مجله الکترونیک واو
227 subscribers
845 photos
839 links
با «واو» می‌خواهیم همه وقتمان را با کتاب‌ها سپری کنیم، فارغ از هیاهوی جهان!
Download Telegram
📝به همین سادگی!

🖌#احمد_تقی_خانی درباره فهرست‌های پیشنهاد کتاب نوشت:

🔹نزدیک به روزهای خاصی از سال که می‌شویم، یک‌هو یک دوجین نویسنده و کتابخوان و کتاب‌باز و کتاب‌مال سر برمی‌آورند و شروع می‌کنند به ارائه فهرست‌های پیشنهادی کتاب که ایهاالناس از این کتاب‌ها که من خوانده‌ام و خیلی هم به‌به و چه‌چه و قشنگ بوده‌اند، بخرید و بخوانید!

🔹آمده‌ام بگویم سر جدتان دست از سر بی‌مو و پشمِ «فهرست پیشنهادی دادن» بردارید و بگذارید ملت خودشان هر چه دلشان خواست انتخاب کنند. می‌پرسید پس چطور انتخاب کنند؟ خب مشخص است با خواندن مصاحبه نویسنده‌اش و مطالعه معرفی کتاب‌ یا همان مرور خودمان!

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝چون جام آب به وقت عطش

🖌#پونه_فضائلی درباره کتاب زندگی آیت‌الله قاضی نوشت:

🔹کتاب «زندگی علّامه سیّد علی‌آقا قاضی طباطبایی(ره)» نوشته آزاده جهان‌احمدی جزو آثاری است که مخاطب خود را به خوبی شناخته است. نویسنده در این کتاب برخلاف اکثر آثار این گونه، نه به دنبال ارائه مسیر سیر و سلوک و بیان صرف حالات عرفانی و مکاشفات روحانی است؛ و نه در پی دادن دستورالعمل‌های سلوکی و بیان ریاضات شرعی و همگانی کردن آنها.

🔹او در این اثر کم حجم اما غنی، به دنبال نوشتن زندگینامه‌ای است که مسیر پر فراز و نشیب زیست هشتاد ساله یکی از بزرگترین عرفای متاخر شیعه را تصویر کند.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝کلماتی که محرم رازی بزرگ شدند

🖌#مصطفی_رضایی درباره نوشتن از مرگ نوشت:

🔹قلم‌ها زنگ‌هایی هستند که بنوازند و دل‌هایی را شاید بیدار. قلم‌هایی که از مرگ بنویسند اما کدام حقیقت است و کدام نیست. چه مرگ‌ها که آمد و فراموش شد. و چه انبوه مرگ‌هایی در این زمانه بیمارگون. بیمارگون و وحشی و وحشت‌آفرین. چه وحشتی؟ از مرگ؟ از مرگی که به نگارش درآمدند و سرشار از زیبایی است؟

🔹آری می‌توان ذره‌ای تفکر کرد. باید ذره‌ای تفکر کرد. مرگ چیست؟ باید به مرگ فکر کرد. باید به زندگی اندیشید. باید و باید و باید… باید فهمید این دنیا یک گذرگاه لحظه‌ای‌ست و بس.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝پایان یک قدیسه

🖌#سمیه_سادات_حسینی نوشت:

🔹همسر و دخترش در سکوت می‌آمدند و می‌رفتند و انگار دوتایی به این نتیجه رسیده بودند نباید به شلوغی و پرسروصدایی قبل زندگی کنند. انگار آن شور و هیجان و خنده عادی زندگی‌شان، نوعی بی‌حرمتی به بیماری‌ست که دارد روزهای آخرش را زندگی می‌کند.

🔹مادر در نور کم‌جان چراغ مطالعه در پس‌زمینه پنجره بزرگ سیاه، مثل نقاشی‌های عهد رنسانس شده بود. انگار سیاهی پنجره کم‌کم داشت در خود محوش می‌کرد. انگار کم‌کم از مولکول‌های مادر جذب می‌کرد و مادر داشت روی تخت تمام می‌شد.

🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝داستان بی‌قراری یک عصیان

🖌#فاطمه_رهبر درباره رمان «در جست‌وجوی یک پیوند» نوشت:

🔹خواندن «در جست‌وجوی یک پیوند» به قلم کارسون مکالرز نویسنده زن آمریکایی، امکان سفر به اعماق وجود یک نوجوان را فراهم می‌سازد. سفری که گاهی درد دارد و گاهی باعث سرگردانی می‌شود، اما در نهایت یک خاطره خوب و لذت‌بخش می‌سازد.

🔹بی‌پروایی و جسور بودن فرانکی گاهی نفس‌گیر می‌شود. رفتار و حرکاتی از سر شیطنت و عصبانیت سرانجام بعضی از گفت‌وگوها را تیره و نامعلوم می‌سازد. و سوال «حالا چه می‌شود؟» و «حالا این بچه می‌خواهد چه کاری انجام دهد؟»، مدام در ذهن تکرار می‌شود. ناهنجاری‌هایی که با دوارن نوجوانی آمیخته، گاهی مخاطب را به فکر فرو می‌برد که آیا تمام اینها به خاطر دوران بغرنج و حساس نوجوانی است یا پای بیماری روانی در میان است.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝طنز نیمه‌کاره

🖌#لیلا_مهدوی درباره «آبنبات هل‌دار» نوشت:

🔹داستان اگرچه در ظاهر خود کنش‌های جنگ را حفظ می‌کند اما در ماهیت انگار ما در شهر بی‌خبران زندگی می‌کنیم و اهالی داستان خود را زده‌اند به آن راه. هدف داستان تنها یک چیز است و آن هم خنده به شرط چاقو!

🔹ما در پایان این داستان راحت کتاب را می‌بندیم و کنار می‌گذاریم و هیچ ادامه‌ای از آن در ذهنمان رسوب نمی‌کند. نه تردیدی می‌سازد و نه سوالی می‌افزاید. پس می‌توان ادعا کرد «آبنبات هل‌دار» طنز نیمه‌کاره است.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝زنِ پراکنده

🖌#هانیه_علی_نژاد در مرور جهان داستان «گلی ترقی» نوشت:

🔹او با بیان ساده، نثری شیوا و روان سعی در نوشتن داستان‌هایی دارد که همواره به خاطرات گره خورده است. فضاسازی قصه‌های او به نحوی است که مخاطب توان تجسم لحظات خاطره‌انگیز را خواهد داشت. بیان و لحن او صمیمی و همراه با طنز و شاعرانگی است. ترقی برای بیان حس تنهایی فلسفه‌بافی نکرده است بلکه گویی هر آنچه که تجربه و زیست کرده را بر روی کاغذ نگاشته است.

🔹گلی ترقی زن پراکنده‌ای است که در کتاب «بازگشت» از او نام برده. کسی که با اینکه سال‌هاست مهاجرت کرده اما رنج عمیق تنهایی و غربت را به دوش می‌کشد و با نفس خاطراتش را زندگی می‌کند. او همانی است که مردد است که دل به غربت بدهد و یا دل به زنده کردن خاطراتش.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝مهمانی نور و نشاط

🖌#فاطمه_دولتی درباره رمضان در گیلان نوشت:

🔹من فکر می‌کنم گیلانی‌ها مردمانی شادند و برای اثبات این حرف نه عدد و رقم و آمار و درصد دارم و نه پژوهش علمی. فقط وقتی ماه رمضان‌هایی که در گیلان تجربه کرده‌ام را مرور می‌کنم جز صدای خنده، عطر خوش چای، خوردنی‌های خوشمزه، سفره‌های رنگارنگ و همهمه‌ حرف زدن همزمان ده نفر باهم و بیدار ماندن تا پاسی از شب چیزی در خاطرم زنده نمی‌شود.

🔹چشم که بر هم می‌زدیم، رمضان تمام شده بود. نماز عید را که می‌خواندیم، عطر خوش «اللهمَّ اَهْلَ الکبْریاءِ وَالعَظَمَةِ، وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ…» که در جانمان می‌پیچید، سرخوش از یک ماه مهمانی، می‌دانستیم که بعد از تمام شدن نماز باید راهی خانه مادربزرگ شویم. عید بود و ناهار و دورهمی. دیدید گفتم؟ گیلانی‌ها مردمانی شادند، آن‌ها مدام دنبال بهانه‌اند تا خاطره‌ای شیرین بسازند، یک دورهمی پر از خنده و غذا!

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝قصه‌های زمرد سبز زیبا

🖌#زینب_مرتضایی_فرد درباره داستان‌هایی که در شیراز می‌گذرند، نوشت:

🔹بعضی شهرها خودشان قصه‌اند اصلا. از گذشته‌های دور انگار در کوچه‌هایشان که راه می‌رفته‌اند تا همین امروز که ما راه می‌رویم، مدام صدایی به گوش می‌رسد که می‌گوید «یکی بود، یکی نبود». شیراز یکی از همین شهرهاست که هرچند به شعر شهره است، اما همین شعر هم برای شعرای بزرگ ما محملی برای داستان‌گویی بوده است.

🔹شیراز در داستان‌نویسی ما هم جایگاه ویژه‌ای دارد، همان‌طور که مهدی حمیدی شیرازی و خیلی از دیگر شعرای معاصر هم از شیراز سروده‌اند و هنوز هم می‌سرایند، داستان‌نویسان بزرگ بسیاری دارد که گاه در دل شهرشان هم داستان خلق کرده‌اند. همین‌طور کم نیستند داستان‌نویسان غیرشیرازی‌ای که دل به این شهر جادویی سپرده‌اند و در دل آن داستانی را خلق کرده‌اند که نشان از الهام‌بخش بودن این شهر برایشان دارد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝خانه به مثابه روایت

🖌#نفیسه_سادات_موسوی درباره کتاب «قربانی شهریور» نوشت:

🔹«قربانی شهریور»، مجموعه چند روایت پراکنده از تجربیات شخصی آدم‌هایی شبیه خودمان است. آدم‌هایی که زیر سقف آسمان همین مملکت زندگی می‌کنند و مثل همه افراد دیگر با مساله‌ای به نام مسکن مواجه هستند. این مواجهه گاه از جنس زندگی مستاجری و خانه به دوشی است، گاه از جنس صاحب‌خانه بودن و دنبال اجاره و مستاجر دویدن و گاه از جنس بنگاه معاملات ملکی داشتن و واسطه بودن بین دو دسته اول.

🔹اگر از طرفداران مجموعه روایت‌های گردآوری شده پیرامون یک موضوع باشید حتما این کتاب به یکبار خواندنش می‌ارزد. کوتاهی و پرهیز از اطناب در روایت‌ها از نکات قابل توجهی است که در تمام کتاب رعایت شده، هم‌چنین حاشیه نرفتن و اجتناب از دادن اطلاعات اضافی بی‌ربط به سیر ماجراهای مدنظر هم در این مجموعه مشهود است که هردوی این موارد به طور حتم نگاه ریزبین و ظریف و دقیق زهرا کاردانی را به همراه داشته است.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝تا نفس داشت جنگید!

🖌#حسام_آبنوس درباره کتاب «تا نفس دارم می‌جنگم» نوشت:

🔹محمد میرزاوندی در کتاب «تا نفس دارم می‌جنگم» از روزها و شب‌هایی گفته که بسیاری در آرامش و امنیت نشسته بودند و به خیال خودشان مشغول کار فکری و فرهنگی بودند، او و کمتر کسی مثل او از این خاکریز به خاکریز دیگری می‌رفته و برای رزمنده‌ها آواز می‌خوانده. در روزگاری که عده‌ای به اسم این که هنر امروز حرفی برای گفتن ندارد ساکت بودند و بعدها باز هم بر مصدر کار برگشتند، میرزاوندی «تا نفس دارم می‌جنگم» می‌خوانده و روحیه می‌داده.

🔹میرزاوندی با عشق تمام و با دست خالی، از موسیقی لرستان و حماسه‌های موسیقی لری گفته و آن را با اتفاقات روز پیوند زده و خود را جاودانه کرده است. شاید این اصل درباره نام رضا سقایی یا محمد میرزاوندی هم صدق کند که کسی نام آن‌ها را نداند ولی اگر بگوییم ترانه «دایه دایه وقت جنگه» را شنیده‌اید یا نه کسی نباشد که این نوای حزین و حماسی موسیقی لرستان به گوشش نخورده باشد.

متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝«دشمن» برای جنگ و صلح

🖌#زینب_آقائی درباره کتاب «دشمن» نوشت:

🔹این کتاب فقط برای کودکان نیست. ظاهرش کتاب تصویری کودکانه است، اما این کتاب حتی در سمینارهای دانشگاه‌های مختلف در موضوع مطالعات صلح خوانده می‌شود.

🔹«دشمن»، کتابی تکرارنشدنی در مورد جنگ و صلح است. سنگرهایی با زمان و مکان ناشناخته، تنهایی، انزوا و استیصال جنگ را توصیف می‌کند. دشمن چیست؟ یک شخص است یا یک هیولا؟

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝داستان‌گوی رویا و مه

🖌#سعید_اسلام_زاده درباره «غزاله علیزاده» نوشت:

🔹غزاله علیزاده نویسنده‌ای عادی نبود. او کلمه‌های عادی را به واژه‌هایی تبدیل می‌کرد که روایت و قصه و تکنیک و شخصیت و فضاسازی و توصیف و گفت‌وگوهای بین آدم‌های داستانش را عریان پیشِ روی خواننده رها می‌کرد.

🔹غزاله‌ای که ما شناختیم، فارغ از حاشیه‌ها بود. الان است که حاشیه آدم‌ها از متنشان مهم‌تر شده است. آن وقت‌ها ما وقت نداشتیم برای دنبال کردن حاشیه‌ها. متن داستان‌ها را که می‌خواندیم در همان تک و توک مجله ادبی و هنری که با پیاده رفتن‌ها و نصفِ ساندویچ خوردن‌ها پولش را جمع و جور می‌کردیم، ردّ و نشانی می‌جستیم از نویسنده‌اش.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝ساز کوک قصه‌ها

🖌#لیلا_مهدوی درباره مجموعه داستان «ساعت دنگی» نوشت:

🔹دستاورد ارزشمندی که می‌توان از دل قصه‌های «ساعت دنگی» بیرون کشید، مبادله امید است. صرف نظر از زوایایی که داستان از زن مطرح می‌کند. نویسنده در هیچ کدام از داستان‌هایش زن را موجود منفعل و از پیش‌باخته‌ای نمی‌داند.

🔹زن در داستان‌ها از زاویه‌های مختلف روایت می‌شود. اول خود زن مطرح است. روح زنانه و فردیت زنانه. در عین حالی که لطافت زن ترسیم می‌شود اتفاقا پیچیدگی‌های روحی او نیز مطرح می‌گردد و مجموعه داستان «ساعت دنگی» تعریف خود را از فردیت زن ارائه می‌دهد. بعد از آن در دل داستان‌ها، نگاه جامعه به زن پدیدار می‌شود. تاثیر جامعه بر زن و نگاه و توقع جامعه بر زن.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝گرفتار روزمرگی

🖌#آزاده_جهان_احمدی درباره کتاب «به من دست نزن» نوشت:

🔹کتاب «به من دست نزن» آن اندازه گرفتار سادگی و روزمرگی تجربه زیسته نویسنده شده که به پایان بردنش هم کار بسیار سختی است. نویسنده حتی نتوانسته نثر مطلوب و استانداردی خلق کند برای همین مدام در کتاب با یک سیکل معیوب پسربچه، پسرک و پسرجان، شوهرجان و خواهرجان و … روبه‌رو هستیم.

🔹نویسنده و حتی ما اگر بنا شد روایت کنیم برای اینکه خود را خوانشگر جهان متن بدانیم، باید خود را از آنچه می‌بینیم جدا کنیم و از آن فاصله بگیریم تا نه به شکلی انتزاعی، بلکه آن را به صورت عینی و به مثابه واقعیتی معنادار و قابل تفسیر نظاره کنیم و سپس آنچه را از دریچه نگاه خود تفسیر کرده‌ایم با نثری متناسب با معنا روایت کنیم.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝رابینسون کروزوئه در فضا!

🖌#نیما_اکبرخانی درباره رمان «پروژه هیل مری» نوشت:

🔹اندی وییر در کتاب «پروژه هیل مری» یک ساختارشکنی درست و حسابی انجام داده است. حیات فرازمینی این داستان هم مثل همه کتاب‌های این ژانر همان ابتدا سر و کله‌اش پیدا می‌شود منتها نه در همان قامتی که ما انتظار داریم.

🔹کتاب قصه آدمی‌ست که تک و تنهاست، خیلی دور است و بار سنگینی را هم به دوش می‌کشد. برخلاف «مریخی» اینبار قهرمان داستان وظیفه ندارد که خودش را نجات دهد، بلکه باید همه نسل بشر را از مرگ حتمی نجات دهد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝قصه‌فروش

📝#سمیه_سادات_حسینی در روایتی از تنهایی میان دیگران نوشت:

🔹من نویسنده‌ام. برایتان می‌نویسم. تا کجای داستان زندگی‌تان را دوست دارید؟ از کجا، دیگر داستان زندگی‌تان را دوست ندارید؟ من از همان نقطه، داستان را برایتان آن‌طور که دوست دارید، می‌نویسم.

🔹خیلی از مشتری‌هایش داستان‌هایشان را پس از دریافت جایی منتشر نمی‌کردند. اغلب برای خواندن در خلوت خود می‌خواستند. و گاهی چند روز بعد از دریافت، پیام‌هایی می‌فرستادند که او هم بعضی غیرشخصی‌هایشان را استوری می‌کرد.

🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
📝مرگ جمهوریت

🖌#زینب_مرتضایی_فرد درباره رمان «وقتی موسی کشته شد» نوشت:

🔹موسی کیست؟ آیا صرفاً یک شخصیت داستانی است زاده تخیل نویسنده یا معنایی فراتر دارد و بار بزرگ‌تری را به‌عنوان شخصیت اصلی رمان تازه سیدضیاء قاسمی به دوش می‌کشد؟ در هر رمان و داستان موفقی هیچ چیزی اتفاقی و صرفاً از سر خواست و تخیل نویسنده وجود ندارد.

🔹موسی در رمان همان جمهوریت است. جمهوریتی که در افغانستان دوبار تلاش کرده حرکت کند و جامعه را به پیش براند، اما در هر دو مواجهه، امارت اسلامی طالبان متوقفش کرده و او را کشته است. جمهوریت در افغانستان در هر دو باری که تلاش کرده، شکل بگیرد از یک ناحیه شکست خورده و می‌توان گفت دموکراسی در این کشور نتوانسته آن‌طور که باید درست شکل بگیرد و به موجود ناقص‌الخلقه‌ای بدل شده است که فقط رویاهای دور و دراز و زیبا در سر دارد.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝نام «آندرس برینگ برویک» را شنیده‌اید؟

🖌#لادن_عظیمی درباره رمان «سوگند به فرشتگان در صف» نوشت:

🔹نویسنده برای نوشتن رمان «سوگند به فرشتگان در صف» از سوژه خوبی استفاده کرده است؛ سوژه‌ای که احتمالا کمتر کسی در حوزه ادبیات به آن پرداخته است.

🔹احتمالا نام «آندرس برینگ برویک» به اندازه نام «اسامه بن لادن» یا «ابوبکر البغدادی» یا «عبدالمالک ریگی» برای گوش¬هایتان آشنا نباشد. اما جالب است بدانید که او مسئول دو عملیات تروریستی بزرگ در نروژ بوده است.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝اینجا چراغی روشن است

🖌#آزاده_جهان_احمدی درباره کتاب «چراغ‌های روشن شهر» نوشت:

🔹کتاب «چراغ‌های روشن شهر» روایت دختر نوجوانی به نام زهره فرهادی در یک خانواده پرجمعیت در شهر خرمشهر است که مانند سایر ساکنین ایران خاصه خرمشهر به شکل ناگهانی با هجوم ارتش عراق به مرز‌های جنوبی کشور مواجه می‌شود. او که سری پرسودا دارد، پس از تخلیه شهر و مهاجرت خانواده پرجمعیتش به هندیجان، در خرمشهر می‌ماند و هم در مقام امدادگری ناشی، اما جسور و هم در مقام مدافعی متعصب در مقابل سقوط خرمشهر به‌دست ارتش بعثی رشادت خرج می‌کند.

🔹«چراغ‌های روشن شهر» یکی از بهترین و مهم‌ترین آثار در حوزه تاریخ شفاهی با محوریت زنان در جنگ تحمیلی است که نویسنده با روایتی یک‌دست و روان شخصیت اصلی را بازنمایی کرده است.

#خرمشهر_آزاد_شد
#کتاب_ماه

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
📝چشم‌های رنگی خرمشهر

🖌#طاهره_آشیانی درباره آزادسازی خرمشهر نوشت:

🔹دختری به اصطلاح جنگ‌زده به نام سهیلا دزفولی با خانواده‌اش به نیشابور آمده بودند و سهیلا در مدرسه ما درس می‌خواند. سهیلا یکی از زیباترین دخترانی بود که در عمرم دیده بودم. چشمان سبز خوش‌رنگ داشت، پوستی سفید و موهایی بور. همان روز اول که به مدرسه ما آمد همه بهت‌زده شدیم از آن همه زیبایی. دورش را گرفته بودیم و نگاهش می‌کردیم.

🔹 این شهر نماد «ایران» است. نماد مقاومت در برابر همه مشکلات به امید روزی که دوباره خورشید بدمد و همه ایران آباد شود، خرم شود و مردم روزهای خوبی را در امنیت، آرامش و آسایش تجربه کنند. شهرهای زیادی در دوران جنگ در مقابل ارتش صدام مقاومت کردند؛ هویزه، آبادان، دزفول، سوسنگرد و… همه شهرهای خوزستان و غرب ایران همه این شهرها برایمان عزیزند همه ایران مدیون مردم این شهرهایند. همه ما مدیون خرمشهریم. مردم این شهر همان اول جنگ یادمان دادند که باید مقاومت کنیم. خرمشهر باز هم مقاومت کن، روزهای روشن در راه است.

#خرمشهر_آزاد_شد

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.