پیچیدگی اقتصادی
348 subscribers
41 photos
9 videos
24 files
103 links
کانال "پیچیدگی اقتصادی"- دکتر بهروز شاهمرادی؛ عضو هیئت علمی گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

⚜️دانش پیچیدگی اقتصادی، تصویری از قابلیتهای اقتصادی و مسیر توسعه کشورها را ارائه میکند⚜️
راه های تماس
[email protected]
ارتباط با ادمین
@bsheco
Download Telegram
روند شاخص پیچیدگی اقتصاد ایران و پنج کشور برتر منطقه (۲۰۱۴-۲۰۰۵)

📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

🌐 @economic_complexity
📊 نمودار زیر، شاخص پیچیدگی اقتصاد (محور عمودی) را در طی سالهای ۲۰۰۵ الی ۲۰۱۴ برای کشورهای منطقه نشان می دهد.

🔦 قابل مشاهده است که تقریباً پنج کشور برتر در منطقه (به استثنای عربستان) طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ دارای شاخص پیچیدگی مثبت بوده اند. این در حالی است که ایران طی تمام این سالها، شاخص پیچیدگی با مقادیر منفی؛ و ترکیه در طی این سالها روند رو به رشدی داشته است.

🔦 این نمودار نشان می دهد که حجم دانش مولد یا همان دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران به نسبت پنج کشور برتر منطقه در موقعیت مطلوبی قرار ندارد.

📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

🌐 @economic_complexity
💫دو نوع سیب را در نظر بگیرید:

سیبی که بر روی یک درخت رشد می‌کند و از سوپرمارکت می‌خرید و اپلی که در سیلیکون ولی طراحی‌شده است.

هر دو در اقتصاد تجارت می‌شوند و هر دو یا به‌ صورت سلول‌های بیولوژیکی و یا تراشه‌های سیلیکونی دارای انباشت اطلاعات هستند.

تفاوت اصلی بین آن­ها در تعداد قسمت‌های آن­ها یا توانایی آن­ها برای ایفای عملکردها نیست – سیب‌های خوردنی نتیجه ده‌ها هزار ژن است که  عملکردهای بیوشیمیایی پیچیده‌ای را تشکیل می‌دهند.

تفاوت اصلی بین سیب خوردنی و برند اپل این است که سیب‌هایی که ما می‌خوریم در ابتدا وجود داشته‌اند سپس در ذهن ما آمده‌اند، درحالی‌که اپلی که ما برای چک کردن ایمیل‌هایمان از آن استفاده می‌کنیم، ابتدا در ذهن فردی متبلور شده سپس در جهان ما تجلی ‌یافته است. هردوی آن­ها محصول هستند و دارای انباشت اطلاعات، اما تنها یکی از آن­ها –اپل سیلیکونی- کریستالی از تصورات است.

تجسّم محصولات به‌عنوان کریستال‌هایی از تصورات به ما می‌گوید که محصولات فقط اطلاعات را گردآوری نمی‌کنند، بلکه تصور و تخیل نیز در آن دخیل هستند. این، اطلاعات است که ما آن را از طریق محاسبات ذهنی خلق کرده‌ و سپس با خلق یک شیء که تقلیدی از آن چیزی است که در ذهن داشتیم، آن را تجزیه کرده‌ایم.

سیب‌های خوردنی پیش از نام‌گذاری، قیمت‌گذاری، یا مهّیا کردن بازاری برایشان، وجود داشته‌اند. آن­ها در جهان بوده‌اند. به‌عنوان یک مفهوم، سیب‌ها درون ذهن ما وارد شده‌اند. از طرف دیگر آیفون و آی‌پد تراوش‌های ذهنی ما هستند، زیرا آن­ها محصولاتی هستند که قبل از اینکه در جهان حضورداشته باشند در ذهن ما تشکیل‌شده‌اند؛

بنابراین تفاوت اصلی بین سیب و اپل در منبع نظم فیزیکی آن­ها قرار دارد، نه در تجسّم نظم فیزیکی آن­ها. هر دو محصول بسته‌هایی از اطلاعات هستند، اما تنها یکی از آن­ها "کریستالی از تصور" است.

📙 "چرا اطلاعات رشد می یابد؟"
🖋 سزار هیدالگو
🔅ترجمه #بهروز_شاهمرادی



🌐 با کانال "پیچیدگی اقتصادی" همرا باشید تا بیشتر بدانید.
🌐 @economic_complexity
🎙سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در
همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"

✔️ عنوان سخنرانی: "اقتصاد مقاومتی در سایه پیچیدگی اقتصادی"

🗓 چهارشنبه ۲۲ آذر
🏢 دانشگاه الزهراء

@economic_complexity
🎙تا همین چند دهه پیش کالاها با مناطق محدودی از جهان شناخته می شدند: ساعت سوئیس, پنیر هلند و ... . اما در مورد محصولات مدرن امروزی این قضیه صدق نمی کند. به نظر شما آیفون محصول چه منطقه یا کشوری است؟ کالیفرنیا، چین و یا کره؟
امروزه با پیچیدگی در تولیدات، ملیت محصولات بی معنی می باشد. چراکه در تولید محصولات پیچیده نیازمند نفربایت ها و بنگاه بایتهای متنوعی هستیم که ممکن است در یک کشور یا منطقه جغرافیایی خاصی قابلیت تولید نداشته باشد.
@economic_complexity
🔘پیچیدگی اقتصادی معیاری برای کمی نمودن حجم دانش و مهارت در اقتصاد

📖مطالعه توزيع جغرافيايي دانش و مهارت دشوار است، چرا که دانش و مهارت را به‌ سختي مي‌توان ديد؛ بنابراین برای مطالعه توزيع و پراکندگي دانش و مهارت، نيازمند جلوه‌اي خواهيم بود تا اطلاعات درستي در مورد موقعيت آن­ها به ما بدهد. يک راهکار مي‌تواند پرداختن به توزيع جغرافيايي صنايع باشد، چراکه صنايع را مي‌توان به ‌عنوان نمادي از دانش و مهارتي که در شبکه‌هايي از مردم و بنگاه‌هايي که در يک موقعيت قرار گرفته‌اند، در نظر گرفت. لحاظ نمودن صنايع به ‌جاي دانش و مهارت، شبيه به کار زيست‌شناسان است؛ زماني که به فنوتيپ به ‌عنوان نمادي از ژنوتيپ نگاه مي‌کنند.

💡فنوتيپ و ژنوتيپ تمثيل خوبي هستند، چرا که بيانگر يک جفت از نهادهايي هستند که يکی به ‌نسبت ديگري قابل رؤيت‌تر است؛ به همين ‌صورت صنايع نسبت به دانش و مهارت راحت‌تر قابل رؤيت هستند.

اگر بخواهیم دانش و مهارت موجود در کارخانه موتور جت را ترسيم کنیم، تنها کافي است ببينيم کارخانه موتور جت و طراحان آن کجا قرار دارند. به عبارت ساده‌تر، مي‌توان پي ‌برد که اين لس‌آنجلس است نه کيوتو که ميزان زيادي دانش و مهارت مورد نياز برای ساخت فيلم‌هاي اکشن در اختيار دارد، زيرا هر ساله ما شاهد فيلم‌هاي اکشن محبوبي هستيم که در لس‌آنجلس ساخته مي‌شوند، درحالي­که تعداد خيلي کمي یا هیچکدام از اين فيلم‌ها در کيوتو ساخته مي‌شوند. بنابراين اگر‌چه تعداد صنايع، اطلاعات مربوط به دانش و مهارت ویژه ساخت فيلم را به ما نمي‌دهند، اما مي‌تواند محل فيزيکي شبکه‌هايي که اين دانش و مهارت را در اختيار دارند به ما نشان دهند

@economic_complexity
مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور:
کارگاه #علم‌سنجی با بررسی شاخص پیچیدگی علمی به عنوان رویکردی نوین در سنجش جایگاه علمی کشورها با حضور #دکتر_المیرا_جنوی و #دکتر_بهروز_شاهمرادی اعضای هیأت علمی گروه پژوهشی علم سنجی و اقتصاد علم
@economic_complexity
اقتصاد مقاومتی- دکتر شاهمرادی.pdf
6.9 MB
📙 فایل pdf سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"

🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶


فایل صوتی در پست بعدی👇👇

🔘 @economic_complexity
Audio
🎙 فایل صوتی سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"

🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶



🔘 @economic_complexity
🎙سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"

🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶


🔘 @economic_complexity
✔️ بیان مفهومی شاخص پیچیدگی اقتصادی با استفاده از مدل زیر :

🔅 در شکل زیر کشورهای (1)، (2) و (3) را به عنوان یک نمونه فرضی از دنیای واقعی در نظر می گیریم و (الف)، (ب) و (پ) را به عنوان نمادی از محصولات تولیدی تجسم می کنیم.

🔅 قابل مشاهده است که کشور (1) قادر به تولید هر سه محصول در اقتصاد خود است. درنتیجه از لحاظ شاخص پیچیدگی اقتصادی مقام اول را از منظر تنوع اقتصادی به خود اختصاص می دهد. درحالیکه کشورهای (2) و (3) در رتبه های بعدی قرار می گیرند.

🔅 از بعد محصولات، از آنجا که محصول (الف) تنها توسط کشور (1) تولید می شود که دارای بیشترین تنوع است، لذا به عنوان محصول با کمترین فراگیری شناخته می شود و محصول (پ) نیز به عنوان فراگیرترین محصول شناخته می شود.

از تلفیق این دو مقوله (تنوع و فراگیری) می توان به شاخصی دسترسی پیدا کرد که بیانگر شاخص پیچیدگی اقتصادی یک کشور است.

〽️تا قبل از رویکرد پیچیدگی اقتصادی، روشی قابل اتکاء برای محاسبه دانش و مهارت یا همان دانش مولد معرفی نشده است. محصولات، آینه و بازتاب رشد و مهارت موجود در یک اقتصاد هستند؛ بدین معنی که محصول تولید شده معرف دانش و مهارت نهفته شده در تولید خود است. درنتیجه می توان از محصولات به عنوان معیاری از دانش مولد موجود در آن اقتصاد استفاده کرد، و این همان اهتمامی است که در رویکرد پیچیدگی اقتصادی به دنبال آن هستیم.

☼محصولات تولید شده در اقتصاد متضمن دانش و مهارت تولیدی در خود هستند. در نتیجه با دانستن میزان پیچیدگی محصولات می توان به میزان دانش و مهارت موجود در آنها دست یافت. بدین نحو هر چه محصول پیچیده تر باشد بیانگر دانش و مهارت های پیچیده تری است و بالعکس. از تجمیع دانش و مهارتهای موجود در جامعه نیز می توان به حجم دانش مولد یا همان اقتصاد دانش بنیان در اقتصاد پی برد.

🌐 @economic_complexity
❇️ تئوری نفر بایت و بنگاه بایت

💠 وجود دو مؤلفه می تواند توانایی جمعی ما برای انباشت دانش را محدود ‌کند؛ یکی ظرفیت محدود افراد در انباشت دانش مولد است که موجب پراکنده شدن آن بین افراد مختلف می‌شود، و دیگری مشکل ایجاد ارتباط بین این افراد درون یک شبکه برای دوباره کنار هم قرار دادن این دانش و مهارت پراکنده شده، است.

💠 اکثر محصولات نیازمند دانش و مهارتی فراتر از میزانی هستند که یک فرد می تواند در سیستم عصبی خود در اختیار داشته باشد. اگر فرض هاسمن و هیدالگو (2011) در مورد ظرفیت هر فردی برای در اختیار داشتن مهارت را برابر با یک نفربایت در نظر بگیریم، آنگاه برای ساخت محصولی که نیازمند 100 نفربایت است، باید سازمان یا بنگاهی داشته باشیم که دارای حاقل 100 نفربایت باشد (هر نفر بایت دارای دانش متفاوتی باشد).

💠در این حالت تنها با تقسیم نیروی کار و سپس تخصص یافتن آنها، تولید چنین محصولی امکانپذیر است. لذا از ترکیب نفربایت ها می توان به مردم بایت رسید، که این ترکیب برعهده سازمانها و بازارها می باشد.

💠 نفربایت‌ها معیار پایه هستند. بدین معنی که انباشت میزانی از دانش مولد که کوچک‌تر از یک نفربایت است توسط محدودیت‌های فردی محدود شده است (شامل تجربه و یادگیری اجتماعی)؛ درحالی‌که انباشت مقدار دانش مولدی را که بزرگ‌تر از یک نفربایت است، محدودیت‌های اجتماعی محدود کرده است (شامل جمع‌آوری قطعات و توزیع آن دانش و مهارت است).

💠 اگر فرض بگیریم که هر فردی قادر به در اختیار داشتن یک نفربایت دانش مولد باشد، آنگاه تمام محصولات نیازمند مقداری فراتر از یک نفربایت دانش مولد برای تولید خواهند بود؛ یعنی نیازمند گروه‌هایی از افراد برای تولید کالاها هستند. بعلاوه، فراهم کردن گروهی که به ساخت محصولات پیچیده توانا باشد نیازمند انباشت دانش و مهارتی است که در بطن شبکه اجتماعی کمابیش موجود باشد.

💠 تکثیر محدود ابرکارخانه‌هایی مثل ایران خودرو، بیانگر این است که شاید مکانیزمی وجود دارد که اندازه شبکه‌هایی را که ما بنگاه می‌نامیم محدود می‌کند و به توزیعِ تولید بین شبکه‌هایی از بنگاه‌ها منجر می‌گردد. این قضیه، وجود محدودیت مقداری (کمّی) دیگری را پیشنهاد می‌کند که بنگاه‌بایت نامیده می شود. بنگاه‌بایت همانند نفربایت است، فقط به‌جای توزیع دانش مولد بین مردم، آنها را بین شبکه‌ای از بنگاه‌ها توزیع می‌کنیم.

💠 تقابل بین حجم بالای دانش و مهارت مورد نیاز برای ساخت پیچیده‌ترین محصولات دنیا و ظرفیت محدود مهارت بنگاه‌ها، توضیح می‌دهد که چرا ما محدودیت بنگاه بایت را شکستیم و اینکه چرا شبکه‌های بنگاه‌ها برای ساخت محصولات پیچیده مورد نیاز است.

🌐 @economic_complexity
💢 نمودار زیر، بیانگر متوسط فراگیری محصولات صادراتی کشورهای تحت بررسی طی دوره 2005 تا 2014 است.

🔹یمن با داشتن متوسط فراگیری 32 و قزاقستان و رژیم اشغالگر هر دو با متوسط فراگیری 21 به ترتیب بالاترین و پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داده اند.

🔸متوسط فراگیری محصولات صادراتی، بیانگر تعداد کشورهایی است که قابلیت صادرات محصولات کشور مورد نظر را دارند. به بیان دیگر متوسط فراگیری 24 در محصولات ایران بازگو کننده این واقعیت است که به طور متوسط 24 کشور دیگر در دنیا حضور دارند که قابلیت صادرات محصولات صادراتی ایران را دارند. بنابراین بالتبع چنانچه این رقم کاهش پیدا کند مبین قدرت رقابت پذیری محصولات تولید شده توسط یک کشور است.

🔹به همین دلیل می توان گفت که محصولات تولید شده توسط کشورهای قزاقستان و رژیم اشغالگر دارای رقیبان کمتری در سطح بین المللی هستند. یکی از دلایل اصلی آن هم شاید نیاز به داشتن دانش و مهارت پیچیده (با کیفیت) در راستای تولید چنین محصولاتی است.


🌐 @economic_complexity
محصولات تولید شده در یک کشور ردپای چه چیزی هایی هستند؟
محصولات به ‌عنوان متبلورهای تصور به ما کمک می‌کنند تا تمایل مردم به محصولات را درک کنیم و نیز به ما اجازه می‌دهد تا پروسه‌های مهم اقتصادی را بازتفسیر کنیم.

به‌ عنوان مثال، تجارت بین‌الملل را در نظر بگیرید. صادرات محصول را برحسب تصورات متبلور شده ترسیم کنید که به ما می‌گوید در جهانی زندگی می‌کنیم که برخی کشورها واردکننده محض تصورات هستند، در حالی ‌که دیگران صادرکننده محض آن­ها هستند.

ایده متبلور کردن تصورات به ما می‌گوید که ساختار صادراتی یک کشور دربرگیرنده اطلاعات چیزهایی فراتر از فراوانی سرمایه و نیروی کار است. ساختار صادراتی یک کشور ردپایی است که به ما در مورد توانایی مردم کشوری می‌گوید که در آن نمونه‌ های ملموس از اشیاء متصور را خلق می‌کنند؛ مثل اتومبیل، ماشین‌های قهوه ­ساز، قطارهای مترو، ‍ موتورسیکلت‌ها و البته ده‌ها هزار عامل مشخص که برای پدید آوردن این محصولات پیچیده مورد نیاز است.

در واقع، ترکیب صادرات یک کشور به ما در مورد دانش و مهارت انباشته شده در مردم آن کشور، اطلاع می‌دهد.


🌐@economic_complexity
اندازه ­گیری مجاورت در رویکرد پیچیدگی اقتصادی


💭 برای تولید محصولات به مجموعه ­ای از دانش و مهارتهای تجمیع­ شده نیاز داریم که آن­ها را به ­اصطلاح «قابلیت» می­ نامیم. قابلیت‌های مورد نیاز برای تولید یک محصول ممکن است برای تولید دیگر محصولات مفید نباشند. از آنجا که قابلیت­ها را به ­طور مستقیم نمی ­بینیم، رویکرد پیچیدگی اقتصادی از طریق مشابهت بین قابلیت­های موردنیاز برای تولید یک جفت محصول با محاسبه احتمال همزمانی صادرات آن­ها می تواند به این نتیجه پی ببرد.


💭 برای کمی کردن این مشابهت، فرض می‌کنیم که اگر دو محصول از بیشترین اشتراک قابلیت­های مورد نیاز برخوردار باشند آن­گاه کشورهایی که یکی از این دو محصول را صادر می­کنند می­توانند صادرکنندۀ محصول دیگر هم باشند. با این فرض، محصولاتی که از اشتراک قابلیت­های کمتری برخوردارند از احتمال صادرات هم­زمان کمتری برخوردارند.


🌐 @economic_complexity
🎯اندر احوالات اعلام آمارهای متفاوت اقتصادی

شرکتی فراخوان داد که میخواهد یک نفر را استخدام کند. سه نفر شرکت کردند: یک ریاضیدان، یک حسابدار و یک اقتصاددان.
از ریاضیدان پرسیدند ۲+۲ چند می شود گفت معلوم است ۴
از حسابدار همین سوال پرسیده شد او گفت اگر تقریبی محاسبه کنیم می تواند برابر ۴ شود.
نوبت به اقتصاددان رسید او در را قفل کرد لامپ ها را خاموش نمود و پرده ها را کشید و کنار پرسشگر رفت و گفت دوست داری چند شود؟

📢این تمثیل دقیقا علت تفاوتهای آماری در ایران را بیان میدارد. بسته به تمایل نهاد متقاضی آمار و اطلاعات متفاوتی را همیشه در اقتصاد شاهد بوده و هستیم. اقتصاددانان ما در نهادهای تصمیم گیری و سیاستگذاری باید در تحلیل های اقتصادی خود ملاحظات سیاسی را به حداقل برسانند تا بتوان اقتصاد را به سمت شفاف سازی هدایت نمود.


به کانال پیچیدگی اقتصادی بپیوندید.
👇👇👇👇
@economic_complexity
دیدگاه پیچیدگی اقتصادی در مورد نقش دولت در اقتصاد


🔗 اقتصاد یک کشور را به مثابه جنگلی در نظر بگیرید، صنایع آنرا هم بعنوان درختان جنگل قلمداد کنید که میمونهای این جنگل هم بنگاه های درون آن اقتصاد را تشکیل می دهند و میوه هایی که روی چنین درختانی هستند هم نمادی از سودهای قابل اکتساب توسط میمونها یا همان بنگاه ها باشند.

🔗درخت­ها برای اینکه درون یک جنگل کنار هم قرار بگیرند نیازمند قابلیت­های مشابه­ ای هستند. درخت­هایی که از هم فاصله بیشتری دارند متضمن قابلیت­های متفاوتی هستند.

🔗 اگر کشورها، مجموعه­ ای از بنگاه ­هایی باشند که محصولات متفاوتی را تولید می­کنند، آنگاه ما می­توانیم این بنگاه­ها را به عنوان میمون­هایی در نظر بگیریم که روی این درخت­ها زندگی می­کنند و محصولات مشخصی را استخراج می­کنند.

🔗کشورها از لحاظ تعداد و موقعیت میمون­های درون جنگل­های خود، متفاوت هستند. پروسه توسعه که مستلزم افزایش تنوع و پیچیدگی محصول است، شبیه کلونی میمون­ها در جنگل است که درختهای بیشتری را اشغال می­کنند و به سمت درخت­های پیچیده تر و پر میوه ­تر حرکت می­کنند.


🔗 اگر درخت­ها به صورت یکپارچه­ در کنار هم قرار گرفته باشند، آنگاه برای میمون ­ها ساده­ تر خواهد بود تا از یک درخت به سمت درخت دیگری بپرند و جنگل را تحت پوشش جمعیت خود قرار دهند. اما درخت­ها اگر از هم منفک و جدا باشند، آنگاه ممکن است میمون­ها در همان فعالیت­های کنونی خودشان محدود شوند.

🔗در اینحالت دولتها می توانند با ایجاد درختان رابط و یا پلهایی جهت اتصال درختان منفصل از هم بستری را فراهم نمایند تا بتوانند منجر به حرکت میمونها به سمت درختان پربارتر و پیچیده تر شود.

🔗 اگر اقتصاد یک کشور ناهمگن باشد، آنگاه این امکان وجود دارد که وصله ­هایی از محصولات به شدت وابسته وجود داشته باشند که ایجاد قابلیت­های جدید و توسعه آن­ها به سمت محصولات جدید را آسان­ تر کند. همچنین ممکن است که وصله­ هایی هم وجود داشته باشند که پروسه انباشت قابلیت­ها و تنوع محصولات را سخت­ تر کند. این­ها همان وصله ­هایی هستند که در اقتصاد جنگلی ما، ارتباطات (پیوند) کمتری را به خود اختصاص داده ­اند.

🕪 بنابراین در رویکرد پیچیدگی اقتصادی نقش دولت بستر سازی (اعم از هدایت میمونها یا ایجاد درختان) برای میمونها جهت حرکت به سوی درختان در هم تنیده تر و پربارتر است.

بهروز شاهمرادی، عضو هیات علمی گروه اقتصاد علم، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

به کانال پیچیدگی اقتصادی بپیوندید
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🌐 @economic_complexity
شکل نقشۀ فضای محصولی که ما در آن زندگی می­کنیم به چه صورت است؟

🔹آیا شبیه به جهانی است که در آن جنگل­ها از هم فاصله دارند یا درهم تنیده­ اند. شکل زیر نشان­ دهنده ترسیمی از فضای محصول ساخته ­شده با استفاده از داده­ های تجارت جهانی برای سال­های 2006 و 2008 است. در این حالت، گره ­ها بیان­گر محصولات هستند و اندازۀ آن­ها، سهم­ شان را در تجارت جهانی آن محصول نشان می­دهد. پیوند­هایی که آن محصولات را با هم مرتبط کرده­ اند بالاترین احتمال صادرات هم­زمان محصولات را نشان می­دهند. این ترسیم نشان می­دهد که فضای محصول همگنی بالایی دارد. بعضی بخش­های آن، درهم ­تنیدگی گروه­ های مرتبطی از محصولات را نشان می­دهند، در حالی که بخش­های دیگر به منفک بودن از همدیگر گرایش دارند.

🔸فضای محصول بیان­گر این است که بیشتر محصولات به­­ طور طبیعی در گروه­هایی با درهم ­تنیدگی بالا قرار گرفته ­اند، که این نشان می­دهد محصولات موجود در این گروه­ ها، از قابلیت­هایی مشابه استفاده می­کنند. بنابراین، ما می­توانیم این گروه­ ها را شناسایی کنیم، زیرا محصولاتی که متعلق به آن­ها هستند نسبت به محصولات خارج از این گروه ­ها، ارتباط بیشتری با هم دارند.

🔹 در نقشه فضای محصول از یک شبکۀ الگوریتم­ های علمی برای تشخیص گروه ­هایی از محصولات که در داده­ها پنهان شده­ اند استفاده می­کنند. به نحوی که از این گروه ­ها برای تصمیم ­گیری یا بحث دربارۀ محصولاتی که بیشتر قابل رصد کردن هستند استفاده می شود. نزدیک به ۷۷۵ محصول در طبقه ­بندی SITC4 به صورت 34 گروه دسته­ بندی شده­ اند که به ­صورت رنگی در نقشۀ فضای محصول رسم شده اند.


🔸گروه­ ها به داشتن سطوح یکسانی از پیچیدگی گرایش دارند. محصولات موجود در صنعت ماشین ­سازی، الکترونیک و شیمی نسبت به محصولات موجود در خوشۀ پوشاک یا محصولات پیرامونی در نقشۀ فضای محصول همچون نفت و محصولات کشاورزیِ گرمسیری، قرار دارند به پیچیدگی بیشتری گرایش دارند.


🔹 ساختار فضای محصول برای ما مهم است، چراکه بر قابلیت­های کشورها برای حرکت به سمت محصولات جدید اثرگذار است. محصولاتی که درهم­ تنیدگی بالایی دارند، بیشترین قابلیت­ها را نیز به اشتراک می­گذارند. با توجه به این قضیه، کشورهایی که قابلیت­های مورد نیاز برای تولید یک محصول را در اختیار داشته باشند، خیلی ساده ­تر می­توانند به سمت تولید محصولات جدید مشابه حرکت کنند. بنابراین، فضای محصول با درهم ­تنیدگی بالا مشکل رشد پیچیدگی اقتصادی کشور را راحت ­تر و برعکس، یک فضای محصول پراکنده، آن را سخت­ تر می­کند.


🌐 @economic_complexity
سنجش_دانش_و_مهارت_با_رویکرد_پیچیدگی.pdf
462.5 KB
 📑 مقاله سنجش دانش و مهارت با تکیه بر رویکرد پیچیدگی اقتصادی

#بهروز_شاهمرادی
#پیام_چینی_فروشان

🌐 @economic_complexity
رمز جامعه مدرن در این نیست که هر فرد نسبت به دیگر افراد جامعه سنتی میزان بیشتری دانش و مهارت در اختیار دارد؛ بلکه در این است که بتواند از دانش و مهارت وسیعی که توسط تک تک افراد جمع آوری شده است، استفاده کند.

📝 سزار هیدالگو؛ 2015


🌐 @economic_complexity
💠 پیچیدگی اقتصادی براي بیان میزان توانایی کشورها در تولید کالاهاي پیچیده از رهگذر فراهم ساختن ساختارهاي مناسب براي تعامل افراد در جهت انباشت دانش هاي مولد پراکنده و کاربردي کردن آن به کار می رود؛ پس محاسبه آن می تواند بستری برای شناسایی سطح دانش و مهارت در اقتصاد کشورها را فراهم کند.


🌐 @economic_complexity