Forwarded from Golden Code (@lix)
این PSR چیه و چرا باید برات مهم باشه؟
اگه PHP کار میکنی و میخوای کدت حرفهای باشه باید با PSR (PHP Standard Recommendation) آشنا بشی.
این استانداردها توسط گروه PHP-FIG تعریف شدن تا کدنویسی بین فریمورکها و توسعهدهندهها هماهنگ باشه.
چرا PSR مهمه؟
خوندن و درک کد رو آسونتر میکنه
همکاری در تیمها رو راحتتر میکنه
تغییر، توسعه و دیباگ راحتتر انجام میشه
استفاده از کتابخونههای استاندارد رو سادهتر میکنه
📌 مهمترین PSRها که نیازه بشناسی:
* PSR-1:
اصول پایه مثل نامگذاری کلاسها و فایلها
* PSR-2 / PSR-12:
سبک نوشتن تمیز کد (Formatting)
* PSR-3:
استاندارد لاگگیری در PHP
* PSR-4:
یعنی Autoloading کلاسها با استفاده از namespace
* PSR-6 / PSR-16:
کش کردن دادهها بهصورت استاندارد
* PSR-7:
مدیریت Request/Response برای اپلیکیشنهای وب
* PSR-11:
استاندارد Container برای Dependency Injection
* PSR-14:
سیستم Event Dispatcher (رویدادها و listenerها)
مثال PSR-4:
خلاصه که اگه میخوای برنامهنویس PHP حرفهای باشی، یادگیری PSR اجباره و نه یک انتخاب.❤️🔥
@GoldenCodeir
اگه PHP کار میکنی و میخوای کدت حرفهای باشه باید با PSR (PHP Standard Recommendation) آشنا بشی.
این استانداردها توسط گروه PHP-FIG تعریف شدن تا کدنویسی بین فریمورکها و توسعهدهندهها هماهنگ باشه.
چرا PSR مهمه؟
خوندن و درک کد رو آسونتر میکنه
همکاری در تیمها رو راحتتر میکنه
تغییر، توسعه و دیباگ راحتتر انجام میشه
استفاده از کتابخونههای استاندارد رو سادهتر میکنه
📌 مهمترین PSRها که نیازه بشناسی:
* PSR-1:
اصول پایه مثل نامگذاری کلاسها و فایلها
* PSR-2 / PSR-12:
سبک نوشتن تمیز کد (Formatting)
* PSR-3:
استاندارد لاگگیری در PHP
* PSR-4:
یعنی Autoloading کلاسها با استفاده از namespace
* PSR-6 / PSR-16:
کش کردن دادهها بهصورت استاندارد
* PSR-7:
مدیریت Request/Response برای اپلیکیشنهای وب
* PSR-11:
استاندارد Container برای Dependency Injection
* PSR-14:
سیستم Event Dispatcher (رویدادها و listenerها)
مثال PSR-4:
namespace App\Controllers;
class UserController {
public function index() {
echo "User index page";
}
}
composer.json:
"autoload": {
"psr-4": {
"App\\": "src/"
}
}
خلاصه که اگه میخوای برنامهنویس PHP حرفهای باشی، یادگیری PSR اجباره و نه یک انتخاب.❤️🔥
@GoldenCodeir
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
پسر جدی چی میشد من چهل پنجاه سال پیش در یک نقطهای به دور از خاورمیانه بدنیا میاومدم و فضای informatic رو در زمان حیات Dijkstra زیست میکردم. چرا انقدر دیر اومدم؟ چرا توی عصر ابتذال LLM ؟
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
حالا از این track A ای ها تباه تر اونایین که فکر میکنن LLM قراره براشون الگوریتمهای اینطوری که به lower bound ثابت شدهی تئوری نزدیکه رو جنریت کنه. همین چند سال پیش بود که گوگل شارلاتان اومد یه مقاله به nature انداخت که آقا مدل ما تونست سریع ترین الگوریتم sorting جهان رو جنریت کنه و از این خالیبندیها. اگر خیلی بیکارید و دوست داشتید بدونید جریان چی بوده یا یادآوری بشه این پست رو بگیرید بیاید پایین.
Forwarded from Codino School (ایمان غفوری)
The pipe operator is coming to PHP 8.5 — Amit Merchant — A blog on PHP, JavaScript, and more
https://www.amitmerchant.com/the-pipe-operator-php-85/
https://www.amitmerchant.com/the-pipe-operator-php-85/
Amit Merchant
The pipe operator is coming to PHP 8.5
PHP 8.5 is set to introduce a new operator called the pipe operator (|>). This operator allows you to pass the result of one expression as an argument to another expression, making your code cleaner and more readable.
Forwarded from Geek Alerts
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی که میبینید رو کاملا با مدل Veo 3 ساختن، هم صدا و هم تصویر. گوگل با عرضه این مدل تونست ترند جدیدی رو شروع کنه، هرچند که دسترسی بهش گرونه.
x
hadi @geekalerts
x
hadi @geekalerts
Forwarded from یک برنامه نویس تنبل (The Lazy 🌱)
🔶 سایت css-tricks که مرجع یادگیری CSS است از دسترس ایران خارج شد.
https://css-tricks.com/
#خبر
@TheRaymondDev
https://css-tricks.com/
#خبر
@TheRaymondDev
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
Simply Typed Existence
منم ببرید به عهد هنکین :) یا حتی دورهای که بشه شاگرد کریپکی بود :) پ.ن: دوست داشتم بگم عهد فرگه ولی اون موقع هنوز تحصیل عالی برای زنان چندان باب نبود. پ.ن۲: تارسکی هم خیلی خوبه ولی متاسفانه بزرگوار از هیچ کدوم از شاگردهای مونثش نمیگذشته:))
آقا تارسکی و کریپکی رو هستم. منم ببرید
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
من به همون دورانی که با حسین اون زیر تو ماه رمضون ساندویچ سوسیس گاز میزدیم برگردم هم قانع ام
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
من به همون دورانی که با حسین اون زیر تو غار ماه رمضون ساندویچ سوسیس گاز میزدیم برگردم هم قانع ام
Forwarded from یک برنامه نویس تنبل (The Lazy 🌱)
🔶 نسخه ۱.۳.۰ ورود پیامکی آتورا وردپرس منتشر شد.
- تغییر ظاهر تنظیمات و افزودن تب بندی
- یکپارچه سازی با ورود وردپرس و ووکامرس
- پشتیبانی از اپراتور شاهوار پیام
#وردپرس
@TheRaymondDev
- تغییر ظاهر تنظیمات و افزودن تب بندی
- یکپارچه سازی با ورود وردپرس و ووکامرس
- پشتیبانی از اپراتور شاهوار پیام
#وردپرس
@TheRaymondDev
Forwarded from یک برنامه نویس تنبل (The Lazy 🌱)
🔶 نسخه ۱.۳.۰ ورود پیامکی آتورا وردپرس منتشر شد.
- تغییر ظاهر تنظیمات و افزودن تب بندی
- یکپارچه سازی با فرم ورود وردپرس و ووکامرس
- پشتیبانی از اپراتور شاهوار پیام
گیت هاب :
https://github.com/Rayiumir/Authora
#وردپرس
- تغییر ظاهر تنظیمات و افزودن تب بندی
- یکپارچه سازی با فرم ورود وردپرس و ووکامرس
- پشتیبانی از اپراتور شاهوار پیام
گیت هاب :
https://github.com/Rayiumir/Authora
#وردپرس
GitHub
GitHub - Rayiumir/Authora: Easy login with mobile number for WordPress
Easy login with mobile number for WordPress. Contribute to Rayiumir/Authora development by creating an account on GitHub.
Forwarded from یه شعر (Poem Bot)
حافظ | غزلیات | غزل شمارهٔ ۳۹
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است
ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته ای
کت خون ما حلال تر از شیر مادر است
چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواه
تشخیص کرده ایم و مداوا مقرر است
از آستان پیر مغان سر چرا کشیم
دولت در آن سرا و گشایش در آن در است
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت
امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است
شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم
عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است
فرق است از آب خضر که ظلمات جای او است
تا آب ما که منبعش الله اکبر است
ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم
با پادشه بگوی که روزی مقدر است
حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو
کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است
#حافظ | گنجور
📍@iipoem
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است
ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته ای
کت خون ما حلال تر از شیر مادر است
چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواه
تشخیص کرده ایم و مداوا مقرر است
از آستان پیر مغان سر چرا کشیم
دولت در آن سرا و گشایش در آن در است
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت
امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است
شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم
عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است
فرق است از آب خضر که ظلمات جای او است
تا آب ما که منبعش الله اکبر است
ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم
با پادشه بگوی که روزی مقدر است
حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو
کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است
#حافظ | گنجور
📍@iipoem
Forwarded from Frontend with Erfun👨🏻💻 (Erfun Ghodoosi)
تجربه اولم توی شروع همکاری یه چالش فنی بود که بهش برخوردم!
اما نه یه چالش فنی که مثلا داخل پروژه باشه و من ندونم چطور حلش کنم؛ بلکه توی مهارت فنی خودم بود.
تا قبل از اینکه توی فوتبالی شروع به همکاری کنم، یه career gap تقریبا ۶ ۷ ماهه رو بخاطر یه سری شرایط و صد البته یه تصمیم اشتباه تجربه کردم.
تجربه های جالبی توی این تایم بدست اوردم ولی مهم ترین چیزی که از دست دادم sharp بودن مغزم توی حل مسئله و پیاده سازی راه حل ها بود!
یعنی به سرعت و دقت و راحتی قبلی نمیتونستم دست به کد بشم و یه چیزی رو پیاده سازی کنم.
ولی خب روی تکنولوژی ها آپدیت بودم.
دانش فنیمم در حدی بود که راحت مصاحبه فنی رو قبول بشم.
ولی وقتی رسید به مصاحبه live coding، تازه فهمیدم کهچه بلایی سر خودم و اونهمه مهارت اوردم…
همینطور این چالش همچنان توی فرایند technical onboarding همراهم بود.
و حقیقتا به قول تیم لید فرانتمون: واقعا فرانت اند خیلی فرراره.
نتیجه گیری:
هیچوقت اپدیت شدن و اموزش دیدن رو به کار کردن توی پروژه های واقعی ترجیح ندید. همیشه توی پروژه باشید و با چالش های مختلف درگیر باشید.
هرچقدر که مهارت فنیتون verbally (کلامی و لفظی) قوی باشه، اگه technically (فنی و عملی) سریع و sharp نباشید اونقدر شاید توی فضای عملی بدردتون نخوره.
به شخصه ترجیح میدم درگیر کار و تسک های مختلف باشم و همزمان به صورت دغدغه محور یا use-case oriented آموزش دیدن رو پیش ببرم.
اما نه یه چالش فنی که مثلا داخل پروژه باشه و من ندونم چطور حلش کنم؛ بلکه توی مهارت فنی خودم بود.
تا قبل از اینکه توی فوتبالی شروع به همکاری کنم، یه career gap تقریبا ۶ ۷ ماهه رو بخاطر یه سری شرایط و صد البته یه تصمیم اشتباه تجربه کردم.
تجربه های جالبی توی این تایم بدست اوردم ولی مهم ترین چیزی که از دست دادم sharp بودن مغزم توی حل مسئله و پیاده سازی راه حل ها بود!
یعنی به سرعت و دقت و راحتی قبلی نمیتونستم دست به کد بشم و یه چیزی رو پیاده سازی کنم.
ولی خب روی تکنولوژی ها آپدیت بودم.
دانش فنیمم در حدی بود که راحت مصاحبه فنی رو قبول بشم.
ولی وقتی رسید به مصاحبه live coding، تازه فهمیدم که
همینطور این چالش همچنان توی فرایند technical onboarding همراهم بود.
و حقیقتا به قول تیم لید فرانتمون: واقعا فرانت اند خیلی فرراره.
نتیجه گیری:
هیچوقت اپدیت شدن و اموزش دیدن رو به کار کردن توی پروژه های واقعی ترجیح ندید. همیشه توی پروژه باشید و با چالش های مختلف درگیر باشید.
هرچقدر که مهارت فنیتون verbally (کلامی و لفظی) قوی باشه، اگه technically (فنی و عملی) سریع و sharp نباشید اونقدر شاید توی فضای عملی بدردتون نخوره.
به شخصه ترجیح میدم درگیر کار و تسک های مختلف باشم و همزمان به صورت دغدغه محور یا use-case oriented آموزش دیدن رو پیش ببرم.
Forwarded from Gopher Academy
🔵 عنوان مقاله
Ian Lance Taylor Has Left Google
🟢 خلاصه مقاله:
یکی از مهمترین مشارکتکنندگان و خالق اصلی رابط کاربری Go برای GCC، از گوگل و در نتیجه از پروژه Go جدا شده است. وی ابراز امیدواری کرده که روزی دوباره به عنوان یک مشارکتکننده به این پروژه بازگردد. خبر این جدایی موجب واکنشها و گمانهزنیهای فراوان در بخش نظرات یک رشته محبوب در Hacker News شده است. یکی از نظرات برجسته در این بحث تاکید دارد که "سخت است اهمیت خدمات این فرد برای جامعه Go را بیش از حد برآورد کرد". این تغییر، آینده پروژه Go در گوگل و تاثیر آن بر جامعه برنامهنویسان را مورد سوال قرار میدهد.
🟣لینک مقاله:
https://golangweekly.com/link/169210/web
➖➖➖➖➖➖➖➖
👑 @gopher_academy
Ian Lance Taylor Has Left Google
🟢 خلاصه مقاله:
یکی از مهمترین مشارکتکنندگان و خالق اصلی رابط کاربری Go برای GCC، از گوگل و در نتیجه از پروژه Go جدا شده است. وی ابراز امیدواری کرده که روزی دوباره به عنوان یک مشارکتکننده به این پروژه بازگردد. خبر این جدایی موجب واکنشها و گمانهزنیهای فراوان در بخش نظرات یک رشته محبوب در Hacker News شده است. یکی از نظرات برجسته در این بحث تاکید دارد که "سخت است اهمیت خدمات این فرد برای جامعه Go را بیش از حد برآورد کرد". این تغییر، آینده پروژه Go در گوگل و تاثیر آن بر جامعه برنامهنویسان را مورد سوال قرار میدهد.
🟣لینک مقاله:
https://golangweekly.com/link/169210/web
➖➖➖➖➖➖➖➖
👑 @gopher_academy
Forwarded from Agora (Alireza Azadi)
اتفاقی سر از اینجا در آوردم و بامزه بود:
سگپز، ساندویچ بهداد و ساندویچ نیما
ماجرای ساندویچِ بهداد
یک شب، بعد از دیدن فیلم «خفگی» در سینما با دوستم رفتیم سگپز تا ساندویچی بزنیم. دوستم تو مِنو دو تا ساندویچ جدید نشون داد. «بهداد» و «نیما». گفت: «ساندویچ بهداد بزنیم؟ قضیشو میدونی؟» گفتم که نه! گفت که نیما رو نمیدونه اما ساندویچ بهداد اسمش رو از بهداد اسفهبد وام گرفته که روزی در دانشگاه و دانشکدهٔ ما درس میخوند. من گفتم: «بهداد اسفهبد؟ میشناسمش هم مدرسهایمه!»
سگپز، ساندویچ بهداد و ساندویچ نیما
ماجرای ساندویچِ بهداد
serendipity.blog.ir
سگپز، ساندویچ بهداد و ساندویچ نیما :: سرندیپ
سگپز یک اصطلاح قدیمی هست که به اغذیه فروشیهای کوچک و غیربهداشتی میگفتن. در نزدیکی دانشگاه ما هم یک اغذیه فروشی به اسم «کلبهٔ خوراک» وجود داره که مثل بعضی از خیابانهایی که بعد از انقلاب نامشون عوض شد، هنوز اسم سنتیش رو یدک میکشه؛ «سگپز».
Forwarded from Frontend with Erfun👨🏻💻 (Erfun Ghodoosi)
و خب شاید بگید ما وقتی آموزش میبینیم همزمان باهاش تمرین هم میکنیم.
برای شروع اینو تایید میکنم
ولی از یه سطحی به بعد
متوجه این موضوع میشید که یک موضوعی که آموزش میبینید راجع بهش، خیلی توی عمل تفاوت هست بین یدونه اپلیکیشن todo که اون آموزش دهنده پیاده سازی میکنه و یک چالش large scale که یوزر های خیلی زیاد و مسیر یک شرکت و نتیجه تصمیم گیری کلی آدم از مدیر محصول گرفته تا دیزاینر رو تحت شعاع قرار میده.
راه حل اینه که حتی اگر جایی مشغول نیستید برای خودتون پروژه های بزرگ و پر از فیچر تعریف کنید (که حداقل ۷۰ درصدش خارج از چیزایی باشه که بلدید. تا مجبور به یادگیری بشید). و همزمان با این پروژه مسائل مختلفی که نیاز همین پروژه هست رو یاد بگیرید.
این مدل یادگیری رو واقعا تجربه کردم وبخش زیادی از دانش فنیم رو مدیون این سبک از یادگیری هستم.
برای شروع اینو تایید میکنم
ولی از یه سطحی به بعد
متوجه این موضوع میشید که یک موضوعی که آموزش میبینید راجع بهش، خیلی توی عمل تفاوت هست بین یدونه اپلیکیشن todo که اون آموزش دهنده پیاده سازی میکنه و یک چالش large scale که یوزر های خیلی زیاد و مسیر یک شرکت و نتیجه تصمیم گیری کلی آدم از مدیر محصول گرفته تا دیزاینر رو تحت شعاع قرار میده.
راه حل اینه که حتی اگر جایی مشغول نیستید برای خودتون پروژه های بزرگ و پر از فیچر تعریف کنید (که حداقل ۷۰ درصدش خارج از چیزایی باشه که بلدید. تا مجبور به یادگیری بشید). و همزمان با این پروژه مسائل مختلفی که نیاز همین پروژه هست رو یاد بگیرید.
این مدل یادگیری رو واقعا تجربه کردم و