🔹 تلاش اصلی پیچیدگی اقتصادی، خلق نقشه ای جامع از مشابهت های محصولات در زمینه دانش مورد نیاز آنها است. این نقشه، مسیری را ترسیم میکند که به وسیله آن، دانش مولد راحت تر میتواند انباشت شود.
🔸هاسمن و همکارانش این نقشه یا شبکه را «فضای محصول» نامیدند و از آن به منظور تعیین موقعیت کشورها، نمایش قابلیت های نوآورانه تولیدی حال حاضر آنها و محصولاتی که نزدیک به آنها قرار دارند، استفاده میکنند.
🔹ايدۀ فضاي محصول، روشی برای پيش بيني دقيق مشابهت هاي صنايع در اقتصاد و به تبع آن، دانش مولد نهفته در آن است. فضای محصول، شبکه اي از ارتباطات بين محصولات مشابه را نشان میدهد.
🔸 ترتیب محصولات در فضای محصول، بر اساس میزان همسانی یا عدم همسانی دانش مولد مورد نیاز برای تولید آنها تعیین میشود. برای مثال با لحاظ کردن داده های مربوط به صادرات یک کشور میتوان فضای محصول را برای هر کشور ترسیم کرد. در این حالت میتوان نشان داد که آن کشور چه محصولاتی را تولید میکند، چه محصولاتی نزدیک به محصولات تولیدی آن کشور وجود دارد که به تبع میتواند آن محصول را سریعتر و با توجیه اقتصادی بالاتر نسبت به محصولات دیگر تولید کند. در نتیجه، این قابلیت را دارد که مسیر توسعه صنایع را تعیین کند.
🔹 نقشۀ فضای محصول نشان می دهد که محصولات زیادی به صورت طبیعی در گروههای به هم تنیده ای قرار گرفته اند، که بیانگر این است که چنین محصولاتی از قابلیتهای مشابهی استفاده می کنند.
🌐 @economic_complexity
🔸هاسمن و همکارانش این نقشه یا شبکه را «فضای محصول» نامیدند و از آن به منظور تعیین موقعیت کشورها، نمایش قابلیت های نوآورانه تولیدی حال حاضر آنها و محصولاتی که نزدیک به آنها قرار دارند، استفاده میکنند.
🔹ايدۀ فضاي محصول، روشی برای پيش بيني دقيق مشابهت هاي صنايع در اقتصاد و به تبع آن، دانش مولد نهفته در آن است. فضای محصول، شبکه اي از ارتباطات بين محصولات مشابه را نشان میدهد.
🔸 ترتیب محصولات در فضای محصول، بر اساس میزان همسانی یا عدم همسانی دانش مولد مورد نیاز برای تولید آنها تعیین میشود. برای مثال با لحاظ کردن داده های مربوط به صادرات یک کشور میتوان فضای محصول را برای هر کشور ترسیم کرد. در این حالت میتوان نشان داد که آن کشور چه محصولاتی را تولید میکند، چه محصولاتی نزدیک به محصولات تولیدی آن کشور وجود دارد که به تبع میتواند آن محصول را سریعتر و با توجیه اقتصادی بالاتر نسبت به محصولات دیگر تولید کند. در نتیجه، این قابلیت را دارد که مسیر توسعه صنایع را تعیین کند.
🔹 نقشۀ فضای محصول نشان می دهد که محصولات زیادی به صورت طبیعی در گروههای به هم تنیده ای قرار گرفته اند، که بیانگر این است که چنین محصولاتی از قابلیتهای مشابهی استفاده می کنند.
🌐 @economic_complexity
🔗 نقشه فضای محصول ایران در سال ۲۰۱۶ میلادی نشان می دهد که بخش عمده صادرات کشور ایران را نفت و مواد غذایی (میوه و خشکبار)، چرم حیوانات، سنگهای معدنی و مواد شیمیایی تشکیل میدهند.
🔗 بنابراین سبد صادرات ایران متشکل از منابع طبیعی به صورت خام و محصولاتی است که در قسمت راست فضای محصول قرار میگیرند و به لحاظ شاخص پیچیدگی پایین هستند.
🔗 در نقشه فضای محصول مربوط به ایران مشاهده میکنیم که متاسفانه ایران فقط در چند بخش جزئی دارای قابلیت و دانش مولد است که این بخشها نیز دارای پیچیدگی پایینی هستند.
🌐 @economic_complexity
🔗 بنابراین سبد صادرات ایران متشکل از منابع طبیعی به صورت خام و محصولاتی است که در قسمت راست فضای محصول قرار میگیرند و به لحاظ شاخص پیچیدگی پایین هستند.
🔗 در نقشه فضای محصول مربوط به ایران مشاهده میکنیم که متاسفانه ایران فقط در چند بخش جزئی دارای قابلیت و دانش مولد است که این بخشها نیز دارای پیچیدگی پایینی هستند.
🌐 @economic_complexity
✔️ نقشه فضای محصول کشورهای اسرائیل، ترکیه، مصر و لبنان ===> درهم تنیدگی و تنوع بالا
🗓 نتایج سال ۲۰۱۶ میلادی
✅ @economic_complexity
🗓 نتایج سال ۲۰۱۶ میلادی
✅ @economic_complexity
🎙استفاده از نقشه فضای محصول به تصمیم گیرندگان اقتصادی می گوید که اصرار بر ایجاد یک صنعت جدید که قابلیت ایجاد آن در کشور وجود نداردچقدر می تواند سخت و هزینه بر باشد در عین حال به آنها نشان می دهد که چه صنایع جدید دیگری می توانستند بدون کمک دولت و تنها با هدایت اقتصاد به سمت آنها شکل بگیرند.
☝یک پازل جیگسا را در نظر بگیرید که دارای ۱۰۰ قطعه می باشد اگر ما از این ۱۰۰ قطعه توانایی تولید۸۰ یا ۹۰ درصد آنرا داشته باشیم آنگاه میتوانیم سعی در تهیه، خرید یا تولید مابقی این پازل نماییم. اما چنانچه توانایی تولید تنها ۱۰ یا ۲۰ درصد از این قطعات را داشته باشیم آنوقت تلاش جهت ایجاد مابقی پازلها تلاشی مجدانه، زمانبر و هزینه بر را می طلبد که اقتصاد را با هزینه فرصت زیادی روبرو می کند.
🗝در اینجاست که رویکرد پیچیدگی اقتصادی به کمک شما می شتابد و نشان خواهد داد که چگونه به شناسایی صنایعی دست یابیم که بیشترین قطعات مورد نیاز برای خلق آن را در اختیار داریم.
🕪رویکرد پیچیدگی اقتصادی فقط یک شاخص نیست بلکه معیاری است که اگر بدرستی مورد استفاده و تحلیل قرار بگیرد میتواند دلیل برتری یافتن خود را نسبت به دیگر معیارهای رایج در اقتصاد نشان دهد.
☝یک پازل جیگسا را در نظر بگیرید که دارای ۱۰۰ قطعه می باشد اگر ما از این ۱۰۰ قطعه توانایی تولید۸۰ یا ۹۰ درصد آنرا داشته باشیم آنگاه میتوانیم سعی در تهیه، خرید یا تولید مابقی این پازل نماییم. اما چنانچه توانایی تولید تنها ۱۰ یا ۲۰ درصد از این قطعات را داشته باشیم آنوقت تلاش جهت ایجاد مابقی پازلها تلاشی مجدانه، زمانبر و هزینه بر را می طلبد که اقتصاد را با هزینه فرصت زیادی روبرو می کند.
🗝در اینجاست که رویکرد پیچیدگی اقتصادی به کمک شما می شتابد و نشان خواهد داد که چگونه به شناسایی صنایعی دست یابیم که بیشترین قطعات مورد نیاز برای خلق آن را در اختیار داریم.
🕪رویکرد پیچیدگی اقتصادی فقط یک شاخص نیست بلکه معیاری است که اگر بدرستی مورد استفاده و تحلیل قرار بگیرد میتواند دلیل برتری یافتن خود را نسبت به دیگر معیارهای رایج در اقتصاد نشان دهد.
⛯رتبه منطقه ای و جهانی شاخص ارزش فرصت اقتصادی کشورهای منطقه در سال ۱۳۹۵
⚠ایران در رتبه ۱۴ منطقه و رتبه ۷۷ جهانی
📚 منبع: مطالعات گروه اقتصاد علم، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
⚠ایران در رتبه ۱۴ منطقه و رتبه ۷۷ جهانی
📚 منبع: مطالعات گروه اقتصاد علم، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
جدول فوق ☝ارزش فرصت کشورهای منطقه را با تکیه بر رویکرد پیچیدگی اقتصادی نشان می دهد. ارزش فرصت معیاری برای محاسبه مزایای بالقوه یک کشور در صورت تولید محصولات مشخص می باشد.
💎 نتایج محاسبات "ارزش فرصت" در گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، رتبه بندی منطقه ای و جهانی کشورهای منطقه در سال ۱۳۹۵ نشان میدهد که:
💎 طبق این محاسبات، ترکیه رتبه اول در منطقه، و جایگاه دوم در سطح جهانی را داراست. بنابراین می توان گفت که این کشور، فرصت خیلی بالایی در راستای تولید محصولات متنوع و پیچیده تر دارد.
💎 همین قضیه در مورد کشور مصر که در جایگاه بعدی قرار گرفته است نیز صدق می کند. جالب اینکه کشورهای لبنان، قطر، کویت، عربستان و پاکستان هم در سطح جهانی و هم در سطح منطقه ای دارای جایگاه نزولی یکنواختی هستند.
💎 این در حالی است که ایران در سطح منطقه از شاخص ارزش فرصت رتبه 14 و در سطح جهانی رتبه 77 را به خود اختصاص داده است. پس می توان گفت که ایران به نسبت کشورهای منطقه از فرصت های کمتری در جهت ایجاد کالاهای متنوع و پیچیده برخوردار است.
💎 گرجستان آخرین رتبه را در زمینه کسب ارزش فرصت دریافت کرده است؛ که نشان از فقدان فرصت های مناسب در این کشور به نسبت دیگر کشورهای منطقه و جهان دارد.
🌐 @economic_complexity
💎 نتایج محاسبات "ارزش فرصت" در گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، رتبه بندی منطقه ای و جهانی کشورهای منطقه در سال ۱۳۹۵ نشان میدهد که:
💎 طبق این محاسبات، ترکیه رتبه اول در منطقه، و جایگاه دوم در سطح جهانی را داراست. بنابراین می توان گفت که این کشور، فرصت خیلی بالایی در راستای تولید محصولات متنوع و پیچیده تر دارد.
💎 همین قضیه در مورد کشور مصر که در جایگاه بعدی قرار گرفته است نیز صدق می کند. جالب اینکه کشورهای لبنان، قطر، کویت، عربستان و پاکستان هم در سطح جهانی و هم در سطح منطقه ای دارای جایگاه نزولی یکنواختی هستند.
💎 این در حالی است که ایران در سطح منطقه از شاخص ارزش فرصت رتبه 14 و در سطح جهانی رتبه 77 را به خود اختصاص داده است. پس می توان گفت که ایران به نسبت کشورهای منطقه از فرصت های کمتری در جهت ایجاد کالاهای متنوع و پیچیده برخوردار است.
💎 گرجستان آخرین رتبه را در زمینه کسب ارزش فرصت دریافت کرده است؛ که نشان از فقدان فرصت های مناسب در این کشور به نسبت دیگر کشورهای منطقه و جهان دارد.
🌐 @economic_complexity
💡ارزش فرصت در رویکرد پیچیدگی اقتصادی بیانگر چیست؟
🔘داشتن معیاری جامع از فرصت های ضمنی به واسطه "موقعیت دانش مولد کشور در فضای محصول"، می تواند بسیار مفید باشد.
🔘 کشورهایی که دانش مولد محصولات به نسبت پیچیده دارند با ثابت در نظر گرفتن سطح فعلی درآمد آنها، به رشد سریعتر تمایل دارند. به نحوی که برخی کشورها ممکن است در موقعیتی نزدیک به محصولات نسبتا ساده و با ارتباط ضعیف و اندک باشند، درحالیکه برخی دیگر ممکن است از همسایگی محصولات غنی بهره برداری نشده، با درهم تنیدگی مرتبط یا پیچیده برخوردار باشند.
🔘 این بدین معناست که کشورها نه فقط در اینکه چه می سازند، بلکه در اینکه چه فرصت هایی نیز در اختیار دارند متفاوت هستند.
🔘 به دیگر سخن، رویکرد پیچیدگی اقتصادی علاوه بر اینکه دانش و مهارت موجود را در نظر می گیرد به پتانسیل ها و فرصتهای متبلور کردن و رسیدن به دانش و مهارتهای دیگر نیز می پردازد.
🔘 بنابراین "ارزش فرصت" را می توان به عنوان فرصتی برای حرکت به سمت سایر محصولات یا دانش و مهارتهای دیگر هم در نظر گرفت.
🌐 @economic_complexity
🔘داشتن معیاری جامع از فرصت های ضمنی به واسطه "موقعیت دانش مولد کشور در فضای محصول"، می تواند بسیار مفید باشد.
🔘 کشورهایی که دانش مولد محصولات به نسبت پیچیده دارند با ثابت در نظر گرفتن سطح فعلی درآمد آنها، به رشد سریعتر تمایل دارند. به نحوی که برخی کشورها ممکن است در موقعیتی نزدیک به محصولات نسبتا ساده و با ارتباط ضعیف و اندک باشند، درحالیکه برخی دیگر ممکن است از همسایگی محصولات غنی بهره برداری نشده، با درهم تنیدگی مرتبط یا پیچیده برخوردار باشند.
🔘 این بدین معناست که کشورها نه فقط در اینکه چه می سازند، بلکه در اینکه چه فرصت هایی نیز در اختیار دارند متفاوت هستند.
🔘 به دیگر سخن، رویکرد پیچیدگی اقتصادی علاوه بر اینکه دانش و مهارت موجود را در نظر می گیرد به پتانسیل ها و فرصتهای متبلور کردن و رسیدن به دانش و مهارتهای دیگر نیز می پردازد.
🔘 بنابراین "ارزش فرصت" را می توان به عنوان فرصتی برای حرکت به سمت سایر محصولات یا دانش و مهارتهای دیگر هم در نظر گرفت.
🌐 @economic_complexity
روند شاخص پیچیدگی اقتصاد ایران و پنج کشور برتر منطقه (۲۰۱۴-۲۰۰۵)
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
📊 نمودار زیر، شاخص پیچیدگی اقتصاد (محور عمودی) را در طی سالهای ۲۰۰۵ الی ۲۰۱۴ برای کشورهای منطقه نشان می دهد.
🔦 قابل مشاهده است که تقریباً پنج کشور برتر در منطقه (به استثنای عربستان) طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ دارای شاخص پیچیدگی مثبت بوده اند. این در حالی است که ایران طی تمام این سالها، شاخص پیچیدگی با مقادیر منفی؛ و ترکیه در طی این سالها روند رو به رشدی داشته است.
🔦 این نمودار نشان می دهد که حجم دانش مولد یا همان دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران به نسبت پنج کشور برتر منطقه در موقعیت مطلوبی قرار ندارد.
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
🔦 قابل مشاهده است که تقریباً پنج کشور برتر در منطقه (به استثنای عربستان) طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ دارای شاخص پیچیدگی مثبت بوده اند. این در حالی است که ایران طی تمام این سالها، شاخص پیچیدگی با مقادیر منفی؛ و ترکیه در طی این سالها روند رو به رشدی داشته است.
🔦 این نمودار نشان می دهد که حجم دانش مولد یا همان دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران به نسبت پنج کشور برتر منطقه در موقعیت مطلوبی قرار ندارد.
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
💫دو نوع سیب را در نظر بگیرید:
سیبی که بر روی یک درخت رشد میکند و از سوپرمارکت میخرید و اپلی که در سیلیکون ولی طراحیشده است.
هر دو در اقتصاد تجارت میشوند و هر دو یا به صورت سلولهای بیولوژیکی و یا تراشههای سیلیکونی دارای انباشت اطلاعات هستند.
تفاوت اصلی بین آنها در تعداد قسمتهای آنها یا توانایی آنها برای ایفای عملکردها نیست – سیبهای خوردنی نتیجه دهها هزار ژن است که عملکردهای بیوشیمیایی پیچیدهای را تشکیل میدهند.
تفاوت اصلی بین سیب خوردنی و برند اپل این است که سیبهایی که ما میخوریم در ابتدا وجود داشتهاند سپس در ذهن ما آمدهاند، درحالیکه اپلی که ما برای چک کردن ایمیلهایمان از آن استفاده میکنیم، ابتدا در ذهن فردی متبلور شده سپس در جهان ما تجلی یافته است. هردوی آنها محصول هستند و دارای انباشت اطلاعات، اما تنها یکی از آنها –اپل سیلیکونی- کریستالی از تصورات است.
تجسّم محصولات بهعنوان کریستالهایی از تصورات به ما میگوید که محصولات فقط اطلاعات را گردآوری نمیکنند، بلکه تصور و تخیل نیز در آن دخیل هستند. این، اطلاعات است که ما آن را از طریق محاسبات ذهنی خلق کرده و سپس با خلق یک شیء که تقلیدی از آن چیزی است که در ذهن داشتیم، آن را تجزیه کردهایم.
سیبهای خوردنی پیش از نامگذاری، قیمتگذاری، یا مهّیا کردن بازاری برایشان، وجود داشتهاند. آنها در جهان بودهاند. بهعنوان یک مفهوم، سیبها درون ذهن ما وارد شدهاند. از طرف دیگر آیفون و آیپد تراوشهای ذهنی ما هستند، زیرا آنها محصولاتی هستند که قبل از اینکه در جهان حضورداشته باشند در ذهن ما تشکیلشدهاند؛
بنابراین تفاوت اصلی بین سیب و اپل در منبع نظم فیزیکی آنها قرار دارد، نه در تجسّم نظم فیزیکی آنها. هر دو محصول بستههایی از اطلاعات هستند، اما تنها یکی از آنها "کریستالی از تصور" است.
📙 "چرا اطلاعات رشد می یابد؟"
🖋 سزار هیدالگو
🔅ترجمه #بهروز_شاهمرادی
🌐 با کانال "پیچیدگی اقتصادی" همرا باشید تا بیشتر بدانید.
🌐 @economic_complexity
سیبی که بر روی یک درخت رشد میکند و از سوپرمارکت میخرید و اپلی که در سیلیکون ولی طراحیشده است.
هر دو در اقتصاد تجارت میشوند و هر دو یا به صورت سلولهای بیولوژیکی و یا تراشههای سیلیکونی دارای انباشت اطلاعات هستند.
تفاوت اصلی بین آنها در تعداد قسمتهای آنها یا توانایی آنها برای ایفای عملکردها نیست – سیبهای خوردنی نتیجه دهها هزار ژن است که عملکردهای بیوشیمیایی پیچیدهای را تشکیل میدهند.
تفاوت اصلی بین سیب خوردنی و برند اپل این است که سیبهایی که ما میخوریم در ابتدا وجود داشتهاند سپس در ذهن ما آمدهاند، درحالیکه اپلی که ما برای چک کردن ایمیلهایمان از آن استفاده میکنیم، ابتدا در ذهن فردی متبلور شده سپس در جهان ما تجلی یافته است. هردوی آنها محصول هستند و دارای انباشت اطلاعات، اما تنها یکی از آنها –اپل سیلیکونی- کریستالی از تصورات است.
تجسّم محصولات بهعنوان کریستالهایی از تصورات به ما میگوید که محصولات فقط اطلاعات را گردآوری نمیکنند، بلکه تصور و تخیل نیز در آن دخیل هستند. این، اطلاعات است که ما آن را از طریق محاسبات ذهنی خلق کرده و سپس با خلق یک شیء که تقلیدی از آن چیزی است که در ذهن داشتیم، آن را تجزیه کردهایم.
سیبهای خوردنی پیش از نامگذاری، قیمتگذاری، یا مهّیا کردن بازاری برایشان، وجود داشتهاند. آنها در جهان بودهاند. بهعنوان یک مفهوم، سیبها درون ذهن ما وارد شدهاند. از طرف دیگر آیفون و آیپد تراوشهای ذهنی ما هستند، زیرا آنها محصولاتی هستند که قبل از اینکه در جهان حضورداشته باشند در ذهن ما تشکیلشدهاند؛
بنابراین تفاوت اصلی بین سیب و اپل در منبع نظم فیزیکی آنها قرار دارد، نه در تجسّم نظم فیزیکی آنها. هر دو محصول بستههایی از اطلاعات هستند، اما تنها یکی از آنها "کریستالی از تصور" است.
📙 "چرا اطلاعات رشد می یابد؟"
🖋 سزار هیدالگو
🔅ترجمه #بهروز_شاهمرادی
🌐 با کانال "پیچیدگی اقتصادی" همرا باشید تا بیشتر بدانید.
🌐 @economic_complexity
🎙سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در
همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"
✔️ عنوان سخنرانی: "اقتصاد مقاومتی در سایه پیچیدگی اقتصادی"
🗓 چهارشنبه ۲۲ آذر
🏢 دانشگاه الزهراء
@economic_complexity
همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"
✔️ عنوان سخنرانی: "اقتصاد مقاومتی در سایه پیچیدگی اقتصادی"
🗓 چهارشنبه ۲۲ آذر
🏢 دانشگاه الزهراء
@economic_complexity
🎙تا همین چند دهه پیش کالاها با مناطق محدودی از جهان شناخته می شدند: ساعت سوئیس, پنیر هلند و ... . اما در مورد محصولات مدرن امروزی این قضیه صدق نمی کند. به نظر شما آیفون محصول چه منطقه یا کشوری است؟ کالیفرنیا، چین و یا کره؟
☝ امروزه با پیچیدگی در تولیدات، ملیت محصولات بی معنی می باشد. چراکه در تولید محصولات پیچیده نیازمند نفربایت ها و بنگاه بایتهای متنوعی هستیم که ممکن است در یک کشور یا منطقه جغرافیایی خاصی قابلیت تولید نداشته باشد.
@economic_complexity
☝ امروزه با پیچیدگی در تولیدات، ملیت محصولات بی معنی می باشد. چراکه در تولید محصولات پیچیده نیازمند نفربایت ها و بنگاه بایتهای متنوعی هستیم که ممکن است در یک کشور یا منطقه جغرافیایی خاصی قابلیت تولید نداشته باشد.
@economic_complexity
🔘پیچیدگی اقتصادی معیاری برای کمی نمودن حجم دانش و مهارت در اقتصاد
📖مطالعه توزيع جغرافيايي دانش و مهارت دشوار است، چرا که دانش و مهارت را به سختي ميتوان ديد؛ بنابراین برای مطالعه توزيع و پراکندگي دانش و مهارت، نيازمند جلوهاي خواهيم بود تا اطلاعات درستي در مورد موقعيت آنها به ما بدهد. يک راهکار ميتواند پرداختن به توزيع جغرافيايي صنايع باشد، چراکه صنايع را ميتوان به عنوان نمادي از دانش و مهارتي که در شبکههايي از مردم و بنگاههايي که در يک موقعيت قرار گرفتهاند، در نظر گرفت. لحاظ نمودن صنايع به جاي دانش و مهارت، شبيه به کار زيستشناسان است؛ زماني که به فنوتيپ به عنوان نمادي از ژنوتيپ نگاه ميکنند.
💡فنوتيپ و ژنوتيپ تمثيل خوبي هستند، چرا که بيانگر يک جفت از نهادهايي هستند که يکی به نسبت ديگري قابل رؤيتتر است؛ به همين صورت صنايع نسبت به دانش و مهارت راحتتر قابل رؤيت هستند.
☝اگر بخواهیم دانش و مهارت موجود در کارخانه موتور جت را ترسيم کنیم، تنها کافي است ببينيم کارخانه موتور جت و طراحان آن کجا قرار دارند. به عبارت سادهتر، ميتوان پي برد که اين لسآنجلس است نه کيوتو که ميزان زيادي دانش و مهارت مورد نياز برای ساخت فيلمهاي اکشن در اختيار دارد، زيرا هر ساله ما شاهد فيلمهاي اکشن محبوبي هستيم که در لسآنجلس ساخته ميشوند، درحاليکه تعداد خيلي کمي یا هیچکدام از اين فيلمها در کيوتو ساخته ميشوند. بنابراين اگرچه تعداد صنايع، اطلاعات مربوط به دانش و مهارت ویژه ساخت فيلم را به ما نميدهند، اما ميتواند محل فيزيکي شبکههايي که اين دانش و مهارت را در اختيار دارند به ما نشان دهند
@economic_complexity
📖مطالعه توزيع جغرافيايي دانش و مهارت دشوار است، چرا که دانش و مهارت را به سختي ميتوان ديد؛ بنابراین برای مطالعه توزيع و پراکندگي دانش و مهارت، نيازمند جلوهاي خواهيم بود تا اطلاعات درستي در مورد موقعيت آنها به ما بدهد. يک راهکار ميتواند پرداختن به توزيع جغرافيايي صنايع باشد، چراکه صنايع را ميتوان به عنوان نمادي از دانش و مهارتي که در شبکههايي از مردم و بنگاههايي که در يک موقعيت قرار گرفتهاند، در نظر گرفت. لحاظ نمودن صنايع به جاي دانش و مهارت، شبيه به کار زيستشناسان است؛ زماني که به فنوتيپ به عنوان نمادي از ژنوتيپ نگاه ميکنند.
💡فنوتيپ و ژنوتيپ تمثيل خوبي هستند، چرا که بيانگر يک جفت از نهادهايي هستند که يکی به نسبت ديگري قابل رؤيتتر است؛ به همين صورت صنايع نسبت به دانش و مهارت راحتتر قابل رؤيت هستند.
☝اگر بخواهیم دانش و مهارت موجود در کارخانه موتور جت را ترسيم کنیم، تنها کافي است ببينيم کارخانه موتور جت و طراحان آن کجا قرار دارند. به عبارت سادهتر، ميتوان پي برد که اين لسآنجلس است نه کيوتو که ميزان زيادي دانش و مهارت مورد نياز برای ساخت فيلمهاي اکشن در اختيار دارد، زيرا هر ساله ما شاهد فيلمهاي اکشن محبوبي هستيم که در لسآنجلس ساخته ميشوند، درحاليکه تعداد خيلي کمي یا هیچکدام از اين فيلمها در کيوتو ساخته ميشوند. بنابراين اگرچه تعداد صنايع، اطلاعات مربوط به دانش و مهارت ویژه ساخت فيلم را به ما نميدهند، اما ميتواند محل فيزيکي شبکههايي که اين دانش و مهارت را در اختيار دارند به ما نشان دهند
@economic_complexity
مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور:
کارگاه #علمسنجی با بررسی شاخص پیچیدگی علمی به عنوان رویکردی نوین در سنجش جایگاه علمی کشورها با حضور #دکتر_المیرا_جنوی و #دکتر_بهروز_شاهمرادی اعضای هیأت علمی گروه پژوهشی علم سنجی و اقتصاد علم
@economic_complexity
کارگاه #علمسنجی با بررسی شاخص پیچیدگی علمی به عنوان رویکردی نوین در سنجش جایگاه علمی کشورها با حضور #دکتر_المیرا_جنوی و #دکتر_بهروز_شاهمرادی اعضای هیأت علمی گروه پژوهشی علم سنجی و اقتصاد علم
@economic_complexity
اقتصاد مقاومتی- دکتر شاهمرادی.pdf
6.9 MB
📙 فایل pdf سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
فایل صوتی در پست بعدی👇👇
🔘 @economic_complexity
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
فایل صوتی در پست بعدی👇👇
🔘 @economic_complexity
Audio
🎙 فایل صوتی سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
🔘 @economic_complexity
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
🔘 @economic_complexity
🎙سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در همایش بین المللی "اقتصاد مقاومتی؛ مدیریت نااطمینانی و ضربه پذیری"
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
🔘 @economic_complexity
🏢 دانشگاه الزهرا؛ ۲۲ آذرماه ۱۳۹۶
🔘 @economic_complexity
✔️ بیان مفهومی شاخص پیچیدگی اقتصادی با استفاده از مدل زیر :
🔅 در شکل زیر کشورهای (1)، (2) و (3) را به عنوان یک نمونه فرضی از دنیای واقعی در نظر می گیریم و (الف)، (ب) و (پ) را به عنوان نمادی از محصولات تولیدی تجسم می کنیم.
🔅 قابل مشاهده است که کشور (1) قادر به تولید هر سه محصول در اقتصاد خود است. درنتیجه از لحاظ شاخص پیچیدگی اقتصادی مقام اول را از منظر تنوع اقتصادی به خود اختصاص می دهد. درحالیکه کشورهای (2) و (3) در رتبه های بعدی قرار می گیرند.
🔅 از بعد محصولات، از آنجا که محصول (الف) تنها توسط کشور (1) تولید می شود که دارای بیشترین تنوع است، لذا به عنوان محصول با کمترین فراگیری شناخته می شود و محصول (پ) نیز به عنوان فراگیرترین محصول شناخته می شود.
✅ از تلفیق این دو مقوله (تنوع و فراگیری) می توان به شاخصی دسترسی پیدا کرد که بیانگر شاخص پیچیدگی اقتصادی یک کشور است.
〽️تا قبل از رویکرد پیچیدگی اقتصادی، روشی قابل اتکاء برای محاسبه دانش و مهارت یا همان دانش مولد معرفی نشده است. محصولات، آینه و بازتاب رشد و مهارت موجود در یک اقتصاد هستند؛ بدین معنی که محصول تولید شده معرف دانش و مهارت نهفته شده در تولید خود است. درنتیجه می توان از محصولات به عنوان معیاری از دانش مولد موجود در آن اقتصاد استفاده کرد، و این همان اهتمامی است که در رویکرد پیچیدگی اقتصادی به دنبال آن هستیم.
☼محصولات تولید شده در اقتصاد متضمن دانش و مهارت تولیدی در خود هستند. در نتیجه با دانستن میزان پیچیدگی محصولات می توان به میزان دانش و مهارت موجود در آنها دست یافت. بدین نحو هر چه محصول پیچیده تر باشد بیانگر دانش و مهارت های پیچیده تری است و بالعکس. از تجمیع دانش و مهارتهای موجود در جامعه نیز می توان به حجم دانش مولد یا همان اقتصاد دانش بنیان در اقتصاد پی برد.
🌐 @economic_complexity
🔅 در شکل زیر کشورهای (1)، (2) و (3) را به عنوان یک نمونه فرضی از دنیای واقعی در نظر می گیریم و (الف)، (ب) و (پ) را به عنوان نمادی از محصولات تولیدی تجسم می کنیم.
🔅 قابل مشاهده است که کشور (1) قادر به تولید هر سه محصول در اقتصاد خود است. درنتیجه از لحاظ شاخص پیچیدگی اقتصادی مقام اول را از منظر تنوع اقتصادی به خود اختصاص می دهد. درحالیکه کشورهای (2) و (3) در رتبه های بعدی قرار می گیرند.
🔅 از بعد محصولات، از آنجا که محصول (الف) تنها توسط کشور (1) تولید می شود که دارای بیشترین تنوع است، لذا به عنوان محصول با کمترین فراگیری شناخته می شود و محصول (پ) نیز به عنوان فراگیرترین محصول شناخته می شود.
✅ از تلفیق این دو مقوله (تنوع و فراگیری) می توان به شاخصی دسترسی پیدا کرد که بیانگر شاخص پیچیدگی اقتصادی یک کشور است.
〽️تا قبل از رویکرد پیچیدگی اقتصادی، روشی قابل اتکاء برای محاسبه دانش و مهارت یا همان دانش مولد معرفی نشده است. محصولات، آینه و بازتاب رشد و مهارت موجود در یک اقتصاد هستند؛ بدین معنی که محصول تولید شده معرف دانش و مهارت نهفته شده در تولید خود است. درنتیجه می توان از محصولات به عنوان معیاری از دانش مولد موجود در آن اقتصاد استفاده کرد، و این همان اهتمامی است که در رویکرد پیچیدگی اقتصادی به دنبال آن هستیم.
☼محصولات تولید شده در اقتصاد متضمن دانش و مهارت تولیدی در خود هستند. در نتیجه با دانستن میزان پیچیدگی محصولات می توان به میزان دانش و مهارت موجود در آنها دست یافت. بدین نحو هر چه محصول پیچیده تر باشد بیانگر دانش و مهارت های پیچیده تری است و بالعکس. از تجمیع دانش و مهارتهای موجود در جامعه نیز می توان به حجم دانش مولد یا همان اقتصاد دانش بنیان در اقتصاد پی برد.
🌐 @economic_complexity
❇️ تئوری نفر بایت و بنگاه بایت
💠 وجود دو مؤلفه می تواند توانایی جمعی ما برای انباشت دانش را محدود کند؛ یکی ظرفیت محدود افراد در انباشت دانش مولد است که موجب پراکنده شدن آن بین افراد مختلف میشود، و دیگری مشکل ایجاد ارتباط بین این افراد درون یک شبکه برای دوباره کنار هم قرار دادن این دانش و مهارت پراکنده شده، است.
💠 اکثر محصولات نیازمند دانش و مهارتی فراتر از میزانی هستند که یک فرد می تواند در سیستم عصبی خود در اختیار داشته باشد. اگر فرض هاسمن و هیدالگو (2011) در مورد ظرفیت هر فردی برای در اختیار داشتن مهارت را برابر با یک نفربایت در نظر بگیریم، آنگاه برای ساخت محصولی که نیازمند 100 نفربایت است، باید سازمان یا بنگاهی داشته باشیم که دارای حاقل 100 نفربایت باشد (هر نفر بایت دارای دانش متفاوتی باشد).
💠در این حالت تنها با تقسیم نیروی کار و سپس تخصص یافتن آنها، تولید چنین محصولی امکانپذیر است. لذا از ترکیب نفربایت ها می توان به مردم بایت رسید، که این ترکیب برعهده سازمانها و بازارها می باشد.
💠 نفربایتها معیار پایه هستند. بدین معنی که انباشت میزانی از دانش مولد که کوچکتر از یک نفربایت است توسط محدودیتهای فردی محدود شده است (شامل تجربه و یادگیری اجتماعی)؛ درحالیکه انباشت مقدار دانش مولدی را که بزرگتر از یک نفربایت است، محدودیتهای اجتماعی محدود کرده است (شامل جمعآوری قطعات و توزیع آن دانش و مهارت است).
💠 اگر فرض بگیریم که هر فردی قادر به در اختیار داشتن یک نفربایت دانش مولد باشد، آنگاه تمام محصولات نیازمند مقداری فراتر از یک نفربایت دانش مولد برای تولید خواهند بود؛ یعنی نیازمند گروههایی از افراد برای تولید کالاها هستند. بعلاوه، فراهم کردن گروهی که به ساخت محصولات پیچیده توانا باشد نیازمند انباشت دانش و مهارتی است که در بطن شبکه اجتماعی کمابیش موجود باشد.
💠 تکثیر محدود ابرکارخانههایی مثل ایران خودرو، بیانگر این است که شاید مکانیزمی وجود دارد که اندازه شبکههایی را که ما بنگاه مینامیم محدود میکند و به توزیعِ تولید بین شبکههایی از بنگاهها منجر میگردد. این قضیه، وجود محدودیت مقداری (کمّی) دیگری را پیشنهاد میکند که بنگاهبایت نامیده می شود. بنگاهبایت همانند نفربایت است، فقط بهجای توزیع دانش مولد بین مردم، آنها را بین شبکهای از بنگاهها توزیع میکنیم.
💠 تقابل بین حجم بالای دانش و مهارت مورد نیاز برای ساخت پیچیدهترین محصولات دنیا و ظرفیت محدود مهارت بنگاهها، توضیح میدهد که چرا ما محدودیت بنگاه بایت را شکستیم و اینکه چرا شبکههای بنگاهها برای ساخت محصولات پیچیده مورد نیاز است.
🌐 @economic_complexity
💠 وجود دو مؤلفه می تواند توانایی جمعی ما برای انباشت دانش را محدود کند؛ یکی ظرفیت محدود افراد در انباشت دانش مولد است که موجب پراکنده شدن آن بین افراد مختلف میشود، و دیگری مشکل ایجاد ارتباط بین این افراد درون یک شبکه برای دوباره کنار هم قرار دادن این دانش و مهارت پراکنده شده، است.
💠 اکثر محصولات نیازمند دانش و مهارتی فراتر از میزانی هستند که یک فرد می تواند در سیستم عصبی خود در اختیار داشته باشد. اگر فرض هاسمن و هیدالگو (2011) در مورد ظرفیت هر فردی برای در اختیار داشتن مهارت را برابر با یک نفربایت در نظر بگیریم، آنگاه برای ساخت محصولی که نیازمند 100 نفربایت است، باید سازمان یا بنگاهی داشته باشیم که دارای حاقل 100 نفربایت باشد (هر نفر بایت دارای دانش متفاوتی باشد).
💠در این حالت تنها با تقسیم نیروی کار و سپس تخصص یافتن آنها، تولید چنین محصولی امکانپذیر است. لذا از ترکیب نفربایت ها می توان به مردم بایت رسید، که این ترکیب برعهده سازمانها و بازارها می باشد.
💠 نفربایتها معیار پایه هستند. بدین معنی که انباشت میزانی از دانش مولد که کوچکتر از یک نفربایت است توسط محدودیتهای فردی محدود شده است (شامل تجربه و یادگیری اجتماعی)؛ درحالیکه انباشت مقدار دانش مولدی را که بزرگتر از یک نفربایت است، محدودیتهای اجتماعی محدود کرده است (شامل جمعآوری قطعات و توزیع آن دانش و مهارت است).
💠 اگر فرض بگیریم که هر فردی قادر به در اختیار داشتن یک نفربایت دانش مولد باشد، آنگاه تمام محصولات نیازمند مقداری فراتر از یک نفربایت دانش مولد برای تولید خواهند بود؛ یعنی نیازمند گروههایی از افراد برای تولید کالاها هستند. بعلاوه، فراهم کردن گروهی که به ساخت محصولات پیچیده توانا باشد نیازمند انباشت دانش و مهارتی است که در بطن شبکه اجتماعی کمابیش موجود باشد.
💠 تکثیر محدود ابرکارخانههایی مثل ایران خودرو، بیانگر این است که شاید مکانیزمی وجود دارد که اندازه شبکههایی را که ما بنگاه مینامیم محدود میکند و به توزیعِ تولید بین شبکههایی از بنگاهها منجر میگردد. این قضیه، وجود محدودیت مقداری (کمّی) دیگری را پیشنهاد میکند که بنگاهبایت نامیده می شود. بنگاهبایت همانند نفربایت است، فقط بهجای توزیع دانش مولد بین مردم، آنها را بین شبکهای از بنگاهها توزیع میکنیم.
💠 تقابل بین حجم بالای دانش و مهارت مورد نیاز برای ساخت پیچیدهترین محصولات دنیا و ظرفیت محدود مهارت بنگاهها، توضیح میدهد که چرا ما محدودیت بنگاه بایت را شکستیم و اینکه چرا شبکههای بنگاهها برای ساخت محصولات پیچیده مورد نیاز است.
🌐 @economic_complexity
💢 نمودار زیر، بیانگر متوسط فراگیری محصولات صادراتی کشورهای تحت بررسی طی دوره 2005 تا 2014 است.
🔹یمن با داشتن متوسط فراگیری 32 و قزاقستان و رژیم اشغالگر هر دو با متوسط فراگیری 21 به ترتیب بالاترین و پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داده اند.
🔸متوسط فراگیری محصولات صادراتی، بیانگر تعداد کشورهایی است که قابلیت صادرات محصولات کشور مورد نظر را دارند. به بیان دیگر متوسط فراگیری 24 در محصولات ایران بازگو کننده این واقعیت است که به طور متوسط 24 کشور دیگر در دنیا حضور دارند که قابلیت صادرات محصولات صادراتی ایران را دارند. بنابراین بالتبع چنانچه این رقم کاهش پیدا کند مبین قدرت رقابت پذیری محصولات تولید شده توسط یک کشور است.
🔹به همین دلیل می توان گفت که محصولات تولید شده توسط کشورهای قزاقستان و رژیم اشغالگر دارای رقیبان کمتری در سطح بین المللی هستند. یکی از دلایل اصلی آن هم شاید نیاز به داشتن دانش و مهارت پیچیده (با کیفیت) در راستای تولید چنین محصولاتی است.
🌐 @economic_complexity
🔹یمن با داشتن متوسط فراگیری 32 و قزاقستان و رژیم اشغالگر هر دو با متوسط فراگیری 21 به ترتیب بالاترین و پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داده اند.
🔸متوسط فراگیری محصولات صادراتی، بیانگر تعداد کشورهایی است که قابلیت صادرات محصولات کشور مورد نظر را دارند. به بیان دیگر متوسط فراگیری 24 در محصولات ایران بازگو کننده این واقعیت است که به طور متوسط 24 کشور دیگر در دنیا حضور دارند که قابلیت صادرات محصولات صادراتی ایران را دارند. بنابراین بالتبع چنانچه این رقم کاهش پیدا کند مبین قدرت رقابت پذیری محصولات تولید شده توسط یک کشور است.
🔹به همین دلیل می توان گفت که محصولات تولید شده توسط کشورهای قزاقستان و رژیم اشغالگر دارای رقیبان کمتری در سطح بین المللی هستند. یکی از دلایل اصلی آن هم شاید نیاز به داشتن دانش و مهارت پیچیده (با کیفیت) در راستای تولید چنین محصولاتی است.
🌐 @economic_complexity
محصولات تولید شده در یک کشور ردپای چه چیزی هایی هستند؟
✅ محصولات به عنوان متبلورهای تصور به ما کمک میکنند تا تمایل مردم به محصولات را درک کنیم و نیز به ما اجازه میدهد تا پروسههای مهم اقتصادی را بازتفسیر کنیم.
✅ به عنوان مثال، تجارت بینالملل را در نظر بگیرید. صادرات محصول را برحسب تصورات متبلور شده ترسیم کنید که به ما میگوید در جهانی زندگی میکنیم که برخی کشورها واردکننده محض تصورات هستند، در حالی که دیگران صادرکننده محض آنها هستند.
✅ ایده متبلور کردن تصورات به ما میگوید که ساختار صادراتی یک کشور دربرگیرنده اطلاعات چیزهایی فراتر از فراوانی سرمایه و نیروی کار است. ساختار صادراتی یک کشور ردپایی است که به ما در مورد توانایی مردم کشوری میگوید که در آن نمونه های ملموس از اشیاء متصور را خلق میکنند؛ مثل اتومبیل، ماشینهای قهوه ساز، قطارهای مترو، موتورسیکلتها و البته دهها هزار عامل مشخص که برای پدید آوردن این محصولات پیچیده مورد نیاز است.
✅ در واقع، ترکیب صادرات یک کشور به ما در مورد دانش و مهارت انباشته شده در مردم آن کشور، اطلاع میدهد.
🌐@economic_complexity
✅ محصولات به عنوان متبلورهای تصور به ما کمک میکنند تا تمایل مردم به محصولات را درک کنیم و نیز به ما اجازه میدهد تا پروسههای مهم اقتصادی را بازتفسیر کنیم.
✅ به عنوان مثال، تجارت بینالملل را در نظر بگیرید. صادرات محصول را برحسب تصورات متبلور شده ترسیم کنید که به ما میگوید در جهانی زندگی میکنیم که برخی کشورها واردکننده محض تصورات هستند، در حالی که دیگران صادرکننده محض آنها هستند.
✅ ایده متبلور کردن تصورات به ما میگوید که ساختار صادراتی یک کشور دربرگیرنده اطلاعات چیزهایی فراتر از فراوانی سرمایه و نیروی کار است. ساختار صادراتی یک کشور ردپایی است که به ما در مورد توانایی مردم کشوری میگوید که در آن نمونه های ملموس از اشیاء متصور را خلق میکنند؛ مثل اتومبیل، ماشینهای قهوه ساز، قطارهای مترو، موتورسیکلتها و البته دهها هزار عامل مشخص که برای پدید آوردن این محصولات پیچیده مورد نیاز است.
✅ در واقع، ترکیب صادرات یک کشور به ما در مورد دانش و مهارت انباشته شده در مردم آن کشور، اطلاع میدهد.
🌐@economic_complexity