پیچیدگی اقتصادی
348 subscribers
41 photos
9 videos
24 files
103 links
کانال "پیچیدگی اقتصادی"- دکتر بهروز شاهمرادی؛ عضو هیئت علمی گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

⚜️دانش پیچیدگی اقتصادی، تصویری از قابلیتهای اقتصادی و مسیر توسعه کشورها را ارائه میکند⚜️
راه های تماس
[email protected]
ارتباط با ادمین
@bsheco
Download Telegram
🎙استفاده از نقشه فضای محصول به تصمیم گیرندگان اقتصادی می گوید که اصرار بر ایجاد یک صنعت جدید که قابلیت ایجاد آن در کشور وجود نداردچقدر می تواند سخت و هزینه بر باشد در عین حال به آنها نشان می دهد که چه صنایع جدید دیگری می توانستند بدون کمک دولت و تنها با هدایت اقتصاد به سمت آنها شکل بگیرند.
یک پازل جیگسا را در نظر بگیرید که دارای ۱۰۰ قطعه می باشد اگر ما از این ۱۰۰ قطعه توانایی تولید۸۰ یا ۹۰ درصد آنرا داشته باشیم آنگاه میتوانیم سعی در تهیه، خرید یا تولید مابقی این پازل نماییم. اما چنانچه توانایی تولید تنها ۱۰ یا ۲۰ درصد از این قطعات را داشته باشیم آنوقت تلاش جهت ایجاد مابقی پازلها تلاشی مجدانه، زمانبر و هزینه بر را می طلبد که اقتصاد را با هزینه فرصت زیادی روبرو می کند.
🗝در اینجاست که رویکرد پیچیدگی اقتصادی به کمک شما می شتابد و نشان خواهد داد که چگونه به شناسایی صنایعی دست یابیم که بیشترین قطعات مورد نیاز برای خلق آن را در اختیار داریم.
🕪رویکرد پیچیدگی اقتصادی فقط یک شاخص نیست بلکه معیاری است که اگر بدرستی مورد استفاده و تحلیل قرار بگیرد میتواند دلیل برتری یافتن خود را نسبت به دیگر معیارهای رایج در اقتصاد نشان دهد.
دیدگاه پیچیدگی اقتصادی در مورد نقش دولت در اقتصاد


🔗 اقتصاد یک کشور را به مثابه جنگلی در نظر بگیرید، صنایع آنرا هم بعنوان درختان جنگل قلمداد کنید که میمونهای این جنگل هم بنگاه های درون آن اقتصاد را تشکیل می دهند و میوه هایی که روی چنین درختانی هستند هم نمادی از سودهای قابل اکتساب توسط میمونها یا همان بنگاه ها باشند.

🔗درخت­ها برای اینکه درون یک جنگل کنار هم قرار بگیرند نیازمند قابلیت­های مشابه­ ای هستند. درخت­هایی که از هم فاصله بیشتری دارند متضمن قابلیت­های متفاوتی هستند.

🔗 اگر کشورها، مجموعه­ ای از بنگاه ­هایی باشند که محصولات متفاوتی را تولید می­کنند، آنگاه ما می­توانیم این بنگاه­ها را به عنوان میمون­هایی در نظر بگیریم که روی این درخت­ها زندگی می­کنند و محصولات مشخصی را استخراج می­کنند.

🔗کشورها از لحاظ تعداد و موقعیت میمون­های درون جنگل­های خود، متفاوت هستند. پروسه توسعه که مستلزم افزایش تنوع و پیچیدگی محصول است، شبیه کلونی میمون­ها در جنگل است که درختهای بیشتری را اشغال می­کنند و به سمت درخت­های پیچیده تر و پر میوه ­تر حرکت می­کنند.


🔗 اگر درخت­ها به صورت یکپارچه­ در کنار هم قرار گرفته باشند، آنگاه برای میمون ­ها ساده­ تر خواهد بود تا از یک درخت به سمت درخت دیگری بپرند و جنگل را تحت پوشش جمعیت خود قرار دهند. اما درخت­ها اگر از هم منفک و جدا باشند، آنگاه ممکن است میمون­ها در همان فعالیت­های کنونی خودشان محدود شوند.

🔗در اینحالت دولتها می توانند با ایجاد درختان رابط و یا پلهایی جهت اتصال درختان منفصل از هم بستری را فراهم نمایند تا بتوانند منجر به حرکت میمونها به سمت درختان پربارتر و پیچیده تر شود.

🔗 اگر اقتصاد یک کشور ناهمگن باشد، آنگاه این امکان وجود دارد که وصله ­هایی از محصولات به شدت وابسته وجود داشته باشند که ایجاد قابلیت­های جدید و توسعه آن­ها به سمت محصولات جدید را آسان­ تر کند. همچنین ممکن است که وصله­ هایی هم وجود داشته باشند که پروسه انباشت قابلیت­ها و تنوع محصولات را سخت­ تر کند. این­ها همان وصله ­هایی هستند که در اقتصاد جنگلی ما، ارتباطات (پیوند) کمتری را به خود اختصاص داده ­اند.

🕪 بنابراین در رویکرد پیچیدگی اقتصادی نقش دولت بستر سازی (اعم از هدایت میمونها یا ایجاد درختان) برای میمونها جهت حرکت به سوی درختان در هم تنیده تر و پربارتر است.

بهروز شاهمرادی، عضو هیات علمی گروه اقتصاد علم، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

به کانال پیچیدگی اقتصادی بپیوندید
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🌐 @economic_complexity
⚠️ پیچیدگی اقتصادی و سرمایه انسانی

💫پیچیدگی اقتصادی دانش نهفته در تولید یک محصول را نشان می دهد که می توان به عنوان معیاری برای سرمایه انسانی یک اقتصاد از آن استفاده کرد.
☀️معمولا سرمایه های انسانی را با میزان سال های تحصیل در مدرسه و دانشگاه محاسبه می کنند به نحوی که در ادبیات اقتصادی رابطه مستقیمی بین سرمایه انسانی و درآمد سرانه در نظر میگیرند. این در حالی است که مثال ها و شواهد نتایج دیگری را بیان می کنند. با بررسی میزان تحصیل در کشورهای هند -اوگاندا و مکزیک-مغلوستان متوجه خواهیم شد که هر چند شاید سطح تحصیلات یکسانی داشته اند اما میزان پیچیدگی در هندوستان خیلی بیشتر از اوگاندا و میزان پیچیدگی در مکزیک بسیار بیشتر از مغولستان بوده است.
🌟در بررسی دیگری دو کشور تایلند و غنا در سال ۱۹۷۰ سطح تحصیلات یکسانی داشتند اما پس از سال دو کشور مسیر متفاوتی را در پیش می گیرند، غنا سیستم آموزش و پرورش خود را به کلی توسعه می دهد و در مقابل تایلند بر روی توسعه پایدار تمرکز می کند، اکنون پس از چهل سال میزان پیچیدگی اقتصاد در تایلند بسیار بیشتر از غنا است. همچنین درآمد سرانه در تایلند بسیار بیشتر از کشور غنا است. در واقع شاخص پیچیدگی اقتصادی میزان دانش مولد را اندازه گیری می کند.
⚠️ لذا این شاخص معیار مناسبتری نسبت به سال های تحصیل برای اندازه گیری سرمایه های انسانی در یک کشور است.

✳️ کانال #پیچیدگی_اقتصادی را از طریق آدرس زیر دنبال کنید ↙️

🌐 @economic_complexity
❇️ شاخص پیچیدگی اقتصادی بر اساس تعداد و پیچیدگی محصولاتی است که یک کشور در مزیت نسبی صادر می­کند.


🔗 به­ طور تجربی، کشورهایی که در این شاخص رتبه بهتری را کسب می­کنند، با ثابت در نظر گرفتن سطح درآمدشان، به سمت دستیابی به رشد اقتصادی بالاتری گرایش دارند.

🔗 توانایی موفقیت­ آمیز در صادرات محصولات جدید، بازتابی از این واقعیت دارد که آن کشور، دانش مولد جدیدی کسب کرده که در آینده می­تواند فرصت­های بیشتری را برای بهبود یا توسعۀ آن کشور ایجاد کند.


🔗آنچه که یک کشور لازم است برای رسیدن به چنین سطحی به ­دست آورد، به خود آن کشور و محصولاتش بستگی دارد. بذر­های بهتر به انقلاب کشاورزی منجر می­شوند؛ بهبود در زیرساخت­ها می­تواند امکانات جدیدتری را برای کارخانجات ضعیف ­تر فراهم کند؛ شفافیت در حقوق مالکیت و دارایی­ های انسانی در ارتباط با قوانین و مقررات ممکن است اجازۀ مشارکت در تحقیقات دارویی ایجاد کند؛ تغییر در پاسخ­گویی نهادهای آموزشی به نیازهای بخش­ های جدید ممکن است به رشد آن­ها بیانجامد؛ و غیره.

🔗 شاخص پیچیدگی اقتصادی تحت تأثیر یک سری تصمیمات جزء یا محدود قرار نخواهد گرفت. کشورها در صورتی می­توانند شاخص خود را بهبود بخشند که بتوانند خود را درگیر تعداد فعالیت­های مختلفی کنند و به ­صورت موفقیت آمیز قادر به انجام آن­ها باشند، همچنین با حرکت به سمت فعالیت­های پیچیده­ تر نیز می‌توانند این شاخص را بهبود بخشند.


🔗 پیام سیاستی برای بیشتر کشورها مشخص است: خلق محیطی که بتوان فعالیت­های مولد با تنوع بیشتر و بخصوص با پیچیدگی بیشتر را در آن رشد داد. کشورهایی که احتمال دارد در این عرصه موفق­ تر باشند آن­هایی هستند که بتوانند بر محصولاتی تکیه کنند که به سری قابلیت­های مولد حال حاضر آن­ها نزدیک باشد؛ چراکه این قضیه می­تواند تسهیلی برای شناسایی و بهبود قابلیت­های گم­شده باشد.


🔗 بنابراین، شاخص پیچیدگی اقتصادی همراه با نقشه ­هایی، به ترسیم فرصت­ها و پاداش­های موجود برای هر کشور کمک می­کند. این­ها نقشه ­هایی هستند که برای هر کشور مشخص و مجزا هستند و دستورات توسعه ­ای را به ­صورت یکپارچه و یک­ اندازه برای تمام کشورها ارائه نمی‌کنند.



➡️ @economic_complexity
میزان دانش یک جامعه به طور عمده به میزان دانشی که هر یک از اشخاص در اختیار دارند بستگی ندارد، بلکه به تنوع دانش گسترده شده بین افراد و نيز به قابليتهايشان برای ترکيب و استفاده از آن از طريق شبکه های تعاملات پيچيده وابسته است.

🔘 @economic_complexity
دو چیز توانایی جمعی برای انباشت دانش و مهارت را در قالب شبکه های پیچیده تعاملات محدود می کند ؛ یکی ظرفیت محدود افراد در انباشت‌ دانش و مهارت است که موجب پراکنده شدن دانش و مهارت افراد مختلف می شود و دیگری مشکل ایجاد ارتباط بین این افراد درون یک شبکه برای دوباره کنار هم قرار گرفتن این دانش و مهارت پراکنده شده است.

🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻
به کانال پیچیدگی اقتصادی بپیوندید:

🌐 @economic_complexity

🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻
❇️ سلسه نشست های علم اطلاعات و دانش شناسی: اقتصاد داده محور

🔸با سخنرانی: دکتر #بهروز_شاهمرادی

۳ شهریور ۱۳۹۷؛ کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد

🌐 @economic_complexity
❇️ از منظر پیچیدگی اقتصادی حضور دولت تنها به عنوان تسهیل‌کننده مسیر خلق و ایجاد قابلیت‌های تولیدی توجیه‌پذیر است‌‌. از آنجایی که دولت‌ها در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی دارای دید کلان‌تری نسبت به بخش خصوصی هستند، در نتیجه ترسیم و تعیین قابلیت‌های مورد نیاز جهت در اختیار داشتن دانش و مهارت‌های متنوع و پیچیده در راستای توسعه بازارها و هدایت اقتصاد به سمت تولید کالاهای پیچیده می‌تواند در زمره وظایف دولتمردان ما گنجانده شود.


🌐 @economic_complexity
▪️بيشتر محصولات به دانشی بيش از آنچه که هر فرد مي تواند به دست آورد، نياز دارند. از اين رو، چنین محصولاتی نيازمند تعامل افراد با قابليتهای مختلف هستند.

فرض بگیرید هر شخصی ظرفيتی برابر یک نفربایت از یک میزان مشخص دانش ضمنی داشته باشد. شما چگونه ميتوانيد يک محصول جديد ايجاد کنيد که به صد نفربایت مختلف نياز داشته باشد؟ به طور آشکار اين موضوع نمي تواند توسط کارآفرينی که تنها متکی به خود است ایجاد شود. این محصول یا بايد به وسيله يک سازمان با دست کم صد کارمند (نفربایت های متفاوت) تولید شود و يا به وسيلۀ يک شبکه از سازمان هایی که مي توانند اين صد نفربایت از دانش را تجميع کنند، ايجاد شود.

يک جامعه چگونه مي تواند يک کیلو، مگا یا گیگا نفربایت را نگهداری کند؟ این امر فقط از طريق يک سری تقسیمات دقیق نيروی کار امکان پذیر است؛ به نحوی که در آن افراد به کارشناسانی در بخش های مختلف از دانش موجود تبدیل می شوند و سپس از طريق سازمانها و بازارها، تجميع آن نفربایت ها در قالب مردم بایتها امکان پذير می شود.

🔘 @economic_complexity
🔍 شاخص پیچیدگی اقتصادی کشورها

📈 شاخص پیچیدگی اقتصادی، بیانگر میزان و تنوع سبد صادراتی یک کشور است. بررسی ها نشان داده است کشورهایی که علاوه بر داشتن تنوع محصولات دارای محصولات پیچیده تولیدی نیز می باشند، معمولا از لحاظ اقتصادی پیشرفته تر هستند و یا انتظار می رود که رشد اقتصادی سریعتری را در آینده نزدیک تجریه نمایند. بنابراین "شاخص پیچیدگی اقتصادی" را می توان به عنوان معیاری از "توسعه اقتصادی" در نظر گرفت.

📈 شاخص پیچیدگی اقتصادی همچنین میزان دانش و مهارت را با توجه به قابلیت ها و توانایی های دانش محور بودن کشورها در تولید و نهایتا تولید کالاهای پیچیده نشان می دهد. کشورهای با اقتصاد پیچیده از طریق ادغام حجم زیادی از دانش و مهارت های مرتبط در قالب شبکه های بزرگ و پیچیده، این توانایی را به دست خواهد آورد تا مجموعه متنوعی از کالاهای دانش بر را تولید نمایند. این در حالی است که کشورهای با اقتصاد غیر پیچیده فقط توانایی تولید کالاهای ساده یا به عبارتی کالاهای کاربر و سرمایه بر را خواهند داشت. لذا کالاهای فراگیر دارای قدرت رقابت کمتری در سطح بین المللی هستند.

🔖در نتیجه پی بردن به اینکه چه کالاهایی از سطح پیچیدگی بالایی برخوردارند را می توان در شاخصی تحت عنوان "شاخص پیچیدگی محصول" یافت. همچنین محصولات پیچیده متضمن دانش و مهارت بیشتری نسبت به محصولات فراگیر هستند، بنابراین از آنجایی که شاخص پیچیدگی اقتصادی بر حسب پیچیدگی و فراگیری محصولات به دست می آید بالتبع حجم انباشت دانش و مهارت موجود در جامعه را نیز نشان می دهد.
@economic_complexity
🌐 رویکرد پیچیدگی اقتصادی

☑️ انباشت دانش و مهارت از نکات مورد توجه در رویکرد پیچیدگی اقتصادی است؛ به نحوی که بستر مناسبی را جهت تولیدات بیشتر در جامعه فراهم می نماید. از جمله دلایل تفاوت بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ای مثل #ایران را می توان در حجم اندک دانش و مهارت خود دانست. به نحوی که در کشورهای با دانش و مهارت متنوع، امکان تولید محصولات متنوع خیلی سریعتر و کم هزینه تر از دیگر کشورها اتقاق می افتد.

☑️ داشتن ایده های جدید خوب است، اما شکوفا کردن آن کار هر کسی نیست. با این وجود داشتن حجم وسیعی از دانش و مهارت در جامعه تنها زمانی فرصت تولید محصولات را فراهم می کند که در قالب شبکه ها، گروها و سازمان ها ترکیب شده باشند، که خود این امر نیز مستلزم درگیر کردن شاخه های علمی دیگر همچون جامعه شناسی، روانشناسی، مردم شناسی و غیره در روند تجمیع دانش و مهارت در قالب شبکه های مختلف است.

🔎 کشور ایران دارای منابع مالی اندکی است که کفاف سرمایه گذاری همه جانبه را در بخش های مختلف اقتصادی نخواهد داد. در نتیجه شناسایی صنایعی که قابلیت تبدیل شدن به هسته اصلی جذب دانش و مهارت را دارند جزو الزامات حال حاضر اقتصاد ایران است که این امر مهم در رویکرد پیچیدگی اقتصادی به خوبی تجلی پیدا می کند.

🔆 همچنین شناسایی دانش و مهارت موجود در اقتصاد خود بستری را برای جذب و سرمایه گذاری بیشتر نیز فراهم می نماید چرا که با تکیه بر پیچیدگی اقتصادی می توانیم به تعیین پتانسیل های نهفته در اقتصاد کشور بپردازیم تا سرمایه گذران بالقوه تصمیمات عقلایی تری در باب سرمایه گذاری خود داشته باشند.

🌐 کانال پیچیدگی اقتصادی
🌍 رمز جوامع مدرن و پیچیدگی اقتصادی

✏️رمز جامعه مدرن در این نیست که هر فرد نسبت به افراد جامعه سنتی میزان بیشتری دانش و مهارت در اختیار دارد، بلکه در این است که از دانش و مهارت وسیعی که توسط تک تک افراد جمع آوری شده است، استفاده کند.

✏️اگر چه در نگاه مرسوم اقتصاددانان معمولا به هر محصولی به مثابه ترکیبی از عوامل تولید از قبیل سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و منابع طبیعی نگاه می شود، اما می توان به محصولات با نگاهی متفاوت نیز پرداخت.

✏️در این حالت از راه پیوند عوامل اقتصادی با تفسیر فیزیکی آن ها متوجه خواهیم شد که یک عامل مازاد دیگری وجود خواهد داشت که می بایست لحاظ می شد. این عامل مازارد همان دانش و مهارت انباشته شده در سطح انبوه است که به افزایش تنوع و مهارت در فعالیت های اقتصادی می انجامد و توسط هاسمن و هیدالکو تحت عنوان پیچیدگی اقتصادی نام گذاری شده است.

✏️در این منظر، محصول می تواند بیانگر دانش و مهارت به کار رفته در خود باشد و این همان چیزی است که پیچیدگی اقتصادی به دنبال سنجش آن است.

🌐 کانال پیچیدگی اقتصادی
@economic_complexity

https://telegram.me/economic_complexity
🌐 ارزیابی اقتصاد کشورها و پیچیدگی اقتصادی

ارزیابی اقتصاد کشورها و روابط آنها با محصولات در بازار جهانی یک مشکل اساسی در اقتصاد است، که با پیامدهای گسترده ای در درک نظری ما از تجارت بین المللی و نیز کاربرد عملی آن مانند سیاست گذاری و برنامه ریزی برای سرمایه گذاری های مالی مواجه است.

رویکرد پیچیدگی اقتصادی با هدف سنجش رقابت پذیری کشورها و کیفیت محصولات صادراتی به لحاظ متنوع بودن محصولات را مورد بررسی قرار می دهد.

پیچیدگی اقتصادی نشان می دهد که رقابتی ترین کشورها محصولات متنوع تری را صادر کرده اند، در حالیکه کشورهای در حال توسعه تعداد کمی از محصولات با کیفیت پایین را به کشورهای دیگر صادر می کنند.

رویکرد پیچیدگی اقتصادی در واقع نقشه راه دقیقی برای سیاست گذاری و برنامه ریزی های سرمایه گذاری در اقتصاد جهت رشد و توسعه پایدار ترسیم می کند.
🌐کانال پیچیدگی اقتصادی
@economic_complexity

https://telegram.me/economic_complexity
🔍 ساختار تولیدی کشورها و پیچیدگی اقتصادی

⁉️ ساختار تولیدی کشورها در طی زمان چگونه تغییر می کند؟

⁉️ کشورها چگونه ثروتمند می شوند؟

پیچیدگی اقتصادی با یک نگاه متفاوت به اقتصاد درک بهتری از این موضوع به ما می دهد، پیچیدگی اقتصادی با استفاده از داده های صادرات کشورها، نقشه فضای محصول را ترسیم می کند که با استفاده از این شاخص می توان اطلاعات بسیار مهمی جهت تصمیم های استراتژیک سیاست اقتصادی به دست آورد.

از منظر پیچیدگی اقتصادی محصولاتی باعث توسعه اقتصادی یک کشور می شوند که متنوع باشند و یا به عبارتی میزان دانش به کار گرفته شده در تولید این محصولات بسیار زیاد باشد، به گونه ای که کشورهای خیلی کمی توان تولید این محصولات را داشته باشند.

هر چه محصولات تولیدی یک کشور پیچیده تر باشد، توان رقابتی آن کشور برای صادرات بالا خواهد بود.

برای تولید یک محصول پیچیده نیاز به دانش انباشته شده در یک اقتصاد است که نیاز به سرمایه گذاری و برنامه ریزی بلند مدت دارد. کشورهای در حال توسعه از قبیل کره جنوبی، تایوان، تایلند و ... ساختار تولیدی خود را در طی 30 سال گذشته به کلی تغییر داده اند و به سمت تولید کالاهای پیچیده چرخیده اند.
🌐کانال پیچیدگی اقتصادی
@economic_complexity

https://telegram.me/economic_complexity
گروه اقتصاد علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور با همکاری #دانشگاه_علامه_طباطبایی و #دانشگاه_الزهرا برگزار می کند:
#همایش_اقتصاد_ملی_و_پیچیدگی_اقتصادی
🔍 چرا و چگونه ما باید پیچیدگی اقتصادی را مطالعه کنیم؟

پیش نوشت صفر:

🔗 تفاوت بین اقتصادهای سوئیس و گواتمالا فراتر از اندازه های متفاوت است. اقتصاد سوئیس دارای ورودی های متفاوت است که می تواند برای تولید یک ترکیب بسیار متفاوت از خروجی استفاده شود. به عبارت دیگر اقتصاد سوئیس توانایی های تولیدی متفاوتی دارد.

🔗 توانایی های تولیدی برای درک توسعه اقتصادی اهمیت دارد. اما، دقیقا توانایی تولیدی چیست؟ و چگونه می توانیم آنها را اندازه گیری کنیم؟

🔗 ریکاردو هاسمن و سزار هیدالگو معتقدند قابلیت های تولیدی، همه ی منابع، فن آوری ها و ایده هایی هستند که در کنار آن می توانند مرزهایی را که اقتصاد می تواند تولید کند تعیین می کند. آنها استدلال می کنند که توانایی های تولیدی شامل همه چیز است: زیرساخت، زمین، قوانین، ماشین آلات، مردم، کتاب ها، و دانش جمعی.

🔗 از آنجا که اندازه گیری و مقایسه چنین قابلیت های متنوع و پیچیده ای دشوار است، هاسمن و هیدالگو پیشنهاد استفاده از یک پروکسی داده اند که شاخص اقتصادی پیچیدگی (ECI) نامیده می شود، شاخص پیچیدگی اقتصادی تلاش می کند قابلیت های غیرمستقیم را با نگاهی به ترکیب محصولاتی که کشورها صادر می کنند، اندازه گیری کند.
👇👇👇
🌐کانال پیچیدگی اقتصادی
@economic_complexity

https://telegram.me/economic_complexity
بیشترین میزان دانش و مهارت قابل انباشت در سیستم عصبی انسانی به عنوان پایه ای از واحد محاسبه، قابل ساده‌سازی است. این واحد را نفربایت (Personbyte) می‌نامیم و آن را به ‌عنوان بیشینه دانش و مهارتی لحاظ می‌کنیم که یک فرد گنجایش دریافت آن را دارد.

نفربایت‌ها معیار پایه هستند، بدین معنی که انباشت میزانی از دانش و مهارت که کوچک‌تر از یک نفربایت است توسط محدودیت‌های فردی محدود شده است (شامل تجربه و یادگیری اجتماعی)، در حالی ‌که انباشت مقدار دانش و مهارتی را که بزرگ‌تر از یک نفربایت است محدودیت‌های اجتماعی محدود کرده است (شامل جمع‌آوری قطعات و توزیع آن دانش و مهارت است). اگر فرض بگیریم که هر فردی قادر به در اختیار داشتن یک نفربایت دانش و مهارت باشد، آنگاه تمام محصولات، نیازمند مقداری فراتر از یک نفربایت دانش و مهارت برای تولید خواهند بود؛ یعنی نیازمند گروه‌هایی از افراد برای تولید کالاها هستند. به‌علاوه، فراهم کردن گروهی که به ساخت محصولات پیچیده توانا باشد نیازمند انباشت دانش و مهارتی است که در بطن شبکه اجتماعی کمابیش هماهنگی باشد.


📙 "چرا اطلاعات رشد می یابد؟"
🖋 سزار هیدالگو
🔅ترجمه #بهروز_شاهمرادی

🌐 کانال پیچیدگی اقتصادی

@economic_complexity

https://t.iss.one/economic_complexity
🔍 چگونگی و چرایی مطالعه پیچیدگی اقتصادی

🖊 پی نوشت یک:

🔗 فرض بر این است که توانایی های تولیدی، تعداد و کیفیت محصولاتی که یک کشور می تواند صادر کند را تعیین می کند. بنابراین بسته های صادراتی، مطالب مهمی در مورد قابلیت های تولیدی پایه بیان می کنند. به عنوان مثال، سوئیس و ژاپن قابلیت های تولیدی مشابهی دارند، چرا که هر دو آنها قادر به تولید مجموعه مشابهی از کالاها هستند.

🔗 به عنوان یک استعاره : اگر اقتصادها مانند رستوران ها باشند، توانایی های تولیدی همه چیزهایی است که در آشپزخانه مورد نیاز است. بنابراین شاخص پیچیدگی اقتصادی، رستوران ها را با مقایسه منوها بررسی می کند، نه با مقایسه دستور غذاها.

🔗 به طور خلاصه، ECI الگوریتمی است که(1) رستوران هایی که با منوی متنوع و پیچیده تری(فراگیری کم) خدمات ارائه می دهند، درآمد بیشتری به دست می آورند و (2) رستوران هایی که با منوهای مشابه (فراگیری بالا) سرو کار دارند، درآمد کمتری به دست می آورند.

🌐 کانال پیچیدگی اقتصادی
@economic_complexity

https://t.iss.one/economic_complexity
🔍 نگاهی دقیق تر به شاخص پیچیدگی اقتصادی

🖊 شاخص پیچیدگی اقتصادی اطلاعات مربوط به صادرات را دریافت می کند و سیستم اقتصادی کشور را به دو دسته تقسیم می کند: (1) "تنوع" محصولات در سبد صادرات و (2) "فراگیری" محصولات در سبد صادرات. تنوع تعداد محصولاتی است که یک کشور بتواند به صورت رقابتی صادرات کند. و فراگیری تعداد کشورهائی است که قادر به صادرات محصول به صورت رقابتی هستند.

🖊 به عبارت ساده تر، کشورهای کمتر پیچیده در پایین ترین رتبه ECI، کشورهایی هستند که انواع مختلفی از محصولات را صادر می کنند (یعنی سبدهای صادراتی که متنوع نیستند) و محصولاتی که آنها صادر می کنند در بسیاری از کشورهای دیگر تولید می شوند، یعنی سبدهای صادراتی که به شدت بر روی یک محصول مرسوم قرار می گیرند.

🖊 برای مثال آلمان رتبه بسیار بالایی در پیچیدگی های اقتصادی دارد، زیرا اغلب محصولاتی که تولید و صادر می کند پیچیده هستند و تنها توسط تعداد معدودی از کشورهای دیگر تولید می شوند، که ظرفیت های تولیدی متنوع دارند.

نمودار زیر نشان دهنده رتبه بندی ECI برای همه کشورهای جهان است.
https://yon.ir/ecomplex

🔗 رصدخانه ی پیچیدگی اقتصادی MIT (https://atlas.media.mit.edu/en/) و اطلس پیچیدگی اقتصادی هاروارد (https://globe.cid.harvard.edu/)، هر دو وب سایت های تجسم اطلاعاتی هستند که داده های بیشتری در مورد ECI، روابط تجاری کشورها و ترکیب کالاهای معامله شده دارند.

🌐 کانال پیچیدگی اقتصادی
@economic_complexity

https://t.iss.one/economic_complexity
🔍 از پیچیدگی اقتصادی تا رشد اقتصادی

🔆 نمودار زیر ارتباط بین رتبه بندی ECI و GDP سرانه را نشان می دهد. همانطور که می بینیم، یک همبستگی مشخص وجود دارد: کشورهای ثروتمند، دارای رتبه ECI بیشتری هستند. کشورهایی که از رتبه پایین ECI برخوردار هستند بسیار ضعیف تر از کشورهای با رتبه بالای ECI در گوشه سمت چپ نمودار هستند.

🔆 در یک مقاله ای هیدالگو و هاسمن، مفهوم "پیچیدگی اقتصادی" را معرفی کردند، آنها اشاره کردند که همبستگی بین ECI و GDP سرانه بسیار قوی است؛ همچنین آنها نشان دادند ،فراتر از این ECI در واقع رشد اقتصادی را پس از کنترل آماری برای کشورها پیش بینی می کند.

🔆 بنابراین، انتظار می رود که کشورهایی که از پیچیدگی اقتصادی بالاتری نسبت به سطح تولید ناخالص داخلی سرانه برخوردارند، رشد اقتصادی سریعتری را تجربه کنند .

🔆 برای مثال، کشور مالزی را در نظر بگیرید: همانطور که در نمودار پایین دیده می شود، مالزی دارای رتبه ECI بالاتری نسبت به GDP سرانه نسبت به سایر کشورهای سمت چپ نمودار است. بنابراین، از لحاظ آماری احتمال دارد که مالزی سریعتر از سایر کشورها رشد کند.

🔰 درس اصلی که پیچیدگی اقتصادی به ما می دهد: از روی سبد صادارتی کشورها، نتایج اقتصادی مختلفی را می توان اثبات کرد.
https://yon.ir/complexity

🌐 کانال پیچیدگی اقتصادی
@economic_complexity

https://t.iss.one/economic_complexity