میزان دانش یک جامعه به طور عمده به میزان دانشی که هر یک از اشخاص در اختیار دارند بستگی ندارد، بلکه به تنوع دانش گسترده شده بین افراد و نيز به قابليتهايشان برای ترکيب و استفاده از آن از طريق شبکه های تعاملات پيچيده وابسته است.
🔘 @economic_complexity
🔘 @economic_complexity
تصویر پایین یک فضای محصول را نمایش میدهد. ايده فضاي محصول روشی جهت پيش بيني دقيق مشابهت هاي صنایع در اقتصادها و به تبع آن دانش مولد نهفته در آن است. فضای محصول، شبکه اي از ارتباطات بین محصولات مشابه را نشان می دهد.
ترتیب محصولات در فضای محصول، بر اساس میزان همسانی یا عدم همسانی دانش مولد مورد نیاز برای تولید آن ها تعیین می گردد. برای مثال با لحاظ کردن داده های مربوط به صادرات یک کشور می توان فضای محصول را برای هر کشور ترسیم نمود. در این حالت می توان نشان داد که آن کشور چه محصولاتی را تولید می کند، چه محصولاتی نزدیک به محصولات تولیدی آن کشور وجود دارد که به تبع می تواند آن محصول را سریع تر و با توجیه اقتصادی بالاتر نسبت به محصولات دیگر تولید کند. در نتیجه این قابلیت را دارد که مسیر توسعه صنایع را تعیین نماید.
ترتیب محصولات در فضای محصول، بر اساس میزان همسانی یا عدم همسانی دانش مولد مورد نیاز برای تولید آن ها تعیین می گردد. برای مثال با لحاظ کردن داده های مربوط به صادرات یک کشور می توان فضای محصول را برای هر کشور ترسیم نمود. در این حالت می توان نشان داد که آن کشور چه محصولاتی را تولید می کند، چه محصولاتی نزدیک به محصولات تولیدی آن کشور وجود دارد که به تبع می تواند آن محصول را سریع تر و با توجیه اقتصادی بالاتر نسبت به محصولات دیگر تولید کند. در نتیجه این قابلیت را دارد که مسیر توسعه صنایع را تعیین نماید.
▪️بيشتر محصولات به دانشی بيش از آنچه که هر فرد مي تواند به دست آورد، نياز دارند. از اين رو، چنین محصولاتی نيازمند تعامل افراد با قابليتهای مختلف هستند.
فرض بگیرید هر شخصی ظرفيتی برابر یک نفربایت از یک میزان مشخص دانش ضمنی داشته باشد. شما چگونه ميتوانيد يک محصول جديد ايجاد کنيد که به صد نفربایت مختلف نياز داشته باشد؟ به طور آشکار اين موضوع نمي تواند توسط کارآفرينی که تنها متکی به خود است ایجاد شود. این محصول یا بايد به وسيله يک سازمان با دست کم صد کارمند (نفربایت های متفاوت) تولید شود و يا به وسيلۀ يک شبکه از سازمان هایی که مي توانند اين صد نفربایت از دانش را تجميع کنند، ايجاد شود.
يک جامعه چگونه مي تواند يک کیلو، مگا یا گیگا نفربایت را نگهداری کند؟ این امر فقط از طريق يک سری تقسیمات دقیق نيروی کار امکان پذیر است؛ به نحوی که در آن افراد به کارشناسانی در بخش های مختلف از دانش موجود تبدیل می شوند و سپس از طريق سازمانها و بازارها، تجميع آن نفربایت ها در قالب مردم بایتها امکان پذير می شود.
🔘 @economic_complexity
فرض بگیرید هر شخصی ظرفيتی برابر یک نفربایت از یک میزان مشخص دانش ضمنی داشته باشد. شما چگونه ميتوانيد يک محصول جديد ايجاد کنيد که به صد نفربایت مختلف نياز داشته باشد؟ به طور آشکار اين موضوع نمي تواند توسط کارآفرينی که تنها متکی به خود است ایجاد شود. این محصول یا بايد به وسيله يک سازمان با دست کم صد کارمند (نفربایت های متفاوت) تولید شود و يا به وسيلۀ يک شبکه از سازمان هایی که مي توانند اين صد نفربایت از دانش را تجميع کنند، ايجاد شود.
يک جامعه چگونه مي تواند يک کیلو، مگا یا گیگا نفربایت را نگهداری کند؟ این امر فقط از طريق يک سری تقسیمات دقیق نيروی کار امکان پذیر است؛ به نحوی که در آن افراد به کارشناسانی در بخش های مختلف از دانش موجود تبدیل می شوند و سپس از طريق سازمانها و بازارها، تجميع آن نفربایت ها در قالب مردم بایتها امکان پذير می شود.
🔘 @economic_complexity
〽️ پیچیدگی یک اقتصاد به کثرت میزان دانش مفیدی که در آن کشور انباشت شده، بستگی دارد.
برای وجود یک جامعۀ پیچیده و نیز ادامه بقای آن، مردمی که دربارۀ طراحی، بازاریابی، مالی، فناوری، مدیریت منابع انسانی، فعالیتها و قوانین تجاری دانش دارند، باید قادر به به کارگیری و آمیختن آن دانش در راستای تولید محصولات باشند. این محصولات مشابه نمی توانند در کشورهایی تولید شوند که بخش هایی از این مجموعه قابلیتها را ندارند.
بنابراین، پیچیدگی اقتصادی بر حسب ترکیب محصولات تولیدی یک کشور بیان می شود و بازتاب ساختارهایی است که برای نگهداشت و ترکیب دانش، ظهور پیدا کرده است.
🔘 @economic_complexity
برای وجود یک جامعۀ پیچیده و نیز ادامه بقای آن، مردمی که دربارۀ طراحی، بازاریابی، مالی، فناوری، مدیریت منابع انسانی، فعالیتها و قوانین تجاری دانش دارند، باید قادر به به کارگیری و آمیختن آن دانش در راستای تولید محصولات باشند. این محصولات مشابه نمی توانند در کشورهایی تولید شوند که بخش هایی از این مجموعه قابلیتها را ندارند.
بنابراین، پیچیدگی اقتصادی بر حسب ترکیب محصولات تولیدی یک کشور بیان می شود و بازتاب ساختارهایی است که برای نگهداشت و ترکیب دانش، ظهور پیدا کرده است.
🔘 @economic_complexity
❗️مسئله اصلی این است که بخش های مهم دانش، ضمنی هستند، بنابراين تعبیه و انباشت آن میان مردم سخت است.
يادگيری اينکه چگونه درد دندانی را مداوا کنيم، به يک زبان خارجی صحبت کنيم و يا يک مزرعه را اداره کنيم تلاش هایی پرهزينه و وقت گير هستند.
در نتيجه باید گفت که لازم نیست تا همه ما زندگي مان را صرف يادگيری اينکه چگونه هر کاری را انجام دهيم، کنيم، زیرا اکتساب همگی آنها سخت است و این همان دانش ضمنی است که روند رشد و توسعه را محدود می کند.
در نهایت تمايزات در ترقی روزافزون به ميزان دانش ضمنی که جوامع در اختیار دارند، بستگی دارد.
🔘@economic_complexity
يادگيری اينکه چگونه درد دندانی را مداوا کنيم، به يک زبان خارجی صحبت کنيم و يا يک مزرعه را اداره کنيم تلاش هایی پرهزينه و وقت گير هستند.
در نتيجه باید گفت که لازم نیست تا همه ما زندگي مان را صرف يادگيری اينکه چگونه هر کاری را انجام دهيم، کنيم، زیرا اکتساب همگی آنها سخت است و این همان دانش ضمنی است که روند رشد و توسعه را محدود می کند.
در نهایت تمايزات در ترقی روزافزون به ميزان دانش ضمنی که جوامع در اختیار دارند، بستگی دارد.
🔘@economic_complexity
✔️ راز جوامع مدرن در این نيست که هر شخص دانش مولد بیشتری را در مقايسه با جوامع سنتی در اختیار داشته باشد، بلکه راز جوامع مدرن آن است که ما به طور جمعی از حجم زیادی از دانش استفاده می کنيم، در حالي که هريک از ما بخش کمی از آن را در اختیار داریم.
جامعه عملکردش را انجام مي دهد چون اعضايش شبکه هايی را تشکیل می دهند که به آنها اجازه مي دهد تا تخصص پیدا کنند و دانش خود را با ديگران به اشتراک بگذارند.
🔘 @economic_complexity
جامعه عملکردش را انجام مي دهد چون اعضايش شبکه هايی را تشکیل می دهند که به آنها اجازه مي دهد تا تخصص پیدا کنند و دانش خود را با ديگران به اشتراک بگذارند.
🔘 @economic_complexity
Audio
🎙 فایل صوتی سخنرانی دکتر #بهروز_شاهمرادی در سمینار "نسبت علم و فناوری با تولید ملی و اشتغال"
🌐 چهارشنبه؛۱۰ آبان ۱۳۹۶؛ دانشگاه الزهرا
❇️ @alzahra_economics
🌐 چهارشنبه؛۱۰ آبان ۱۳۹۶؛ دانشگاه الزهرا
❇️ @alzahra_economics
ماشین بوگاتی ویرون، بیش از 5/2 میلیون دلار قیمت دارد؛ با یک تخمین ساده می توان برآورد کرد که قیمت آن، چیزی حدود 1300 دلار به ازای هر کیلو بوگاتی را نشان میداد. به منظور درک بهتر از این قیمت، میتوان قیمت هر کیلو طلا و نقره را معیار قرار داد. اگرچه بوگاتی ارزش وزنی ماشینش معادل طلا نیست، اما بیش از نقره میارزد.
در حال حاضر ممکن است مقایسه یک کیلو بوگاتی با یک کیلو نقره را بیمعنا بدانید، زیرا با داشتن یک کیلو بوگاتی کار خاصی نمیتوانید انجام دهید؛ با این حال همین مبحث به ظاهر بیمعنا میتواند چیزهای زیادی را در مورد نظم فیزیکی یا اطلاعاتی درون یک محصول به ما آموزش دهد.
برای چند لحظه تصور کنید که یک بوگاتی ویرون را در قرعهکشی برنده شدهاید. تصمیم میگیرید که دوری با این ماشین بزنید. در حال شور و هیجانتان بوگاتی را بدون اینکه به خودتان آسیبی برسانید به دیواری میکوبید، در صورتیکه بیمه مناسب برای ماشین نداشته باشید، به طور حتم کمی نگران خواهید شد. حال که ماشین به کلی خراب شده است، ارزش هر کیلو از بوگاتی شما چقدر است؟
جواب این سؤال بسیار روشن است؛ ارزش دلاری ماشین در لحظه برخورد ماشین با دیوار دود شد و به هوا رفت، اما وزن آن باقی ماند. پس ارزش آن کجا رفت؟ ارزش دلاری ماشین در اثر تصادف از بین رفت، نه به خاطر اینکه تصادف، اتمهای به وجود آورنده بوگاتی را از بین برد، بلکه به این دلیل که ترتیب قرار گرفتن آن اتمها با تصادف از بین رفت. بهمحض اینکه اجزای ساخته شده بوگاتی تغییر شکل دادند، بخش عظیمی از اطلاعات تجمیع شده در بوگاتی نابود شد. اکنون میتوان اینگونه بیان کرد که ارزش 5/2 میلیون دلاری ماشین در اتمهای آن نهفته نشده بود، بلکه در چگونگی چیدمان اتمهای آن قرارگرفته بود. این نظم و ترتیب، همان اطلاعات است.
📘 برگرفته از کتاب "چرا اطلاعات رشد می یابد؟" ؛ اثر سزار هیدالگو؛ ترجمه #بهروز_شاهمرادی
🌐 @economic_complexity
در حال حاضر ممکن است مقایسه یک کیلو بوگاتی با یک کیلو نقره را بیمعنا بدانید، زیرا با داشتن یک کیلو بوگاتی کار خاصی نمیتوانید انجام دهید؛ با این حال همین مبحث به ظاهر بیمعنا میتواند چیزهای زیادی را در مورد نظم فیزیکی یا اطلاعاتی درون یک محصول به ما آموزش دهد.
برای چند لحظه تصور کنید که یک بوگاتی ویرون را در قرعهکشی برنده شدهاید. تصمیم میگیرید که دوری با این ماشین بزنید. در حال شور و هیجانتان بوگاتی را بدون اینکه به خودتان آسیبی برسانید به دیواری میکوبید، در صورتیکه بیمه مناسب برای ماشین نداشته باشید، به طور حتم کمی نگران خواهید شد. حال که ماشین به کلی خراب شده است، ارزش هر کیلو از بوگاتی شما چقدر است؟
جواب این سؤال بسیار روشن است؛ ارزش دلاری ماشین در لحظه برخورد ماشین با دیوار دود شد و به هوا رفت، اما وزن آن باقی ماند. پس ارزش آن کجا رفت؟ ارزش دلاری ماشین در اثر تصادف از بین رفت، نه به خاطر اینکه تصادف، اتمهای به وجود آورنده بوگاتی را از بین برد، بلکه به این دلیل که ترتیب قرار گرفتن آن اتمها با تصادف از بین رفت. بهمحض اینکه اجزای ساخته شده بوگاتی تغییر شکل دادند، بخش عظیمی از اطلاعات تجمیع شده در بوگاتی نابود شد. اکنون میتوان اینگونه بیان کرد که ارزش 5/2 میلیون دلاری ماشین در اتمهای آن نهفته نشده بود، بلکه در چگونگی چیدمان اتمهای آن قرارگرفته بود. این نظم و ترتیب، همان اطلاعات است.
📘 برگرفته از کتاب "چرا اطلاعات رشد می یابد؟" ؛ اثر سزار هیدالگو؛ ترجمه #بهروز_شاهمرادی
🌐 @economic_complexity
بیشترین میزان دانش و مهارت قابل انباشت در سیستم عصبی انسانی به عنوان پایه ای از واحد محاسبه، قابل سادهسازی است. این واحد را نفربایت (Personbyte) مینامیم و آن را به عنوان بیشینه دانش و مهارتی لحاظ میکنیم که یک فرد گنجایش دریافت آن را دارد.
نفربایتها معیار پایه هستند، بدین معنی که انباشت میزانی از دانش و مهارت که کوچکتر از یک نفربایت است توسط محدودیتهای فردی محدود شده است (شامل تجربه و یادگیری اجتماعی)، در حالی که انباشت مقدار دانش و مهارتی را که بزرگتر از یک نفربایت است محدودیتهای اجتماعی محدود کرده است (شامل جمعآوری قطعات و توزیع آن دانش و مهارت است). اگر فرض بگیریم که هر فردی قادر به در اختیار داشتن یک نفربایت دانش و مهارت باشد، آنگاه تمام محصولات، نیازمند مقداری فراتر از یک نفربایت دانش و مهارت برای تولید خواهند بود؛ یعنی نیازمند گروههایی از افراد برای تولید کالاها هستند. بهعلاوه، فراهم کردن گروهی که به ساخت محصولات پیچیده توانا باشد نیازمند انباشت دانش و مهارتی است که در بطن شبکه اجتماعی کمابیش هماهنگی باشد.
📙 "چرا اطلاعات رشد می یابد؟"
🖋 سزار هیدالگو
🔅ترجمه #بهروز_شاهمرادی
🌐 @economic_complexity
نفربایتها معیار پایه هستند، بدین معنی که انباشت میزانی از دانش و مهارت که کوچکتر از یک نفربایت است توسط محدودیتهای فردی محدود شده است (شامل تجربه و یادگیری اجتماعی)، در حالی که انباشت مقدار دانش و مهارتی را که بزرگتر از یک نفربایت است محدودیتهای اجتماعی محدود کرده است (شامل جمعآوری قطعات و توزیع آن دانش و مهارت است). اگر فرض بگیریم که هر فردی قادر به در اختیار داشتن یک نفربایت دانش و مهارت باشد، آنگاه تمام محصولات، نیازمند مقداری فراتر از یک نفربایت دانش و مهارت برای تولید خواهند بود؛ یعنی نیازمند گروههایی از افراد برای تولید کالاها هستند. بهعلاوه، فراهم کردن گروهی که به ساخت محصولات پیچیده توانا باشد نیازمند انباشت دانش و مهارتی است که در بطن شبکه اجتماعی کمابیش هماهنگی باشد.
📙 "چرا اطلاعات رشد می یابد؟"
🖋 سزار هیدالگو
🔅ترجمه #بهروز_شاهمرادی
🌐 @economic_complexity
این دنیا چیزی جز یک نقاشی از تصورات ما نیست.
تفاوت کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته در این است که آنها توانایی متبلور کردن تصورات خود را دارند. و این امر بدلیل حضور داشتن در جوامعی است که دارای نفربایت های متنوعی از دانش و مهارت هستند.
🌐 @economic_complexity
تفاوت کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته در این است که آنها توانایی متبلور کردن تصورات خود را دارند. و این امر بدلیل حضور داشتن در جوامعی است که دارای نفربایت های متنوعی از دانش و مهارت هستند.
🌐 @economic_complexity
جوامع و اقتصادها مواردی هستند که دارای بیشترین پیچیدگی اند، به نحوی که در آنها انباشت دانش و مهارت به شدت محدود شده اند. دانش و مهارت در بیشتر موارد، همانند اطلاعات انباشته شده در اشیاء، نیازمندند تا به صورت فیزیکی انباشته شوند اما برخلاف اطلاعات، دانش و مهارت در افراد و شبکه هایی متشکل از افراد که برای انباشت دانش و مهارت گنجایش محدود دارند، انباشت می شوند. با توجه به محدودیت پذیری افراد و شبکه ها در انباشت اطلاعات، محدودیت در توانایی خود برای تجمیع و انتقال دانش و مهارت را شکل می دهیم که منجر به انباشت فضایی دانش و مهارت شده که خود به نابرابری اقتصادی جهانی می انجامد. بنابراین میزان دانش و مهارتی که در انسان ها و شبکه های انسانی انباشت می شود به توضیح نابرابری های دنیا کمک می کند. اینها ایده هایی هستند که فلسفه شکل گیری پیچیدگی اقتصادی را تببین می کنند.