This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بولتزمن در سالهای ۱۸۷۲ تا ۱۸۷۵، توانست پدیده انتروپی را با استفاده از ریاضیات و مکانیک آماری توصیف کند. از نظر او افزایش انتروپی به این علت اتفاق میافتد که از نظر آماری احتمال وجود اتمها در حالت با انتروپی بالاتر بیش از این احتمال برای حالات با انتروپی کمتر است. معادله معروف او در مورد انتروپی و ثابت بولتزمن از مهمترین کشفیات او هستند.
روش بولتزمن مستلزم قبول نظریه اتمی مواد بود که مخالفان سرسختی در بین فیزیکدانان آن زمان داشت.
بولتزمن از بزرگترین فیزیکدانان تاریخ است. فیلم در مورد مفهوم انتروپی بر اساس مکانیک آماری است. او در سال ۱۹۰۶ خودکشی کرد.
@cosmos_physics
روش بولتزمن مستلزم قبول نظریه اتمی مواد بود که مخالفان سرسختی در بین فیزیکدانان آن زمان داشت.
بولتزمن از بزرگترین فیزیکدانان تاریخ است. فیلم در مورد مفهوم انتروپی بر اساس مکانیک آماری است. او در سال ۱۹۰۶ خودکشی کرد.
@cosmos_physics
✅ پیوستار فضا-زمان چیست؟
در سال 1906، اندکی پس از آنکه آلبرت انیشتین نظریه نسبیت خاص خود را اعلام کرد، معلم سابق کالج او در ریاضیات، هرمان مینکوفسکی، طرح جدیدی برای تفکر در مورد فضا و زمان ایجاد کرد که بر ویژگی های هندسی آن تأکید داشت. او در نقل قول معروف خود که در یک سخنرانی عمومی در مورد نسبیت ارائه شد، اعلام کرد :
" چشماندازهای فضا و زمان که میخواهم پیش روی شما بگذارم، از خاک فیزیک تجربی سرچشمه گرفتهاند، و قدرت شان هم در همین نهفته است. آنها رادیکال هستند. از این پس، " فضای ِ به خود برپای و زمان ِ به خود برپای " محکوم به محو شدن در سایه ها هستند. و تنها نوعی اتحاد بین این دو، یک رئالیتی مستقل را حفظ میکند."
این رئالیتی جدید ، فضا و زمان بود که به عنوان سازه های فیزیکی، باید در یک موجودیت ریاضی/فیزیکی جدید به نام «فضا-زمان» ترکیب می شوند، زیرا معادلات نسبیت نشان می دهد که هر دو مختصات مکان و زمان هر رویداد باید با هم توسط ریاضیات به منظور توصیف دقیق آنچه می بینیم مخلوط شوند. از آنجا که فضا از 3 بعد تشکیل شده است و زمان یک بعدی است، بنابراین فضا-زمان باید یک آبجکت 4 بعدی باشد. اعتقاد بر این است که این یک "پیوستار" است زیرا تا آنجا که ما می دانیم، هیچ نقطه گمشده ای در فضا یا در لحظات زمان وجود ندارد، و هر دو را می توان بدون هیچ محدودیت ظاهری در اندازه یا مدت تقسیم کرد. بنابراین، فیزیکدانان در حال حاضر به طور معمول جهان ما را در این پیوستار 4 بعدی فضا-زمان تعبیه کرده اند و همه رویدادها، مکان ها، لحظات تاریخ، کنش ها و غیره بر اساس لوکیشن آنها در فضا-زمان توصیف می شوند.
فضا زمان تکامل نمی یابد، به سادگی وجود دارد. وقتی یک آبجکت خاص را از نقطه ایستاده نمایش فضا-زمانی آن بررسی می کنیم، هر ذره در امتداد جهانخط خود قرار می گیرد. جهانخط یک خط اسپاگتی مانند است که از گذشته تا آینده امتداد دارد و موقعیت مکانی ذره را در هر لحظه از زمان نشان می دهد. این جهانخط به عنوان یک آبجکت کامل وجود دارد که ممکن است اینجا و آنجا برش بخورد تا بتوانید مکان قرارگیری ذره را در یک لحظه خاص ببینید. هنگامی که کاملا جهانخط یک ذره را از روی نیروهای وارد بر آن تعیین کردید ، تاریخچه کامل آن را "حل " کرده اید. این جهانخط با زمان تغییر نمی کند، بلکه صرفاً به عنوان یک آبجکت بی زمان وجود دارد. به طور مشابه، در نسبیت عام، هنگامی که شما معادلات شِکل فضا زمان را حل می کنید، این شکل در زمان تغییر نمی کند، بلکه به عنوان یک آبجکت کاملا بی زمان وجود دارد. می توانید آن را اینجا و آنجا برش دهید تا بررسی کنید که هندسه فضا در یک لحظه خاص چگونه به نظر می رسد. بررسی برشهای متوالی در زمان به شما امکان میدهد ببینید که مثلاً جهان در حال انبساط است یا خیر.
منبع:
https://einstein.stanford.edu/content/relativity/q411.html
@cosmos_physics
در سال 1906، اندکی پس از آنکه آلبرت انیشتین نظریه نسبیت خاص خود را اعلام کرد، معلم سابق کالج او در ریاضیات، هرمان مینکوفسکی، طرح جدیدی برای تفکر در مورد فضا و زمان ایجاد کرد که بر ویژگی های هندسی آن تأکید داشت. او در نقل قول معروف خود که در یک سخنرانی عمومی در مورد نسبیت ارائه شد، اعلام کرد :
" چشماندازهای فضا و زمان که میخواهم پیش روی شما بگذارم، از خاک فیزیک تجربی سرچشمه گرفتهاند، و قدرت شان هم در همین نهفته است. آنها رادیکال هستند. از این پس، " فضای ِ به خود برپای و زمان ِ به خود برپای " محکوم به محو شدن در سایه ها هستند. و تنها نوعی اتحاد بین این دو، یک رئالیتی مستقل را حفظ میکند."
این رئالیتی جدید ، فضا و زمان بود که به عنوان سازه های فیزیکی، باید در یک موجودیت ریاضی/فیزیکی جدید به نام «فضا-زمان» ترکیب می شوند، زیرا معادلات نسبیت نشان می دهد که هر دو مختصات مکان و زمان هر رویداد باید با هم توسط ریاضیات به منظور توصیف دقیق آنچه می بینیم مخلوط شوند. از آنجا که فضا از 3 بعد تشکیل شده است و زمان یک بعدی است، بنابراین فضا-زمان باید یک آبجکت 4 بعدی باشد. اعتقاد بر این است که این یک "پیوستار" است زیرا تا آنجا که ما می دانیم، هیچ نقطه گمشده ای در فضا یا در لحظات زمان وجود ندارد، و هر دو را می توان بدون هیچ محدودیت ظاهری در اندازه یا مدت تقسیم کرد. بنابراین، فیزیکدانان در حال حاضر به طور معمول جهان ما را در این پیوستار 4 بعدی فضا-زمان تعبیه کرده اند و همه رویدادها، مکان ها، لحظات تاریخ، کنش ها و غیره بر اساس لوکیشن آنها در فضا-زمان توصیف می شوند.
فضا زمان تکامل نمی یابد، به سادگی وجود دارد. وقتی یک آبجکت خاص را از نقطه ایستاده نمایش فضا-زمانی آن بررسی می کنیم، هر ذره در امتداد جهانخط خود قرار می گیرد. جهانخط یک خط اسپاگتی مانند است که از گذشته تا آینده امتداد دارد و موقعیت مکانی ذره را در هر لحظه از زمان نشان می دهد. این جهانخط به عنوان یک آبجکت کامل وجود دارد که ممکن است اینجا و آنجا برش بخورد تا بتوانید مکان قرارگیری ذره را در یک لحظه خاص ببینید. هنگامی که کاملا جهانخط یک ذره را از روی نیروهای وارد بر آن تعیین کردید ، تاریخچه کامل آن را "حل " کرده اید. این جهانخط با زمان تغییر نمی کند، بلکه صرفاً به عنوان یک آبجکت بی زمان وجود دارد. به طور مشابه، در نسبیت عام، هنگامی که شما معادلات شِکل فضا زمان را حل می کنید، این شکل در زمان تغییر نمی کند، بلکه به عنوان یک آبجکت کاملا بی زمان وجود دارد. می توانید آن را اینجا و آنجا برش دهید تا بررسی کنید که هندسه فضا در یک لحظه خاص چگونه به نظر می رسد. بررسی برشهای متوالی در زمان به شما امکان میدهد ببینید که مثلاً جهان در حال انبساط است یا خیر.
منبع:
https://einstein.stanford.edu/content/relativity/q411.html
@cosmos_physics
در سال 1940 فاینمن پیشنهاد داد؛
وقتی که الکترون (یا هر ذرهی باردار دیگر) نوسان کند،
هم به گذشته و هم به آینده، امواج الکترومغناطیسی تابش میکند و این پیشنهاد خود را با محاسبه به اثبات رساند.
هر جا و هر وقت این تابش به الکترون دیگری ( یا به هر ذرهی باردار دیگر) برسد آن ذره را به نوسان در میآورد و امواج را در گذشته و آینده پخش میکند.
امواج همپوش، با برهمکنش اغلب یکدیگر را حذف میکنند، درست مثل امواج احتمال در تعبیر کپنهاگی، اما بعضی از امواج که هم از گذشته و هم از آینده میآیند به الکترون اولیه میرسند.
این ایده با کمک استاد ِ فاینمن، یعنی جان ویلر در سال 1941 تکمیل شد و انتشار یافت: تحت عنوان نظریهی مقاومت تابش «ویلر- فاینمن» که مورد قبول همگان قرار نگرفت.
اما 45 سال بعد این ایده توسط جان کرامر وارد مکانیک کوانتومی شد.
کتاب شرودینگر و انقلاب کوانتومی
جان گریبین
@cosmos_physics
وقتی که الکترون (یا هر ذرهی باردار دیگر) نوسان کند،
هم به گذشته و هم به آینده، امواج الکترومغناطیسی تابش میکند و این پیشنهاد خود را با محاسبه به اثبات رساند.
هر جا و هر وقت این تابش به الکترون دیگری ( یا به هر ذرهی باردار دیگر) برسد آن ذره را به نوسان در میآورد و امواج را در گذشته و آینده پخش میکند.
امواج همپوش، با برهمکنش اغلب یکدیگر را حذف میکنند، درست مثل امواج احتمال در تعبیر کپنهاگی، اما بعضی از امواج که هم از گذشته و هم از آینده میآیند به الکترون اولیه میرسند.
این ایده با کمک استاد ِ فاینمن، یعنی جان ویلر در سال 1941 تکمیل شد و انتشار یافت: تحت عنوان نظریهی مقاومت تابش «ویلر- فاینمن» که مورد قبول همگان قرار نگرفت.
اما 45 سال بعد این ایده توسط جان کرامر وارد مکانیک کوانتومی شد.
کتاب شرودینگر و انقلاب کوانتومی
جان گریبین
@cosmos_physics
✅ عمر کیهان دو برابر بیشتر از آن چیزی است که ما فکر می کردیم: به گفته کارشناسان، بیگبنگ 26.7 میلیارد سال پیش رخ داده است.
این دو برابر بیشتر از تخمین قبلیست که نشان می دهد 13.7 میلیارد سال است.
بر اساس یک مطالعه جدید که مدل اخیر کیهانشناسی را به چالش میکشد، کیهان تقریباً دو برابر قدیمیتر از آن چیزی است که فکر میکردیم.
کارشناسان دانشگاه اتاوا مدل جدیدی ابداع کرده اند و ادعا می کنند که مهبانگ 26.7 میلیارد سال پیش اتفاق افتاده است.
پروفسور راجندرا گوپتا، نویسنده این مطالعه گفت: «مدل تازه ما زمان تشکیل کهکشان را چندین میلیارد سال امتداد میدهد و باعث میشود یونیورس 26.7 میلیارد سال و نه 13.7 که قبلاً تخمین زده شده بود ، عمر داشته باشد.
کارشناسان دانشگاه اتاوا مدل جدیدی ابداع کرده اند و ادعا می کنند که بیگبنگ 26.7 میلیارد سال پیش اتفاق افتاده است.
تا به حال، دانشمندان سن یونیورس ما را با مطالعه قدیمیترین ستارگان بر اساس انتقال نوری که از کهکشانهای دور به سرخ میگراید، محاسبه کردهاند.
علاوه بر این، تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا چندین کهکشان اولیه را کشف کرده است که به نظر می رسد در وضعیت تکامل پیشرفته ای هستند.
به گفته پروفسور گوپتا، با اجازه دادن به آنها برای تکامل، بازه زمانی شکل گیری کهکشان های اولیه مشاهده شده توسط تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا در جابجایی های سرخ زیاد می تواند از چند صد میلیون سال به چند میلیارد سال افزایش یابد.
او همچنین پیشنهاد میکند که تفسیر سنتی «ثابت کیهانی cosmological constant »، که نشاندهنده انرژی تاریک مسئول انبساط پرشتاب یونیورس است، نیاز به تجدید نظر دارد.
در عوض، او ثابتی را پیشنهاد میکند که تکامل ثابتهای کوپلینگ را نشان میدهد.
او در بیانیهای افزود: «این اصلاح در مدل کیهانی به حل معمای اندازههای کوچک کهکشانهای مشاهدهشده در یونیورس اولیه کمک میکند و امکان رصد دقیقتر را فراهم میکند».
مرجع مقاله
@cosmos_physics
این دو برابر بیشتر از تخمین قبلیست که نشان می دهد 13.7 میلیارد سال است.
بر اساس یک مطالعه جدید که مدل اخیر کیهانشناسی را به چالش میکشد، کیهان تقریباً دو برابر قدیمیتر از آن چیزی است که فکر میکردیم.
کارشناسان دانشگاه اتاوا مدل جدیدی ابداع کرده اند و ادعا می کنند که مهبانگ 26.7 میلیارد سال پیش اتفاق افتاده است.
پروفسور راجندرا گوپتا، نویسنده این مطالعه گفت: «مدل تازه ما زمان تشکیل کهکشان را چندین میلیارد سال امتداد میدهد و باعث میشود یونیورس 26.7 میلیارد سال و نه 13.7 که قبلاً تخمین زده شده بود ، عمر داشته باشد.
کارشناسان دانشگاه اتاوا مدل جدیدی ابداع کرده اند و ادعا می کنند که بیگبنگ 26.7 میلیارد سال پیش اتفاق افتاده است.
تا به حال، دانشمندان سن یونیورس ما را با مطالعه قدیمیترین ستارگان بر اساس انتقال نوری که از کهکشانهای دور به سرخ میگراید، محاسبه کردهاند.
علاوه بر این، تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا چندین کهکشان اولیه را کشف کرده است که به نظر می رسد در وضعیت تکامل پیشرفته ای هستند.
به گفته پروفسور گوپتا، با اجازه دادن به آنها برای تکامل، بازه زمانی شکل گیری کهکشان های اولیه مشاهده شده توسط تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا در جابجایی های سرخ زیاد می تواند از چند صد میلیون سال به چند میلیارد سال افزایش یابد.
او همچنین پیشنهاد میکند که تفسیر سنتی «ثابت کیهانی cosmological constant »، که نشاندهنده انرژی تاریک مسئول انبساط پرشتاب یونیورس است، نیاز به تجدید نظر دارد.
در عوض، او ثابتی را پیشنهاد میکند که تکامل ثابتهای کوپلینگ را نشان میدهد.
او در بیانیهای افزود: «این اصلاح در مدل کیهانی به حل معمای اندازههای کوچک کهکشانهای مشاهدهشده در یونیورس اولیه کمک میکند و امکان رصد دقیقتر را فراهم میکند».
مرجع مقاله
@cosmos_physics
Mail Online
The Universe is TWICE as old as we thought: The Big Bang happened 26.7 BILLION years ago, expert claims
Experts from the University of Ottawa have devised a new model and claim that the Big Bang happened 26.7 billion years ago.
اینشتین در نامه ای که جدیدا عمومی شده هم خلقت جهان را رد میکند؛ مثل نامه قبلی که باور به ادیان ابراهیمی و خدا را نشانه ضعف دانسته بود و نوشته بود:
The word God is for me nothing but the expression and product of human weakness."
خدا برای من چیزی نیست جز بیان و محصول ضعف بشر
حال در این نامه جدید نیز به خلقت گرایی تاخته است؛
برای اولین بار، نامه ای که توسط آلبرت انیشتین در مورد خلقت جهان نوشته شده است، در مجموعه Raab در آردمور، پاسپورت آمریکا برای فروش عمومی گذاشته شده است.
این نامه که در ۱۱ آوریل ۱۹۵۰ به همسر یک خاخام مشهور در پاسخ به سؤال گروهی از دانشجویان مذهبی در آمریکا نوشته شده، ۱۲۵۰۰۰ دلار ارزش دارد. در آن، انیشتین معتقد است که یک دانشمند نمی تواند به داستان خلقت مد نظر ادیان ابراهیمی باور داشته باشد، و استدلال می کند که علم جایگزین چنین مفاهیم دینی می شود.
اینشتین در جواب یک شخصیت مذهبی که از او به نوعی خواسته بود جبهه ای آشتی جویانه بین علم و دین برقرار کند نوشته معتقد است که تفسیر تحت اللفظی کتاب مقدس، خدا را خالق جهان می داند. اما او ادامه داد که داستان خلقت را قبول ندارد، نه فقط به این دلیل که رد شده است، بلکه به این دلیل که توضیح علمی جایگزین به جای خلقت وجود دارد.
اینشتین در این نامه می نویسد: کسی که ذره ای تحت تفکر علمی آموزش دیده است، با آفرینش دینی جهان بیگانه است.
منبع مقاله
@cosmos_physics
The word God is for me nothing but the expression and product of human weakness."
خدا برای من چیزی نیست جز بیان و محصول ضعف بشر
حال در این نامه جدید نیز به خلقت گرایی تاخته است؛
برای اولین بار، نامه ای که توسط آلبرت انیشتین در مورد خلقت جهان نوشته شده است، در مجموعه Raab در آردمور، پاسپورت آمریکا برای فروش عمومی گذاشته شده است.
این نامه که در ۱۱ آوریل ۱۹۵۰ به همسر یک خاخام مشهور در پاسخ به سؤال گروهی از دانشجویان مذهبی در آمریکا نوشته شده، ۱۲۵۰۰۰ دلار ارزش دارد. در آن، انیشتین معتقد است که یک دانشمند نمی تواند به داستان خلقت مد نظر ادیان ابراهیمی باور داشته باشد، و استدلال می کند که علم جایگزین چنین مفاهیم دینی می شود.
اینشتین در جواب یک شخصیت مذهبی که از او به نوعی خواسته بود جبهه ای آشتی جویانه بین علم و دین برقرار کند نوشته معتقد است که تفسیر تحت اللفظی کتاب مقدس، خدا را خالق جهان می داند. اما او ادامه داد که داستان خلقت را قبول ندارد، نه فقط به این دلیل که رد شده است، بلکه به این دلیل که توضیح علمی جایگزین به جای خلقت وجود دارد.
اینشتین در این نامه می نویسد: کسی که ذره ای تحت تفکر علمی آموزش دیده است، با آفرینش دینی جهان بیگانه است.
منبع مقاله
@cosmos_physics
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هایزنبرگ در مقابل اوپنهایمر
ماجرای رقابت نازی ها و ایالات متحده برای ساختن بمب اتم
ورنر هایزنبرگ یکی از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم است. او نازی نبود و با حزب نازی آلمان رابطه خوبی نداشت. ولی او یک وطن پرست آلمانی بود که برای پیروزی آلمان در جنگ دوم جهانی تلاش کرد.
پروژه ساختن بمب اتمی آلمان نازی با هدایت هایزنبرگ شروع شد. تقریبا همزمان در ایالات متحده تحت رهبری اوپنهایمر پروژه منهتن شروع شد.
بر خلاف ایالات متحده، نازی ها موفق نبودند. آنها سرمایهگذاری کافی نداشتند. تخریب کارخانه آب سنگین در نروژ و انفجار آزمایشگاه هایزنبرگ هم مزید بر علت بود. یکی از علل اصلی به نظر اشتباه محاسباتی هایزنبرگ در جرم لازم اورانیوم برای پیشبرد واکنش زنجیره ای بود. او این "جرم بحرانی" را صدها تن برآورد کرد در حالیکه مقدار واقعی حدود چند کیلوگرم بود. به همین علت هایزنبرگ هنگام شنیدن خبر انفجار بمب اتمی هیروشیما (در آن زمان در حبس نیروی اطلاعاتی انگلیس بود) عملا خبر را باور نکرد چون بمب اتمی را غیر ممکن میدانست. اینکه هایزنبرگ عمدا پروژه را پیش نبرد یک افسانه است!
@cosmos_physics
ماجرای رقابت نازی ها و ایالات متحده برای ساختن بمب اتم
ورنر هایزنبرگ یکی از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم است. او نازی نبود و با حزب نازی آلمان رابطه خوبی نداشت. ولی او یک وطن پرست آلمانی بود که برای پیروزی آلمان در جنگ دوم جهانی تلاش کرد.
پروژه ساختن بمب اتمی آلمان نازی با هدایت هایزنبرگ شروع شد. تقریبا همزمان در ایالات متحده تحت رهبری اوپنهایمر پروژه منهتن شروع شد.
بر خلاف ایالات متحده، نازی ها موفق نبودند. آنها سرمایهگذاری کافی نداشتند. تخریب کارخانه آب سنگین در نروژ و انفجار آزمایشگاه هایزنبرگ هم مزید بر علت بود. یکی از علل اصلی به نظر اشتباه محاسباتی هایزنبرگ در جرم لازم اورانیوم برای پیشبرد واکنش زنجیره ای بود. او این "جرم بحرانی" را صدها تن برآورد کرد در حالیکه مقدار واقعی حدود چند کیلوگرم بود. به همین علت هایزنبرگ هنگام شنیدن خبر انفجار بمب اتمی هیروشیما (در آن زمان در حبس نیروی اطلاعاتی انگلیس بود) عملا خبر را باور نکرد چون بمب اتمی را غیر ممکن میدانست. اینکه هایزنبرگ عمدا پروژه را پیش نبرد یک افسانه است!
@cosmos_physics
تلسکوپ فضایی اقلیدس به نقطه مداری خود در ۱/۵ میلیون کیلومتری زمین رسید و نخستین تصاویرش از کیهان را ثبت کرد.
هدف این کاوشگر ترسیم نیمه تاریک جهان با تجزیه و تحلیل میلیاردها کهکشان است که تا حدود ۱۰ میلیارد سال نوری با ما فاصله دارند.
@cosmos_physics
هدف این کاوشگر ترسیم نیمه تاریک جهان با تجزیه و تحلیل میلیاردها کهکشان است که تا حدود ۱۰ میلیارد سال نوری با ما فاصله دارند.
@cosmos_physics
به مناسبت ۸ آگوست، زادروز پاول دیراک
در سال ۱۹۲۸، پاول دیراک فیزیکدان بزرگ انگلیسی موفق شد با ارائه آنچه امروزه به معادله دیراک موسوم است، نسبیت خاص انیشتن را با تابع موج الکترون سازگار کند.
با استفاده از معادله خود، دیراک پیشبینی کرد که علاوه بر الکترون باید ذرات دیگری با بار مثبت ولی مشابه الکترون وجود داشته باشد. این ذرات به پوزیترون موسوم هستند و در سال ۱۹۳۳ کشف شدند.
معادله دیراک اولین شواهد را برای وجود ضد ماده پیریزی کرد.
دیراک از مهمترین فیزیکدانان قرن بیستم است و به خاطر همین کشف خود موفق به دریافت جایزه نوبل شد.
ضد ماده در جهان ماده نمیتواند مدت زیادی باقی بماند و پس از مدت کوتاهی با معادل ماده خود واکنش نشان داده و نابود می شود.
اینکه چرا جهان قابل مشاهده به طور تقریبا انحصاری از ماده تشکیل شده است نه ضد ماده از مسائل حل نشده فیزیک است.
@cosmos_physics
در سال ۱۹۲۸، پاول دیراک فیزیکدان بزرگ انگلیسی موفق شد با ارائه آنچه امروزه به معادله دیراک موسوم است، نسبیت خاص انیشتن را با تابع موج الکترون سازگار کند.
با استفاده از معادله خود، دیراک پیشبینی کرد که علاوه بر الکترون باید ذرات دیگری با بار مثبت ولی مشابه الکترون وجود داشته باشد. این ذرات به پوزیترون موسوم هستند و در سال ۱۹۳۳ کشف شدند.
معادله دیراک اولین شواهد را برای وجود ضد ماده پیریزی کرد.
دیراک از مهمترین فیزیکدانان قرن بیستم است و به خاطر همین کشف خود موفق به دریافت جایزه نوبل شد.
ضد ماده در جهان ماده نمیتواند مدت زیادی باقی بماند و پس از مدت کوتاهی با معادل ماده خود واکنش نشان داده و نابود می شود.
اینکه چرا جهان قابل مشاهده به طور تقریبا انحصاری از ماده تشکیل شده است نه ضد ماده از مسائل حل نشده فیزیک است.
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 به مناسبت ۱۲ آگوست، زادروز اروین شرودینگر
با وجود دقت بینظیر مکانیک کوانتوم، این نظریه با مشاهدات روزمره در جهان ماکروسکوپیک در تضاد است.
در مکانیک کوانتوم یک ذره میتواند در حالت برهمنهی کوانتومی باشد یعنی در آن واحد در حالتهای مختلف باشد. وقتی ذرات با جهان ماکروسکوپیک تعامل داشته باشند (مشاهده شوند) فقط یکی از این حالات مشاهده خواهد شد. طبق نظر بسیاری از فیزیکدانها، مشاهده یک ذره باعث فروپاشی تابع موج آن میشود!
اروین شرودینگر با نارضایتی از این تفسیر، آزمایش ذهنی معروفش را طراحی کرد.
گربه ای با یک بمب در حالت برهمنهی کوانتومی "سالم/منفجر شده" است در یک جعبه است. تا قبل از باز کردن در جعبه و مشاهده گربه، گربه در برهمنهی "زنده/مرده" است. یعنی در آن واحد هم زنده است و هم مرده! که یک پارادوکس است.
پارادوکس گربه شرودینگر نشان دهنده مشکل حل نشده اندازهگیری در مکانیک کوانتوم است: هنگام مشاهده یک سیستم کوانتومی چه اتفاقی میافتد؟
@cosmos_physics
با وجود دقت بینظیر مکانیک کوانتوم، این نظریه با مشاهدات روزمره در جهان ماکروسکوپیک در تضاد است.
در مکانیک کوانتوم یک ذره میتواند در حالت برهمنهی کوانتومی باشد یعنی در آن واحد در حالتهای مختلف باشد. وقتی ذرات با جهان ماکروسکوپیک تعامل داشته باشند (مشاهده شوند) فقط یکی از این حالات مشاهده خواهد شد. طبق نظر بسیاری از فیزیکدانها، مشاهده یک ذره باعث فروپاشی تابع موج آن میشود!
اروین شرودینگر با نارضایتی از این تفسیر، آزمایش ذهنی معروفش را طراحی کرد.
گربه ای با یک بمب در حالت برهمنهی کوانتومی "سالم/منفجر شده" است در یک جعبه است. تا قبل از باز کردن در جعبه و مشاهده گربه، گربه در برهمنهی "زنده/مرده" است. یعنی در آن واحد هم زنده است و هم مرده! که یک پارادوکس است.
پارادوکس گربه شرودینگر نشان دهنده مشکل حل نشده اندازهگیری در مکانیک کوانتوم است: هنگام مشاهده یک سیستم کوانتومی چه اتفاقی میافتد؟
@cosmos_physics
✅ نوسانات کوانتومی
نوسانات کوانتومی بذرهای ناهمگن ِ حالت فرا پایدار میدان اینفلاتون هستند که طی دوره تورم کیهانی رشد کرده و بزرگ شده اند ، و پتانسیل را به سمت خلاء پایدارتر کاهش میدهند. نوسانات کوانتومی در خلاء، همانطور که در اثر کازمیر نشان داده شده است، احتمالا منبع انرژی تاریک باشند یا دست کم در مقدار مشاهده شده آن مشارکت داشته اند .
ماهیت نوسانات کوانتومی همچنان بحث برانگیز است. در حالی که تئوری کوانتومی پیشبینیهای احتمالی از آمار ظاهرا تصادفی شامل خروجی های آزمایش های تجربی را به دست میدهد، برونیابی این ساختارهای آماری تا مقیاس میکروسکوپی در غیاب یک بستر تجربی اعتبار کاملی ندارد . این با فلسفه بوهر که بر اساس آن پدیدههای کوانتومی را فقط میتوان در یک زمینه تجربی معین تعریف و توصیف کرد، در تضاد است و این یکی از دلایلی که کاربرد نظریه کوانتومی در یونیورس به عنوان یک کلیّت را همیشه مورد تشکیک قرار داده است. همچنین بر مسئله اندازهگیری تأثیر میگذارد: در نظریه دنیاهای متعدد اوِرت، هیچ حالت نوسانگر کوانتومی وجود ندارد، به جز در سطح مؤثری که توسط شاخهبندی و ناهمدوسی تعریف شده است، در حالی که در تئوری های فرورُمبش دینامیکی مانند تئوری GRW (گیراردی، ریمینی و وبر) مکانیک کوانتومی دقیقاً با معرفی یک عنصر شانسی در دینامیکاش ، اصلاح می شود.
جذابیت پایدار تصویر نوسانات مکانیکی کوانتومی که در سطح میکروسکوپی اتفاق میافتد از تفسیر مقادیر چشمداشتی کمیتهای دینامیکی بر حسب میانگینهای آماری ناشی میشود. به عنوان مثال، مفهوم «عدم قطعیت » در روابط عدم قطعیت هایزنبرگ، به تبعیت از بور، احتمالا به منظور ، عدم تعریف پذیری در نظر گرفته شود، همچنین شاید به منظور جهل یا بی دانشی تلقی شود که دو معنای متعارف این اصطلاح در تئوریهای رایج احتمالات هستند . رابطه عدم قطعیت زمان-انرژی اغلب در این بستر مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال، این یک رابطه عدم قطعیت است که بیشترین مشکل را ایجاد می کند، زیرا هیچ عملگر زمانی در نظریه کوانتومی وجود ندارد، و در جایی که روابط عدم قطعیت به خوبی تعریف شده است، از نقطه نظر ریاضی، کمیت های درگیر در همه موارد به عنوان مقادیر چشمداشتی ارائه می شوند.
در حالی که چگالی انرژی یک میدان کوانتومی در خلاء (و در نتیجه شاید انرژی تاریک) نیز با یک مقدار چشمداشتی داده میشود، شامل مفهوم "نوسان" نیست، این یک سوال ایجاد می شود که آیا این اصطلاح در سطح میکروسکوپی توان توضیحی واقعی دارد یا خیر؟ با این حال، کاربرد نوسانات در سطح میکروسکوپی، به دنبال رشد تصاعدی در دوره تورمی، برای توضیح شکلگیری ساختار در جهان بسیار اولیه ، وجود دارد . اینکه آیا این با تئوری دنیاهای متعدد سازگار است یا خیر، بستگی به این دارد که آیا برهم نهی حالت هایی که تغییرات کوچکی در (مقادیر چشم داشتی) چگالی انرژی نشان می دهند، ناهمدوس می شوند یا خیر! برهم نهی آنها ممکن است تقارن کامل داشته باشد، اما هیچ یک از مولفه ها هنگام ناهمدوسی ، نیازی به تقارن ندارند.
@cosmos_physics
نوسانات کوانتومی بذرهای ناهمگن ِ حالت فرا پایدار میدان اینفلاتون هستند که طی دوره تورم کیهانی رشد کرده و بزرگ شده اند ، و پتانسیل را به سمت خلاء پایدارتر کاهش میدهند. نوسانات کوانتومی در خلاء، همانطور که در اثر کازمیر نشان داده شده است، احتمالا منبع انرژی تاریک باشند یا دست کم در مقدار مشاهده شده آن مشارکت داشته اند .
ماهیت نوسانات کوانتومی همچنان بحث برانگیز است. در حالی که تئوری کوانتومی پیشبینیهای احتمالی از آمار ظاهرا تصادفی شامل خروجی های آزمایش های تجربی را به دست میدهد، برونیابی این ساختارهای آماری تا مقیاس میکروسکوپی در غیاب یک بستر تجربی اعتبار کاملی ندارد . این با فلسفه بوهر که بر اساس آن پدیدههای کوانتومی را فقط میتوان در یک زمینه تجربی معین تعریف و توصیف کرد، در تضاد است و این یکی از دلایلی که کاربرد نظریه کوانتومی در یونیورس به عنوان یک کلیّت را همیشه مورد تشکیک قرار داده است. همچنین بر مسئله اندازهگیری تأثیر میگذارد: در نظریه دنیاهای متعدد اوِرت، هیچ حالت نوسانگر کوانتومی وجود ندارد، به جز در سطح مؤثری که توسط شاخهبندی و ناهمدوسی تعریف شده است، در حالی که در تئوری های فرورُمبش دینامیکی مانند تئوری GRW (گیراردی، ریمینی و وبر) مکانیک کوانتومی دقیقاً با معرفی یک عنصر شانسی در دینامیکاش ، اصلاح می شود.
جذابیت پایدار تصویر نوسانات مکانیکی کوانتومی که در سطح میکروسکوپی اتفاق میافتد از تفسیر مقادیر چشمداشتی کمیتهای دینامیکی بر حسب میانگینهای آماری ناشی میشود. به عنوان مثال، مفهوم «عدم قطعیت » در روابط عدم قطعیت هایزنبرگ، به تبعیت از بور، احتمالا به منظور ، عدم تعریف پذیری در نظر گرفته شود، همچنین شاید به منظور جهل یا بی دانشی تلقی شود که دو معنای متعارف این اصطلاح در تئوریهای رایج احتمالات هستند . رابطه عدم قطعیت زمان-انرژی اغلب در این بستر مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال، این یک رابطه عدم قطعیت است که بیشترین مشکل را ایجاد می کند، زیرا هیچ عملگر زمانی در نظریه کوانتومی وجود ندارد، و در جایی که روابط عدم قطعیت به خوبی تعریف شده است، از نقطه نظر ریاضی، کمیت های درگیر در همه موارد به عنوان مقادیر چشمداشتی ارائه می شوند.
در حالی که چگالی انرژی یک میدان کوانتومی در خلاء (و در نتیجه شاید انرژی تاریک) نیز با یک مقدار چشمداشتی داده میشود، شامل مفهوم "نوسان" نیست، این یک سوال ایجاد می شود که آیا این اصطلاح در سطح میکروسکوپی توان توضیحی واقعی دارد یا خیر؟ با این حال، کاربرد نوسانات در سطح میکروسکوپی، به دنبال رشد تصاعدی در دوره تورمی، برای توضیح شکلگیری ساختار در جهان بسیار اولیه ، وجود دارد . اینکه آیا این با تئوری دنیاهای متعدد سازگار است یا خیر، بستگی به این دارد که آیا برهم نهی حالت هایی که تغییرات کوچکی در (مقادیر چشم داشتی) چگالی انرژی نشان می دهند، ناهمدوس می شوند یا خیر! برهم نهی آنها ممکن است تقارن کامل داشته باشد، اما هیچ یک از مولفه ها هنگام ناهمدوسی ، نیازی به تقارن ندارند.
@cosmos_physics
Forwarded from Order of Quantum Foundations
♨️انجمن علمی دانشجویی فیزیک دانشگاه تهران برگزار میکند:
⚜️حلقه بنیان نظریه کوانتوم، حلقهای انتقادی به بنیانهای نظریه مکانیک کوانتومی و چالشهای موجود میباشد.
محوریت اصلی بحثهایمان مقالات تاریخی مهم که آغازگر عصر کوانتومیاند، میباشد.
🕰️زمان: یکشنبهها ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷:۳۰
🎓مکان: دانشکده فیزیک دانشگاه تهران، ساختمان حسابی، کلاس شماره ۱۴
🔸شرکت برای عموم آزاد و به صورت رایگان است.
اطلاعات بیشتر در کانال زیر:
@TheQuantumFoundations
@utsap
⚜️حلقه بنیان نظریه کوانتوم، حلقهای انتقادی به بنیانهای نظریه مکانیک کوانتومی و چالشهای موجود میباشد.
محوریت اصلی بحثهایمان مقالات تاریخی مهم که آغازگر عصر کوانتومیاند، میباشد.
🕰️زمان: یکشنبهها ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷:۳۰
🎓مکان: دانشکده فیزیک دانشگاه تهران، ساختمان حسابی، کلاس شماره ۱۴
🔸شرکت برای عموم آزاد و به صورت رایگان است.
اطلاعات بیشتر در کانال زیر:
@TheQuantumFoundations
@utsap
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 به مناسبت ۲۷ سپتامبر، روز چاپ مقاله همارزی جرم و انرژی نوشته آلبرت اینشتین.
۲۷ سپتامبر ۱۹۰۵، آلبرت اینشتین در یکی از مهمترین مقالات تاریخ علم، همارزی جرم و انرژی را نشان داد و معادله معروف
E=mc^2
را بیان کرد.
این مقاله بر اساس نسبیت خاص اینشتین که در همان سال توسط او بیان شده بود، بنا شده است و فیلم به اشتراک گذاشته شده نحوه اثبات همارزی جرم و انرزی توسط اینشتین را نشان میدهد.
@cosmos_physics
۲۷ سپتامبر ۱۹۰۵، آلبرت اینشتین در یکی از مهمترین مقالات تاریخ علم، همارزی جرم و انرژی را نشان داد و معادله معروف
E=mc^2
را بیان کرد.
این مقاله بر اساس نسبیت خاص اینشتین که در همان سال توسط او بیان شده بود، بنا شده است و فیلم به اشتراک گذاشته شده نحوه اثبات همارزی جرم و انرزی توسط اینشتین را نشان میدهد.
@cosmos_physics
کشف نوترینوها در یک آزمایش برخورد دهنده برای اولین بار
اوایل سال جاری، برای اولین بار، دانشمندان نوترینوهای ایجاد شده در یک برخورد دهنده ذرات را شناسایی کردند.
این ذرات زیراتمی فراوان و در عین حال مرموز به قدری از سایر مواد جدا شدهاند که مانند شبح در آنها حرکت میکنند و به آنها لقب «ذرات روح» داده میشود.
محققان میگویند که این پژوهش نشاندهنده اولین مشاهده مستقیم نوترینوهای برخورددهنده است و به ما کمک میکند تا بفهمیم این ذرات چگونه شکل میگیرند، خواص آنها و نقش آنها در تکامل کیهان چیست.
نوترینوها یکی از فراوانترین ذرات زیراتمی در کیهان هستند و پس از فوتونها در رتبه دوم قرار دارند. اما آنها هیچ بار الکتریکی ندارند، جرم آنها تقریبا صفر است و به سختی با ذرات دیگری که با آنها روبرو میشوند، برهمکنش میکنند. در حال حاضر صدها میلیارد نوترینو در بدن شما جریان دارند.
لینک خبر
@cosmos_physics
اوایل سال جاری، برای اولین بار، دانشمندان نوترینوهای ایجاد شده در یک برخورد دهنده ذرات را شناسایی کردند.
این ذرات زیراتمی فراوان و در عین حال مرموز به قدری از سایر مواد جدا شدهاند که مانند شبح در آنها حرکت میکنند و به آنها لقب «ذرات روح» داده میشود.
محققان میگویند که این پژوهش نشاندهنده اولین مشاهده مستقیم نوترینوهای برخورددهنده است و به ما کمک میکند تا بفهمیم این ذرات چگونه شکل میگیرند، خواص آنها و نقش آنها در تکامل کیهان چیست.
نوترینوها یکی از فراوانترین ذرات زیراتمی در کیهان هستند و پس از فوتونها در رتبه دوم قرار دارند. اما آنها هیچ بار الکتریکی ندارند، جرم آنها تقریبا صفر است و به سختی با ذرات دیگری که با آنها روبرو میشوند، برهمکنش میکنند. در حال حاضر صدها میلیارد نوترینو در بدن شما جریان دارند.
لینک خبر
@cosmos_physics
نوبل فيزيک به این سه فيزيکدان تعلق گرفت
آکادمی سلطنتی علوم سوئد جایزه نوبل فیزیک ٢٠٢٣ را به پیر آگوستینی، فرنک کراوس و آن لوهولیه «برای روشهای آزمایشی که پالسهای آتو (ده به توان منفی ۱۸) ثانیه ای نور برای مطالعه دینامیک الکترون در ماده تولید میکنند» اعطا کرد.
@cosmos_physics
آکادمی سلطنتی علوم سوئد جایزه نوبل فیزیک ٢٠٢٣ را به پیر آگوستینی، فرنک کراوس و آن لوهولیه «برای روشهای آزمایشی که پالسهای آتو (ده به توان منفی ۱۸) ثانیه ای نور برای مطالعه دینامیک الکترون در ماده تولید میکنند» اعطا کرد.
@cosmos_physics
Cosmology
نوبل فيزيک به این سه فيزيکدان تعلق گرفت آکادمی سلطنتی علوم سوئد جایزه نوبل فیزیک ٢٠٢٣ را به پیر آگوستینی، فرنک کراوس و آن لوهولیه «برای روشهای آزمایشی که پالسهای آتو (ده به توان منفی ۱۸) ثانیه ای نور برای مطالعه دینامیک الکترون در ماده تولید میکنند» اعطا…
popular-physicsprize2023.pdf
420.1 KB
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ادوین هابل، ستارهشناس آمریکایی در دو کشف جنجال برانگیز موفق شد ستاره شناسی را متحول کند.
او در سال ۱۹۲۵، موفق شد کشف کند که اندرومدا یک کهکشان با فاصله بسیار زیاد از کهکشان راه شیری است. تا قبل از این کشف، جهان هستی را فقط کهکشان راه شیری میدانستند.
چهار سال بعد در مطالعه کهکشانهای متعدد، هابل ثابت کرد که کهکشانها از زمین دور میشوند و سرعت این دور شدن متناسب با فاصله آنها با زمین است (قانون هابل). با این کشف مشخص شد که جهان هستی در حال گسترش است.
فیلم مربوط به زندگی علمی هابل است.
زبان اصلی
@cosmos_physics
او در سال ۱۹۲۵، موفق شد کشف کند که اندرومدا یک کهکشان با فاصله بسیار زیاد از کهکشان راه شیری است. تا قبل از این کشف، جهان هستی را فقط کهکشان راه شیری میدانستند.
چهار سال بعد در مطالعه کهکشانهای متعدد، هابل ثابت کرد که کهکشانها از زمین دور میشوند و سرعت این دور شدن متناسب با فاصله آنها با زمین است (قانون هابل). با این کشف مشخص شد که جهان هستی در حال گسترش است.
فیلم مربوط به زندگی علمی هابل است.
زبان اصلی
@cosmos_physics