Eva's feelings (ماجراهای ایوا) 🖤
2.83K subscribers
1.9K photos
193 videos
11 files
178 links
یه روزی المپیادی بودم ولی در حال حاضر سرپرست گربه‌های دانشگاه تهران هستم
«نمی‌دانم. بنده مرجع قابل تقلیدی نیستم»

🐈‍⬛ آرشیو:
@ArchiveOfEvasFeelings

🐈‍⬛ارتباط با نگارنده:
ناشناس
@Sendamessageanonymous1280_bot
Download Telegram
امروز تولد من (به قمری) بود.
تصمیم گرفتم (برخلاف همیشه) از یک هفته قبل، تولدمو به خانواده یادآوری نکنم و ازشون کادو نخوام.
🦋و در کمال تعجب به صورت اتوماتیک یادشون بود 🦋
🎉35🍌5🥰2🔥1🤣1
طرفای اردبیل
🔥184👌3🍌2👍1😢1🤩1
و بالاخره
خونه شیرین خونه 🍾
🥰13🍾72🍌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آجی یه گونیه دیگه ترس نداره که☹️
🤣59👎8
یعنی چی که "نمیتونم بدون اون زندگی کنم"
مشتی تو بیست و اندی ساله داری بدون پول و قیافه و اخلاق و دوست زندگی میکنی.
اون سگ کی باشه؟
#هجویات
👍18🤣8🌭3😢1
هوا انقدر گرمه که اصلا زن زندگی آزادی
👎46😁9🔥7👍3🤨31
هرکه سختی و پریشان حالی خود را با دیگران در میان نهد، تن به ذلت داده.
-نهج البلاغه - حکمت۲

پ.ن: دیگه درد دل و ناله تعطیله دخترا
32😁5👍3👎1🤔1
آیا بنظر شما دختر و پسر میتونن دوست معمولی باشن؟
Anonymous Poll
6%
دخترم. بله
18%
پسرم. بله
21%
دخترم. نه
54%
پسرم. نه
👍16🌭4🤣4👎1😈1
یکی از دوستان این عکس رو از سیاهپوش شدن بلوار ابوذر تهران برام فرستاد و تو نگاه اول فکر کردم که واقعا بین‌الحرمینه.
جدا از اینکه خیلی قشنگ و چشم نوازه، خیلی هم دل آدم رو برای بین‌الحرمین تنگ می‌کنه البته.
خسته نباشید بچه شیعه‌ها، کارِتون درسته🔥
❤‍🔥7015🔥3👎2🤣2🕊1
به مرحله‌ای از اضطراب اجتماعی رسیدم که دارم تو اتوبوس ادای ناشنواها رو درمیارم 😂💀
🤣19😐8👍4😢1
سلام بر دستان کوچکِ زخمی و چشمان تار
سلام بر گوش‌های بدون گوشواره
سلام بر موهای سوخته، گونه‌های سرخ و پاهای کبود
سلام بر چادر سوخته و خاکی که ارث مادری ماست🖤
49
صبح روزی که مُردم با مادرم خداحافظی نکرده‌بودم.
توی مسیر، هم جنازه موش توی جوب را دیدم هم کبوتری که ماشین ها بارها از روی سرو کله‌اش رد شده بودند.
بعضی از روزها از همان اول یه‌جوری هستند. نامانوسند، انگار کَجند. روزی که مُردم هم کَج بود.
فقط من سعی می‌کردم نادیده‌اش بگیرم.
#هجویات
🔥8😢5🥴3🤣1💔1