Forwarded from Agora (Alireza Azadi)
واقعا عزت ایرانی بودن اونجا خودشو نشون میده که من از روزی که پامو گذاشتم اینجا هنوز یه حساب بانکی نتونستم باز کنم. حساب تو بانک واقعی.
میری میگی حساب میخوام یا رو میپرسه «ایرانیای؟»
تا میگی آره میگه: «آخ.... خیلی بد شد.... واسه ایرانیها حساب باز نمیکنیم که» میگی خب اوکی میرم یه بانک دیگه. میری یه بانک دیگه یارو میگه: «آره باز میکنیم ولی قبلش مصاحبه میکنیم.» میگی اوکی به درک. تمام مدارکتو میخواد، منابع درآمدیت رو میخواد. توضیح میخواد میدی. ولی یارو بانکی کچل گوزو یک ماه تمام هیچ جوابی بهت نمیده که میتونی حساب باز کنی یا نه و تورو وسط زمین و آسمون ول میکنه. انگار تو بیکاری.
هی ایمیل میزنی خبر نمیده ولی میدونی که داره میخونه. باید پاشی بری حضوری ببینی Ale کچل حساب واست باز میکنه تهش یا نه.
و اونجا به خودت میگی که ای ایرانی، اینم وضعت که یه الدنگ دوزاری تو رو اینطوری هی دست به سر میکنه و تو دستت به هیچجا بند نیست. میخوای بری یه بانک حساب باز کنی و اینا تمام تراکنشهات براشون شفافه. میخوای پولی که اینجا کار کردی رو بریزی تو حلق خودشون و نمیزارن. از این شعبه به اون شعبه. از این بانک به اون بانک. یکی میگه باید آنلاین باز کنی. آنلاین باز میکنی تا میذاری ایران بانک دکمهت رو میزنه.
حضوری میری میگه ایتالیایی بلد نیستی، ایرانی هم که هستی نمیشه. میری یه بانک دیگه اینطور.
کثافت بزنن به این وضعی که افتادیم با کله توش.
میری میگی حساب میخوام یا رو میپرسه «ایرانیای؟»
تا میگی آره میگه: «آخ.... خیلی بد شد.... واسه ایرانیها حساب باز نمیکنیم که» میگی خب اوکی میرم یه بانک دیگه. میری یه بانک دیگه یارو میگه: «آره باز میکنیم ولی قبلش مصاحبه میکنیم.» میگی اوکی به درک. تمام مدارکتو میخواد، منابع درآمدیت رو میخواد. توضیح میخواد میدی. ولی یارو بانکی کچل گوزو یک ماه تمام هیچ جوابی بهت نمیده که میتونی حساب باز کنی یا نه و تورو وسط زمین و آسمون ول میکنه. انگار تو بیکاری.
هی ایمیل میزنی خبر نمیده ولی میدونی که داره میخونه. باید پاشی بری حضوری ببینی Ale کچل حساب واست باز میکنه تهش یا نه.
و اونجا به خودت میگی که ای ایرانی، اینم وضعت که یه الدنگ دوزاری تو رو اینطوری هی دست به سر میکنه و تو دستت به هیچجا بند نیست. میخوای بری یه بانک حساب باز کنی و اینا تمام تراکنشهات براشون شفافه. میخوای پولی که اینجا کار کردی رو بریزی تو حلق خودشون و نمیزارن. از این شعبه به اون شعبه. از این بانک به اون بانک. یکی میگه باید آنلاین باز کنی. آنلاین باز میکنی تا میذاری ایران بانک دکمهت رو میزنه.
حضوری میری میگه ایتالیایی بلد نیستی، ایرانی هم که هستی نمیشه. میری یه بانک دیگه اینطور.
کثافت بزنن به این وضعی که افتادیم با کله توش.
Forwarded from linuxtnt(linux tips and tricks) (hosein seilany https://seilany.ir/)
🔰خبر خوب! گوگل ترمینال لینوکس بومی را برای دستگاههای اندرویدی عرضه کرد.
🔹گوگل در حال عرضه اپلیکیشن ترمینال لینوکس بومی خود برای برخی از دستگاههای اندرویدی منتخب است. این خبر برای کاربرانی که منتظر تجربه لینوکس روی اندروید بودند، بسیار هیجانانگیز است. این اپلیکیشن از چارچوب مجازیسازی اندروید (AVF) استفاده میکنه و یه ماشین مجازی محلی مبتنی بر دبیان (Debian) اجرا میکنه که به کاربر اجازه میده دستورات مختلف لینوکس رو اجرا کنه.
🔹ترمینال لینوکس بومی در اندروید: چه انتظاری داریم؟
این اپلیکیشن بهعنوان بخشی از بهروزرسانی March Pixel Drop عرضه شده و برای دستگاههای گوگل پیکسل در دسترسه. برای راهاندازی نمونه دبیان، نیاز به دانلود حدود ۵۰۰ مگابایت داده داره.
🔹با این حال، دسترسی به این اپلیکیشن پشت حالت توسعهدهنده (Developer Mode) قفل شده و کاربران باید اون رو فعال کنن. خوشبختانه فعال کردنش سادهست:
به تنظیمات (Settings) برید.
گزینه درباره تلفن (About Phone) رو انتخاب کنید.
هفت بار روی شماره ساخت (Build Number) ضربه بزنید تا حالت توسعهدهنده فعال بشه.
بعد به تنظیمات ⇾ سیستم ⇾ گزینههای توسعهدهنده (Developer Options) برید.
توی بخش محیط توسعه لینوکس (Linux Development Environment) گزینه فعال کردن (Enable) رو بزنید (این یه ویژگی آزمایشیه).
حالا میتونید اپلیکیشن ترمینال رو از لانچر برنامهها اجرا کنید.
🔹ویژگیهای فعلی ترمینال
در حال حاضر، این اپلیکیشن امکانات زیر رو داره:
تغییر اندازه دیسک (Disk Resize): تنظیم فضای ذخیرهسازی ماشین مجازی دبیان.
کنترل پورتها (Port Controls): پیکربندی شبکه برای ماشین مجازی.
بازیابی (Recovery): بازگرداندن پارتیشن ذخیرهسازی ماشین مجازی در صورت نیاز.
🔹گوگل در حال عرضه اپلیکیشن ترمینال لینوکس بومی خود برای برخی از دستگاههای اندرویدی منتخب است. این خبر برای کاربرانی که منتظر تجربه لینوکس روی اندروید بودند، بسیار هیجانانگیز است. این اپلیکیشن از چارچوب مجازیسازی اندروید (AVF) استفاده میکنه و یه ماشین مجازی محلی مبتنی بر دبیان (Debian) اجرا میکنه که به کاربر اجازه میده دستورات مختلف لینوکس رو اجرا کنه.
🔹ترمینال لینوکس بومی در اندروید: چه انتظاری داریم؟
این اپلیکیشن بهعنوان بخشی از بهروزرسانی March Pixel Drop عرضه شده و برای دستگاههای گوگل پیکسل در دسترسه. برای راهاندازی نمونه دبیان، نیاز به دانلود حدود ۵۰۰ مگابایت داده داره.
🔹با این حال، دسترسی به این اپلیکیشن پشت حالت توسعهدهنده (Developer Mode) قفل شده و کاربران باید اون رو فعال کنن. خوشبختانه فعال کردنش سادهست:
به تنظیمات (Settings) برید.
گزینه درباره تلفن (About Phone) رو انتخاب کنید.
هفت بار روی شماره ساخت (Build Number) ضربه بزنید تا حالت توسعهدهنده فعال بشه.
بعد به تنظیمات ⇾ سیستم ⇾ گزینههای توسعهدهنده (Developer Options) برید.
توی بخش محیط توسعه لینوکس (Linux Development Environment) گزینه فعال کردن (Enable) رو بزنید (این یه ویژگی آزمایشیه).
حالا میتونید اپلیکیشن ترمینال رو از لانچر برنامهها اجرا کنید.
🔹ویژگیهای فعلی ترمینال
در حال حاضر، این اپلیکیشن امکانات زیر رو داره:
تغییر اندازه دیسک (Disk Resize): تنظیم فضای ذخیرهسازی ماشین مجازی دبیان.
کنترل پورتها (Port Controls): پیکربندی شبکه برای ماشین مجازی.
بازیابی (Recovery): بازگرداندن پارتیشن ذخیرهسازی ماشین مجازی در صورت نیاز.
Forwarded from ASafaeirad
GitHub
src: set default config as node.config.json by marco-ippolito · Pull Request #57171 · nodejs/node
This PR changes the current behavior:
node --experimental-default-config-file foo.js
Will automatically look for a node.config.json file (I dont have strong opinion on the default)
If a --experimen...
node --experimental-default-config-file foo.js
Will automatically look for a node.config.json file (I dont have strong opinion on the default)
If a --experimen...
Forwarded from 🎄 یک برنامه نویس تنبل (The Lazy 🌱 Raymond)
Forwarded from Syntax | سینتکس (Daimon)
چندتا از بچهها پیوی پیام دادن و راجب یه موضوع صحبت کردن
اینکه بیکاری اذیتشون میکنه، منجر به تنبلی و کاهش اعتماد بنفس درونشون شده و ...
بچهها درکتون میکنم و این مسئله کاملا طبیعی هستش
بهش میگیم روان نژندی حاصل از بیکاری، ریشه استرس درونی داره و هر چقدر این مسئله تداوم داشته باشه بیشتر بهتون آسیب میزنه و هنگام مصاحبهها هم قطعا باعث عملکرد بد ازتون خواهد شد
چطوری مقابلش اقدام کنیم؟؟؟
انجام کارهای گروهی روی پروژههای متن باز، بهتون کمک میکنه که روحیتون رو بدست بیارید و خودت رو از لحاظ روانی در سطح آمادگی برای جایگاه شغلی و حرفهای ببینید و منجر بشه در مصاحبهها هم عملکرد خوبی رو از خودتون نشون بدید
این قضیه رو جدی بگیرید و ازش استفاده کنید
Source
@Syntax_fa
اینکه بیکاری اذیتشون میکنه، منجر به تنبلی و کاهش اعتماد بنفس درونشون شده و ...
بچهها درکتون میکنم و این مسئله کاملا طبیعی هستش
بهش میگیم روان نژندی حاصل از بیکاری، ریشه استرس درونی داره و هر چقدر این مسئله تداوم داشته باشه بیشتر بهتون آسیب میزنه و هنگام مصاحبهها هم قطعا باعث عملکرد بد ازتون خواهد شد
چطوری مقابلش اقدام کنیم؟؟؟
انجام کارهای گروهی روی پروژههای متن باز، بهتون کمک میکنه که روحیتون رو بدست بیارید و خودت رو از لحاظ روانی در سطح آمادگی برای جایگاه شغلی و حرفهای ببینید و منجر بشه در مصاحبهها هم عملکرد خوبی رو از خودتون نشون بدید
این قضیه رو جدی بگیرید و ازش استفاده کنید
Source
@Syntax_fa
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
خب
این یک ماهی که برگشتیم خانواده رو ببینیم، بیشتر فرصت این در روز پیش میومد که براتون بنویسم و حرف بزنم. احتمالا از فردا بیشتر درگیر باشم و کمتر بتونم براتون بنویسم.
این مدت واقعا خوشگذشت. غذاهای مامانپز خوردم، با دوستام کلی تو کن برنامه کردیم، کلی فیلم دیدم کلی کتاب خوندم. استاد روحانی رو دیدم. با بچه ها براش پیشواز جشن بازنشستگی گرفتیم. هر آخر هفته ویلای برادرم حاج محسن برنامه بودیم.
انگار همین دیروز بود که از پله برقیها داشتیم میومدیم پایین و پشت دیوار شیشهای دیدیم خانوادههامون منتظرمونن. انگار همین دیروز بود که چمدونام رو باز کردم و با هر سوغاتیای که به دست صاحبش میرسوندم قند تو دلم آب میشد. باورم نمیشه که این یک ماه انقدر سریع گذشت و رسید روز چمدون بستن. مادرم تنها لباسی که دوست داره برام بخره، جوراب و شورت و زیرپوشه. مارک شورت و زیر پوش هم همیشه بیبی کاج عه :)) من تازه اینو فهمیدم که مارک معروفیه و خیلی ها در داخل و خارج بیبی کاج مصرف میکنند :) آلام چمدونم یه بخش خوبیش با بیبی کاج پر شده.
دروغ چرا، این دفعه از سری اول که داشتم جمع و جور میکردم برم بیشتر بغض داشتم. بیشتر گریه کردم. بیشتر دلم گرفته بود. غم این فرودگاه لعنتی کهنه نمیشه که تازه ترم میشه.
یک ماه اول مهاجرت، هر شب بلا استثنا خواب هرشبم تکرار شب آخر، تو فرودگاه موقع خداحافظی بود. انگار که یه بخشی از من تا یک ماه اونجا نشسته بود و منتظر چیزی بود. امیدوارم که اینبار اون بخش با من سوار هواپیما بشه.
اینبار هم اما خوبیهای خودش رو داره. دوستام اومدن بدرقه رفتیم جلوی سر در دانشگاه کارشناسی به یاد قدیما یه سیگاری کشیدیم. این بار من و مهسا دست همدیگه رو میگیریم و با هم میریم. این بار خونهمون منتظرمونه که بریم زیر سقفش و کلی براش خاطره تعریف کنیم. این بار داریم بر میگردیم سر زندگیمون.
نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان
سوی تو میدوند هان! ای تو همیشه در میان
در چمن تو میچرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو میپرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن مینگرم در این چمن
آینه ضمیر من جز تو نمیدهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پردهها درآ
بوی تو میکشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشستهای باغ درون هستهای
هسته فرو شکستهای کاین همه باغ شد روان
آه که میزند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو میکشد کمان
پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم میشنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر دَرم!
آمدنت که بنگرم، گریه نمیدهد امان...
این یک ماهی که برگشتیم خانواده رو ببینیم، بیشتر فرصت این در روز پیش میومد که براتون بنویسم و حرف بزنم. احتمالا از فردا بیشتر درگیر باشم و کمتر بتونم براتون بنویسم.
این مدت واقعا خوشگذشت. غذاهای مامانپز خوردم، با دوستام کلی تو کن برنامه کردیم، کلی فیلم دیدم کلی کتاب خوندم. استاد روحانی رو دیدم. با بچه ها براش پیشواز جشن بازنشستگی گرفتیم. هر آخر هفته ویلای برادرم حاج محسن برنامه بودیم.
انگار همین دیروز بود که از پله برقیها داشتیم میومدیم پایین و پشت دیوار شیشهای دیدیم خانوادههامون منتظرمونن. انگار همین دیروز بود که چمدونام رو باز کردم و با هر سوغاتیای که به دست صاحبش میرسوندم قند تو دلم آب میشد. باورم نمیشه که این یک ماه انقدر سریع گذشت و رسید روز چمدون بستن. مادرم تنها لباسی که دوست داره برام بخره، جوراب و شورت و زیرپوشه. مارک شورت و زیر پوش هم همیشه بیبی کاج عه :)) من تازه اینو فهمیدم که مارک معروفیه و خیلی ها در داخل و خارج بیبی کاج مصرف میکنند :) آلام چمدونم یه بخش خوبیش با بیبی کاج پر شده.
دروغ چرا، این دفعه از سری اول که داشتم جمع و جور میکردم برم بیشتر بغض داشتم. بیشتر گریه کردم. بیشتر دلم گرفته بود. غم این فرودگاه لعنتی کهنه نمیشه که تازه ترم میشه.
یک ماه اول مهاجرت، هر شب بلا استثنا خواب هرشبم تکرار شب آخر، تو فرودگاه موقع خداحافظی بود. انگار که یه بخشی از من تا یک ماه اونجا نشسته بود و منتظر چیزی بود. امیدوارم که اینبار اون بخش با من سوار هواپیما بشه.
اینبار هم اما خوبیهای خودش رو داره. دوستام اومدن بدرقه رفتیم جلوی سر در دانشگاه کارشناسی به یاد قدیما یه سیگاری کشیدیم. این بار من و مهسا دست همدیگه رو میگیریم و با هم میریم. این بار خونهمون منتظرمونه که بریم زیر سقفش و کلی براش خاطره تعریف کنیم. این بار داریم بر میگردیم سر زندگیمون.
نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان
سوی تو میدوند هان! ای تو همیشه در میان
در چمن تو میچرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو میپرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن مینگرم در این چمن
آینه ضمیر من جز تو نمیدهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پردهها درآ
بوی تو میکشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشستهای باغ درون هستهای
هسته فرو شکستهای کاین همه باغ شد روان
آه که میزند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو میکشد کمان
پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم میشنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر دَرم!
آمدنت که بنگرم، گریه نمیدهد امان...
Forwarded from Curious Geek ⚡️
چرا در هر کامیونیتی ای فعالیت نکنیم؟
حدوداً سه ماه پیش در یک گروه برنامهنویسی پروژه های اوپن سورس
telegram-group-relay-client
telegram-group-relay-api
رو با اجازه اُونِرش تست گرفتم.
ایده اصلی این بود که ساختمان داده ماتریکس و تاپیک های تلگرام سازگار نیستن،
نمیشد از ماتریکس به تاپیک تلگرام پُل زد.
منم اومدم این پروژه رو توسعه داده تا تاپیک تلگرام رو به گروه بدون تاپیک وصل کنه.
هر پیامی توی یک تاپیک میاد، توی گروه بدون تاپیک هم بره که پُل کار کنه.
⚡️شروع انتقادات
با گذشت دو روز از شروع تست پروژه، یکسری از اعضا انتقاد کردن که نمیخوان پیام شون بین دو گروه تلگرامی جا به جا بشه،
پس این فایل رو توسعه دادم تا بشه دسترسی های ربات رو مشخص کرد.
https://github.com/hiradsajde/telegram-group-relay-client/blob/master/apps/bot/main.py
⚡️شروع تهمت ها
خیلی از اعضا فکر میکردن بدون این ربات نمیشه در گروه عمومی به پیام هاشون دسترسی داشت،
این ربات رو به جاسوسی و اسنیف دیتا متهم میکردن، درحالی که من بجز message_id هیچ دیتایی ذخیره نمیکردم. از مدل های دیتابیس هم واضحه.
https://github.com/hiradsajde/telegram-group-relay-client/blob/master/apps/database/models.py
⚡️شروع مزاحمت ها
با اینکه بار ها به موضوع مدل های دیتابیس اشاره کردم، فایل تعیین دسترسی توسط کاربر رو توسعه دادم، تهمت ها تمومی نداشت.
کم کم این تهمت ها منجر به نفرت شد.
چند تا از اعضای این کامیونیتی شمارم رو با اساماس بومبر اسپم کردن.
در صد ها وبسایت کاریابی و فروش محصولات زناشویی شمارم رو برای مشاوره ثبت کردن.
از خط های خدماتی شرکت ها بهم پیامک های تهدید آمیز ارسال شد.
واکنش نسبت به کسی که شماره رو به اشتراک گذاشت هیچ بود.
من که شرایط رو اینطور پروژه رو غیرفعال کردم، با خودم گفتم شاید فرهنگ امروز جامعه ایران آماده همچین پروژه ای نیست.
دو هفته بعدش فایلی از عکس های خصوصی خودم، مادرم و برادرم در قالب وب پیج در اون گروه ارسال شد.
بازم نه تنها واکنش ها هیچ بود، یکی از ادمین های اون کامیونیتی حق میداد که این نقض حریم خصوصی اتفاق افتاده.
با خودش فکر میکرد واجا قراره از این ربات با استخراج مسیج آیدی های گروه پابلیک اطلاعات منبع باز پیدا کنه
و چون این طرز فکرش رو درست میدید پس حق میداد که این مزاحمت ها برام ایجاد شده.
قطعا در اسرع وقت تمام این موارد رو پیگیری قضایی میکنم.
اما بگذریم... از امروز در هیچ کامیونیتی ای بجز
تهلاگ ، گلستان آی سی تی ، تهران آی سی تی فعال نخواهم بود.
امنیت و آزادی سکه دو لبست.
تا قبل از دیدن چنین برخورد هایی، اونم از قشر برنامه نویس، میخواستم این سکه به سمت آزادی بیوفته.
اما الان مطمئنم ما در ایران جنگ نرم رو باختیم، هنوز فرهنگ آزادی نداریم.
تنها سوالی که پرسیده نشد، هدف از اتصال ماتریکس به تلگرام بود. 🤝
🆔 @Hiradsajde
حدوداً سه ماه پیش در یک گروه برنامهنویسی پروژه های اوپن سورس
telegram-group-relay-client
telegram-group-relay-api
رو با اجازه اُونِرش تست گرفتم.
ایده اصلی این بود که ساختمان داده ماتریکس و تاپیک های تلگرام سازگار نیستن،
نمیشد از ماتریکس به تاپیک تلگرام پُل زد.
منم اومدم این پروژه رو توسعه داده تا تاپیک تلگرام رو به گروه بدون تاپیک وصل کنه.
هر پیامی توی یک تاپیک میاد، توی گروه بدون تاپیک هم بره که پُل کار کنه.
⚡️شروع انتقادات
با گذشت دو روز از شروع تست پروژه، یکسری از اعضا انتقاد کردن که نمیخوان پیام شون بین دو گروه تلگرامی جا به جا بشه،
پس این فایل رو توسعه دادم تا بشه دسترسی های ربات رو مشخص کرد.
https://github.com/hiradsajde/telegram-group-relay-client/blob/master/apps/bot/main.py
⚡️شروع تهمت ها
خیلی از اعضا فکر میکردن بدون این ربات نمیشه در گروه عمومی به پیام هاشون دسترسی داشت،
این ربات رو به جاسوسی و اسنیف دیتا متهم میکردن، درحالی که من بجز message_id هیچ دیتایی ذخیره نمیکردم. از مدل های دیتابیس هم واضحه.
https://github.com/hiradsajde/telegram-group-relay-client/blob/master/apps/database/models.py
⚡️شروع مزاحمت ها
با اینکه بار ها به موضوع مدل های دیتابیس اشاره کردم، فایل تعیین دسترسی توسط کاربر رو توسعه دادم، تهمت ها تمومی نداشت.
کم کم این تهمت ها منجر به نفرت شد.
چند تا از اعضای این کامیونیتی شمارم رو با اساماس بومبر اسپم کردن.
در صد ها وبسایت کاریابی و فروش محصولات زناشویی شمارم رو برای مشاوره ثبت کردن.
از خط های خدماتی شرکت ها بهم پیامک های تهدید آمیز ارسال شد.
واکنش نسبت به کسی که شماره رو به اشتراک گذاشت هیچ بود.
من که شرایط رو اینطور پروژه رو غیرفعال کردم، با خودم گفتم شاید فرهنگ امروز جامعه ایران آماده همچین پروژه ای نیست.
دو هفته بعدش فایلی از عکس های خصوصی خودم، مادرم و برادرم در قالب وب پیج در اون گروه ارسال شد.
بازم نه تنها واکنش ها هیچ بود، یکی از ادمین های اون کامیونیتی حق میداد که این نقض حریم خصوصی اتفاق افتاده.
با خودش فکر میکرد واجا قراره از این ربات با استخراج مسیج آیدی های گروه پابلیک اطلاعات منبع باز پیدا کنه
و چون این طرز فکرش رو درست میدید پس حق میداد که این مزاحمت ها برام ایجاد شده.
قطعا در اسرع وقت تمام این موارد رو پیگیری قضایی میکنم.
اما بگذریم... از امروز در هیچ کامیونیتی ای بجز
تهلاگ ، گلستان آی سی تی ، تهران آی سی تی فعال نخواهم بود.
امنیت و آزادی سکه دو لبست.
تا قبل از دیدن چنین برخورد هایی، اونم از قشر برنامه نویس، میخواستم این سکه به سمت آزادی بیوفته.
اما الان مطمئنم ما در ایران جنگ نرم رو باختیم، هنوز فرهنگ آزادی نداریم.
تنها سوالی که پرسیده نشد، هدف از اتصال ماتریکس به تلگرام بود. 🤝
🆔 @Hiradsajde
GitHub
telegram-group-relay-client/apps/bot/main.py at master · hiradsajde/telegram-group-relay-client
Contribute to hiradsajde/telegram-group-relay-client development by creating an account on GitHub.
Forwarded from LearnPOV | لرن پی او وی (Mohammad hossein)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Gopher Academy
🔵 عنوان مقاله
The Magic of Small Engineering Teams
🟢 خلاصه مقاله:
Sorry, but you haven't provided the actual article text that you want to be translated into Persian. Please provide the text or a summary of the article, and I will be able to help you with the translation.
🟣لینک مقاله:
https://golangweekly.com/link/166489/web
➖➖➖➖➖➖➖➖
👑 @gopher_academy
The Magic of Small Engineering Teams
🟢 خلاصه مقاله:
Sorry, but you haven't provided the actual article text that you want to be translated into Persian. Please provide the text or a summary of the article, and I will be able to help you with the translation.
🟣لینک مقاله:
https://golangweekly.com/link/166489/web
➖➖➖➖➖➖➖➖
👑 @gopher_academy
Posthog
How and why we built our startup around small teams
Creating a startup of small teams can help you ship stupidly fast.
Forwarded from linuxtnt(linux tips and tricks) (hosein seilany https://seilany.ir/)
🔰دستورات کمتر دیده شده در لینوکس #سری بیست و پنجم
مدیریت دسترسی به فایلها و فهرستها
🔹 دستور flock چیست؟
دستور flock در لینوکس برای قفلگذاری بر روی فایلها یا فهرستها استفاده میشود. این دستور از دسترسی همزمان چند فرآیند به یک فایل جلوگیری میکند و با ایجاد قفل، عملیات خواندن یا نوشتن را برای سایر فرآیندها مسدود میکند. به این ترتیب، تداخل در دسترسی به فایلها کاهش یافته و یکپارچی دادهها حفظ میشود.
🔹 ساختار کلی دستور:
flock [-sxon] [-w timeout] lockfile [-c] command...
flock [-sxon] [-w timeout] lockdir [-c] command...
🔹 مثالهای کاربردی:
1️⃣ قفل انحصاری بر روی یک فایل:
در این حالت، فقط یک فرآیند میتواند به فایل دسترسی داشته باشد.
2️⃣ قفل به اشتراکگذاری شده بر روی یک فایل:
این حالت به چند فرآیند اجازه میدهد به صورت همزمان فایل را بخوانند، اما نوشتن مسدود میشود.
3️⃣ استفاده از قفل به صورت غیرقابل مسدود کردن:
اگر قفل در دسترس نباشد، دستور بدون انتظار اجرا نمیشود.
4️⃣ آزاد کردن قفل:
مدیریت دسترسی به فایلها و فهرستها
🔹 دستور flock چیست؟
دستور flock در لینوکس برای قفلگذاری بر روی فایلها یا فهرستها استفاده میشود. این دستور از دسترسی همزمان چند فرآیند به یک فایل جلوگیری میکند و با ایجاد قفل، عملیات خواندن یا نوشتن را برای سایر فرآیندها مسدود میکند. به این ترتیب، تداخل در دسترسی به فایلها کاهش یافته و یکپارچی دادهها حفظ میشود.
🔹 ساختار کلی دستور:
flock [-sxon] [-w timeout] lockfile [-c] command...
flock [-sxon] [-w timeout] lockdir [-c] command...
🔹 مثالهای کاربردی:
1️⃣ قفل انحصاری بر روی یک فایل:
flock /path/to/file command_to_execute
در این حالت، فقط یک فرآیند میتواند به فایل دسترسی داشته باشد.
2️⃣ قفل به اشتراکگذاری شده بر روی یک فایل:
flock -s /path/to/file command_to_execute
این حالت به چند فرآیند اجازه میدهد به صورت همزمان فایل را بخوانند، اما نوشتن مسدود میشود.
3️⃣ استفاده از قفل به صورت غیرقابل مسدود کردن:
flock -n /path/to/file command_to_execute
اگر قفل در دسترس نباشد، دستور بدون انتظار اجرا نمیشود.
4️⃣ آزاد کردن قفل:
flock -u /path/to/file
Forwarded from linuxtnt(linux tips and tricks) (hosein seilany https://seilany.ir/)
🔰دستورات کمتر دیده شده در لینوکس #سری بیست و پنجم
مدیریت دسترسی به فایلها و فهرستها
🔹 دستور flock چیست؟
دستور flock در لینوکس برای قفلگذاری بر روی فایلها یا فهرستها استفاده میشود. این دستور از دسترسی همزمان چند فرآیند به یک فایل جلوگیری میکند و با ایجاد قفل، عملیات خواندن یا نوشتن را برای سایر فرآیندها مسدود میکند. به این ترتیب، تداخل در دسترسی به فایلها کاهش یافته و یکپارچی دادهها حفظ میشود.
🔹 ساختار کلی دستور:
flock [-sxon] [-w timeout] lockfile [-c] command...
flock [-sxon] [-w timeout] lockdir [-c] command...
🔹 مثالهای کاربردی:
1️⃣ قفل انحصاری بر روی یک فایل:
در این حالت، فقط یک فرآیند میتواند به فایل دسترسی داشته باشد.
2️⃣ قفل به اشتراکگذاری شده بر روی یک فایل:
این حالت به چند فرآیند اجازه میدهد به صورت همزمان فایل را بخوانند، اما نوشتن مسدود میشود.
3️⃣ استفاده از قفل به صورت غیرقابل مسدود کردن:
اگر قفل در دسترس نباشد، دستور بدون انتظار اجرا نمیشود.
4️⃣ آزاد کردن قفل:
مدیریت دسترسی به فایلها و فهرستها
🔹 دستور flock چیست؟
دستور flock در لینوکس برای قفلگذاری بر روی فایلها یا فهرستها استفاده میشود. این دستور از دسترسی همزمان چند فرآیند به یک فایل جلوگیری میکند و با ایجاد قفل، عملیات خواندن یا نوشتن را برای سایر فرآیندها مسدود میکند. به این ترتیب، تداخل در دسترسی به فایلها کاهش یافته و یکپارچی دادهها حفظ میشود.
🔹 ساختار کلی دستور:
flock [-sxon] [-w timeout] lockfile [-c] command...
flock [-sxon] [-w timeout] lockdir [-c] command...
🔹 مثالهای کاربردی:
1️⃣ قفل انحصاری بر روی یک فایل:
flock /path/to/file command_to_execute
در این حالت، فقط یک فرآیند میتواند به فایل دسترسی داشته باشد.
2️⃣ قفل به اشتراکگذاری شده بر روی یک فایل:
flock -s /path/to/file command_to_execute
این حالت به چند فرآیند اجازه میدهد به صورت همزمان فایل را بخوانند، اما نوشتن مسدود میشود.
3️⃣ استفاده از قفل به صورت غیرقابل مسدود کردن:
flock -n /path/to/file command_to_execute
اگر قفل در دسترس نباشد، دستور بدون انتظار اجرا نمیشود.
4️⃣ آزاد کردن قفل:
flock -u /path/to/file
Forwarded from 🎄 یک برنامه نویس تنبل (The Lazy 🌱 Raymond)
🔶 جایگزین های رنگ سیاه #000000 در CSS
Obsidian | #0B1215 | ابسیدین
Licorice | #1A1110 | شیرین بیان
Onyx | #353839 | عقیق
Black Raisin | #242124 | کشمش سیاه
Arsenic | #3B444B | آرسینک
Oil Black | #0C0C0C | نفت سیاه
Ebony | #555D50 | آبنوس
Jet Black | #0E0E10 | کهربایی
Black Olive | #3B3C36 | زیتونی
Outer Space | #414A4C | برون فضا
Charcoal | #35454F | زغال سنگی
</Elmira Khazaei>
#CSS
@TheRaymondDev
Obsidian | #0B1215 | ابسیدین
Licorice | #1A1110 | شیرین بیان
Onyx | #353839 | عقیق
Black Raisin | #242124 | کشمش سیاه
Arsenic | #3B444B | آرسینک
Oil Black | #0C0C0C | نفت سیاه
Ebony | #555D50 | آبنوس
Jet Black | #0E0E10 | کهربایی
Black Olive | #3B3C36 | زیتونی
Outer Space | #414A4C | برون فضا
Charcoal | #35454F | زغال سنگی
</Elmira Khazaei>
#CSS
@TheRaymondDev
Forwarded from Geek Alerts
اکستنشن اختصاصی Dynamic RTL برای کروم منتشر شد.
میاد فقط متن فارسی رو راستچین و فونتشو عوض میکنه و کاری به بخشهای دیگه سایت نداره، ظاهر سایتها به هم نمیریزه، حتی وقتی یه صفحه رو به فارسی ترجمه کنید.
برای کروم استور هم منتشر میشه و فعلا میتونید دانلود و دستی نصب کنید.
مراحل نصب.
۱. فایل رو از گیتهاب دانلود و اکسترکت کنید.
۲. به بخش اکستنشهای مرورگر کروم برید. chrome://extensions/
۳. گزینه Developer mode رو اون گوشه بالا فعال کنید.
۴. بزنید روی Load unpacked و فولدر اکستنشن رو انتخاب کنید.
هر جا نخواستید میتونید غیرفعال کنید.
🔗 github
🤓 @geekalerts
میاد فقط متن فارسی رو راستچین و فونتشو عوض میکنه و کاری به بخشهای دیگه سایت نداره، ظاهر سایتها به هم نمیریزه، حتی وقتی یه صفحه رو به فارسی ترجمه کنید.
برای کروم استور هم منتشر میشه و فعلا میتونید دانلود و دستی نصب کنید.
مراحل نصب.
۱. فایل رو از گیتهاب دانلود و اکسترکت کنید.
۲. به بخش اکستنشهای مرورگر کروم برید. chrome://extensions/
۳. گزینه Developer mode رو اون گوشه بالا فعال کنید.
۴. بزنید روی Load unpacked و فولدر اکستنشن رو انتخاب کنید.
هر جا نخواستید میتونید غیرفعال کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Linuxor ?
دیروز یاس یه آهنگ توی یوتیوب گذاشت و توی ساعت های اولیه صد ها هزار بازدید گرفت به نظرتون یوتیوب این همه بازدید رو چطوری هندلش کرد؟
Anonymous Quiz
6%
یک سرور مرکزی بسیار قوی با کارت گرافیک های قوی
22%
روش P2P شبیه به Torrent و استفاده از کلاینت ها برای توزیع ویدیو به دیگران بجای سرور اصلی
8%
فشرده سازی فوق پیشرفته ویدیو که حجم ویدیو رو تا 90 درصد کاهش میده
43%
استفاده از CDN
20%
من اهل رپ گوش دادن نیستم کلا ...
Forwarded from آموزش لاراول | LaravelHub (rwx-rwx-rwx)
📌 امروز وقتی وارد سرور ویندوزی خودم شدم، یه حس عجیبی داشتم... انگار یه چیزی درست نبود! کمی که دقت کردم، متوجه چند مورد مشکوک شدم و با خودم گفتم: "نکنه هک شدم؟!" 😨
اگه شما هم همچین حسی داشتید، این چکلیست امنیتی رو دنبال کنید تا بفهمید کسی به سرورتون نفوذ کرده یا نه!
✅ ۱. بررسی کاربران جدید
🔹 توی جستجوی ویندوز، عبارت User رو تایپ کنید.
🔹 به بخش Local Users and Groups برید.
🔹 نباید کاربر ناشناسی توی لیست باشه! اگه بود، فوراً حذفش کنید.
✅ ۲. چک کردن لاگهای ورود و خروج
🔹 دکمههای Win + R رو بزنید و تایپ کنید:
🔹 بعد برید به مسیر:
🔹 دنبال Event ID 4624 (ورود موفق) و Event ID 4625 (ورود ناموفق) بگردید.
اگه آیپی مشکوک دیدید، یعنی کسی غیر از شما وارد شده! 🚨
✅ ۳. بررسی اتصالات فعال به سرور
🔹 CMD رو باز کنید و این دستور رو بزنید:
🔹 اگه آیپیهای ناشناس توی لیست بود، یعنی کسی هنوز به سرورتون وصله! 😱
✅ ۴. چک کردن پردازشهای مشکوک
🔹 Task Manager رو باز کنید (Ctrl + Shift + Esc)
🔹 توی تب Processes ببینید برنامهای هست که نباید باشه؟
🔹 اگه اسم عجیبوغریب داشت، فوراً End Task کنید!
✅ ۵. بستن دسترسی هکر
🔹 رمز عبور ادمین رو عوض کنید.
🔹 پورت 3389 (RDP) رو توی فایروال ببندید.
🔹 فقط آیپیهای مطمئن رو مجاز کنید.
🔹 با آنتیویروس یه اسکن کامل بزنید.
⚠️ اگه این مراحل رو انجام دادید و چیزی مشکوک پیدا کردید، یعنی سرورتون هک شده! سریعاً اقدام کنید و امنیت رو بالا ببرید.
📢 این مطلبو برای دوستات بفرست که امنیت سرورشون حفظ بشه! 🔐💻
#کدنویسی #امنیت #کشف_جرایم_رایانه_ای
🔥⚡️ کانال آموزشی LaravelHub
@LaravelHub
اگه شما هم همچین حسی داشتید، این چکلیست امنیتی رو دنبال کنید تا بفهمید کسی به سرورتون نفوذ کرده یا نه!
✅ ۱. بررسی کاربران جدید
🔹 توی جستجوی ویندوز، عبارت User رو تایپ کنید.
🔹 به بخش Local Users and Groups برید.
🔹 نباید کاربر ناشناسی توی لیست باشه! اگه بود، فوراً حذفش کنید.
✅ ۲. چک کردن لاگهای ورود و خروج
🔹 دکمههای Win + R رو بزنید و تایپ کنید:
eventvwr.msc
🔹 بعد برید به مسیر:
Windows Logs > Security
🔹 دنبال Event ID 4624 (ورود موفق) و Event ID 4625 (ورود ناموفق) بگردید.
اگه آیپی مشکوک دیدید، یعنی کسی غیر از شما وارد شده! 🚨
✅ ۳. بررسی اتصالات فعال به سرور
🔹 CMD رو باز کنید و این دستور رو بزنید:
netstat -an | findstr "ESTABLISHED"
🔹 اگه آیپیهای ناشناس توی لیست بود، یعنی کسی هنوز به سرورتون وصله! 😱
✅ ۴. چک کردن پردازشهای مشکوک
🔹 Task Manager رو باز کنید (Ctrl + Shift + Esc)
🔹 توی تب Processes ببینید برنامهای هست که نباید باشه؟
🔹 اگه اسم عجیبوغریب داشت، فوراً End Task کنید!
✅ ۵. بستن دسترسی هکر
🔹 رمز عبور ادمین رو عوض کنید.
🔹 پورت 3389 (RDP) رو توی فایروال ببندید.
🔹 فقط آیپیهای مطمئن رو مجاز کنید.
🔹 با آنتیویروس یه اسکن کامل بزنید.
⚠️ اگه این مراحل رو انجام دادید و چیزی مشکوک پیدا کردید، یعنی سرورتون هک شده! سریعاً اقدام کنید و امنیت رو بالا ببرید.
📢 این مطلبو برای دوستات بفرست که امنیت سرورشون حفظ بشه! 🔐💻
#کدنویسی #امنیت #کشف_جرایم_رایانه_ای
🔥⚡️ کانال آموزشی LaravelHub
@LaravelHub
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
خب
این یک ماهی که برگشتیم خانواده رو ببینیم، بیشتر فرصت این در روز پیش میومد که براتون بنویسم و حرف بزنم. احتمالا از فردا بیشتر درگیر باشم و کمتر بتونم براتون بنویسم.
این مدت واقعا خوشگذشت. غذاهای مامانپز خوردم، با دوستام کلی تو کن برنامه کردیم، کلی فیلم دیدم کلی کتاب خوندم. استاد روحانی رو دیدم. با بچه ها براش پیشواز جشن بازنشستگی گرفتیم. هر آخر هفته ویلای برادرم حاج محسن برنامه بودیم.
انگار همین دیروز بود که از پله برقیها داشتیم میومدیم پایین و پشت دیوار شیشهای دیدیم خانوادههامون منتظرمونن. انگار همین دیروز بود که چمدونام رو باز کردم و با هر سوغاتیای که به دست صاحبش میرسوندم قند تو دلم آب میشد. باورم نمیشه که این یک ماه انقدر سریع گذشت و رسید روز چمدون بستن. مادرم تنها لباسی که دوست داره برام بخره، جوراب و شورت و زیرپوشه. مارک شورت و زیر پوش هم همیشه بیبی کاج عه :)) من تازه اینو فهمیدم که مارک معروفیه و خیلی ها در داخل و خارج بیبی کاج مصرف میکنند :) الان چمدونم یه بخش خوبیش با بیبی کاج پر شده.
دروغ چرا، این دفعه از سری اول که داشتم جمع و جور میکردم برم بیشتر بغض داشتم. بیشتر گریه کردم. بیشتر دلم گرفته بود. غم این فرودگاه لعنتی کهنه نمیشه که تازه ترم میشه.
یک ماه اول مهاجرت، هر شب بلا استثنا خواب هرشبم تکرار شب آخر، تو فرودگاه موقع خداحافظی بود. انگار که یه بخشی از من تا یک ماه اونجا نشسته بود و منتظر چیزی بود. امیدوارم که اینبار اون بخش با من سوار هواپیما بشه.
اینبار هم اما خوبیهای خودش رو داره. دوستام اومدن بدرقه رفتیم جلوی سر در دانشگاه کارشناسی به یاد قدیما یه سیگاری کشیدیم. این بار من و مهسا دست همدیگه رو میگیریم و با هم میریم. این بار خونهمون منتظرمونه که بریم زیر سقفش و کلی براش خاطره تعریف کنیم. این بار داریم بر میگردیم سر زندگیمون.
نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان
سوی تو میدوند هان! ای تو همیشه در میان
در چمن تو میچرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو میپرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن مینگرم در این چمن
آینه ضمیر من جز تو نمیدهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پردهها درآ
بوی تو میکشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشستهای باغ درون هستهای
هسته فرو شکستهای کاین همه باغ شد روان
آه که میزند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو میکشد کمان
پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم میشنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر دَرم!
آمدنت که بنگرم، گریه نمیدهد امان...
این یک ماهی که برگشتیم خانواده رو ببینیم، بیشتر فرصت این در روز پیش میومد که براتون بنویسم و حرف بزنم. احتمالا از فردا بیشتر درگیر باشم و کمتر بتونم براتون بنویسم.
این مدت واقعا خوشگذشت. غذاهای مامانپز خوردم، با دوستام کلی تو کن برنامه کردیم، کلی فیلم دیدم کلی کتاب خوندم. استاد روحانی رو دیدم. با بچه ها براش پیشواز جشن بازنشستگی گرفتیم. هر آخر هفته ویلای برادرم حاج محسن برنامه بودیم.
انگار همین دیروز بود که از پله برقیها داشتیم میومدیم پایین و پشت دیوار شیشهای دیدیم خانوادههامون منتظرمونن. انگار همین دیروز بود که چمدونام رو باز کردم و با هر سوغاتیای که به دست صاحبش میرسوندم قند تو دلم آب میشد. باورم نمیشه که این یک ماه انقدر سریع گذشت و رسید روز چمدون بستن. مادرم تنها لباسی که دوست داره برام بخره، جوراب و شورت و زیرپوشه. مارک شورت و زیر پوش هم همیشه بیبی کاج عه :)) من تازه اینو فهمیدم که مارک معروفیه و خیلی ها در داخل و خارج بیبی کاج مصرف میکنند :) الان چمدونم یه بخش خوبیش با بیبی کاج پر شده.
دروغ چرا، این دفعه از سری اول که داشتم جمع و جور میکردم برم بیشتر بغض داشتم. بیشتر گریه کردم. بیشتر دلم گرفته بود. غم این فرودگاه لعنتی کهنه نمیشه که تازه ترم میشه.
یک ماه اول مهاجرت، هر شب بلا استثنا خواب هرشبم تکرار شب آخر، تو فرودگاه موقع خداحافظی بود. انگار که یه بخشی از من تا یک ماه اونجا نشسته بود و منتظر چیزی بود. امیدوارم که اینبار اون بخش با من سوار هواپیما بشه.
اینبار هم اما خوبیهای خودش رو داره. دوستام اومدن بدرقه رفتیم جلوی سر در دانشگاه کارشناسی به یاد قدیما یه سیگاری کشیدیم. این بار من و مهسا دست همدیگه رو میگیریم و با هم میریم. این بار خونهمون منتظرمونه که بریم زیر سقفش و کلی براش خاطره تعریف کنیم. این بار داریم بر میگردیم سر زندگیمون.
نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان
سوی تو میدوند هان! ای تو همیشه در میان
در چمن تو میچرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو میپرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن مینگرم در این چمن
آینه ضمیر من جز تو نمیدهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پردهها درآ
بوی تو میکشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشستهای باغ درون هستهای
هسته فرو شکستهای کاین همه باغ شد روان
آه که میزند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو میکشد کمان
پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم میشنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر دَرم!
آمدنت که بنگرم، گریه نمیدهد امان...
Forwarded from 🎄 یک برنامه نویس تنبل (The Lazy 🌱 Raymond)
🔶 درخواست به روز رسانی کتابخانه ورتا به لاراول ۱۲ تایید شد.
https://github.com/hekmatinasser/verta/pull/175
هم اکنون کتابخانه ورتا نمایش تاریخ شمسی برای لاراول به نسخه ۱۲ ارتقا یافت.
https://github.com/hekmatinasser/verta
#لاراول
@TheRaymondDev
https://github.com/hekmatinasser/verta/pull/175
هم اکنون کتابخانه ورتا نمایش تاریخ شمسی برای لاراول به نسخه ۱۲ ارتقا یافت.
https://github.com/hekmatinasser/verta
#لاراول
@TheRaymondDev
GitHub
Upgrade illuminate/support and illuminate/validation to ^12.0 - Updat… by Rayiumir · Pull Request #175 · hekmatinasser/verta
Changes:
Upgrade illuminate/support and illuminate/validation to ^12.0
Update README.md
Upgrade illuminate/support and illuminate/validation to ^12.0
Update README.md