Explorer Mindset ذهن کاوشگر
1.11K subscribers
142 photos
244 videos
101 links
"یک جایی، یک چیز هیجان انگیز منتظر است که دانسته شود!"
-کارل سیگن

@explorermind
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐙 باز کردن در بطری شیشه ای توسط اختاپوس
نمونه ای از مواجهه خلاقانه او با مشکلاتی که در طبیعت وجود ندارند.

اختاپوسها در مواجهه با پازلهایی که در طبیعت وجود ندارند، هوش بسیار از خود نشان میدهند. در این آزمایش میبینیم که خرچنگی را در یک بطری شیشه ای دربسته حبس کرده و شیشه را در دسترس اختاپوس میگذارند. او برای اینکه به غذای محبوبش برسد باید در شیشه را بپیچاند و باز کند. پیچاندن و باز کردن در بطری مکانیزمی ست که انسانها طراحی کردند و در هیچ جای طبیعت وجود ندارند. ولی او با قدری تلاش بالاخره میتواند در شیشه را باز کند. آزمایشهای دیگر نیز نشان میدهند که اختاپوس میتواند راه خروج از یک مارپیچ را پیدا کرده و آن را به خاطر بسپارد. دانشمندان این رفتارهای هوشمندانه اختاپوس را نشان از توانایی استدلال شناختی (cognitive reasoning) او برای انطباق با محیط میدانند. یعنی اختاپوس میتواند استدلال کند که اگر خرچنگ داخل شیشه است، پس حتما راهی به درون آن وجود دارد.

@explorermindset
"فراگیرترین پیامد اطاعت از اتوریته (قدرت بالادست) از بین رفتن احساس مسئولیت در شخص است."

— استنلی میلگرم، روانشناس اجتماعی اهل امریکا که بخاطر آزمایش معروف میلگرم شناخته میشود.

@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚡️در مورد آزمایش میلگرم چه میدانید؟

@explorermindset 🌐
⚡️در مورد آزمایش میلگرم چه میدانید؟

استنلی میلگرم (۱۹۳۳-Stanley Milgram ۱۹۸۴) یکی از روانشناسان معاصر امریکایی بود که شهرت خود را مدیون تحقیق بنام "آزمایش میلگرم" است. برای او به عنوان یک روانشناس اجتماعی سوال اصلی این بود که چگونه در جریان جنگ جهانی دوم، سربازان آلمانی که خود مردمی معمولی با خانواده و زندگی مشابه مردم دیگر دنیا بودند، توانستند چنین کشتار بیرحمانه و گسترده ای انجام داده و نسبت به قتل عام یهودیان اعتراض نکنند؟

برای پرسش به این سوال او آزمایشی ترتیب داد که در آن رفتار انسانها را تحت شرایط اتوریته و فرمانبرداری مطالعه میکرد. در این آزمایش ابتدا به داوطلبان گفته می‌شد که هدف از آزمایش، تحقیق در مورد حافظه و تاثیر تنبیه بر یادگیری است. سپس به داوطلب نقش معلم را داده و او را پشت یک دستگاه شوک الکتریکی در اتاقی که محقق هم حضور داشت مینشاندند. همچنین یکی دیگر از محققان را به عنوان یادگیرنده به داوطلب معرفی کرده و او را به اتاق دیگر هدایت میکردند. به داوطلب گفته میشد دو اتاق از طریق سیستم صوتی بهم وصل هستند و معلم و یادگیرنده صدای یکدیگر را میشنوند، ولی درحقیقت نوار از پیش ضبط شده ای را به عنوان صدای یادگیرنده برای معلم پخش میکردند.

در طول آزمایش، معلم میبایست برای یادگیرنده لیستی از کلمات را میخواند و سپس برای سنجس حافظه از او سوال میکرد. اگر یادگیرنده جواب اشتباه میداد، معلم باید به عنوان تنبیه به او یک شوک الکتریکی وارد میکرد. در ابتدا مقدار شوک الکتریکی ۱۵ ولت بود ولی معلم باید با هر خطا مقدار شوک الکتریکی را یک پله بالا برده و تا شوک مرگبار ۴۵۰ ولت ادامه میداد. یادگیرنده اکثر سوالات را اشتباه پاسخ میداد و با هر شوک صدای فریاد درد و اعتراض متناسب با ولتاژ برای معلم پخش میشد. اگر در بین کار معلم از دادن شوک خودداری میکرد، محقق حاضر در اتاق به او اخطار میداد که باید آزمایش را ادامه دهد و طبق دستورالعمل رفتار کند.

پرسش میلگرم این بود که چند درصد از افراد حاضر بودند در چنین شرایطی و تحت تاثیر اتوریته ی محقق به آزمایش ادامه داده و تا شوک ۴۵۰ ولت بالا بروند؟
نتایج آزمایشات او حیرت آور بود. ۶۵ درصد از شرکت کنندگان حاضر شدند به یادگیرنده حداکثر شوک یعنی شوک ۴۵۰ ولتی را وارد کنند و بقیه داوطلبان نیز تا شوک ۳۰۰ ولتی یعنی مرحله ای که صدای یادگیرنده دیگر قطع میشد و به معنای از هوش رفتن او بود آزمایش را ادامه دادند. این درحالیست که همه داوطلبان در طول آزمایش حداقل یک بار نسبت به صدای فریاد یادگیرنده عکس العمل نشان داده و به محقق اعتراض کرده بودند.

میلگرم بعدها در مقاله ای به نام "خطرات اطاعت" که در سال ۱۹۷۴ چاپ کرد چنین نوشت:
"ابعاد قانونی و فلسفی اطاعت از اهمیت زیادی برخوردار است، اما در مورد اینکه اکثر مردم در چنین شرایط خاصی چگونه رفتار می کنند بسیار کم گفته شده ... آزمایشات من نشان دهنده ی تمایل مردم به اطاعت از فرمان اتوریته به هر قیمتی که شده است... افراد عادی، کسانی که کارشان را انجام میدهند و شاید هیچ گونه دشمنی خاصی با دیگران ندارند، میتوانند عاملان اصلی یک روند مخرب و وحشتناک بشوند. حتی زمانی که اثرات مخرب کارشان به وضوح مشخص باشد و از آنها خواسته شود کاری را که مغایر با معیارهای اصلی اخلاقی شان است انجام دهند، تعداد بسیار کمی از آنها توانایی مقاومت در برابر فرمان اتوریته را دارند."

@explorermindset 🌐
علم به درستی دقیق تر از داگما (عقاید متعصب) است. داگما اشتباه را به رسمیت میشناسد ولی نفس علم مبارزه با اشتباه است و باید وجدان را زنده نگه دارد.

—جرج الیوت (نام واقعی مری آن اِوانز) نویسنده انگلیسی (۱۸۱۹-۱۸۸۰)

@explorermindset 🌐
👁 راز فرگشتی گوناگونی مردمک چشمان جانوران چیست؟

محققان دانشگاه برکلی با بررسی چشمان گروهی از جانوارن، ارتباط جالبی بین شکل مردمک آنها با جایگاه زیست محیطی‌ شان پیدا کردند، به این معنی که شکل مردمک حیوانات می‌تواند تعیین کننده شکارچی بودن و یا شکار بودن آنها باشد.

👈🏻 در حیواناتی که شکار هستند (مثل گاو، آهو و گوسفند) تحت نظر داشتن محیط اطراف از اهمیت زیادی برخوردار است و در نتیجه چشمها در دو طرف صورت قرار دارند و مردمکها افقی و کشیده هستند. همچنین این حیوانات زمانی که سر خود را پایین می‌اندازند، مردمک خود را با چرخشی ۵۰ درجه‌ای همچنان افقی و موازی با سطح زمین نگه می‌دارند. این به دلیل آنست که این حیوانات باید برای دیدن مهاجم و تشخیص مسیر فرار،‌ از قابلیت دید پانوراما و کمترین نقطه کور برخوردار باشند .

👈🏻 مردمک جانوران شکارچی به صورت عمودی باریک (مثل گربه، روباه و تمساح) و یا دایره های کوچک (مثل شیر، ببر و گرگ) با قابلیت ارتجاعی بالاست. این شکارچیان که در شب و روز برای شکار پرسه میزنند، باید بتوانند بیشترین استفاده از نور موجود را ببرند و تشعشعات مزاحم پس زمینه را فیلتر کنند. مردمک عمودی باریک متعلق به شکارچیانی ست که از طریق کمین در فاصله نزدیک و جهش ناگهانی به شکار حمله میکنند و این مردمک به آنها توانایی محاسبه دقیق فاصله بدون حرکت سر را میدهد. در حالیکه گرگها و شیرها که به صورت دسته ای به شکار حمله میکنند نیازی به این مکانیزم ندارند.

https://theconversation.com/revealed-why-animals-pupils-come-in-different-shapes-and-sizes-45796

@explorermindset 🌐
👨‍❤️‍👨👩‍❤️‍👩 ازدواج همجنس‌گرایان در تایوان قانونی شد.


روز جمعه، ۲۴ مه (۳ خرداد) پارلمان تایوان با ۶۶ رای موافق در برابر ۲۷ رای مخالف طرحی را تصویب کرد که بر اساس آن ازدواج همجنسگرایان در این کشور قانونی میشود.
تایوان اولین کشور آسیایی ست که ازدواج همجنس خواهان در سراسر آن قانونی میشود. پیش ازین ژاپن نیز در سال ۲۰۱۵ صدور گواهی زندگی مشترک برای همجنس خواهان را در بخشهایی از توکیو قانونی کرد که به موجب آن حقوق مشابه افراد ازدواج کرده به زوجهای همجنسگرا داده میشد.
رئیس جمهور تایوان گفت که کشورش با این قانون گام بزرگی در راستای برابری انسانها برداشته است.
سازمان عفو بین الملل نیز ضمن تقدیر از تصویب قانون ازدواج همجنس خواهان در تایوان ابراز امیدواری کرد که کشورهای دیگر آسیایی نیز از آن پیروی کنند.

@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🤔 چرا انسانها اینقدر به آداب و رسوم و آموزه های انتقال یافته از والدین وابسته هستند؟

@explorermindset 🌐
🤔 چرا انسانها اینقدر به آداب و رسوم و آموزه های انتقال یافته از والدین وابسته هستند؟

دانشمندان دانشگاه تگزاس آزمایشی انجام دادند که در آن به نظر میرسد شامپانزه ها از فرزندان انسان باهوش تر عمل میکنند، ولی در حقیقت بازگو کننده ی راز پیشرفت گونه ی ما نسبت به بقیه گونه هاست.

در این آزمایش، یک جعبه ی پازل که ساختار درون آن معلوم نیست را جلوی یک گروه بچه ی انسان و یک گروه شامپانزه میگذارند و به آنها نشان میدهند که چطور میتوان با حل پازل به جایزه درون جعبه رسید. محقق ابتدا در حضور بچه ها و شامپانزه ها یک سری عملیات روی اجسام قرار گرفته روی جعبه انجام میدهد و بعد نشان میدهد که از دریچه زیر جعبه میتوان جایزه (که اینجا یک پاستیل و یا آبنبات است) را برداشت.
هر دو گروه شامپانزه ها و بچه ها بلااستثنا کار محقق را تقلید میکنند و در آخر جایزه را برمیدارند.

در آزمایش دوم محقق جعبه پازلی با ساختار کاملا مشابه جلوی هر دو گروه میگذارد، ولی اینبار جعبه دیوار شیشه ای دارد و میتوان دید که به دلیل وجود دیوارهای اضافه درون جعبه، عملیات ابتدایی انجام گرفته بی معنی هستند و بدون انجام آن هم میتوان جایزه را از زیر جعبه برداشت. نتیجه به دست آمده ازین آزمایش بسیار غیرمنتظره است. شامپانزه ها همگی عملیات را کنار گذاشته و یکراست سراغ جایزه میروند و آن را برمیدارند، در حالیکه بچه انسان همچنان به تکرار پروسه اولیه ادامه داده تا سرانجام به جایزه برسد.

ممکن است اینطور به نظر بیاید که شامپانزه ها از بچه انسان باهوشتر عمل میکنند، ولی رفتار بچه انسان ریشه در مکانیزم شناختی پیچیده تری دارد که فقط مختص به گونه ی ماست و آن تکیه بر آموزش توسط والد است. بچه ی انسان در میان جانوران طولانی ترین مدت وابستگی به والد را دارد و مغز او به گونه ای فرگشت یافته که هر آنچه به او آموزش داده شده را تقلید کند تا بتواند مهارتهای بقای بیشتری به دست بیاورد. (فرض بگیریم والد آموزش داده که اگر این گیاه را بخوری مسموم میشوی و میمیری. در طی نسلها بچه هایی که به آموزش توجه نکردند و خوردند، در اثر مسمومیت مردند و فقط آنهایی ماندند که هر آنچه والد گفته انجام دادند، پس به صورت فرگشتی آنهایی که تقلید میکنند ژن غالب شدند). این مکانیزم شناختی فرگشتی که باعث تبادل نسل به نسل اطلاعات و انباشتگی مهارت ها بوده، مهمترین عامل پیشرفت گونه ی ما و پیشی گرفتن از بقیه گونه ها بوده است.

در اینجا باید تاکید کرد که آموزش و تقلید دو پروسه جدا هستند. در هر دو گونه ی انسان و شامپانزه تقلید وجود دارد (بچه شامپانزه مادر را وقتی سنگ به گردو میکوبد نگاه میکند و با تقلید از او میفهمد که اگر او هم سنگ به گردو بکوبد، به مغز گردو میرسد) ولی فقط در گونه ی ماست که آموزش به عنوان یک پروسه ی پیشرفته وجود دارد، به این معنی که مادر و بچه و گردو در یک مثلث همکاری قرار میگیرند و مادر با اشاره به بچه می آموزد که چه کار بکند. اشاره کردن به اجسام برای داشتن توجه واحد کارکردی ست که شامپانزه ها نمیفهمند (ویدیو را ببینید)، ولی گونه ی ما در طول صدها هزاران سال از آن برای انجام کار گروهی با یک هدف مشترک مثل شکار، ساخت ابزار پیشرفته و غیره بهره برده است.

پس اینکه ما انسانها میل شدیدی داریم که هر آنچه توسط والد به ما آموزش داده شده است را تقلید کنیم، یک عملکرد شناختی و محرک اصلی بقای ماست که البته در طول صدها هزاران سال برای گونه ی ما بسیار مفید بوده است. ولی تنها یک اشکال دارد و آن اینکه ما را ناخودآگاه وادار به تقلید از همه ی آموزه ها میکند، حتی وقتی که جعبه ی شیشه ای جلویمان است و به ما نشان میدهد که بدون آن آموزه های اولیه هم میشود به جایزه رسید.

@explorermindset 🌐
✡️🕉✝️☪️ آیا انسانها به طور غریزی مذهبی هستند؟
🛐 آیا باورهای معنوی نتیجه اجتناب ناپذیر فرگشت است؟

براندون آمبروسینو در مقاله ای که امروز در بی بی سی چاپ شد به این موضوع میپردازد. او میگوید:
زمانی که دانشجو بودم تبلیغی ضد مواد مخدر در تلویزیون پخش میشد که در آن یک تخم مرغ را نشان میدادند و میگفتند "این مغز شماست"، و بعد آن را با یک ماهیتابه خرد میکردند و میگفتند "این مغز شما بعد از مصرف مواد مخدر است". این تبلیغ مرا یاد دوران کودکی ام و کلیسایی که به آن میرفتم انداخت، وقتی که در آنجا به ما میگفتند ما به مواد مخدر نیاز نداریم چونکه خدا میتواند ما را به همان اندازه از خود بیخود کند و به همان حس سرخوشی برساند، بدون اینکه هیچ عوارض جانبی داشته باشد (بگذریم که مقدار خشونتهای مذهبی که در طول تاریخ وجود داشته به هیچ وجه نمیتواند این ادعا را که اعتقاد به خدا عوارض جانبی ندارد تایید کند). حالا مدتهاست که کلیسای دوران کودکی ام را ترک کرده ام و اغلب در مورد باورم به "خدا به عنوان یک ماده مخدر" خجالت میکشم. ولی هر چه بیشتر به ظهور دین و الهیات فکر میکنم، بیشتر به این نتیجه میرسم که با همه ی واژگان ناشیانه شان، رهبران دینی دوران کودکی ام نکته ای مشابه آن تبلیغ برای گفتن داشتند و آن اینکه خدا یک کاری با مغز انسان میکند.
"این مغز شماست... این مغز شما بعد از اعتقاد به خداست"

اندرو نیوبرگ، متخصص مغز و اعصاب که در مورد تاثیر تجربیات مذهبی بر مغز مطالعه می کند، میگوید: "اگر شما به اندازه کافی به خدا فکر کنید، چیزی شگفت آور در مغزتان اتفاق می افتد. عملکردهای عصبی شروع به تغییر می کنند. مدارهای متفاوتی فعال شده درحالیکه برخی دیگر غیرفعال می شوند. دندریت های جدید شکل می گیرند، اتصالات جدید سیناپسی ایجاد می شوند و مغز نسبت به قلمرو "ادراک" حساس تر می شود. استنباط ها و باورها شروع به تغییر می کنند و اگر خدا برای شما معنی داشته باشد، از لحاظ نورونی نیز خدا برای شما واقعی می شود."

نیوبرگ و تیمش از افراد هنگام تجربیات مذهبی مثل نیایش و یا مدیتیشن اسکن مغزی میگیرند. آزمایشات آنها نشان میدهد که در هنگام این تجربیات، لوب آهیانه ای (parietal lobe) که وظیفه ی پردازش اطلاعات حسی، ایجاد حس نفس (sense of self) و ایجاد رابطه ی مکانی بین خود و دنیای پیرامون را دارد غیرفعال میشود. در نتیجه ی آرام شدن این منطقه از مغز، حس نفس (خود بودن) به تدریج کمرنگ شده و مرزهای بین خود و دیگران، دنیا و خدا به تدریج از بین میروند و حس یکی شدن در فرد ایجاد میشود.

بخش دیگری از مغز که به شدت در تجربه مذهبی درگیر و کم فعالیت میشود، لوب پیشانی (frontal lobe) است که به ما در تمرکز توجه، تصمیم گیری و ایجاد حرکات ارادی کمک میکند. هنگامی که این منطقه خاموش می شود، از لحاظ تئوری نوعی تجربه ی از دست رفتن فعالیت های آگاهانه حاصل میشود به این معنی که شخص دیگر خود را مسبب اتفاقات اطرافش نمیداند، بلکه وقایع برای او اتفاق می افتند."اگر شما مذهبی و یا معنوی باشید، پاسخ [دلیل وقایعی که اتفاق میفتند] برای شما واضح است".

اما سوال مهمتر این است که چرا مغز به نوعی تکامل یافته که نه تنها اینگونه تجارب را تسهیل میکند بلکه آن را تشویق هم میکند؟

پاسکال بویر در کتاب "توضیح ادیان" می نویسد: "توضیح اعتقادات و رفتارهای مذهبی را باید در روشی که ذهن تمام انسانها کار میکند یافت. چیزی که مهم است آن خواصی از ذهن است که در همه ی اعضای گونه ی ما با مغز عادی یافت میشوند". یکی از این خواص، حساسیت فوق العاده برای تشخیص عامل (HADD: Hypersensitive Agency Detection Device) است. این دستگاه تشخیص عامل، تمایلی در حیوانات از جمله انسان است برای نسبت دادن یک عامل هوشمند و یا هدفمند به شرایطی که ممکن است چنان عاملی را نداشته باشد. فرض بگیریم شما در یک علفزار هستید و صدایی از بوته ی نزدیک تان میشنوید. چه فکر میکنید؟ اینکه این فقط صدای باد است و من میتوانم به ماندنم اینجا ادامه بدهم؟ یا اینکه این صدای حرکت یک شکارچی است و من باید فرار کنم؟
از لحاظ فرگشتی، گزینه ی دوم بهترین انتخاب است. اگر دومی را انتخاب کنید و صدا فقط باد بوده باشد، چیزی برای از دست دادن ندارید. ولی اگر تصمیم گرفتید که صدا را نادیده بگیرید و یک شکارچی از آب درآمد، شما شانس زنده بودن را از دست دادید. در نتیجه از لحاظ فرگشتی بیش فعالیت در نسبت دادن عامل به وقایع اطراف از نادیده گرفتن آنها سودمندتر بوده است.

@explorermindset 🌐
[ادامه دارد...]
✡️🕉✝️☪️ آیا انسانها به طور غریزی مذهبی هستند؟
🛐 آیا باورهای معنوی نتیجه اجتناب ناپذیر فرگشت است؟

[ادامه ...]

جاستین بَرِت، دانشمند علوم شناختی، در مورد این قابلیت شناختی مغز در نسبت دادن عاملیت به اشیا، صداها و وقایع اطراف تحقیق میکند. او میگوید دستگاه تشخیص عاملیت به ما امکان توضیح وقایعی که علت فیزیکی آن را نمیدانیم (سردردم بعد از اینکه دعا کردم خوب شد) و یا الگوهای گیج کننده ای که برایشان توضیح ساده نمی یابیم (یک نفر باید آن نقش پیچیده در طبیعت را طراحی کرده باشد) را میدهد. Barrett دستگاه بیش حساس تشخیص عامیلت (HADD) را یک باور غیرانعکاسی (ناآگاهانه) مینامد، باوری که در مغز همه ی ما وجود دارد بدون اینکه نسبت به آن آگاهی داشته باشیم. باورهای غیرانعکاسی ابزارهای روانشناختی هستند که به صورت فرگشتی در مغز ما شکل گرفته اند و قسمتی از سیستم استنباط شهودی (intuitive inference system) هستند. غیر از تشخیص عاملیت، باورهای غیرانعکاسی دیگری نیز در ما وجود دارند. مثلا تحقیقات اخیر نشان میدهند که ارزیابی نوزادان ۳ ماهه از رفتارهای ضداجتماعی دیگران مشابه ارزیابی بزرگسالان بالغ است، به این معنی که جنبه هایی از اخلاق شهودی هستند و به صورت فرگشتی در ما وجود دارند.

بَرت ادعا می کند که باورهای غیر انعکاسی در شکل گیری باورهای انعکاسی (آگاهانه) بسیار مهم هستند. "هرچه بیشتر باورهای غیرانعکاسی در شخص همگرا باشند، بیشتر احتمال دارد که او به یک عقیده به طور انعکاسی باور داشته باشد."
اگر ما می خواهیم باورهای انعکاسی انسان درباره خدا را بررسی کنیم، باید ابتدا بفهمیم که آن اعتقادات چطور در باورهای غیرانعکاسی پایه گذاری شده اند.

@explorermindset 🌐

https://www.bbc.com/future/story/20190529-do-humans-have-a-religion-instinct
بدترین بی‌سواد، بی‌سوادِ سیاسی ‌ست.

او نه می‌شنود، نه می‌بیند، و نه در رخدادهای سیاسی شرکت میکند.
او نمی‌داند که هزینه ‌های زندگی، قیمت لوبیا، آرد، کرایه ‌خانه و دارو، همگی به تصمیمات سیاسی وابسته اند.
او حتی نسبت به جهالت سیاسی خود افتخار میکند، سینه جلو میدهد و میگوید که از سیاست متنفر است.
چنین سبک ‌مغزی نمیداند که تن‌ فروشان، کودکان خیابانی، دزدان و از همه بدتر دولت مردان فاسدی که نوکر شرکت های چندملیتی استثمارگر هستند، همگی از همین "عدم مشارکت سیاسی‌" او زاده شده اند.

— برتولت برشت (۱۸۹۸-۱۹۵۶) شاعر، نمایشنامه نویس و کارگردان آلمانی

@explorermindset 🌐
Forwarded from خواهر شکسپیر
​​در سال ۱۹۶۷ میلادی وقتی مرلین وب، از یکی از اساتید معروف دانشگاه شیکاگو درخواست کرد تا یکی از اعضای کمیته‌ی پایان‌نامه‌ی دکتری او باشد، مرد گفت به یک شرط حاضر است درخواست وب را قبول کند: اول به آپارتمان مریلین بیاید و او را حمام کند.

مرلین وب وحشت‌زده سراغ یکی دیگر از اساتید دانشگاه رفت تا شاید او قبول کند یکی از اعضای کمیته‌ی پایان‌نامه‌ی او باشد. (در آن سال‌ها اساتید دانشگاه که اکثرا مرد بودند، کسر شان خود می‌دانستند که اصلا راهنما و مشاور و داور پایان‌نامه‌ی یک زن باشند.) این یکی استاد دانشگاه، وقتی درخواست مریلین را شنید، او را به کنج دیوار چسباند و به زور بوسید و لیسید…

مرلین وب، خسته و وحشت‌زده از این‌که حتا در دانشگاه هم چیزی بیشتر از «ابژه‌ی جنسی» نیست، اصلا دانشگاه را رها کرد. به واشنگتن دی‌سی رفت، به جنبش زنان آمریکا پیوست و در راستای برابری زن و مرد تلاش کرد. یک نشریه‌ی فمینیستی راه انداخت، سردبیر نشریه‌ی «Psychology Today» شد و فراموش کرد که روزی دانشجوی مقطع دکتری بود. اما بعد از این‌که جنبش «MeToo» شروع شد و آشغال‌های پنهان‌شده زیر فرش بیرون زد، مرلین یادش آمد که چطور در آن دانشگاه معروف یک «سوژه‌ی جنسی» بیش نبود و با قلب زخم‌خورده ناچار تحصیل را نیمه‌تمام رها کرد.

مرلین به رئیس دانشگاه شیکاگو نامه‌ای نوشت، گفت که نیم قرن بیش در آن دانشگاه بر او چه گذشت. رئیس دانشگاه ادعای او را بررسی کرد و دید شواهد همه حاکی از آن است که مرلین وب راست می‌گوید. کمیته‌ی تازه‌ای برای پایان‌نامه‌ی دکتری او تشکیل شد: این بار ۲ استاد کمیته زن هستند و دیگری مردی سیاه‌پوست. مرلین وب ماه آینده در سن ۷۶ سالگی بالاخره از پایان‌نامه‌ی دکتری خود دفاع خواهد کرد. دست‌کم در یک مورد، عدالت بالاخره برقرار خواهد شد، با بیش از نیم قرن تاخیر!
https://nyti.ms/2X9vmqu

@FarnazSeifi
مسئله مهم در علم دستیابی به حقایق جدید نیست، بلکه کشف راه های جدید فکر کردن در مورد آنهاست.

-- ویلیام لورنس براگ (۱۸۹۰-۱۹۷۱) فیزیکدان انگلیسی و جوانترین برنده جایزه نوبل


پی نوشت: علم مجموعه ای از اطلاعات و یا مدارک دانشگاهی نیست که اگر کسی به دست آورد لزوما عالم باشد. علم دستاورد "تفکر علمی" ست، نوعی نگرش به دنیای پیرامون که در آن شخص برای پدیده ی های درک نشده سوال مطرح میکند و برای فهمیدنشان با روشهای علمی تحقیق کرده و بر اساس آن به نتیجه نهایی میرسد.


@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اسم این ربات یوزپلنگ کوچک (مینی چیتا) است، ۹ کیلوگرم وزن دارد و اولین ربات چهارپاست که پشتک وارو میزند.
مینی چیتا توسط محققان دانشگاه MIT توسعه یافته و قادر است با سرعت ۸ کیلومتر بر ساعت بدود، بعد از خوردن ضربه تعادل خود را حفظ کند و یا در صورت افتادن دوباره بلند شود.

پیش ازین ربات اطلس از شرکت بوستون داینامیکس نیز توانسته بود قابلیتهای مشابه بخصوص حفظ تعادل پس از پشتک زدن را نشان بدهد.

از آنجایی که در ساخت این ربات از طراحی ماژولار و موتورهای الکتریکی ارزان قیمت استفاده شده، به راحتی قابل تعمیر است و این قابلیت، آزمایش کردن با آن را در محیطهای متفاوت برای محققان آسان کرده است.

@explorermindset 🌐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"ما این امتیاز را داریم که برای چند دهه در این دنیا زندگی کنیم، و در طول این مدت این امتیاز بزرگ را داریم که بتوانیم چیزهایی درباره ی جهانی که در آن زندگی میکنیم بفهمیم.
چرا اینجا هستیم؟
چرا به دنیا آمدیم؟
از کجا آمده ایم؟

و من فکر میکنم اینکه بتوانیم این سوالات را بپرسیم کار بسیار شگفت انگیزی ست و برای همین مخالفم و خشمگینم میکند وقتی داستانهای متضادی را میشنوم که به نظرم اینگونه پرسشگری را تشویق نمیکنند."

- ریچارد داوکینز

@explorermindset 🌐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک معبد معروف قدیمی در کیوتوی ژاپن، برای ارائه موعظه و تشویق جوانان به عبادت، از یک ربات انسان نما (اندروید) به عنوان خدای Kannon استفاده میکند.

در آیین بودایی، Kannon خدای بخشندگی ست که خود را به شکلهای مختلف تبدیل میکند تا به مردم کمک کند. معبد میگوید: "این بار Kannon به صورت یک ربات اندروید تجلی پیدا کرده است"

این ربات که در اصل Mindar نام دارد، با ۱۹۵ سانتیمتر قد، ۶۰ کیلوگرم وزن و یک دوربین در چشم چپ، حاصل همکاری معبد کودایجی و پروفسور معروف رباتیک در ژاپن، هیروشی ایشیگورو است. Mindar اولین ربات انسان نمایی ست که به صورت خدای مذهبی تجلی پیدا میکند و چیزی حدود ۱ میلیون دلار برای ساخت آن هزینه شده است.

نکته جالب این است که این راهبان معبد بودند که اولین بار با ایشیگورو تماس گرفته و به او پیشنهاد ساخت چنین رباتی را داده اند. سرپرست معبد، تنشو گوتو میگوید: "بعد از ظهور مجسمه ها و تصاویر بودایی، آیین بودا به سرعت در دنیا گسترش یافت. ما امیدواریم که ربات Kannon کمک کند تا امروز نیز آموزه های بودایی تا قلب مردم نفوذ کند."

@explorermindset 🌐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فرگشت و ۱۰ باور نادرست در مورد آن!

نظریه‌ی فرگشت در طی ۱۵۰ سال گذشته عملکرد خوبی را در زمینه‌ی توصیف طبیعت از خود به نمایش گذاشته است، اما تعبیرهای غلط و کج فهمی ها در مورد این نظریه باعث شده که کماکان عموم مردم در پذیرفتن این نظریه دچار تردید باشند.

این ویدیو به بررسی ۱۰ باور غلط که خلقت باوران در مخالفت با این نظریه مطرح میکنند میپردازد.

@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"باورمند عزیز، آیا تا به حال فکر کردی چرا معتقد هستی؟"

@explorermindset 🌐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌍 گرتا تونبرگ، کنشگر ۱۶ ساله سوئدی و سرگذشت جنبشی که او آغاز کرد...

گرتا وقتی تنها ۱۵ سال داشت، اعتصاب‌های تک نفره خود را برای تغییرات آب و هوایی جلوی پارلمان سوئد آغاز کرد. او هر روز با پلاکاردی در دست که روی آن نوشته شده بود «اعتصاب مدارس برای تغییرات آب و هوایی» ظاهر میشد و از دانش آموزان میخواست که با نرفتن به مدرسه به سیاستمداران بفهمانند که امیدی به آینده ندارند و وقت آن رسیده که گرم شدن زمین را جدی بگیرند.

طولی نکشید که توجه مردم و رسانه ها به او جلب شد و نوجوانان دیگری به او پیوستند و جنبشهای مشابهی را در کشورهای دیگر رهبری کردند. در نتیجه این فعالیتها، حدود یکسال بعد، در روز جمعه ۱۵ مارس ۲۰۱۹، یکی از بزرگترین تظاهرات دانش آموزی دنیا رقم خورد. در این راهپیمایی، بیش از ۱ میلیون دانش‌آموز از سراسر دنیا درس و مشق را تعطیل کرده و با آمدن به خیابانها از سیاستمداران خواستند که اقدامات خود را برای مقابله با تغییرات اقلیمی گسترش دهند. چند هفته بعد بریتانیا اولین کشوری بود که اعلام وضعیت اضطراری آب و هوایی کرد.

گرتا حالا نامزد جایزه صلح نوبل است🏆

@explorermindset 🌐