متأسفانه معمولاً مردم ارزش کالاها را با ارزش دانش و مهارت مورد نیاز برای ساخت آنها و یا دانش و مهارت را با ایده اشتباه میگیرند. متمایز کردن دو مورد آخری راحت است: ایده ساخت پاهای روباتیک جالب است اما کاملاً مطمئن هستم که نمیدانید چگونه آن را بسازید. برای ترسیم تفاوت بین ارزش دانش و مهارت و ارزش محصولاتی که میوه دانش و مهارت هستند، داستانی از همکارانم را نقل می کنم؛ داستانی که نیکولاس نگروپونته، مؤسس آزمایشگاه رسانه امآیتی در یک جلسه در دانشکده برای ما بازگو کرد.
این داستان مربوط به کلوین دوئه است. کلوین مرد جوانی از سیرالئون است که با استفاده از لوازم قراضه، یک رادیو و چند باطری ساخت. به طور حتم بیشتر مردم از مهارتهای مهندسی کلوین هیجانزده شده بودند. به خاطر احترام به مهارتهای وی، آزمایشگاه رسانه امآیتی کلوین را دعوت کرد و او نیز در برنامه دیدار با اعضای امآیتی شرکت کرد. در پایان برنامه، نیکولاس از او درباره برنامههای آتیاش پرسید. او با ذوق و شوق به نیکولاس گفت که قصد دارد به کشورش سیرالئون برگردد و کارخانه باطریسازی راه بیاندازد. در همین لحظه نیکولاس در روایت خود تأملی کرد، صدایش را در حالت کنترل شدهای بلند کرد و گفت: «این درست نقطه مقابل چیزی بود که کلوین میبایست انجام میداد!»
با نگاهی به گذشته، منظور نیکولاس به راحتی قابل درک است. باطریهای کلوین خوب بودند، اما در مقام مقایسه با باطریهای تولیدشده توسط کارخانههای برتر تولیدکننده باطری در سطح جهانی به طور قطع جایگاه خوبی نداشتند. کلوین خلاف استعدادش، ارزش باطری ساختهشدهاش را که برای وی شهرتی به ارمغان آورده بود به اشتباه متوجه شده بود. شهرتی که در اثر داشتن توانایی برای ساخت یک باطری از ضایعات، ارزش یافته بود و نیازمند این بود تا در آینده پرورش داده شود. این توانایی ساخت به راستی با ارزش بود. باطریهای کلوین جالب بودند، اما کلوین خودش جالبتر بود. در نهایت میخواهم این نکته را بیان کنم که باطریها از لحاظ تجاری همه جا قابل دسترساند، اما افرادی که میتوانند از ضایعات، باطری تولید کنند همه جا در دسترس نیستند.
🌐 @economic_complexity
این داستان مربوط به کلوین دوئه است. کلوین مرد جوانی از سیرالئون است که با استفاده از لوازم قراضه، یک رادیو و چند باطری ساخت. به طور حتم بیشتر مردم از مهارتهای مهندسی کلوین هیجانزده شده بودند. به خاطر احترام به مهارتهای وی، آزمایشگاه رسانه امآیتی کلوین را دعوت کرد و او نیز در برنامه دیدار با اعضای امآیتی شرکت کرد. در پایان برنامه، نیکولاس از او درباره برنامههای آتیاش پرسید. او با ذوق و شوق به نیکولاس گفت که قصد دارد به کشورش سیرالئون برگردد و کارخانه باطریسازی راه بیاندازد. در همین لحظه نیکولاس در روایت خود تأملی کرد، صدایش را در حالت کنترل شدهای بلند کرد و گفت: «این درست نقطه مقابل چیزی بود که کلوین میبایست انجام میداد!»
با نگاهی به گذشته، منظور نیکولاس به راحتی قابل درک است. باطریهای کلوین خوب بودند، اما در مقام مقایسه با باطریهای تولیدشده توسط کارخانههای برتر تولیدکننده باطری در سطح جهانی به طور قطع جایگاه خوبی نداشتند. کلوین خلاف استعدادش، ارزش باطری ساختهشدهاش را که برای وی شهرتی به ارمغان آورده بود به اشتباه متوجه شده بود. شهرتی که در اثر داشتن توانایی برای ساخت یک باطری از ضایعات، ارزش یافته بود و نیازمند این بود تا در آینده پرورش داده شود. این توانایی ساخت به راستی با ارزش بود. باطریهای کلوین جالب بودند، اما کلوین خودش جالبتر بود. در نهایت میخواهم این نکته را بیان کنم که باطریها از لحاظ تجاری همه جا قابل دسترساند، اما افرادی که میتوانند از ضایعات، باطری تولید کنند همه جا در دسترس نیستند.
🌐 @economic_complexity
هر چه که یک کشور می سازد نمایانگر میزان دانش و مهارتی است که در خود انباشته است. آب معدنی توسط اغلب کشورها تولید می شود لذا نشانگر این است که بسیاری از کشورها دانش و مهارت ساخت آن را دارند. اما کشورهای کمی هستند که توانایی تولید دستگاه عکس برداری پزشکی هستند کشورهایی همچون آلمان و آمریکا که خود تولید کننده طیف وسیعی از محصولات دیگری هستند. بنابراین می توان گفت که آب معدنی یک محصول فراگیر با پیچیدگی پایین و دستگاه عکس برداری محصولی با فراگیری کم و پیچیدگی بالاست.
در رویکرد پیچیدگی اقتصادی هم تنوع تولیدات کشورها و هم میزان فراگیری آنهاست که عامل تعیین کننده میزان پیچیدگی اقتصادی یا پیچیدگی محصولات تولیدی است.
در رویکرد پیچیدگی اقتصادی هم تنوع تولیدات کشورها و هم میزان فراگیری آنهاست که عامل تعیین کننده میزان پیچیدگی اقتصادی یا پیچیدگی محصولات تولیدی است.
❓ اشیا از چه چیزی ساخته می شوند؟
یک شیوه برای توصیف جهان اقتصاد این است که بگوییم اشیا با استفاده از ماشین آلات، مواد خام و نیروی کار ساخته می شوند. شیوۀ دیگر، تأکید بر این نکته است که محصولات با به کارگیری دانش ساخته می شوند.
مثلاً خمیردندان را در نظر بگیرید. آیا خمیردندان فقط مقداری خمیر داخل یک تیوب پلاستیکی است؟ یا اینکه خمیر و تیوب آن امکان دسترسی به دانش مربوط به خواص فلوراید سدیم بر دندان را میسر می سازد و یا چگونگی سنتز آن را بیان می کند؟ به عبارت دیگر ارزش واقعی تیوب یک خمیردندان این است که دانشی را دربارۀ مواد شیمیایی آشکار می سازد که مسواک زدن را تسهیل می کند و جرم های دندان، که عامل بوی نامطلوب دهان و ایجاد حفره و بیماری لثه می شوند، را از بین می برد. بنابراین، محصولات، ناقلان دانش اند.
تعبیۀ دانش در محصولات نیازمند اشخاصی است که شیوۀ کاربرد آن دانش را در اختیار داشته باشند. بيشتر محصولات به دانشی بيش از آنچه که هر فرد مي تواند به دست آورد، نياز دارند. از اين رو، چنین محصولاتی نيازمند تعامل افراد با قابليت های مختلف هستند. وقتی از این منظر به محصولات می اندیشیم، بازارها مفهومی متفاوت به خود می گیرند. بازارها این امکان را برای ما فراهم می کنند که به دانش بالایی از آنچه که میان مردم گسترده شده است، دست یابیم.
🔆 پیچیدگی یک اقتصاد به "تنوع دانش مفید"ی که در آن کشور انباشت شده است، بستگی دارد. برای وجود یک جامعۀ پیچیده و نیز ادامه بقای آن، مردمی که دربارۀ طراحی، بازاریابی، مالی، فناوری، مدیریت منابع انسانی، فعالیت ها و قوانین تجاری دانش دارند، باید قادر به بکارگیری و آمیختن آن دانش در راستای تولید محصولات باشند. این محصولات مشابه نمی توانند در کشورهایی تولید شوند که بخش هایی از این مجموعه قابلیت ها را ندارند. بنابراین، پیچیدگی اقتصادی بر حسب ترکیب محصولات تولیدی یک کشور بیان می شود و بازتاب ساختارهایی است که برای نگهداشت و ترکیب دانش، ظهور پیدا کرده است.
🔘 @economic_complexity
یک شیوه برای توصیف جهان اقتصاد این است که بگوییم اشیا با استفاده از ماشین آلات، مواد خام و نیروی کار ساخته می شوند. شیوۀ دیگر، تأکید بر این نکته است که محصولات با به کارگیری دانش ساخته می شوند.
مثلاً خمیردندان را در نظر بگیرید. آیا خمیردندان فقط مقداری خمیر داخل یک تیوب پلاستیکی است؟ یا اینکه خمیر و تیوب آن امکان دسترسی به دانش مربوط به خواص فلوراید سدیم بر دندان را میسر می سازد و یا چگونگی سنتز آن را بیان می کند؟ به عبارت دیگر ارزش واقعی تیوب یک خمیردندان این است که دانشی را دربارۀ مواد شیمیایی آشکار می سازد که مسواک زدن را تسهیل می کند و جرم های دندان، که عامل بوی نامطلوب دهان و ایجاد حفره و بیماری لثه می شوند، را از بین می برد. بنابراین، محصولات، ناقلان دانش اند.
تعبیۀ دانش در محصولات نیازمند اشخاصی است که شیوۀ کاربرد آن دانش را در اختیار داشته باشند. بيشتر محصولات به دانشی بيش از آنچه که هر فرد مي تواند به دست آورد، نياز دارند. از اين رو، چنین محصولاتی نيازمند تعامل افراد با قابليت های مختلف هستند. وقتی از این منظر به محصولات می اندیشیم، بازارها مفهومی متفاوت به خود می گیرند. بازارها این امکان را برای ما فراهم می کنند که به دانش بالایی از آنچه که میان مردم گسترده شده است، دست یابیم.
🔆 پیچیدگی یک اقتصاد به "تنوع دانش مفید"ی که در آن کشور انباشت شده است، بستگی دارد. برای وجود یک جامعۀ پیچیده و نیز ادامه بقای آن، مردمی که دربارۀ طراحی، بازاریابی، مالی، فناوری، مدیریت منابع انسانی، فعالیت ها و قوانین تجاری دانش دارند، باید قادر به بکارگیری و آمیختن آن دانش در راستای تولید محصولات باشند. این محصولات مشابه نمی توانند در کشورهایی تولید شوند که بخش هایی از این مجموعه قابلیت ها را ندارند. بنابراین، پیچیدگی اقتصادی بر حسب ترکیب محصولات تولیدی یک کشور بیان می شود و بازتاب ساختارهایی است که برای نگهداشت و ترکیب دانش، ظهور پیدا کرده است.
🔘 @economic_complexity
📚آشنایی با کتابی در مورد "رویکرد پیچیدگی اقتصادی"
✅ کتاب "چرا اطلاعات رشد مییابد" به فلسفه شکل گیری رویکرد جدیدی با عنوان پیچیدگی اقتصادی می پردازد که در سال ۲۰۱۶ توسط روزنامه گاردین بعنوان بهترین روش تخمین رشد و توسعه کشورها شناخته شد.
⬅️ رویکرد پیچیدگی اقتصادی برای اولین بار توسط تیمی ترکیبی در دانشگاه هاروارد و ماساچوست در سال ۲۰۰۷ به جهان معرفی شد. این کتاب نیز در همین راستا توسط سزار هیدالگو تالیف شده که به بیش از ده زبان ترجمه شده است.
⬅️ مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور اقدام به ترجمه این کتاب توسط دکتر بهروز شاهمرادی نموده است که علاقه مندان برای دریافت اطلاعات بیشتر از نحوه دریافت این کتاب میتوانند با مرکز نشر چاپار شماره تلفن ۸۸۸۹۹۶۸۰ تماس حاصل نمایند.
✅ کتاب "چرا اطلاعات رشد مییابد" به فلسفه شکل گیری رویکرد جدیدی با عنوان پیچیدگی اقتصادی می پردازد که در سال ۲۰۱۶ توسط روزنامه گاردین بعنوان بهترین روش تخمین رشد و توسعه کشورها شناخته شد.
⬅️ رویکرد پیچیدگی اقتصادی برای اولین بار توسط تیمی ترکیبی در دانشگاه هاروارد و ماساچوست در سال ۲۰۰۷ به جهان معرفی شد. این کتاب نیز در همین راستا توسط سزار هیدالگو تالیف شده که به بیش از ده زبان ترجمه شده است.
⬅️ مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور اقدام به ترجمه این کتاب توسط دکتر بهروز شاهمرادی نموده است که علاقه مندان برای دریافت اطلاعات بیشتر از نحوه دریافت این کتاب میتوانند با مرکز نشر چاپار شماره تلفن ۸۸۸۹۹۶۸۰ تماس حاصل نمایند.
یکی از دغدعه های اصلی آدام اسمیت بررسی تفاوت ثروت بین کشورهای فقیر و غنی بود به نحوی که در زمان نوشتن کتاب خود در سال ۱۷۷۶، درباره علل و ماهیت ثروت ملل، سعی داشت علت تفاوت بین ثروتمندترین وفقیرترین کشور آن زمان که چهار برابر بود را در کتاب خود تبیین نماید. این درحالی است که امروزه این تفاوت به بالغ بر ۲۶۵ برابر رسیده است(براساس آمار بانک جهانی، ۲۰۱۱). آیا نباید در تحلیل های اقتصادی خود از رویکرد متفاوت تری به این قضیه بپردازیم؟ چرا رویکردهای رایج در اقتصاد بیانگر علل تفاوت چشمگیر کشورها باهمدیگر نیستند؟
پیچیدگی اقتصادی چه جوابی برای این تفاوتها دارد؟ با مطالعه بیشتر این شاخص میتوان به قدرت بازگویی و پیش بینی آن نسبت به دیگر شاخص ها و رویکردهای رایج پی برد.
🌐 @economic_complexity
پیچیدگی اقتصادی چه جوابی برای این تفاوتها دارد؟ با مطالعه بیشتر این شاخص میتوان به قدرت بازگویی و پیش بینی آن نسبت به دیگر شاخص ها و رویکردهای رایج پی برد.
🌐 @economic_complexity
⚜کارگاه پیچیدگی علمی⚜
مدرسان: دکتر المیرا جنوی؛ دکتر بهروز شاهمرادی
سه شنبه ۲۱ آذر ساعت ۱۶ الی ۱۸
شرکت در کارگاه رایگان است
🌐 @economic_complexity
مدرسان: دکتر المیرا جنوی؛ دکتر بهروز شاهمرادی
سه شنبه ۲۱ آذر ساعت ۱۶ الی ۱۸
شرکت در کارگاه رایگان است
🌐 @economic_complexity
❓چگونه می توان از آنچه که یک کشور "می سازد"، به آنچه که آن کشور "می داند" پی برد؟
1️⃣ نخست، افراد و سازمانهای کشورهایی که تنوع دانش بیشتری دارند از توانایی تولید محصولات متنوع بیشتری نیز برخوردار خواهند بود. به بیان دیگر، مقدار دانش تجمیع شده ای که یک کشور دارد، در تنوع تولیدی آن و یا تعداد محصولات متمایزی که تولید می کند، متبلور می شود.
2️⃣ دوم، محصولاتی که نیازمند حجم زیادی از دانش هستند در جاهای بسیار معدودی که تمام ملزومات دانش در دسترس باشد، قرار دارند. محصولات پیچیده همان محصولاتی هستند که دانش بشری بیشتری را شامل می شوند.
⏪ پس مقدار "دانش"ی که یک کشور در اختیار دارد، در گوناگونی و فراگیری محصولی که "می سازد"، تعریف می شود.
🔘 @economic_complexity
1️⃣ نخست، افراد و سازمانهای کشورهایی که تنوع دانش بیشتری دارند از توانایی تولید محصولات متنوع بیشتری نیز برخوردار خواهند بود. به بیان دیگر، مقدار دانش تجمیع شده ای که یک کشور دارد، در تنوع تولیدی آن و یا تعداد محصولات متمایزی که تولید می کند، متبلور می شود.
2️⃣ دوم، محصولاتی که نیازمند حجم زیادی از دانش هستند در جاهای بسیار معدودی که تمام ملزومات دانش در دسترس باشد، قرار دارند. محصولات پیچیده همان محصولاتی هستند که دانش بشری بیشتری را شامل می شوند.
⏪ پس مقدار "دانش"ی که یک کشور در اختیار دارد، در گوناگونی و فراگیری محصولی که "می سازد"، تعریف می شود.
🔘 @economic_complexity
❓ پیچیدگی اقتصادی چیست؟
✅ پیچیدگی اقتصادی اصطلاحی است که جهت بیان ساختار شبکه ای مورد استفاده قرار می گیرد. در این حالت، جوامع بر اساس میزان انباشت دانش خود در میان افراد مختلف رتبه بندی می شوند، سپس این دانش را در قالب سازمان های تولیدی و شبکه هایی از این سازمان ها نشان می دهد.
از آنجایی که بعضی از محصولات مثل کامپیوتر یا موتورهای جت را فقط در جوامع پیچیده می توان تولید کرد، درحالیکه کالاهایی شبیه پیراهن و غلات و حبوبات را تقریباً می توان همه جا تولید نمود، پس می توان بر اساس ترکیبی از محصولاتی که یک کشور تولید می کند، به میزان دانش مولد در دسترس آن ها پی برد. بطور کلی، تبادلات پیچیده دانش بین شبکه های افراد در یک کشور می تواند بیانگر میزان موفقیت آن جامعه تلقی گردد.
در این دیدگاه دو مشخصه اصلی در محصولات یک کشور به ترتیب زیر مورد برسی قرار می گیرد:
1️⃣ تنوع یک کشور: به بیان خیلی ساده، کشور چه تعداد محصول را تولید می کند؟ کشورهایی که دارای تنوع محصول بالایی هستند احتمالاً دارای اقتصاد پیچیده تری هستند.
2️⃣ فراگیری محصول: این محصول را چه کشورهای دیگری تولید می کنند؟ محصولاتی که توسط کشورهای کمی تولید می شوند احتمالاً از پیچیدگی بالاتری برخوردارند.
🔘 @economic_complexity
✅ پیچیدگی اقتصادی اصطلاحی است که جهت بیان ساختار شبکه ای مورد استفاده قرار می گیرد. در این حالت، جوامع بر اساس میزان انباشت دانش خود در میان افراد مختلف رتبه بندی می شوند، سپس این دانش را در قالب سازمان های تولیدی و شبکه هایی از این سازمان ها نشان می دهد.
از آنجایی که بعضی از محصولات مثل کامپیوتر یا موتورهای جت را فقط در جوامع پیچیده می توان تولید کرد، درحالیکه کالاهایی شبیه پیراهن و غلات و حبوبات را تقریباً می توان همه جا تولید نمود، پس می توان بر اساس ترکیبی از محصولاتی که یک کشور تولید می کند، به میزان دانش مولد در دسترس آن ها پی برد. بطور کلی، تبادلات پیچیده دانش بین شبکه های افراد در یک کشور می تواند بیانگر میزان موفقیت آن جامعه تلقی گردد.
در این دیدگاه دو مشخصه اصلی در محصولات یک کشور به ترتیب زیر مورد برسی قرار می گیرد:
1️⃣ تنوع یک کشور: به بیان خیلی ساده، کشور چه تعداد محصول را تولید می کند؟ کشورهایی که دارای تنوع محصول بالایی هستند احتمالاً دارای اقتصاد پیچیده تری هستند.
2️⃣ فراگیری محصول: این محصول را چه کشورهای دیگری تولید می کنند؟ محصولاتی که توسط کشورهای کمی تولید می شوند احتمالاً از پیچیدگی بالاتری برخوردارند.
🔘 @economic_complexity
🗝داشتن ایده خوب، خوب است اما مهمتر از آن توانایی متبلور کردن ایده است.
💡توانایی ما برای متبلور کردن تصورات به شکل کالا، اگرچه بیانگر ایدههای ماست، اما با توانایی ما برای بیان ایدههای خوب به صورت شفاهی متفاوت است. یک تفاوت اصلی این است که محصولات میتوانند ظرفیتهای ما را تقویت کنند، اما توصیفات داستانوار قادر به انجام این کار نیستند. سخنگفتن درباره خمیردندان نمیتواند دندانهای شما را تمیزکند، همانگونه که تفکر در مورد شیمی گازوئیل نمیتواند ماشین شما را پر از سوخت کند. بدون این تجمیعات فیزیکی، کاربردهای عملی دانش و مهارت نمیتواند فرستاده شود. پس متبلور کردن تصورات برای به اشتراکگذاری کاربردهای عملی دانشی انباشته شده در ذهن ما، ضروری است. بدون توانایی ما برای متبلور کردن تصورات، کاربردهای عملی دانش نیز وجود نخواهند داشت، زیرا عملی شدن تنها در ایده خلاصه نمیشود، بلکه بر پایههای کاربرد ملموس قرار میگیرد
💡توانایی ما برای متبلور کردن تصورات، نوع بشر را به سه دلیل بهرهمند نموده است؛ اول اینکه کمک میکند تا جامعهای از نابغههای ساختگی خلق کنیم، جامعهای که در آن ظرفیتهای افراد به طور عمده از دانش افراد آن پیشی گرفته است. این، نتیجه مستقیم تقویتی است که توانایی ما برای انباشت دانش در ابزارآلات ملموس و دیجیتالی فراهم کرده است. دوم اینکه اگر بخواهیم بهرهوری کاربردی دانش خود را با دیگران تقسیم کنیم، متبلور کردن تصورات ضروری است. بدون توانایی ما برای متبلور کردن تصورات، کمابیش هیچ خروجی خلاقی وجود نخواهد داشت و استفادههای کاربردی از دانش در زندان ذهنهایمان گیر میافتد. در نهایت، تقویت ایجاد شده به وسیله کالاها به مردم کمک میکند تا آزادانه برای اشکال جدید تجلی تصوراتشان تحقیق نمایند و باعث افزایش ظرفیتهای جدید شوند. این قدرت خلاقانه ترکیبی است که از توانایی گونهی ما برای متبلور کردن تصورات ظهور مییابد.
💡اگر جیمی پیج مجبور بود خودش فلزات را استخراج کند و گیتار مخصوص خود را بسازد، آنگاه شاید نمیتوانستیم از قطعه «پلکانی به بهشت» لذت ببریم. اگر ارنست همینگوی مجبور به ساخت خودکارها و کاغذهای خودش میشد و دستگاه چاپ را اختراع میکرد، آنگاه شاید نمیتوانست کتاب «پیرمرد و دریا» را بنویسد. به همین ترتیب، اگر من مجبور میشدم که خودم لپتاپم را بسازم، آنگاه این موقعیت ایجاد نمیشد که این متن را بخوانید.
💡 بنابراین قدرتهای اقتصادی تقویت دانش برای آزادکردن ظرفیتهای خلاق ضروری است تا به نوع بشر اجازه دهند محصولات جدید را خلق کنند -که منجر به تقویت ما میشود- و الهامبخش ما با اشکال جدید از تجلیهای هنرمندانه باشند.
📖 برگرفته از کتاب"چرا اطلاعات رشد می یابد" به قلم سزار هیدالگو و ترجمه بهروز شاهمرادی
🌐 @economic_complexity
💡توانایی ما برای متبلور کردن تصورات به شکل کالا، اگرچه بیانگر ایدههای ماست، اما با توانایی ما برای بیان ایدههای خوب به صورت شفاهی متفاوت است. یک تفاوت اصلی این است که محصولات میتوانند ظرفیتهای ما را تقویت کنند، اما توصیفات داستانوار قادر به انجام این کار نیستند. سخنگفتن درباره خمیردندان نمیتواند دندانهای شما را تمیزکند، همانگونه که تفکر در مورد شیمی گازوئیل نمیتواند ماشین شما را پر از سوخت کند. بدون این تجمیعات فیزیکی، کاربردهای عملی دانش و مهارت نمیتواند فرستاده شود. پس متبلور کردن تصورات برای به اشتراکگذاری کاربردهای عملی دانشی انباشته شده در ذهن ما، ضروری است. بدون توانایی ما برای متبلور کردن تصورات، کاربردهای عملی دانش نیز وجود نخواهند داشت، زیرا عملی شدن تنها در ایده خلاصه نمیشود، بلکه بر پایههای کاربرد ملموس قرار میگیرد
💡توانایی ما برای متبلور کردن تصورات، نوع بشر را به سه دلیل بهرهمند نموده است؛ اول اینکه کمک میکند تا جامعهای از نابغههای ساختگی خلق کنیم، جامعهای که در آن ظرفیتهای افراد به طور عمده از دانش افراد آن پیشی گرفته است. این، نتیجه مستقیم تقویتی است که توانایی ما برای انباشت دانش در ابزارآلات ملموس و دیجیتالی فراهم کرده است. دوم اینکه اگر بخواهیم بهرهوری کاربردی دانش خود را با دیگران تقسیم کنیم، متبلور کردن تصورات ضروری است. بدون توانایی ما برای متبلور کردن تصورات، کمابیش هیچ خروجی خلاقی وجود نخواهد داشت و استفادههای کاربردی از دانش در زندان ذهنهایمان گیر میافتد. در نهایت، تقویت ایجاد شده به وسیله کالاها به مردم کمک میکند تا آزادانه برای اشکال جدید تجلی تصوراتشان تحقیق نمایند و باعث افزایش ظرفیتهای جدید شوند. این قدرت خلاقانه ترکیبی است که از توانایی گونهی ما برای متبلور کردن تصورات ظهور مییابد.
💡اگر جیمی پیج مجبور بود خودش فلزات را استخراج کند و گیتار مخصوص خود را بسازد، آنگاه شاید نمیتوانستیم از قطعه «پلکانی به بهشت» لذت ببریم. اگر ارنست همینگوی مجبور به ساخت خودکارها و کاغذهای خودش میشد و دستگاه چاپ را اختراع میکرد، آنگاه شاید نمیتوانست کتاب «پیرمرد و دریا» را بنویسد. به همین ترتیب، اگر من مجبور میشدم که خودم لپتاپم را بسازم، آنگاه این موقعیت ایجاد نمیشد که این متن را بخوانید.
💡 بنابراین قدرتهای اقتصادی تقویت دانش برای آزادکردن ظرفیتهای خلاق ضروری است تا به نوع بشر اجازه دهند محصولات جدید را خلق کنند -که منجر به تقویت ما میشود- و الهامبخش ما با اشکال جدید از تجلیهای هنرمندانه باشند.
📖 برگرفته از کتاب"چرا اطلاعات رشد می یابد" به قلم سزار هیدالگو و ترجمه بهروز شاهمرادی
🌐 @economic_complexity
🔆 شاخص پیچیدگی اقتصادی برای اولین بار توسط گروهی از محققان دانشگاههای «هاروارد» و «ام آی تی» در سال 2007 مطرح و معرفی شد.
🔅 این شاخص، میزان دانش مولد کشورها را با توجه به قابلیتها و تواناییهای دانش محور بودن آنها در تولید و صادرات کالاهای «پیچیده» نشان میدهد.
🔅 کشور با اقتصاد پیچیده از طریق ادغام حجم زیادی از دانشهای مولد مرتبط در قالب شبکه های بزرگ و پیچیده، این توانایی را به دست می آورد تا مجموعه متنوعی از کالاهای دانش بر را تولید کند. این در حالی است که کشورهای با اقتصاد غیرپیچیده فقط توانایی تولید کالاهای ساده یا به عبارتی کالاهای کاربر یا سرمایه بر را خواهند داشت.
🔅 کالاهای ساده یا به تعبیری دیگر کالاهای "فراگیر"، یا نیاز به دانش چندانی ندارند و یا اگر داشته باشند توسط کشورهایی با پیچیدگی کم قابلیت تولید را دارند؛ پس قدرت رقابت کمتری در سطح بین المللی دارند.
🔅 بنابراین پی بردن به اینکه چه کالاهایی از سطح پیچیدگی بالایی برخوردارند میتواند در تجزیه و تحلیل های اقتصادی نقش وافری داشته باشد.
🌐 @economic_complexity
🔅 این شاخص، میزان دانش مولد کشورها را با توجه به قابلیتها و تواناییهای دانش محور بودن آنها در تولید و صادرات کالاهای «پیچیده» نشان میدهد.
🔅 کشور با اقتصاد پیچیده از طریق ادغام حجم زیادی از دانشهای مولد مرتبط در قالب شبکه های بزرگ و پیچیده، این توانایی را به دست می آورد تا مجموعه متنوعی از کالاهای دانش بر را تولید کند. این در حالی است که کشورهای با اقتصاد غیرپیچیده فقط توانایی تولید کالاهای ساده یا به عبارتی کالاهای کاربر یا سرمایه بر را خواهند داشت.
🔅 کالاهای ساده یا به تعبیری دیگر کالاهای "فراگیر"، یا نیاز به دانش چندانی ندارند و یا اگر داشته باشند توسط کشورهایی با پیچیدگی کم قابلیت تولید را دارند؛ پس قدرت رقابت کمتری در سطح بین المللی دارند.
🔅 بنابراین پی بردن به اینکه چه کالاهایی از سطح پیچیدگی بالایی برخوردارند میتواند در تجزیه و تحلیل های اقتصادی نقش وافری داشته باشد.
🌐 @economic_complexity
💡 رویکرد پیچیدگی اقتصادی، میزان دانش مولدی که هر کشور در اختیار دارد را محاسبه می کند.
💡روش محاسبه دانش مولد میتواند بازگوکننده علت تفاوت درآمدی بین کشورهای مختلف جهان باشد.
💡این رویکرد توانایی پیشگویی نرخ رشد کشورها را هم دارد.
💡مطالعات نشان داده است که استفاده از شاخص پیچیدگی اقتصادی نسبت به شاخص های دیگر، از قبیل شاخص توسعه انسانی، شاخص رقابتپذیری جهانی و شاخصهای حکمرانی جهانی، قدرت تبیین بهتری در تخمین رشد اقتصادی یک کشور دارد.
🌐 @economic_complexity
💡روش محاسبه دانش مولد میتواند بازگوکننده علت تفاوت درآمدی بین کشورهای مختلف جهان باشد.
💡این رویکرد توانایی پیشگویی نرخ رشد کشورها را هم دارد.
💡مطالعات نشان داده است که استفاده از شاخص پیچیدگی اقتصادی نسبت به شاخص های دیگر، از قبیل شاخص توسعه انسانی، شاخص رقابتپذیری جهانی و شاخصهای حکمرانی جهانی، قدرت تبیین بهتری در تخمین رشد اقتصادی یک کشور دارد.
🌐 @economic_complexity
🔹 تلاش اصلی پیچیدگی اقتصادی، خلق نقشه ای جامع از مشابهت های محصولات در زمینه دانش مورد نیاز آنها است. این نقشه، مسیری را ترسیم میکند که به وسیله آن، دانش مولد راحت تر میتواند انباشت شود.
🔸هاسمن و همکارانش این نقشه یا شبکه را «فضای محصول» نامیدند و از آن به منظور تعیین موقعیت کشورها، نمایش قابلیت های نوآورانه تولیدی حال حاضر آنها و محصولاتی که نزدیک به آنها قرار دارند، استفاده میکنند.
🔹ايدۀ فضاي محصول، روشی برای پيش بيني دقيق مشابهت هاي صنايع در اقتصاد و به تبع آن، دانش مولد نهفته در آن است. فضای محصول، شبکه اي از ارتباطات بين محصولات مشابه را نشان میدهد.
🔸 ترتیب محصولات در فضای محصول، بر اساس میزان همسانی یا عدم همسانی دانش مولد مورد نیاز برای تولید آنها تعیین میشود. برای مثال با لحاظ کردن داده های مربوط به صادرات یک کشور میتوان فضای محصول را برای هر کشور ترسیم کرد. در این حالت میتوان نشان داد که آن کشور چه محصولاتی را تولید میکند، چه محصولاتی نزدیک به محصولات تولیدی آن کشور وجود دارد که به تبع میتواند آن محصول را سریعتر و با توجیه اقتصادی بالاتر نسبت به محصولات دیگر تولید کند. در نتیجه، این قابلیت را دارد که مسیر توسعه صنایع را تعیین کند.
🔹 نقشۀ فضای محصول نشان می دهد که محصولات زیادی به صورت طبیعی در گروههای به هم تنیده ای قرار گرفته اند، که بیانگر این است که چنین محصولاتی از قابلیتهای مشابهی استفاده می کنند.
🌐 @economic_complexity
🔸هاسمن و همکارانش این نقشه یا شبکه را «فضای محصول» نامیدند و از آن به منظور تعیین موقعیت کشورها، نمایش قابلیت های نوآورانه تولیدی حال حاضر آنها و محصولاتی که نزدیک به آنها قرار دارند، استفاده میکنند.
🔹ايدۀ فضاي محصول، روشی برای پيش بيني دقيق مشابهت هاي صنايع در اقتصاد و به تبع آن، دانش مولد نهفته در آن است. فضای محصول، شبکه اي از ارتباطات بين محصولات مشابه را نشان میدهد.
🔸 ترتیب محصولات در فضای محصول، بر اساس میزان همسانی یا عدم همسانی دانش مولد مورد نیاز برای تولید آنها تعیین میشود. برای مثال با لحاظ کردن داده های مربوط به صادرات یک کشور میتوان فضای محصول را برای هر کشور ترسیم کرد. در این حالت میتوان نشان داد که آن کشور چه محصولاتی را تولید میکند، چه محصولاتی نزدیک به محصولات تولیدی آن کشور وجود دارد که به تبع میتواند آن محصول را سریعتر و با توجیه اقتصادی بالاتر نسبت به محصولات دیگر تولید کند. در نتیجه، این قابلیت را دارد که مسیر توسعه صنایع را تعیین کند.
🔹 نقشۀ فضای محصول نشان می دهد که محصولات زیادی به صورت طبیعی در گروههای به هم تنیده ای قرار گرفته اند، که بیانگر این است که چنین محصولاتی از قابلیتهای مشابهی استفاده می کنند.
🌐 @economic_complexity
🔗 نقشه فضای محصول ایران در سال ۲۰۱۶ میلادی نشان می دهد که بخش عمده صادرات کشور ایران را نفت و مواد غذایی (میوه و خشکبار)، چرم حیوانات، سنگهای معدنی و مواد شیمیایی تشکیل میدهند.
🔗 بنابراین سبد صادرات ایران متشکل از منابع طبیعی به صورت خام و محصولاتی است که در قسمت راست فضای محصول قرار میگیرند و به لحاظ شاخص پیچیدگی پایین هستند.
🔗 در نقشه فضای محصول مربوط به ایران مشاهده میکنیم که متاسفانه ایران فقط در چند بخش جزئی دارای قابلیت و دانش مولد است که این بخشها نیز دارای پیچیدگی پایینی هستند.
🌐 @economic_complexity
🔗 بنابراین سبد صادرات ایران متشکل از منابع طبیعی به صورت خام و محصولاتی است که در قسمت راست فضای محصول قرار میگیرند و به لحاظ شاخص پیچیدگی پایین هستند.
🔗 در نقشه فضای محصول مربوط به ایران مشاهده میکنیم که متاسفانه ایران فقط در چند بخش جزئی دارای قابلیت و دانش مولد است که این بخشها نیز دارای پیچیدگی پایینی هستند.
🌐 @economic_complexity
✔️ نقشه فضای محصول کشورهای اسرائیل، ترکیه، مصر و لبنان ===> درهم تنیدگی و تنوع بالا
🗓 نتایج سال ۲۰۱۶ میلادی
✅ @economic_complexity
🗓 نتایج سال ۲۰۱۶ میلادی
✅ @economic_complexity
🎙استفاده از نقشه فضای محصول به تصمیم گیرندگان اقتصادی می گوید که اصرار بر ایجاد یک صنعت جدید که قابلیت ایجاد آن در کشور وجود نداردچقدر می تواند سخت و هزینه بر باشد در عین حال به آنها نشان می دهد که چه صنایع جدید دیگری می توانستند بدون کمک دولت و تنها با هدایت اقتصاد به سمت آنها شکل بگیرند.
☝یک پازل جیگسا را در نظر بگیرید که دارای ۱۰۰ قطعه می باشد اگر ما از این ۱۰۰ قطعه توانایی تولید۸۰ یا ۹۰ درصد آنرا داشته باشیم آنگاه میتوانیم سعی در تهیه، خرید یا تولید مابقی این پازل نماییم. اما چنانچه توانایی تولید تنها ۱۰ یا ۲۰ درصد از این قطعات را داشته باشیم آنوقت تلاش جهت ایجاد مابقی پازلها تلاشی مجدانه، زمانبر و هزینه بر را می طلبد که اقتصاد را با هزینه فرصت زیادی روبرو می کند.
🗝در اینجاست که رویکرد پیچیدگی اقتصادی به کمک شما می شتابد و نشان خواهد داد که چگونه به شناسایی صنایعی دست یابیم که بیشترین قطعات مورد نیاز برای خلق آن را در اختیار داریم.
🕪رویکرد پیچیدگی اقتصادی فقط یک شاخص نیست بلکه معیاری است که اگر بدرستی مورد استفاده و تحلیل قرار بگیرد میتواند دلیل برتری یافتن خود را نسبت به دیگر معیارهای رایج در اقتصاد نشان دهد.
☝یک پازل جیگسا را در نظر بگیرید که دارای ۱۰۰ قطعه می باشد اگر ما از این ۱۰۰ قطعه توانایی تولید۸۰ یا ۹۰ درصد آنرا داشته باشیم آنگاه میتوانیم سعی در تهیه، خرید یا تولید مابقی این پازل نماییم. اما چنانچه توانایی تولید تنها ۱۰ یا ۲۰ درصد از این قطعات را داشته باشیم آنوقت تلاش جهت ایجاد مابقی پازلها تلاشی مجدانه، زمانبر و هزینه بر را می طلبد که اقتصاد را با هزینه فرصت زیادی روبرو می کند.
🗝در اینجاست که رویکرد پیچیدگی اقتصادی به کمک شما می شتابد و نشان خواهد داد که چگونه به شناسایی صنایعی دست یابیم که بیشترین قطعات مورد نیاز برای خلق آن را در اختیار داریم.
🕪رویکرد پیچیدگی اقتصادی فقط یک شاخص نیست بلکه معیاری است که اگر بدرستی مورد استفاده و تحلیل قرار بگیرد میتواند دلیل برتری یافتن خود را نسبت به دیگر معیارهای رایج در اقتصاد نشان دهد.
⛯رتبه منطقه ای و جهانی شاخص ارزش فرصت اقتصادی کشورهای منطقه در سال ۱۳۹۵
⚠ایران در رتبه ۱۴ منطقه و رتبه ۷۷ جهانی
📚 منبع: مطالعات گروه اقتصاد علم، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
⚠ایران در رتبه ۱۴ منطقه و رتبه ۷۷ جهانی
📚 منبع: مطالعات گروه اقتصاد علم، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
جدول فوق ☝ارزش فرصت کشورهای منطقه را با تکیه بر رویکرد پیچیدگی اقتصادی نشان می دهد. ارزش فرصت معیاری برای محاسبه مزایای بالقوه یک کشور در صورت تولید محصولات مشخص می باشد.
💎 نتایج محاسبات "ارزش فرصت" در گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، رتبه بندی منطقه ای و جهانی کشورهای منطقه در سال ۱۳۹۵ نشان میدهد که:
💎 طبق این محاسبات، ترکیه رتبه اول در منطقه، و جایگاه دوم در سطح جهانی را داراست. بنابراین می توان گفت که این کشور، فرصت خیلی بالایی در راستای تولید محصولات متنوع و پیچیده تر دارد.
💎 همین قضیه در مورد کشور مصر که در جایگاه بعدی قرار گرفته است نیز صدق می کند. جالب اینکه کشورهای لبنان، قطر، کویت، عربستان و پاکستان هم در سطح جهانی و هم در سطح منطقه ای دارای جایگاه نزولی یکنواختی هستند.
💎 این در حالی است که ایران در سطح منطقه از شاخص ارزش فرصت رتبه 14 و در سطح جهانی رتبه 77 را به خود اختصاص داده است. پس می توان گفت که ایران به نسبت کشورهای منطقه از فرصت های کمتری در جهت ایجاد کالاهای متنوع و پیچیده برخوردار است.
💎 گرجستان آخرین رتبه را در زمینه کسب ارزش فرصت دریافت کرده است؛ که نشان از فقدان فرصت های مناسب در این کشور به نسبت دیگر کشورهای منطقه و جهان دارد.
🌐 @economic_complexity
💎 نتایج محاسبات "ارزش فرصت" در گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، رتبه بندی منطقه ای و جهانی کشورهای منطقه در سال ۱۳۹۵ نشان میدهد که:
💎 طبق این محاسبات، ترکیه رتبه اول در منطقه، و جایگاه دوم در سطح جهانی را داراست. بنابراین می توان گفت که این کشور، فرصت خیلی بالایی در راستای تولید محصولات متنوع و پیچیده تر دارد.
💎 همین قضیه در مورد کشور مصر که در جایگاه بعدی قرار گرفته است نیز صدق می کند. جالب اینکه کشورهای لبنان، قطر، کویت، عربستان و پاکستان هم در سطح جهانی و هم در سطح منطقه ای دارای جایگاه نزولی یکنواختی هستند.
💎 این در حالی است که ایران در سطح منطقه از شاخص ارزش فرصت رتبه 14 و در سطح جهانی رتبه 77 را به خود اختصاص داده است. پس می توان گفت که ایران به نسبت کشورهای منطقه از فرصت های کمتری در جهت ایجاد کالاهای متنوع و پیچیده برخوردار است.
💎 گرجستان آخرین رتبه را در زمینه کسب ارزش فرصت دریافت کرده است؛ که نشان از فقدان فرصت های مناسب در این کشور به نسبت دیگر کشورهای منطقه و جهان دارد.
🌐 @economic_complexity
💡ارزش فرصت در رویکرد پیچیدگی اقتصادی بیانگر چیست؟
🔘داشتن معیاری جامع از فرصت های ضمنی به واسطه "موقعیت دانش مولد کشور در فضای محصول"، می تواند بسیار مفید باشد.
🔘 کشورهایی که دانش مولد محصولات به نسبت پیچیده دارند با ثابت در نظر گرفتن سطح فعلی درآمد آنها، به رشد سریعتر تمایل دارند. به نحوی که برخی کشورها ممکن است در موقعیتی نزدیک به محصولات نسبتا ساده و با ارتباط ضعیف و اندک باشند، درحالیکه برخی دیگر ممکن است از همسایگی محصولات غنی بهره برداری نشده، با درهم تنیدگی مرتبط یا پیچیده برخوردار باشند.
🔘 این بدین معناست که کشورها نه فقط در اینکه چه می سازند، بلکه در اینکه چه فرصت هایی نیز در اختیار دارند متفاوت هستند.
🔘 به دیگر سخن، رویکرد پیچیدگی اقتصادی علاوه بر اینکه دانش و مهارت موجود را در نظر می گیرد به پتانسیل ها و فرصتهای متبلور کردن و رسیدن به دانش و مهارتهای دیگر نیز می پردازد.
🔘 بنابراین "ارزش فرصت" را می توان به عنوان فرصتی برای حرکت به سمت سایر محصولات یا دانش و مهارتهای دیگر هم در نظر گرفت.
🌐 @economic_complexity
🔘داشتن معیاری جامع از فرصت های ضمنی به واسطه "موقعیت دانش مولد کشور در فضای محصول"، می تواند بسیار مفید باشد.
🔘 کشورهایی که دانش مولد محصولات به نسبت پیچیده دارند با ثابت در نظر گرفتن سطح فعلی درآمد آنها، به رشد سریعتر تمایل دارند. به نحوی که برخی کشورها ممکن است در موقعیتی نزدیک به محصولات نسبتا ساده و با ارتباط ضعیف و اندک باشند، درحالیکه برخی دیگر ممکن است از همسایگی محصولات غنی بهره برداری نشده، با درهم تنیدگی مرتبط یا پیچیده برخوردار باشند.
🔘 این بدین معناست که کشورها نه فقط در اینکه چه می سازند، بلکه در اینکه چه فرصت هایی نیز در اختیار دارند متفاوت هستند.
🔘 به دیگر سخن، رویکرد پیچیدگی اقتصادی علاوه بر اینکه دانش و مهارت موجود را در نظر می گیرد به پتانسیل ها و فرصتهای متبلور کردن و رسیدن به دانش و مهارتهای دیگر نیز می پردازد.
🔘 بنابراین "ارزش فرصت" را می توان به عنوان فرصتی برای حرکت به سمت سایر محصولات یا دانش و مهارتهای دیگر هم در نظر گرفت.
🌐 @economic_complexity
روند شاخص پیچیدگی اقتصاد ایران و پنج کشور برتر منطقه (۲۰۱۴-۲۰۰۵)
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
📊 نمودار زیر، شاخص پیچیدگی اقتصاد (محور عمودی) را در طی سالهای ۲۰۰۵ الی ۲۰۱۴ برای کشورهای منطقه نشان می دهد.
🔦 قابل مشاهده است که تقریباً پنج کشور برتر در منطقه (به استثنای عربستان) طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ دارای شاخص پیچیدگی مثبت بوده اند. این در حالی است که ایران طی تمام این سالها، شاخص پیچیدگی با مقادیر منفی؛ و ترکیه در طی این سالها روند رو به رشدی داشته است.
🔦 این نمودار نشان می دهد که حجم دانش مولد یا همان دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران به نسبت پنج کشور برتر منطقه در موقعیت مطلوبی قرار ندارد.
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
🔦 قابل مشاهده است که تقریباً پنج کشور برتر در منطقه (به استثنای عربستان) طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ دارای شاخص پیچیدگی مثبت بوده اند. این در حالی است که ایران طی تمام این سالها، شاخص پیچیدگی با مقادیر منفی؛ و ترکیه در طی این سالها روند رو به رشدی داشته است.
🔦 این نمودار نشان می دهد که حجم دانش مولد یا همان دانش و مهارت موجود در اقتصاد ایران به نسبت پنج کشور برتر منطقه در موقعیت مطلوبی قرار ندارد.
📚 منبع: گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
🌐 @economic_complexity
💫دو نوع سیب را در نظر بگیرید:
سیبی که بر روی یک درخت رشد میکند و از سوپرمارکت میخرید و اپلی که در سیلیکون ولی طراحیشده است.
هر دو در اقتصاد تجارت میشوند و هر دو یا به صورت سلولهای بیولوژیکی و یا تراشههای سیلیکونی دارای انباشت اطلاعات هستند.
تفاوت اصلی بین آنها در تعداد قسمتهای آنها یا توانایی آنها برای ایفای عملکردها نیست – سیبهای خوردنی نتیجه دهها هزار ژن است که عملکردهای بیوشیمیایی پیچیدهای را تشکیل میدهند.
تفاوت اصلی بین سیب خوردنی و برند اپل این است که سیبهایی که ما میخوریم در ابتدا وجود داشتهاند سپس در ذهن ما آمدهاند، درحالیکه اپلی که ما برای چک کردن ایمیلهایمان از آن استفاده میکنیم، ابتدا در ذهن فردی متبلور شده سپس در جهان ما تجلی یافته است. هردوی آنها محصول هستند و دارای انباشت اطلاعات، اما تنها یکی از آنها –اپل سیلیکونی- کریستالی از تصورات است.
تجسّم محصولات بهعنوان کریستالهایی از تصورات به ما میگوید که محصولات فقط اطلاعات را گردآوری نمیکنند، بلکه تصور و تخیل نیز در آن دخیل هستند. این، اطلاعات است که ما آن را از طریق محاسبات ذهنی خلق کرده و سپس با خلق یک شیء که تقلیدی از آن چیزی است که در ذهن داشتیم، آن را تجزیه کردهایم.
سیبهای خوردنی پیش از نامگذاری، قیمتگذاری، یا مهّیا کردن بازاری برایشان، وجود داشتهاند. آنها در جهان بودهاند. بهعنوان یک مفهوم، سیبها درون ذهن ما وارد شدهاند. از طرف دیگر آیفون و آیپد تراوشهای ذهنی ما هستند، زیرا آنها محصولاتی هستند که قبل از اینکه در جهان حضورداشته باشند در ذهن ما تشکیلشدهاند؛
بنابراین تفاوت اصلی بین سیب و اپل در منبع نظم فیزیکی آنها قرار دارد، نه در تجسّم نظم فیزیکی آنها. هر دو محصول بستههایی از اطلاعات هستند، اما تنها یکی از آنها "کریستالی از تصور" است.
📙 "چرا اطلاعات رشد می یابد؟"
🖋 سزار هیدالگو
🔅ترجمه #بهروز_شاهمرادی
🌐 با کانال "پیچیدگی اقتصادی" همرا باشید تا بیشتر بدانید.
🌐 @economic_complexity
سیبی که بر روی یک درخت رشد میکند و از سوپرمارکت میخرید و اپلی که در سیلیکون ولی طراحیشده است.
هر دو در اقتصاد تجارت میشوند و هر دو یا به صورت سلولهای بیولوژیکی و یا تراشههای سیلیکونی دارای انباشت اطلاعات هستند.
تفاوت اصلی بین آنها در تعداد قسمتهای آنها یا توانایی آنها برای ایفای عملکردها نیست – سیبهای خوردنی نتیجه دهها هزار ژن است که عملکردهای بیوشیمیایی پیچیدهای را تشکیل میدهند.
تفاوت اصلی بین سیب خوردنی و برند اپل این است که سیبهایی که ما میخوریم در ابتدا وجود داشتهاند سپس در ذهن ما آمدهاند، درحالیکه اپلی که ما برای چک کردن ایمیلهایمان از آن استفاده میکنیم، ابتدا در ذهن فردی متبلور شده سپس در جهان ما تجلی یافته است. هردوی آنها محصول هستند و دارای انباشت اطلاعات، اما تنها یکی از آنها –اپل سیلیکونی- کریستالی از تصورات است.
تجسّم محصولات بهعنوان کریستالهایی از تصورات به ما میگوید که محصولات فقط اطلاعات را گردآوری نمیکنند، بلکه تصور و تخیل نیز در آن دخیل هستند. این، اطلاعات است که ما آن را از طریق محاسبات ذهنی خلق کرده و سپس با خلق یک شیء که تقلیدی از آن چیزی است که در ذهن داشتیم، آن را تجزیه کردهایم.
سیبهای خوردنی پیش از نامگذاری، قیمتگذاری، یا مهّیا کردن بازاری برایشان، وجود داشتهاند. آنها در جهان بودهاند. بهعنوان یک مفهوم، سیبها درون ذهن ما وارد شدهاند. از طرف دیگر آیفون و آیپد تراوشهای ذهنی ما هستند، زیرا آنها محصولاتی هستند که قبل از اینکه در جهان حضورداشته باشند در ذهن ما تشکیلشدهاند؛
بنابراین تفاوت اصلی بین سیب و اپل در منبع نظم فیزیکی آنها قرار دارد، نه در تجسّم نظم فیزیکی آنها. هر دو محصول بستههایی از اطلاعات هستند، اما تنها یکی از آنها "کریستالی از تصور" است.
📙 "چرا اطلاعات رشد می یابد؟"
🖋 سزار هیدالگو
🔅ترجمه #بهروز_شاهمرادی
🌐 با کانال "پیچیدگی اقتصادی" همرا باشید تا بیشتر بدانید.
🌐 @economic_complexity