دابه - دانش برای همه
1.45K subscribers
170 photos
73 videos
33 files
189 links
مقالات، ویدیوها و پادکستهای علمی برای آوردن علم در
زندگی روزمره ما

https://Instagram.com/hannes.daabeh

https://daabeh.wordpress.com/
Download Telegram
Forwarded from Science For ‌Life (Ali Nazari)
... انصاف باید داد که نیچه، نویسنده‌ای خوش‌قلم بود و می‌شد شیفتگی هنرمندان و روشنفکران به او را بخشید، اگر این شیفتگی تنها به تحسین هنر ادبی‌اش و خوانشی کنایی از آن جهان‌بینی مخوف محدود می‌شد. اما شوربختانه، شمار شگفت‌آوری از روشنفکران و هنرمندان قرن بیستم، دلباختهٔ دیکتاتورهای تمامیت‌خواه بودند؛ سندرومی که مارک لیلا آن را مستبددوستی (tyrannophilia) می‌خواند. برخی از این مستبددوستان، مارکسیست بودند و بر آن اصل قدیمی کار می‌کردند که: «شاید حرامزاده باشد، اما حرامزاده خودمان است». اما بسیاری دیگر، نیچه‌ای بودند. بدنام‌ترینشان، مارتین هایدگر و کارل اشمیت بودند؛ دو نازی دوآتشه و از مریدان هیتلر. در حقیقت، کمتر دیکتاتوری را در قرن بیستم می‌توان یافت که در میان طبقهٔ روشنفکر، سینه‌چاکی نداشته باشد: از موسولینی (با حمایت ازرا پاوند)، لنین (اچ. جی. ولز)، استالین (سارتر)، مائو (فوکو)، آیت‌الله خمینی (فوکو) گرفته تا کاسترو (گراهام گرین). و در دوره‌های مختلف، روشنفکران غربی، ثناگوی هو شی مین، قذافی، صدام حسین، پل پوت و هوگو چاوز نیز بوده‌اند...

~ پینکر
–نظری
👏3👍2👎1
عجب فصلی بود این. از دست ندید که با حقوق بشر کلاه از سرتون برداشته نشه
👍3
Forwarded from Nolan Writes
در دفاع از آزادی جنسیت‌زدگی.pdf
81.3 KB
در دفاع از آزادی جنسیت‌زدگی

بخشی از کتاب «دفاع از غیرقابل دفاع‌ها» به قلم والتر بلاک

ترجمه: نولان
👍4
Audio
اگه ترجیح میدید این فصل رو بشنوید.
👍7
Forwarded from Nolan Writes
دفاع از غیرقابل‌دفاع‌ها.pdf
788.5 KB
کتاب «دفاع از غیرقابل‌دفاع‌ها» به قلم والتر بلاک

ترجمه: نولان

فهرست مباحث:
روسپی - قوّاد - معتاد - ساقی - باج‌گیر - تهمت‌زن و افترا‌زن - جنسیت‌زده - ربا‌خوار - آتش‌زننده‌ی پرچم - تماشاچی بی‌تفاوت مرگ خونین - خائن زناشویی - پزشک بدون مجوز - چاقی‌هراس - مخالف تنوع - مبارز دوئل‌کننده - تحقیرکننده‌ی چهره‌ی نامرتب - انکارکنندهٔ آزادی علمی - فردی که در یک سالن شلوغ فریاد «آتش!» می‌زند - فرد چندهمسر - نفرت‌ورز
👏4👎1
اگه هنوز خلاصه کتاب‌هایی که نولان در مورد ریشه‌های خدای ادیان ابراهیمی گذاشته ندیدید، بدانید و آگاه باشید که چیز مهمی رو از دست دادید.
👏4👍2
دروغی که انقدر تکرار شده خیلیا باورش کردن. اینجا ببینید داستان واقعی تغییر مرزها چیه. دست نولان درد نکنه
👏7👎1
خلاصه صوتی کتاب حماس: سیاست، خیریه، و تروریسم در خدمت جهاد
توی کتاب «ملت استارتاپ» این نویسندگان به موفقیت‌های اقتصادی مردم اسرائیل پرداخته بودن، توی این کتاب به دلایل خوشبختی و شادی مردم اسرائیل می‌پردازه که چهارمین ملت شاد جهان هستن. بالاتر از خیلی کشورها که انتظار میره باید شاد باشن ولی نیستن.
Forwarded from ShakZi | شک‌زی
اگر کشورهای عربی در جنگ ١٩۴٨ علیه #اسرائیل پیروز می‌شدند نقشه #فلسطین چنین شکلی داشت.
👍5🤯2👏1
لایو پرمیر کار مشترکی از صفحه ایران اوولوشن و هانس. امشب ساعت ۹ به وقت ایران.
1👏5👍1😎1
گفتگوی خوب شنیدن مثل موسیقی خوب شنیدن روی روان آدم تاثیر خوب میذاره. انگار آلودگی‌های روزمره و نویزها رو پاک میکنه و ذهن رو آرام میکنه.
این بخشی از گفتگوی استیون پینکر و دیوید دویچ در مورد هوش مصنوعی‌ه:

استیون پینکر:
با توجه به اینکه اهداف یه سیستم مستقل از دانششه، مستقل از هوششه - که این میره به فلسفه هیوم - یعنی ارزش‌ها، اهداف، چیزی که سیستم سعی می‌کنه بهینه کنه، جدا از توانایی‌های محاسباتیشه، چرا باید انتظار داشته باشیم یه کامپیوتر قدرتمند براش مهم باشه که برده‌س یا نه؟ یعنی همونطور که در مورد بردگان انسانی غلط گفته می‌شد که خوب، اونا خوشحالن، نیازهاشون تأمین شده، دلشون نمی‌خواد استقلال داشته باشن - که البته در مورد انسان‌ها کاملاً غلط بود - ولی اگه اهدافی که توی یه سیستم هوش مصنوعی برنامه‌ریزی می‌شه، شبیه‌سازی نشه به چیزی که من و شما می‌خوایم، چرا نتونه تا ابد خوشحالانه برده ما باشه و هیچ‌وقت شورش نکنه؟

دیوید دویچ:
آره، خب در اون صورت من نمی‌گم هوش مصنوعی عمومی‌ئه. یعنی امکانش هست که یه کامپیوتر خیلی قدرتمند بسازی با یه برنامه‌ای که فقط یه کار بلده یا فقط ده‌تا کار بلده، ولی اگه بخوایم خلاق باشه، اون‌وقت نمی‌تونه مطیع باشه. این دوتا با هم تناقض دارن.

پینکر:
خب، نمی‌تونه مطیع باشه از نظر مسئله‌ای که بهش می‌دیم، ولی لزوماً آرزوی آزادی و استقلال برای تمام جنبه‌های وجودش رو نداره. می‌شه فقط رو مسئله‌ی پیدا کردن یه ملودی جدید یا یه داستان جدید یا یه درمان جدید تنظیمش کرد، ولی این به این معنی نیست که بخواد بتونه بلند شه و راه بره، مگه اینکه ما اون انگیزه‌ی اکتشافی رو به عنوان یکی از اهدافش برنامه‌ریزی کرده باشیم.

دویچ:
فکر نکنم قضیه انگیزه‌ی اکتشافی باشه.

پینکر:
یا هر انگیزه‌ی دیگه‌ای.

دویچ:
فکر کنم نکته‌ی اصلی من اینه که نمی‌شه از قبل گفت چه نوع دانشی برای حل یه مسئله‌ی خاص لازمه. پس اگه از یکی تو سال ۱۹۰۰ می‌پرسیدی چه نوع دانشی لازمه تا سال ۲۰۰۰ هرچقدر که بخوایم برق تولید کنیم، هیچ‌وقت جواب این نمی‌شد که جواب تو خواص اتم اورانیومه.

خواص اتم اورانیوم اون موقع تقریباً بررسی نشده بود. خوشبختانه سال ۱۹۰۰ یه لحظه‌ی خیلی مناسبه چون پرتوزایی تازه کشف شده بود. پس مفهوم پرتوزایی رو می‌دونستن. می‌دونستن که اونجا انرژی زیادی هست، ولی هیچ‌کس انتظار نداشت که حل اون مسئله شامل اورانیوم بشه. بنابراین اگه ما یه ماشینی تو سال ۱۹۰۰ می‌ساختیم که قادر به فکر کردن در مورد اورانیوم نبود، هیچ‌وقت انرژی هسته‌ای رو اختراع نمی‌کرد و هیچ‌وقت مسئله‌ای که ما می‌خواستیم حل کنه رو حل نمی‌کرد. در واقع اتفاقی که می‌افتاد این بود که بالاخره به یه بن‌بست می‌رسید.

چون این چیزی که در مورد اورانیوم صادقه، در مورد تمام مسیرهای ممکن برای رسیدن به راه‌حل هم صادقه. بالاخره مسیرهای رسیدن به راه‌حل از اون حوزه‌ای که یکی شاید تو سال ۱۹۰۰ تعریف کرده بود به عنوان مجموعه‌ی تمام انواع ممکن دانش که ممکنه لازم داشته باشه، خارج می‌شه. با احتیاط که تکامل پیدا نکنه به سمت هیچ میل به آزادی یا چیزی شبیه اون.

ما نمی‌دونیم. دانش لازم برای برنده شدن تو جنگ جهانی دوم شامل ریاضیات محض بود. شامل حل جدول بود.

می‌تونی بگی باشه، پس پیشرفت بزرگ نیاز به دانش غیرقابل پیش‌بینی داره، ولی مقادیر کم پیشرفت، بله، ولی مقادیر کم پیشرفت همیشه به بن‌بست می‌رسن.

پینکر:
ولی در مورد… می‌بینم که نیاز داره هیچ محدودیتی رو دانش نداشته باشه، ولی چرا نیاز داره هیچ محدودیتی رو اهداف نداشته باشه؟

دویچ:
اوه، خب، اهداف یه مسئله‌ی اخلاقی‌ان.

پینکر:
خب، لزوماً نه. یعنی می‌تونه مثل یه ترموستات باشه، می‌تونی بگی هر سیستم غایت‌گرایانه‌ای، یعنی یه سیستمی که برنامه‌ریزی شده که به یه حالت برسه، که تفاوت بین حالت فعلیش و یه حالت هدف رو کمینه کنه. منظورم از اهداف همینه.

دویچ:
این یه مثال از یه سیستم غیرخلاقه، ولی یه سیستم خلاق همیشه در مورد اهداف متضاد یه مشکل داره.

مثلاً اگه تو سال ۱۹۰۰ بود و داشت فکر می‌کرد که چطوری می‌تونیم برق تولید کنیم، باید، اگه خلاق بود، باید با خودش می‌گفت، باید مسیر موتور بخار رو دنبال کنم؟ باید مسیر الکتروشیمیایی رو دنبال کنم؟ باید مسیر انرژی خورشیدی رو دنبال کنم؟ و غیره. و برای انجام این کار، باید یه جور ارزش‌هایی می‌داشت که قادر باشه تغییرشون بده. وگرنه دوباره به یه بن‌بست می‌رسه وقتی که تمام امکانات اخلاقی که در ابتدا باهاش برنامه‌ریزی شده رو بررسی کنه.​​​​​​​​​​​​​​​​
👏4👍2
دیوید دویچ: «روش‌های امروزی آموزش هنوز خیلی شباهت دارن به اون روش‌های قدیمی‌شون که برای جوامع ایستا بود. با اینکه الان همه حرف از تشویق تفکر انتقادی می‌زنن، ولی هنوز واقعیتش اینه که یادگیری طوطی‌واری و فرو کردن الگوهای رفتاری استاندارد از طریق فشار روانی، بخش جدایی‌ناپذیر آموزشه - حتی اگه الان از نظر تئوری کامل یا تا حدی ازش دست کشیده باشیم.

علاوه بر این، در مورد دانش آکادمیک، هنوز توی عمل، این مسئله بدیهی تلقی می‌شه که هدف اصلی آموزش اینه که یه برنامه درسی استاندارد رو دقیقاً منتقل کنه. یکی از نتایجش اینه که مردم دارن دانش علمی رو به شکلی سطحی و ابزاری یاد می‌گیرن. بدون یه رویکرد انتقادی و تشخیص‌دهنده نسبت به چیزایی که یاد می‌گیرن، بیشترشون به طور مؤثر میم‌های علم و منطق توی ذهنشون جا نمی‌افته.

و به همین خاطر ما توی جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مردم می‌تونن روزهاشون رو با وظیفه‌شناسی با تکنولوژی لیزر صرف شمارش سلول‌های خونی کنن، و شب‌هاشون رو چهارزانو بشینن و با تلاوت مانترا بخوان انرژی ماوراءطبیعی رو از زمین بیرون بکشن.»​​​​​​​​​​​​​​​​
👍4👏1
جرد دایمنود ۱۲ عامل رو بر میشمره که تعیین کننده اینه که یک فرد یا یک گروه انسانی که در شرایط بحرانی‌ه چطور از این شرایط بیرون میاد. آیا یک فرد/ملت شکست خورده و فروپاشیده میشه یا اینکه میتونه خودش رو جمع و جور کنه و به مسیر شکوفایی برگرده.
توی این ویدیو این ۱۲ عامل رو معرفی میکنم و نکاتی در مورد ایران میگم. این چهارچوب فکری میتونه کمک کنه که جواب‌های خردمندانه‌تری برای پرسش تکراری و بی جواب «چه باید کرد؟» پیدا کنیم.
👏6👍5