مجله الکترونیک واو
227 subscribers
845 photos
839 links
با «واو» می‌خواهیم همه وقتمان را با کتاب‌ها سپری کنیم، فارغ از هیاهوی جهان!
Download Telegram
📝قصه‌فروش

📝#سمیه_سادات_حسینی در روایتی از تنهایی میان دیگران نوشت:

🔹من نویسنده‌ام. برایتان می‌نویسم. تا کجای داستان زندگی‌تان را دوست دارید؟ از کجا، دیگر داستان زندگی‌تان را دوست ندارید؟ من از همان نقطه، داستان را برایتان آن‌طور که دوست دارید، می‌نویسم.

🔹خیلی از مشتری‌هایش داستان‌هایشان را پس از دریافت جایی منتشر نمی‌کردند. اغلب برای خواندن در خلوت خود می‌خواستند. و گاهی چند روز بعد از دریافت، پیام‌هایی می‌فرستادند که او هم بعضی غیرشخصی‌هایشان را استوری می‌کرد.

🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝مرگ جمهوریت

🖌#زینب_مرتضایی_فرد درباره رمان «وقتی موسی کشته شد» نوشت:

🔹موسی کیست؟ آیا صرفاً یک شخصیت داستانی است زاده تخیل نویسنده یا معنایی فراتر دارد و بار بزرگ‌تری را به‌عنوان شخصیت اصلی رمان تازه سیدضیاء قاسمی به دوش می‌کشد؟ در هر رمان و داستان موفقی هیچ چیزی اتفاقی و صرفاً از سر خواست و تخیل نویسنده وجود ندارد.

🔹موسی در رمان همان جمهوریت است. جمهوریتی که در افغانستان دوبار تلاش کرده حرکت کند و جامعه را به پیش براند، اما در هر دو مواجهه، امارت اسلامی طالبان متوقفش کرده و او را کشته است. جمهوریت در افغانستان در هر دو باری که تلاش کرده، شکل بگیرد از یک ناحیه شکست خورده و می‌توان گفت دموکراسی در این کشور نتوانسته آن‌طور که باید درست شکل بگیرد و به موجود ناقص‌الخلقه‌ای بدل شده است که فقط رویاهای دور و دراز و زیبا در سر دارد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝نام «آندرس برینگ برویک» را شنیده‌اید؟

🖌#لادن_عظیمی درباره رمان «سوگند به فرشتگان در صف» نوشت:

🔹نویسنده برای نوشتن رمان «سوگند به فرشتگان در صف» از سوژه خوبی استفاده کرده است؛ سوژه‌ای که احتمالا کمتر کسی در حوزه ادبیات به آن پرداخته است.

🔹احتمالا نام «آندرس برینگ برویک» به اندازه نام «اسامه بن لادن» یا «ابوبکر البغدادی» یا «عبدالمالک ریگی» برای گوش¬هایتان آشنا نباشد. اما جالب است بدانید که او مسئول دو عملیات تروریستی بزرگ در نروژ بوده است.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝اینجا چراغی روشن است

🖌#آزاده_جهان_احمدی درباره کتاب «چراغ‌های روشن شهر» نوشت:

🔹کتاب «چراغ‌های روشن شهر» روایت دختر نوجوانی به نام زهره فرهادی در یک خانواده پرجمعیت در شهر خرمشهر است که مانند سایر ساکنین ایران خاصه خرمشهر به شکل ناگهانی با هجوم ارتش عراق به مرز‌های جنوبی کشور مواجه می‌شود. او که سری پرسودا دارد، پس از تخلیه شهر و مهاجرت خانواده پرجمعیتش به هندیجان، در خرمشهر می‌ماند و هم در مقام امدادگری ناشی، اما جسور و هم در مقام مدافعی متعصب در مقابل سقوط خرمشهر به‌دست ارتش بعثی رشادت خرج می‌کند.

🔹«چراغ‌های روشن شهر» یکی از بهترین و مهم‌ترین آثار در حوزه تاریخ شفاهی با محوریت زنان در جنگ تحمیلی است که نویسنده با روایتی یک‌دست و روان شخصیت اصلی را بازنمایی کرده است.

#خرمشهر_آزاد_شد
#کتاب_ماه

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝چشم‌های رنگی خرمشهر

🖌#طاهره_آشیانی درباره آزادسازی خرمشهر نوشت:

🔹دختری به اصطلاح جنگ‌زده به نام سهیلا دزفولی با خانواده‌اش به نیشابور آمده بودند و سهیلا در مدرسه ما درس می‌خواند. سهیلا یکی از زیباترین دخترانی بود که در عمرم دیده بودم. چشمان سبز خوش‌رنگ داشت، پوستی سفید و موهایی بور. همان روز اول که به مدرسه ما آمد همه بهت‌زده شدیم از آن همه زیبایی. دورش را گرفته بودیم و نگاهش می‌کردیم.

🔹 این شهر نماد «ایران» است. نماد مقاومت در برابر همه مشکلات به امید روزی که دوباره خورشید بدمد و همه ایران آباد شود، خرم شود و مردم روزهای خوبی را در امنیت، آرامش و آسایش تجربه کنند. شهرهای زیادی در دوران جنگ در مقابل ارتش صدام مقاومت کردند؛ هویزه، آبادان، دزفول، سوسنگرد و… همه شهرهای خوزستان و غرب ایران همه این شهرها برایمان عزیزند همه ایران مدیون مردم این شهرهایند. همه ما مدیون خرمشهریم. مردم این شهر همان اول جنگ یادمان دادند که باید مقاومت کنیم. خرمشهر باز هم مقاومت کن، روزهای روشن در راه است.

#خرمشهر_آزاد_شد

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝عاشقانه‌ای برای یک خاک

🖌#محمد_عربی درباره کتاب «یکشنبه آخر» نوشت:

🔹«یکشنبه آخر» ماجرای دلدادگی و عاشقی ندارد. بسیجی ریشوی مجروح گل نمی‌دهد دست پرستار و بعد بروند سر سفره عقد. اما خالی از عشق هم نیست. عشق این کتاب از جنس مادرانگی است. دختری پانزده که مادرانه به سرزمینش عشق می‌ورزد. عشق مادرانه هوار نمی‌کشد.

🔹«یکشنبه آخر» نوشته معصومه رامهرمزی بانوی آبادانی است که از اولین روزهای حمله عراق به عنوان نیروی امدادی و پشتیبانی حضور فعالانه‌ای در صحنه نبرد دارد و حوادثی را که در سال‌های ابتدایی جنگ تا پایان عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر از سر می‌گذراند، روایت می‌کند.

#خرمشهر_آزاد_شد

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝نقطه قوت و ضعف «ایران‌شهر» چیست؟

🖌#فرزانه_زینلی درباره رمان «ایران‌شهر» نوشت:

🔹در داستانی با محوریت جنگ که هر لحظه باید انواع هیجانات مختلف برای مخاطب توصیف شود، «ریتم» عامل مهمی است که نویسنده در اجرای درست آن در داستان موفق بوده است. صحنه اولین بمباران شهر خرمشهر، همراه با سراسیمگی زهرا و سیما و بهت مردم، آنقدر خوب تصویر شده که در پایان آن فصل حس می‌کنید یک فیلم از پیش چشمتان گذشته است.

🔹با اینکه طراحی این همه شخصیت، با شجره‌نامه‌های کامل و حساب شده، سخت است و از آن سخت‌تر، وصل کردن بامزه این شخصیت‌ها به یکدیگر است، اما به نظر می‌رسد نویسنده در جلد دوم از تعدد شخصیت‌ها کلافه شده و به اولین راه حل موجود فکر کرده؛ حذف شخصیت‌ از داستان.

#خرمشهر_آزاد_شد

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝پشت پرده اسارت در روزهای فتح

🖌#الهام_قاسمی درباره کتاب «از مشهد تا کاخ صدام» نوشت:

🔹«از مشهد تا کاخ صدام» روایتی از اسارت در روزهایی است که تمام قوای ایرانی برای آزادی خرمشهر مشغول نبرد بودند و گروهی از نوجوانان ایرانی در زندان استخبارات عراق به سر می‌بردند.

🔹از ویژگی‌های برجسته اثر عدم ورود تخیل در نوشتن روایت است که مخاطب را با یک اثر ناب و دست اول و مستندگونه روبه‌رو می‌کند. اثری که اصل خاطره است، خاطراتی منحصر به‌فرد و عجیب و شورآفرین از جانباز و آزاده سرافراز ایام دفاع مقدس که بنابر اظهارات خود نویسنده؛ «آنقدر شنیدنی بود که دوست داشتم هیچ وقت نوشتن کتاب تمام نشود.»

#خرمشهر_آزاد_شد

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝به سوی نور با فانوس خیال

🖌#لیلا_مهدوی درباره کتاب «ویولون‌زن روی پل» نوشت:

🔹مهم‌ترین ویژگی در «ویولون‌زن روی پل» همین است که نویسنده قصد ندارد خود را قضاوت کند. به نظر می‌رسد راوی داستان، در قدم نخست نوشتن قصه، اول سنگ‌هایش را با خودش واکنده و به تعادل رسیده است زیرا قلم خود را آزاد می‌گذارد تا نگفته‌ای باقی نماند. به نظر من همین نکته نقطه عطف روایت است.

🔹خسرو باباخانی در «ویولون‌زن روی پل» کوشیده است که قصه اعتیاد و مهم‌تر از آن ترک اعتیاد را با زاویه نگاه خاص خود و به دور از ادعاهای مطرح شده و البته شکست خورده پیرامون آن، تبیین کند و بگوید راه خلاصی از این درد خانمان‌برانداز را فرد باید در درون خود جست‌وجو کند و خود به دنبالش برود.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝ناگهان نخل!

🖌#سمیه_سادات_حسینی نوشت:

🔹نگاهی به او که از تمرین صبحگاهیِ توی ایوان آمده بود توی خانه می‌انداخت و می‌گفت: «هیکلتو تیمسار! بعثی‌کش شدی دلاور!» و او بدون آنکه حرف‌ها را بشنود، پوزخند کنج لب‌ِ تیره پسر را می‌دید.

🔹گفت: «می‌خواستم تمرین کنم. ببینم می‌تونم اگه لازم بشه، دوباره چند روز خودم یکه‌وتنها راه برم؟ اگه جنگ بشه، لازم می‌شه. اگه جنگ بشه، من باید آماده باشم. باید هنوز بلد باشم. نباید دیگه اونجوری بشه....»

#خرمشهر_آزاد_شد

🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝دفترچه خاطرات خرمشهر

🖌#مهدیه_جاهد درباره کتاب «پسرهای ننه عبدالله» نوشت:

🔹محمدعلی نورانی در کتاب «پسرهای ننه عبدالله» تمام آنچه اتفاق افتاده است را با قلم سعید علامیان برایمان روایت کرده است. این کتاب دفترچه خاطرات و روزشمار ابتدای جنگ و اشغال خرمشهر تا سوم خرداد و آزادسازی خرمشهر است.

🔹محمدعلی نورانی روایتش را با اولین لحظه شروع جنگ آغاز می‌کند و اتفاقات هر روز آن را بازگو می‌کند. چه از منظر خودش که سمتی داشته و چه از این جهت که خودش و خانواده‌اش جزیی از مردمی بودند که زیر آتش روزهای اول جنگ زندگی می‌کردند.

#خرمشهر_آزاد_شد

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝نوجوان بودن راحت نیست

🖌#معصومه_سعادت درباره رمان «برایم شمع روشن کن» نوشت:

🔹نوجوان بودن راحت نیست، اما انگار زندگی سارا به صورتی متفاوت دشوار است. او علاوه بر سردرگمی‌های معمول یک نوجوان، مجبور می‌شود برای رفت و برگشت به مدرسه وارد جامعه شود و این ورود همراه با کسب تجربه‌های تلخ است.

🔹«برایم شمع روشن کن» کتابی است که هر نوجوانی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند، چرا که پر از تصاویر آشنای نوجوانی است و در آن از حرف‌های کلیشه‌ای و نصیحت‌گونه بعضی از رمان‌های نوجوان خبری نیست.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝بگذار و برو

🖌#فاطمه_نخلی_زاده درباره مجموعه داستان «آمیخته به بوی ادویه‌ها» نوشت:

🔹«آمیخته به بوی ادویه‌ها» داستان‌هایی از آدم‌های مختلف است که هر کدام‌شان به گونه‌ای در گذشته جامانده یا با زندگی و پیش‌آمدهایش در نبرد هستند.

🔹از ویژگی‌های بارز و ارزشمند آثار مریم منوچهری می‌توان اشاره کرد به این نکته که او در داستان‌هایش به جزئیات می‌پردازد و همین نکته به تجسم خواننده کمک و او را همراه می‌کند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝رویارویی حاج سیاح با شرلوک هلمز

🖌#ریحانه_ابراهیم_زادگان درباره رمان «شمسیه لندنیه» نوشت:

🔹«شمسیه لندنیه» تجربه‌ تازه‌ای از کتاب‌خوانی‌است؛ مخاطب قرار است با شکل جدیدی از داستان مواجه شود، داستانی که دائم درحال غافلگیر کردن اوست. هرچند با یک رمان طنز فانتزی روبه‌رو هستیم اما اگر هر چند صفحه یک‌بار این موضوع را به خودمان یادآوری نکنیم ممکن است فراموش کنیم این داستان طنز است.

🔹«شمسیه لندنیه» معمای افتضاحی است که فساد دربار قاجار در لندن به بار آورده و ممکن است باعث بهم خوردن روابط کشور‌ها و در نتیجه شروع یک جنگ جهانی باشد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝گیرنده: روح‌الله الموسوی الخمینی

🖌#سیده_مریم_طیار درباره کتاب «سلام روحی‌جان» نوشت:

🔹از میان بیش از یک میلیون نامه مردمی که در طول تقریبا ده سال به دفتر امام خمینی(ره) ارسال شده، ۱۱۱ نامه به انتخاب پژمان عرب در کتابی به اسم «روحی جان سلام» گردآوری شده است. نامه‌هایی که بوی صمیمیت و دلدادگی از آن‌ها به مشام می‌رسد و صفای باطن نگارندگان‌شان را فریاد می‌زنند.

🔹در میان بیش از صد نامه‌ای که در کتاب جمع‌آوری شده، نامه‌هایی وجود دارد که نویسندگانش موقتا خارج از مرزهای سرزمینی‌مان تنفس می‌کردند. بله! نامه‌هایی از اسرای ایرانی دربند زندان‌های رژیم بعث عراق که بسیار زیرکانه نامه‌ خود را خطاب به امام و در بعضی موارد حتی به آدرس امام ارسال کرده‌اند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝خونابه‌ای پیچیده در پر قو

🖌#پروانه_حیدری درباره رمان «آخرین انار دنیا» نوشت:

🔹«آخرین انار دنیا»، قصه رنج است، قصه گداختن انسان است، قصه نابودی‌ست. و در آخر، قصه انسان در مواجهه با قدرت است. قصه‌ای که با لطافتی شیرین روایت می‌شود اما در هر برگش از زخمی بر انسان حرف می‌زند. با توصیف انتظار و بیابان و رمل آغاز می‌شود و به حقیقتی بی‌رحم و دهشتناک می‌رسد. از بیابان می‌گوید و به دریا می‌رسد. از اسارت می‌گوید و به آزادی می‌رسد. از فراق می‌گوید و به وصال، می‌رسد؟

🔹این کتاب نوشته بختیار علی، اثری عارفانه و خیال‌انگیز است که ریشه‌های نازکش شبیه پارچه‌ای زربافت با واقعیت گره خورده‌. اثری با تشبیه‌های بکر و دست‌نخورده: «اندوهش غمی نبود که با کینه آغشته شود بلکه حس درونی روشن و ظریف مانند حس یک ماهی بود!»

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝طور دیگر فکر کردن، جُرم است!

🖌#هاجر_شهابی درباره رمان «مردی در تبعید ابدی» نوشت:

🔹کتاب با تبعید شدن ملاصدرا شروع می‌شود و خواننده او را میان کویر و در راهِ رفتن به سوی تبعیدگاه می‌یابد. تبعیدی که به خاطر ایستادن مقابل حرف زور و سرنسپردن به ظلم ظالمان یا متفاوت فکر کردن و متفاوت حرف زدن، تا الان دامن خیلی از بزرگان تاریخ را گرفته است.

🔹نادر ابراهیمی در کتاب «مردی در تبعید ابدی» از «ملاصدرا» می‌گوید. از صدرالدین محمد بن ابراهیم قوامی شیرازی که یکی از مهم‌ترین کارهای زندگی‌اش، شمع آب کردن و فکر سوزاندن و تحقیق کردن بود. ملاصدرا اهل تفکر بود. نه اینکه یک‌جا بنشیند و مدام به چیزهایی فکر کند که به زمین وصلش کند؛ از آن فکرهایی که آدمی را رشد می‌دهد و پیوندش را با خدا و دین تقویت می‌کند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝دخمه‌ای تاریک در حضور گرد و غبار

🖌#فاطمه_محمدی درباره رمان «شازده احتجاب» نوشت:

🔹«شازده احتجاب» مروری است بر ما و زندگی‌مان در دنیایی که بین سنتی ماندن و مدرن شدن، در کشش است. او که یکی از زنده‌ترین مخلوقات هوشنگ گلشیری است، در اتاقی تاریک نشسته، دست‌های خود را به سرش تکیه داده و تلاش می‌کند تا خود را دوباره باز بیافریند. تب اجدادی تمام تنش را درنوردیده و تاریکی در محیط اطرافش جریان دارد.

🔹اساساً مسئله «شازده احتجاب» چیست؟ در تبیین من، مسئله شازده گره‌خورده با دو مفهوم است: خون و وصلت. او می‌خواهد عمق این دو مفهوم و ردشان در زندگی‌اش را باز بیابد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝معمایی و قصه‌گو

🖌#آزاده_جهان_احمدی درباره رمان «روز داوری» نوشت:

🔹نویسنده روایت «روز داوری» را سوار بر قصه و روابط آدم‌های داستانش کرده است. از این جهت «روز داوری» داستانی در ژانر معمایی و در عین‌حال کاملا بومی است.

🔹محتوای روز داوری می‌شد با گرفتار شدن نویسنده‌اش در دام نگاه شعاری، اغراق شده و ایدئولوگ، تبدیل به یک اثر تکراری و سطحی شود اما نویسنده تمام تلاشش را کرده تا با استفاده از مفاهیم انسانی، ایرانی و انقلابی در قالب فرم‌ قصه‌گو خواننده را متوجه زیرساخت‌های فسادزا در ساختار جامعه در دوره پهلوی کند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش

🖌#لادن_عظیمی درباره کتاب «چراغ‌های روشن شهر» نوشت:

🔹«چراغ‌های روشن شهر» روایت‌های دختر ۱۵ ساله خرمشهری از جنگ است. دختری که در روزهای آغازین جنگ، همراه تعداد دیگری از دختران، پابه‌پای مردان می‌جنگد و تا مرز مجروحیت از شهر دفاع می‌کند. زهره فرهادی که بعد از سقوط خرمشهر به امدادگری در بیمارستان‌های آبادان و ماهشهر مشغول می‌شود؛ در این کتاب به روایت دیده‌ها و شنیده‌های خود از سال‌های جنگ پرداخته است.

🔹بدون شک «چراغ‌های روشن شهر» همان دختران و پسرانی هستند که تا پای جان برای روشن شدن دوباره چراغ خانه‌های ویران شده خرمشهر ایستادگی کردند.

#خرمشهر_آزاد_شد
#کتاب_ماه

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝سوگواران عاشق‌اند

🖌#هانیه_علی_نژاد درباره کتاب «عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست» نوشت:

🔹همه ما در مواقعی به افرادی نياز داريم كه در لحظاتی از زندگی كه بار غم بر شانه‌هايمان نشسته است مقابلمان بايستد و بگويد، «عيبی ندارد اگر حالت خوش نيست»؛ این دقیقا عنوان کتابی از مگان دیواین است.

🔹مگان ديواين با تمام وجود در برابر فرهنگ مدرن ايستاده است و پرچم حمايت از سوگواران را بالا برده است و می‌گوید گاهی حمايت اين نيست، كاری كنيم تا حال كسی را خوب كنيم. گاهی حمايت در اين خلاصه می‌شود كه بگذاريم سوگِ فرد، سير طبيعی‌اش را طی كند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.