مجله الکترونیک واو
227 subscribers
845 photos
839 links
با «واو» می‌خواهیم همه وقتمان را با کتاب‌ها سپری کنیم، فارغ از هیاهوی جهان!
Download Telegram
📝سفر به ایتالیای عصر داوینچی

🖌#حسام_آبنوس درباره کتاب «زمانی که هم‌خانه داوینچی بودم» نوشت:

🔹ورود به جهان داستان در نوع خود جذاب و دوست‌داشتنی است. یعنی اینکه تعدادی نوجوان کنجکاو داشته باشیم که بخواهند سر از کار بزرگترها در بیاورند یک دستاویز تمیز و خوب است برای اینکه وارد جهان کتاب شویم.

🔹«زمانی که هم‌خانه داوینچی بودم» اثر محمدرضا مرزوقی می‌تواند از آن کارهایی باشد که بدون اینکه ادعای رمان تاریخی بودن داشته باشد، تاریخی است ولی با شیرینی‌ها و جذابیت‌هایی که از مسیر زبان طنز داستان وارد کار شده و خواننده را با تک‌مضراب‌های خود سرخوش می‌کند و سرحال می‌آورد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝پرتره‌ای از سازمان مجاهدین

🖌#آزاده_جهان_احمدی درباره رمان «سال گرگ» نوشت:

🔹«سال گرگ»، چنان که «رمان» می‌خوانیمش، نه یک ‌مستندنگاری تاریخی و زندگی‌نامه صرف است و نه رمانی صرفاً زاییده تخیل نویسنده. جواد افهمی بر لبه این دو قالب راه رفته و ماهرانه توانسته تعادلش را حفظ کند.

🔹در این رمان شخصیت‌ها بسان اعضای ارگانیک سازمان نقش دارند و هر کدام در هر جایگاهی صفتی از سازمان را متجلی می‌کنند. و دقیقا برای همین است که در «سال گرگ» بر خلاف همیشه که ما خوانندگان قهرمان و سفر قهرمانی در داستان را دنبال می‌کنیم برای اولین بار یک سازمان در جایگاه شخصیت اصلی قرار می‌گیرد. چنین است که مخاطب به راحتی نمی‌تواند شخصیت اصلی رمان را بیابد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝مادری از سرزمین شکوفه‌های گیلاس

🖌#نفیسه_سادات_موسوی درباره کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» نوشت:

🔹«مهاجر سرزمین آفتاب»، شخص راوی کتاب است اما آنقدر ساده و صمیمی و بی آلایش دست مخاطب را می‌گیرد و با خود به سفر این زندگی می‌برد که گویا ما نیز با او در حال هجرتیم.

🔹«مهاجر سرزمین آفتاب» بدون شک کتاب جزئیات است. جزئیاتی دقیق از سال‌هایی دور. سال‌های کودکی و زندگی خانوادگی در ژاپن که برای مخاطب ایرانی جدید و جذاب است و هنرمندانه و موبه‌مو روایت شده است.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝این داستان واقعی است

🖌#سمیه_سادات_حسینی در روایتی از تنهایی در میان دیگران نوشته:

🔹آفتاب ملایم ماه مه، در پس‌زمینه آبی خالص آسمان برلین می‌تابید و هوا، چنان مطبوع بود که مصنوعی به‌نظر می‌رسید. پس از پایان قرنطینه‌های سفت و سخت دوران کرونا، این دومین فلومارکت محله‌شان بود. او هم به‌تازگی از ایران برگشته بود و دستش پر از اجناس عتیقه و صنایع دستی ایرانی بود که مشتری‌های خاص خودش را داشت.

🔹هر وسیله قصه‌ای داشت. و او نقال قصه‌گویی بود از خاورمیانه که از هر وسیله کتابی شفاهی می‌پرداخت و تحویل مشتری‌ها می‌داد. مثلا قطعه‌ کوچکی از قالیچه‌ی دستبافت پوسیده‌ای را در قاب چوبی زیبایی می‌نشاند و رویش تکه کاغذ دست‌نویسی می‌چسباند «۱۵۰€» و اگر زوج آلمانی مسنی که مسحور طرح و رنگ شده بودند، اعتراض می‌کردند که «زر تویا!»، سریع قاب را دست می‌گرفت و از گیس‌های بافته‌ دخترک عشایری می‌گفت که دویست‌سال قبل، با انگشت‌های سپید حنابسته‌اش توی سیاه‌چادر پشمیِ ایل، شبانه‌روز آن قالیچه را بافته بوده تا خرج جهیزیه‌اش کند.

🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝شرقیِ غمگینِ زخم‌خورده

🖌#زهرا_زنگنه درباره کتاب «سرزمین مقدس» نوشت:

🔹گی دولیل همراه همسر و فرزندانش و به جهت ماموریت همسرش در سازمان پزشکان بدون مرز به سرزمین پر آشوب فلسطین اشغالی سفر می‌کند و روایت حضور و تماشا و مشاهدات یک ساله‌اش را به تصویر و کلمه درآورده و منتشر کرده است.

🔹من کتاب را در دو نشست تمام کردم؛ همراهش خندیدم، عمیقاً غمگین شدم و بسیار حسرت سفر به آن شرقیِ غمگینِ زخم‌خورده را خوردم… آرزو کردم جهان بچرخد و این ظلم تمام شود. کتاب را با شجاعت و آسوده به همه پیشنهاد می‌کنم، فارغ از هر موضعی که درباره فلسطین داشته باشند، خیال می‌کنم از این کتاب لذت خواهند برد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝باید ابراهیم شد...

🖌#لیلا_مهدوی درباره حج نوشت:

🔹حج رحلت است از بین سیاهی و رنج‌ها به سمت یک عرصه و یک ساحت از نور و روشنی. حج در حقیقت یک تصمیم است و یک اراده در برابر ایستادن و سرشاخ شدن با خود. یعنی دست شستن و اسماعیل را ابراهیمی به قربانگاه بردن.

🔹مکه پر از موج‌های هیجان‌انگیز و پر تلاطم نشاط بندگی است. مکه مثل نگین پر طمطراق روی رنگ سیاه باشکوهی می‌درخشد. هیجان در مکه همه وجود آدم را می‌لرزاند. هر دقیقه منتظر یک واقعه‌­ای. راستش را بخواهی مکه همان صحنه قیامت است که همه می‌گویند. انگار زنده و محشور شده باشی.

🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝این کتاب مخاطب را جدی گرفته

🖌#محمد_قائم_خانی درباره رمان نوجوان «پرواز اسب سفید» نوشت:

🔹دختر راوی «پرواز اسب سفید»، با حساس‌ترین مسائل دنیای امروز پیوند خورده و می‌خواهد مخاطب را هم با همه آن چیزها مرتبط بکند. انگار سیده‌عذرا موسوی سری را که درد نمی‌کرده دستمال بسته و نوجوانان را انداخته وسط ماجرایی که با مفاهیم بنیادی مرگ و زندگی ارتباط تنگاتنگ دارد.

🔹نویسنده مخاطبش را جدی گرفته و به اندازه پدر و مادرهایشان، «بزرگ» فرضشان کرده است. انگار که نوجوانان را نشانده در یک جلسه بسیار حساس برای اخد تصمیمات بزرگ، که قرار است زندگی خیلی از آدم‌ها را زیر ورو کند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝علیه فراموشی

🖌#آزاده_جهان_احمدی درباره دو کتاب «خیابان 204» و «بکه» نوشت:

🔹تاریخ شفاهی به خودی خود هیچگاه نمی‌تواند به‌عنوان یک امر مفید یا ضرررسان تلقی شود در واقع این پدیده را که بیش از هر چیز متعلق به جهان معاصر است؛ می‌توان با این جمله معروف میلان کوندار درباره ادبیات سنجید: «ادبیات، جنگ حافظه است علیه فراموشی».

🔹به وضوح می‌توان دریافت که قلم هر دو نویسنده فاجعه را بی‌پروا روایت نکرده است اما در عین‌حال چون با صداقت سراغ بازنمایی رفته‌اند توانسته‌اند حجم و عمق فاجعه را منتقل کنند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝دعوتنامه‌ای برای مردم جهان

🖌#لادن_عظیمی درباره رمان «در غرب خبری نیست» نوشت:

🔹رمارک در صفحه به صفحه رمانش سعی دارد بشر را به تماشای چهره کریه و دردناک جنگ دعوت کند. چهره‌ای که آن روی چهره میهن‌پرستی و آرمان‌خواهی است.

🔹شش هفته حضور در جنگ برای یک نویسنده واقعی می‌تواند زمان مناسبی باشد تا در سایه آنچه در همان مدت کوتاه تجربه کرده است، یکی از مهم‌ترین آثار ضد جنگ ادبیات جهان را خلق کند. کتابی که در زمان ظهور هیتلر به لیست ممنوعه‌های آلمان پیوست و منجر به لغو تابعیت آلمانی نویسنده‌اش شد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝بی‌پیامبر، با معجزه

🖌#کوثر_علیپور درباره رمان «پیامبر بی‌معجزه» نوشت:

🔹می‌توان گفت کتاب مشت اول را از انتخاب نام خود خورده است. آنجایی که به مخاطب وعده می‌دهد اینجا خبری از اتفاقات معجزه‌وار نیست اما از قضا یک معجزه گل‌درشت بین کلمات خود دارد.

🔹نقطه مثبت کار آنجاست که ما از همان خطوط ابتدایی کتاب وارد قصه اصلی می‌شویم. روند شکل‌گیری اتفاقات سرعت خوبی دارد و مخاطب را روی کلمات خود نگه می‌دارد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝کتاب خوب کتاب پرحرف نیست!

🖌#معصومه_معقولی درباره کتاب «یک جای خوب، یک خواب خوب!» نوشت:

🔹ما والدین، کتاب خوب را بر اساس کلمات و جملات طولانی برای فرزندانمان می‌پسندیم و معیار خوب‌بودن کتاب را با تعداد جملات زیاد آن ارزیابی می‌کنیم؛ ولی سلیقه کودکان با ما متفاوت است. کودکان نقاشی و تصاویر زیاد را ترجیح می‌دهند و حتی ممکن است با نگاه‌کردن به تصاویر کتاب قصه‌ای جدید از نوشته‌های کتاب در ذهن خودشان بسازند و برایتان تعریف کنند.

🔹نویسنده «یک جای خوب، یک خواب خوب» کوشیده با کلمه‌های ساده و جمله‌های کوتاه، ماجرای داستان و احساسات موش را بیان کند. سمانه قاسمی تلاش کرده با استفاده از یک داستان نمادین کاری کند که بچه‌ها به کتاب خواندن تشویق و با یار مهربان دوست شوند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝قصه یک هجرت

🖌#آزاده_جهان_احمدی درباره کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» نوشت:

🔹درباره زندگی خانم بابایی چیزی که برای من موضوعیت جدی دارد مقوله‌ای مهم و دامنه‌دار است. من این بانو را فقط با توجه به الگوواره هجرت می‌توانم درک و تحلیل کنم.

🔹آنچه در کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» نمود قابل توجه دارد و به نظر می‌رسد مدنظر نویسندگان هم بوده توجه به همین مقوله هجرت است. حتی عنوان این کتاب هم به صراحت به همین موضوع اشاره دارد.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝رگتایم؛ نوای شکستن استخوان فرودستان

🖌#لیلا_مهدوی درباره رمان «رگتایم» نوشت:

🔹رگتایم علاوه بر نوای موسیقی، یک تابلو نقاشی بزرگ از اعتراض به غارت انسان و اخلاق است. تصویری که دکتروف از ارابه صنعت آمریکایی می‌سازد که استخوان‌های بدن انسان‌های بی‌گناه مهاجر و رنگین‌پوست زیر چرخ‌های آن در حال خرد شدن است و از آن نوای رگتایم بلند شده است.

🔹یکی از وجوه بارز رگتایم رنج است. رنجی که فرد آ‌ن‌قدر بدان پیچیده شده که گاهی آن را نمی‌بیند. زیرا آرزویی ندارد. معیشت مردم یعنی تلاش بی‌وقفه برای بقا. نان بخور و نمیر و کار و کار و کار.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝سقوط در ورطه افیون

🖌#علیرضا_رحیمی_نژاد درباره داستان «مرفین» نوشت:

🔹میخائیل بولگاکف نویسنده و پزشک روسی در دوره‌ای از زندگی‌اش با مُرفین، که ماده‌ای به‌شدت اعتیادآور است، همدم بوده و لحظات سخت و وحشتناکی را برای مقابله با این مخدر گذرانده است.

🔹بولگاکف در «مرفین» نشان می‌دهد اعتیاد و زوال اخلاقی و جسمی ارتباطی به این ندارد که در چه جایگاهی باشی. اعتیاد و بن‌بست‌های اخلاقی چنان آدم‌ها را به انحطاط می‌کشانند که حتی پزشکی را وادار به دزدی می‌کند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝دنبال نسخه ایرانی شاد زیستن باشیم

🖌#نفیسه_سادات_موسوی درباره «کتاب کوچک هوگا» نوشت:

🔹 حقیقت این کتاب چیه؟ این که بر اساس نظرسنجی‌های معتبر و آمارهای روزآمد، دانمارکی‌ها شادترین مردم این کره خاکی هستن. همین! بقیه کتاب به نوعی آیین‌سازی و داستان‌پردازی درباره علت این مساله‌ست و جالب اینجاست که خود نویسنده بارها تو کتاب تاکید می‌کنه که حرفی که می‌زنه اصلا قطعیت یا عمومیت نداره و ممکنه هرکسی شیوه دیگر و متفاوتی داشته باشه.

🔹در نهایت اگر برای خواندن و نخواندن این کتاب مرددید، پیشنهاد من ایناست که حتما می‌توانید گزینه بهتری برای وقت گذاشتن و مطالعه کردن پیدا کنید. ولی اگه در حال خوندنش هستید و دارید کُند پیش می‌رید پیشنهاد می‌کنم از هرجایی که دلتون خواست کتاب رو نیمه‌کاره رها کنید.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝مترسک چوبی و قلبی از طلا

🖌#معصومه_معقولی درباره کتاب «من مترسکم ولی می‌ترسم» نوشت:

🔹مترسکِ داستان، برعکس ظاهرش دل مهربانی دارد و با دیدن هر زیبایی کوچکی خوشحال می‌شود و از آن لذت می‌برد و از تنهایی و تاریکی می‌ترسد. مترسکی که همه از او انتظار ترساندن دارند، ولی او آن را نمی‌خواهد و به دنبال دوستی با هر حیوانی است که می‌خواهد داخل مزرعه بشود.

🔹کتاب می‌تواند به سادگی در قالب یک داستان کوتاه به کودکان این رده سنی که در حال یادگیری روابط و مسائل اجتماعی هستند، نکات خوبی بیاموزد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝روایت شگفتی‌ها

🖌#لیلا_مهدوی درباره کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» نوشت:

🔹می‌خواهم این زندگی‌نامه را روایت شگفتی‌ها بدانم. زیرا اگرچه گزاره‌هایی که حمید حسام و مسعود امیرخانی در مسیر نوشتن مطرح می‌کنند، صورت تازه‌ای دارند اما اگر درباره هرکدام از این خرده روایت‌ها دقت کنیم خودشان به تنهایی یک سوژه­ و یک انگیزه‌اند برای نوشتن.

🔹در مجموع باید بگویم بارزترین خصیصه این اثر، خود سوژه است. مسلمان شدن یک بانوی ژاپنی خودش در نوع خود یک سوژه است برای نوشتن. زیرا چیزی که از فرهنگ شرق به ما رسیده است ثبات قدم و استمرار در ایده و نظر و البته استمرار و تلاش برای به اعتلا رساندن آن است.

#کتاب_ماه

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝اینجا مُردن هم دشوار است

🖌#فاطمه_رهبر درباره رمان «مردن کار سختی است» نوشت:

🔹در کشوری که آدم‌هایش حتی پس از مردن، از نظر نظام زنده محسوب می‌شوند و تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرند، «مردن کار سختی است» و می‌توان با خواندن این کتاب به عمق دشواری‌اش سفر کرد.

🔹«مردن کار سختی است» داستان آدم‌هایی است که در هم تنیده‌ شده‌اند و نمی‌شود از هم جدای‌شان کرد. امیدوار بودن برای نجات و رهایی از مخمصه‌ای که در آن گرفتار آمده‌اند، تنها در ذهن و فکر شخصیت‌های داستان مدام پررنگ و کمرنگ نمی‌شود، بلکه در تک‌تک لحظات خواندن این اثر بر خواننده هم مستولی می‌شود و تا انتها ادامه می‌یابد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝پروانه در چنگال عنکبوت

🖌#نگین_عظیمی درباره رمان «سکوت» نوشت:

🔹سکوت، به رخ کشیدن انتخاب‌هاست. تردید تا مغز استخوان آدم‌هایش نفوذ می‌کند و شیره منطقشان را می‌مکد. درست سر بزنگاه‌ها زمان می‌ایستد و ما در انتظار حرکت بعدی به مهره‌های صفحه خیره می‌شویم.

🔹داستان پرده‌ای از کشمکش‌های درونی نویسنده است در فهمش از ایمان مسیحی در ژاپن بودایی. به زعم اندو آنچه ریشه مسیحیت را در این سرزمین زیروزبَر می‌کند، شمشیر حکومت نیست، بلکه خاک سترونی است که هرچه در آن بکاری، خشکیده درو می‌کنی.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝مخلوقات اشرف!

🖌#حسام_آبنوس درباره کتاب «یک روایت معتبر درباره سازمان مجاهدین خلق» نوشت:

🔹کتاب سعی می‌کند زیاده‌گویی نکند ولی حرف مهمی را هم از قلم نیندازد تا کسی که می‌خواهد مروری اجمالی و آشنایی گذاریی با سازمان پیدا کند بتواند از دریچه این کتاب به سازمان و فعالیت‌هایش نگاه کند.

🔹«یک روایت معتبر درباره سازمان مجاهدین خلق» که پیش‌تر با عنوان «گردش به بیراهه» توسط شهرام بزرگی نوشته شده، کتابی است که برای یک مرور سریع و مستند درباره این سازمان مناسب باشد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝معرفی این کتاب راحت نیست

🖌#فاطمه_نخلی_زاده درباره رمان «تذکره اندوهگینان» نوشت:

🔹به نظر می‌رسد معرفی کردن آدم‌ها وکتاب‌ها ـ و دیگر چیزها ـ به‌وسیله پررنگ‌ترین ویژیگی‌هایشان، کار سختی نباشد. «تذکره اندوهگینان» اما چند ویژگی آشکار و برجسته دارد و به همین دلیل، انتخاب یک صفت برای معرفی‌اش کار چندان راحت و ممکنی نیست.

🔹راوی غیرقابل اعتماد، آمیختن رویدادهای واقعی با وقایع خیالی یا غیرتاریخی و قرار دادن شخصیت‌های حقیقیِ تاریخ در کنار شخصیت‌های تخیلی از ویژگی‌های پست مدرنیستی این روایت است.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.