سنجش_دانش_و_مهارت_با_رویکرد_پیچیدگی.pdf
462.5 KB
📑 مقاله سنجش دانش و مهارت با تکیه بر رویکرد پیچیدگی اقتصادی
#بهروز_شاهمرادی
#پیام_چینی_فروشان
🌐 @economic_complexity
#بهروز_شاهمرادی
#پیام_چینی_فروشان
🌐 @economic_complexity
✅ رمز جامعه مدرن در این نیست که هر فرد نسبت به دیگر افراد جامعه سنتی میزان بیشتری دانش و مهارت در اختیار دارد؛ بلکه در این است که بتواند از دانش و مهارت وسیعی که توسط تک تک افراد جمع آوری شده است، استفاده کند.
📝 سزار هیدالگو؛ 2015
🌐 @economic_complexity
📝 سزار هیدالگو؛ 2015
🌐 @economic_complexity
💠 پیچیدگی اقتصادی براي بیان میزان توانایی کشورها در تولید کالاهاي پیچیده از رهگذر فراهم ساختن ساختارهاي مناسب براي تعامل افراد در جهت انباشت دانش هاي مولد پراکنده و کاربردي کردن آن به کار می رود؛ پس محاسبه آن می تواند بستری برای شناسایی سطح دانش و مهارت در اقتصاد کشورها را فراهم کند.
🌐 @economic_complexity
🌐 @economic_complexity
❗️مهارت با دانش متفاوت است، زیرا مهارت دربردارنده ظرفیت انجام فعالیتهایی است که ضمنی اند.
🔰 برای مثال، بیشتر ما میدانیم که چطور راه برویم، هر چند ندانیم که چگونه راه میرویم. بیشتر ما میدانیم که چگونه اشیاء را با یک تصویر تشخیص دهیم و نامگذاری کنیم، حتی اگر ندانیم که چگونه این وظایف کلامی و مفهومی را انجام میدهیم. اغلب ما میدانیم که چگونه اشیاء را از زوایای گوناگون تشخیص دهیم، چهرهها را شناساییکنیم، غذا را هضم کنیم و عواطف را تشخیص دهیم. ما میتوانیم این وظایف را انجام دهیم، به این دلیل که در انجام آن¬ها مهارت داریم .
🔰 مهارت، ظرفیت محاسباتی ضمنی است که به ما توانایی انجام کارها را میدهد و در هر دو سطح فردی و جمعی قابل انباشت است. ماهیت ضمنی مهارت به نظر عجیب میرسد، چون باعث میشود ما حس آدمآهنیهایی را پیدا کنیم که از آنچه انجام میدهند، ناآگاهند. البته هیچ چیز عجیبی در این موضوع وجود ندارد. همانطور که ماروین مینسکی پدر هوش مصنوعی یک بار بیان کرد: «هیچ کامپیوتری تا به حال طراحی نشده است که از آنچه که انجام میدهد آگاه باشد، ما نیز در بیشتر موارد اینگونه هستیم.
🌐 @economic_complexity
🔰 برای مثال، بیشتر ما میدانیم که چطور راه برویم، هر چند ندانیم که چگونه راه میرویم. بیشتر ما میدانیم که چگونه اشیاء را با یک تصویر تشخیص دهیم و نامگذاری کنیم، حتی اگر ندانیم که چگونه این وظایف کلامی و مفهومی را انجام میدهیم. اغلب ما میدانیم که چگونه اشیاء را از زوایای گوناگون تشخیص دهیم، چهرهها را شناساییکنیم، غذا را هضم کنیم و عواطف را تشخیص دهیم. ما میتوانیم این وظایف را انجام دهیم، به این دلیل که در انجام آن¬ها مهارت داریم .
🔰 مهارت، ظرفیت محاسباتی ضمنی است که به ما توانایی انجام کارها را میدهد و در هر دو سطح فردی و جمعی قابل انباشت است. ماهیت ضمنی مهارت به نظر عجیب میرسد، چون باعث میشود ما حس آدمآهنیهایی را پیدا کنیم که از آنچه انجام میدهند، ناآگاهند. البته هیچ چیز عجیبی در این موضوع وجود ندارد. همانطور که ماروین مینسکی پدر هوش مصنوعی یک بار بیان کرد: «هیچ کامپیوتری تا به حال طراحی نشده است که از آنچه که انجام میدهد آگاه باشد، ما نیز در بیشتر موارد اینگونه هستیم.
🌐 @economic_complexity
❇️ شاخص پیچیدگی اقتصادی بر اساس تعداد و پیچیدگی محصولاتی است که یک کشور در مزیت نسبی صادر میکند.
🔗 به طور تجربی، کشورهایی که در این شاخص رتبه بهتری را کسب میکنند، با ثابت در نظر گرفتن سطح درآمدشان، به سمت دستیابی به رشد اقتصادی بالاتری گرایش دارند.
🔗 توانایی موفقیت آمیز در صادرات محصولات جدید، بازتابی از این واقعیت دارد که آن کشور، دانش مولد جدیدی کسب کرده که در آینده میتواند فرصتهای بیشتری را برای بهبود یا توسعۀ آن کشور ایجاد کند.
🔗آنچه که یک کشور لازم است برای رسیدن به چنین سطحی به دست آورد، به خود آن کشور و محصولاتش بستگی دارد. بذرهای بهتر به انقلاب کشاورزی منجر میشوند؛ بهبود در زیرساختها میتواند امکانات جدیدتری را برای کارخانجات ضعیف تر فراهم کند؛ شفافیت در حقوق مالکیت و دارایی های انسانی در ارتباط با قوانین و مقررات ممکن است اجازۀ مشارکت در تحقیقات دارویی ایجاد کند؛ تغییر در پاسخگویی نهادهای آموزشی به نیازهای بخش های جدید ممکن است به رشد آنها بیانجامد؛ و غیره.
🔗 شاخص پیچیدگی اقتصادی تحت تأثیر یک سری تصمیمات جزء یا محدود قرار نخواهد گرفت. کشورها در صورتی میتوانند شاخص خود را بهبود بخشند که بتوانند خود را درگیر تعداد فعالیتهای مختلفی کنند و به صورت موفقیت آمیز قادر به انجام آنها باشند، همچنین با حرکت به سمت فعالیتهای پیچیده تر نیز میتوانند این شاخص را بهبود بخشند.
🔗 پیام سیاستی برای بیشتر کشورها مشخص است: خلق محیطی که بتوان فعالیتهای مولد با تنوع بیشتر و بخصوص با پیچیدگی بیشتر را در آن رشد داد. کشورهایی که احتمال دارد در این عرصه موفق تر باشند آنهایی هستند که بتوانند بر محصولاتی تکیه کنند که به سری قابلیتهای مولد حال حاضر آنها نزدیک باشد؛ چراکه این قضیه میتواند تسهیلی برای شناسایی و بهبود قابلیتهای گمشده باشد.
🔗 بنابراین، شاخص پیچیدگی اقتصادی همراه با نقشه هایی، به ترسیم فرصتها و پاداشهای موجود برای هر کشور کمک میکند. اینها نقشه هایی هستند که برای هر کشور مشخص و مجزا هستند و دستورات توسعه ای را به صورت یکپارچه و یک اندازه برای تمام کشورها ارائه نمیکنند.
➡️ @economic_complexity
🔗 به طور تجربی، کشورهایی که در این شاخص رتبه بهتری را کسب میکنند، با ثابت در نظر گرفتن سطح درآمدشان، به سمت دستیابی به رشد اقتصادی بالاتری گرایش دارند.
🔗 توانایی موفقیت آمیز در صادرات محصولات جدید، بازتابی از این واقعیت دارد که آن کشور، دانش مولد جدیدی کسب کرده که در آینده میتواند فرصتهای بیشتری را برای بهبود یا توسعۀ آن کشور ایجاد کند.
🔗آنچه که یک کشور لازم است برای رسیدن به چنین سطحی به دست آورد، به خود آن کشور و محصولاتش بستگی دارد. بذرهای بهتر به انقلاب کشاورزی منجر میشوند؛ بهبود در زیرساختها میتواند امکانات جدیدتری را برای کارخانجات ضعیف تر فراهم کند؛ شفافیت در حقوق مالکیت و دارایی های انسانی در ارتباط با قوانین و مقررات ممکن است اجازۀ مشارکت در تحقیقات دارویی ایجاد کند؛ تغییر در پاسخگویی نهادهای آموزشی به نیازهای بخش های جدید ممکن است به رشد آنها بیانجامد؛ و غیره.
🔗 شاخص پیچیدگی اقتصادی تحت تأثیر یک سری تصمیمات جزء یا محدود قرار نخواهد گرفت. کشورها در صورتی میتوانند شاخص خود را بهبود بخشند که بتوانند خود را درگیر تعداد فعالیتهای مختلفی کنند و به صورت موفقیت آمیز قادر به انجام آنها باشند، همچنین با حرکت به سمت فعالیتهای پیچیده تر نیز میتوانند این شاخص را بهبود بخشند.
🔗 پیام سیاستی برای بیشتر کشورها مشخص است: خلق محیطی که بتوان فعالیتهای مولد با تنوع بیشتر و بخصوص با پیچیدگی بیشتر را در آن رشد داد. کشورهایی که احتمال دارد در این عرصه موفق تر باشند آنهایی هستند که بتوانند بر محصولاتی تکیه کنند که به سری قابلیتهای مولد حال حاضر آنها نزدیک باشد؛ چراکه این قضیه میتواند تسهیلی برای شناسایی و بهبود قابلیتهای گمشده باشد.
🔗 بنابراین، شاخص پیچیدگی اقتصادی همراه با نقشه هایی، به ترسیم فرصتها و پاداشهای موجود برای هر کشور کمک میکند. اینها نقشه هایی هستند که برای هر کشور مشخص و مجزا هستند و دستورات توسعه ای را به صورت یکپارچه و یک اندازه برای تمام کشورها ارائه نمیکنند.
➡️ @economic_complexity
💢 چرا اطلس پیچیدگی اقتصادی مهم است؟
🖇 شاخص پیچیدگی اقتصادی همراه با نقشه هایی است که به ترسیم فرصتها و پاداشهای موجود برای هر کشوری کمک میکند. این نقشه ها برای هر کشوری مشخص و مجزا هستند و دستورات توسعه ای را به صورت یکپارچه و یک اندازه برای تمام کشورها ارائه نمیکنند.
🖇 نقشه ها میتوانند توسط بنگاههایی که به دنبال مکانهای جدید یا به دنبال تنوع در محصولات جدید هستند استفاده شوند. این نقشه ها، اطلاعاتی از قابلیتهای مولد موجود در یک کشور و نیز درجه ای از ارتباطات چنین قابلیتهایی برای حمایت از یک صنعت جدید را در بر میگیرند.
🖇 یک نقشه به مردم نمیگوید که به کدام سمت حرکت کنند، اما کمک خواهد کرد تا مسیر خود را تعیین کنند و حرکت خود به سمت آن مسیر را ترسیم کنند.
🖇 یک نقشه، با ترسیم فرصتها میتواند قدرت بیشتری بیابد، زیرا در فقدان این نقشه نمیتوان به طور واضح این فرصتها را دید.
🖇 اگر رمز توسعه عبارت باشد از انباشت دانش مولد در یک سطح اجتماعی نه در سطح فردی، آنگاه این فرآیند نه تنها نیازمند چندین برنامهریز، بلکه نیازمند کاشفان بیشتری خواهد بود.
✅ بنابراین، نقشه ای که در اطلس پیچیدگی اقتصادی فراهم شده است، برای هر کشوری کاربردی و دارای اهمیت است.
🌐 @economic_complexity
🖇 شاخص پیچیدگی اقتصادی همراه با نقشه هایی است که به ترسیم فرصتها و پاداشهای موجود برای هر کشوری کمک میکند. این نقشه ها برای هر کشوری مشخص و مجزا هستند و دستورات توسعه ای را به صورت یکپارچه و یک اندازه برای تمام کشورها ارائه نمیکنند.
🖇 نقشه ها میتوانند توسط بنگاههایی که به دنبال مکانهای جدید یا به دنبال تنوع در محصولات جدید هستند استفاده شوند. این نقشه ها، اطلاعاتی از قابلیتهای مولد موجود در یک کشور و نیز درجه ای از ارتباطات چنین قابلیتهایی برای حمایت از یک صنعت جدید را در بر میگیرند.
🖇 یک نقشه به مردم نمیگوید که به کدام سمت حرکت کنند، اما کمک خواهد کرد تا مسیر خود را تعیین کنند و حرکت خود به سمت آن مسیر را ترسیم کنند.
🖇 یک نقشه، با ترسیم فرصتها میتواند قدرت بیشتری بیابد، زیرا در فقدان این نقشه نمیتوان به طور واضح این فرصتها را دید.
🖇 اگر رمز توسعه عبارت باشد از انباشت دانش مولد در یک سطح اجتماعی نه در سطح فردی، آنگاه این فرآیند نه تنها نیازمند چندین برنامهریز، بلکه نیازمند کاشفان بیشتری خواهد بود.
✅ بنابراین، نقشه ای که در اطلس پیچیدگی اقتصادی فراهم شده است، برای هر کشوری کاربردی و دارای اهمیت است.
🌐 @economic_complexity
❓چرا شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران در طول این سالها با وجود تنوع بیشتر، کمتر از شاخص پیچیدگی اقتصادی عربستان بوده است؟
🔅 جواب این سوال را میتوان در نمودار زیر جست. پر واضح است که عربستان دارای میانگین شاخص پیچیدگی محصولات به مراتب بالاتری نسبت به ایران است. به دیگر سخن، دانش و مهارت به کار گرفته شده در تولید محصولات عربستان از نوع پیچیده تری بوده، درحالیکه دانش و مهارت موجود در محصولات صادراتی ایران فراگیر بوده و این همان دلیل اصلی کسب رتبه های پایین شاخص پیچیدگی اقتصادی توسط ایران در سطح بین المللی است.
❓اما چرا عربستان با وجود میانگین شاخص پیچیدگی محصولات بالاتر از ترکیه، از منظر شاخص پیچیدگی اقتصادی رتبه پایین تری کسب کرده است؟
🔅 جواب این سوال را نیز میتوان در تنوع محصولات صادراتی دو کشور پیدا کرد. نکته اصلی در محاسبه شاخص پیچیدگی اقتصادی در نظر گرفتن همزمان دو مفهوم "تنوع و پیچیدگی" در محاسبه آن است.
🌐 @economic_complexity
🔅 جواب این سوال را میتوان در نمودار زیر جست. پر واضح است که عربستان دارای میانگین شاخص پیچیدگی محصولات به مراتب بالاتری نسبت به ایران است. به دیگر سخن، دانش و مهارت به کار گرفته شده در تولید محصولات عربستان از نوع پیچیده تری بوده، درحالیکه دانش و مهارت موجود در محصولات صادراتی ایران فراگیر بوده و این همان دلیل اصلی کسب رتبه های پایین شاخص پیچیدگی اقتصادی توسط ایران در سطح بین المللی است.
❓اما چرا عربستان با وجود میانگین شاخص پیچیدگی محصولات بالاتر از ترکیه، از منظر شاخص پیچیدگی اقتصادی رتبه پایین تری کسب کرده است؟
🔅 جواب این سوال را نیز میتوان در تنوع محصولات صادراتی دو کشور پیدا کرد. نکته اصلی در محاسبه شاخص پیچیدگی اقتصادی در نظر گرفتن همزمان دو مفهوم "تنوع و پیچیدگی" در محاسبه آن است.
🌐 @economic_complexity
✅ نمودار مقایسه میانگین شاخص پیچیدگی اقتصادی صادرشده توسط چهار کشور ایران، عربستان، آذربایجان و ترکیه
🌐 @economic_complexity
🌐 @economic_complexity
🎙 سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی با عنوان "پیچیدگی اقتصادی و قابلیتهای صنایع ایران" در موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی
🌐 @economic_complexity
🌐 @economic_complexity
❓ محصولات در فضای محصول چگونه گروه بندی شده اند؟
✅ در علم شبکه، دسته هایی از گره های به شدت با هم مرتبط را به عنوان گروه یاد می کنند. در فضای محصول، مجموعه ها بیانگر گروههایی از محصولات هستند که احتمالاً نیازمند قابلیتهایی مشابه اند.
🔗 محصولات با استفاده از الگوریتمی که توسط روزوال و برگستروم (2008) معرفی شده است به گروههایی مرتبط شده اند. این الگوریتم بر اساس دو مرحله گروه ها را پیدا می کند. نخست، شبکه را با استفاده از مجموعه ای از گامهای تصادفی کشف مینماید. اساس بینش این مرحله نیز این است که گره های متعلق به گروههای مشابه با احتمال بیشتر در جایی قرار میگیرند که به تبع آن گره ها توسط یک گام تصادفی رخ داده اند.
🔗 برای مثال، فیلم عکاسی، مواد شیمیایی در عکاسی و سیلیکون ها را در نظر بگیرید. اینها سه محصول مرتبط و متعلق به منطقه ای با ارتباطات زیاد در فضای محصول هستند. بنابراین، گام تصادفی با احتمال بیشتر در تسلسل های {سیلیکون، مواد شیمیایی در عکاسی، فیلم عکاسی} یا {مواد شیمیایی در عکاسی، سیلیکون، فیلم عکاسی} اتفاق می افتد، نه در {فیلم عکاسی، انگور، بلوز}. ظهور چنین تسلسل هایی نشانگر این است که فیلم عکاسی، مواد شیمیایی در عکاسی و سیلیکون به احتمال زیاد متعلق به یک گروه مشابه هستند.
🔗 بعد از اینکه چندین بار تکرار گامهای تصادفی ثبت شدند، الگوریتم سعی می کند تا این تسلسل ها را از طریق تجسس برای یافتن راه هایی جهت نامگذاری مجدد گره ها و سپس کمینه کردن مقدار فضای مورد نیاز برای ذخیرۀ اطلاعات در مورد چنین تسلسل هایی خلاصه کند. برای مثال، اگر سیلیکون، فیلمهای عکاسی و مواد شیمیایی عکاسی، در گروهی با عنوان «مواد عکاسی» قرار بگیرند این بستر را فراهم می کند تا تسلسل با هر بار جایگزین کردن، متراکم و توسط منبعی از آن گروه ظاهر گردد.
🔗 این الگوریتم به دنبال تراکمی خواهد گشت که بیشترین میزان اطلاعات را در خود داشته باشد. این رویکرد از نتیجۀ غیرقابل اتکایی که در آن تمام محصولات را در یک گروه مشخص طبقه بندی می کرد، جلوگیری می کند. در نهایت، گروه هایی تعیین شده از طریق چنین الگوریتمی بصورت دستی نامگذاری شده و در 34 گروه طبقه بندی شدند.
🌐 @economic_complexity
✅ در علم شبکه، دسته هایی از گره های به شدت با هم مرتبط را به عنوان گروه یاد می کنند. در فضای محصول، مجموعه ها بیانگر گروههایی از محصولات هستند که احتمالاً نیازمند قابلیتهایی مشابه اند.
🔗 محصولات با استفاده از الگوریتمی که توسط روزوال و برگستروم (2008) معرفی شده است به گروههایی مرتبط شده اند. این الگوریتم بر اساس دو مرحله گروه ها را پیدا می کند. نخست، شبکه را با استفاده از مجموعه ای از گامهای تصادفی کشف مینماید. اساس بینش این مرحله نیز این است که گره های متعلق به گروههای مشابه با احتمال بیشتر در جایی قرار میگیرند که به تبع آن گره ها توسط یک گام تصادفی رخ داده اند.
🔗 برای مثال، فیلم عکاسی، مواد شیمیایی در عکاسی و سیلیکون ها را در نظر بگیرید. اینها سه محصول مرتبط و متعلق به منطقه ای با ارتباطات زیاد در فضای محصول هستند. بنابراین، گام تصادفی با احتمال بیشتر در تسلسل های {سیلیکون، مواد شیمیایی در عکاسی، فیلم عکاسی} یا {مواد شیمیایی در عکاسی، سیلیکون، فیلم عکاسی} اتفاق می افتد، نه در {فیلم عکاسی، انگور، بلوز}. ظهور چنین تسلسل هایی نشانگر این است که فیلم عکاسی، مواد شیمیایی در عکاسی و سیلیکون به احتمال زیاد متعلق به یک گروه مشابه هستند.
🔗 بعد از اینکه چندین بار تکرار گامهای تصادفی ثبت شدند، الگوریتم سعی می کند تا این تسلسل ها را از طریق تجسس برای یافتن راه هایی جهت نامگذاری مجدد گره ها و سپس کمینه کردن مقدار فضای مورد نیاز برای ذخیرۀ اطلاعات در مورد چنین تسلسل هایی خلاصه کند. برای مثال، اگر سیلیکون، فیلمهای عکاسی و مواد شیمیایی عکاسی، در گروهی با عنوان «مواد عکاسی» قرار بگیرند این بستر را فراهم می کند تا تسلسل با هر بار جایگزین کردن، متراکم و توسط منبعی از آن گروه ظاهر گردد.
🔗 این الگوریتم به دنبال تراکمی خواهد گشت که بیشترین میزان اطلاعات را در خود داشته باشد. این رویکرد از نتیجۀ غیرقابل اتکایی که در آن تمام محصولات را در یک گروه مشخص طبقه بندی می کرد، جلوگیری می کند. در نهایت، گروه هایی تعیین شده از طریق چنین الگوریتمی بصورت دستی نامگذاری شده و در 34 گروه طبقه بندی شدند.
🌐 @economic_complexity
3.pdf
745 KB
🔍 بررسی تطبیقی سیاستهای اقتصادی ایران با کشورهای سند چشم انداز
📝 #فایل_pdf گزارش دکتر #بهروز_شاهمرادی از پیچیدگی اقتصادی کشور در روزنامه #جهان_صنعت
🗞 شنبه ۲۳ دی ماه ۱۳۹۶
🌐 @economic_complexity
📝 #فایل_pdf گزارش دکتر #بهروز_شاهمرادی از پیچیدگی اقتصادی کشور در روزنامه #جهان_صنعت
🗞 شنبه ۲۳ دی ماه ۱۳۹۶
🌐 @economic_complexity
🔍 بررسی تطبیقی سیاستهای اقتصادی ایران با کشورهای سند چشم انداز
📝 گزارش دکتر #بهروز_شاهمرادی از پیچیدگی اقتصادی کشور در روزنامه #جهان_صنعت در لینک زیر👇👇
🗞 https://jahanesanat.ir/?newsid=108246
🌐 @economic_complexity
📝 گزارش دکتر #بهروز_شاهمرادی از پیچیدگی اقتصادی کشور در روزنامه #جهان_صنعت در لینک زیر👇👇
🗞 https://jahanesanat.ir/?newsid=108246
🌐 @economic_complexity
✅ رمز موفقیت در ارتقاء جایگاه اقتصادی چیست؟
📌 محصولات، تجلی دانش و مهارت نهفته در خود هستند. شناسایی حجم دانش و مهارت در اقتصاد متضمن تلاشی مجدانه است که این مهم را رویکرد پیچیدگی اقتصادی با ترفندی زیرکانه به خوبی انجام میدهد و با استفاده از طبقه بندی های محصولات تولید شده در قالب تنوع و فراگیری مقبولیت و معقولیت این رویکرد را بیشتر جلوه میدهد.
📌 درک رویکرد پیچیدگی اقتصادی و استفاده از آن میتواند به ما در سنجش دانش و مهارت و روند آن در کشور کمک شایانی کند. شاخص های به کار گرفته شده در این رویکرد معیاری را برای تعیین سطح دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران و نیز نحوه پراکندگی آن بین صنایع و بنگاههای اقتصادی درون کشور معرفی می کند و مسیر دانش و مهارت اقتصاد ما را به خوبی می تواند نشان میدهد.
📌 نگاه رویکرد پیچیدگی اقتصادی به رشد و توسعه اقتصادی کشورها در تنوع دانش و مهارت موجود در جامعه تجلی پیدا میکند. تنوع دانش و مهارت در جامعه منجر به تولیدات متنوع می شود و به همین دلیل است که هیدالگو، رشد و توسعه اقتصادی کشورها را در توانایی تولید محصولات متنوع میبیند نه در توانایی آنها به خرید محصولات متنوع.
📌 بنابراین رویکرد پیچیدگی اقتصادی به ما پیشنهاد میدهد تا برای ارتقاء جایگاه اقتصادی خود به افزایش تنوع دانش و مهارت به خصوص در محصولات با درجه پیچیدگی بالا در جامعه خود بپردازیم و رمز موفقیت خود را در آن ببینیم.
🌐 @economic_complexity
📌 محصولات، تجلی دانش و مهارت نهفته در خود هستند. شناسایی حجم دانش و مهارت در اقتصاد متضمن تلاشی مجدانه است که این مهم را رویکرد پیچیدگی اقتصادی با ترفندی زیرکانه به خوبی انجام میدهد و با استفاده از طبقه بندی های محصولات تولید شده در قالب تنوع و فراگیری مقبولیت و معقولیت این رویکرد را بیشتر جلوه میدهد.
📌 درک رویکرد پیچیدگی اقتصادی و استفاده از آن میتواند به ما در سنجش دانش و مهارت و روند آن در کشور کمک شایانی کند. شاخص های به کار گرفته شده در این رویکرد معیاری را برای تعیین سطح دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران و نیز نحوه پراکندگی آن بین صنایع و بنگاههای اقتصادی درون کشور معرفی می کند و مسیر دانش و مهارت اقتصاد ما را به خوبی می تواند نشان میدهد.
📌 نگاه رویکرد پیچیدگی اقتصادی به رشد و توسعه اقتصادی کشورها در تنوع دانش و مهارت موجود در جامعه تجلی پیدا میکند. تنوع دانش و مهارت در جامعه منجر به تولیدات متنوع می شود و به همین دلیل است که هیدالگو، رشد و توسعه اقتصادی کشورها را در توانایی تولید محصولات متنوع میبیند نه در توانایی آنها به خرید محصولات متنوع.
📌 بنابراین رویکرد پیچیدگی اقتصادی به ما پیشنهاد میدهد تا برای ارتقاء جایگاه اقتصادی خود به افزایش تنوع دانش و مهارت به خصوص در محصولات با درجه پیچیدگی بالا در جامعه خود بپردازیم و رمز موفقیت خود را در آن ببینیم.
🌐 @economic_complexity
🔍 از جمله نکات مورد توجه در رویکرد پیچیدگی اقتصادی، انباشت دانش و مهارت است؛ انباشت دانش و مهارت، بستر مناسبی را برای تولیدات بیشتر در جامعه فراهم می کند.
🔍 از جمله دلایل تفاوت بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ای مثل ایران را می توان در حجم اندک دانش و مهارت خود دانست. به نحوی که در کشورهای با دانش و مهارت متنوع، امکان تولید محصولات متنوع خیلی سریعتر و کم هزینه تر از دیگر کشورها اتفاق می افتد.
🔍 داشتن ایده های جدید خوب است، اما شکوفا کردن آن ها کار هر کسی نیست. با این وجود، داشتن حجم وسیعی از دانش و مهارت در جامعه تنها زمانی فرصت تولید محصولات را فراهم می کند که در قالب شبکه ها، گروه ها و سازمانها ترکیب شده باشند، که خود این امر نیز مستلزم درگیر کردن شاخه های علمی دیگر همچون جامعه شناسی، روانشناسی، مردم شناسی و غیره در روند تجمیع دانش و مهارت در قالب شبکه های مختلف است.
🔍 ایران دارای منابع مالی اندکی است که کفاف سرمایه گذاری همه جانبه را در بخش های مختلف اقتصادی نخواهد داد. در نتیجه شناسایی صنایعی که قابلیت تبدیل شدن به هسته اصلی جذب دانش و مهارت را دارند جزو الزامات حال حاضر اقتصاد ایران است که این مهم در رویکرد پیچیدگی اقتصادی به خوبی تجلی پیدا می کند.
🔍 درواقع، شناسایی دانش و مهارت موجود در اقتصاد خود بستری را برای جذب سرمایه گذاری بیشتر فراهم می کند؛ چرا که با تکیه بر پیچیدگی اقتصادی می توانیم به تعیین پتانسیل های نهفته در اقتصاد کشور بپردازیم تا سرمایه گذاران بالقوه تصمیمات عقلایی تری در باب سرمایه گذاری خود داشته باشند.
🌐 @economic_complexity
🔍 از جمله دلایل تفاوت بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ای مثل ایران را می توان در حجم اندک دانش و مهارت خود دانست. به نحوی که در کشورهای با دانش و مهارت متنوع، امکان تولید محصولات متنوع خیلی سریعتر و کم هزینه تر از دیگر کشورها اتفاق می افتد.
🔍 داشتن ایده های جدید خوب است، اما شکوفا کردن آن ها کار هر کسی نیست. با این وجود، داشتن حجم وسیعی از دانش و مهارت در جامعه تنها زمانی فرصت تولید محصولات را فراهم می کند که در قالب شبکه ها، گروه ها و سازمانها ترکیب شده باشند، که خود این امر نیز مستلزم درگیر کردن شاخه های علمی دیگر همچون جامعه شناسی، روانشناسی، مردم شناسی و غیره در روند تجمیع دانش و مهارت در قالب شبکه های مختلف است.
🔍 ایران دارای منابع مالی اندکی است که کفاف سرمایه گذاری همه جانبه را در بخش های مختلف اقتصادی نخواهد داد. در نتیجه شناسایی صنایعی که قابلیت تبدیل شدن به هسته اصلی جذب دانش و مهارت را دارند جزو الزامات حال حاضر اقتصاد ایران است که این مهم در رویکرد پیچیدگی اقتصادی به خوبی تجلی پیدا می کند.
🔍 درواقع، شناسایی دانش و مهارت موجود در اقتصاد خود بستری را برای جذب سرمایه گذاری بیشتر فراهم می کند؛ چرا که با تکیه بر پیچیدگی اقتصادی می توانیم به تعیین پتانسیل های نهفته در اقتصاد کشور بپردازیم تا سرمایه گذاران بالقوه تصمیمات عقلایی تری در باب سرمایه گذاری خود داشته باشند.
🌐 @economic_complexity
📰 "پیچیدگی اقتصاد کشور" عنوان "نگاه نخست" روزنامه #جهان_صنعت به قلم دکتر #بهروز_شاهمرادی، مدیر امور برنامهریزی پژوهشی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور (بخش نخست)
📌روشهای متفاوتی برای توصیف رشد و توسعه اقتصادها وجود دارد. یکی از این روشها، پیروی کردن از کتابهای سنتی در حوزه اقتصاد کلان و بازطراحی اقتصاد به عوامل تولید از قبیل سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و نیروی کار است. روش دیگر، دنبال کردن کتابهای علوم طبیعی و تجزیه کردن اقتصاد به همان نحوی است که چیزهای دیگر را تجزیه میکنند، مثل انرژی، ماده و اطلاعات. لازم به ذکر است این دو روش تجزیه و تحلیل اقتصاد، مانعالجمع نیستند. در واقع آگاهی از روش ترکیب این دو رهیافت میتواند نوعی روشنفکری باشد، زیرا در این حالت میتوان به تفسیر سنتی عوامل اقتصادی برحسب مقادیر فیزیکی و پروسههای اجتماعی کمک کرد.
📌 همچنین از راه پیوند عوامل اقتصادی با تفسیر فیزیکی آنها متوجه خواهیم شد که یک عامل مازاد دیگری وجود خواهد داشت که باید لحاظ شود. این عامل مازاد همان دانش و مهارت انباشته شده در سطح انبوه است که به افزایش تنوع و مهارت در فعالیتهای اقتصادی میانجامد و توسط هاسمن و هیدالگو تحت عنوان پیچیدگی اقتصادی نامگذاری شده است.
📌 ایدئولوژی پیچیدگی اقتصادی بر این پایه استوار است که اگر ساخت یک محصول نیازمند نوع خاصی از دانش و مهارت باشد، آنگاه میتوان نتیجه گرفت که کشورهایی که آن محصول را تولید میکنند دانش و مهارت مورد نیاز برای تولید آن را نیز دارند. به دیگر سخن، محصولات تولید شده، ردپای دانش و مهارت را به ما نشان میدهند.
📌 اقتصادهای پیچیده قابلیت این را دارند که حجم زیادی از دانش و مهارت مرتبط را در قالب شبکههای وسیعی از افراد تجمیع کرده و مجموعهای متنوع از کالاهای مولد را تولید کنند. این در حالی است که اقتصادهای با پیچیدگی کم دارای انباشت ضعیفی از دانش و مهارت بوده و دارای تنوع محصولات تولیدی کمتری هستند. از آنجا که محصولات این دسته از کشورها معمولا توسط کشورهای زیادی تولید میشود، به آنها محصولات فراگیر میگویند.
📌 محصولات فراگیر معمولا نیازمند قابلیتهای کمتری هستند. به دیگر سخن، محصولات با فراگیری کمتر، نیازمند قابلیتهای به نسبت بیشتری هستند.
به همین نحو، "تنوع" و "فراگیری"، تخمین تقریبی از تنوع قابلیتهای موجود در یک کشور برای یک محصول هستند. بنابراین در روش پیچیدگی اقتصادی، فراگیری و تنوع را برای برطرف کردن نقایص همدیگر و در جهت تکمیل هر دو با هم در نظر میگیرند.
📌 اگر کشوری محصولی را تولید میکند که دارای فراگیری کمی است (مثل نفت و ذخایر معدنی)، باید مدنظر داشت که آیا این محصول توسط کشورهایی تولید میشود که دارای تنوع در تولید محصولات پیچیده هستند یا اینکه فقط محصولات کمتنوع و فراگیر را تولید میکنند. در نتیجه به کشوری پیچیده گفته میشود که هم کالاهای پیچیده و هم کالاهای متنوع زیادی را تولید میکند.
🌐 @economic_complexity
📌روشهای متفاوتی برای توصیف رشد و توسعه اقتصادها وجود دارد. یکی از این روشها، پیروی کردن از کتابهای سنتی در حوزه اقتصاد کلان و بازطراحی اقتصاد به عوامل تولید از قبیل سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و نیروی کار است. روش دیگر، دنبال کردن کتابهای علوم طبیعی و تجزیه کردن اقتصاد به همان نحوی است که چیزهای دیگر را تجزیه میکنند، مثل انرژی، ماده و اطلاعات. لازم به ذکر است این دو روش تجزیه و تحلیل اقتصاد، مانعالجمع نیستند. در واقع آگاهی از روش ترکیب این دو رهیافت میتواند نوعی روشنفکری باشد، زیرا در این حالت میتوان به تفسیر سنتی عوامل اقتصادی برحسب مقادیر فیزیکی و پروسههای اجتماعی کمک کرد.
📌 همچنین از راه پیوند عوامل اقتصادی با تفسیر فیزیکی آنها متوجه خواهیم شد که یک عامل مازاد دیگری وجود خواهد داشت که باید لحاظ شود. این عامل مازاد همان دانش و مهارت انباشته شده در سطح انبوه است که به افزایش تنوع و مهارت در فعالیتهای اقتصادی میانجامد و توسط هاسمن و هیدالگو تحت عنوان پیچیدگی اقتصادی نامگذاری شده است.
📌 ایدئولوژی پیچیدگی اقتصادی بر این پایه استوار است که اگر ساخت یک محصول نیازمند نوع خاصی از دانش و مهارت باشد، آنگاه میتوان نتیجه گرفت که کشورهایی که آن محصول را تولید میکنند دانش و مهارت مورد نیاز برای تولید آن را نیز دارند. به دیگر سخن، محصولات تولید شده، ردپای دانش و مهارت را به ما نشان میدهند.
📌 اقتصادهای پیچیده قابلیت این را دارند که حجم زیادی از دانش و مهارت مرتبط را در قالب شبکههای وسیعی از افراد تجمیع کرده و مجموعهای متنوع از کالاهای مولد را تولید کنند. این در حالی است که اقتصادهای با پیچیدگی کم دارای انباشت ضعیفی از دانش و مهارت بوده و دارای تنوع محصولات تولیدی کمتری هستند. از آنجا که محصولات این دسته از کشورها معمولا توسط کشورهای زیادی تولید میشود، به آنها محصولات فراگیر میگویند.
📌 محصولات فراگیر معمولا نیازمند قابلیتهای کمتری هستند. به دیگر سخن، محصولات با فراگیری کمتر، نیازمند قابلیتهای به نسبت بیشتری هستند.
به همین نحو، "تنوع" و "فراگیری"، تخمین تقریبی از تنوع قابلیتهای موجود در یک کشور برای یک محصول هستند. بنابراین در روش پیچیدگی اقتصادی، فراگیری و تنوع را برای برطرف کردن نقایص همدیگر و در جهت تکمیل هر دو با هم در نظر میگیرند.
📌 اگر کشوری محصولی را تولید میکند که دارای فراگیری کمی است (مثل نفت و ذخایر معدنی)، باید مدنظر داشت که آیا این محصول توسط کشورهایی تولید میشود که دارای تنوع در تولید محصولات پیچیده هستند یا اینکه فقط محصولات کمتنوع و فراگیر را تولید میکنند. در نتیجه به کشوری پیچیده گفته میشود که هم کالاهای پیچیده و هم کالاهای متنوع زیادی را تولید میکند.
🌐 @economic_complexity
پیچیدگی اقتصاد کشور
عنوان نگاه نخست روزنامه #جهان_صنعت به قلم دکتر #بهروز_شاهمرادی، مدیر امور برنامهریزی پژوهشی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور (بخش دوم)
⚜نقش دولت در ایجاد اقتصادی با پیچیدگی بالا:
🔺در اقتصادهایی مانند اقتصاد ایران که از فقدان پیچیدگی اقتصادی رنج میبرند، داشتن یک دولت فعال جهت کمک به انباشت و ایجاد قابلیتها و دانش و مهارتهای پیچیده میتواند مفید واقع شود. با این حال، حضور دولت نباید منجر به ایجاد بنگاههای دولتی شود بلکه دولت باید بستری جهت خلق نهادها و سازمانهای جدید ایجاد کند تا مسیر بخش خصوصی در راستای ظهور بازیگران مورد نیاز در اقتصاد پیچیده را فراهم کند به نحوی که در این راستا، هم از قابلیتهای کنونی و هم از پتانسیلهای آتی استفاده شود.
🔻بنابراین از منظر پیچیدگی اقتصادی حضور دولت تنها به عنوان تسهیلکننده مسیر خلق و ایجاد قابلیتهای تولیدی توجیهپذیر است. از آنجایی که دولتها در تصمیمگیریهای اقتصادی دارای دید کلانتری نسبت به بخش خصوصی هستند، در نتیجه ترسیم و تعیین قابلیتهای مورد نیاز جهت در اختیار داشتن دانش و مهارتهای متنوع و پیچیده در راستای توسعه بازارها و هدایت اقتصاد به سمت تولید کالاهای پیچیده میتواند در زمره وظایف دولتمردان ما گنجانده شود.
🔺در این گزارش سعی شده شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران با کشورهای سند چشمانداز مقایسه شود. این کشورها عبارتند از آذربایجان، اردن، ارمنستان، عربستان سعودی، قطر، ازبکستان، ایران، ترکمنستان، عمان، کویت، رژیم اشغالگر قدس، بحرین، ترکیه، فلسطین، گرجستان، مصر، افغانستان، پاکستان، سوریه، قرقیزستان، لبنان، امارات متحده عربی، تاجیکستان، عراق، قزاقستان و یمن.
🔻بر اساس این تحقیقات رژیم اشغالگر قدس همیشه جایگاه نخست را طی این دوران به خود اختصاص داده است. نکته جالبی که اینجا مشهود است حضور کشور لبنان بعد از رژیم اشغالگر قدس است. هر چند از سال 1390 به بعد میزان این شاخص برای کشور لبنان کاهش یافته است اما با توجه به میانگین بالای این کشور طی دوره مطالعه میتوان رتبه دوم را برای این کشور لحاظ کرد. کشور ترکیه نیز جایگاه بعدی را در این شاخص به خود اختصاص داده است. شواهد بیانگر این است که این کشور بعد از سال 1390 به نسبت وضعیت بهتری از لحاظ ECI کسب کرده است. بعد از ترکیه نیز کشورهایی همچون اردن، عربستان، امارات، گرجستان و... قرار دارند. متاسفانه کشور ایران از منظر این شاخص جایگاه هفدهم را داراست و پس از ایران نیز یمن و ترکمنستان قرار دارند. کمترین میزان شاخص پیچیدگی در ایران معدل 1.14- مربوط به سال 1388 بوده و بیشترین مقدار هم برابر 0.38- مربوط به سال 1384 است. تقریبا پنج کشور برتر در سند چشمانداز (به استثنای عربستان) طی سالهای 1384 تا 1393 دارای شاخص پیچیدگی مثبت بودهاند این در حالی است که ایران طی تمام این سالها از شاخص پیچیدگی با مقادیر منفی برخوردار بوده است. ترکیه به نحوی که در بالا نیز اشاره شد، طی این سالها روند رو به رشدی داشته است. به هر حال این نمودار نشان میدهد حجم دانش مولد یا همان دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران به نسبت پنج کشور برتر در موقعیت مطلوبی قرار ندارد.
🔺بر اساس این گزارش شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران از همبستگی بالایی با شاخص پیچیدگی اقتصادی کشورهای عربستان، آذربایجان، قطر، عمان، کویت و گرجستان برخوردار است. با نگاهی گذرا به اقتصاد این کشورها میتوان متوجه شد که غالب این کشورها از اقتصادی مشابه اقتصاد ایران یعنی حضور صنعت نفت در آنها برخوردارند. اگرچه ایران در سالهای اخیر سعی داشته با ملاک قرار دادن کشورهایی مثل ترکیه در منطقه، به رشد و توسعهای مشابه به آنها دست یابد اما نتایج همبستگی حاکی از آن است که در این مهم نتوانسته به نتایج مطلوبی دست یابد چراکه وجود همبستگی منفی بالای ترکیه با ایران تنها دال بر معکوس بودن روند رشد این کشور در مقایسه با ایران بوده است. لذا وجود همبستگی منفی شاخص پیچیدگی اقتصادی بین ایران و ترکیه بیانگر به خطا رفتن ایران در مقایسه با کشور ترکیه است.
🔻بر اساس تحقیقات صورتگرفته، به استثنای ترکیه بقیه کشورها از جمله ایران از نوسانات شدید در روند شاخص پیچیدگی اقتصادی رنج میبرند. دایره نوسانات از سال 1387 به بعد بیشتر میشود که بخش عمده آن را میتوان منتج از بحران مالی اواسط 1386 به بعد دانست.
🔺در هر صورت چنانچه بخواهیم روندی پایدار، مشابه آنچه ترکیه تجربه کرده است را به دست آوریم، نیاز است از چنین نوساناتی پرهیز کرده و اقتصادی با روندهای قابل پیشبینیتر و قابل اتکاتر داشته باشیم.
🌐 @economic_complexity
عنوان نگاه نخست روزنامه #جهان_صنعت به قلم دکتر #بهروز_شاهمرادی، مدیر امور برنامهریزی پژوهشی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور (بخش دوم)
⚜نقش دولت در ایجاد اقتصادی با پیچیدگی بالا:
🔺در اقتصادهایی مانند اقتصاد ایران که از فقدان پیچیدگی اقتصادی رنج میبرند، داشتن یک دولت فعال جهت کمک به انباشت و ایجاد قابلیتها و دانش و مهارتهای پیچیده میتواند مفید واقع شود. با این حال، حضور دولت نباید منجر به ایجاد بنگاههای دولتی شود بلکه دولت باید بستری جهت خلق نهادها و سازمانهای جدید ایجاد کند تا مسیر بخش خصوصی در راستای ظهور بازیگران مورد نیاز در اقتصاد پیچیده را فراهم کند به نحوی که در این راستا، هم از قابلیتهای کنونی و هم از پتانسیلهای آتی استفاده شود.
🔻بنابراین از منظر پیچیدگی اقتصادی حضور دولت تنها به عنوان تسهیلکننده مسیر خلق و ایجاد قابلیتهای تولیدی توجیهپذیر است. از آنجایی که دولتها در تصمیمگیریهای اقتصادی دارای دید کلانتری نسبت به بخش خصوصی هستند، در نتیجه ترسیم و تعیین قابلیتهای مورد نیاز جهت در اختیار داشتن دانش و مهارتهای متنوع و پیچیده در راستای توسعه بازارها و هدایت اقتصاد به سمت تولید کالاهای پیچیده میتواند در زمره وظایف دولتمردان ما گنجانده شود.
🔺در این گزارش سعی شده شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران با کشورهای سند چشمانداز مقایسه شود. این کشورها عبارتند از آذربایجان، اردن، ارمنستان، عربستان سعودی، قطر، ازبکستان، ایران، ترکمنستان، عمان، کویت، رژیم اشغالگر قدس، بحرین، ترکیه، فلسطین، گرجستان، مصر، افغانستان، پاکستان، سوریه، قرقیزستان، لبنان، امارات متحده عربی، تاجیکستان، عراق، قزاقستان و یمن.
🔻بر اساس این تحقیقات رژیم اشغالگر قدس همیشه جایگاه نخست را طی این دوران به خود اختصاص داده است. نکته جالبی که اینجا مشهود است حضور کشور لبنان بعد از رژیم اشغالگر قدس است. هر چند از سال 1390 به بعد میزان این شاخص برای کشور لبنان کاهش یافته است اما با توجه به میانگین بالای این کشور طی دوره مطالعه میتوان رتبه دوم را برای این کشور لحاظ کرد. کشور ترکیه نیز جایگاه بعدی را در این شاخص به خود اختصاص داده است. شواهد بیانگر این است که این کشور بعد از سال 1390 به نسبت وضعیت بهتری از لحاظ ECI کسب کرده است. بعد از ترکیه نیز کشورهایی همچون اردن، عربستان، امارات، گرجستان و... قرار دارند. متاسفانه کشور ایران از منظر این شاخص جایگاه هفدهم را داراست و پس از ایران نیز یمن و ترکمنستان قرار دارند. کمترین میزان شاخص پیچیدگی در ایران معدل 1.14- مربوط به سال 1388 بوده و بیشترین مقدار هم برابر 0.38- مربوط به سال 1384 است. تقریبا پنج کشور برتر در سند چشمانداز (به استثنای عربستان) طی سالهای 1384 تا 1393 دارای شاخص پیچیدگی مثبت بودهاند این در حالی است که ایران طی تمام این سالها از شاخص پیچیدگی با مقادیر منفی برخوردار بوده است. ترکیه به نحوی که در بالا نیز اشاره شد، طی این سالها روند رو به رشدی داشته است. به هر حال این نمودار نشان میدهد حجم دانش مولد یا همان دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران به نسبت پنج کشور برتر در موقعیت مطلوبی قرار ندارد.
🔺بر اساس این گزارش شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران از همبستگی بالایی با شاخص پیچیدگی اقتصادی کشورهای عربستان، آذربایجان، قطر، عمان، کویت و گرجستان برخوردار است. با نگاهی گذرا به اقتصاد این کشورها میتوان متوجه شد که غالب این کشورها از اقتصادی مشابه اقتصاد ایران یعنی حضور صنعت نفت در آنها برخوردارند. اگرچه ایران در سالهای اخیر سعی داشته با ملاک قرار دادن کشورهایی مثل ترکیه در منطقه، به رشد و توسعهای مشابه به آنها دست یابد اما نتایج همبستگی حاکی از آن است که در این مهم نتوانسته به نتایج مطلوبی دست یابد چراکه وجود همبستگی منفی بالای ترکیه با ایران تنها دال بر معکوس بودن روند رشد این کشور در مقایسه با ایران بوده است. لذا وجود همبستگی منفی شاخص پیچیدگی اقتصادی بین ایران و ترکیه بیانگر به خطا رفتن ایران در مقایسه با کشور ترکیه است.
🔻بر اساس تحقیقات صورتگرفته، به استثنای ترکیه بقیه کشورها از جمله ایران از نوسانات شدید در روند شاخص پیچیدگی اقتصادی رنج میبرند. دایره نوسانات از سال 1387 به بعد بیشتر میشود که بخش عمده آن را میتوان منتج از بحران مالی اواسط 1386 به بعد دانست.
🔺در هر صورت چنانچه بخواهیم روندی پایدار، مشابه آنچه ترکیه تجربه کرده است را به دست آوریم، نیاز است از چنین نوساناتی پرهیز کرده و اقتصادی با روندهای قابل پیشبینیتر و قابل اتکاتر داشته باشیم.
🌐 @economic_complexity
📣 از دوستانی که در زمینه پیچیدگی اقتصادی مطالعاتی داشته اند دعوت میشود تا جهت درج یافته های خود در کانال پیچیدگی اقتصادی از طرق زیر با مدیر کانال ارتباط برقرار نمایند.
📧 [email protected]
و ارتباط از طریق تلگرام با شماره زیر
☎️ 09183791572
🌐 @economic_complexity
📧 [email protected]
و ارتباط از طریق تلگرام با شماره زیر
☎️ 09183791572
🌐 @economic_complexity
پیچیدگی اقتصاد کشور
عنوان نگاه نخست #روزنامه_جهان صنعت به قلم دکتر #بهروز_شاهمرادی، مدیر امور برنامهریزی پژوهشی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور (بخش پایانی)
⚜ ایجاد شبکههای درهمتنیده
🖌 با این اوصاف ایجاد اقتصادهای پیچیده نیازمند حضور پررنگ و فعال دولتهاست. بنابراین به مدیران و سیاستگذاران حوزه اقتصاد کلان پیشنهاد میشود با ایجاد بسترهایی جهت افزایش توزیع دانش و مهارت متنوع در جامعه در تحقق اقتصادی با پیچیدگی بالا مشارکت کنند.
✏️ یکی از هنرهای اصلی ایجاد شبکههای درهمتنیده در پیچیدگی اقتصادی، توانایی دولتها برای تجمیع و مدیریت دانش و مهارتهای پراکنده در جامعه است. لذا چنانچه مدیران و سیاستگذاران ما بتوانند سیاستهایی را اتخاذ کنند که دانش و مهارتهای موجود در جامعه را در قالب شبکههای درهمتنیده تجمیع کنند، آنگاه میتوان شاهد تولید محصولات با درجه پیچیدگی بالاتری بود.
🖌 شناسایی صنایع با پیچیدگی بالا میتواند منجر به شکوفایی و رونق اقتصادی گردد به همین دلیل هدایت نظامهای تصمیمگیری و قانونگذاری در راستای تسهیل و ایجاد صنایع با پیچیدگی اقتصادی بالا میتواند در زمره تلاشهای سیاستگذاران اقتصادی این حوزه قرار گیرد.
✏️ از آنجا که استفاده از رویکرد پیچیدگی اقتصادی میتواند به تصمیمگیری معقولانهتر و مفیدتری در اقتصاد دانشبنیان منجر شود، بنابراین به مدیران و سیاستگذاران حوزه اقتصاد کلان پیشنهاد میشود از چنین نقشههایی در کنار روشهای دیگر استفاده کنند تا ضمن درک بهتر از وقایع موجود در اقتصاد به تصمیمات درست و کارآمدتری در این زمینه نائل شوند.
🌐 @economic_complexity
عنوان نگاه نخست #روزنامه_جهان صنعت به قلم دکتر #بهروز_شاهمرادی، مدیر امور برنامهریزی پژوهشی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور (بخش پایانی)
⚜ ایجاد شبکههای درهمتنیده
🖌 با این اوصاف ایجاد اقتصادهای پیچیده نیازمند حضور پررنگ و فعال دولتهاست. بنابراین به مدیران و سیاستگذاران حوزه اقتصاد کلان پیشنهاد میشود با ایجاد بسترهایی جهت افزایش توزیع دانش و مهارت متنوع در جامعه در تحقق اقتصادی با پیچیدگی بالا مشارکت کنند.
✏️ یکی از هنرهای اصلی ایجاد شبکههای درهمتنیده در پیچیدگی اقتصادی، توانایی دولتها برای تجمیع و مدیریت دانش و مهارتهای پراکنده در جامعه است. لذا چنانچه مدیران و سیاستگذاران ما بتوانند سیاستهایی را اتخاذ کنند که دانش و مهارتهای موجود در جامعه را در قالب شبکههای درهمتنیده تجمیع کنند، آنگاه میتوان شاهد تولید محصولات با درجه پیچیدگی بالاتری بود.
🖌 شناسایی صنایع با پیچیدگی بالا میتواند منجر به شکوفایی و رونق اقتصادی گردد به همین دلیل هدایت نظامهای تصمیمگیری و قانونگذاری در راستای تسهیل و ایجاد صنایع با پیچیدگی اقتصادی بالا میتواند در زمره تلاشهای سیاستگذاران اقتصادی این حوزه قرار گیرد.
✏️ از آنجا که استفاده از رویکرد پیچیدگی اقتصادی میتواند به تصمیمگیری معقولانهتر و مفیدتری در اقتصاد دانشبنیان منجر شود، بنابراین به مدیران و سیاستگذاران حوزه اقتصاد کلان پیشنهاد میشود از چنین نقشههایی در کنار روشهای دیگر استفاده کنند تا ضمن درک بهتر از وقایع موجود در اقتصاد به تصمیمات درست و کارآمدتری در این زمینه نائل شوند.
🌐 @economic_complexity
〽️ کاربردهای شاخص پیچیدگی اقتصادی
🖊عاطفه آدینه
💠 شاخص پیچیدگی اقتصادی بر پایه تعداد و پیچیدگی کالاهایی که یک کشور بر اساس مزیت نسبی خود صادر میکند ، طراحی شده است. تجربه نشان داده است، کشورهایی که با توجه به شاخص پیچیدگی اقتصادی در موقعیت خوبی قرار دارند، در سطح درآمدشان تمایل به سطح بالاتری از رشد اقتصادی دارند و توانایی صادرات محصولات جدید، بازتاب این حقیقت است که کشور دانش تولیدی جدید را به دست آورده است. همچنین به این معناست که فرصت های جدید برای پیشرفت هم ایجاد خواهد شد.
💠 کشورها می توانند از طریق افزایش تعداد فعالیت های مختلف با محور حرکت به سمت فعالیت های پیچیده تر مقدار این شاخص را بهبود بخشند. شاخص پیچیدگی اقتصادی برای هر کشور میتواند نقشه و وضعیت فرصت ها و بسترهای مناسب موجود برای سرمایه گذاری را نشان دهد . بنابراین این شاخص می تواند توسط بنگاه هایی مورد استفاده قرار گیرد که به دنبال شناسایی موقعیت مناسب به منظور تولید یک محصول متنوع یا شناسایی ظرفیت های تولیدی در یک کشور خاص هستند .
⏮ کانال پیچیدگی اقتصادی را از طریق آدرس زیر دنبال کنید ↙️
🌐 @economic_complexity
🖊عاطفه آدینه
💠 شاخص پیچیدگی اقتصادی بر پایه تعداد و پیچیدگی کالاهایی که یک کشور بر اساس مزیت نسبی خود صادر میکند ، طراحی شده است. تجربه نشان داده است، کشورهایی که با توجه به شاخص پیچیدگی اقتصادی در موقعیت خوبی قرار دارند، در سطح درآمدشان تمایل به سطح بالاتری از رشد اقتصادی دارند و توانایی صادرات محصولات جدید، بازتاب این حقیقت است که کشور دانش تولیدی جدید را به دست آورده است. همچنین به این معناست که فرصت های جدید برای پیشرفت هم ایجاد خواهد شد.
💠 کشورها می توانند از طریق افزایش تعداد فعالیت های مختلف با محور حرکت به سمت فعالیت های پیچیده تر مقدار این شاخص را بهبود بخشند. شاخص پیچیدگی اقتصادی برای هر کشور میتواند نقشه و وضعیت فرصت ها و بسترهای مناسب موجود برای سرمایه گذاری را نشان دهد . بنابراین این شاخص می تواند توسط بنگاه هایی مورد استفاده قرار گیرد که به دنبال شناسایی موقعیت مناسب به منظور تولید یک محصول متنوع یا شناسایی ظرفیت های تولیدی در یک کشور خاص هستند .
⏮ کانال پیچیدگی اقتصادی را از طریق آدرس زیر دنبال کنید ↙️
🌐 @economic_complexity
〽️ انباشت قابلیتها و مشکل مرغ و تخم مرغ
❗️ انباشت قابلیتها مشکل است؛ چراکه انجام دادن آن متضمن حل مشکلی به اسم مشکل مرغ و تخم مرغ است. چون از یک سو کشورها نمیتوانند محصولاتی را تولید کنند که نیازمند قابلیتهایی است که در اختیار ندارند؛ از سوی دیگر آنها انگیزه کمی برای انباشت این قابلیتها در جاهایی دارند که صنایع مورد نیازشان در آنجا وجود ندارند.
🔅 این قضیه بیشتر زمانی صدق میکند که بخش عمده ای از قابلیتهای مورد نیاز برای ایجاد یک صنعت را نداشته باشیم. در این حالت با فرض در اختیار نداشتن قابلیتهای دیگر، تنها ایجاد و عرضۀ قابلیتی که نداریم، نمیتواند به ایجاد یک صنعت در آن منطقه منجر شود.
🔅 در جهانی که قابلیتها مکمل همدیگرند، قابلیتهای جدید فقط به خاطر اینکه قابلیتهای دیگر وجود ندارند مورد تقاضا قرار نخواهند گرفت.
🔅 این مثال را در نظر بگیرید که کشوری که صادرکننده محصولات تازه نیست احتمالاً یا فاقد زنجیرۀ تدارکات سردخانه ای است و یا امور گمرکات سریع اتفاق نمی افتد و یا شاید فاقد یک نظام گواهی سلامت غذایی باشد. تمام موارد عنوان شده برای صادرات محصول به صورت بالفعل لازم هستند. سرمایه گذاری که به منجمد کردن و حمل محصول تازه تمایل دارد، به یقین برای انجام این امر هیچ انگیزه ای پیدا نخواهد کرد؛ چراکه در این حالت لازم است تا گواهی مورد نظر برای تأیید این محصولات را بدست آورد و هم نیازمند امور گمرکی نسبتا سریع است. اما همچنان چنین نظامهایی که بتوانند این خدمات را فراهم کنند در آن منطقه وجود ندارند.
🔅 بنابراین اگر قابلیتهای جدید بتوانند با قابلیتهایی که در حال حاضر در یک کشور وجود دارند ترکیب شوند، راحت تر قابل تحصیل خواهند بود. این کار نیاز به هماهنگی انباشت چندین قابلیت جدید بصورت همزمان را کاهش میدهد. بنابراین، در مثال ما اگر تنها فقدان امور گمرکی وجود داشته باشد ساده تر میتوان صنعت صادرات محصول تازه را توسعه داد. به همین دلیل احتمال آن وجود دارد که کشورها راحت تر بتوانند به سمت تولید محصولاتی پیش بروند که قابلیتهای مورد نیاز برای آنها در حال حاضر در کشور وجود داشته باشد.
🔅 یکی از پیامدهای این قضیه میتواند این باشد که یک کشور میتواند با حرکت کردن از سمت محصولاتی که در حال حاضر تولید میکند به سمت محصولاتی که دانش تجمیع شدۀ مشابهی را نیاز دارند تنوع تولیدی پیدا کند. بنابراین، برای مثال، حرکت از سمت تولید پیراهن به سمت تولید بلوز برای یک کشور بسیار سادهتر از حرکت از تولید پیراهن به سمت تولید موتور است؛ به این دلیل که از منظر دانش تجمیع یافته، پیراهن بیشتر شبیه به بلوز است تا شبیه به موتور.
🔆 بنابراین، کشورها به سمت تولیدات محصولاتی حرکت خواهند کرد که از بعد قابلیتهایی که در اختیار دارند به محصولاتی که اکنون آنها را تولید میکنند مشابه باشند. این همان مسیر توسعه ای است که نقشه فضای محصول میتواند به ما نشان دهد.
✳️ کانال #پیچیدگی_اقتصادی را از طریق آدرس زیر دنبال کنید ↙️
🌐 @economic_complexity
❗️ انباشت قابلیتها مشکل است؛ چراکه انجام دادن آن متضمن حل مشکلی به اسم مشکل مرغ و تخم مرغ است. چون از یک سو کشورها نمیتوانند محصولاتی را تولید کنند که نیازمند قابلیتهایی است که در اختیار ندارند؛ از سوی دیگر آنها انگیزه کمی برای انباشت این قابلیتها در جاهایی دارند که صنایع مورد نیازشان در آنجا وجود ندارند.
🔅 این قضیه بیشتر زمانی صدق میکند که بخش عمده ای از قابلیتهای مورد نیاز برای ایجاد یک صنعت را نداشته باشیم. در این حالت با فرض در اختیار نداشتن قابلیتهای دیگر، تنها ایجاد و عرضۀ قابلیتی که نداریم، نمیتواند به ایجاد یک صنعت در آن منطقه منجر شود.
🔅 در جهانی که قابلیتها مکمل همدیگرند، قابلیتهای جدید فقط به خاطر اینکه قابلیتهای دیگر وجود ندارند مورد تقاضا قرار نخواهند گرفت.
🔅 این مثال را در نظر بگیرید که کشوری که صادرکننده محصولات تازه نیست احتمالاً یا فاقد زنجیرۀ تدارکات سردخانه ای است و یا امور گمرکات سریع اتفاق نمی افتد و یا شاید فاقد یک نظام گواهی سلامت غذایی باشد. تمام موارد عنوان شده برای صادرات محصول به صورت بالفعل لازم هستند. سرمایه گذاری که به منجمد کردن و حمل محصول تازه تمایل دارد، به یقین برای انجام این امر هیچ انگیزه ای پیدا نخواهد کرد؛ چراکه در این حالت لازم است تا گواهی مورد نظر برای تأیید این محصولات را بدست آورد و هم نیازمند امور گمرکی نسبتا سریع است. اما همچنان چنین نظامهایی که بتوانند این خدمات را فراهم کنند در آن منطقه وجود ندارند.
🔅 بنابراین اگر قابلیتهای جدید بتوانند با قابلیتهایی که در حال حاضر در یک کشور وجود دارند ترکیب شوند، راحت تر قابل تحصیل خواهند بود. این کار نیاز به هماهنگی انباشت چندین قابلیت جدید بصورت همزمان را کاهش میدهد. بنابراین، در مثال ما اگر تنها فقدان امور گمرکی وجود داشته باشد ساده تر میتوان صنعت صادرات محصول تازه را توسعه داد. به همین دلیل احتمال آن وجود دارد که کشورها راحت تر بتوانند به سمت تولید محصولاتی پیش بروند که قابلیتهای مورد نیاز برای آنها در حال حاضر در کشور وجود داشته باشد.
🔅 یکی از پیامدهای این قضیه میتواند این باشد که یک کشور میتواند با حرکت کردن از سمت محصولاتی که در حال حاضر تولید میکند به سمت محصولاتی که دانش تجمیع شدۀ مشابهی را نیاز دارند تنوع تولیدی پیدا کند. بنابراین، برای مثال، حرکت از سمت تولید پیراهن به سمت تولید بلوز برای یک کشور بسیار سادهتر از حرکت از تولید پیراهن به سمت تولید موتور است؛ به این دلیل که از منظر دانش تجمیع یافته، پیراهن بیشتر شبیه به بلوز است تا شبیه به موتور.
🔆 بنابراین، کشورها به سمت تولیدات محصولاتی حرکت خواهند کرد که از بعد قابلیتهایی که در اختیار دارند به محصولاتی که اکنون آنها را تولید میکنند مشابه باشند. این همان مسیر توسعه ای است که نقشه فضای محصول میتواند به ما نشان دهد.
✳️ کانال #پیچیدگی_اقتصادی را از طریق آدرس زیر دنبال کنید ↙️
🌐 @economic_complexity
#معرفی_کتاب
📕 عنوان کتاب: چرا اطلاعات رشد می یابد؟ تکامل نظم، از اتم ها تا اقتصادها
ناشر: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
@economic_complexity
اطلاعات 👇👇
📕 عنوان کتاب: چرا اطلاعات رشد می یابد؟ تکامل نظم، از اتم ها تا اقتصادها
ناشر: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
@economic_complexity
اطلاعات 👇👇