Forwarded from محتوای آزاد سهراب (Sohrab)
Forwarded from IRCF | اینترنت آزاد برای همه
پسکوچه اخیرا Baba VPN و Giti VPN رو بهعنوان دو #فیلترشکن ناامن یا مشکوک معرفی کرده. این برنامهها از طریق گوگلپلی عرضه شدن و آمار نصب بالایی دارن، که نقصها و حفرههای امنیتی اونها کاربران زیادی رو در معرض خطر قرار داده.
برنامههای دیگری رو هم در بررسیهای قبلی بهعنوان ناامن یا مشکوک معرفی کرده بودن، که توصیه میشه احتیاط کنید:
KLID SABZ VPN / Verde VPN / Azad VPN / Canary VPN / Agile VPN / Golnar VPN / Dali VPN / Sai VPN / Bonbast VPN / HaloVPN / Rooz VPN / Tiger VPN / Ultraunique VPN / Alvand VPN / V2ray VPN / Bean VPN / 77 VPN / Ram VPN / Hula VPN / JumpJump VPN ...
🔍 ircf.space
@ircfspace
برنامههای دیگری رو هم در بررسیهای قبلی بهعنوان ناامن یا مشکوک معرفی کرده بودن، که توصیه میشه احتیاط کنید:
KLID SABZ VPN / Verde VPN / Azad VPN / Canary VPN / Agile VPN / Golnar VPN / Dali VPN / Sai VPN / Bonbast VPN / HaloVPN / Rooz VPN / Tiger VPN / Ultraunique VPN / Alvand VPN / V2ray VPN / Bean VPN / 77 VPN / Ram VPN / Hula VPN / JumpJump VPN ...
🔍 ircf.space
@ircfspace
Forwarded from IRCF | اینترنت آزاد برای همه
#گزارش
کلودفلر در هفتههای اخیر تغییراتی اعمال کرده که بخش بزرگی از کاربران را تحت تأثیر قرار داده. این تغییرات ابتدا با محدودسازی Workers آغاز شد، اما خیلی زود دامنه آن به پروکسیهای ساده پشت CDN مانند WebSocket و gRPC هم رسید. نتیجه این سیاستها برای مهساسرور جهش بیسابقه در حجم ترافیک، فشار سنگین بر کانفیگهای غیرورکری و افزایش گزارشهای Abuse برای دامنهها بود.
این محدودیتها احتمالاً چند عامل مختلف دارند. یکی فشار مالی و تلاش برای سوق دادن کاربران به سرویسهای پولی پیش از انتشار گزارشهای مالی است. همچنین ترافیک سنگین کاربران ایرانی، بهویژه از مسیر دیتاسنتر آلمان و در حوالی رویدادهای حساس سیاسی، ممکن است شرکت را مجبور به اعمال محدودیتهای تازه کرده باشد. افزایش سوءاستفادهها و بازنگری در سیاست تفکیک منابع رایگان از پولی نیز نقش دارند، ضمن اینکه کلودفلر بهعنوان یک شرکت آمریکایی ملزم به رعایت تحریمها و مقررات قانونی است. تغییر شیوه شمارش درخواستها هم میتواند دلیلی فنی برای محدودیتها باشد.
پیامدهای این سیاستها فقط فنی نیستند؛ کاربران ایرانی فشار مضاعف را تجربه میکنند، دسترسی پایدار به اینترنت آزاد محدودتر میشود و وابستگی به کانفیگهای شکننده افزایش یافته و خطر قطعی گسترده بیشتر میشود.
متن کامل گزارش:
👉 mahsanet.com/fa/blog/11/new-cloudflare-limitations
🔍 ircf.space
@ircfspace
کلودفلر در هفتههای اخیر تغییراتی اعمال کرده که بخش بزرگی از کاربران را تحت تأثیر قرار داده. این تغییرات ابتدا با محدودسازی Workers آغاز شد، اما خیلی زود دامنه آن به پروکسیهای ساده پشت CDN مانند WebSocket و gRPC هم رسید. نتیجه این سیاستها برای مهساسرور جهش بیسابقه در حجم ترافیک، فشار سنگین بر کانفیگهای غیرورکری و افزایش گزارشهای Abuse برای دامنهها بود.
این محدودیتها احتمالاً چند عامل مختلف دارند. یکی فشار مالی و تلاش برای سوق دادن کاربران به سرویسهای پولی پیش از انتشار گزارشهای مالی است. همچنین ترافیک سنگین کاربران ایرانی، بهویژه از مسیر دیتاسنتر آلمان و در حوالی رویدادهای حساس سیاسی، ممکن است شرکت را مجبور به اعمال محدودیتهای تازه کرده باشد. افزایش سوءاستفادهها و بازنگری در سیاست تفکیک منابع رایگان از پولی نیز نقش دارند، ضمن اینکه کلودفلر بهعنوان یک شرکت آمریکایی ملزم به رعایت تحریمها و مقررات قانونی است. تغییر شیوه شمارش درخواستها هم میتواند دلیلی فنی برای محدودیتها باشد.
پیامدهای این سیاستها فقط فنی نیستند؛ کاربران ایرانی فشار مضاعف را تجربه میکنند، دسترسی پایدار به اینترنت آزاد محدودتر میشود و وابستگی به کانفیگهای شکننده افزایش یافته و خطر قطعی گسترده بیشتر میشود.
متن کامل گزارش:
👉 mahsanet.com/fa/blog/11/new-cloudflare-limitations
🔍 ircf.space
@ircfspace
Forwarded from Reza Jafari
نگاهی بر مقاله تازه انویدیا، چرا آینده Agentic AI دست مدلهای کوچیکه؟
ین روزها بحث زیادی هست که آیندهی Agentic AI نه با مدلهای خیلی بزرگ (LLM) بلکه با مدلهای کوچکتر یا همون SLMها رقم میخوره. مقالهی تازهای هم از شرکت NVIDIA منتشر شده که دقیقاً همین موضوع رو توضیح میده و سه دلیل اصلی براش میاره: قدرت کافی، صرفهجویی اقتصادی و انطباق عملیاتی.
اول از نظر قدرت. خیلیها تصور میکنن برای ساخت یک ایجنت همیشه باید از یک مدل خیلی عظیم استفاده کنیم، اما واقعیت اینه که بیشتر کارهایی که یک ایجنت انجام میده چندان پیچیده نیست. عمدهی وظایف به انتخاب ابزار مناسب برمیگرده؛ یعنی تصمیم بگیره از بین چند ابزار، کدوم یکی باید بهکار گرفته بشه. این در عمل شبیه یک مسئلهی دستهبندی (classification) هست، نه نوشتن مقالهی طولانی یا حل یک معادلهی سخت. ایجنتها بیشتر به تواناییهایی مثل دنبالکردن دستورالعملها، تولید کدهای کوتاه، استدلال ساده و درک متن نیاز دارن. بنابراین بهکارگیری یک مدل غولآسا برای چنین کاری مثل اینه که برای دوختن یک لباس سوزن بخوای از شمشیر استفاده کنی.
از نظر اقتصادی، تفاوتها چشمگیره. اجرای یک مدل ۷ میلیارد پارامتری بین ۱۰ تا ۳۰ برابر ارزونتر از اجرای یک مدل ۷۰ میلیاردی تموم میشه. این تفاوت فقط در هزینهی سختافزار و سرویسهای ابری نیست، بلکه مصرف انرژی کمتر، نیاز به زیرساخت سبکتر و حتی امکان اجرا روی دستگاههای لوکال مثل رایانهی شخصی یا لپتاپ رو هم شامل میشه. علاوه بر این، چون SLMها کوچکتر هستن، آموزش و فاینتیون کردنشون داده و زمان کمتری لازم داره. همین موضوع باعث میشه چرخهی آزمایش و بهبود خیلی سریعتر پیش بره و توسعهدهندهها راحتتر ایدههاشون رو امتحان کنن. به بیان ساده، این مدلها ماژولار و قابل تعویض هستن و هزینهی تکرار و آزمایش رو پایین میآرن.
از نظر انطباق عملیاتی هم SLMها برتریهای مهمی دارن. ایجنتها معمولاً فقط از بخش کوچکی از قابلیتهای LLM استفاده میکنن. مثلاً تولید یک خروجی JSON تمیز یا برقراری ارتباط درست با یک API. در این موارد، مدلهای کوچکتر هم دقیقتر و هم مطمئنتر عمل میکنن. یکی از مشکلات مدلهای بزرگ، خطاهای موسوم به «توهم» یا همون hallucination هست. اما SLMها چون برای وظایف محدودتر آموزش میبینن، خروجیشون سازگارتر و قابل اعتمادتره. نتیجه اینه که فرمت خروجی ثابت میمونه، ابزار و کد راحتتر یکپارچه میشن و ارتباط با APIها بدون خطا انجام میشه. NVIDIA حتی پیشنهاد داده که بهترین روش استفادهی ترکیبیه: یعنی LLM برای مرحلهی برنامهریزی و SLM برای مرحلهی اجرا. اینطوری هم قدرت استدلال مدل بزرگ رو داری و هم سرعت و دقت مدل کوچک رو.
یکی از نوآوریهای جالبی که در این مقاله مطرح شده، چرخهی تبدیل LLM به SLM هست. ایده اینه که اول کار رو با یک مدل بزرگ عمومی شروع میکنی و همهی دادههای مربوط به تعامل کاربران رو ثبت میکنی. بعد این دادهها رو دستهبندی (خوشهبندی) میکنی و میبینی وظایف به چند گروه تقسیم میشن. حالا به جای استفادهی همیشگی از همون LLM، برای هر دسته یک SLM تخصصی طراحی میکنی و جایگزینش میکنی. این کار باعث میشه سیستم هم ارزانتر بشه، هم سریعتر، هم خروجی دقیقتر تولید کنه. از طرف دیگه، هر تعامل کاربر دادهی تازهای تولید میکنه که میتونه برای آموزش دوبارهی همین مدلهای کوچک به کار بره. در نتیجه، یک چرخهی بهبود مستمر شکل میگیره که سیستم رو روزبهروز بهتر میکنه.
با وجود این همه مزایا، هنوز خیلی از شرکتها سراغ مدلهای بزرگ میرن. دلیل اصلی هم سرمایهگذاریهای سنگین روی زیرساختهای LLM و همینطور نوع معیارهایی هست که برای ارزیابی SLM استفاده میشه. معمولاً این ارزیابیها روی تواناییهای خیلی پیچیده مثل استدلال چندمرحلهای متمرکز هستن، در حالی که معیار واقعی در Agentic AI باید چیزهایی مثل دقت در انتخاب ابزار یا پایداری تعامل با API باشه.
در نهایت میشه گفت که SLMها هم قدرت کافی دارن، هم اقتصادی هستن و هم عملیاتی. ایجنتها بیشتر از همه به دقت، تمرکز و سازگاری نیاز دارن، نه به یک مدل همهفنحریف. بنابراین آیندهی Agentic AI نه با مدلهای غولآسا و پرهزینه، بلکه با مدلهای کوچک، تخصصی و ماژولار ساخته خواهد شد.
🔤 🔤 🔤 🔤 🔤 🔤 🔤
🥇 اهورا اولین اپراتور هوش مصنوعی راهبردی ایران در حوزه ارائه خدمات و سرویسهای زیرساخت هوش مصنوعی
🛍 کد تخفیف ۱۰ درصدی محصولات اهورا برای اعضای کانال
🌐 لینک وبسایت اهورا
@reza_jafari_ai
ین روزها بحث زیادی هست که آیندهی Agentic AI نه با مدلهای خیلی بزرگ (LLM) بلکه با مدلهای کوچکتر یا همون SLMها رقم میخوره. مقالهی تازهای هم از شرکت NVIDIA منتشر شده که دقیقاً همین موضوع رو توضیح میده و سه دلیل اصلی براش میاره: قدرت کافی، صرفهجویی اقتصادی و انطباق عملیاتی.
اول از نظر قدرت. خیلیها تصور میکنن برای ساخت یک ایجنت همیشه باید از یک مدل خیلی عظیم استفاده کنیم، اما واقعیت اینه که بیشتر کارهایی که یک ایجنت انجام میده چندان پیچیده نیست. عمدهی وظایف به انتخاب ابزار مناسب برمیگرده؛ یعنی تصمیم بگیره از بین چند ابزار، کدوم یکی باید بهکار گرفته بشه. این در عمل شبیه یک مسئلهی دستهبندی (classification) هست، نه نوشتن مقالهی طولانی یا حل یک معادلهی سخت. ایجنتها بیشتر به تواناییهایی مثل دنبالکردن دستورالعملها، تولید کدهای کوتاه، استدلال ساده و درک متن نیاز دارن. بنابراین بهکارگیری یک مدل غولآسا برای چنین کاری مثل اینه که برای دوختن یک لباس سوزن بخوای از شمشیر استفاده کنی.
از نظر اقتصادی، تفاوتها چشمگیره. اجرای یک مدل ۷ میلیارد پارامتری بین ۱۰ تا ۳۰ برابر ارزونتر از اجرای یک مدل ۷۰ میلیاردی تموم میشه. این تفاوت فقط در هزینهی سختافزار و سرویسهای ابری نیست، بلکه مصرف انرژی کمتر، نیاز به زیرساخت سبکتر و حتی امکان اجرا روی دستگاههای لوکال مثل رایانهی شخصی یا لپتاپ رو هم شامل میشه. علاوه بر این، چون SLMها کوچکتر هستن، آموزش و فاینتیون کردنشون داده و زمان کمتری لازم داره. همین موضوع باعث میشه چرخهی آزمایش و بهبود خیلی سریعتر پیش بره و توسعهدهندهها راحتتر ایدههاشون رو امتحان کنن. به بیان ساده، این مدلها ماژولار و قابل تعویض هستن و هزینهی تکرار و آزمایش رو پایین میآرن.
از نظر انطباق عملیاتی هم SLMها برتریهای مهمی دارن. ایجنتها معمولاً فقط از بخش کوچکی از قابلیتهای LLM استفاده میکنن. مثلاً تولید یک خروجی JSON تمیز یا برقراری ارتباط درست با یک API. در این موارد، مدلهای کوچکتر هم دقیقتر و هم مطمئنتر عمل میکنن. یکی از مشکلات مدلهای بزرگ، خطاهای موسوم به «توهم» یا همون hallucination هست. اما SLMها چون برای وظایف محدودتر آموزش میبینن، خروجیشون سازگارتر و قابل اعتمادتره. نتیجه اینه که فرمت خروجی ثابت میمونه، ابزار و کد راحتتر یکپارچه میشن و ارتباط با APIها بدون خطا انجام میشه. NVIDIA حتی پیشنهاد داده که بهترین روش استفادهی ترکیبیه: یعنی LLM برای مرحلهی برنامهریزی و SLM برای مرحلهی اجرا. اینطوری هم قدرت استدلال مدل بزرگ رو داری و هم سرعت و دقت مدل کوچک رو.
یکی از نوآوریهای جالبی که در این مقاله مطرح شده، چرخهی تبدیل LLM به SLM هست. ایده اینه که اول کار رو با یک مدل بزرگ عمومی شروع میکنی و همهی دادههای مربوط به تعامل کاربران رو ثبت میکنی. بعد این دادهها رو دستهبندی (خوشهبندی) میکنی و میبینی وظایف به چند گروه تقسیم میشن. حالا به جای استفادهی همیشگی از همون LLM، برای هر دسته یک SLM تخصصی طراحی میکنی و جایگزینش میکنی. این کار باعث میشه سیستم هم ارزانتر بشه، هم سریعتر، هم خروجی دقیقتر تولید کنه. از طرف دیگه، هر تعامل کاربر دادهی تازهای تولید میکنه که میتونه برای آموزش دوبارهی همین مدلهای کوچک به کار بره. در نتیجه، یک چرخهی بهبود مستمر شکل میگیره که سیستم رو روزبهروز بهتر میکنه.
با وجود این همه مزایا، هنوز خیلی از شرکتها سراغ مدلهای بزرگ میرن. دلیل اصلی هم سرمایهگذاریهای سنگین روی زیرساختهای LLM و همینطور نوع معیارهایی هست که برای ارزیابی SLM استفاده میشه. معمولاً این ارزیابیها روی تواناییهای خیلی پیچیده مثل استدلال چندمرحلهای متمرکز هستن، در حالی که معیار واقعی در Agentic AI باید چیزهایی مثل دقت در انتخاب ابزار یا پایداری تعامل با API باشه.
در نهایت میشه گفت که SLMها هم قدرت کافی دارن، هم اقتصادی هستن و هم عملیاتی. ایجنتها بیشتر از همه به دقت، تمرکز و سازگاری نیاز دارن، نه به یک مدل همهفنحریف. بنابراین آیندهی Agentic AI نه با مدلهای غولآسا و پرهزینه، بلکه با مدلهای کوچک، تخصصی و ماژولار ساخته خواهد شد.
AHURA5@reza_jafari_ai
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
فرازی از بیوگرافی آقای Apt ( متن کپی شده از روی وبسایتشون )
Krzysztof Apt studied mathematics in Wroclaw, Poland and got his PhD in mathematical logic in 1974, in Warsaw, Poland. "But the communism was not a very inspiring political system so already in the Fall of 1974 I voted with my feet and left the country for good", he explains. "It was not easy in those times of bipolar world to settle down abroad, but somehow I succeeded without giving up my interest in science. I learned computer science and more recently, game theory, so to say, 'on the street', which was possible because of my background in mathematics."
Krzysztof Apt studied mathematics in Wroclaw, Poland and got his PhD in mathematical logic in 1974, in Warsaw, Poland. "But the communism was not a very inspiring political system so already in the Fall of 1974 I voted with my feet and left the country for good", he explains. "It was not easy in those times of bipolar world to settle down abroad, but somehow I succeeded without giving up my interest in science. I learned computer science and more recently, game theory, so to say, 'on the street', which was possible because of my background in mathematics."
Forwarded from DevTwitter | توییت برنامه نویسی
هر روز که میگذره MCP داره بیشتر و بیشتر پر اهمیت میشه تو دنیای LLM ها.
و الان هم Openai داره داخل Chatgpt قابلیت اتصال به MCP شخصی رو تست میکنه و در اختیار DEV ها قرار میده.
اگر هنوز از MCP اطلاعی ندارید این راهنمای ۵ دقیقه ای ماکس ایده خوبی به شما میده
https://maux.site/learn/mcp
@DevTwitter | <Mani/>
و الان هم Openai داره داخل Chatgpt قابلیت اتصال به MCP شخصی رو تست میکنه و در اختیار DEV ها قرار میده.
اگر هنوز از MCP اطلاعی ندارید این راهنمای ۵ دقیقه ای ماکس ایده خوبی به شما میده
https://maux.site/learn/mcp
@DevTwitter | <Mani/>
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
کاش میفهمیدم که از این زندگی چی میخوام و دنبال چیام
Forwarded from 🎄 یک برنامه نویس تنبل (Lazy 🌱)
Forwarded from 🎄 یک برنامه نویس تنبل (Lazy 🌱)
Forwarded from Linuxor ?
پی وی منو سوارخ کردین انقدر گفتین فیگما خوبه یاد بگیریم!! فیگما غلط کرد شمارو پول دار کنه، فیگما چیه اصلا؟ فیگما یه ابزار و محیطه فقط؛ چیزی که شمارو پول دار میکنه مهارت های UI/UX هست که اونقدری تجربش پیر کنندس فکر نکنم حوصله داشته باشید بعدش بیاید توییتر خوشحالیتون رو با مردم عادی جشن بگیرید؛ خوشحالیش رو باید با تک تک سلول های پیر شدتون جشن بگیرید.
@Linuxor
@Linuxor
Forwarded from Linuxor ?
قدیما سایتا استاتیک بودن و سمت سرور ساخته و به مرورگر ارسال میشدن، اما الان یه برنامه فرانت دیتا هارو از API میگیره و وبسایت رو میسازه، خیلیا ترسشون اینه که نکنه سایتم رو با API بنویسم و توی گوگل ایندکس نشه، گوگل یه سایت داره به اسم Rich Results برای تست کردن داره نتیجه HTML نهایی که خودش میبینه رو بهتون میده، میتونید کپیش کنید توی یه فایل HTML و ببینید آیا اون API خاص توی گوگل ایندکس میشه یا نه !
وبسایت Rich Results گوگل :
search.google.com/test/rich-results
@Linuxor
وبسایت Rich Results گوگل :
search.google.com/test/rich-results
@Linuxor
Forwarded from مهدی حمید | توسعه دهنده وب سایت
#نمونه_کار
این پروژه یه وباپ ساده و مینیمال هست که وقتی کاربر روی دکمه Start کلیک میکنه:
- موزیک پسزمینه برای ایجاد حس آرامش پخش میشه 🎵
- ساعت دیجیتال و تاریخ بهصورت زنده نمایش داده میشه ⏰
- افکت ذرات (Particles.js) برای زیبایی پسزمینه استفاده شده ✨
هدفش ایجاد یک فضای آرام و جذاب برای کاربره؛ چیزی شبیه به Relaxing Clock App.
Online Demo 🔗
Github Repository 🔗
.
این پروژه یه وباپ ساده و مینیمال هست که وقتی کاربر روی دکمه Start کلیک میکنه:
- موزیک پسزمینه برای ایجاد حس آرامش پخش میشه 🎵
- ساعت دیجیتال و تاریخ بهصورت زنده نمایش داده میشه ⏰
- افکت ذرات (Particles.js) برای زیبایی پسزمینه استفاده شده ✨
هدفش ایجاد یک فضای آرام و جذاب برای کاربره؛ چیزی شبیه به Relaxing Clock App.
Online Demo 🔗
Github Repository 🔗
.
Forwarded from IRCF | اینترنت آزاد برای همه
خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را میدید، میفهمید جایی بیگناهی را کشتهاند.
— نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
🔍 ircf.space
@ircfspace
— نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
🔍 ircf.space
@ircfspace
Forwarded from شیرازلینوکس | shirazlinux
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 کفشساز
🐧 یک افسانه انیمیشنی درباره یک کفاش هست که فکر میکند دستگاهی میخرد تا به او در ساخت کفش کمک کند...
اما متوجه میشود که برای خرید او، قید و بندهایی وجود دارد.
#به_مناسبت_روز_آزادی_نرم_افزار
این ویدیو اثری از مجموعه انیمیشنهای بنیاد نرمافزار آزاد (FSF) است که به زبان فارسی دوبلاژ شده.
محدودیتهای نرمافزاری، مشابه انواع محدودیتهایی که شخصیت اصلی ما، وندل، هنگام استفاده از کفشساز با آنها مواجه میشود، برای آزادی، خلاقیت و شغل ما مضر هستند.
امیدواریم تماشای ناامیدیهای وندل، اوضاع را در بسیاری از خانهها تغییر دهد و به افراد بیشتری کمک کند تا این موضوع را درک کنند.
🎙 مشارکت کنندگان دوبلاژ (نهایی):
دیبا زارع
امیرمسعود عابدینی
مهیر واحدی
🎙 دیگر مشارکتکنندگان دوبلاژ :
عرفان خیراللهی
امیرمحمد محمدی
امیرحسین پناهیفر
با همکاری اصفهانلاگ و زنجانلاگ
🔗 تماشا کنید، به اشتراک بگذارید و برای آزادی نرمافزار مبارزه کنید!
#نرمافزار_آزاد #آزادی_کاربر #انیمیشن_آزاد #FSF #بازنگری #بازگشت
🐧 یک افسانه انیمیشنی درباره یک کفاش هست که فکر میکند دستگاهی میخرد تا به او در ساخت کفش کمک کند...
اما متوجه میشود که برای خرید او، قید و بندهایی وجود دارد.
#به_مناسبت_روز_آزادی_نرم_افزار
این ویدیو اثری از مجموعه انیمیشنهای بنیاد نرمافزار آزاد (FSF) است که به زبان فارسی دوبلاژ شده.
محدودیتهای نرمافزاری، مشابه انواع محدودیتهایی که شخصیت اصلی ما، وندل، هنگام استفاده از کفشساز با آنها مواجه میشود، برای آزادی، خلاقیت و شغل ما مضر هستند.
امیدواریم تماشای ناامیدیهای وندل، اوضاع را در بسیاری از خانهها تغییر دهد و به افراد بیشتری کمک کند تا این موضوع را درک کنند.
🎙 مشارکت کنندگان دوبلاژ (نهایی):
دیبا زارع
امیرمسعود عابدینی
مهیر واحدی
🎙 دیگر مشارکتکنندگان دوبلاژ :
عرفان خیراللهی
امیرمحمد محمدی
امیرحسین پناهیفر
با همکاری اصفهانلاگ و زنجانلاگ
🔗 تماشا کنید، به اشتراک بگذارید و برای آزادی نرمافزار مبارزه کنید!
#نرمافزار_آزاد #آزادی_کاربر #انیمیشن_آزاد #FSF #بازنگری #بازگشت
Forwarded from جامعهٔ فارسی زبان کیدیای (Support)
توسعهدهندهی برجستهی کیدیای، جاناتان ریدل، که پیشتر در کوبونتو و سپس در کیدیای نئون فعالیت داشت، مدتی هم در مدیریت انتشار کیدیای پلاسما نقش داشت و در طول سالها مشارکتهای مهم دیگری انجام داد، اعلام کرده که از دنیای کیدیای کنار میرود.
جاناتان ریدل در بیستوپنج سال گذشته درگیر کیدیای بود، اما تصمیم گرفته این حوزه را ترک کند. این تصمیم پس از آن گرفته شد که شرکت آلمانی فناوری Blue Systems تعطیل شد. Blue Systems که یکی از حامیان شناختهشدهی کیدیای بود، سالها ریدل را استخدام کرده بود.
با تعطیلی Blue Systems، شرکتی به نام Tech Paladin راهاندازی شد که نوعی جانشین معنوی به شمار میرود. Tech Paladin روی پروژههایی متمرکز است که با تأمین مالی شرکت Valve برای ارتقای دسکتاپ کیدیای پلاسما انجام میشوند. اما از آنجا که Tech Paladin همهی گسترهی فعالیتهای Blue Systems را پوشش نمیدهد و همهی کارکنان سابق آن شرکت را هم استخدام نکرده است، به نظر میرسد اختلافنظرها و دیدگاههای متفاوت و همراه با دلخوری نسبت به این وضعیت وجود دارد.
جاناتان ریدل در یک پست وبلاگی شخصی، پایان همکاریاش با پروژهی کیدیای را توضیح داد:
«اما در نهایت من، دوستانم، همکارانم، شغلم، حرفهام و خانوادهام را از دست دادم. کسی مثل من که فقط تلاش کرده کار درست را برای جامعه انجام دهد، حالا چه باید بکند؟ نمیدانم. فعلاً اگر دنبال من هستید، میتوانید مرا در جایی پیدا کنید که هنگام غروب آفتاب در کلبهی اشتراکی کوچنشینان دیجیتال کنار ساحل دنیا، در حال موجسواری بر روی دریای بیپایان هستم.»
مشارکتهای ریدل در کیدیای طی یکچهارم قرن گذشته بسیار عظیم بوده و بیتردید استعداد فنی او بهشدت در این جامعه احساس خواهد شد.
https://www.phoronix.com/news/Riddell-Leaves-KDE
@kde_fa
جاناتان ریدل در بیستوپنج سال گذشته درگیر کیدیای بود، اما تصمیم گرفته این حوزه را ترک کند. این تصمیم پس از آن گرفته شد که شرکت آلمانی فناوری Blue Systems تعطیل شد. Blue Systems که یکی از حامیان شناختهشدهی کیدیای بود، سالها ریدل را استخدام کرده بود.
با تعطیلی Blue Systems، شرکتی به نام Tech Paladin راهاندازی شد که نوعی جانشین معنوی به شمار میرود. Tech Paladin روی پروژههایی متمرکز است که با تأمین مالی شرکت Valve برای ارتقای دسکتاپ کیدیای پلاسما انجام میشوند. اما از آنجا که Tech Paladin همهی گسترهی فعالیتهای Blue Systems را پوشش نمیدهد و همهی کارکنان سابق آن شرکت را هم استخدام نکرده است، به نظر میرسد اختلافنظرها و دیدگاههای متفاوت و همراه با دلخوری نسبت به این وضعیت وجود دارد.
جاناتان ریدل در یک پست وبلاگی شخصی، پایان همکاریاش با پروژهی کیدیای را توضیح داد:
«اما در نهایت من، دوستانم، همکارانم، شغلم، حرفهام و خانوادهام را از دست دادم. کسی مثل من که فقط تلاش کرده کار درست را برای جامعه انجام دهد، حالا چه باید بکند؟ نمیدانم. فعلاً اگر دنبال من هستید، میتوانید مرا در جایی پیدا کنید که هنگام غروب آفتاب در کلبهی اشتراکی کوچنشینان دیجیتال کنار ساحل دنیا، در حال موجسواری بر روی دریای بیپایان هستم.»
مشارکتهای ریدل در کیدیای طی یکچهارم قرن گذشته بسیار عظیم بوده و بیتردید استعداد فنی او بهشدت در این جامعه احساس خواهد شد.
https://www.phoronix.com/news/Riddell-Leaves-KDE
@kde_fa