جدول فوق ☝ارزش فرصت کشورهای منطقه را با تکیه بر رویکرد پیچیدگی اقتصادی نشان می دهد. ارزش فرصت معیاری برای محاسبه مزایای بالقوه یک کشور در صورت تولید محصولات مشخص می باشد.
💎 نتایج محاسبات "ارزش فرصت" در گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، رتبه بندی منطقه ای و جهانی کشورهای منطقه در سال ۱۳۹۵ نشان میدهد که:
💎 طبق این محاسبات، ترکیه رتبه اول در منطقه، و جایگاه دوم در سطح جهانی را داراست. بنابراین می توان گفت که این کشور، فرصت خیلی بالایی در راستای تولید محصولات متنوع و پیچیده تر دارد.
💎 همین قضیه در مورد کشور مصر که در جایگاه بعدی قرار گرفته است نیز صدق می کند. جالب اینکه کشورهای لبنان، قطر، کویت، عربستان و پاکستان هم در سطح جهانی و هم در سطح منطقه ای دارای جایگاه نزولی یکنواختی هستند.
💎 این در حالی است که ایران در سطح منطقه از شاخص ارزش فرصت رتبه 14 و در سطح جهانی رتبه 77 را به خود اختصاص داده است. پس می توان گفت که ایران به نسبت کشورهای منطقه از فرصت های کمتری در جهت ایجاد کالاهای متنوع و پیچیده برخوردار است.
💎 گرجستان آخرین رتبه را در زمینه کسب ارزش فرصت دریافت کرده است؛ که نشان از فقدان فرصت های مناسب در این کشور به نسبت دیگر کشورهای منطقه و جهان دارد.
🌐 @economic_complexity
💎 نتایج محاسبات "ارزش فرصت" در گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، رتبه بندی منطقه ای و جهانی کشورهای منطقه در سال ۱۳۹۵ نشان میدهد که:
💎 طبق این محاسبات، ترکیه رتبه اول در منطقه، و جایگاه دوم در سطح جهانی را داراست. بنابراین می توان گفت که این کشور، فرصت خیلی بالایی در راستای تولید محصولات متنوع و پیچیده تر دارد.
💎 همین قضیه در مورد کشور مصر که در جایگاه بعدی قرار گرفته است نیز صدق می کند. جالب اینکه کشورهای لبنان، قطر، کویت، عربستان و پاکستان هم در سطح جهانی و هم در سطح منطقه ای دارای جایگاه نزولی یکنواختی هستند.
💎 این در حالی است که ایران در سطح منطقه از شاخص ارزش فرصت رتبه 14 و در سطح جهانی رتبه 77 را به خود اختصاص داده است. پس می توان گفت که ایران به نسبت کشورهای منطقه از فرصت های کمتری در جهت ایجاد کالاهای متنوع و پیچیده برخوردار است.
💎 گرجستان آخرین رتبه را در زمینه کسب ارزش فرصت دریافت کرده است؛ که نشان از فقدان فرصت های مناسب در این کشور به نسبت دیگر کشورهای منطقه و جهان دارد.
🌐 @economic_complexity
💡ارزش فرصت در رویکرد پیچیدگی اقتصادی بیانگر چیست؟
🔘داشتن معیاری جامع از فرصت های ضمنی به واسطه "موقعیت دانش مولد کشور در فضای محصول"، می تواند بسیار مفید باشد.
🔘 کشورهایی که دانش مولد محصولات به نسبت پیچیده دارند با ثابت در نظر گرفتن سطح فعلی درآمد آنها، به رشد سریعتر تمایل دارند. به نحوی که برخی کشورها ممکن است در موقعیتی نزدیک به محصولات نسبتا ساده و با ارتباط ضعیف و اندک باشند، درحالیکه برخی دیگر ممکن است از همسایگی محصولات غنی بهره برداری نشده، با درهم تنیدگی مرتبط یا پیچیده برخوردار باشند.
🔘 این بدین معناست که کشورها نه فقط در اینکه چه می سازند، بلکه در اینکه چه فرصت هایی نیز در اختیار دارند متفاوت هستند.
🔘 به دیگر سخن، رویکرد پیچیدگی اقتصادی علاوه بر اینکه دانش و مهارت موجود را در نظر می گیرد به پتانسیل ها و فرصتهای متبلور کردن و رسیدن به دانش و مهارتهای دیگر نیز می پردازد.
🔘 بنابراین "ارزش فرصت" را می توان به عنوان فرصتی برای حرکت به سمت سایر محصولات یا دانش و مهارتهای دیگر هم در نظر گرفت.
🌐 @economic_complexity
🔘داشتن معیاری جامع از فرصت های ضمنی به واسطه "موقعیت دانش مولد کشور در فضای محصول"، می تواند بسیار مفید باشد.
🔘 کشورهایی که دانش مولد محصولات به نسبت پیچیده دارند با ثابت در نظر گرفتن سطح فعلی درآمد آنها، به رشد سریعتر تمایل دارند. به نحوی که برخی کشورها ممکن است در موقعیتی نزدیک به محصولات نسبتا ساده و با ارتباط ضعیف و اندک باشند، درحالیکه برخی دیگر ممکن است از همسایگی محصولات غنی بهره برداری نشده، با درهم تنیدگی مرتبط یا پیچیده برخوردار باشند.
🔘 این بدین معناست که کشورها نه فقط در اینکه چه می سازند، بلکه در اینکه چه فرصت هایی نیز در اختیار دارند متفاوت هستند.
🔘 به دیگر سخن، رویکرد پیچیدگی اقتصادی علاوه بر اینکه دانش و مهارت موجود را در نظر می گیرد به پتانسیل ها و فرصتهای متبلور کردن و رسیدن به دانش و مهارتهای دیگر نیز می پردازد.
🔘 بنابراین "ارزش فرصت" را می توان به عنوان فرصتی برای حرکت به سمت سایر محصولات یا دانش و مهارتهای دیگر هم در نظر گرفت.
🌐 @economic_complexity
روند شاخص پیچیدگی اقتصاد ایران و پنج کشور برتر منطقه (۲۰۱۴-۲۰۰۵)
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
📊 نمودار زیر، شاخص پیچیدگی اقتصاد (محور عمودی) را در طی سالهای ۲۰۰۵ الی ۲۰۱۴ برای کشورهای منطقه نشان می دهد.
🔦 قابل مشاهده است که تقریباً پنج کشور برتر در منطقه (به استثنای عربستان) طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ دارای شاخص پیچیدگی مثبت بوده اند. این در حالی است که ایران طی تمام این سالها، شاخص پیچیدگی با مقادیر منفی؛ و ترکیه در طی این سالها روند رو به رشدی داشته است.
🔦 این نمودار نشان می دهد که حجم دانش مولد یا همان دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران به نسبت پنج کشور برتر منطقه در موقعیت مطلوبی قرار ندارد.
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
🔦 قابل مشاهده است که تقریباً پنج کشور برتر در منطقه (به استثنای عربستان) طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ دارای شاخص پیچیدگی مثبت بوده اند. این در حالی است که ایران طی تمام این سالها، شاخص پیچیدگی با مقادیر منفی؛ و ترکیه در طی این سالها روند رو به رشدی داشته است.
🔦 این نمودار نشان می دهد که حجم دانش مولد یا همان دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران به نسبت پنج کشور برتر منطقه در موقعیت مطلوبی قرار ندارد.
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
💫دو نوع سیب را در نظر بگیرید:
سیبی که بر روی یک درخت رشد میکند و از سوپرمارکت میخرید و اپلی که در سیلیکون ولی طراحیشده است.
هر دو در اقتصاد تجارت میشوند و هر دو یا به صورت سلولهای بیولوژیکی و یا تراشههای سیلیکونی دارای انباشت اطلاعات هستند.
تفاوت اصلی بین آنها در تعداد قسمتهای آنها یا توانایی آنها برای ایفای عملکردها نیست – سیبهای خوردنی نتیجه دهها هزار ژن است که عملکردهای بیوشیمیایی پیچیدهای را تشکیل میدهند.
تفاوت اصلی بین سیب خوردنی و برند اپل این است که سیبهایی که ما میخوریم در ابتدا وجود داشتهاند سپس در ذهن ما آمدهاند، درحالیکه اپلی که ما برای چک کردن ایمیلهایمان از آن استفاده میکنیم، ابتدا در ذهن فردی متبلور شده سپس در جهان ما تجلی یافته است. هردوی آنها محصول هستند و دارای انباشت اطلاعات، اما تنها یکی از آنها –اپل سیلیکونی- کریستالی از تصورات است.
تجسّم محصولات بهعنوان کریستالهایی از تصورات به ما میگوید که محصولات فقط اطلاعات را گردآوری نمیکنند، بلکه تصور و تخیل نیز در آن دخیل هستند. این، اطلاعات است که ما آن را از طریق محاسبات ذهنی خلق کرده و سپس با خلق یک شیء که تقلیدی از آن چیزی است که در ذهن داشتیم، آن را تجزیه کردهایم.
سیبهای خوردنی پیش از نامگذاری، قیمتگذاری، یا مهّیا کردن بازاری برایشان، وجود داشتهاند. آنها در جهان بودهاند. بهعنوان یک مفهوم، سیبها درون ذهن ما وارد شدهاند. از طرف دیگر آیفون و آیپد تراوشهای ذهنی ما هستند، زیرا آنها محصولاتی هستند که قبل از اینکه در جهان حضورداشته باشند در ذهن ما تشکیلشدهاند؛
بنابراین تفاوت اصلی بین سیب و اپل در منبع نظم فیزیکی آنها قرار دارد، نه در تجسّم نظم فیزیکی آنها. هر دو محصول بستههایی از اطلاعات هستند، اما تنها یکی از آنها "کریستالی از تصور" است.
📙 "چرا اطلاعات رشد می یابد؟"
🖋 سزار هیدالگو
🔅ترجمه #بهروز_شاهمرادی
🌐 با کانال "پیچیدگی اقتصادی" همرا باشید تا بیشتر بدانید.
🌐 @economic_complexity
سیبی که بر روی یک درخت رشد میکند و از سوپرمارکت میخرید و اپلی که در سیلیکون ولی طراحیشده است.
هر دو در اقتصاد تجارت میشوند و هر دو یا به صورت سلولهای بیولوژیکی و یا تراشههای سیلیکونی دارای انباشت اطلاعات هستند.
تفاوت اصلی بین آنها در تعداد قسمتهای آنها یا توانایی آنها برای ایفای عملکردها نیست – سیبهای خوردنی نتیجه دهها هزار ژن است که عملکردهای بیوشیمیایی پیچیدهای را تشکیل میدهند.
تفاوت اصلی بین سیب خوردنی و برند اپل این است که سیبهایی که ما میخوریم در ابتدا وجود داشتهاند سپس در ذهن ما آمدهاند، درحالیکه اپلی که ما برای چک کردن ایمیلهایمان از آن استفاده میکنیم، ابتدا در ذهن فردی متبلور شده سپس در جهان ما تجلی یافته است. هردوی آنها محصول هستند و دارای انباشت اطلاعات، اما تنها یکی از آنها –اپل سیلیکونی- کریستالی از تصورات است.
تجسّم محصولات بهعنوان کریستالهایی از تصورات به ما میگوید که محصولات فقط اطلاعات را گردآوری نمیکنند، بلکه تصور و تخیل نیز در آن دخیل هستند. این، اطلاعات است که ما آن را از طریق محاسبات ذهنی خلق کرده و سپس با خلق یک شیء که تقلیدی از آن چیزی است که در ذهن داشتیم، آن را تجزیه کردهایم.
سیبهای خوردنی پیش از نامگذاری، قیمتگذاری، یا مهّیا کردن بازاری برایشان، وجود داشتهاند. آنها در جهان بودهاند. بهعنوان یک مفهوم، سیبها درون ذهن ما وارد شدهاند. از طرف دیگر آیفون و آیپد تراوشهای ذهنی ما هستند، زیرا آنها محصولاتی هستند که قبل از اینکه در جهان حضورداشته باشند در ذهن ما تشکیلشدهاند؛
بنابراین تفاوت اصلی بین سیب و اپل در منبع نظم فیزیکی آنها قرار دارد، نه در تجسّم نظم فیزیکی آنها. هر دو محصول بستههایی از اطلاعات هستند، اما تنها یکی از آنها "کریستالی از تصور" است.
📙 "چرا اطلاعات رشد می یابد؟"
🖋 سزار هیدالگو
🔅ترجمه #بهروز_شاهمرادی
🌐 با کانال "پیچیدگی اقتصادی" همرا باشید تا بیشتر بدانید.
🌐 @economic_complexity
🎙سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در
همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"
✔️ عنوان سخنرانی: "اقتصاد مقاومتی در سایه پیچیدگی اقتصادی"
🗓 چهارشنبه ۲۲ آذر
🏢 دانشگاه الزهراء
@economic_complexity
همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"
✔️ عنوان سخنرانی: "اقتصاد مقاومتی در سایه پیچیدگی اقتصادی"
🗓 چهارشنبه ۲۲ آذر
🏢 دانشگاه الزهراء
@economic_complexity
🎙تا همین چند دهه پیش کالاها با مناطق محدودی از جهان شناخته می شدند: ساعت سوئیس, پنیر هلند و ... . اما در مورد محصولات مدرن امروزی این قضیه صدق نمی کند. به نظر شما آیفون محصول چه منطقه یا کشوری است؟ کالیفرنیا، چین و یا کره؟
☝ امروزه با پیچیدگی در تولیدات، ملیت محصولات بی معنی می باشد. چراکه در تولید محصولات پیچیده نیازمند نفربایت ها و بنگاه بایتهای متنوعی هستیم که ممکن است در یک کشور یا منطقه جغرافیایی خاصی قابلیت تولید نداشته باشد.
@economic_complexity
☝ امروزه با پیچیدگی در تولیدات، ملیت محصولات بی معنی می باشد. چراکه در تولید محصولات پیچیده نیازمند نفربایت ها و بنگاه بایتهای متنوعی هستیم که ممکن است در یک کشور یا منطقه جغرافیایی خاصی قابلیت تولید نداشته باشد.
@economic_complexity
🔘پیچیدگی اقتصادی معیاری برای کمی نمودن حجم دانش و مهارت در اقتصاد
📖مطالعه توزيع جغرافيايي دانش و مهارت دشوار است، چرا که دانش و مهارت را به سختي ميتوان ديد؛ بنابراین برای مطالعه توزيع و پراکندگي دانش و مهارت، نيازمند جلوهاي خواهيم بود تا اطلاعات درستي در مورد موقعيت آنها به ما بدهد. يک راهکار ميتواند پرداختن به توزيع جغرافيايي صنايع باشد، چراکه صنايع را ميتوان به عنوان نمادي از دانش و مهارتي که در شبکههايي از مردم و بنگاههايي که در يک موقعيت قرار گرفتهاند، در نظر گرفت. لحاظ نمودن صنايع به جاي دانش و مهارت، شبيه به کار زيستشناسان است؛ زماني که به فنوتيپ به عنوان نمادي از ژنوتيپ نگاه ميکنند.
💡فنوتيپ و ژنوتيپ تمثيل خوبي هستند، چرا که بيانگر يک جفت از نهادهايي هستند که يکی به نسبت ديگري قابل رؤيتتر است؛ به همين صورت صنايع نسبت به دانش و مهارت راحتتر قابل رؤيت هستند.
☝اگر بخواهیم دانش و مهارت موجود در کارخانه موتور جت را ترسيم کنیم، تنها کافي است ببينيم کارخانه موتور جت و طراحان آن کجا قرار دارند. به عبارت سادهتر، ميتوان پي برد که اين لسآنجلس است نه کيوتو که ميزان زيادي دانش و مهارت مورد نياز برای ساخت فيلمهاي اکشن در اختيار دارد، زيرا هر ساله ما شاهد فيلمهاي اکشن محبوبي هستيم که در لسآنجلس ساخته ميشوند، درحاليکه تعداد خيلي کمي یا هیچکدام از اين فيلمها در کيوتو ساخته ميشوند. بنابراين اگرچه تعداد صنايع، اطلاعات مربوط به دانش و مهارت ویژه ساخت فيلم را به ما نميدهند، اما ميتواند محل فيزيکي شبکههايي که اين دانش و مهارت را در اختيار دارند به ما نشان دهند
@economic_complexity
📖مطالعه توزيع جغرافيايي دانش و مهارت دشوار است، چرا که دانش و مهارت را به سختي ميتوان ديد؛ بنابراین برای مطالعه توزيع و پراکندگي دانش و مهارت، نيازمند جلوهاي خواهيم بود تا اطلاعات درستي در مورد موقعيت آنها به ما بدهد. يک راهکار ميتواند پرداختن به توزيع جغرافيايي صنايع باشد، چراکه صنايع را ميتوان به عنوان نمادي از دانش و مهارتي که در شبکههايي از مردم و بنگاههايي که در يک موقعيت قرار گرفتهاند، در نظر گرفت. لحاظ نمودن صنايع به جاي دانش و مهارت، شبيه به کار زيستشناسان است؛ زماني که به فنوتيپ به عنوان نمادي از ژنوتيپ نگاه ميکنند.
💡فنوتيپ و ژنوتيپ تمثيل خوبي هستند، چرا که بيانگر يک جفت از نهادهايي هستند که يکی به نسبت ديگري قابل رؤيتتر است؛ به همين صورت صنايع نسبت به دانش و مهارت راحتتر قابل رؤيت هستند.
☝اگر بخواهیم دانش و مهارت موجود در کارخانه موتور جت را ترسيم کنیم، تنها کافي است ببينيم کارخانه موتور جت و طراحان آن کجا قرار دارند. به عبارت سادهتر، ميتوان پي برد که اين لسآنجلس است نه کيوتو که ميزان زيادي دانش و مهارت مورد نياز برای ساخت فيلمهاي اکشن در اختيار دارد، زيرا هر ساله ما شاهد فيلمهاي اکشن محبوبي هستيم که در لسآنجلس ساخته ميشوند، درحاليکه تعداد خيلي کمي یا هیچکدام از اين فيلمها در کيوتو ساخته ميشوند. بنابراين اگرچه تعداد صنايع، اطلاعات مربوط به دانش و مهارت ویژه ساخت فيلم را به ما نميدهند، اما ميتواند محل فيزيکي شبکههايي که اين دانش و مهارت را در اختيار دارند به ما نشان دهند
@economic_complexity
مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور:
کارگاه #علمسنجی با بررسی شاخص پیچیدگی علمی به عنوان رویکردی نوین در سنجش جایگاه علمی کشورها با حضور #دکتر_المیرا_جنوی و #دکتر_بهروز_شاهمرادی اعضای هیأت علمی گروه پژوهشی علم سنجی و اقتصاد علم
@economic_complexity
کارگاه #علمسنجی با بررسی شاخص پیچیدگی علمی به عنوان رویکردی نوین در سنجش جایگاه علمی کشورها با حضور #دکتر_المیرا_جنوی و #دکتر_بهروز_شاهمرادی اعضای هیأت علمی گروه پژوهشی علم سنجی و اقتصاد علم
@economic_complexity
اقتصاد مقاومتی- دکتر شاهمرادی.pdf
6.9 MB
📙 فایل pdf سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
فایل صوتی در پست بعدی👇👇
🔘 @economic_complexity
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
فایل صوتی در پست بعدی👇👇
🔘 @economic_complexity
Audio
🎙 فایل صوتی سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
🔘 @economic_complexity
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
🔘 @economic_complexity
🎙سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
🔘 @economic_complexity
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
🔘 @economic_complexity
✔️ بیان مفهومی شاخص پیچیدگی اقتصادی با استفاده از مدل زیر :
🔅 در شکل زیر کشورهای (1)، (2) و (3) را به عنوان یک نمونه فرضی از دنیای واقعی در نظر می گیریم و (الف)، (ب) و (پ) را به عنوان نمادی از محصولات تولیدی تجسم می کنیم.
🔅 قابل مشاهده است که کشور (1) قادر به تولید هر سه محصول در اقتصاد خود است. درنتیجه از لحاظ شاخص پیچیدگی اقتصادی مقام اول را از منظر تنوع اقتصادی به خود اختصاص می دهد. درحالیکه کشورهای (2) و (3) در رتبه های بعدی قرار می گیرند.
🔅 از بعد محصولات، از آنجا که محصول (الف) تنها توسط کشور (1) تولید می شود که دارای بیشترین تنوع است، لذا به عنوان محصول با کمترین فراگیری شناخته می شود و محصول (پ) نیز به عنوان فراگیرترین محصول شناخته می شود.
✅ از تلفیق این دو مقوله (تنوع و فراگیری) می توان به شاخصی دسترسی پیدا کرد که بیانگر شاخص پیچیدگی اقتصادی یک کشور است.
〽️تا قبل از رویکرد پیچیدگی اقتصادی، روشی قابل اتکاء برای محاسبه دانش و مهارت یا همان دانش مولد معرفی نشده است. محصولات، آینه و بازتاب رشد و مهارت موجود در یک اقتصاد هستند؛ بدین معنی که محصول تولید شده معرف دانش و مهارت نهفته شده در تولید خود است. درنتیجه می توان از محصولات به عنوان معیاری از دانش مولد موجود در آن اقتصاد استفاده کرد، و این همان اهتمامی است که در رویکرد پیچیدگی اقتصادی به دنبال آن هستیم.
☼محصولات تولید شده در اقتصاد متضمن دانش و مهارت تولیدی در خود هستند. در نتیجه با دانستن میزان پیچیدگی محصولات می توان به میزان دانش و مهارت موجود در آنها دست یافت. بدین نحو هر چه محصول پیچیده تر باشد بیانگر دانش و مهارت های پیچیده تری است و بالعکس. از تجمیع دانش و مهارتهای موجود در جامعه نیز می توان به حجم دانش مولد یا همان اقتصاد دانش بنیان در اقتصاد پی برد.
🌐 @economic_complexity
🔅 در شکل زیر کشورهای (1)، (2) و (3) را به عنوان یک نمونه فرضی از دنیای واقعی در نظر می گیریم و (الف)، (ب) و (پ) را به عنوان نمادی از محصولات تولیدی تجسم می کنیم.
🔅 قابل مشاهده است که کشور (1) قادر به تولید هر سه محصول در اقتصاد خود است. درنتیجه از لحاظ شاخص پیچیدگی اقتصادی مقام اول را از منظر تنوع اقتصادی به خود اختصاص می دهد. درحالیکه کشورهای (2) و (3) در رتبه های بعدی قرار می گیرند.
🔅 از بعد محصولات، از آنجا که محصول (الف) تنها توسط کشور (1) تولید می شود که دارای بیشترین تنوع است، لذا به عنوان محصول با کمترین فراگیری شناخته می شود و محصول (پ) نیز به عنوان فراگیرترین محصول شناخته می شود.
✅ از تلفیق این دو مقوله (تنوع و فراگیری) می توان به شاخصی دسترسی پیدا کرد که بیانگر شاخص پیچیدگی اقتصادی یک کشور است.
〽️تا قبل از رویکرد پیچیدگی اقتصادی، روشی قابل اتکاء برای محاسبه دانش و مهارت یا همان دانش مولد معرفی نشده است. محصولات، آینه و بازتاب رشد و مهارت موجود در یک اقتصاد هستند؛ بدین معنی که محصول تولید شده معرف دانش و مهارت نهفته شده در تولید خود است. درنتیجه می توان از محصولات به عنوان معیاری از دانش مولد موجود در آن اقتصاد استفاده کرد، و این همان اهتمامی است که در رویکرد پیچیدگی اقتصادی به دنبال آن هستیم.
☼محصولات تولید شده در اقتصاد متضمن دانش و مهارت تولیدی در خود هستند. در نتیجه با دانستن میزان پیچیدگی محصولات می توان به میزان دانش و مهارت موجود در آنها دست یافت. بدین نحو هر چه محصول پیچیده تر باشد بیانگر دانش و مهارت های پیچیده تری است و بالعکس. از تجمیع دانش و مهارتهای موجود در جامعه نیز می توان به حجم دانش مولد یا همان اقتصاد دانش بنیان در اقتصاد پی برد.
🌐 @economic_complexity
❇️ تئوری نفر بایت و بنگاه بایت
💠 وجود دو مؤلفه می تواند توانایی جمعی ما برای انباشت دانش را محدود کند؛ یکی ظرفیت محدود افراد در انباشت دانش مولد است که موجب پراکنده شدن آن بین افراد مختلف میشود، و دیگری مشکل ایجاد ارتباط بین این افراد درون یک شبکه برای دوباره کنار هم قرار دادن این دانش و مهارت پراکنده شده، است.
💠 اکثر محصولات نیازمند دانش و مهارتی فراتر از میزانی هستند که یک فرد می تواند در سیستم عصبی خود در اختیار داشته باشد. اگر فرض هاسمن و هیدالگو (2011) در مورد ظرفیت هر فردی برای در اختیار داشتن مهارت را برابر با یک نفربایت در نظر بگیریم، آنگاه برای ساخت محصولی که نیازمند 100 نفربایت است، باید سازمان یا بنگاهی داشته باشیم که دارای حاقل 100 نفربایت باشد (هر نفر بایت دارای دانش متفاوتی باشد).
💠در این حالت تنها با تقسیم نیروی کار و سپس تخصص یافتن آنها، تولید چنین محصولی امکانپذیر است. لذا از ترکیب نفربایت ها می توان به مردم بایت رسید، که این ترکیب برعهده سازمانها و بازارها می باشد.
💠 نفربایتها معیار پایه هستند. بدین معنی که انباشت میزانی از دانش مولد که کوچکتر از یک نفربایت است توسط محدودیتهای فردی محدود شده است (شامل تجربه و یادگیری اجتماعی)؛ درحالیکه انباشت مقدار دانش مولدی را که بزرگتر از یک نفربایت است، محدودیتهای اجتماعی محدود کرده است (شامل جمعآوری قطعات و توزیع آن دانش و مهارت است).
💠 اگر فرض بگیریم که هر فردی قادر به در اختیار داشتن یک نفربایت دانش مولد باشد، آنگاه تمام محصولات نیازمند مقداری فراتر از یک نفربایت دانش مولد برای تولید خواهند بود؛ یعنی نیازمند گروههایی از افراد برای تولید کالاها هستند. بعلاوه، فراهم کردن گروهی که به ساخت محصولات پیچیده توانا باشد نیازمند انباشت دانش و مهارتی است که در بطن شبکه اجتماعی کمابیش موجود باشد.
💠 تکثیر محدود ابرکارخانههایی مثل ایران خودرو، بیانگر این است که شاید مکانیزمی وجود دارد که اندازه شبکههایی را که ما بنگاه مینامیم محدود میکند و به توزیعِ تولید بین شبکههایی از بنگاهها منجر میگردد. این قضیه، وجود محدودیت مقداری (کمّی) دیگری را پیشنهاد میکند که بنگاهبایت نامیده می شود. بنگاهبایت همانند نفربایت است، فقط بهجای توزیع دانش مولد بین مردم، آنها را بین شبکهای از بنگاهها توزیع میکنیم.
💠 تقابل بین حجم بالای دانش و مهارت مورد نیاز برای ساخت پیچیدهترین محصولات دنیا و ظرفیت محدود مهارت بنگاهها، توضیح میدهد که چرا ما محدودیت بنگاه بایت را شکستیم و اینکه چرا شبکههای بنگاهها برای ساخت محصولات پیچیده مورد نیاز است.
🌐 @economic_complexity
💠 وجود دو مؤلفه می تواند توانایی جمعی ما برای انباشت دانش را محدود کند؛ یکی ظرفیت محدود افراد در انباشت دانش مولد است که موجب پراکنده شدن آن بین افراد مختلف میشود، و دیگری مشکل ایجاد ارتباط بین این افراد درون یک شبکه برای دوباره کنار هم قرار دادن این دانش و مهارت پراکنده شده، است.
💠 اکثر محصولات نیازمند دانش و مهارتی فراتر از میزانی هستند که یک فرد می تواند در سیستم عصبی خود در اختیار داشته باشد. اگر فرض هاسمن و هیدالگو (2011) در مورد ظرفیت هر فردی برای در اختیار داشتن مهارت را برابر با یک نفربایت در نظر بگیریم، آنگاه برای ساخت محصولی که نیازمند 100 نفربایت است، باید سازمان یا بنگاهی داشته باشیم که دارای حاقل 100 نفربایت باشد (هر نفر بایت دارای دانش متفاوتی باشد).
💠در این حالت تنها با تقسیم نیروی کار و سپس تخصص یافتن آنها، تولید چنین محصولی امکانپذیر است. لذا از ترکیب نفربایت ها می توان به مردم بایت رسید، که این ترکیب برعهده سازمانها و بازارها می باشد.
💠 نفربایتها معیار پایه هستند. بدین معنی که انباشت میزانی از دانش مولد که کوچکتر از یک نفربایت است توسط محدودیتهای فردی محدود شده است (شامل تجربه و یادگیری اجتماعی)؛ درحالیکه انباشت مقدار دانش مولدی را که بزرگتر از یک نفربایت است، محدودیتهای اجتماعی محدود کرده است (شامل جمعآوری قطعات و توزیع آن دانش و مهارت است).
💠 اگر فرض بگیریم که هر فردی قادر به در اختیار داشتن یک نفربایت دانش مولد باشد، آنگاه تمام محصولات نیازمند مقداری فراتر از یک نفربایت دانش مولد برای تولید خواهند بود؛ یعنی نیازمند گروههایی از افراد برای تولید کالاها هستند. بعلاوه، فراهم کردن گروهی که به ساخت محصولات پیچیده توانا باشد نیازمند انباشت دانش و مهارتی است که در بطن شبکه اجتماعی کمابیش موجود باشد.
💠 تکثیر محدود ابرکارخانههایی مثل ایران خودرو، بیانگر این است که شاید مکانیزمی وجود دارد که اندازه شبکههایی را که ما بنگاه مینامیم محدود میکند و به توزیعِ تولید بین شبکههایی از بنگاهها منجر میگردد. این قضیه، وجود محدودیت مقداری (کمّی) دیگری را پیشنهاد میکند که بنگاهبایت نامیده می شود. بنگاهبایت همانند نفربایت است، فقط بهجای توزیع دانش مولد بین مردم، آنها را بین شبکهای از بنگاهها توزیع میکنیم.
💠 تقابل بین حجم بالای دانش و مهارت مورد نیاز برای ساخت پیچیدهترین محصولات دنیا و ظرفیت محدود مهارت بنگاهها، توضیح میدهد که چرا ما محدودیت بنگاه بایت را شکستیم و اینکه چرا شبکههای بنگاهها برای ساخت محصولات پیچیده مورد نیاز است.
🌐 @economic_complexity
💢 نمودار زیر، بیانگر متوسط فراگیری محصولات صادراتی کشورهای تحت بررسی طی دوره 2005 تا 2014 است.
🔹یمن با داشتن متوسط فراگیری 32 و قزاقستان و رژیم اشغالگر هر دو با متوسط فراگیری 21 به ترتیب بالاترین و پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داده اند.
🔸متوسط فراگیری محصولات صادراتی، بیانگر تعداد کشورهایی است که قابلیت صادرات محصولات کشور مورد نظر را دارند. به بیان دیگر متوسط فراگیری 24 در محصولات ایران بازگو کننده این واقعیت است که به طور متوسط 24 کشور دیگر در دنیا حضور دارند که قابلیت صادرات محصولات صادراتی ایران را دارند. بنابراین بالتبع چنانچه این رقم کاهش پیدا کند مبین قدرت رقابت پذیری محصولات تولید شده توسط یک کشور است.
🔹به همین دلیل می توان گفت که محصولات تولید شده توسط کشورهای قزاقستان و رژیم اشغالگر دارای رقیبان کمتری در سطح بین المللی هستند. یکی از دلایل اصلی آن هم شاید نیاز به داشتن دانش و مهارت پیچیده (با کیفیت) در راستای تولید چنین محصولاتی است.
🌐 @economic_complexity
🔹یمن با داشتن متوسط فراگیری 32 و قزاقستان و رژیم اشغالگر هر دو با متوسط فراگیری 21 به ترتیب بالاترین و پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داده اند.
🔸متوسط فراگیری محصولات صادراتی، بیانگر تعداد کشورهایی است که قابلیت صادرات محصولات کشور مورد نظر را دارند. به بیان دیگر متوسط فراگیری 24 در محصولات ایران بازگو کننده این واقعیت است که به طور متوسط 24 کشور دیگر در دنیا حضور دارند که قابلیت صادرات محصولات صادراتی ایران را دارند. بنابراین بالتبع چنانچه این رقم کاهش پیدا کند مبین قدرت رقابت پذیری محصولات تولید شده توسط یک کشور است.
🔹به همین دلیل می توان گفت که محصولات تولید شده توسط کشورهای قزاقستان و رژیم اشغالگر دارای رقیبان کمتری در سطح بین المللی هستند. یکی از دلایل اصلی آن هم شاید نیاز به داشتن دانش و مهارت پیچیده (با کیفیت) در راستای تولید چنین محصولاتی است.
🌐 @economic_complexity
محصولات تولید شده در یک کشور ردپای چه چیزی هایی هستند؟
✅ محصولات به عنوان متبلورهای تصور به ما کمک میکنند تا تمایل مردم به محصولات را درک کنیم و نیز به ما اجازه میدهد تا پروسههای مهم اقتصادی را بازتفسیر کنیم.
✅ به عنوان مثال، تجارت بینالملل را در نظر بگیرید. صادرات محصول را برحسب تصورات متبلور شده ترسیم کنید که به ما میگوید در جهانی زندگی میکنیم که برخی کشورها واردکننده محض تصورات هستند، در حالی که دیگران صادرکننده محض آنها هستند.
✅ ایده متبلور کردن تصورات به ما میگوید که ساختار صادراتی یک کشور دربرگیرنده اطلاعات چیزهایی فراتر از فراوانی سرمایه و نیروی کار است. ساختار صادراتی یک کشور ردپایی است که به ما در مورد توانایی مردم کشوری میگوید که در آن نمونه های ملموس از اشیاء متصور را خلق میکنند؛ مثل اتومبیل، ماشینهای قهوه ساز، قطارهای مترو، موتورسیکلتها و البته دهها هزار عامل مشخص که برای پدید آوردن این محصولات پیچیده مورد نیاز است.
✅ در واقع، ترکیب صادرات یک کشور به ما در مورد دانش و مهارت انباشته شده در مردم آن کشور، اطلاع میدهد.
🌐@economic_complexity
✅ محصولات به عنوان متبلورهای تصور به ما کمک میکنند تا تمایل مردم به محصولات را درک کنیم و نیز به ما اجازه میدهد تا پروسههای مهم اقتصادی را بازتفسیر کنیم.
✅ به عنوان مثال، تجارت بینالملل را در نظر بگیرید. صادرات محصول را برحسب تصورات متبلور شده ترسیم کنید که به ما میگوید در جهانی زندگی میکنیم که برخی کشورها واردکننده محض تصورات هستند، در حالی که دیگران صادرکننده محض آنها هستند.
✅ ایده متبلور کردن تصورات به ما میگوید که ساختار صادراتی یک کشور دربرگیرنده اطلاعات چیزهایی فراتر از فراوانی سرمایه و نیروی کار است. ساختار صادراتی یک کشور ردپایی است که به ما در مورد توانایی مردم کشوری میگوید که در آن نمونه های ملموس از اشیاء متصور را خلق میکنند؛ مثل اتومبیل، ماشینهای قهوه ساز، قطارهای مترو، موتورسیکلتها و البته دهها هزار عامل مشخص که برای پدید آوردن این محصولات پیچیده مورد نیاز است.
✅ در واقع، ترکیب صادرات یک کشور به ما در مورد دانش و مهارت انباشته شده در مردم آن کشور، اطلاع میدهد.
🌐@economic_complexity
✅ اندازه گیری مجاورت در رویکرد پیچیدگی اقتصادی
💭 برای تولید محصولات به مجموعه ای از دانش و مهارتهای تجمیع شده نیاز داریم که آنها را به اصطلاح «قابلیت» می نامیم. قابلیتهای مورد نیاز برای تولید یک محصول ممکن است برای تولید دیگر محصولات مفید نباشند. از آنجا که قابلیتها را به طور مستقیم نمی بینیم، رویکرد پیچیدگی اقتصادی از طریق مشابهت بین قابلیتهای موردنیاز برای تولید یک جفت محصول با محاسبه احتمال همزمانی صادرات آنها می تواند به این نتیجه پی ببرد.
💭 برای کمی کردن این مشابهت، فرض میکنیم که اگر دو محصول از بیشترین اشتراک قابلیتهای مورد نیاز برخوردار باشند آنگاه کشورهایی که یکی از این دو محصول را صادر میکنند میتوانند صادرکنندۀ محصول دیگر هم باشند. با این فرض، محصولاتی که از اشتراک قابلیتهای کمتری برخوردارند از احتمال صادرات همزمان کمتری برخوردارند.
🌐 @economic_complexity
💭 برای تولید محصولات به مجموعه ای از دانش و مهارتهای تجمیع شده نیاز داریم که آنها را به اصطلاح «قابلیت» می نامیم. قابلیتهای مورد نیاز برای تولید یک محصول ممکن است برای تولید دیگر محصولات مفید نباشند. از آنجا که قابلیتها را به طور مستقیم نمی بینیم، رویکرد پیچیدگی اقتصادی از طریق مشابهت بین قابلیتهای موردنیاز برای تولید یک جفت محصول با محاسبه احتمال همزمانی صادرات آنها می تواند به این نتیجه پی ببرد.
💭 برای کمی کردن این مشابهت، فرض میکنیم که اگر دو محصول از بیشترین اشتراک قابلیتهای مورد نیاز برخوردار باشند آنگاه کشورهایی که یکی از این دو محصول را صادر میکنند میتوانند صادرکنندۀ محصول دیگر هم باشند. با این فرض، محصولاتی که از اشتراک قابلیتهای کمتری برخوردارند از احتمال صادرات همزمان کمتری برخوردارند.
🌐 @economic_complexity
🎯اندر احوالات اعلام آمارهای متفاوت اقتصادی
شرکتی فراخوان داد که میخواهد یک نفر را استخدام کند. سه نفر شرکت کردند: یک ریاضیدان، یک حسابدار و یک اقتصاددان.
از ریاضیدان پرسیدند ۲+۲ چند می شود گفت معلوم است ۴
از حسابدار همین سوال پرسیده شد او گفت اگر تقریبی محاسبه کنیم می تواند برابر ۴ شود.
نوبت به اقتصاددان رسید او در را قفل کرد لامپ ها را خاموش نمود و پرده ها را کشید و کنار پرسشگر رفت و گفت دوست داری چند شود؟
📢این تمثیل دقیقا علت تفاوتهای آماری در ایران را بیان میدارد. بسته به تمایل نهاد متقاضی آمار و اطلاعات متفاوتی را همیشه در اقتصاد شاهد بوده و هستیم. اقتصاددانان ما در نهادهای تصمیم گیری و سیاستگذاری باید در تحلیل های اقتصادی خود ملاحظات سیاسی را به حداقل برسانند تا بتوان اقتصاد را به سمت شفاف سازی هدایت نمود.
به کانال پیچیدگی اقتصادی بپیوندید.
👇👇👇👇
@economic_complexity
شرکتی فراخوان داد که میخواهد یک نفر را استخدام کند. سه نفر شرکت کردند: یک ریاضیدان، یک حسابدار و یک اقتصاددان.
از ریاضیدان پرسیدند ۲+۲ چند می شود گفت معلوم است ۴
از حسابدار همین سوال پرسیده شد او گفت اگر تقریبی محاسبه کنیم می تواند برابر ۴ شود.
نوبت به اقتصاددان رسید او در را قفل کرد لامپ ها را خاموش نمود و پرده ها را کشید و کنار پرسشگر رفت و گفت دوست داری چند شود؟
📢این تمثیل دقیقا علت تفاوتهای آماری در ایران را بیان میدارد. بسته به تمایل نهاد متقاضی آمار و اطلاعات متفاوتی را همیشه در اقتصاد شاهد بوده و هستیم. اقتصاددانان ما در نهادهای تصمیم گیری و سیاستگذاری باید در تحلیل های اقتصادی خود ملاحظات سیاسی را به حداقل برسانند تا بتوان اقتصاد را به سمت شفاف سازی هدایت نمود.
به کانال پیچیدگی اقتصادی بپیوندید.
👇👇👇👇
@economic_complexity
✅ دیدگاه پیچیدگی اقتصادی در مورد نقش دولت در اقتصاد
🔗 اقتصاد یک کشور را به مثابه جنگلی در نظر بگیرید، صنایع آنرا هم بعنوان درختان جنگل قلمداد کنید که میمونهای این جنگل هم بنگاه های درون آن اقتصاد را تشکیل می دهند و میوه هایی که روی چنین درختانی هستند هم نمادی از سودهای قابل اکتساب توسط میمونها یا همان بنگاه ها باشند.
🔗درختها برای اینکه درون یک جنگل کنار هم قرار بگیرند نیازمند قابلیتهای مشابه ای هستند. درختهایی که از هم فاصله بیشتری دارند متضمن قابلیتهای متفاوتی هستند.
🔗 اگر کشورها، مجموعه ای از بنگاه هایی باشند که محصولات متفاوتی را تولید میکنند، آنگاه ما میتوانیم این بنگاهها را به عنوان میمونهایی در نظر بگیریم که روی این درختها زندگی میکنند و محصولات مشخصی را استخراج میکنند.
🔗کشورها از لحاظ تعداد و موقعیت میمونهای درون جنگلهای خود، متفاوت هستند. پروسه توسعه که مستلزم افزایش تنوع و پیچیدگی محصول است، شبیه کلونی میمونها در جنگل است که درختهای بیشتری را اشغال میکنند و به سمت درختهای پیچیده تر و پر میوه تر حرکت میکنند.
🔗 اگر درختها به صورت یکپارچه در کنار هم قرار گرفته باشند، آنگاه برای میمون ها ساده تر خواهد بود تا از یک درخت به سمت درخت دیگری بپرند و جنگل را تحت پوشش جمعیت خود قرار دهند. اما درختها اگر از هم منفک و جدا باشند، آنگاه ممکن است میمونها در همان فعالیتهای کنونی خودشان محدود شوند.
🔗در اینحالت دولتها می توانند با ایجاد درختان رابط و یا پلهایی جهت اتصال درختان منفصل از هم بستری را فراهم نمایند تا بتوانند منجر به حرکت میمونها به سمت درختان پربارتر و پیچیده تر شود.
🔗 اگر اقتصاد یک کشور ناهمگن باشد، آنگاه این امکان وجود دارد که وصله هایی از محصولات به شدت وابسته وجود داشته باشند که ایجاد قابلیتهای جدید و توسعه آنها به سمت محصولات جدید را آسان تر کند. همچنین ممکن است که وصله هایی هم وجود داشته باشند که پروسه انباشت قابلیتها و تنوع محصولات را سخت تر کند. اینها همان وصله هایی هستند که در اقتصاد جنگلی ما، ارتباطات (پیوند) کمتری را به خود اختصاص داده اند.
🕪 بنابراین در رویکرد پیچیدگی اقتصادی نقش دولت بستر سازی (اعم از هدایت میمونها یا ایجاد درختان) برای میمونها جهت حرکت به سوی درختان در هم تنیده تر و پربارتر است.
✒بهروز شاهمرادی، عضو هیات علمی گروه اقتصاد علم، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
به کانال پیچیدگی اقتصادی بپیوندید
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🌐 @economic_complexity
🔗 اقتصاد یک کشور را به مثابه جنگلی در نظر بگیرید، صنایع آنرا هم بعنوان درختان جنگل قلمداد کنید که میمونهای این جنگل هم بنگاه های درون آن اقتصاد را تشکیل می دهند و میوه هایی که روی چنین درختانی هستند هم نمادی از سودهای قابل اکتساب توسط میمونها یا همان بنگاه ها باشند.
🔗درختها برای اینکه درون یک جنگل کنار هم قرار بگیرند نیازمند قابلیتهای مشابه ای هستند. درختهایی که از هم فاصله بیشتری دارند متضمن قابلیتهای متفاوتی هستند.
🔗 اگر کشورها، مجموعه ای از بنگاه هایی باشند که محصولات متفاوتی را تولید میکنند، آنگاه ما میتوانیم این بنگاهها را به عنوان میمونهایی در نظر بگیریم که روی این درختها زندگی میکنند و محصولات مشخصی را استخراج میکنند.
🔗کشورها از لحاظ تعداد و موقعیت میمونهای درون جنگلهای خود، متفاوت هستند. پروسه توسعه که مستلزم افزایش تنوع و پیچیدگی محصول است، شبیه کلونی میمونها در جنگل است که درختهای بیشتری را اشغال میکنند و به سمت درختهای پیچیده تر و پر میوه تر حرکت میکنند.
🔗 اگر درختها به صورت یکپارچه در کنار هم قرار گرفته باشند، آنگاه برای میمون ها ساده تر خواهد بود تا از یک درخت به سمت درخت دیگری بپرند و جنگل را تحت پوشش جمعیت خود قرار دهند. اما درختها اگر از هم منفک و جدا باشند، آنگاه ممکن است میمونها در همان فعالیتهای کنونی خودشان محدود شوند.
🔗در اینحالت دولتها می توانند با ایجاد درختان رابط و یا پلهایی جهت اتصال درختان منفصل از هم بستری را فراهم نمایند تا بتوانند منجر به حرکت میمونها به سمت درختان پربارتر و پیچیده تر شود.
🔗 اگر اقتصاد یک کشور ناهمگن باشد، آنگاه این امکان وجود دارد که وصله هایی از محصولات به شدت وابسته وجود داشته باشند که ایجاد قابلیتهای جدید و توسعه آنها به سمت محصولات جدید را آسان تر کند. همچنین ممکن است که وصله هایی هم وجود داشته باشند که پروسه انباشت قابلیتها و تنوع محصولات را سخت تر کند. اینها همان وصله هایی هستند که در اقتصاد جنگلی ما، ارتباطات (پیوند) کمتری را به خود اختصاص داده اند.
🕪 بنابراین در رویکرد پیچیدگی اقتصادی نقش دولت بستر سازی (اعم از هدایت میمونها یا ایجاد درختان) برای میمونها جهت حرکت به سوی درختان در هم تنیده تر و پربارتر است.
✒بهروز شاهمرادی، عضو هیات علمی گروه اقتصاد علم، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
به کانال پیچیدگی اقتصادی بپیوندید
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🌐 @economic_complexity
❓شکل نقشۀ فضای محصولی که ما در آن زندگی میکنیم به چه صورت است؟
🔹آیا شبیه به جهانی است که در آن جنگلها از هم فاصله دارند یا درهم تنیده اند. شکل زیر نشان دهنده ترسیمی از فضای محصول ساخته شده با استفاده از داده های تجارت جهانی برای سالهای 2006 و 2008 است. در این حالت، گره ها بیانگر محصولات هستند و اندازۀ آنها، سهم شان را در تجارت جهانی آن محصول نشان میدهد. پیوندهایی که آن محصولات را با هم مرتبط کرده اند بالاترین احتمال صادرات همزمان محصولات را نشان میدهند. این ترسیم نشان میدهد که فضای محصول همگنی بالایی دارد. بعضی بخشهای آن، درهم تنیدگی گروه های مرتبطی از محصولات را نشان میدهند، در حالی که بخشهای دیگر به منفک بودن از همدیگر گرایش دارند.
🔸فضای محصول بیانگر این است که بیشتر محصولات به طور طبیعی در گروههایی با درهم تنیدگی بالا قرار گرفته اند، که این نشان میدهد محصولات موجود در این گروه ها، از قابلیتهایی مشابه استفاده میکنند. بنابراین، ما میتوانیم این گروه ها را شناسایی کنیم، زیرا محصولاتی که متعلق به آنها هستند نسبت به محصولات خارج از این گروه ها، ارتباط بیشتری با هم دارند.
🔹 در نقشه فضای محصول از یک شبکۀ الگوریتم های علمی برای تشخیص گروه هایی از محصولات که در دادهها پنهان شده اند استفاده میکنند. به نحوی که از این گروه ها برای تصمیم گیری یا بحث دربارۀ محصولاتی که بیشتر قابل رصد کردن هستند استفاده می شود. نزدیک به ۷۷۵ محصول در طبقه بندی SITC4 به صورت 34 گروه دسته بندی شده اند که به صورت رنگی در نقشۀ فضای محصول رسم شده اند.
🔸گروه ها به داشتن سطوح یکسانی از پیچیدگی گرایش دارند. محصولات موجود در صنعت ماشین سازی، الکترونیک و شیمی نسبت به محصولات موجود در خوشۀ پوشاک یا محصولات پیرامونی در نقشۀ فضای محصول همچون نفت و محصولات کشاورزیِ گرمسیری، قرار دارند به پیچیدگی بیشتری گرایش دارند.
🔹 ساختار فضای محصول برای ما مهم است، چراکه بر قابلیتهای کشورها برای حرکت به سمت محصولات جدید اثرگذار است. محصولاتی که درهم تنیدگی بالایی دارند، بیشترین قابلیتها را نیز به اشتراک میگذارند. با توجه به این قضیه، کشورهایی که قابلیتهای مورد نیاز برای تولید یک محصول را در اختیار داشته باشند، خیلی ساده تر میتوانند به سمت تولید محصولات جدید مشابه حرکت کنند. بنابراین، فضای محصول با درهم تنیدگی بالا مشکل رشد پیچیدگی اقتصادی کشور را راحت تر و برعکس، یک فضای محصول پراکنده، آن را سخت تر میکند.
🌐 @economic_complexity
🔹آیا شبیه به جهانی است که در آن جنگلها از هم فاصله دارند یا درهم تنیده اند. شکل زیر نشان دهنده ترسیمی از فضای محصول ساخته شده با استفاده از داده های تجارت جهانی برای سالهای 2006 و 2008 است. در این حالت، گره ها بیانگر محصولات هستند و اندازۀ آنها، سهم شان را در تجارت جهانی آن محصول نشان میدهد. پیوندهایی که آن محصولات را با هم مرتبط کرده اند بالاترین احتمال صادرات همزمان محصولات را نشان میدهند. این ترسیم نشان میدهد که فضای محصول همگنی بالایی دارد. بعضی بخشهای آن، درهم تنیدگی گروه های مرتبطی از محصولات را نشان میدهند، در حالی که بخشهای دیگر به منفک بودن از همدیگر گرایش دارند.
🔸فضای محصول بیانگر این است که بیشتر محصولات به طور طبیعی در گروههایی با درهم تنیدگی بالا قرار گرفته اند، که این نشان میدهد محصولات موجود در این گروه ها، از قابلیتهایی مشابه استفاده میکنند. بنابراین، ما میتوانیم این گروه ها را شناسایی کنیم، زیرا محصولاتی که متعلق به آنها هستند نسبت به محصولات خارج از این گروه ها، ارتباط بیشتری با هم دارند.
🔹 در نقشه فضای محصول از یک شبکۀ الگوریتم های علمی برای تشخیص گروه هایی از محصولات که در دادهها پنهان شده اند استفاده میکنند. به نحوی که از این گروه ها برای تصمیم گیری یا بحث دربارۀ محصولاتی که بیشتر قابل رصد کردن هستند استفاده می شود. نزدیک به ۷۷۵ محصول در طبقه بندی SITC4 به صورت 34 گروه دسته بندی شده اند که به صورت رنگی در نقشۀ فضای محصول رسم شده اند.
🔸گروه ها به داشتن سطوح یکسانی از پیچیدگی گرایش دارند. محصولات موجود در صنعت ماشین سازی، الکترونیک و شیمی نسبت به محصولات موجود در خوشۀ پوشاک یا محصولات پیرامونی در نقشۀ فضای محصول همچون نفت و محصولات کشاورزیِ گرمسیری، قرار دارند به پیچیدگی بیشتری گرایش دارند.
🔹 ساختار فضای محصول برای ما مهم است، چراکه بر قابلیتهای کشورها برای حرکت به سمت محصولات جدید اثرگذار است. محصولاتی که درهم تنیدگی بالایی دارند، بیشترین قابلیتها را نیز به اشتراک میگذارند. با توجه به این قضیه، کشورهایی که قابلیتهای مورد نیاز برای تولید یک محصول را در اختیار داشته باشند، خیلی ساده تر میتوانند به سمت تولید محصولات جدید مشابه حرکت کنند. بنابراین، فضای محصول با درهم تنیدگی بالا مشکل رشد پیچیدگی اقتصادی کشور را راحت تر و برعکس، یک فضای محصول پراکنده، آن را سخت تر میکند.
🌐 @economic_complexity
سنجش_دانش_و_مهارت_با_رویکرد_پیچیدگی.pdf
462.5 KB
📑 مقاله سنجش دانش و مهارت با تکیه بر رویکرد پیچیدگی اقتصادی
#بهروز_شاهمرادی
#پیام_چینی_فروشان
🌐 @economic_complexity
#بهروز_شاهمرادی
#پیام_چینی_فروشان
🌐 @economic_complexity