پیچیدگی اقتصادی
348 subscribers
41 photos
9 videos
24 files
103 links
کانال "پیچیدگی اقتصادی"- دکتر بهروز شاهمرادی؛ عضو هیئت علمی گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

⚜️دانش پیچیدگی اقتصادی، تصویری از قابلیتهای اقتصادی و مسیر توسعه کشورها را ارائه میکند⚜️
راه های تماس
[email protected]
ارتباط با ادمین
@bsheco
Download Telegram
✔️ بیان مفهومی شاخص پیچیدگی اقتصادی با استفاده از مدل زیر :

🔅 در شکل زیر کشورهای (1)، (2) و (3) را به عنوان یک نمونه فرضی از دنیای واقعی در نظر می گیریم و (الف)، (ب) و (پ) را به عنوان نمادی از محصولات تولیدی تجسم می کنیم.

🔅 قابل مشاهده است که کشور (1) قادر به تولید هر سه محصول در اقتصاد خود است. درنتیجه از لحاظ شاخص پیچیدگی اقتصادی مقام اول را از منظر تنوع اقتصادی به خود اختصاص می دهد. درحالیکه کشورهای (2) و (3) در رتبه های بعدی قرار می گیرند.

🔅 از بعد محصولات، از آنجا که محصول (الف) تنها توسط کشور (1) تولید می شود که دارای بیشترین تنوع است، لذا به عنوان محصول با کمترین فراگیری شناخته می شود و محصول (پ) نیز به عنوان فراگیرترین محصول شناخته می شود.

از تلفیق این دو مقوله (تنوع و فراگیری) می توان به شاخصی دسترسی پیدا کرد که بیانگر شاخص پیچیدگی اقتصادی یک کشور است.

〽️تا قبل از رویکرد پیچیدگی اقتصادی، روشی قابل اتکاء برای محاسبه دانش و مهارت یا همان دانش مولد معرفی نشده است. محصولات، آینه و بازتاب رشد و مهارت موجود در یک اقتصاد هستند؛ بدین معنی که محصول تولید شده معرف دانش و مهارت نهفته شده در تولید خود است. درنتیجه می توان از محصولات به عنوان معیاری از دانش مولد موجود در آن اقتصاد استفاده کرد، و این همان اهتمامی است که در رویکرد پیچیدگی اقتصادی به دنبال آن هستیم.

☼محصولات تولید شده در اقتصاد متضمن دانش و مهارت تولیدی در خود هستند. در نتیجه با دانستن میزان پیچیدگی محصولات می توان به میزان دانش و مهارت موجود در آنها دست یافت. بدین نحو هر چه محصول پیچیده تر باشد بیانگر دانش و مهارت های پیچیده تری است و بالعکس. از تجمیع دانش و مهارتهای موجود در جامعه نیز می توان به حجم دانش مولد یا همان اقتصاد دانش بنیان در اقتصاد پی برد.

🌐 @economic_complexity
❇️ تئوری نفر بایت و بنگاه بایت

💠 وجود دو مؤلفه می تواند توانایی جمعی ما برای انباشت دانش را محدود ‌کند؛ یکی ظرفیت محدود افراد در انباشت دانش مولد است که موجب پراکنده شدن آن بین افراد مختلف می‌شود، و دیگری مشکل ایجاد ارتباط بین این افراد درون یک شبکه برای دوباره کنار هم قرار دادن این دانش و مهارت پراکنده شده، است.

💠 اکثر محصولات نیازمند دانش و مهارتی فراتر از میزانی هستند که یک فرد می تواند در سیستم عصبی خود در اختیار داشته باشد. اگر فرض هاسمن و هیدالگو (2011) در مورد ظرفیت هر فردی برای در اختیار داشتن مهارت را برابر با یک نفربایت در نظر بگیریم، آنگاه برای ساخت محصولی که نیازمند 100 نفربایت است، باید سازمان یا بنگاهی داشته باشیم که دارای حاقل 100 نفربایت باشد (هر نفر بایت دارای دانش متفاوتی باشد).

💠در این حالت تنها با تقسیم نیروی کار و سپس تخصص یافتن آنها، تولید چنین محصولی امکانپذیر است. لذا از ترکیب نفربایت ها می توان به مردم بایت رسید، که این ترکیب برعهده سازمانها و بازارها می باشد.

💠 نفربایت‌ها معیار پایه هستند. بدین معنی که انباشت میزانی از دانش مولد که کوچک‌تر از یک نفربایت است توسط محدودیت‌های فردی محدود شده است (شامل تجربه و یادگیری اجتماعی)؛ درحالی‌که انباشت مقدار دانش مولدی را که بزرگ‌تر از یک نفربایت است، محدودیت‌های اجتماعی محدود کرده است (شامل جمع‌آوری قطعات و توزیع آن دانش و مهارت است).

💠 اگر فرض بگیریم که هر فردی قادر به در اختیار داشتن یک نفربایت دانش مولد باشد، آنگاه تمام محصولات نیازمند مقداری فراتر از یک نفربایت دانش مولد برای تولید خواهند بود؛ یعنی نیازمند گروه‌هایی از افراد برای تولید کالاها هستند. بعلاوه، فراهم کردن گروهی که به ساخت محصولات پیچیده توانا باشد نیازمند انباشت دانش و مهارتی است که در بطن شبکه اجتماعی کمابیش موجود باشد.

💠 تکثیر محدود ابرکارخانه‌هایی مثل ایران خودرو، بیانگر این است که شاید مکانیزمی وجود دارد که اندازه شبکه‌هایی را که ما بنگاه می‌نامیم محدود می‌کند و به توزیعِ تولید بین شبکه‌هایی از بنگاه‌ها منجر می‌گردد. این قضیه، وجود محدودیت مقداری (کمّی) دیگری را پیشنهاد می‌کند که بنگاه‌بایت نامیده می شود. بنگاه‌بایت همانند نفربایت است، فقط به‌جای توزیع دانش مولد بین مردم، آنها را بین شبکه‌ای از بنگاه‌ها توزیع می‌کنیم.

💠 تقابل بین حجم بالای دانش و مهارت مورد نیاز برای ساخت پیچیده‌ترین محصولات دنیا و ظرفیت محدود مهارت بنگاه‌ها، توضیح می‌دهد که چرا ما محدودیت بنگاه بایت را شکستیم و اینکه چرا شبکه‌های بنگاه‌ها برای ساخت محصولات پیچیده مورد نیاز است.

🌐 @economic_complexity
💢 نمودار زیر، بیانگر متوسط فراگیری محصولات صادراتی کشورهای تحت بررسی طی دوره 2005 تا 2014 است.

🔹یمن با داشتن متوسط فراگیری 32 و قزاقستان و رژیم اشغالگر هر دو با متوسط فراگیری 21 به ترتیب بالاترین و پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داده اند.

🔸متوسط فراگیری محصولات صادراتی، بیانگر تعداد کشورهایی است که قابلیت صادرات محصولات کشور مورد نظر را دارند. به بیان دیگر متوسط فراگیری 24 در محصولات ایران بازگو کننده این واقعیت است که به طور متوسط 24 کشور دیگر در دنیا حضور دارند که قابلیت صادرات محصولات صادراتی ایران را دارند. بنابراین بالتبع چنانچه این رقم کاهش پیدا کند مبین قدرت رقابت پذیری محصولات تولید شده توسط یک کشور است.

🔹به همین دلیل می توان گفت که محصولات تولید شده توسط کشورهای قزاقستان و رژیم اشغالگر دارای رقیبان کمتری در سطح بین المللی هستند. یکی از دلایل اصلی آن هم شاید نیاز به داشتن دانش و مهارت پیچیده (با کیفیت) در راستای تولید چنین محصولاتی است.


🌐 @economic_complexity
محصولات تولید شده در یک کشور ردپای چه چیزی هایی هستند؟
محصولات به ‌عنوان متبلورهای تصور به ما کمک می‌کنند تا تمایل مردم به محصولات را درک کنیم و نیز به ما اجازه می‌دهد تا پروسه‌های مهم اقتصادی را بازتفسیر کنیم.

به‌ عنوان مثال، تجارت بین‌الملل را در نظر بگیرید. صادرات محصول را برحسب تصورات متبلور شده ترسیم کنید که به ما می‌گوید در جهانی زندگی می‌کنیم که برخی کشورها واردکننده محض تصورات هستند، در حالی ‌که دیگران صادرکننده محض آن­ها هستند.

ایده متبلور کردن تصورات به ما می‌گوید که ساختار صادراتی یک کشور دربرگیرنده اطلاعات چیزهایی فراتر از فراوانی سرمایه و نیروی کار است. ساختار صادراتی یک کشور ردپایی است که به ما در مورد توانایی مردم کشوری می‌گوید که در آن نمونه‌ های ملموس از اشیاء متصور را خلق می‌کنند؛ مثل اتومبیل، ماشین‌های قهوه ­ساز، قطارهای مترو، ‍ موتورسیکلت‌ها و البته ده‌ها هزار عامل مشخص که برای پدید آوردن این محصولات پیچیده مورد نیاز است.

در واقع، ترکیب صادرات یک کشور به ما در مورد دانش و مهارت انباشته شده در مردم آن کشور، اطلاع می‌دهد.


🌐@economic_complexity
اندازه ­گیری مجاورت در رویکرد پیچیدگی اقتصادی


💭 برای تولید محصولات به مجموعه ­ای از دانش و مهارتهای تجمیع­ شده نیاز داریم که آن­ها را به ­اصطلاح «قابلیت» می­ نامیم. قابلیت‌های مورد نیاز برای تولید یک محصول ممکن است برای تولید دیگر محصولات مفید نباشند. از آنجا که قابلیت­ها را به ­طور مستقیم نمی ­بینیم، رویکرد پیچیدگی اقتصادی از طریق مشابهت بین قابلیت­های موردنیاز برای تولید یک جفت محصول با محاسبه احتمال همزمانی صادرات آن­ها می تواند به این نتیجه پی ببرد.


💭 برای کمی کردن این مشابهت، فرض می‌کنیم که اگر دو محصول از بیشترین اشتراک قابلیت­های مورد نیاز برخوردار باشند آن­گاه کشورهایی که یکی از این دو محصول را صادر می­کنند می­توانند صادرکنندۀ محصول دیگر هم باشند. با این فرض، محصولاتی که از اشتراک قابلیت­های کمتری برخوردارند از احتمال صادرات هم­زمان کمتری برخوردارند.


🌐 @economic_complexity
🎯اندر احوالات اعلام آمارهای متفاوت اقتصادی

شرکتی فراخوان داد که میخواهد یک نفر را استخدام کند. سه نفر شرکت کردند: یک ریاضیدان، یک حسابدار و یک اقتصاددان.
از ریاضیدان پرسیدند ۲+۲ چند می شود گفت معلوم است ۴
از حسابدار همین سوال پرسیده شد او گفت اگر تقریبی محاسبه کنیم می تواند برابر ۴ شود.
نوبت به اقتصاددان رسید او در را قفل کرد لامپ ها را خاموش نمود و پرده ها را کشید و کنار پرسشگر رفت و گفت دوست داری چند شود؟

📢این تمثیل دقیقا علت تفاوتهای آماری در ایران را بیان میدارد. بسته به تمایل نهاد متقاضی آمار و اطلاعات متفاوتی را همیشه در اقتصاد شاهد بوده و هستیم. اقتصاددانان ما در نهادهای تصمیم گیری و سیاستگذاری باید در تحلیل های اقتصادی خود ملاحظات سیاسی را به حداقل برسانند تا بتوان اقتصاد را به سمت شفاف سازی هدایت نمود.


به کانال پیچیدگی اقتصادی بپیوندید.
👇👇👇👇
@economic_complexity
دیدگاه پیچیدگی اقتصادی در مورد نقش دولت در اقتصاد


🔗 اقتصاد یک کشور را به مثابه جنگلی در نظر بگیرید، صنایع آنرا هم بعنوان درختان جنگل قلمداد کنید که میمونهای این جنگل هم بنگاه های درون آن اقتصاد را تشکیل می دهند و میوه هایی که روی چنین درختانی هستند هم نمادی از سودهای قابل اکتساب توسط میمونها یا همان بنگاه ها باشند.

🔗درخت­ها برای اینکه درون یک جنگل کنار هم قرار بگیرند نیازمند قابلیت­های مشابه­ ای هستند. درخت­هایی که از هم فاصله بیشتری دارند متضمن قابلیت­های متفاوتی هستند.

🔗 اگر کشورها، مجموعه­ ای از بنگاه ­هایی باشند که محصولات متفاوتی را تولید می­کنند، آنگاه ما می­توانیم این بنگاه­ها را به عنوان میمون­هایی در نظر بگیریم که روی این درخت­ها زندگی می­کنند و محصولات مشخصی را استخراج می­کنند.

🔗کشورها از لحاظ تعداد و موقعیت میمون­های درون جنگل­های خود، متفاوت هستند. پروسه توسعه که مستلزم افزایش تنوع و پیچیدگی محصول است، شبیه کلونی میمون­ها در جنگل است که درختهای بیشتری را اشغال می­کنند و به سمت درخت­های پیچیده تر و پر میوه ­تر حرکت می­کنند.


🔗 اگر درخت­ها به صورت یکپارچه­ در کنار هم قرار گرفته باشند، آنگاه برای میمون ­ها ساده­ تر خواهد بود تا از یک درخت به سمت درخت دیگری بپرند و جنگل را تحت پوشش جمعیت خود قرار دهند. اما درخت­ها اگر از هم منفک و جدا باشند، آنگاه ممکن است میمون­ها در همان فعالیت­های کنونی خودشان محدود شوند.

🔗در اینحالت دولتها می توانند با ایجاد درختان رابط و یا پلهایی جهت اتصال درختان منفصل از هم بستری را فراهم نمایند تا بتوانند منجر به حرکت میمونها به سمت درختان پربارتر و پیچیده تر شود.

🔗 اگر اقتصاد یک کشور ناهمگن باشد، آنگاه این امکان وجود دارد که وصله ­هایی از محصولات به شدت وابسته وجود داشته باشند که ایجاد قابلیت­های جدید و توسعه آن­ها به سمت محصولات جدید را آسان­ تر کند. همچنین ممکن است که وصله­ هایی هم وجود داشته باشند که پروسه انباشت قابلیت­ها و تنوع محصولات را سخت­ تر کند. این­ها همان وصله ­هایی هستند که در اقتصاد جنگلی ما، ارتباطات (پیوند) کمتری را به خود اختصاص داده ­اند.

🕪 بنابراین در رویکرد پیچیدگی اقتصادی نقش دولت بستر سازی (اعم از هدایت میمونها یا ایجاد درختان) برای میمونها جهت حرکت به سوی درختان در هم تنیده تر و پربارتر است.

بهروز شاهمرادی، عضو هیات علمی گروه اقتصاد علم، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

به کانال پیچیدگی اقتصادی بپیوندید
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🌐 @economic_complexity
شکل نقشۀ فضای محصولی که ما در آن زندگی می­کنیم به چه صورت است؟

🔹آیا شبیه به جهانی است که در آن جنگل­ها از هم فاصله دارند یا درهم تنیده­ اند. شکل زیر نشان­ دهنده ترسیمی از فضای محصول ساخته ­شده با استفاده از داده­ های تجارت جهانی برای سال­های 2006 و 2008 است. در این حالت، گره ­ها بیان­گر محصولات هستند و اندازۀ آن­ها، سهم­ شان را در تجارت جهانی آن محصول نشان می­دهد. پیوند­هایی که آن محصولات را با هم مرتبط کرده­ اند بالاترین احتمال صادرات هم­زمان محصولات را نشان می­دهند. این ترسیم نشان می­دهد که فضای محصول همگنی بالایی دارد. بعضی بخش­های آن، درهم ­تنیدگی گروه­ های مرتبطی از محصولات را نشان می­دهند، در حالی که بخش­های دیگر به منفک بودن از همدیگر گرایش دارند.

🔸فضای محصول بیان­گر این است که بیشتر محصولات به­­ طور طبیعی در گروه­هایی با درهم ­تنیدگی بالا قرار گرفته ­اند، که این نشان می­دهد محصولات موجود در این گروه­ ها، از قابلیت­هایی مشابه استفاده می­کنند. بنابراین، ما می­توانیم این گروه­ ها را شناسایی کنیم، زیرا محصولاتی که متعلق به آن­ها هستند نسبت به محصولات خارج از این گروه ­ها، ارتباط بیشتری با هم دارند.

🔹 در نقشه فضای محصول از یک شبکۀ الگوریتم­ های علمی برای تشخیص گروه ­هایی از محصولات که در داده­ها پنهان شده­ اند استفاده می­کنند. به نحوی که از این گروه ­ها برای تصمیم ­گیری یا بحث دربارۀ محصولاتی که بیشتر قابل رصد کردن هستند استفاده می شود. نزدیک به ۷۷۵ محصول در طبقه ­بندی SITC4 به صورت 34 گروه دسته­ بندی شده­ اند که به ­صورت رنگی در نقشۀ فضای محصول رسم شده اند.


🔸گروه­ ها به داشتن سطوح یکسانی از پیچیدگی گرایش دارند. محصولات موجود در صنعت ماشین ­سازی، الکترونیک و شیمی نسبت به محصولات موجود در خوشۀ پوشاک یا محصولات پیرامونی در نقشۀ فضای محصول همچون نفت و محصولات کشاورزیِ گرمسیری، قرار دارند به پیچیدگی بیشتری گرایش دارند.


🔹 ساختار فضای محصول برای ما مهم است، چراکه بر قابلیت­های کشورها برای حرکت به سمت محصولات جدید اثرگذار است. محصولاتی که درهم­ تنیدگی بالایی دارند، بیشترین قابلیت­ها را نیز به اشتراک می­گذارند. با توجه به این قضیه، کشورهایی که قابلیت­های مورد نیاز برای تولید یک محصول را در اختیار داشته باشند، خیلی ساده ­تر می­توانند به سمت تولید محصولات جدید مشابه حرکت کنند. بنابراین، فضای محصول با درهم ­تنیدگی بالا مشکل رشد پیچیدگی اقتصادی کشور را راحت ­تر و برعکس، یک فضای محصول پراکنده، آن را سخت­ تر می­کند.


🌐 @economic_complexity
سنجش_دانش_و_مهارت_با_رویکرد_پیچیدگی.pdf
462.5 KB
 📑 مقاله سنجش دانش و مهارت با تکیه بر رویکرد پیچیدگی اقتصادی

#بهروز_شاهمرادی
#پیام_چینی_فروشان

🌐 @economic_complexity
رمز جامعه مدرن در این نیست که هر فرد نسبت به دیگر افراد جامعه سنتی میزان بیشتری دانش و مهارت در اختیار دارد؛ بلکه در این است که بتواند از دانش و مهارت وسیعی که توسط تک تک افراد جمع آوری شده است، استفاده کند.

📝 سزار هیدالگو؛ 2015


🌐 @economic_complexity
💠 پیچیدگی اقتصادی براي بیان میزان توانایی کشورها در تولید کالاهاي پیچیده از رهگذر فراهم ساختن ساختارهاي مناسب براي تعامل افراد در جهت انباشت دانش هاي مولد پراکنده و کاربردي کردن آن به کار می رود؛ پس محاسبه آن می تواند بستری برای شناسایی سطح دانش و مهارت در اقتصاد کشورها را فراهم کند.


🌐 @economic_complexity
❗️مهارت با دانش متفاوت است، زیرا مهارت دربردارنده ظرفیت انجام فعالیت‌هایی است که ضمنی اند.

🔰 برای مثال، بیشتر ما می‌دانیم که چطور راه برویم، هر چند ندانیم که چگونه راه ‌می‌رویم. بیشتر ما می‌دانیم که چگونه اشیاء را با یک تصویر تشخیص دهیم و نامگذاری کنیم، حتی اگر ندانیم که چگونه این وظایف کلامی و مفهومی را انجام می‌دهیم. اغلب ما می‌دانیم که چگونه اشیاء را از زوایای گوناگون تشخیص دهیم، چهره‌ها را شناسایی‌کنیم، غذا را هضم کنیم و عواطف را تشخیص دهیم. ما می‌توانیم این وظایف را انجام دهیم، به این دلیل که در انجام آن¬ها مهارت داریم .

🔰 مهارت، ظرفیت محاسباتی ضمنی است که به ما توانایی انجام کارها را می‌دهد و در هر دو سطح فردی و جمعی قابل انباشت است. ماهیت ضمنی مهارت به نظر عجیب می‌رسد، چون باعث می‌شود ما حس آدم‌آهنی‌هایی را پیدا کنیم که از آنچه انجام می‌دهند، ناآگاهند. البته هیچ چیز عجیبی در این موضوع وجود ندارد. همان‌طور که ماروین مینسکی پدر هوش مصنوعی یک بار بیان کرد: «هیچ کامپیوتری تا به حال طراحی نشده است که از آنچه که انجام می‌دهد آگاه باشد، ما نیز در بیشتر موارد این‌گونه هستیم.


🌐 @economic_complexity
❇️ شاخص پیچیدگی اقتصادی بر اساس تعداد و پیچیدگی محصولاتی است که یک کشور در مزیت نسبی صادر می­کند.


🔗 به­ طور تجربی، کشورهایی که در این شاخص رتبه بهتری را کسب می­کنند، با ثابت در نظر گرفتن سطح درآمدشان، به سمت دستیابی به رشد اقتصادی بالاتری گرایش دارند.

🔗 توانایی موفقیت­ آمیز در صادرات محصولات جدید، بازتابی از این واقعیت دارد که آن کشور، دانش مولد جدیدی کسب کرده که در آینده می­تواند فرصت­های بیشتری را برای بهبود یا توسعۀ آن کشور ایجاد کند.


🔗آنچه که یک کشور لازم است برای رسیدن به چنین سطحی به ­دست آورد، به خود آن کشور و محصولاتش بستگی دارد. بذر­های بهتر به انقلاب کشاورزی منجر می­شوند؛ بهبود در زیرساخت­ها می­تواند امکانات جدیدتری را برای کارخانجات ضعیف ­تر فراهم کند؛ شفافیت در حقوق مالکیت و دارایی­ های انسانی در ارتباط با قوانین و مقررات ممکن است اجازۀ مشارکت در تحقیقات دارویی ایجاد کند؛ تغییر در پاسخ­گویی نهادهای آموزشی به نیازهای بخش­ های جدید ممکن است به رشد آن­ها بیانجامد؛ و غیره.

🔗 شاخص پیچیدگی اقتصادی تحت تأثیر یک سری تصمیمات جزء یا محدود قرار نخواهد گرفت. کشورها در صورتی می­توانند شاخص خود را بهبود بخشند که بتوانند خود را درگیر تعداد فعالیت­های مختلفی کنند و به ­صورت موفقیت آمیز قادر به انجام آن­ها باشند، همچنین با حرکت به سمت فعالیت­های پیچیده­ تر نیز می‌توانند این شاخص را بهبود بخشند.


🔗 پیام سیاستی برای بیشتر کشورها مشخص است: خلق محیطی که بتوان فعالیت­های مولد با تنوع بیشتر و بخصوص با پیچیدگی بیشتر را در آن رشد داد. کشورهایی که احتمال دارد در این عرصه موفق­ تر باشند آن­هایی هستند که بتوانند بر محصولاتی تکیه کنند که به سری قابلیت­های مولد حال حاضر آن­ها نزدیک باشد؛ چراکه این قضیه می­تواند تسهیلی برای شناسایی و بهبود قابلیت­های گم­شده باشد.


🔗 بنابراین، شاخص پیچیدگی اقتصادی همراه با نقشه ­هایی، به ترسیم فرصت­ها و پاداش­های موجود برای هر کشور کمک می­کند. این­ها نقشه ­هایی هستند که برای هر کشور مشخص و مجزا هستند و دستورات توسعه ­ای را به ­صورت یکپارچه و یک­ اندازه برای تمام کشورها ارائه نمی‌کنند.



➡️ @economic_complexity
💢 چرا اطلس پیچیدگی اقتصادی مهم است؟

🖇 شاخص پیچیدگی اقتصادی همراه با نقشه ­هایی است که به ترسیم فرصت­ها و پاداش­های موجود برای هر کشوری کمک می­کند. این­ نقشه ­ها برای هر کشوری مشخص و مجزا هستند و دستورات توسعه­ ای را به ­صورت یکپارچه و یک ­اندازه برای تمام کشورها ارائه نمی‌کنند. 

🖇 نقشه ها­ می­توانند توسط بنگاه­هایی که به دنبال مکان­های جدید یا به دنبال تنوع در محصولات جدید هستند استفاده شوند. این نقشه ­ها، اطلاعاتی از قابلیت­های مولد موجود در یک کشور و نیز درجه ­ای از ارتباطات چنین قابلیت­هایی برای حمایت از یک صنعت جدید را در بر می‌گیرند.

🖇 یک نقشه به مردم نمی­گوید که به کدام سمت حرکت کنند، اما کمک خواهد کرد تا  مسیر خود را تعیین کنند و حرکت خود به سمت آن مسیر را ترسیم کنند.

🖇 یک نقشه، با ترسیم فرصت­ها می­تواند قدرت بیشتری بیابد، زیرا در فقدان این نقشه نمی­توان به ­طور واضح این فرصت­ها را دید.

🖇 اگر رمز توسعه عبارت باشد از انباشت دانش مولد در یک سطح اجتماعی نه در سطح فردی، آن­گاه این فرآیند نه تنها نیازمند چندین برنامه‌ریز، بلکه نیازمند کاشفان بیشتری خواهد بود.

بنابراین، نقشه­ ای که در اطلس پیچیدگی اقتصادی فراهم شده است، برای هر کشوری کاربردی و دارای اهمیت است.


🌐 @economic_complexity
چرا شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران در طول این سال­ها با وجود تنوع بیشتر، کمتر از شاخص پیچیدگی اقتصادی عربستان بوده است؟

🔅 جواب این سوال را می­توان در نمودار زیر جست. پر واضح است که عربستان دارای میانگین شاخص پیچیدگی محصولات به مراتب بالاتری نسبت به ایران است. به دیگر سخن، دانش و مهارت به کار گرفته شده در تولید محصولات عربستان از نوع پیچیده­ تری بوده، درحالی­که دانش و مهارت موجود در محصولات صادراتی ایران فراگیر بوده و این همان دلیل اصلی کسب رتبه ­های پایین شاخص پیچیدگی اقتصادی توسط ایران در سطح بین ­المللی است.

اما چرا عربستان با وجود میانگین شاخص پیچیدگی محصولات بالاتر از ترکیه، از منظر شاخص پیچیدگی اقتصادی رتبه پایین ­تری کسب کرده است؟

🔅 جواب این سوال را نیز می­توان در تنوع محصولات صادراتی دو کشور پیدا کرد. نکته اصلی در محاسبه شاخص پیچیدگی اقتصادی در نظر گرفتن هم­زمان دو مفهوم "تنوع و پیچیدگی" در محاسبه آن است.


🌐 @economic_complexity
نمودار مقایسه میانگین شاخص پیچیدگی اقتصادی صادرشده توسط چهار کشور ایران، عربستان، آذربایجان و ترکیه

🌐 @economic_complexity
🎙 سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی با عنوان "پیچیدگی اقتصادی و قابلیتهای صنایع ایران" در موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی


🌐 @economic_complexity
محصولات در فضای محصول چگونه گروه بندی شده اند؟

در علم شبکه، دسته هایی از گره های به شدت با هم مرتبط را به عنوان گروه یاد می کنند. در فضای محصول، مجموعه ها بیانگر گروههایی از محصولات هستند که احتمالاً نیازمند قابلیتهایی مشابه اند.

🔗 محصولات با استفاده از الگوریتمی که توسط روزوال و برگستروم (2008) معرفی شده است به گروههایی مرتبط شده اند. این الگوریتم بر اساس دو مرحله گروه ها را پیدا می کند. نخست، شبکه را با استفاده از مجموعه ای از گامهای تصادفی کشف می‌نماید. اساس بینش این مرحله نیز این است که گره های متعلق به گروههای مشابه با احتمال بیشتر در جایی قرار میگیرند که به تبع آن گره ها توسط یک گام تصادفی رخ داده اند.

🔗 برای مثال، فیلم عکاسی، مواد شیمیایی در عکاسی و سیلیکون ها را در نظر بگیرید. اینها سه محصول مرتبط و متعلق به منطقه ای با ارتباطات زیاد در فضای محصول هستند. بنابراین، گام تصادفی با احتمال بیشتر در تسلسل های {سیلیکون، مواد شیمیایی در عکاسی، فیلم عکاسی} یا {مواد شیمیایی در عکاسی، سیلیکون، فیلم عکاسی} اتفاق می افتد، نه در {فیلم عکاسی، انگور، بلوز}. ظهور چنین تسلسل هایی نشانگر این است که فیلم عکاسی، مواد شیمیایی در عکاسی و سیلیکون به احتمال زیاد متعلق به یک گروه مشابه هستند.

🔗 بعد از اینکه چندین بار تکرار گامهای تصادفی ثبت شدند، الگوریتم سعی می کند تا این تسلسل ها را از طریق تجسس برای یافتن راه هایی جهت نامگذاری مجدد گره ها و سپس کمینه کردن مقدار فضای مورد نیاز برای ذخیرۀ اطلاعات در مورد چنین تسلسل هایی خلاصه کند. برای مثال، اگر سیلیکون، فیلمهای عکاسی و مواد شیمیایی عکاسی، در گروهی با عنوان «مواد عکاسی» قرار بگیرند این بستر را فراهم می کند تا تسلسل با هر بار جایگزین کردن، متراکم و توسط منبعی از آن گروه ظاهر گردد.

🔗 این الگوریتم به دنبال تراکمی خواهد گشت که بیشترین میزان اطلاعات را در خود داشته باشد. این رویکرد از نتیجۀ غیرقابل اتکایی که در آن تمام محصولات را در یک گروه مشخص طبقه بندی می کرد، جلوگیری می کند. در نهایت، گروه هایی تعیین شده از طریق چنین الگوریتمی بصورت دستی نامگذاری شده و در 34 گروه طبقه بندی شدند.


🌐 @economic_complexity
3.pdf
745 KB
🔍 بررسی تطبیقی سیاستهای اقتصادی ایران با کشورهای سند چشم انداز

📝 #فایل_pdf گزارش دکتر #بهروز_شاهمرادی از پیچیدگی اقتصادی کشور در روزنامه #جهان_صنعت


🗞 شنبه ۲۳ دی ماه ۱۳۹۶

🌐 @economic_complexity
🔍 بررسی تطبیقی سیاستهای اقتصادی ایران با کشورهای سند چشم انداز

📝 گزارش دکتر #بهروز_شاهمرادی از پیچیدگی اقتصادی کشور در روزنامه #جهان_صنعت در لینک زیر👇👇

🗞 https://jahanesanat.ir/?newsid=108246


🌐 @economic_complexity
رمز موفقیت در ارتقاء جایگاه اقتصادی چیست؟

📌 محصولات، تجلی دانش و مهارت نهفته در خود هستند. شناسایی حجم دانش و مهارت در اقتصاد متضمن تلاشی مجدانه است که این مهم را رویکرد پیچیدگی اقتصادی با ترفندی زیرکانه به خوبی انجام میدهد و با استفاده از طبقه بندی های محصولات تولید شده در قالب تنوع و فراگیری مقبولیت و معقولیت این رویکرد را بیشتر جلوه میدهد.

📌 درک رویکرد پیچیدگی اقتصادی و استفاده از آن میتواند به ما در سنجش دانش و مهارت و روند آن در کشور کمک شایانی کند. شاخص های به کار گرفته شده در این رویکرد معیاری را برای تعیین سطح دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران و نیز نحوه پراکندگی آن بین صنایع و بنگاههای اقتصادی درون کشور معرفی می کند و مسیر دانش و مهارت اقتصاد ما را به خوبی می تواند نشان میدهد.

📌 نگاه رویکرد پیچیدگی اقتصادی به رشد و توسعه اقتصادی کشورها در تنوع دانش و مهارت موجود در جامعه تجلی پیدا میکند. تنوع دانش و مهارت در جامعه منجر به تولیدات متنوع می شود و به همین دلیل است که هیدالگو، رشد و توسعه اقتصادی کشورها را در توانایی تولید محصولات متنوع میبیند نه در توانایی آنها به خرید محصولات متنوع.

📌 بنابراین رویکرد پیچیدگی اقتصادی به ما پیشنهاد میدهد تا برای ارتقاء جایگاه اقتصادی خود به افزایش تنوع دانش و مهارت به خصوص در محصولات با درجه پیچیدگی بالا در جامعه خود بپردازیم و رمز موفقیت خود را در آن ببینیم.


🌐 @economic_complexity