مجله الکترونیک واو
226 subscribers
845 photos
839 links
با «واو» می‌خواهیم همه وقتمان را با کتاب‌ها سپری کنیم، فارغ از هیاهوی جهان!
Download Telegram
📝اگر از کلیشه فراری هستید این کتاب را نخوانید

🖌#پروانه_حیدری درباره رمان «کتابخانه نیمه‌شب» نوشت:

🔹کتابخانه نیمه‌شب برخلاف اسمش که یادآور سکوت و خاموشی‌ست، کتاب پر سروصدایی‌ست. از آن جهت که در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها، تبلیغات زیادی برایش شد و پرفروش بودنش در نیویورک تایمز هم در بیشتر دیده شدنش بی‌تاثیر نبود. این اواخر هر پست اینستاگرامی را که باز می‌کردید، یا با جمله‌ای از کتاب مواجه می‌شدید یا این که می‌دیدید کسی دارد این کتاب را به همه توصیه می‌کند.

🔹اگر از کلیشه فراری هستید، این کتاب را نخوانید، اما اگر اعتقاد دارید که لابه‌لای کلیشه هم می‌توان تصاویر تازه یافت؛ سری به این کتاب بزنید. در هر صورت ضرر نمی‌کنید. چون کتاب خوش‌خوان و روان است، ریتم تندی دارد، حوصله سربر نیست و نویسنده، مت هیگ، در هر فصل فضای تازه‌ای پیش رویتان ترسیم می‌کند.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این نوشتار را از اینجا بخونید.
😁1
📝روشنفکر سمتِ مردم است!

🖌#فاطمه_سادات_حسینی درباره کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران» نوشت:

🔹مهم‌ترین ویژگی‌ یک روشنفکر از نظر جلال آل‌احمد این است که با مردم همراه و همدرد باشد و غم آن‌ها را بخورد و به جای خدمتکاری طبقه حاکم به محرومین خدمت ‌کند. نویسنده برخلاف دسته‌بندی غربیان از روشنفکران، به دو طبقه مهم در جامعه ایران اشاره می‌کند که هر دو نقش پررنگی در جریان روشنفکری دارند.

🔹آل‌احمد در انتهای کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران، با به تصویر کشیدن وضعیت روشنفکران در گذشته و دوران معاصرش، دو راه‌حل پیش پای آن‌ها می‌گذارد.

🔺متن کامل این نوشتار را از اینجا بخوانید.
📝زنانه‌ای در دل کویر

🖌#یاسمین_فلاحتی درباره رمان «وقت بودن» نوشت:

🔹وقت بودن داستان دوئل دو مرد است: مردی که با روستا و مردمانش بیگانه است و مردی که در آن روستا نفس کشیده و بزرگ شده است. مردی که با لباس قانون پا به روستا می‌گذارد و مردی که بعد از سال‌ها، از زندان به خانه‌اش باز می‌گردد، به این امید که زندگی جدیدی را شروع کند.

🔹داستان راوی مشکلات عظیمی است که زنان در یک جامعه عقب مانده و به شدت مردسالار با آن طرف هستند. یکی دیگر از نقاط مثبت این کتاب غیر قابل پیش‌بینی بودن آن تا لحظه آخر است.

🔺متن کامل این نوشتار را از اینجا بخوانید.
👏1
📝سلاخ‌خانه شماره ده!

🖌#امیرمحمد_رضایی در روایتی درباره مارادونا نوشت:

🔹«وباگرفته‌ها»، «زلزله‌زده‌ها»، «کثافت‌هایی که تا به حال صابون به تنشون نخورده»، «مایه ننگ ایتالیا»، «دهاتی‌ها»، «خودتون رو بشورید!»، «ناپل، فاضلاب ایتالیا» و… بخش کوچکی از توهین‌ و تحقیر‌هایی‌ست که سال‌های سال گوش‌ مردم شهر ناپل را پر کرده بود. شمالی‌ها نه‌تنها ناپْلی‌ها را مایه سرافکندگی کشورشان می‌دانستند، بلکه آن‌ها را آدم هم حساب نمی‌کردند.

🔹ولادیمیر ناباکوف در کتاب درس‌گفتارهای ادبیات روس از شخصیت خیانتکار آناکارنینا حمایت می‌کند و حساب او را از امثال اِما بوواری‌ها جدا می‌داند. آن روز اکثر مردم ناپلْ همان کاری را کردند که قلب شکسته‌شان می‌گفت؛ مثل قلب شکسته‌ای که در زمان و مکانی دورتر، در سینه زنی به نام آنا به صدا درآمد.

🔺متن کامل این نوشتار را از اینجا بخوانید.
📝دنیا همان یک لحظه بود

🖌#علیرضا_ملوندی درباره داستان «شب‌های روشن» نوشت:

🔹قهرمان داستان، جوانی است که زندگی‌اش هیچ فراز و فرودی ندارد. هیچ کسی در زندگی‌اش نیست و با هیچ کسی دوستی ندارد. دوستانش در و دیوارهای شهرند و آنقدر در خیالاتش با آنها حرف زده که صدایشان را می‌شنود.

🔹روشنفکری که داستایفسکی به تصویر می‌کشد نمادی از روشنفکران هم‌عصر خود در روسیه تزاری است؛ افرادی فرهیخته، بامروت، خوش‌صحبت اما به‌دور از جامعه و تافته‌هایی جدا بافته که ارتباطی با امر واقع در اطراف خود ندارند تا حدی که خیال‌باف شده و حتی یک دوست در سنت‌پترزبورگ ندارد.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍4
📝احمد اگر شهید شد، فخری زنده‌ست

🖌#پروانه_حیدری درباره کتاب «پاییز آمد» نوشت:

🔹«پاییز آمد» روایتی‌ست از یک آری و هزاران اندوه. روایتی‌ از انسان‌های صادق و عاشق. آنان که دوست داشتن‌شان را انکار نمی‌کنند که حب دیگری را در دل داشتن، راه را به آسمان می‌گشاید.

🔹 اکثر رخدادهای این اثر شبیه رمان‌های ایرانی عاشقانه عامه‌پسند است. همان‌ها که خیلی‌هامان دیگران را از خواندن‌شان منع می‌کنیم، چرا که زیادی رویاگونه و غیرقابل باورند، اما این روایت آن قدر سختی تویش دارد که خوشی‌هایش به ظرافت بال سنجاقک می‌ماند؛ هر دم با حادثه‌ای می‌شکند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝شمارش معکوس یک پایان!

🖌#نگین_عظیمی درباره کتاب «غرب‌زدگی» نوشت:

🔹نظریه «غرب‌زدگی» جلال بر یک ستون محکم استوار است و آن «ماشینیسم» است. پدیده‌ای که ملازم با انقلاب صنعتی بود و ماشین را به‌طور گسترده به خدمت بشر قرن نوزدهمی درآورد. از نظر جلال ماشین هرچقدر که برای ملل صنعتی نان و آب داشته، برای سایر ملت‌ها بحران به بار آورده.

🔹غرب‌زده به عقیده جلال کسی است که در هر موقعیتی در «میانه» ایستاده است. در پشت‌کردن به گذشته و از دست دادن آینده و ماندن در اکنونی که به هیچ آینده‌نگاری و پشتوانه‌ای بند نیست.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍1
📝لائوره...

🖌#زینب_مرتضایی_فرد درباره رمان «آخر داستان» نوشت:

🔹موضوع محوری «آخر داستان» عشق است، موضوعی که در کلاس‌های داستان‌نویسی می‌گویند یکی از مهم‌ترین و سخت‌ترین موضوعات است برای نوشتن، چون احتمالا بشود خیلی قاطع گفت داستان نویسی وجود ندارد که سراغ این موضوع نرفته باشد، پس نوشتن از آن به شیوه‌ای تازه دشوار می‌نماید و کار ساده‌ای نیست با زبان و فرمی تازه از عشق نوشتن.

🔹در داستان با فضایی روبه‌روییم که یک عاشق وسواسی مدام خاطراتش را مرور می‌‌کند و در این مرورها بارها صادقانه بیان می‌کند که از چیزی مطمئن نیست. او می‌خواهد همه چیز را با جزئیات بیان و مرور کند، اما گیج می‌شود و می‌رسد به این‌که حافظه آدمی قابل اعتماد نیست و خیلی وقت‌ها ترجیح می‌دهد همه چیز را آن‌طور که دوست دارد، ببیند نه آن‌طور که واقعی است.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝این کتاب شاید حالت را بهتر کند

🖌#یاسمین_فلاحتی درباره رمان «کتابخانه نیمه‌شب» نوشت:

🔹برای اهالیِ کتاب، کتابخانه‌ایست مابینِ مرگ و زندگی که کتابخانه نیمه شب نام دارد. در این کتابخانه قفسه‌های کتاب تا ابد ادامه دارند. در این جا شانس تجربه حسرت‌ها و انتخاب‌هایی به تو داده می‌شود که فرصت تجربه کردنشان را نداشته‌ای.

🔹با در نظر گرفتن این که هدف این کتاب فقط داستان‌گویی نیست و در مورد افسردگی و حسرت‌ها و انتخاب‌ها صحبت می‌کند، اما اگر به عنوان یک داستان عرضه شده است، پس حداقل باید کمی پایانش دور از انتظارتر باشد! نه اینکه از همان اول دقیقا بتوانیم پایان داستان را به درستی حدس بزنیم.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👏1
📝روایتی از بیخ گوش مسعود رجوی!

🖌#علیرضا_ملوندی درباره کتاب «از تهران تا تیرانا» نوشت:

🔹این کتاب از آن جهت که به سراغ یکی از کادرهای مرکزی سازمان در برهه حساس دهه شصت و هفتاد رفته و مشاهدات بلاواسطه او از درون منافقین را نقل کرده دارای اهمیت است و کسانی که علاقه‌مندند با سازمان از نگاه یک عضو رده بالای آن آشنا شوند از مطالعه «از تهران تا تیرانا» پشیمان نخواهند شد.

🔹آنها که اخبار و اتفاقات مربوط به سازمان مجاهدین خلق یا همان منافقین را دنبال می‌کنند نام مسعود خدابنده را شنیده‌اند. فردی که تا اواسط دهه هفتاد از نفرات نزدیک به مسعود و مریم رجوی بود و شناخت بی‌واسطه‌ای از سازمان و اتفاقات مهم آن دارد و سال‌هاست از مخالفان جدی این سازمان است.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👌1
📝قربانی شدن لیلا در الگوهای مردانه کار

🖌#مریم_شوندی در روایتی از خانه‌داری و زیست فرهنگی داشتن، نوشت:

🔹دفترهای برنامه‌ریزی ادعاهای بزرگی دارند. خیال می‌کنند با چهار خط و چند جدول می‌توانند افسار زمان را بکشند. یا از دقیقه‌ها لباس بدوزند و بکشند سر کارهای ما. این کارها اما یاغی‌تر از آن‌اند که با لباس و افسار به چنگ ما بیایند.

🔹اقعیت این است که همه چیز به همان الگوی مردانه کار برمی‌گردد. ما ز‌ن‌ها خیال می‌کنیم چون در مراودات و ساختار شغلی مردان، حضور بچه‌ها حذف شده، پس این یک اصل است. اگر اسم آن فراهم کردن شرایط بی‌نقص کار و پنهان کردن صدای بچه‌ها، «کمال‌گرایی» بود پس لابد «کمال» در شیوه مردانه کار است.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍1👏1
📝پایانی به سبک اصغر فرهادی!

🖌#فاطمه_قربان_نیا درباره رمان «وقتی حیات خواب بود» نوشت:

🔹در «وقتی حیات خواب بود» با زنی خودسر و خودخواه مواجه هستیم که نه تنها برای دیگر مردمان، بلکه برای فرزند شیرخوار خودش هم اهمیت چندانی قائل نیست. به احتمال زیاد زنان با خواندن این کتاب خیلی حرص خواهند خورد!

🔹این کتاب حرف اضافه نمی‌زند و یکراست سراغ اصل مطلب می‌رود. شاید این موضوع برای کسی که حوصله شاخ و برگ اضافه و زیاده‌گویی ندارد، قابل توجه باشد. البته کاش نویسنده از آن طرف بام نمی‌افتاد و حداقل دلیل مرگ شبیر را می‌گفت!

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍2👌1
📝در جستجوی گناه نخستین!

🖌#حسام_آبنوس درباره رمان «زمان اشتباه، مکان اشتباه» نوشت:

🔹اجازه بدهید از جایی شروع کنم که ممکن است اغلب ما در آن نقطه اشتراک داشته باشیم. حرف بر سر اشتباه است. ما همه در طول زندگی اشتباهاتی داشته‌ایم، اشتباهاتی که گاهی پی به اشتباه بودن آن‌ها برده‌ایم و گاهی شاید تا پایان زندگی‌مان متوجه‌شان نشده باشیم.

🔹شاید زمان اشتباه، مکان اشتباه را بتوان اثری روانشناختی یا هر عبارت دیگری نامید ولی آنچه در این اثر در سایه این تعابیر ممکن است فراموش شود، اهمیت زندگی است.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍2💯2
📝در این داستان بدون حسرت زندگی کنید

🖌#مهرسا_صفرخانی درباره رمان «کتابخانه نیمه‌شب» نوشت:

🔹مت هیگ، در طی سفری کوتاه همراه با نورا، جهان انتخاب‌هایمان، فرصت‌ها و مسیرهای پیش‌رویمان را ترسیم می‌کند و با زبانی از دل کتابخانه نیمه‌شب به ما می‌گوید که زندگی در پس این پرده سیاه حسرت است که جلوی دیدمان را گرفته و اجازه عبور نوری را نمی‌دهد.

🔹نورا سید، شخصیت اول داستان، ما را با جهانی غرق در افسردگی و ناامیدی آشنا می‌کند؛ جهانی که هجوم رنگ سیاه در آن، به ما فرصتی برای نگریستن به رنگ‌های دیگر نمی‌دهد و تمام تصاویر زیبا در پرده‌ای از حسرت‌ها، پوشیده شده‌اند.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
🤔2
📝اگر من هم اتاقی داشتم!

🖌#فاطمه_سادات_حسینی درباره کتاب «اتاقی از آن خود» نوشت:

🔹وولف در این کتاب بیشتر از اینکه در مورد نوشتن صحبت کند، در مورد مراحل قبل از نوشتن مثل وضعیت اقتصادی و اجتماعی زنان صحبت کرده است. او این سوال را مطرح می‌کند که چرا زنان در گذشته به خصوص در عصر الیزابت، کم‌تر می‌نوشتند؟

🔹نکته جالبی که ویرجینیا وولف به آن اشاره می‌کند این است که وضعیت زنان در ادبیات، زنانی که نویسندگان مرد شخصیت آن‌ها را خلق کرده و پرورانده‌اند، کاملا برعکس وضعیت واقعی آن‌ها ترسیم شده است.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👍2👏1
📝ایستادن مثل یک زن

🖌#حسام_آبنوس درباره کتاب «پاییز آمد» نوشت:

🔹این اثر در کنار آثار مشابهش، حکم تک‌مضراب‌هایی در فضای مردانه حاکم بر روایت جنگ است که نشان می‌دهد زنان چه نقشی در میدان فعالیت‌های جنگ داشتند.

🔹گلستان جعفریان در قامت نویسنده این کتاب سعی کرده تصویری از حضور یک زن در لحظه‌لحظه زندگی را به تصویر بکشد. ما در این کتاب کمتر حضور نویسنده را حس می‌کنیم و در واقع باید گفت جعفریان در کناری ایستاده تا مخاطب راوی کتاب را تماشا کنند.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝این کتاب، رمان نیست!

🖌#آزاده_جهان_احمدی درباره «فصل توت‌های سفید» نوشت:

🔹نحوه نگاه و زاویه ایستادن خانم موسوی در نظر به شهر نو یکی از قابل‌تحسین‌ترین ویژگی‌های این داستان است. نویسنده در نگاه به شهر نو و حتی زنان و مردانش مطلقا در نقش داور و قاضی قرار نگرفته است.

🔹آنچه در این میان به این داستان ضربه می‌زند خود قصه است. فصل توت‌های سفید داستان تختی دارد. بدون فراز و نشیب خاص، بدون تکانه حتی بدون غافلگیری ویژه و یا حتی ساده. تنها نقطه تعلیق اثر سرنوشت امیر و جستجوی فروغ است. گویی فقط متکفل بازنمایی تصویر یک دختر ایرانی با شرایط خاص زیستی در ایران دهه پنجاه است.

#_کتاب_ماه

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👌1
📝به سیرت و صورت، ژاپنی

🖌#نگین_عظیمی درباره رمان «آوای کوهستان» که نویسنده‌اش برنده نوبل ادبیات است، نوشت:

🔹اگر نگوییم آثار یاسوناری کاواباتا همچون سبک زندگی‌اش آرام و کم‌حاشیه است، دست‌کم می‌توانیم آن را آنچنان که خودش نیز اذعان داشته، به هایکو شبیه بدانیم.

🔹«آوای کوهستان» یکی از همین «رمان‌ـ‌هایکوهای» کاواباتاست که هم نامش و هم محتوایش به عناصر و جلوه‌های طبیعت تکیه زده است. گویا کاواباتا حریری از صوَر و اصوات طبیعت ژاپنی را روی روایتش از یک خانواده ژاپنی کشیده و مخاطب را با روح هایکوگون حاکم بر داستانش پیش می‌برد.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👏1
📝بحر در کوزه

🖌#منصوره_رضایی درباره کتاب «به زبان مادری گریه می‌کنیم» نوشت:

🔹جستارهای این کتاب برخلاف اسمش، که برگرفته از جستار پایانی‌ست، لحن مفرح، طنزگونه و شوخی‌وار دارند و نویسنده خاطرات شخصی خود از کودکی تا بزرگسالی را به زبانی صمیمی بیان می‌کند و آن‌ها را به دنیای زبان و واژگان پیوند می‌زند.

🔹وقتی کتاب را می‌بندیم فهرستی از آثار ادبی و هنری در دست داریم که باید مثل مورابیتو با نگاهی نو به سراغشان برویم و از پس کلمات و تصاویرشان، زندگی را تماشا کنیم.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
📝تو دوستش داشته باش!

🖌#فاطمه_دولتی در روایتی از اصل سخت مادری نوشت:

🔹کم‌رو و خجالتی‌ست؟ تو دوستش داشته باش. بیش‌فعالی دارد؟ تو دوستش داشته باش. بدغذاست؟ تو دوستش داشته باش. تنبل است؟ تو دوستش داشته باش. فرمول‌های ریاضی در سرش فرو نمی‌رود؟ تو دوستش داشته باش… نه در قلب. که اینبار دوست داشتن قلبی کافی نیست. قلبی و لفظی، به او عشق بورز و در لحظه‌های ضعف، لحظه‌های شکست، لحظه‌های کم آوردن، پشتش در بیا. نقصش را کوچک کن، توانایی‌ها و علایقش را بزرگ تا بداند توی این دنیا کسی هست، که همیشه دوستش دارد. هر طور که باشد.

🔹حالا مدت‌هاست من این اصل را تمرین می‌کنم. مثلا هر شب، قبل از خواب چند جمله تکراری زیر گوش زینب می‌گویم و یکی از آن‌ جمله‌های تکراری این است: «زینب، تو هر چی باشی، هر جور باشی، هر کجا باشی، همیشه‌ همیشه مامان، دوستت داره.»

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
3
📝نویسنده‌ای که جایزه برایش مهم نبود

🖌#سعیده_ملایی درباره نجیب محفوظ نوشت:

🔹نوشته‌های نجیب محفوظ، چه در رمان و چه در داستان کوتاه، به دغدغه‌ها و مسائلی با ماهیت انسانی و متافیزیکی مانند مرگ، ناشناخته‌ها، سرنوشت‌گرایی، ترس، ناتوانی، بی‌‌معنایی، انزوا، بیگانگی، ناامیدی، پوچی و بیهودگی و دیگر مسائل وجودی می‌پردازد.

🔹محفوظ یکی از بدبینان بزرگ قرن بیستم است و این بدبینی نه به معنای یأس و نه به معنای فرار از مواجهه با واقعیت، بلکه نمایانگر دیدی بسیار واقع بینانه از واقعیتی فاسد است که باید آشکار شود، از بین برود، و دروغ، فریب و عدم تعادلی که در آن وجود دارد در معرض دید همگان گذاشته بشود.

🔺متن کامل این نوشتار را در سایت مجله الکترونیک واو بخوانید.
👏1