Dev Perfects
40 subscribers
9.23K photos
1.26K videos
468 files
13K links
بخوام خیلی خلاصه بگم
این کانال میاد مطالب کانالای خفن تو حوزه تکنولوژی و برنامه نویسی رو جمع میکنه

پست پین رو بخونید
https://t.iss.one/dev_perfects/455


ارتباط:
https://t.iss.one/HidenChat_Bot?start=936082426
Download Telegram
Forwarded from Geniuses Group (Omid Hekayati)
🔗 #خوانش کتاب Learning Systems Thinking: Essential Non-Linear Skills and Practices for Software Professionals
از نشر o'reilly


🤝 پس از بررسی و همفکری با همراهان همیشگی، #کتاب بعدی برای خوانش گروهی انتخاب شد. هر چند اینبار بر خلاف دفعه های قبل هنوز خوانش کتاب قبل یعنی DDIA تمام نشده است ولی به دلیل اهمیت موضوع و نیاز به مطرح شدن هر چه سریع تر موضوع خوانش را موازی شروع خواهیم کرد.
در کامنت های همین پست، جزییات شرکت در جلسات و صوت ضبط شده جلسات را قرار میدیم. مثل همیشه اگر فرصت شرکت در جلسات را نداشتید می تونید در فصل 5 کانال در کست باکس هم صوت جلسات این کتاب را گوش بدید و اگر سوال، ابهام یا نقد/پیشنهادی بود همینجا مطرح کنید.

🧠 در جلسات قصد هست همانطور که کتاب در جای، جای آن هم تاکید داره با نحوه #تفکر کردن و با نگاهی عمیق تر به #تفکر_سیستمی آشنا بشیم که با توجه به اینکه #نرم_افزار در ذات در دسته #سیستم_پیچیده قرار میگیرد و در عمل در تعامل با سیستم های پیچیده دیگر مثل جوامع انسانی، اقتصاد و ... در ارتباط هست، عملا فقدان این تفکر در الگوهای ذهن #توسعه_دهنده ها مساوی با #تصمیم_گیری های با ریسک به شدت بالا در جهت تصمیم گیری های ضعیف خواهد بود. به هیچ عنوان یادگیری این مهارت تفکر کردن همراه با تمرین های مرتبط را از دست ندهید.
یادمون نره صرفا خواندن سریع اینگونه منابع (مثل این کتاب) کمک چندانی به ما نمی کنه و نیاز به خوانش عمیق داریم، ما هم سعی می کنیم خوانشی کاملا عمیق ارائه بدیم.

Self-awareness, also known as metacognition, is the ability to understand and adapt your thinking patterns. Practicing with your own thinking is, perhaps unsurprisingly, the foundation of thinking in systems.
In a world so interconnected by software, systems thinking is an essential skill for navigating the compounding sociotechnical complexity in software development.
Forwarded from linuxtnt(linux tips and tricks) (hosein seilany https://seilany.ir/)
🔰اتحادیه اروپا و توزیع لینوکس مستقل
اتحادیه اروپا در حال بررسی توسعه یک سیستم عامل مبتنی بر لینوکس برای بخش عمومی است


🔹تلاش برای افزایش حاکمیت دیجیتال و کاهش وابستگی به نرم‌افزارهای انحصاری
🔹اتحادیه اروپا در حال بررسی توسعه یک سیستم عامل مبتنی بر لینوکس با نام "EU OS" برای استفاده در نهادهای بخش عمومی است.
🔸مشخصات فنی و اهداف پروژه:
• توزیع پایه: فدورا (Fedora)
• محیط دسکتاپ: KDE Plasma

پیشینه و انگیزه‌ها:
این طرح ادامه‌دهنده پروژه‌های قبلی اروپا در زمینه پذیرش راه‌حل‌های متن‌باز است:
• پروژهGendBuntu در فرانسه
• پروژه LiMux در آلمان

که نشان داده‌اند انتقال به سیستم‌های مبتنی بر لینوکس برای افزایش کنترل بر زیرساخت نرم‌افزاری و کاهش هزینه‌های مجوز امکان‌پذیر است.

🔸درخواست رسمی به پارلمان اروپا:
یک درخواست رسمی به پارلمان اروپا ارائه شده که خواستار اجرای سیستم عامل لینوکس در تمام ادارات دولتی کشورهای عضو شده است. استدلال‌های اصلی این درخواست شامل:
• کاهش وابستگی به محصولات شرکت‌هایی مانند مایکروسافت
• افزایش شفافیت و پایداری
• تقویت حاکمیت دیجیتال اتحادیه اروپا
• بهبود امنیت داده‌ها
• صرفه‌جویی اقتصادی و هدایت بودجه به سمت نوآوری و توسعه محلی
• افزودن لایه های سفارشی سازی (ملی، منطقهای/بخشی، سازمانی)

📌نویسنده: حسین سیلانی
📌منبع :  آکادمی کندوی دانش
https://learninghive.ir
Forwarded from linuxtnt(linux tips and tricks) (hosein seilany https://seilany.ir/)
🔰انتشار کرنل لینوکس ۶.۱۴ و ویژگی‌های جدید آن
🔹بهینه‌سازی پردازنده‌های AMD: بهبود قابلیت core rankings در amd-pstate و اضافه شدن شمارنده انرژی AMD Core Energy Counter.
🔹مدیریت بهتر حافظه: معرفی کنترلر جدید cgroup برای مدیریت حافظه دستگاه‌ها.

درایورهای جدید برای پردازنده‌های گرافیکی و شتاب‌دهنده‌ها:
🔹پشتیبانی از شتاب‌دهنده‌های NPU هوش مصنوعی XDNA در پردازنده‌های Ryzen شرکت AMD.
🔹پشتیبانی از حالت DRM panic در درایور AMDGPU.
🔹پشتیبانی از MT8188 Mali-G57 MC3 در درایور Panfrost.

سازگاری با سخت‌افزارهای جدید:
🔹پشتیبانی از سرورهای جدید Intel Clearwater Forest.
🔹درایور جدید برای پلتفرم SM8750.
🔹درایور EDAC برای پردازنده‌های Loongson.
🔹پشتیبانی از کنترلر لمسی Intel و دستگاه‌های Wacom روی PCI.
🔹کنترل دستی فن در لپ‌تاپ‌های Dell XPS 9370.
🔹پشتیبانی از فن CPU در مادربردهای AMD 600 و مادربرد ASUS TUF GAMING X670E PLUS.

امنیت و مجوزها:
🔹پشتیبانی از مجوزهای توسعه‌یافته SELinux.
🔹پشتیبانی از SRSO_USER_KERNEL_NO برای سخت‌افزار AMD.

بهبود عملکرد مجازی‌سازی و پردازش:
🔹پشتیبانی از فراخوان‌های KVM در ماشین‌های مجازی.
🔹اضافه شدن دستورات برداری T-Head برای معماری RISC-V.

بهبود قابلیت‌های سیستم:
🔹مکانیزم جدید برای بازیابی خطاهای PCI در سیستم‌های IBM System/390.
🔹پشتیبانی از تعلیق و ازسرگیری سیستم در Raspberry Pi.
🔹پشتیبانی از کنترلر SFC در ACPI.

پشتیبانی از تجهیزات جدید:
🔹پشتیبانی از هدست بی‌سیم SteelSeries Arctis 9.
🔹درایور جدید برای منبع تغذیه Intel CRPS185.
🔹پشتیبانی از کنترلرهای QuadSPI شرکت Atmel و SPI شرکت KEBA.
🔹بهبود پشتیبانی از دستگاه‌های SoundWire با افزایش دامنه اندازه‌های دسترسی و کاهش تأخیر خواندن/نوشتن.

بهینه‌سازی برای توسعه‌دهندگان:
🔹بهبود قابلیت‌های کامپایل کرنل با زبان Rust.
Forwarded from Agora (Alireza Azadi)
سفر‌نامه به جنوب - بخش دوم
ـــــــــــــــــــ

روز دوم شد و باز ماجرا از سر ولی دیگه بهم عادت کرده بودن و خبری از تحویل گرفتن نبود. همه زدن به زبون اصلی و این اوضاع رو وخیم‌تر می‌کرد. کار حضوری بودن این که با کسی اون وسطا دو کلام حرف بزنی و شوخی کنی واقعا سردرده. هرکی یه روزی برگشت بهتون گفت برید اروپا (هرجا) با انگلیسی کارتون راه می‌افته، از طرف من با چهار انگشت بزنید تو دهنش دندوناشو تف کنه. اون احتمالا هیچ‌وقت نمی‌فهمه چرا خورده چون اگه می‌فهمید اصلاً از این پیشنهادا نمی‌داد.

روز کاری داشت تموم می‌شد که HR اومد بالا سرم و گفت علی باید واسه گرفتن گواهی پزشکی بری Brindisi. کاش می‌شد با باز و بسته کردن چشمانم طی‌العرض هم بکنم ولی هنوز زورم به این کارا نمی‌رسه. اصلاً دوست نداشتم اون کابوس دو روز پیش دوباره تکرار می‌شد. دربست، تاکسی، پول پول پول… تو این فکر و خیالا بودم که یهو برگشت گفت فلانی تو رو تا اونجا با ماشینش می‌بره. خودش بچه‌ی بریندیزیه. اینو که گفت نصف باد مصیبت خوابید. خوش‌حال شدم واقعا. قبل رفتن، رفتم با CTO خداحافظی و عرض ارادت‌های معمول و بعدش راهی Brindisi شدیم. دوستمون تو تمام راه زنگ زد با Amore تمام مسیر رو به حرف زدن. صدای آموره رو اسپیکر پخش می‌شد. واسه همین بهش خاطر جمعی هم دادم که هرچی می‌خواین بگید راحت باشید. من بجز catzo و سلام و علیک خیلی چیزی حالیم نیست. پسر که به دختره [به شوخی] گفت حالا می‌تونیم dirty talk کنیم، دختره بنده خدا خجالت کشید. فکر کنم بهش گفت واای جواد این چه حرفیه زشته. البته می‌خواستن هم نمی‌تونستند فکر کنم. دختره داشت وسط جمع حرف می‌زد. کاش ایتالیایی بلد بودم. تحمل ۲۰ دقیقه‌ ممتد فضولی و نگرانی‌های خودم از چطور برگشتن واقعا سخت بود.

گرفتاری وقتی که کارم تو مطب دکتر تموم شد، تازه شروع شد. باید می‌فهمیدم چطوری بدون درد و خون‌ریزی برگردم دهات. از گوگل مپ و اپای دیگه که چیزی در نیومد. از بچه‌های دیگه که قبلاً این راهو رفتن، آدرس ایستگاه اتوبوسی که می‌رفت به سن ویتو رو پرسیدم و از مطب دکتر تا اونجا پیاده رفتم. تجربه‌ی خوبی بود. باز هم همون نم بارون و خیابان‌های خیس ولی شهری زنده و خوشگل.

رسیدم به ایستگاه. البته ایستگاه که، یه تابلو بود که روش با eink زمان اتوبوس‌ها و مقصدشون رو نوشته بودن. همه‌ش نگران بودم که نکنه این نباشه. نکنه اشتباه باشه. از هر اتوبوس که رد شد پرسیدم آقا سن ویتو؟ و سر تکون می‌دادن که نه. یه میوه‌فروشی همون کنار بود که صاحب‌مغازه دو کلمه انگلیسی بلد بود. گفتم باس سن‌ویتو، گفت آره همینه. صبر کن میاد. یکی از راننده اتوبوس‌ها که ازشون می‌پرسیدم بهم گفت که اتوبوس‌های خارج شهری از اون بزرگایه. چند دقیقه بعدش هم که تو تابلو S. Vito-S.Michele رو دیدم که نوشته بود ساعت ۸ و نیم میاد، خیالم راحت شد و آروم گرفتم. البته دروغ گفت. ۲۰ دقیقه‌ای دیرتر اومد. ولی بالاخره بعد از ۲ ساعت سرپا واستادن، خبر شیرینی بود. البته که گرفتاری یکی دو تا نبود. من هنوز نمی‌دونستم می‌تونم بدون بلیط سوار بشم یا نه و این بلیطی که گرفتم درسته یا نه. از اون طرف هم این آیفون زپرتی ما همه‌ش رو به قبله‌س. روزی ۱۰ بار باید پیرمرد رو شارژ کنم که نمی‌ره. و هی نگران که نکنه این وسط این ناکجا آباد خاموش بشه. بدون گوشی فرقی با کسی که نمی‌بینه نداشتم.

اتوبوس بالاخره اومد و ۹ و ۲۰ دقیقه بالاخره رسیدم اسفراین ایتالیا. رفتم یه جا شام بخورم. رستورانه هم به دهات نمی‌خورد. گارسون‌هاش همه‌شون انگلیسی بلد بودن. فضاش از این سگ‌دونی‌هایی که تو میلان می‌رفتیم بهتر بود. واقعا جای عجیبی بود. هیچی به هیچی نمی‌خورد، حقیقتاً. سیب‌زمینی با بیکن و به رسم همیشه، بیکن برگر رو سفارش دادم. با خودم گفتم امشب دیگه بعد این همه مصیبت فقط عشق و حال. من از عشق و حال کردن فقط لمبوندنو بلدم و تنها چیزی که سفارش میدم ۲۰ ساله که همینه. سیب‌زمینی رو آورد و من صبر کردم تا اصلی رو بیاره. گذشت و یک کم سیب‌زمینی خوردم و نیومد. باز خوردم و نیومد و تقریبا ۸۰ درصد رو خوردم که مادمازل تشریف آورد با برگر. دیدم که این که خودش باز کنارش سیب‌زمینی داره و باز هم مثل یک کودن فراموش کردم که الان تو هر دهاتی بری کنار همبرگر سیب‌زمینی می‌ذارن. گفتم اشکال نداره. برگر رو از وسط نصف کردم و دیدم زکی! این که گیاهیه! برگر علفی چه کوفتیه. مگه کوکوسبزیه؟!!!بله. سفارش رو اشتباه آورد و گفتم بهش که عوض کنه. تا این برد، منم حرصی شدم اون ۲۰ درصد سیب‌زمینی مونده رو خوردم و سیر شدم. تا که سیر شدم، برگر مارو آورد و من در دوراهی بین نخوردن و جهنم و ضرر، جهنم و ضرر رو انتخاب کردم و به زور برگر رو خوردم که حداقل این پولی که می‌دم رو خودم آتش بزنم.
طی دو روز گذشته با Cline کار می کردم: واقعا برای vibe coding لذت بخش بود. روی VS Code نصب میشه و به OpenRouter هم کار می کنه. مراحل نصب خیلی ساده بود. دو امکان جدید داره:
- Plan/Act
- Memory Bank
نتیجه، تقریبا بدون اینکه من چیزی بنویسم:
https://github.com/pournasserian/FluentCMS

@DevTwitter | <Amir Pournasserian/>
Forwarded from Agora (Alireza Azadi)
رو بلاگ هم گذاشتم. اونجا سر فرصت عکس و یه سری متادیتای بیشتر هم میذارم .
Forwarded from Gopher Academy
🔵 عنوان مقاله
Prepare Your App for AI Agents

🟢 خلاصه مقاله:
مقاله‌ای که مرور شده است به بررسی امکانات جدیدی در پلتفرم Stytch می‌پردازد که اجازه می‌دهد تا احراز هویت و کنترل دسترسی‌ها به نرم‌افزار، به ویژه برای عوامل هوش مصنوعی، مدیریت شود. این افزایش امنیت به برنامه‌ها اجازه می‌دهد تا دسترسی‌ها را به صورت ایمن به عوامل هوش مصنوعی واگذار کنند یا در برابر تهدیدهایی که از قدرت عوامل هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، محافظت کنند. همچنین به خوانندگان پیشنهاد می‌شود تا با استفاده از راهنمای سریع برنامه‌نویسی Go که توسط Stytch ارائه شده، قابلیت‌های جدید را بررسی کنند. این توسعه در پلتفرم منجر به افزایش قابلیت‌های امنیتی برنامه‌ها می‌شود و کمک می‌کند تا استفاده از هوش مصنوعی در برنامه‌ها به شکلی مطمئن‌تر از پیش فراهم آید.

🟣لینک مقاله:
https://golangweekly.com/link/166109/web


👑 @gopher_academy
کی‌دی‌ای درحال کار بر روی یک مدیر نمایش جدید است

در یک پست وبلاگی امروز، دیوید اداموندسون، توسعه‌دهنده KDE، به تفصیل به چالش‌های دیرینه‌ای که با مدیر نمایش SDDM دارند اشاره کرده است. او از ویژگی‌های پیاده‌سازی‌نشده‌ای که از یک مدیر ورود انتظار می‌رود و همچنین به عنوان «استاندارد طلایی» مدیر نمایش، مدیریت GDM سیستم GNOME را تصدیق کرده است. در حالی که این پروژه هنوز به‌طور رسمی آغاز نشده است، آن‌ها کار روی یک مدیر ورود KDE جدید برای بهبود وضعیت را شروع کرده‌اند.

اداموندسون که در توسعه SDDM نقش داشته است و با اذعان به مسائل معماری آن، شروع به کار بر روی پروژه‌های جدید Plasma Login / Plasma Login Manager به همراه توسعه‌دهنده KDE دیگر، الیور بیرد، کرده است. از جمله ویژگی‌هایی که در نهایت از یک مدیر ورود Plasma انتظار می‌رود عبارتند از:

- تجربه عالی از جعبه‌باکس برای پشتیبانی از چند مانیتور، DPI بالا و HDR
- تغییر چیدمان صفحه‌کلید
- صفحه‌کلیدهای مجازی
- پشتیبانی آسان از ورودی زبان‌های چینی/ژاپنی/کره‌ای/ویتنامی (CJK)
- کنترل روشنایی نمایشگر و صفحه‌کلید
- مدیریت جامع توان
- صفحه‌خوان‌ها برای افراد نابینا (که به معنی کنترل حجم صدا نیز هست)
- جفت‌کردن دستگاه‌های بلوتوث معتبر
- ورود به شبکه Wi-Fi شناخته شده برای LDAP از راه دور
- پشتیبانی از راه دور (VNC/RDP) از زمان استارت‌آپ

در حالی که هنوز پروژه‌ای رسمی برای KDE محسوب نمی‌شود، توسعه‌دهندگان کار روی کد جدید Plasma Login/Plasma Login Manager را آغاز کرده‌اند. آن‌ها تلاش خود را با حذف کدهای اضافی SDDM به عنوان پشتوانه آغاز کردند و اکنون آن را با طراحی تازه‌ای از نو راه‌اندازی می‌کنند.


@kde_fa
📣 روز آزادی اسناد (مستندات)

🗣️ آیا شما واقعاً مالک داده‌های خود هستید؟ چه اتفاقی می‌افتد اگر از یک نرم‌افزار استفاده کنید و کارتان را در قالب خاص آن نرم‌افزار ذخیره کنید و سپس آن نرم‌افزار چند سال بعد متوقف شود؟ شما دچار مشکل خواهید شد. این فقط یک موقعیت فرضی نیست – این اتفاق همواره رخ می‌دهد.

💡 هر ساله در آخرین چهارشنبه ماه مارس، مفاهیم «فرمت‌های آزاد»، «استانداردهای آزاد»، «جنبش نرم‌افزار آزاد» و ... به افراد غیرفنی معرفی می‌شوند.

🎉🔥 روز آزادی مستندات بر همه شما عزیزان مبارک!
🔗 مطالعه بیشتر
🔹🔹🔹🔹🔹
#Anniv #DFD
🔹🔹🔹🔹🔹
✈️ تلگرام
™️ توییتر
📺 یوتیوب
🐘 ماستودون
🖥 وبسایت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یه چرخ زدم تو گیتهاب ، ملت کلی api key پوش کردن تو گیتهاب :)))
نتیجه وایب کدینگ با هوش مصنوعی
البته بیشتراش از کار افتاده بخاطر سیستم گیتهاب...

@DevTwitter | <Shojaei/>
Forwarded from Agora (Alireza Azadi)
سفر‌نامه به جنوب - بخش اول
ـــــــــــــــــــ

برای یه سری از کارا باید می‌رفتم شرکت که اصلاً نزدیک نیست. در واقع اصلاً میلان نیست. بار و بندیل رو ریختم تو کوله‌ی CAT قدیمی که از ساری تا خاکی‌های شاهرود، از شمال تا جنوب، از شرق به غرب ایران تا جاهای مختلف اروپا همراهم بود. البته دیگه کم کم هم داره زوراش هم در میره. دم اومدن مجبور شدیم یکی از درزاشو بدوزیم که آبی چیزی نره توش زار و زندگی ما خیس بشه. با این وضع هم هنوز دلم نمیاد برم یکی دیگه بگیرم. این کوله با من بزرگ شده. با من گشاد شده. سخته دل کندن و پیدا کردن جنسی به این خرکاری. خلاصه، زندگی رو انداختم رو کولم رفتم سمت فرودگاه و مثل همیشه آسمون میلان پاره شد و مشغول باریدن.

پرواز یک ساعت و نیم به Brindisi، وقتی چشمام رو بستم و باز کردم دیدم خلبان میگه تا چند دقیقه‌ی دیگه در بریندیزی فرود میاییم. مثل تمام وقت‌هایی که هر وسیله‌ی نقلیه رو سوار می‌شم، به اشاره‌ای تمامش رو خوابیدم. از گاری تا هوایپیما. برای هر مدت. توفیری نداره. مثل کپسول‌های خواب تو اینتلستلار که توش برای سال‌ها می‌تونستند بخوابند و متوجه گذر زمان نشدن، من بیولوژیکی می‌تونم اراده کنم و کل مسیر رو بخوابم و از زمان راحت بشم. این از اون نعمت‌هایی که شما می‌تونید برید بهش حسودی کنید.

از فرودگاه که در اومدم هوا ابری و تاریک بود و طوفانی. خبری از اتوبوس نبود و نمی‌دونستم هم چطور باید از اونجا اتوبوس بگیرم که برم San Vito. شاید براتون سوال باشه که چرا San Vito؟ جواب اینه که شرکت اونجاست. یه شهری نزدیک بریندیزی که همونقدر که اسفراین شهره این هم شهره.
همونطور که هیچ‌چیز این ماجرا به هیچ‌چیزش نمی‌خورد، این شرکت هم به اونجا نمی‌خورد. کلی آدم دارن توش کار می‌کننن، کلی هم یوزر داره و نصف دولوپرهاش شمال زندگی می‌کنن و این نصفه همه‌شون ایرانین و منم یکی‌شون.

از اونجایی که اتوبوس معلوم نبود کی میاد و باید زودتر می‌رسیدم، از ناچاری و درمانده‌گی پول بی‌زبون زحمت کشیده رو ریختم تو خلا تاکسی دربست که منو برسونه سن ویتو. ۲۰ دقیقه مسیری که انگار با خط‌کش بین این دوتا جاده کشیدن رو بی‌انصاف اینقدر بالا گفته بود اول که وقتی آخرش هم تخفیف داد هم باز هم زیاد بود. خیلی درد داشت، حتی حالا که دارم برمی‌گردم شهرمون هم دردم میاد. خدا ازشون نگذره.

یک‌شنبه شب، یعنی ۲۰ دقیقه‌ی بعد رسیدم و سر سگ میزدی نمیومد تو خیابان. خلوت. ساکت. نیمه روشن و نم‌ناک. از درد پول تاکسی، می‌خواستم برم از فروشگاه خرید کنم که خودم شام و ناهار رو درست کنم این دو سه روز، ولی بجز فروشگاهی که ۲۵ دقیقه‌ای پیاده‌روی داشت تا خونه که برسم بهش جایی باز نبود. خارج شهر بود. بله. دقیقا. شما با یه ربع پیاده‌روی می‌تونستید از منطقه‌ی شهری خارج بشید. رسیدم و چه فروشگاهی. یک سیلوی بزرگ که حتی یه جنسش هم برندش آشنا نبود. یه مشت جنس رندوم و برای منی که خیلی محافظه‌کارم تو خرید این یه کابوس بود. نیم ساعتی چرخیدم و تهش یه شیر و کیک گرفتم و برگشتم (و البته کیوی و سیب). شیر و کیک هیچ‌وقت کسیو نا‌امید نکرده.
شام ما شد شیر و کیک و بعد ترش کیوی. و چه ترکیبی. کاری که شیاف بیزاکودیل از انجامش عاجزه رو شیر و کیوی اونو به اشاره‌ای انجام می‌ده. اینو از من به یادگار داشته باشید. به وقتش به کارتون میاد.

دفتر شرکت نزدیک همون فروشگاه بود. یک کم عقب‌تر. صبح فردا، مثل یک کارمند خوب زودتر از همه کارت زدم و بعدش دونه دونه به هرکی که می‌اومد معرفی می‌شدم و فرصتی بود دانش عمیق و بسیطی که از ایتالیایی تو این دو سال و نیم کسب کرده‌م رو به رخ بکشم: buongiorno! Good to see you. روز اول خوب منو تحویل گرفتن و بد نبود. به منم ولکام پک دادن ولی متأسفانه مثل همیشه وقتی چیزایی رو که میخوام وقتی به‌دست میارم که دیگه ذوقی واسش ندارم. اینطوری بودم که الان من این لپ‌تاپ این دفتر دستکش چطوری با خودم خرکش کنم ببرم شهرمون.

روز اول گذشت و شد موقع خرید. اون فروشگاه خوبه باز شد ولی گره خرید کردن من هنوز کورکور بود. قرار بود که یک روز دیگه اونجا باشم و نمی‌دونستم چی بگیرم که هم خرج الکی نشه هم حیف و میل نشه. هم این که حال نداشتم آشپزی کنم. ۸ تازه می‌رسیدم خونه با کلی کار مونده، کی حال داشت غذا درست کنه. خلاصه تو این گیر و دار ۴۰ دقیقه‌ای رو بین قفسه‌ی پاستا و غذاهای آماده در رفت و آمد بود. هی پاستا رو می‌ذاشتم اونو می‌گرفتم و برعکس. چه فلاکتی واقعا. آخرش هم یه سری آت و آشغال آماده گرفتم و خودمو راحت کردم.
فریم‌ورک Hypervel یه فریم‌ورک پورت شده از لاراول هست که coroutine هارو ساپورت میکنه
با لاراول Octane میشه ریکوئست‌هایی که I/O سنگین دارن رو هندل کرد اما خوب چون coroutineها استفاده نمیکنه بهینه نیست
بنچ‌مارک زیر نسبت QPS هندل شده بین هایپرول و اکتان هست
https://github.com/hypervel/hypervel

@DevTwitter | <Saman/>
عباس امانت حتماً از برجسته‌ترین مورخان زنده ایرانی است. او در سال گذشته و بعد از بازنشستگی از بیش از سی سال تدریس تاریخ ایران در دانشگاه‌های امریکا (عمدتا دانشگاه ییل) درس‌گفتاری ۸ جلسه‌ای (مجموعا حدود ۱۰ ساعت) را به شکل ویدیویی منتشر کرد.

امانت در این درس‌گفتارها تاریخ ایران را از خلال چند دوگانه روایت می‌کند؛ دوگانه‌هایی که به باور او به بهترین شکل توضیح‌دهنده جنبه‌های مختلف تاریخ سیاسی، اجتماعی، مذهبی و ... ایران هستند. او به گفته خودش درباره ساختارهایی در تاریخ ایران صحبت می‌کند که به باور او از قرن‌ها پیش تا امروز پایدار مانده و زندگی ایرانیان را شکل داده است.

عناوین این دوگانه‌ها:
بوم و بر
ایران و انیران
درگاه و دیوان
دین و دولت
بازار و میدان
بیرون و اندرون
رزم و بزم
دنیا و آخرت

دیدنشان برای من هم آموزنده بود و هم لذت‌بخش. پیشنهاد می‌کنم ببینید.

ویدیوها هم در یوتیوب آسو هستند و هم در کانال تلگرامش.
اگر اسم تلگراف را شنیده باشید، احتمالا با کد مورس (Morse code) آشنایی داشته باشید (در فیلم ها زندانی ها با زدن روی میله با هم ارتباط برقرار میکنند)

😎 دوست دارید یاد بگیرید ؟ شاید به کارتون امد

🔥 شبیه ساز ارتباطات تلگراف حتی برای تفریح باحاله
Telegraph Simulator
یک عبارت مهم در کد مورس یاد بگیرید:
کمک SOS.سه نقطه، سه خط و سه نقطه به عکس دقت کنید



🗓 میتونید متن بهش بدهید تبدیل به کد مورس کند
🗓 جدول کد مورس و ... را کنار دستتون دارید
Forwarded from یه شعر (Poem Bot)
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۷۴۴

شب گشت که خلقان همه در خواب روند
ماننده ماهی همه در آب روند
چون روز شود جانب اسباب روند
قوم دگری بسوی وهاب روند

#مولانا | گنجور
📍@iipoem