Dev Perfects
40 subscribers
9.23K photos
1.26K videos
468 files
13K links
بخوام خیلی خلاصه بگم
این کانال میاد مطالب کانالای خفن تو حوزه تکنولوژی و برنامه نویسی رو جمع میکنه

پست پین رو بخونید
https://t.iss.one/dev_perfects/455


ارتباط:
https://t.iss.one/HidenChat_Bot?start=936082426
Download Telegram
Forwarded from Md Daily (Mahan)
یکی از مشکلاتی که این چند وقته برای اتصال به اینترنت داشتم این بود که مثلا بعضی وقتا من قطع بودم بقیه وصل بودن و بعضی وقتا من وصل بودم ولی بقیه قطع بودن و دنبال راهی بودم که بشه کانفیگ هامون رو باهم به اشتراک بگذاریم. به دلیل مسائلی مثل حریم شخصی هم ترجیحم استفاده از سرویس های آنلاین موجود نبود.

برای همین پروژه ی subgen رو نوشتم. فقط کافیه رو یک سرور ایران اجراش کنید و بهتون یه نسخه ی cli برای مدیریت ادمین ها میده و در نهایت یه پنل ادمین تحت وب برای مدیریت کانفیگ هاتون. در آخر بهتون یه لینک ساب میده که uuid اشم میتونید تغییر بدید و در اختیار دوستاتون بذارید.

توی README مراحل اجراش نوشته شده ولی اگه بازم مشکلی بود توی کامنت ها یا ایشوی گیت هاب بپرسید.

👩‍💻 https://github.com/mdpe-ir/subgen

پیشنهاد میشه به دلیل وضعیت بد سرور های ایران در ارتباط با خارج روی سیستم خودتون بیلد اش رو بگیرید و به همراه فایل های assets زیپ کنید و آپلود کنید توی سرورتون


—-

💡 مثل همیشه کنجکاو بمونید :)
🕊به امید دنیایی بدون جنگ و در صلح

🆔 @MdDaily
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 🎄 یک برنامه نویس تنبل (  MΞ)
مثل اینکه chatgpt با نت داخلی هم برای برخی ispها بالا میاد

@TheRaymondDev
میزان فحش و ناسزایی که در این چندروز واسه قطع #اینترنت دادم، از مجموع فحش‌هام در چنددهه از عمر و زندگی ذلت‌بارم بیشتر بوده.

#MIGA

🔍 ircf.space
@ircfspace
Forwarded from ASafaeirad
Today I learned; symbolics.com was the first domain name ever registered in the history of the internet.
It was registered on March 15, 1985.

#til
Forwarded from ASafaeirad
Make space for the important before it’s buried under noise.

"The urgent ends up drawing attention away from the important."

#quote
آقای Andrej Karpathy به تازگی تو سمیناری با عنوان Software Is Changing (Again) در مورد آینده نرم افزار در دنیای هوش مصنوعی صحبت‌های مهم و حائز اهمیتی رو گفته که گوش دادنش خالی از لطف نیست، از دستش ندید!

https://www.youtube.com/watch?v=LCEmiRjPEtQ

@DevTwitter | <Reza Jafari/>
Forwarded from Future Pulse Persian
ای شب از مهتاب تو روشن شده
روی خاک از آب تو گلشن شده
ای خلیج فارس، ای نام بلند
ای شکوهت مثل الوند و سهند
ای غرورت مظهر پایندگی
نام تو دیباچه بالندگی
یه کانفیگ واسه آخرین ورژن nekobox، که به شما کمک میکنه از سرویس‌های گوگل استفاده کنین.
‏این کانفیگ سینگ‌باکس نیازی به سرور نداره و کافیه بصورت Custom Config به نکوباکس اضافه بشه.

👉 gist.github.com/aleskxyz/0c8b22af0146152da03691585ef08b39
© aleskxyz

🔍 ircf.space
@ircfspace
Forwarded from Morteza Bashsiz مرتضی باشسیز (Morteza Bashsiz)
دلنوشته

یادم میاد قبلنا که توی رباتیک (شاخه انسان‌نمای کوچک - فوتبالیست) بودم، یه نکته‌ قابل توجهی راجع به تیم رباتیک آمریکا بود که خیلی خیلی برام جالب بود
تیم رباتیک آمریکا همیشه اول بود و اختلافش با تیم دوم که ژاپن بود خیلی خیلی بالا بود
این مدلی که امریکا که اول بود ژاپن را با اختلاف چندین گل شکست میداد. یعنی اگه بخوام با عدد مثال بزنم که بهتر متوجه بشید اینطوری میشه که مثلا آمریکا که اول بود ۱۰۰ در نظر بگیریم،‌ ژاپن که تیم دوم بود نهایتا میشد ۶۰ تازه اگه خیلی خوب کار میکرد
بعد ربات‌های تیم آمریکا وقتی گل میزدن حرکات شادی بعد از گل داشتن و یه سری رقص ها و حرکات ژانگولر میزدن وقتی که گل میزدن
اونایی که رباتیک کار کردن شاید بدونن که گل زدن یه موضوع هست، و تشخیص اینکه گل زدی یه موضوع دیگه
یعنی اینا انقدر وقت داشتن و انقدر خوب بودن که نشستن به این مدل حرکات هم فکر کردن و برنامه‌نویسی کردن براش در حالی که بقیه تیما فقط و فقط بازی بود و گل زدن

حالا همین برتری آمریکا رو با همین نسبت میتونی در همه ابعاد بست بدی و شامل خیلی چیزای دیگه میشه
این روزها بیشتر از قبل جای خالی #یوسف_قبادی با جمله معروف "با این همه برنامه‌نویس و آدم با سواد توی حوزه شبکه، عجیبه تعداد کسایی که برای #اینترنت_آزاد تلاش می‌کنن اینقدر کم باشه. یعنی همین که کار خودتون راه بیفته براتون کافیه؟" حس میشه.

یادمون نره، اونایی که واسه تسهیل دسترسی آزاد مردم به #اینترنت تلاش کردن هم مثل بقیه خانواده، کار، زندگی ‌و آرزو دارن!

اگر کاری از دستتون برمیاد، #تماشاگر_نباشین.

🔍 ircf.space
@ircfspace
The DeepSeek Researchers just released a super cool personal project named ‘nano-vLLM‘, a minimalistic and efficient implementation of the vLLM (virtual Large Language Model) engine, designed specifically for users who value simplicity, speed, and transparency. Built entirely from scratch in Python, nano-vLLM distills the essence of high-performance inference pipelines into a concise, readable codebase of around 1,200 lines. Despite its small footprint, it matches the inference speed of the original vLLM engine in many offline scenarios.


https://github.com/GeeeekExplorer/nano-vllm


@code2_ir
به مناسبت شرایط جنگی، محتوای دوره جدید «جامع پایتون» من در مکتبخونه حالا صد در صد رایگانه تا شاید کمکی باشه برای یاد گرفتن و دور شدن از جنگی که برامون درست کردن.

برای تخفیف صد در صد، تیک «دسترسی کامل» رو بردارید، به سبد اضافه کنید و کد PEACE رو بزنید

لینک دوره

@DevTwitter | <Jadi/>
معاون وزیر ارتباطات در اینستاگرام این پست رو منتشر کرده و بر اساس چیزی که در مورد روش ارتباط پهپادها گفته، اثبات میشود که قطع اینترنت هیچ ربطی به کاهش تعداد حمله‌ها با پهپاد ندارد.
‏قطع اینترنت فقط هدفش قطع دسترسی مردم است.

© Ammir

🔍 ircf.space
@ircfspace
دارم داکر کامپوز گیتی رو قرار میدم که درصورت امکان هرکسی اگر خواست خودش خودمیزبانی کنه.

گیتی یک انشعاب از searxng هستش که ظاهر و عملکرد بهتری هم داره.

https://github.com/parchlinuxb/gitee

@DevTwitter | <Sohrab Behdani/>
Forwarded from Morteza Bashsiz مرتضی باشسیز (Morteza Bashsiz)
فرار الاغ و شتر از طویله
شتر نشسته قدش از خر ایستاده هم بلندتر هست

روزی روزگاری در روستایی دور افتاده، پیرمردی تنها و بداخلاق زندگی میکرد که صاحب یک طویله بود. در آن طویله یک الاغ و یک شتر هم بودند که این پیرمرد با اجاره دادن آنها برای باربری پول خوبی به جیب میزد. شتر و الاغ پیرمرد در آن حوالی بخاطر قدرت بالایشان در باربری زبانزد بودند و توسط اکثر تاجران برای بارهایشان اجاره میشدند. گاهی هم پیش می‌آمد که باید از مدتها قبل برای داشتن شتر و الاغ آن پیرمرد زنبیل میگذاشتند و به اصطلاح رزرو میکردند.

روزی از روزهای بهاری، الاغ به ستوه آمده و دیگر از طویله خارج نمی‌شود. پیرمرد که متوجه این موضوع شد خیلی سریع به طویله رفته و با داغ کردن پشت الاغ او را به کار وا‌میدارد. شب همان روز که الاغ از شدت سوزش ناله میکند،‌ پیش شتر می‌رود تا با او سخن بگوید.

الاغ: آهای شتر بزرگ و قوی با تو کاری دارم.

شتر که نشسته و چشمانش بسته و با آرامش خواب بود، چشمانش را باز میکند
شتر: بگو الاغ جان، کارت چیست؟
الاغ:‌ من دیگر خسته شده‌ام و نمیخواهم برای پیرمرد کاری بکنم
شتر: خب؟
الاغ:‌ بیا از این طویله فرار کنیم
شتر: چگونه؟
الاغ: من قسمتی از دیوار طویله را میدانم که سست است و با یک فشار تو فرو میریزد و میتوانیم فرار کنیم
شتر: بعدش چکار کنیم؟
الاغ:‌ آنقدر دور میشویم که دیگر دست کسی به ما نرسد و آزاد و رها زندگی بکنیم

الاغ شروع میکند به تعریف کردن از آرزوهایش برای شتر و او را متقاعد میکند تا باهم فرار کنند.
شب هنگامی، زمان فرار که میرسد این دو طبق نقشه باهم فرار میکنند و تا جایی که می‌توانند از طویله دور می‌شوند. صبح روز بعد که پیرمرد در طویله را باز میکند متوجه می‌شود که این دو فرار کرده‌اند و با اسب خود به دنبال آنان می‌رود.
چند روزی میگذرد و شتر و الاغ در حال فرار بودند و پیرمرد هم بدنبال آنان، تا اینکه به یک دشت سرسبزی می‌رسند. الاغ با دیدن این دشت سرسبز قلقلکش گرفته و به شتر می‌گوید که

الاغ: شتر جان؟
شتر: بله الاغ عزیز؟
الاغ:‌ به این دشت سرسبز نگاه کن،‌ زیبا نیست؟
شتر: چرا الاغ بصیر خیلی خیلی زیباست
الاغ: من را عرعر گرفته است و میخواهم عر‌عر کنان جفتک بیاندازم از شدت خوشحالی
شتر: نکنی‌ها الاغ!!! جلوی خودت را بگیر
الاغ: چرا؟ نمیتوانم واقعا از توانم خارج هست
شتر: اگر عرعر کنی صدایت را می‌شنوند و می‌آیند سراغمان
الاغ: چیزی نمی‌شود، نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم

و الاغ شروع میکند به عرعر کردن و جفتک زنان مشغول خرکیف شدن می‌شود و در دشت به شادی می‌پردازد. مدتی که گذشت و الاغ حسابی میدان داری کرد، پیرمرد که جای آنان را از صدای عرعر الاغش پیدا کرده بود به سراغ آنان رفت و آن دو را گرفت و به طویله بازگرداند و دوباره از آنها کار کشید، ولی با این تفاوت که دیوارهای طویله را محکم‌تر و فشار را بیشتر کرده بود.

مدتها گذشت و تاجری پیش پیرمرد آمد و الاغ و شتر را اجاره کرد برای حمل بار. آن دو به همراه تاجر راهی سفری شدند به همراه بارهای سنگین. در مسیر که حرکت میکردند به رودخانه‌ای خروشان رسیدند که هیچ پلی آن اطراف نبود. تاجر تصمیم گرفت که از میان رودخانه عبور کند ولی در میان رودخانه متوجه شد که قد خر کوتاه هست و نمیتواند از رودخانه عبور کند. برای همین تصمیم گرفت که بارهارا با شتر عبور دهد و الاغ را هم به پشت شتر بگذارد و از رودخانه بگذراند.

بارها را گذراند و نوبت الاغ که رسید، الاغ خیلی خوشحال به پشت شتر پرید و کلی به او فخر فروخت که تو داری به من سواری می‌دهی و او را مسخره کرد. در میانه رودخانه شتر از حرکت باز ایستاد و به الاغ گفت

شتر: الاغ جان؟
الاغ: بله شتر عزیز؟
شتر: این رودخانه را می‌بینی؟ خیلی خروشان و زیبا نیست؟
الاغ:‌ بله شتر،‌ خیلی زیباست و خروشان و عمیق هست
شتر: آب رودخانه هم خیلی خنک هست
الاغ:‌ خوشبحالت شده پس حسابی داری حال می‌کنی
شتر: آری! رقصیدنم گرفته است
الاغ: شتر نرقصی‌ها! اگر برقصی من درون رودخانه می‌افتم و می‌میرم
شتر: الاغ جان نمیتوانم. باید برقصم.
الاغ: تروخدا نرقص
شتر: یادت می‌آید آزادیمان را بخاطر عرعر جنابعالی از دست دادیم؟ حال زندگی‌ات را بخاطر رقصیدن من از دست خواهی داد

شتر میرقصد و الاغ می‌میرد

تاجر هم به آب افتاده و شتر آزاد و رها به مسیر خود ادامه ‌می‌دهد.


https://vrgl.ir/iU1ca
یه جدول log یا cache داری که مستقیماً با INSERT پر می شه؟

حتی اگه injection نشه، حمله گر می تونه با حجم زیاد دیتا، دیتابیس رو پر کنه و باعث DoS شه.

اسمش هست: Log Injection Flood

@DevTwitter | <Mohammad Zangane/>
Forwarded from 🎄 یک برنامه نویس تنبل (  MΞ)