🔸وزرای ارشاد از کجا میآیند؟
@ehsanname
این روزها بیشتر رسانهها و اهالی فرهنگ از پیشنهاد وزارتِ سیدعباس صالحی حمایت میکنند. تنها انتقاد این نکته است که او در حوزههای هنر و سینما و موسیقی فعالیتی نداشته و کارنامهاش فقط در بخش کتاب و مطبوعات و حوزه فکر و اندیشه پربار است.
اما این نکته، ویژگی مشترک همه وزیران ارشاد قبلی هم بوده است. از زمان پیروزی انقلاب تاکنون دوازده وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی داشتهایم: ناصر میناچی (۱۳۵۸–۱۳۵۷)، عباس دوزدوزانی (۱۳۶۰–۱۳۵۸)، عبدالمجید معادیخواه (۱۳۶۱–۱۳۶۰)، سیدمحمد خاتمی (۱۳۷۰–۱۳۶۱)، علی اردشیر لاریجانی (۱۳۷۲–۱۳۷۰)، مصطفی میرسلیم (۱۳۷۶–۱۳۷۲)، عطاءالله مهاجرانی (۱۳۷۹–۱۳۷۶)، احمد مسجدجامعی (۱۳۸۴–۱۳۷۹)، محمدحسین صفار هرندی (۱۳۸۸–۱۳۸۴)، سیدمحمد حسینی (۱۳۹۲–۱۳۸۸)، علی جنتی (۱۳۹۵-۱۳۹۲) و سیدرضا صالحی امیری (۱۳۹۶-۱۳۹۵). در میان این دوازده نفر، فقط علی لاریجانی سابقه فرهنگی در بخشی غیر از کتاب، یعنی ریاست صدا و سیما هم دارد که آن هم بعد از دوره وزارت ارشادش بوده است.
از بین این دوازده نفر، جز آنها که اصلا سابقه فرهنگی نداشتهاند، بقیه وزاری ارشاد پیش از وزارت و ریاستشان بر مجموعه فرهنگی کشور، از بخش اندیشه و کتاب و مطبوعات آمده بودند. میناچی از مؤسسان حسینیه ارشاد به شمار میرفت و تا پایان عمرش هم مدیر این مرکز بود. حجتالاسلام معادیخواه آثاری در شرح «نهج البلاغه» دارد و بعد از وزارت هم بنیاد تاریخ انقلاب را به راه انداخت و انتشارات داشت. حجتالاسلام خاتمی از سرپرستی «کیهان» به ارشاد رفت و بعد از ارشاد هم به کتابخانه ملی. علی لاریجانی هم هرچند از جانشینی ستاد کل سپاه پاسداران به ارشاد آمد، اما از خانوادهای اهل علم آمده بود و سابقه دامادی شهید مطهری و دکترای فلسفه داشت. حتی آقای میرسلیم هم که منتقدانش او را به عنوان نویسنده کتاب «احتراق موتورهای درونسوز» معرفی میکردند، قبل از وزارت «دانشنامه جهان اسلام» را به راه انداخته بود. مهاجرانی هم که اصلا به ستون «نقد حال»ش در روزنامه «اطلاعات» معروف بود و برخی مقالاتش (مثل «مذاکرات مستقیم») هم موضوع بحثهای مختلف شده بود. مسجدجامعی در ادوار قبلی ارشاد پیش از خودش، فعالیتهای مثل نمایشگاه بینالمللی کتاب، نمایشگاه بینالمللی قرآن و خانه کتاب را راه انداخته بود. صفارهرندی قبل از وزارت سردبیر روزنامه «کیهان» بود. حسینی که زمانی جزو استیضاحکنندگان مهاجرانی بود، سابقه مدیرعاملی انتشارات سروش در دوران پیش از وزارت داشت. صالحی امیری هم از کتابخانه ملی به وزارت ارشاد آمد. در واقع، در سابقه تمام وزاری ارشاد، فقط بخش کتاب و نگارش پررنگ است.
اتفاقا این که اهالی کتاب برای وزارت و مدیریت انتخاب میشوند، تصمیم قابل دفاعی است. به هر حال کتاب، مادر و پیشزمینه همه اتفاقات فرهنگیِ دیگر است. ضمن اینکه اصولا پیدا کردن هنرمندی جامعالاطراف که در تمام حوزههای مختلف، از سینما و موسیقی و هنرهای تجسمی تا داستان و شعر و ترجمه دستی داشته باشد غیرممکن است. برای وزارت ارشاد بیشتر از همه اینها، مدیریت لازم است و توان نگه داشتن اهالی فرهنگ در کنار همدیگر. این، چیزی است که از دکتر صالحی در دوران معاونت فرهنگیاش دیدیم.
📌از یادداشت احسان رضایی در روزنامه «تماشاگران امروز» ۲۴ مرداد ۹۶
goo.gl/ta2ncb
@ehsanname
این روزها بیشتر رسانهها و اهالی فرهنگ از پیشنهاد وزارتِ سیدعباس صالحی حمایت میکنند. تنها انتقاد این نکته است که او در حوزههای هنر و سینما و موسیقی فعالیتی نداشته و کارنامهاش فقط در بخش کتاب و مطبوعات و حوزه فکر و اندیشه پربار است.
اما این نکته، ویژگی مشترک همه وزیران ارشاد قبلی هم بوده است. از زمان پیروزی انقلاب تاکنون دوازده وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی داشتهایم: ناصر میناچی (۱۳۵۸–۱۳۵۷)، عباس دوزدوزانی (۱۳۶۰–۱۳۵۸)، عبدالمجید معادیخواه (۱۳۶۱–۱۳۶۰)، سیدمحمد خاتمی (۱۳۷۰–۱۳۶۱)، علی اردشیر لاریجانی (۱۳۷۲–۱۳۷۰)، مصطفی میرسلیم (۱۳۷۶–۱۳۷۲)، عطاءالله مهاجرانی (۱۳۷۹–۱۳۷۶)، احمد مسجدجامعی (۱۳۸۴–۱۳۷۹)، محمدحسین صفار هرندی (۱۳۸۸–۱۳۸۴)، سیدمحمد حسینی (۱۳۹۲–۱۳۸۸)، علی جنتی (۱۳۹۵-۱۳۹۲) و سیدرضا صالحی امیری (۱۳۹۶-۱۳۹۵). در میان این دوازده نفر، فقط علی لاریجانی سابقه فرهنگی در بخشی غیر از کتاب، یعنی ریاست صدا و سیما هم دارد که آن هم بعد از دوره وزارت ارشادش بوده است.
از بین این دوازده نفر، جز آنها که اصلا سابقه فرهنگی نداشتهاند، بقیه وزاری ارشاد پیش از وزارت و ریاستشان بر مجموعه فرهنگی کشور، از بخش اندیشه و کتاب و مطبوعات آمده بودند. میناچی از مؤسسان حسینیه ارشاد به شمار میرفت و تا پایان عمرش هم مدیر این مرکز بود. حجتالاسلام معادیخواه آثاری در شرح «نهج البلاغه» دارد و بعد از وزارت هم بنیاد تاریخ انقلاب را به راه انداخت و انتشارات داشت. حجتالاسلام خاتمی از سرپرستی «کیهان» به ارشاد رفت و بعد از ارشاد هم به کتابخانه ملی. علی لاریجانی هم هرچند از جانشینی ستاد کل سپاه پاسداران به ارشاد آمد، اما از خانوادهای اهل علم آمده بود و سابقه دامادی شهید مطهری و دکترای فلسفه داشت. حتی آقای میرسلیم هم که منتقدانش او را به عنوان نویسنده کتاب «احتراق موتورهای درونسوز» معرفی میکردند، قبل از وزارت «دانشنامه جهان اسلام» را به راه انداخته بود. مهاجرانی هم که اصلا به ستون «نقد حال»ش در روزنامه «اطلاعات» معروف بود و برخی مقالاتش (مثل «مذاکرات مستقیم») هم موضوع بحثهای مختلف شده بود. مسجدجامعی در ادوار قبلی ارشاد پیش از خودش، فعالیتهای مثل نمایشگاه بینالمللی کتاب، نمایشگاه بینالمللی قرآن و خانه کتاب را راه انداخته بود. صفارهرندی قبل از وزارت سردبیر روزنامه «کیهان» بود. حسینی که زمانی جزو استیضاحکنندگان مهاجرانی بود، سابقه مدیرعاملی انتشارات سروش در دوران پیش از وزارت داشت. صالحی امیری هم از کتابخانه ملی به وزارت ارشاد آمد. در واقع، در سابقه تمام وزاری ارشاد، فقط بخش کتاب و نگارش پررنگ است.
اتفاقا این که اهالی کتاب برای وزارت و مدیریت انتخاب میشوند، تصمیم قابل دفاعی است. به هر حال کتاب، مادر و پیشزمینه همه اتفاقات فرهنگیِ دیگر است. ضمن اینکه اصولا پیدا کردن هنرمندی جامعالاطراف که در تمام حوزههای مختلف، از سینما و موسیقی و هنرهای تجسمی تا داستان و شعر و ترجمه دستی داشته باشد غیرممکن است. برای وزارت ارشاد بیشتر از همه اینها، مدیریت لازم است و توان نگه داشتن اهالی فرهنگ در کنار همدیگر. این، چیزی است که از دکتر صالحی در دوران معاونت فرهنگیاش دیدیم.
📌از یادداشت احسان رضایی در روزنامه «تماشاگران امروز» ۲۴ مرداد ۹۶
goo.gl/ta2ncb
✍سرودهای از ایمان بخشایشی، شاعر جوان مشهدی که دیروز در سانحه تصادف از این دنیا رفت
@ehsanname
دروغ ...
فرصت چشمی برای گریه شدن
و صلح ...
واژۀ خوبی برای دربهدریست
تمام آنچه نگفتی به روی یخ بنویس
سکوت ...
سهم تو از ارث خانۀ پدریست
تو باختی و تمام بهانهات این بود
که آس مسخره هر دفعه دست را بردهست
تو باختی و همین اتفاق کافی بود
برای خندۀ مردم:
«شکست را بردهست»
دروغ گفته شدی توی روزنامۀ عصر
حوادثی که تو را سمت تسلیت میبرد
و موریانۀ خوشبختِ شهوتِ چه کسیست
که چشمهای تو را توی عکسها میخورد؟
به درد میکنی عادت، اگرچه گاهی درد
شبیه کارد ببُرد، به استخوان برسد
میان خاک و کثافت سعادتی مرموز
و دستهای تو شاید ...
به آسمان برسد!
به ترس میکنی عادت، به خنجر ِ از پشت
که پشت خاطره از تکیهگاه میترسد
و شاهنامۀ ما ... آخرش ... خیالی خام
که نامههای تو از دست شاه میترسد!
goo.gl/EnXweh
@ehsanname
دروغ ...
فرصت چشمی برای گریه شدن
و صلح ...
واژۀ خوبی برای دربهدریست
تمام آنچه نگفتی به روی یخ بنویس
سکوت ...
سهم تو از ارث خانۀ پدریست
تو باختی و تمام بهانهات این بود
که آس مسخره هر دفعه دست را بردهست
تو باختی و همین اتفاق کافی بود
برای خندۀ مردم:
«شکست را بردهست»
دروغ گفته شدی توی روزنامۀ عصر
حوادثی که تو را سمت تسلیت میبرد
و موریانۀ خوشبختِ شهوتِ چه کسیست
که چشمهای تو را توی عکسها میخورد؟
به درد میکنی عادت، اگرچه گاهی درد
شبیه کارد ببُرد، به استخوان برسد
میان خاک و کثافت سعادتی مرموز
و دستهای تو شاید ...
به آسمان برسد!
به ترس میکنی عادت، به خنجر ِ از پشت
که پشت خاطره از تکیهگاه میترسد
و شاهنامۀ ما ... آخرش ... خیالی خام
که نامههای تو از دست شاه میترسد!
goo.gl/EnXweh
👍 اوباما با نقل جملۀ ماندلا و واکنش به نژادپرستان آمریکا، رکورد لایک در توئیتر را شکست. رکورد قبلی ۲میلیون و ۷۰۳هزار لایک برای توئیت آریانا گرنده، بعد انفجار ۲۲ می ۲۰۱۷ در کنسرت منچستر بود @ehsanname
🗞۲۵مرداد ۱۳۳۲ بخش اول عملیات کودتا، با چند روایت: روزنامه «باختر امروز» حسین فاطمی از آن روز شروع به زدن تیترهای تند علیه دربار کرد. بعدا در دادگاه فاطمی، همین تیترها مدرک جرم شد @ehsanname
🗞۲۵مرداد ۱۳۳۲ بخش اول عملیات کودتا، با چند روایت: عمیدی نوری و روزنامه «داد»ش هم جزو مخالفین مصدق بودند. او از به میان کشیدن پای شاه انتقاد کرده. عمیدی نوری معاون سیاسیِ زاهدی شد @ehsanname
🗞۲۵مرداد ۱۳۳۲ بخش اول عملیات کودتا، با چند روایت: مظفر بقایی جزو مخالفان مصدق بود. بعد از ۲۵مرداد هم بازداشت شد. طبیعی است که روزنامه «شاهد» او، ۲۵مرداد را «کودتای ساختگی مصدق» معرفی کند @ehsanname
🗞۲۵مرداد ۱۳۳۲ بخش اول عملیات کودتا، با چند روایت: روزنامه «شهباز» ارگان شاخه جوانان حزب توده از مصدق حمایت میکرد. حمایتی که هزینههایش برای مصدق بیشتر از فوایدش بود @ehsanname
🗞۲۵مرداد ۱۳۳۲ بخش اول عملیات کودتا، با چند روایت: روزنامه «کیهان» سعی کرده است با احتیاط با موضوع برخورد کند و فقط خبر بدهد. همین احتیاط، باعث دوام کار کیهان بعد از کودتا شد @ehsanname
🗞۲۵مرداد ۱۳۳۲ بخش اول عملیات کودتا، با چند روایت: روزنامۀ ابوالحسن صیرفی، از مخالفان دولت خطاب به مصدق نوشت: «آخر وقاحت و بیشرمی هم حدی دارد!» صیرفی بعد ۲۸مرداد مدیرعامل بیمه ایران شد @ehsanname
🗞۲۵مرداد ۱۳۳۲ بخش اول عملیات کودتا، با چند روایت: «نیروی سوم» روزنامه و حزبی بود که از طرفداران بقایی انشعاب کرده بودند. آنها نسبت به مصدق انتقاد داشتند، اما حامی دولتش هم بودند @ehsanname
احساننامه
📊 وضعیت فرهنگی کشور از روی آمار، به نقل از برنامه دکتر سیدعباس صالحی برای تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - تعداد مجوزهای کتاب ظرف ۵سال نزدیک به دوبرابر شده @ehsannane
📊روزنامه «فرهیختگان» از روی برنامه پیشنهادی دکتر صالحی برای ارشاد، محاسبه کرده که با ازدیاد ناشران، در سال ۹۰ هر ناشر سالانه ۶/۵ کتاب منتشر میکرده و در ۹۵ بطور متوسط سالی ۵ کتاب @ehsanname
«در كمین اندوه هستم
بانو
مرا دریاب
به خانه ببر
گلی را فراموش كردهام
كه بر چهرهام میتابید»
@ehsanname
📸 نصب کاشی ماندگار بر سردر خانه #احمدرضا_احمدی
بانو
مرا دریاب
به خانه ببر
گلی را فراموش كردهام
كه بر چهرهام میتابید»
@ehsanname
📸 نصب کاشی ماندگار بر سردر خانه #احمدرضا_احمدی
«و قاف
حرف آخر عشق است
آن جا که نام کوچک من
آغاز میشود»
@ehsanname
📸 نصب کاشی ماندگار بر سردر خانه #قیصر_امین_پور با حضور دخترش، آیه امینپور و احمد مسجدجامعی
حرف آخر عشق است
آن جا که نام کوچک من
آغاز میشود»
@ehsanname
📸 نصب کاشی ماندگار بر سردر خانه #قیصر_امین_پور با حضور دخترش، آیه امینپور و احمد مسجدجامعی
Ay Adamha-(IRMP3.IR)
Ahmad Shamlou
🎼 «آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید ...» شعر نیما با دکلمه #احمد_شاملو و موسیقی فرهاد فخرالدینی @ehsanname
Forwarded from پایگاه خبری انتخاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعرخوانی آوایی وزیر پیشنهادی دادگستری و توصیه لاریجانی به جهانگیری
🆔 @Entekhab_ir
🆔 @Entekhab_ir
📝 اعتراضهای خلاقانه به ترامپ: «اکونومیست» بلندگوی ترامپ را شبیه کلاهِ گروه نژادپرست کوکلوسکلان کشیده و در جلد شماره جدید «نیویورکر» بادبان سوراخِ قایق ترامپ شبیه کوکلوسکلان هاست @ehsanname
🔹از ٧ فرزند و ٨ نوه مصدق، فقط یک نوه او، دکترمحمود مصدق، ساکن ایران و متولی عمارت احمدآباد تبعیدگاه پدر بزرگ است
@ehsanname
گفتگوی خبرآنلاین با محمود مصدق اینجا
khabaronline.ir/detail/698400/
@ehsanname
گفتگوی خبرآنلاین با محمود مصدق اینجا
khabaronline.ir/detail/698400/
📘 کتاب محبوب کمالالملک
@ehsanname
۲۷ مرداد سالروز درگذشت استاد محمد غفاری یا کمالالملک، نقاش معروف (در سال ۱۳۱۹) است. در منابع مربوط به زندگی این نقاش بزرگ آمده که او در سالهای مشروطیت، مقالاتی از ژان ژاک روسو را به فارسی برگردانده است و بنابراین او را باید مترجم هم دانست. در یک نامه از او به دکتر قاسم غنی، از «آن حال و جوش و خروش و التهابی که از عبارات روسو در کلهام پیدا میشود» گفته (یادداشتهای دکتر غنی، جلد ۸، صفحه ۶۳). آشنایی کمالالملک و دکتر غنی برای دهه آخر عمر استاد نقاش است که او از ریاست مدرسه صنایع مستظرفه استعفا داد و به ملک شخصی خود در حسینآباد نیشابور رفت (۱۳۰۷ ش). در این ایام، قاسم غنی هم پزشک جوانی بود که در مشهد طبابت میکرد و وقتی خبر زمین خوردن استاد به او میرسد، به حسینآباد میرود و برای دو هفته از او مراقبت میکند و دوستی بین این دو شکل میگیرد. محصول این دوستی، نامههایی است که از کمالالملک خطاب به دکتر غنی به جا مانده و در جلد هشتم «یادداشتهای دکتر قاسم غنی» (انتشارات زوار، ۶۷) منتشر شده. در این نامهها، یک جا (صفحه ۷۳) هم کمالالملک درباره کتابی که قاسم غنی در ۱۳۰۹ ترجمه کرده، یعنی «عصیان فرشتگان» از آناتول فرانس صحبت کرده و چنین نوشته است:
@ehsanname
«از حسینآباد به مشهد
هو. هزار مرتبه قربان و تصدقت گردم. چند روز بود که بکلی مشغول خواندن ترجمۀ عصیان فرشتگان بودم و میخواستم احساسات خودم را در این موضوع به عرض عالی برسانم، در این بین زیارتِ دستخط مبارک مهم مشوّقم شده، اینک عرض کنم این کتاب گذشته از نتایج علمی و اخلاقی، سرمشقی است برای تحصیل علم فصاحت و بلاغت و حسن انشا که تمام ایرانیها باید مغتنم شمرده بخوانند و از محسنات آن متمتع شوند. به عقیده فدوی، بدون هیچ مبالغه، صرف نظر از گلستان سعدی، این کتاب بهترین کتابی است که در ادبیات ایرانی نوشته شده است و به علاوه باید دانست که حاوی و شامل مطالب تاریخی و علمی زیادی است که دانستن آنها لازم است ...
قربانت- محمد غفاری»
#برچیده_ها
goo.gl/2Jri42
🎨 تابلوی ناتمامِ پیرمرد در حال مطالعه، اثر کمالالملک، رنگ روغن بر روی کرباس، ۴۱×۵۱ cm، موزه ملی ملک
@ehsanname
۲۷ مرداد سالروز درگذشت استاد محمد غفاری یا کمالالملک، نقاش معروف (در سال ۱۳۱۹) است. در منابع مربوط به زندگی این نقاش بزرگ آمده که او در سالهای مشروطیت، مقالاتی از ژان ژاک روسو را به فارسی برگردانده است و بنابراین او را باید مترجم هم دانست. در یک نامه از او به دکتر قاسم غنی، از «آن حال و جوش و خروش و التهابی که از عبارات روسو در کلهام پیدا میشود» گفته (یادداشتهای دکتر غنی، جلد ۸، صفحه ۶۳). آشنایی کمالالملک و دکتر غنی برای دهه آخر عمر استاد نقاش است که او از ریاست مدرسه صنایع مستظرفه استعفا داد و به ملک شخصی خود در حسینآباد نیشابور رفت (۱۳۰۷ ش). در این ایام، قاسم غنی هم پزشک جوانی بود که در مشهد طبابت میکرد و وقتی خبر زمین خوردن استاد به او میرسد، به حسینآباد میرود و برای دو هفته از او مراقبت میکند و دوستی بین این دو شکل میگیرد. محصول این دوستی، نامههایی است که از کمالالملک خطاب به دکتر غنی به جا مانده و در جلد هشتم «یادداشتهای دکتر قاسم غنی» (انتشارات زوار، ۶۷) منتشر شده. در این نامهها، یک جا (صفحه ۷۳) هم کمالالملک درباره کتابی که قاسم غنی در ۱۳۰۹ ترجمه کرده، یعنی «عصیان فرشتگان» از آناتول فرانس صحبت کرده و چنین نوشته است:
@ehsanname
«از حسینآباد به مشهد
هو. هزار مرتبه قربان و تصدقت گردم. چند روز بود که بکلی مشغول خواندن ترجمۀ عصیان فرشتگان بودم و میخواستم احساسات خودم را در این موضوع به عرض عالی برسانم، در این بین زیارتِ دستخط مبارک مهم مشوّقم شده، اینک عرض کنم این کتاب گذشته از نتایج علمی و اخلاقی، سرمشقی است برای تحصیل علم فصاحت و بلاغت و حسن انشا که تمام ایرانیها باید مغتنم شمرده بخوانند و از محسنات آن متمتع شوند. به عقیده فدوی، بدون هیچ مبالغه، صرف نظر از گلستان سعدی، این کتاب بهترین کتابی است که در ادبیات ایرانی نوشته شده است و به علاوه باید دانست که حاوی و شامل مطالب تاریخی و علمی زیادی است که دانستن آنها لازم است ...
قربانت- محمد غفاری»
#برچیده_ها
goo.gl/2Jri42
🎨 تابلوی ناتمامِ پیرمرد در حال مطالعه، اثر کمالالملک، رنگ روغن بر روی کرباس، ۴۱×۵۱ cm، موزه ملی ملک
Forwarded from احساننامه
☑️ پیشینیانِ ما گفته بودند که نفت نشان از آشفتگیها و درگیریها دارد. هر که نفت در خواب بیند به مصیبتی گرفتار آید. نفت زنِ بیحفاظِ بلایهکار است که سر کردن با او دشوار است. اگر از دست بگذاری و غفلت کنی چهها که نکند! نفت مالِ حرامِ بیسرانجام است. بدنامی دارد و عاقبت ندارد. خواب نفت خبر میدهد که گرفتاری سیاسی (نائبة من سلطان) در راه است! ... ما میگفتیم که این حرفها خرافات است. میگفتیم که این مدعیانِ تعبیر خواب در دنیای قدیم، گرفتار اوهامِ خویش بودهاند. نفت و فساد و بدبختی؟ نفت و جنگ و زد و خورد؟ ... از آنگاه که در اوایل قرن بوی نفت از این منطقه برخاست، دیدیم که پیرانِ ما راست میگفتهاند و آنگاه که در اواخر قرن درهای دوزخ بر فراز خلیج فارس باز شد و غریو سهمگینِ آتشبارها و نهیب سقوطِ موشکها سایه وحشت و مرگ بر آبهای نیلگون افکند، نه تنها مسافران هواپیمای ایرباس، که همهٔ ماهیان دریا و اشتران صحرا و نخلستانهای بصره و نیزارهای بطایح نیز دریافتند که نفت چگونه ممکن است به جنگ و زد و خورد و آفت و بلا تعبیر شود.
@ehsanname
از کتاب «خواب آشفتهٔ نفت»، دکتر محمدعلی موحد، نشر کارنامه، ۱۳۸۴، صفحه ۳۷ و ۳۸
#برچیده_ها
@ehsanname
از کتاب «خواب آشفتهٔ نفت»، دکتر محمدعلی موحد، نشر کارنامه، ۱۳۸۴، صفحه ۳۷ و ۳۸
#برچیده_ها