اگر همواره مانند گذشته بیاندیشید ، همان چیزهایی را بدست می آورید که تا به حال کسب کرده اید .
#ریچارد_فاینمن
#Richard_Phillips_Feynman
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
#ریچارد_فاینمن
#Richard_Phillips_Feynman
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
👍2❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سفر به درون سیاهچاله با حضور نیل دگراس تایسون
#نیل_دگراس_تایسون
#Neil_deGrasse_Tyson
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
#نیل_دگراس_تایسون
#Neil_deGrasse_Tyson
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
📌 شاعران میگویند که علم، زیبایی ستارهها را ضایع میکند، چونکه آنها را صرفاً کرههایی از اتمها و مولکولهای گاز میدانند. البته هیچ چیز «صرفِ» خودش نیست. من هم میتوانم ستارهها را در آسمان شب کویر ببینم و شکوهشان را حس کنم.
📌اما آیا کمتر از آنی که هست میبینم یا بیشتر؟ عظمت افلاک، تخیلم را هر چه دورتر میبرد. شیفته و مبهوت این چرخ و فلک، با چشمهای کوچکم میتوانم نورهایی به قدمت یک میلیون سال را هم ببینم. چه نقش و نگار عظیم و پرابهتی است اینکه خود من هم جزئی از آنم. آنچه تنم را ساخته، شاید روزگاری، شرارهای بوده باشد که از ستارهٔ فراموش شدهای بیرون زده است. مثل آن شرارهای که همین حالا دارم در آن گوشه میبینم.
📌 یا میتوانم این چرخ و فلک را با چشم بزرگ تلسکوپ پالومار تماشا کنم و ببینم که ستارهها همه دارند از هم، از نقطهٔ آغازی که شاید روزگاری سرچشمهٔ همگیشان بوده است، دور میشوند. این نقش چگونه است؟ معنی این حرکتها چیست؟ جستوجو برای فهمیدنشان، گمان نمیکنم لطمهای به راز و رمز و زیبایی این چرخ و فلک بزند. چون حقیقت بسیار باشکوهتر و زیباتر از آنی است که شاعران و نگارگران قدیم میتوانستند تصور کنند. شاعران امروزی چرا حرفی از این چیزها نمیزنند؟ چه جور مردمانی هستند این شاعران، که اگر ژوپیتر خدایی در هیئتِ انسان باشد، دربارهاش چه شعرها که نمیسرایند اما اگر در قالبِ کرهٔ عظیم چرخانی از متان و آمونیاک باشد، سکوت میکنند؟
#ریچارد_فاینمن
#Richard_Phillips_Feynman
#فیزیک_اندیشه
🆔 https://t.iss.one/endishea
📌اما آیا کمتر از آنی که هست میبینم یا بیشتر؟ عظمت افلاک، تخیلم را هر چه دورتر میبرد. شیفته و مبهوت این چرخ و فلک، با چشمهای کوچکم میتوانم نورهایی به قدمت یک میلیون سال را هم ببینم. چه نقش و نگار عظیم و پرابهتی است اینکه خود من هم جزئی از آنم. آنچه تنم را ساخته، شاید روزگاری، شرارهای بوده باشد که از ستارهٔ فراموش شدهای بیرون زده است. مثل آن شرارهای که همین حالا دارم در آن گوشه میبینم.
📌 یا میتوانم این چرخ و فلک را با چشم بزرگ تلسکوپ پالومار تماشا کنم و ببینم که ستارهها همه دارند از هم، از نقطهٔ آغازی که شاید روزگاری سرچشمهٔ همگیشان بوده است، دور میشوند. این نقش چگونه است؟ معنی این حرکتها چیست؟ جستوجو برای فهمیدنشان، گمان نمیکنم لطمهای به راز و رمز و زیبایی این چرخ و فلک بزند. چون حقیقت بسیار باشکوهتر و زیباتر از آنی است که شاعران و نگارگران قدیم میتوانستند تصور کنند. شاعران امروزی چرا حرفی از این چیزها نمیزنند؟ چه جور مردمانی هستند این شاعران، که اگر ژوپیتر خدایی در هیئتِ انسان باشد، دربارهاش چه شعرها که نمیسرایند اما اگر در قالبِ کرهٔ عظیم چرخانی از متان و آمونیاک باشد، سکوت میکنند؟
#ریچارد_فاینمن
#Richard_Phillips_Feynman
#فیزیک_اندیشه
🆔 https://t.iss.one/endishea
Telegram
فیزیک اندیشه
مجموعه ای از سخنان و ویدئو های دانشمندان فیزیک
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @chanel_foundation_science
به حمایت شما ما نیاز داریم: https://t.iss.one/endishea?boost
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @chanel_foundation_science
به حمایت شما ما نیاز داریم: https://t.iss.one/endishea?boost
👍3
اگر علم برای شما کسل کننده است یعنی شما ان را اشتباه از معلم فراگرفته اید.
#ریچارد_فاینمن
#Richard_Phillips_Feynman
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
#ریچارد_فاینمن
#Richard_Phillips_Feynman
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
من همیشه علیه استیلای زور مبارزه کردهام. متأسفانه نظریات من، انسانیت را بهسلاح قدرتطلبی مجهز نموده که برای من عذاب وجدان بهارمغان آوردهاست
آلبرت اینشتین در نامهای به کارل یونگ
#آلبرت_انیشتین
#Albert_Einstein
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
آلبرت اینشتین در نامهای به کارل یونگ
#آلبرت_انیشتین
#Albert_Einstein
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
👍1
📌از نظر علمی باسواد بودن یعنی خودتونو قادر و تفهیم کنید که یاد بگیرید و بدانید ، زمانی که دیگری مملو از مزخرفات است.
#نیل_دگراس_تایسون
#Neil_deGrasse_Tyson
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
#نیل_دگراس_تایسون
#Neil_deGrasse_Tyson
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
👍1
زندگی پس از مرگ
داستان تخیلی
برای دلخوشی کسانی است که از تاریکی می ترسند!
#استیون_هاوکینگ
#Stephen_William_Hawking
#جهان_در_پوست_گردو
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
داستان تخیلی
برای دلخوشی کسانی است که از تاریکی می ترسند!
#استیون_هاوکینگ
#Stephen_William_Hawking
#جهان_در_پوست_گردو
#فیزیک_اندیشه
🆔@endishea
👍1
هاوکینگ : نباید پاسخ "فرازمینی ها" را داد
برقراری ارتباط با یک تمدن بسیار پیشرفته تر در یک سیاره دیگر می تواند مانند برخورد بومی های قاره آمریکا با " کریستوف_کلمب " نتایج چندان خوبی نداشته باشد.
استفان_هاوکینگ دانشمند فیزیکدان نجومی بریتانیایی گفت در صورت برقراری تماس از سوی #فرا_زمینی ها با #انسان ، باید در دادن پاسخ به آنها با احتیاط برخورد کرد.
به گزارش عصر ایران به نقل از "هافینگتون پست" هاوکینگ در جریان برنامه تلویزیونی آنلاین خود موسوم به " مکان های مورد علاقه استفان هاوکینگ" این نظر را مطرح کرد.هاوکینگ : نباید پاسخ
او با اشاره به کشف مجموعه ستارگان " آلفا_سنتوری " در نزدیکی زمین (40 تریلیون کیلومتری زمین) گفت در صورت برقراری تماس از سوی فرازمینی ها با زمین، باید در دادن پاسخ به تماس آنها بسیار محتاط بود.
او با اشاره به "سیاره فراخورشیدی " تازه کشف شده با نام " گلیز 832 سی " که تنها 16 سال نوری با زمین فاصله داشته و شرایط آب و هوایی آن مشابهت های زیادی با زمین دارد، این مباحث را مطرح کرد.
او گفت : "برقراری ارتباط با یکتمدن بسیار پیشرفته تر در یک سیاره دیگر می تواند مانند برخورد بومی های #قاره آمریکا با "کریستوف کلمب" نتایج چندان خوبی نداشته باشد."
هاوکینگ گفت : "اگر حیاتی هوشمند در نزدیکی زمین وجود داشته باشد باید حتما بتوانیم از چگونگی آن اطلاع پیدا کنیم. ما باید آنها را پیش از آنکه با ما ارتباط برقرار کنند، بشناسیم. شاید روزی برسد که ما پیامی از این سیاره (گلیز 832) دریافت کنیم اما باید در پاسخ دادن به این پیام نگرانی ها را لحاظ کرده و بسیار محتاط باشیم."
او در عین حال تاکید کرد که بسیار دوست دارد تجربه زندگی در سیاره "گلیز 832 سی" را داشته باشد.
گفتنی است هم اکنون یک پروژه 100 میلیون دلاری با همکاری " یوری_میلنر " ۰میلیاردر_روس و مارک_زاکربرگ مدیر عامل فیسبوک تحت سرپرستی هاوکنیگ در حال اجراست که هدف آن پیدا کردن سرنخ هایی از حیات هوشمند در دیگر #کرات و #سیارات جهان هستی است.
هدف این پروژه بلند پروازانه ساخت کاوشگرهای فضایی به اندازه بسیار کوچک ( به اندازه یک تمبر پستی ) است که فقط چند گرم وزن دارند و میتوانند تا منظومههای دیگر در دوردست سفر کرده و اطلاعاتی را به زمین مخابره کنند.
کاوشگرهای کوچک این پروژه تراشههای چند گرمی هستند که به دوربین ، دستگاه ارتباطی و مسیریاب و رانش فتونی مجهز شدهاند.
مدت زمان ساخت نخستین کاوشگر این پروژه 20 سال آینده (2035) تخمین زده می شود و پس از آن نخستین کاوشگر این پروژه به فضا خواهد رفت.
#استیون_هاوکینگ
#Stephen_William_Hawking
#فیزیک_اندیشه
🆔https://t.iss.one/endishea
برقراری ارتباط با یک تمدن بسیار پیشرفته تر در یک سیاره دیگر می تواند مانند برخورد بومی های قاره آمریکا با " کریستوف_کلمب " نتایج چندان خوبی نداشته باشد.
استفان_هاوکینگ دانشمند فیزیکدان نجومی بریتانیایی گفت در صورت برقراری تماس از سوی #فرا_زمینی ها با #انسان ، باید در دادن پاسخ به آنها با احتیاط برخورد کرد.
به گزارش عصر ایران به نقل از "هافینگتون پست" هاوکینگ در جریان برنامه تلویزیونی آنلاین خود موسوم به " مکان های مورد علاقه استفان هاوکینگ" این نظر را مطرح کرد.هاوکینگ : نباید پاسخ
او با اشاره به کشف مجموعه ستارگان " آلفا_سنتوری " در نزدیکی زمین (40 تریلیون کیلومتری زمین) گفت در صورت برقراری تماس از سوی فرازمینی ها با زمین، باید در دادن پاسخ به تماس آنها بسیار محتاط بود.
او با اشاره به "سیاره فراخورشیدی " تازه کشف شده با نام " گلیز 832 سی " که تنها 16 سال نوری با زمین فاصله داشته و شرایط آب و هوایی آن مشابهت های زیادی با زمین دارد، این مباحث را مطرح کرد.
او گفت : "برقراری ارتباط با یکتمدن بسیار پیشرفته تر در یک سیاره دیگر می تواند مانند برخورد بومی های #قاره آمریکا با "کریستوف کلمب" نتایج چندان خوبی نداشته باشد."
هاوکینگ گفت : "اگر حیاتی هوشمند در نزدیکی زمین وجود داشته باشد باید حتما بتوانیم از چگونگی آن اطلاع پیدا کنیم. ما باید آنها را پیش از آنکه با ما ارتباط برقرار کنند، بشناسیم. شاید روزی برسد که ما پیامی از این سیاره (گلیز 832) دریافت کنیم اما باید در پاسخ دادن به این پیام نگرانی ها را لحاظ کرده و بسیار محتاط باشیم."
او در عین حال تاکید کرد که بسیار دوست دارد تجربه زندگی در سیاره "گلیز 832 سی" را داشته باشد.
گفتنی است هم اکنون یک پروژه 100 میلیون دلاری با همکاری " یوری_میلنر " ۰میلیاردر_روس و مارک_زاکربرگ مدیر عامل فیسبوک تحت سرپرستی هاوکنیگ در حال اجراست که هدف آن پیدا کردن سرنخ هایی از حیات هوشمند در دیگر #کرات و #سیارات جهان هستی است.
هدف این پروژه بلند پروازانه ساخت کاوشگرهای فضایی به اندازه بسیار کوچک ( به اندازه یک تمبر پستی ) است که فقط چند گرم وزن دارند و میتوانند تا منظومههای دیگر در دوردست سفر کرده و اطلاعاتی را به زمین مخابره کنند.
کاوشگرهای کوچک این پروژه تراشههای چند گرمی هستند که به دوربین ، دستگاه ارتباطی و مسیریاب و رانش فتونی مجهز شدهاند.
مدت زمان ساخت نخستین کاوشگر این پروژه 20 سال آینده (2035) تخمین زده می شود و پس از آن نخستین کاوشگر این پروژه به فضا خواهد رفت.
#استیون_هاوکینگ
#Stephen_William_Hawking
#فیزیک_اندیشه
🆔https://t.iss.one/endishea
Telegram
فیزیک اندیشه
مجموعه ای از سخنان و ویدئو های دانشمندان فیزیک
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @chanel_foundation_science
به حمایت شما ما نیاز داریم: https://t.iss.one/endishea?boost
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @chanel_foundation_science
به حمایت شما ما نیاز داریم: https://t.iss.one/endishea?boost
👍1
📌 انیشتین معتقد بود یا خداوند جهان را کاملا با قوانین دقیق و قطعی آفریده و یا در غیر این صورت، خداوند کاملا نامنظم این جهان را خلق کرده.
کلا منظورش این بوده یا رومی روم یا زنگی زنگ.
انیشتین در نامه ای به "جیمز فرانک فیزیک دان آلمانی" نوشت:
"من در بدترین شرایط، می توانم قبول کنم که خداوند جهان را بدون قوانین قطعی یعنی کاملا نامنظم، آفریده باشد، اما اینکه قوانین آماری مشخصی حاکم باشند که خداوند را مجبور کنند سرنوشت هر حادثه را با تاس اندازی معین کند، برایم کاملا غیرقابل قبول است."
منظور انیشتین از قوانین آماری، قوانین حاکم بر نظریه کوانتوم هست که سرشتی آماری دارند.
#آلبرت_انیشتین
#Albert_Einstein
#فیزیک_اندیشه
🆔https://t.iss.one/endishea
کلا منظورش این بوده یا رومی روم یا زنگی زنگ.
انیشتین در نامه ای به "جیمز فرانک فیزیک دان آلمانی" نوشت:
"من در بدترین شرایط، می توانم قبول کنم که خداوند جهان را بدون قوانین قطعی یعنی کاملا نامنظم، آفریده باشد، اما اینکه قوانین آماری مشخصی حاکم باشند که خداوند را مجبور کنند سرنوشت هر حادثه را با تاس اندازی معین کند، برایم کاملا غیرقابل قبول است."
منظور انیشتین از قوانین آماری، قوانین حاکم بر نظریه کوانتوم هست که سرشتی آماری دارند.
#آلبرت_انیشتین
#Albert_Einstein
#فیزیک_اندیشه
🆔https://t.iss.one/endishea
Telegram
فیزیک اندیشه
مجموعه ای از سخنان و ویدئو های دانشمندان فیزیک
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @chanel_foundation_science
به حمایت شما ما نیاز داریم: https://t.iss.one/endishea?boost
و مسائل مرتبط با آنها
کانال اصلی: @chanel_foundation_science
به حمایت شما ما نیاز داریم: https://t.iss.one/endishea?boost
👍2
کانال تلگرامی فیزیک اندیشه 🔊
مجموعه ای از
سخنان ⚡️
ویدئو ها 💫
و مسائل مرتبط به دانشمندان✨
لذت آموختن فیزیک با دانشمندان آن
مجموعه ای از مستندات و ویدئوهای
و.......
⚛https://t.iss.one/endishea ✨
⚛https://t.iss.one/endishea ✨
هر آنچه که مربوط به دانشمندان میباشد از اینجا دنبال کنید
💬 https://t.iss.one/+N_4Fknvp6dVkM2E0
📌
#آلبرت_انیشتین
مجموعه ای از
سخنان ⚡️
ویدئو ها 💫
و مسائل مرتبط به دانشمندان✨
لذت آموختن فیزیک با دانشمندان آن
مجموعه ای از مستندات و ویدئوهای
نیل دگراس تایسون
برایان گرین
برایان کاکس
میچیو کاکوو.......
⚛https://t.iss.one/endishea ✨
⚛https://t.iss.one/endishea ✨
هر آنچه که مربوط به دانشمندان میباشد از اینجا دنبال کنید
💬 https://t.iss.one/+N_4Fknvp6dVkM2E0
📌
فیزیک تماشای بیرون جهان نیست، سلوک در ژرفای جهان است.🔭#آلبرت_انیشتین
👍1
#گالیله و دادگاه تفتیش عقاید
از سری مقالات تاریخ علم
گالیله شخصی اجتماعی بود که در بین اشخاص با نفوذ، همراهان روشنفکری یافت.
با ارزشترین دوستی او در این میان با جوان با استعداد و بلند همتی به نام «فیلیپو سالویاتی» (Filippo Salviati) بود. گالیله و دانشجویانش به طور منظم در ویلای زیبای سالویاتی واقع در ۱۵ مایلی فلورانس دیدار میکردند. اما گالیله حتی در این مکان شاد نیز ناآرام بود. او خواهان پذیرش و موفقیت در دنیای دیگری بود: یعنی رم یا به عبارتی کلیسا
در ۱۶۱۱ گالیله درخواستی را مبنی بر دیداری رسمی از رم جهت معرفی تلسکوپ و بیان اهمیت اکتشافات نجومیاش در واتیکان به منشی دوک ایالتی ارائه داد.
این برنامه مخاطرات خود را به همراه داشت. در میان اکتشافات گالیله، شواهد آزادهندهای بر خلاف جزمیات کلیسا وجود داشت، مبنی بر اینکه زمین مرکز جهان است. این تفکر از جهان را منجم و ریاضیدان یونانی، بطلمیوس در قرن دوم ارائه داده بود و چنین عقیدهای در دراز مدت جزئی از باورهای راستین کلیسا به شمار میآمد. گالیله توانست در مشاهدات خود شواهدی دال بر حرکت اقمار مشتری به دور این سیاره و ناگوارتر از آن حرکتهای انتقالی مریخ به دور خورشید بیابد. در قرن شانزدهم، منجمی لهستانی به نام «نیکولاس کوپرنیکوس» نظریهای کیهانشناسی ارائه داد که بر اساس آن خورشید در مرکز عالم قرار دارد. گالیله هنگام سفر به رم در سال ۱۶۱۱ به طور کلی به نظریهی کوپرنیک گراییده بود. از طرف دیگر، خورشید و ماه در متون مقدس، اجسامی کامل و بینقص بودند. تلسکوپ گالیله وجود کوهها و درهها بر سطح ماه و لکههایی بر سطح خورشید را تأیید میکرد.
اما در ۱۶۱۱ معارضه بین تلسکوپ و کلیسا موقتاً پنهان و خاموش بود و حضور گالیله در واتیکان موفقیتی بزرگ محسوب میشد. او با پاپ مقتدر، پل پنجم، دیدار کرد و مورد آمرزش و حمایت او قرار گرفت. در آن زمان و پس از آن، اقتدار علمی و فکری پاپ در اختیار کاردینال «رابرت بلارمین» (robert bellarmine) بود.
وظیفهی او این بود که ادعاهای گالیله را بسنجد و رسماً سمتی اداری به او پیشنهاد کند. او در عوض نظر منجمان و ریاضیدانان کلیسای یسوعی کلگیو رومانو را جویا شد که در امکان رویت کوهها بر سطح ماه با استفاده از تلسکوپ تردید داشتند. اما مهمتر از آن بر شواهد تلسکوپ مبنی بر حرکات ادواری مریخ و حرکات اقماری مشتری مهر تأیید نهادند.
گالیله حامی اشرافزادهی جدیدی در رم یافت. او شاهزاده «فردریکو چزی» (Federico Cesi)، بنیانگذار و رئیس انجمن ببرها بود.
انجمن ببرها اجتماعی مخفی بود از دانشمندانی که اشتیاق و جسارت کافی جهت جستجوی دانش حقیقی را داشتند و زندگی را وقف مطالعهی طبیعت و به ویژه ریاضی میکردند. اعضای انجمن، جوان و تندرو و در برابر دشمنان مانند ببر، تیزبین و بیرحم بودند. گالیله در مهمانی پرتجمل و باشکوهی که چزی برگزار کرد، مهمان افتخاری بود و مدتی بعد به عنوان عضو انجمن برگزیده شد.
گالیله دوستان با نفوذ بسیاری در رم و فلورانس پیدا کرد و البته به تحقیق، چند دشمن قسم خورده نیز داشت. سردستهی آنان در فلورانس، «لودوویکو دلاکولومبه» بود که نهایتاً و خودخواسته، سردستهی منتقدان گالیله شد. کولومبه در زبان ایتالیایی به معنای کبوتر است. گالیله این موضوع را با نامیدن کولومبه و همدستانش با عنوان «دستهی کبوتر» به سخره میگرفت.
در اواخر ۱۶۱۱، کولومبه که صلاحیت علمیاش اندک بود، به جدال و مبارزهجویی با گالیله در قالب یک مبارزهی فکری پرداخت:
مناظرهای عمومی درباره ی نظریهی اجسام شناور به ویژه یخ.
یک استاد پیزایی، دعوت به مناظره رسمی را به گالیله ابلاغ کرد و گالیله با گشادهرویی پاسخ داد:
«« از آن رو که همواره آمادهی آموختن از هر کسی هستم، دعوت به بحث با دوست شما و طرح استدلال دربارهی موضوع مورد مناظره راهمچون عنایتی از جانب شما میپذیرم.»
محل مناظره، قصر پیتی بود. دو کاردینال نیز در جمع حاضران بودند. یکی از آنها «مافئو باربرینی» بود که بعدها به سِمَت «پاپ اوربان هشتم» ارتقا یافت و نقشی اساسی در مرحلهی نهایی داستان گالیله را ایفا کرد.
گالیله در جریان مناظره این نظریه را پیش کشید که علت شناوری یخ و اجسام شناور دیگر به سبب سبکتر بودن آنها از مایعی است که در آن غوطهورشدهاند. کولومبه از دیدگاه ارسطو دفاع کرد مبنی بر اینکه لایهی نازک و تخت یخ به علت شکل خاصش بر روی آب شناور میشود. گالیله به طور معمول استدلال خود را با استفاده از جزئیات تبیین کرد. او با رأی حاضران از جمله کاردینال باربرینی برنده اعلام شد. گالیله درجریان مناظره نشان داد که قطعاتی از آبنوس حتی در اشکال بسیار نازک همواره درآب غرق میشود، در حالیکه یک قطعه یخ عظیم روی سطح آب باقی میماند و بدین وسیله رأی قاطع و موافق ناظران را به دست آورد.
#بخش_اول
بخش دوم
بخش سوم
بخش چهارم
بخش پنجم
🆔https://t.iss.one/endishea
از سری مقالات تاریخ علم
گالیله شخصی اجتماعی بود که در بین اشخاص با نفوذ، همراهان روشنفکری یافت.
با ارزشترین دوستی او در این میان با جوان با استعداد و بلند همتی به نام «فیلیپو سالویاتی» (Filippo Salviati) بود. گالیله و دانشجویانش به طور منظم در ویلای زیبای سالویاتی واقع در ۱۵ مایلی فلورانس دیدار میکردند. اما گالیله حتی در این مکان شاد نیز ناآرام بود. او خواهان پذیرش و موفقیت در دنیای دیگری بود: یعنی رم یا به عبارتی کلیسا
در ۱۶۱۱ گالیله درخواستی را مبنی بر دیداری رسمی از رم جهت معرفی تلسکوپ و بیان اهمیت اکتشافات نجومیاش در واتیکان به منشی دوک ایالتی ارائه داد.
این برنامه مخاطرات خود را به همراه داشت. در میان اکتشافات گالیله، شواهد آزادهندهای بر خلاف جزمیات کلیسا وجود داشت، مبنی بر اینکه زمین مرکز جهان است. این تفکر از جهان را منجم و ریاضیدان یونانی، بطلمیوس در قرن دوم ارائه داده بود و چنین عقیدهای در دراز مدت جزئی از باورهای راستین کلیسا به شمار میآمد. گالیله توانست در مشاهدات خود شواهدی دال بر حرکت اقمار مشتری به دور این سیاره و ناگوارتر از آن حرکتهای انتقالی مریخ به دور خورشید بیابد. در قرن شانزدهم، منجمی لهستانی به نام «نیکولاس کوپرنیکوس» نظریهای کیهانشناسی ارائه داد که بر اساس آن خورشید در مرکز عالم قرار دارد. گالیله هنگام سفر به رم در سال ۱۶۱۱ به طور کلی به نظریهی کوپرنیک گراییده بود. از طرف دیگر، خورشید و ماه در متون مقدس، اجسامی کامل و بینقص بودند. تلسکوپ گالیله وجود کوهها و درهها بر سطح ماه و لکههایی بر سطح خورشید را تأیید میکرد.
اما در ۱۶۱۱ معارضه بین تلسکوپ و کلیسا موقتاً پنهان و خاموش بود و حضور گالیله در واتیکان موفقیتی بزرگ محسوب میشد. او با پاپ مقتدر، پل پنجم، دیدار کرد و مورد آمرزش و حمایت او قرار گرفت. در آن زمان و پس از آن، اقتدار علمی و فکری پاپ در اختیار کاردینال «رابرت بلارمین» (robert bellarmine) بود.
وظیفهی او این بود که ادعاهای گالیله را بسنجد و رسماً سمتی اداری به او پیشنهاد کند. او در عوض نظر منجمان و ریاضیدانان کلیسای یسوعی کلگیو رومانو را جویا شد که در امکان رویت کوهها بر سطح ماه با استفاده از تلسکوپ تردید داشتند. اما مهمتر از آن بر شواهد تلسکوپ مبنی بر حرکات ادواری مریخ و حرکات اقماری مشتری مهر تأیید نهادند.
گالیله حامی اشرافزادهی جدیدی در رم یافت. او شاهزاده «فردریکو چزی» (Federico Cesi)، بنیانگذار و رئیس انجمن ببرها بود.
انجمن ببرها اجتماعی مخفی بود از دانشمندانی که اشتیاق و جسارت کافی جهت جستجوی دانش حقیقی را داشتند و زندگی را وقف مطالعهی طبیعت و به ویژه ریاضی میکردند. اعضای انجمن، جوان و تندرو و در برابر دشمنان مانند ببر، تیزبین و بیرحم بودند. گالیله در مهمانی پرتجمل و باشکوهی که چزی برگزار کرد، مهمان افتخاری بود و مدتی بعد به عنوان عضو انجمن برگزیده شد.
گالیله دوستان با نفوذ بسیاری در رم و فلورانس پیدا کرد و البته به تحقیق، چند دشمن قسم خورده نیز داشت. سردستهی آنان در فلورانس، «لودوویکو دلاکولومبه» بود که نهایتاً و خودخواسته، سردستهی منتقدان گالیله شد. کولومبه در زبان ایتالیایی به معنای کبوتر است. گالیله این موضوع را با نامیدن کولومبه و همدستانش با عنوان «دستهی کبوتر» به سخره میگرفت.
در اواخر ۱۶۱۱، کولومبه که صلاحیت علمیاش اندک بود، به جدال و مبارزهجویی با گالیله در قالب یک مبارزهی فکری پرداخت:
مناظرهای عمومی درباره ی نظریهی اجسام شناور به ویژه یخ.
یک استاد پیزایی، دعوت به مناظره رسمی را به گالیله ابلاغ کرد و گالیله با گشادهرویی پاسخ داد:
«« از آن رو که همواره آمادهی آموختن از هر کسی هستم، دعوت به بحث با دوست شما و طرح استدلال دربارهی موضوع مورد مناظره راهمچون عنایتی از جانب شما میپذیرم.»
محل مناظره، قصر پیتی بود. دو کاردینال نیز در جمع حاضران بودند. یکی از آنها «مافئو باربرینی» بود که بعدها به سِمَت «پاپ اوربان هشتم» ارتقا یافت و نقشی اساسی در مرحلهی نهایی داستان گالیله را ایفا کرد.
گالیله در جریان مناظره این نظریه را پیش کشید که علت شناوری یخ و اجسام شناور دیگر به سبب سبکتر بودن آنها از مایعی است که در آن غوطهورشدهاند. کولومبه از دیدگاه ارسطو دفاع کرد مبنی بر اینکه لایهی نازک و تخت یخ به علت شکل خاصش بر روی آب شناور میشود. گالیله به طور معمول استدلال خود را با استفاده از جزئیات تبیین کرد. او با رأی حاضران از جمله کاردینال باربرینی برنده اعلام شد. گالیله درجریان مناظره نشان داد که قطعاتی از آبنوس حتی در اشکال بسیار نازک همواره درآب غرق میشود، در حالیکه یک قطعه یخ عظیم روی سطح آب باقی میماند و بدین وسیله رأی قاطع و موافق ناظران را به دست آورد.
#بخش_اول
بخش دوم
بخش سوم
بخش چهارم
بخش پنجم
🆔https://t.iss.one/endishea
Telegram
فیزیک اندیشه
گالیله یک روز پس از پیروزی در مناظره به شدت بیمار شد و در ویلای سالویاتی مورد مداوا قرار گرفت تا سلامتی خود را بازیابد. او پس از بهبودی، دیدگاه خود دربارهی اجسام شناور را در رسالهای خلاصه کرد و به همراه سالویاتی به مطالعهی لکههای خورشیدی پرداخت. آن دو،…
👍3
گالیله یک روز پس از پیروزی در مناظره به شدت بیمار شد و در ویلای سالویاتی مورد مداوا قرار گرفت تا سلامتی خود را بازیابد. او پس از بهبودی، دیدگاه خود دربارهی اجسام شناور را در رسالهای خلاصه کرد و به همراه سالویاتی به مطالعهی لکههای خورشیدی پرداخت. آن دو، حرکت لکههای بزرگ را ترسیم کردند که درکنار خط استوای خورشیدی از سمت غرب به شرق حرکت میکرد.
آنگاه در بهار ۱۶۱۲ معلوم شد که گالیله و سالویاتی رقیبی دارند. این شخص خود را «آپلس» مینامید (Apelles). بعدها معلوم شد که او پدر کریستوفر شاینر، استادی یسوعی از باواریا است. آنچه موجب نگرانی گالیله شد، این ادعای آپلس بود که میگفت او برای اولین بار لکههای خورشیدی را مشاهده کرده است و به گمان او، این لکهها تصاویر ستارگان گذرنده از مقابل خورشیدند. او نه تنها بیشرمانه به ادعای پیشین گالیله دستدرازی میکرد، بلکه تعبیر غلطی از لکهها را نیز ارائه میداد. گالیله همواره آمادگی بدگمانی و سوءظن شدید به دیگران را داشت و اکنون چنین وضعیتی در او غالب بود.
او چند نامه با لحنی تند نوشت و برای آپلس فرستاد و طی توافقی با چزی قرار شد انجمن ببرها، نامهها را در رم منتشر کند.
گالیله در این نامهها برای اولین بار بر انسجام کیهانشناسی کوپرنیکی پای فشرد. او مشاهداتش دربارهی سیارات را شاهد آورد:
«« به شما میگویم (سیارهی زحل) نیز مانند زهرهی شاخیشکل، تحسینبرانگیز و دقیق، مطابق با نظام بزرگ کوپرنیکی حرکت میکند. اکنون بادهای مساعد در جهت تأیید این نظام میوزند و آنگاه که راهنما فرا میرسد، دلیل اندکی برای ترس از بادهای ناموافق و سایهها وجود دارد.»»
گالیله به زودی با رویداد محرک دیگری برای اعلام عقیده خود در مورد نظام کوپرنیک مواجه شد. یکی از شاگردانش به نام “بندتو کاستلی” سمت قبلی گالیله یعنی کرسی ریاضی پیزا را به دست آورد. او در نامهای به گالیله نوشت که اخیراً مصاحبهای آزاردهنده با “گرانددوشس پیوس کریستین” داشته است. کاستلی نوشت:
«« سرکار علیه با استناد به متون مقدس علیه من استدلال کرد.»»
توجه آن زن به ویژه به فرازی از کتاب یوشع بود که در آن خداوند به خورشید فرمان میدهد برای جلوگیری از گریختن دشمنان یوشع به درون شب، از حرکت باز ایستد. آیا این سخن بیانگر گردش خورشید به دور زمین و بر خلاف ادعای کوپرنیکی نیست که میگفت زمین به دور خورشید ساکن حرکت میکند؟
گالیله خطر را احساس کرد. گرانددوشس قدرتمند بود و گالیله میترسید که حمایتهای خود را از دست بدهد. او برای اولین بار نظام کوپرنیکی خود را به طور گسترده در مواجههای جدی و گشوده با مسائل الهیاتی دید. او ابتدا نامهای به کاستلی نوشت. در آن نامه اشاره کرد که گاهی اوقات اعتماد به ظاهر و صورت نوشته های انجیل اشتباه است. انجیل را باید به نحوی تعبیر کرد که در تعارض با مشاهدات مستقیم نباشد:
«« وظیفهی مفسران خردمند، فهم معنای درست متون مقدس به گونهای است که در توافق با شواهد فراهمآمده از تجربهی حسی باشد.»»
او استدلال کرد که خداوند میتوانسته به همان راحتی که یوشع را بر اساس کیهانشناسی بطلمیوسی امداد کرد، او را بر اساس کیهانشناسی کوپرنیکی یاری دهد.
نامه به کاستلی که دست به دست و سرانجام منتشر شد، تا یک سال پاسخ انتقادآمیزی را در پی نداشت. گالیله در همان ایام، ارزیابیهای جدیتری ارائه داد. او متن نامه را با تأکید بر اولویت مشاهدات به جزمیات، هنگامی که این دو با هم در تعارضاند، گسترش داد و آن را مستقیماً برای گرانددوسش کریستین فرستاد. او نوشت:
«« هدف اولیه متون مقدس، دعوت به ستایش و عبادت خداوند و نجات روح انسانها است. اما شخص در بحث از پدیدههای طبیعی، نباید از مرجعیت متون مقدس سود جوید بلکه باید آزمایش تجربی و تبیینهای ضروری آن را به کار گیرد.»»
و او این سخن کاردینال “سزار بارونیوس” را خاطر نشان کرد که :
«« انجیل به ما میگوید چگونه به بهشت برویم نه اینکه اجرام سماوی چگونه میگردند.»»
اولین حمله از جانب روحانیت، از سوی کشیش دومنیکن جوان به نام “توماسو کاچینی” بود که خطابهای تندی را با محوریت معجزهی یوشع و بیهودگی فهم چنین رویدادهای بزرگی بدون ایمان با باورها و عقاید رسمی دارد. این امر مرحلهای بحرانی در زندگی گالیله بود. رستون میگوید:
«« یک روحانی متنفذ، مشهورترین دانشمند ایتالیا و استاد گرانددوک توسکانی و دوست صمیمی کاردینالهای قدرتمند رم را با دستآویز عدم اعتقاد، به ارتداد متهم کرد.»»
کاچینی و پدر “نیکولو لورینی”، یک کشیش دومنیکن دیگر، موضوع گالیله را در دادگاه تفتیش عقاید رم با ارائهی نامهی گالیله به کاستلی به عنوان مدرک مطرح کردند.
بخش اول
#بخش_دوم
بخش سوم
بخش چهارم
بخش پنجم
🆔https://t.iss.one/endishea
آنگاه در بهار ۱۶۱۲ معلوم شد که گالیله و سالویاتی رقیبی دارند. این شخص خود را «آپلس» مینامید (Apelles). بعدها معلوم شد که او پدر کریستوفر شاینر، استادی یسوعی از باواریا است. آنچه موجب نگرانی گالیله شد، این ادعای آپلس بود که میگفت او برای اولین بار لکههای خورشیدی را مشاهده کرده است و به گمان او، این لکهها تصاویر ستارگان گذرنده از مقابل خورشیدند. او نه تنها بیشرمانه به ادعای پیشین گالیله دستدرازی میکرد، بلکه تعبیر غلطی از لکهها را نیز ارائه میداد. گالیله همواره آمادگی بدگمانی و سوءظن شدید به دیگران را داشت و اکنون چنین وضعیتی در او غالب بود.
او چند نامه با لحنی تند نوشت و برای آپلس فرستاد و طی توافقی با چزی قرار شد انجمن ببرها، نامهها را در رم منتشر کند.
گالیله در این نامهها برای اولین بار بر انسجام کیهانشناسی کوپرنیکی پای فشرد. او مشاهداتش دربارهی سیارات را شاهد آورد:
«« به شما میگویم (سیارهی زحل) نیز مانند زهرهی شاخیشکل، تحسینبرانگیز و دقیق، مطابق با نظام بزرگ کوپرنیکی حرکت میکند. اکنون بادهای مساعد در جهت تأیید این نظام میوزند و آنگاه که راهنما فرا میرسد، دلیل اندکی برای ترس از بادهای ناموافق و سایهها وجود دارد.»»
گالیله به زودی با رویداد محرک دیگری برای اعلام عقیده خود در مورد نظام کوپرنیک مواجه شد. یکی از شاگردانش به نام “بندتو کاستلی” سمت قبلی گالیله یعنی کرسی ریاضی پیزا را به دست آورد. او در نامهای به گالیله نوشت که اخیراً مصاحبهای آزاردهنده با “گرانددوشس پیوس کریستین” داشته است. کاستلی نوشت:
«« سرکار علیه با استناد به متون مقدس علیه من استدلال کرد.»»
توجه آن زن به ویژه به فرازی از کتاب یوشع بود که در آن خداوند به خورشید فرمان میدهد برای جلوگیری از گریختن دشمنان یوشع به درون شب، از حرکت باز ایستد. آیا این سخن بیانگر گردش خورشید به دور زمین و بر خلاف ادعای کوپرنیکی نیست که میگفت زمین به دور خورشید ساکن حرکت میکند؟
گالیله خطر را احساس کرد. گرانددوشس قدرتمند بود و گالیله میترسید که حمایتهای خود را از دست بدهد. او برای اولین بار نظام کوپرنیکی خود را به طور گسترده در مواجههای جدی و گشوده با مسائل الهیاتی دید. او ابتدا نامهای به کاستلی نوشت. در آن نامه اشاره کرد که گاهی اوقات اعتماد به ظاهر و صورت نوشته های انجیل اشتباه است. انجیل را باید به نحوی تعبیر کرد که در تعارض با مشاهدات مستقیم نباشد:
«« وظیفهی مفسران خردمند، فهم معنای درست متون مقدس به گونهای است که در توافق با شواهد فراهمآمده از تجربهی حسی باشد.»»
او استدلال کرد که خداوند میتوانسته به همان راحتی که یوشع را بر اساس کیهانشناسی بطلمیوسی امداد کرد، او را بر اساس کیهانشناسی کوپرنیکی یاری دهد.
نامه به کاستلی که دست به دست و سرانجام منتشر شد، تا یک سال پاسخ انتقادآمیزی را در پی نداشت. گالیله در همان ایام، ارزیابیهای جدیتری ارائه داد. او متن نامه را با تأکید بر اولویت مشاهدات به جزمیات، هنگامی که این دو با هم در تعارضاند، گسترش داد و آن را مستقیماً برای گرانددوسش کریستین فرستاد. او نوشت:
«« هدف اولیه متون مقدس، دعوت به ستایش و عبادت خداوند و نجات روح انسانها است. اما شخص در بحث از پدیدههای طبیعی، نباید از مرجعیت متون مقدس سود جوید بلکه باید آزمایش تجربی و تبیینهای ضروری آن را به کار گیرد.»»
و او این سخن کاردینال “سزار بارونیوس” را خاطر نشان کرد که :
«« انجیل به ما میگوید چگونه به بهشت برویم نه اینکه اجرام سماوی چگونه میگردند.»»
اولین حمله از جانب روحانیت، از سوی کشیش دومنیکن جوان به نام “توماسو کاچینی” بود که خطابهای تندی را با محوریت معجزهی یوشع و بیهودگی فهم چنین رویدادهای بزرگی بدون ایمان با باورها و عقاید رسمی دارد. این امر مرحلهای بحرانی در زندگی گالیله بود. رستون میگوید:
«« یک روحانی متنفذ، مشهورترین دانشمند ایتالیا و استاد گرانددوک توسکانی و دوست صمیمی کاردینالهای قدرتمند رم را با دستآویز عدم اعتقاد، به ارتداد متهم کرد.»»
کاچینی و پدر “نیکولو لورینی”، یک کشیش دومنیکن دیگر، موضوع گالیله را در دادگاه تفتیش عقاید رم با ارائهی نامهی گالیله به کاستلی به عنوان مدرک مطرح کردند.
بخش اول
#بخش_دوم
بخش سوم
بخش چهارم
بخش پنجم
🆔https://t.iss.one/endishea
Telegram
فیزیک اندیشه
#گالیله و دادگاه تفتیش عقاید
از سری مقالات تاریخ علم
گالیله شخصی اجتماعی بود که در بین اشخاص با نفوذ، همراهان روشنفکری یافت.
با ارزشترین دوستی او در این میان با جوان با استعداد و بلند همتی به نام «فیلیپو سالویاتی» (Filippo Salviati) بود. گالیله و دانشجویانش…
از سری مقالات تاریخ علم
گالیله شخصی اجتماعی بود که در بین اشخاص با نفوذ، همراهان روشنفکری یافت.
با ارزشترین دوستی او در این میان با جوان با استعداد و بلند همتی به نام «فیلیپو سالویاتی» (Filippo Salviati) بود. گالیله و دانشجویانش…
👍3