها در صورت حضور نر تولیدمثل جنسی صورت میگیرد (فرزند از تخمک لقاح یافته به وجود می آید) ولی هر زمان که گونه تحت فشارهای زیست محیطی با خطر کاهش جمعیت روبرو باشد، بکرزایی به عنوان روشی برای بقا و تولیدمثل استفاده میشود.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
همه ی ما با نوعی از تولید مثل که در آن فرزند بر اساس آمیزش دو جنس نر و ماده شکل میگیرد آشنا هستیم و شاید برخی به اشتباه آن را تنها نوع تولیدمثل در قلمرو جانداران بدانند. ولی نوع دیگری از تولیدمثل نیز وجود دارد که اتفاقا در بین گونه های ابتدایی تر فراوان دیده میشود و آن تولیدمثل غیرجنسی است، تولید مثلی که در آن تولد نسل جدید وابسته به حضور دو جنس نر یا ماده و آمیزش جنسی آنها با یکدیگر نیست.
به طور مثال ستاره دریایی برای تکثیر، خود را به دو نصف تقسیم کرده و با رویاندن بازوهای جدید در هر بخش، تبدیل به دو ستاره دریایی کاملا مشابه میشود. به این روش تولیدمثل شکافت میگویند که در برخی از گونه های حشرات و خزندگان نیز دیده میشود.
مثال دیگر جوانه زنی در گیاهان، مرجانها و مخمرهاست. در این روش، یک برآمدگی جدید مانند یک جوانه بر بدنه گیاه مادر تشکیل میشود و پس از رشد تبدیل به یک جاندار کاملا مشابه ولی کوچکتر شبیه مادر میشود. این گیاه جدید پس از مدتی از بدنه مادر جدا شده و یک جاندار مستقل میشود.
روش دیگر پارتنوجنسیس (بکرزایی) است که در آن ماده از تخمک لقاح نیافته توسط اسپرم جنس نر یک فرزند جدید به وجود می آورد. این روش از تولیدمثل در بسیاری از بیمهرگان و حشرات (همچون زنبورها) و مهره دارانی چون ماهیها، دوزیستان و خزندگان دیده شده است. البته در بسیاری از این گونه ها در صورت حضور نر تولیدمثل جنسی صورت میگیرد (فرزند از تخمک لقاح یافته به وجود می آید) ولی هر زمان که گونه تحت فشارهای زیست محیطی با خطر کاهش جمعیت روبرو باشد، بکرزایی به عنوان روشی برای بقا و تولیدمثل استفاده میشود.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
عقده (اختلال) مسیح Messiah complex
در علم روانشناسی، اختلال مسیح به حالت بیمارانی گفته میشود که فکر میکنند توسط یک قدرت برتر برگزیده شده اند تا بشریت را نجات بدهند. آنها ادعا میکنند که توسط خدا فرستاده شده اند تا به انسانها کمک کنند و آنها را از گمراهی نجات بدهند. این علائم که در دسته توهمات مذهبی جای میگیرند عمدتا در بیمارانی که از اختلال دو قطبی و اسکیزوفرنی رنج می برند گزارش شده اند.
اتفاقا در تعطیلاتی که گذشت، سریال "مسیح" که به تازگی از نتفلیکس پخش شده را نگاه کردم. فیلم داستان مردی را روایت میکند که یک شبه در سوریه سر و کله اش پیدا شده و ادعا میکند که با طوفان شن دمشق را از حمله داعش نجات داده است. او گروهی از هواداران را به دور خود جمع کرده و کم کم با حضور در مرز اسرائیل و ظاهر شدن در امریکا هنگام یک گردباد برای خود شهرت جهانی دست و پا میکند. ماموران CIA با پیگیری موضوع متوجه میشوند که او اصلیت ایرانی دارد و نامش پیام گلشیری است، در بچگی توسط عموی شعبده بازش بزرگ شده، قبلا در امریکا دانشجوی یک تئوری پرداز با افکار تروریستی بوده و با روسیه در تماس است.
جدا از هدفدار بودن انتخاب ملیت ایرانی برای شخصیت مسیح و عدم توجه به ریزه کاریها (مثل انتخاب بازیگرانی که حتی نمیتوانند درست حسابی فارسی حرف بزنند)، به نظرم فیلم انگشت روی نقطه ی حساسی گذاشته است و آن گول خوردن و از خود بیخود شدن تعداد زیادی از مردم است وقتی کسی با چنین خصوصیات و تواناییهایی ادعای پیامبری میکند. از قاضی پرونده ی ورود غیرقانونی اش گرفته که به او پناهندگی امریکا را میدهد، تا مادر بچه سرطانی که به امید معجزه ی مسیح به علم پشت کرده و شیمی درمانی بچه اش را قطع میکند، تا فاحشه ای که یک شبه متنبه میشود و حتی رییس جمهور امریکا که تحت تاثیر حرفهای مسیح و نفوذش میخواهد تمام نیروهایش را از پایگاه های امریکایی خارج کند.
البته اصلا عجیب نیست که هنوز چند روز از انتشار این سریال نگذشته، طبق معمول اسلام گراها طاقت نیاورده اند و با متهم کردن فیلم به اسلام ستیزی و توهین به مقدسات هزاران امضا جمع کرده و خواستار قطع پخش این سریال از نتفلیکس شده اند.
مایکل پترونی کارگردان این فیلم گفته است: "بله این سریال تحریک آمیز است، اما تحریک آمیز به معنای توهین آمیز نیست. من میخواستم مردم با دیدن این سریال از خود بپرسند «اگر بشود» چه میشود؟! با این سؤال مردم را در مقابل اعتقادات خودشان قرار میدهم."
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
در علم روانشناسی، اختلال مسیح به حالت بیمارانی گفته میشود که فکر میکنند توسط یک قدرت برتر برگزیده شده اند تا بشریت را نجات بدهند. آنها ادعا میکنند که توسط خدا فرستاده شده اند تا به انسانها کمک کنند و آنها را از گمراهی نجات بدهند. این علائم که در دسته توهمات مذهبی جای میگیرند عمدتا در بیمارانی که از اختلال دو قطبی و اسکیزوفرنی رنج می برند گزارش شده اند.
اتفاقا در تعطیلاتی که گذشت، سریال "مسیح" که به تازگی از نتفلیکس پخش شده را نگاه کردم. فیلم داستان مردی را روایت میکند که یک شبه در سوریه سر و کله اش پیدا شده و ادعا میکند که با طوفان شن دمشق را از حمله داعش نجات داده است. او گروهی از هواداران را به دور خود جمع کرده و کم کم با حضور در مرز اسرائیل و ظاهر شدن در امریکا هنگام یک گردباد برای خود شهرت جهانی دست و پا میکند. ماموران CIA با پیگیری موضوع متوجه میشوند که او اصلیت ایرانی دارد و نامش پیام گلشیری است، در بچگی توسط عموی شعبده بازش بزرگ شده، قبلا در امریکا دانشجوی یک تئوری پرداز با افکار تروریستی بوده و با روسیه در تماس است.
جدا از هدفدار بودن انتخاب ملیت ایرانی برای شخصیت مسیح و عدم توجه به ریزه کاریها (مثل انتخاب بازیگرانی که حتی نمیتوانند درست حسابی فارسی حرف بزنند)، به نظرم فیلم انگشت روی نقطه ی حساسی گذاشته است و آن گول خوردن و از خود بیخود شدن تعداد زیادی از مردم است وقتی کسی با چنین خصوصیات و تواناییهایی ادعای پیامبری میکند. از قاضی پرونده ی ورود غیرقانونی اش گرفته که به او پناهندگی امریکا را میدهد، تا مادر بچه سرطانی که به امید معجزه ی مسیح به علم پشت کرده و شیمی درمانی بچه اش را قطع میکند، تا فاحشه ای که یک شبه متنبه میشود و حتی رییس جمهور امریکا که تحت تاثیر حرفهای مسیح و نفوذش میخواهد تمام نیروهایش را از پایگاه های امریکایی خارج کند.
البته اصلا عجیب نیست که هنوز چند روز از انتشار این سریال نگذشته، طبق معمول اسلام گراها طاقت نیاورده اند و با متهم کردن فیلم به اسلام ستیزی و توهین به مقدسات هزاران امضا جمع کرده و خواستار قطع پخش این سریال از نتفلیکس شده اند.
مایکل پترونی کارگردان این فیلم گفته است: "بله این سریال تحریک آمیز است، اما تحریک آمیز به معنای توهین آمیز نیست. من میخواستم مردم با دیدن این سریال از خود بپرسند «اگر بشود» چه میشود؟! با این سؤال مردم را در مقابل اعتقادات خودشان قرار میدهم."
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
مغز دین را میسازد و به آن وابسته میشود.
اگر شما هم مثل من به خالق هوشمند و زندگی پس از مرگ اعتقادی ندارید، حتما روزهای افسرده ای داشتید که با خودتان گفتید "خوب که چه؟ این چند دهه ی زیستی و تحمل رنجِ بودن وقتی قرار است خیلی زود نباشی چه فایده دارد؟"
این اوقات تنها زمانهایی هستند که میتوانم درک کنم چرا دین باوران نمیتوانند و یا نمیخواهند باور به خدا و افسانه ی هدفمند بودن آفرینش را کنار بگذارند.
مژده اینکه دانشمندان میدانند چرا من یک روزهایی down هستم و یک باورمند وقتی نیایش میکند high.
لیونل تایگر (Lionel Tiger) انسان شناس کانادایی امریکایی و استاد انسان شناسی در دانشگاه رویترز در این ویدیو برای ما از تحقیقاتش در مورد دلایل فرگشتی دین میگوید. او میگوید که این مغز است که دین را میسازد و از لحاظ فیزیولوژیکی به آن وابسته میشود. تحقیقات او و همکارش مک گوایر، رییس موسسه تحقیقات روانپزشکی دانشگاه UCLA، نشان میدهند که باور به خدا و حس ارتباط با یک موجود برتر باعث ترشح سروتونین میشود. سروتونین یک پیامرسان عصبی در مغز نخستیان (گروهی از پستانداران شامل انسان، گوریل، میمون) است که باعث ایجاد حس خوب و شادی میشود. کمبود سروتونین باعث افزایش کورتیزول، هورمون استرس، و احساس افسردگی در این جانوران میشود.
تایگر در توضیحاتش از دو اصطلاح brain pain (درد مغز) و brain soothing (تسکین مغز) استفاده میکند. درد مغز زمانی رخ میدهد که شما با مشکلی مثل پنچر شدن ماشین تان روبرو شدید و مغزتان باید با ارزیابی محیط، پردازش اطلاعات و ارائه راه حل، آن مشکل را برطرف کند. در مقابل، تسکین مغز زمانی رخ میدهد که شما در طبیعت قدم میزنید و یا به اسپا میروید. انسان شهرنشین امروز که پیوسته تحت تاثیر فشارهای روانی و استرس محیط قرار دارد نیاز دارد که آگاهانه تعادلی بین فعالیتهایی که درد مغز ایجاد میکنند و آن را تسکین میدهند برقرار کند. با این حساب میتوان گفت که باور به خدا و انجام فرایض دینی یک تسکین دهنده ی مغز ارزان است که برای همه قابل دسترس است و نیازمند حضور شخص دیگر یا امکانات خاصی نیست.
اما خبر خوب اینکه برای اینکه افسرده نباشیم، نیازی ندارد خودمان را فریب دهیم و به دروغ چنگ بزنیم. باید آگاهانه فعالیت هایی را که موجب تسکین مغز میشوند مثل ورزش، مدیتیشن، معاشرت با دوستان، ... در برنامه مان بگنجانیم. همچنین کمبود مداوم سروتونین در بدن را میتوان به راحتی با قرص های ضدافسردگی جبران کرد.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
اگر شما هم مثل من به خالق هوشمند و زندگی پس از مرگ اعتقادی ندارید، حتما روزهای افسرده ای داشتید که با خودتان گفتید "خوب که چه؟ این چند دهه ی زیستی و تحمل رنجِ بودن وقتی قرار است خیلی زود نباشی چه فایده دارد؟"
این اوقات تنها زمانهایی هستند که میتوانم درک کنم چرا دین باوران نمیتوانند و یا نمیخواهند باور به خدا و افسانه ی هدفمند بودن آفرینش را کنار بگذارند.
مژده اینکه دانشمندان میدانند چرا من یک روزهایی down هستم و یک باورمند وقتی نیایش میکند high.
لیونل تایگر (Lionel Tiger) انسان شناس کانادایی امریکایی و استاد انسان شناسی در دانشگاه رویترز در این ویدیو برای ما از تحقیقاتش در مورد دلایل فرگشتی دین میگوید. او میگوید که این مغز است که دین را میسازد و از لحاظ فیزیولوژیکی به آن وابسته میشود. تحقیقات او و همکارش مک گوایر، رییس موسسه تحقیقات روانپزشکی دانشگاه UCLA، نشان میدهند که باور به خدا و حس ارتباط با یک موجود برتر باعث ترشح سروتونین میشود. سروتونین یک پیامرسان عصبی در مغز نخستیان (گروهی از پستانداران شامل انسان، گوریل، میمون) است که باعث ایجاد حس خوب و شادی میشود. کمبود سروتونین باعث افزایش کورتیزول، هورمون استرس، و احساس افسردگی در این جانوران میشود.
تایگر در توضیحاتش از دو اصطلاح brain pain (درد مغز) و brain soothing (تسکین مغز) استفاده میکند. درد مغز زمانی رخ میدهد که شما با مشکلی مثل پنچر شدن ماشین تان روبرو شدید و مغزتان باید با ارزیابی محیط، پردازش اطلاعات و ارائه راه حل، آن مشکل را برطرف کند. در مقابل، تسکین مغز زمانی رخ میدهد که شما در طبیعت قدم میزنید و یا به اسپا میروید. انسان شهرنشین امروز که پیوسته تحت تاثیر فشارهای روانی و استرس محیط قرار دارد نیاز دارد که آگاهانه تعادلی بین فعالیتهایی که درد مغز ایجاد میکنند و آن را تسکین میدهند برقرار کند. با این حساب میتوان گفت که باور به خدا و انجام فرایض دینی یک تسکین دهنده ی مغز ارزان است که برای همه قابل دسترس است و نیازمند حضور شخص دیگر یا امکانات خاصی نیست.
اما خبر خوب اینکه برای اینکه افسرده نباشیم، نیازی ندارد خودمان را فریب دهیم و به دروغ چنگ بزنیم. باید آگاهانه فعالیت هایی را که موجب تسکین مغز میشوند مثل ورزش، مدیتیشن، معاشرت با دوستان، ... در برنامه مان بگنجانیم. همچنین کمبود مداوم سروتونین در بدن را میتوان به راحتی با قرص های ضدافسردگی جبران کرد.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
سندرم استکهلم
سندرم استکهلم یک نوع عارضه روانی است که در آن گروگان هنگام اسارت به گروگان گیر خود احساس وابستگی پیدا کرده و با او متحد میشود. این حس دلبستگی در حدیست که شخص اسیر از کسی که جانش را تهدید میکند، دفاع کرده و با علاقه و اختیار خودش را تسلیم او میکند.
اصطلاح سندرم استکهلم اولین بار در سال ۱۹۷۳ پس از یک سرقت بانکی در سوئد که در آن ۴ نفر گروگان گرفته شده بودند، در رسانه ها استفاده شد. گروگان ها پس از آزادی از گروگان گیران خود دفاع کرده و قبول نمیکردند که علیه آنها در دادگاه شهادت دهند. موارد مشابه در قربانیان خشونت خانگی، سواستفاده جنسی، قاچاق انسان، زندانیان جنگ، اعضای فرقه های مذهبی و افراد تحت فشار سیاسی نیز گزارش شده است.
از بعد روانشناختی، سندرم استکهلم را نوعی "مکانیسم دفاعی نفس تحت استرس" میدانند که در نتیجه غریزه بقا به وجود می آید. توماس استرنتز پژوهشگر در زمینه رفتارشناسی جنایی در اینباره میگوید: "نیاز قربانی به زنده ماندن قوی تر از انگیزه ی او برای نفرت از شخصی است که برای او بحران ایجاد کرده است."
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
سندرم استکهلم یک نوع عارضه روانی است که در آن گروگان هنگام اسارت به گروگان گیر خود احساس وابستگی پیدا کرده و با او متحد میشود. این حس دلبستگی در حدیست که شخص اسیر از کسی که جانش را تهدید میکند، دفاع کرده و با علاقه و اختیار خودش را تسلیم او میکند.
اصطلاح سندرم استکهلم اولین بار در سال ۱۹۷۳ پس از یک سرقت بانکی در سوئد که در آن ۴ نفر گروگان گرفته شده بودند، در رسانه ها استفاده شد. گروگان ها پس از آزادی از گروگان گیران خود دفاع کرده و قبول نمیکردند که علیه آنها در دادگاه شهادت دهند. موارد مشابه در قربانیان خشونت خانگی، سواستفاده جنسی، قاچاق انسان، زندانیان جنگ، اعضای فرقه های مذهبی و افراد تحت فشار سیاسی نیز گزارش شده است.
از بعد روانشناختی، سندرم استکهلم را نوعی "مکانیسم دفاعی نفس تحت استرس" میدانند که در نتیجه غریزه بقا به وجود می آید. توماس استرنتز پژوهشگر در زمینه رفتارشناسی جنایی در اینباره میگوید: "نیاز قربانی به زنده ماندن قوی تر از انگیزه ی او برای نفرت از شخصی است که برای او بحران ایجاد کرده است."
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
🤔 تفکر انتقادی (Critical Thinking)
تفکر انتقادی یا سنجشگرانه به نوعی تفکر گفته میشود که در آن شخص تلاش میکند قضاوت خود از یک موضوع را بر پایه ی پرسیدن سوالهای بیطرفانه، جمع آوری اطلاعات از منابع مختلف و آشنایی با تئوریهای متضاد، تحلیل داده ها و مقایسه آنها، و سرانجام نتیجه گیری آگاهانه در مورد آن موضوع بنا کند. مسلما، این روش از تفکر نیازمند تلاش و صرف زمان بسیار برای رسیدن به جواب سوالات هنوز بی پاسخ است.
تفکر انتقادی یک مهارت است تا یک قابلیت، به این معنا که کودکان با قدرت اندیشه ی انتقادی به دنیا نمیآیند. برعکس، از لحاظ فرگشتی، عملکرد شناختی مغز کودک انسان (و غالب نخستیان) بر اساس تقلید از والدین و انتقال اطلاعات از نسلی به نسل دیگر تکامل یافته است. یعنی به طور طبیعی، کودک انسان باید به آنچه که والدین آموزش میدهند بی چون و چرا تکیه کند تا بقای او تضمین شود.
این در حالیست که پس از گذشتن از سالهای کودکی، فرزند انسان در عصر مدرن نیاز دارد مهارت تفکر انتقادی، یعنی پرسش و جستجو برای جواب را، از والدین و سیستم آموزشی بیاموزد تا بتواند با مسائل پیچیده تر روبرو شود و افقهای علم و تکنولوژی را گسترش دهد. درحالیکه در اکثر کشورها بخصوص ایران، همچنان نوع تربیت والدین بر اساس اطاعت بی چون و چرا و سیستم آموزشی مدارس بر اساس حفظ کردن کتب درسی به جای آموزش روش تحقیق است. این باعث میشود که افراد تربیت یافته در این سیستم از قدرت استدلال و تفکر انتقادی لازم برای رویارویی با سوالات پیچیده که جواب آنها در کتابهای درسی پیدا نمیشود برخوردار نباشند و لاجرم به جوابهای ساده و کم هزینه قناعت کنند.
اگر تمایل دارید که با مبانی علمی تفکر انتقادی آشنا شوید، ۸ مورد زیر را مطالعه کنید:
1️⃣ همه فرضیات را به چالش بکشید و آنها را زیر سوال ببرید (و این شامل همه فرضیات میشود).
2️⃣ قضاوت نکنید و همه داده ها را بیطرفانه بررسی کنید.
3️⃣ اگر شواهد جدید به دست آمدند، آمادگی تجدید نظر در نتیجه گیری قبلی خود را داشته باشید.
4️⃣ بر داده ها تاکید داشته باشید تا باورهای رایج.
5️⃣ خود را برای آزمایش و بررسی بی پایان ایده ها آماده کنید، چون هر نتیجه جدید خود نیز قابل پرسش و آزمایش است.
6️⃣ از خطا نهراسید. این دیدگاه را داشته باشید که خطاها نیز داده های جدید هستند که باعث نتیجه گیری بهتر و پیشرفت میشوند.
7️⃣ صادقانه و با فکر باز احتمالات و ایده های جدید را در نظر بگیرید، بدون اینکه لزوما آنها را بپذیرید.
8️⃣ در جستجوی ایده ها و رویکردهای جدید که دیگران آن را از دست داده اند باشید.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
تفکر انتقادی یا سنجشگرانه به نوعی تفکر گفته میشود که در آن شخص تلاش میکند قضاوت خود از یک موضوع را بر پایه ی پرسیدن سوالهای بیطرفانه، جمع آوری اطلاعات از منابع مختلف و آشنایی با تئوریهای متضاد، تحلیل داده ها و مقایسه آنها، و سرانجام نتیجه گیری آگاهانه در مورد آن موضوع بنا کند. مسلما، این روش از تفکر نیازمند تلاش و صرف زمان بسیار برای رسیدن به جواب سوالات هنوز بی پاسخ است.
تفکر انتقادی یک مهارت است تا یک قابلیت، به این معنا که کودکان با قدرت اندیشه ی انتقادی به دنیا نمیآیند. برعکس، از لحاظ فرگشتی، عملکرد شناختی مغز کودک انسان (و غالب نخستیان) بر اساس تقلید از والدین و انتقال اطلاعات از نسلی به نسل دیگر تکامل یافته است. یعنی به طور طبیعی، کودک انسان باید به آنچه که والدین آموزش میدهند بی چون و چرا تکیه کند تا بقای او تضمین شود.
این در حالیست که پس از گذشتن از سالهای کودکی، فرزند انسان در عصر مدرن نیاز دارد مهارت تفکر انتقادی، یعنی پرسش و جستجو برای جواب را، از والدین و سیستم آموزشی بیاموزد تا بتواند با مسائل پیچیده تر روبرو شود و افقهای علم و تکنولوژی را گسترش دهد. درحالیکه در اکثر کشورها بخصوص ایران، همچنان نوع تربیت والدین بر اساس اطاعت بی چون و چرا و سیستم آموزشی مدارس بر اساس حفظ کردن کتب درسی به جای آموزش روش تحقیق است. این باعث میشود که افراد تربیت یافته در این سیستم از قدرت استدلال و تفکر انتقادی لازم برای رویارویی با سوالات پیچیده که جواب آنها در کتابهای درسی پیدا نمیشود برخوردار نباشند و لاجرم به جوابهای ساده و کم هزینه قناعت کنند.
اگر تمایل دارید که با مبانی علمی تفکر انتقادی آشنا شوید، ۸ مورد زیر را مطالعه کنید:
1️⃣ همه فرضیات را به چالش بکشید و آنها را زیر سوال ببرید (و این شامل همه فرضیات میشود).
2️⃣ قضاوت نکنید و همه داده ها را بیطرفانه بررسی کنید.
3️⃣ اگر شواهد جدید به دست آمدند، آمادگی تجدید نظر در نتیجه گیری قبلی خود را داشته باشید.
4️⃣ بر داده ها تاکید داشته باشید تا باورهای رایج.
5️⃣ خود را برای آزمایش و بررسی بی پایان ایده ها آماده کنید، چون هر نتیجه جدید خود نیز قابل پرسش و آزمایش است.
6️⃣ از خطا نهراسید. این دیدگاه را داشته باشید که خطاها نیز داده های جدید هستند که باعث نتیجه گیری بهتر و پیشرفت میشوند.
7️⃣ صادقانه و با فکر باز احتمالات و ایده های جدید را در نظر بگیرید، بدون اینکه لزوما آنها را بپذیرید.
8️⃣ در جستجوی ایده ها و رویکردهای جدید که دیگران آن را از دست داده اند باشید.
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
این چند روز همه گفتنی ها اینجا و آنجا مشروح گفته شد. اما آن چیز که ندیدم گفته شود، رونمایی از هیپوکراسی و نمایش احساسی چند تن از مجریان تلویزیون و سلبریتی های حزب باد بود که تلاش داشتند خود را از دروغ و فرومایگی حکومت مبری کنند و با اعتراض یا استعفاهای نمایشی ناگهان طرف حق بایستند.
اینهایی که تا امروز حقوق شان را از صدا و سیمای میلی میگرفتند و هر روز اخبار دروغ تحویل مردم میدادند، حالا میخواهند یک شبه کنار مردم باشند. آن زمان که خبر به دست شان میدادند که کشته شدگان اعتراضات سراسری را "اغتشاشگر" و "فتنه گر" بنامند، شرمنده مخاطب نمیشدند. آنجا که کشته شدن یک جنایتکار را شهادت خواندند، شرمنده مخاطب نبودند. تمام آن زمانهایی که آب در چرخ پروپاگاندای جمهوری اسلامی ریختند و برنامه های هدفدار برای مردم اجرا کردند شرمنده مخاطب نبودند، اما حالا که با فشار دولتهای خارجی، مجبور به اعتراف به افتضاح ارباب شان شدند، حالا یکهو شرمنده مخاطب هستند؟
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
اینهایی که تا امروز حقوق شان را از صدا و سیمای میلی میگرفتند و هر روز اخبار دروغ تحویل مردم میدادند، حالا میخواهند یک شبه کنار مردم باشند. آن زمان که خبر به دست شان میدادند که کشته شدگان اعتراضات سراسری را "اغتشاشگر" و "فتنه گر" بنامند، شرمنده مخاطب نمیشدند. آنجا که کشته شدن یک جنایتکار را شهادت خواندند، شرمنده مخاطب نبودند. تمام آن زمانهایی که آب در چرخ پروپاگاندای جمهوری اسلامی ریختند و برنامه های هدفدار برای مردم اجرا کردند شرمنده مخاطب نبودند، اما حالا که با فشار دولتهای خارجی، مجبور به اعتراف به افتضاح ارباب شان شدند، حالا یکهو شرمنده مخاطب هستند؟
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر