تاریخ کیهانشناسی
کیهان شناسی مطالعهٔ جهان و اجزای آن، چگونگی شکل گیری، چگونگی تکامل و آیندهٔ آن است. کیهان شناسی مدرن از ایده های قبل از تاریخ ثبت شده رشد کرده است. انسان باستانی سؤالاتی مانند "در اطراف من چه می گذرد؟" که سپس به "چگونه جهان کار می کند؟"، سوال کلیدی که کیهان شناسی می پرسد، تبدیل شد.
از نظر مطالعات دینی، کیهانشناسی دربارهٔ دنیایی است که به طور خداباورانه ایجاد شده است که توسط نیروهای ماوراءالطبیعه اداره میشود. از نظر دانشمندان، کیهان شناسی مدرن در مورد توسعهٔ کامل ترین و مقرون به صرفه ترین درک ممکن از جهان است که با مشاهدات روشن شده توسط نیروهای طبیعی سازگار باشد. ما در درجهٔ اول نوع دوم کیهان شناسی را در این دوره بررسی خواهیم کرد.
بسیاری از اولین مشاهدات علمی ثبت شده، در مورد کیهان شناسی بودند و پیگیری درک و فهم آن برای بیش از 5000 سال ادامه داشته است. کیهانشناسی در 20 سال گذشته با اطلاعات کاملاً جدیدی در مورد ساختار، منشأ و تکامل جهان که از طریق پیشرفتهای فناوری اخیر در تلسکوپها و رصدخانههای فضایی به دست آمده است، گسترده شده است و اساساً به جستجویی برای درک نه تنها آنچه جهان را میسازد (اشیاء درون آن) بلکه معماری کلی آن تبدیل شده است.
کیهان شناسی مدرن در مرز بین علم و فلسفه قرار دارد، به فلسفه نزدیک است زیرا سؤالات اساسی در مورد جهان می پرسد، به علم نزدیک است زیرا به دنبال پاسخ هایی در قالب درک تجربی با مشاهده و تبیین عقلانی است. بنابراین، نظریههای کیهانشناسی با تنشی بین یک میل فلسفی به سادگی و میل به شامل کردن همه ویژگیهای جهان در مقابل پیچیدگی کل آن عمل میکنند.
کیهانشناسی نوسنگی
کیهان شناسی قدمتی به اندازهٔ نوع بشر دارد. زمانی که گروههای اجتماعی بدوی، زبان را توسعه دادند، گامی کوتاه برای اولین تلاشهایشان برای درک جهان اطرافشان بود. کیهان شناسی بسیار اولیه، از دوران نوسنگی 20000 تا 100000 سال پیش، بسیار محلی بود. جهان چیزی بود که شما بلافاصله با آن تعامل داشتید.چیزهای کیهان شناختی آب و هوا، زلزله، تغییرات شدید در محیط شما و غیره بودند.چیزهایی که خارج از تجربهٔ روزانهٔ شما فراطبیعی به نظر می رسیدند، و بنابراین ما آن را زمان کیهان شناسی جادویی (Magic Cosmology) می نامیم.
اولین شواهد فیزیکی از تفکر نجومی و کیهانشناسی، تقویم قمری است که بر روی یک قطعه استخوان در جنوب صحرای آفریقا یافت شده و مربوط به حدود 20000 سال قبل از میلاد است. سازههای سنگی غولپیکر متاخر با هدف نجومی در آفریقا و اروپا در حدود 5000 سال قبل از میلاد ظاهر میشوند (نسخههای ابتدایی مجموعهٔ معروف استون هنج در بریتانیا). ذکر این نکته حائز اهمیت است که این ساختارها و فناوریها توسط فرهنگهای متعددی ساخته شدهاند که هیچ تماسی با یکدیگر نداشتهاند. به عبارت دیگر، نتایجی که آنها در مورد جهان به دست آوردند سراسری بود و مردم زمان حاضر بودند منابع قابل توجهی را برای بیان این ایده ها اختصاص دهند. انسان های اولیه افکار و احساسات درونی خود را در یک دنیای جاندارپنداری بیرونی طرحریزی می کردند، دنیایی که همه چیز در آن زنده بود. انسانها از طریق دعا، قربانی و هدیه به ارواح، بر پدیده های دنیای خود مسلط شدند. این یک جهانبینی انساننما (جادویی) از خاک، آب، باد و آتش زنده است که مردان و زنان احساسات و انگیزههای خود را به عنوان نیروهای راهنما در آن طرحریزی میکنند.
اولین رصد نجومی ثبت شده، دیسک آسمان نبرا (Nebra sky disk) از شمال اروپا است که قدمت آن به حدود 1600 سال قبل از میلاد می رسد. این دیسک برنزی 30 سانتی متری، خورشید، یک هلال ماه و ستارگان (از جمله خوشهٔ ستاره ای Pleiades) را به تصویر می کشد. این دیسک احتمالاً یک نماد مذهبی و همچنین یک ابزار نجومی یا تقویم خام است. در نیمکرهٔ غربی، درک مشابهی از رفتار پایه ستاره ها و سیاره ها در حال توسعه بود. به عنوان مثال، فرهنگ بومیان آمریکا در همان زمان، نقاشی های سنگی یا سنگ نگاره های پدیده های نجومی را می کشیدند. واضحترین نمونه در زیر یافت میشود، سنگ نگارهای که ابرنواختر 1006 پس از میلاد را نشان میدهد که منجر به سحابی خرچنگ (Crab Nebula) شد.
بعداً در تاریخ، 5000 تا 20000 سال پیش، نوع بشر شروع به سازماندهی خود و توسعهٔ آنچه ما امروزه فرهنگ می نامیم، کرد. احساس ماندگاری بیشتر در وجود روزانهٔ شما منجر به توسعهٔ اسطوره ها، به ویژه اسطوره های خلقت برای توضیح منشاء جهان می شود.
ادامه مطلب
@cosmos_physics
کیهان شناسی مطالعهٔ جهان و اجزای آن، چگونگی شکل گیری، چگونگی تکامل و آیندهٔ آن است. کیهان شناسی مدرن از ایده های قبل از تاریخ ثبت شده رشد کرده است. انسان باستانی سؤالاتی مانند "در اطراف من چه می گذرد؟" که سپس به "چگونه جهان کار می کند؟"، سوال کلیدی که کیهان شناسی می پرسد، تبدیل شد.
از نظر مطالعات دینی، کیهانشناسی دربارهٔ دنیایی است که به طور خداباورانه ایجاد شده است که توسط نیروهای ماوراءالطبیعه اداره میشود. از نظر دانشمندان، کیهان شناسی مدرن در مورد توسعهٔ کامل ترین و مقرون به صرفه ترین درک ممکن از جهان است که با مشاهدات روشن شده توسط نیروهای طبیعی سازگار باشد. ما در درجهٔ اول نوع دوم کیهان شناسی را در این دوره بررسی خواهیم کرد.
بسیاری از اولین مشاهدات علمی ثبت شده، در مورد کیهان شناسی بودند و پیگیری درک و فهم آن برای بیش از 5000 سال ادامه داشته است. کیهانشناسی در 20 سال گذشته با اطلاعات کاملاً جدیدی در مورد ساختار، منشأ و تکامل جهان که از طریق پیشرفتهای فناوری اخیر در تلسکوپها و رصدخانههای فضایی به دست آمده است، گسترده شده است و اساساً به جستجویی برای درک نه تنها آنچه جهان را میسازد (اشیاء درون آن) بلکه معماری کلی آن تبدیل شده است.
کیهان شناسی مدرن در مرز بین علم و فلسفه قرار دارد، به فلسفه نزدیک است زیرا سؤالات اساسی در مورد جهان می پرسد، به علم نزدیک است زیرا به دنبال پاسخ هایی در قالب درک تجربی با مشاهده و تبیین عقلانی است. بنابراین، نظریههای کیهانشناسی با تنشی بین یک میل فلسفی به سادگی و میل به شامل کردن همه ویژگیهای جهان در مقابل پیچیدگی کل آن عمل میکنند.
کیهانشناسی نوسنگی
کیهان شناسی قدمتی به اندازهٔ نوع بشر دارد. زمانی که گروههای اجتماعی بدوی، زبان را توسعه دادند، گامی کوتاه برای اولین تلاشهایشان برای درک جهان اطرافشان بود. کیهان شناسی بسیار اولیه، از دوران نوسنگی 20000 تا 100000 سال پیش، بسیار محلی بود. جهان چیزی بود که شما بلافاصله با آن تعامل داشتید.چیزهای کیهان شناختی آب و هوا، زلزله، تغییرات شدید در محیط شما و غیره بودند.چیزهایی که خارج از تجربهٔ روزانهٔ شما فراطبیعی به نظر می رسیدند، و بنابراین ما آن را زمان کیهان شناسی جادویی (Magic Cosmology) می نامیم.
اولین شواهد فیزیکی از تفکر نجومی و کیهانشناسی، تقویم قمری است که بر روی یک قطعه استخوان در جنوب صحرای آفریقا یافت شده و مربوط به حدود 20000 سال قبل از میلاد است. سازههای سنگی غولپیکر متاخر با هدف نجومی در آفریقا و اروپا در حدود 5000 سال قبل از میلاد ظاهر میشوند (نسخههای ابتدایی مجموعهٔ معروف استون هنج در بریتانیا). ذکر این نکته حائز اهمیت است که این ساختارها و فناوریها توسط فرهنگهای متعددی ساخته شدهاند که هیچ تماسی با یکدیگر نداشتهاند. به عبارت دیگر، نتایجی که آنها در مورد جهان به دست آوردند سراسری بود و مردم زمان حاضر بودند منابع قابل توجهی را برای بیان این ایده ها اختصاص دهند. انسان های اولیه افکار و احساسات درونی خود را در یک دنیای جاندارپنداری بیرونی طرحریزی می کردند، دنیایی که همه چیز در آن زنده بود. انسانها از طریق دعا، قربانی و هدیه به ارواح، بر پدیده های دنیای خود مسلط شدند. این یک جهانبینی انساننما (جادویی) از خاک، آب، باد و آتش زنده است که مردان و زنان احساسات و انگیزههای خود را به عنوان نیروهای راهنما در آن طرحریزی میکنند.
اولین رصد نجومی ثبت شده، دیسک آسمان نبرا (Nebra sky disk) از شمال اروپا است که قدمت آن به حدود 1600 سال قبل از میلاد می رسد. این دیسک برنزی 30 سانتی متری، خورشید، یک هلال ماه و ستارگان (از جمله خوشهٔ ستاره ای Pleiades) را به تصویر می کشد. این دیسک احتمالاً یک نماد مذهبی و همچنین یک ابزار نجومی یا تقویم خام است. در نیمکرهٔ غربی، درک مشابهی از رفتار پایه ستاره ها و سیاره ها در حال توسعه بود. به عنوان مثال، فرهنگ بومیان آمریکا در همان زمان، نقاشی های سنگی یا سنگ نگاره های پدیده های نجومی را می کشیدند. واضحترین نمونه در زیر یافت میشود، سنگ نگارهای که ابرنواختر 1006 پس از میلاد را نشان میدهد که منجر به سحابی خرچنگ (Crab Nebula) شد.
بعداً در تاریخ، 5000 تا 20000 سال پیش، نوع بشر شروع به سازماندهی خود و توسعهٔ آنچه ما امروزه فرهنگ می نامیم، کرد. احساس ماندگاری بیشتر در وجود روزانهٔ شما منجر به توسعهٔ اسطوره ها، به ویژه اسطوره های خلقت برای توضیح منشاء جهان می شود.
ادامه مطلب
@cosmos_physics
The Theoretical Minimum GR.pdf
5.2 MB
📚نسبیت عام از مجموعه حداقل ها
لئونارد ساسکایند
کتابی مفهومی و مقدمه بسیار خوب برای شروع نسبیت عام است، همچنین تاکید کتاب بر مفاهیم هست.
General Relativity
The Theoretical Minimum, Basic Books - 2023
@cosmos_physics
لئونارد ساسکایند
کتابی مفهومی و مقدمه بسیار خوب برای شروع نسبیت عام است، همچنین تاکید کتاب بر مفاهیم هست.
General Relativity
The Theoretical Minimum, Basic Books - 2023
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هی جورج ، مردم روز به روز بيشتر به فيزيك كائنات و كيهانشناسی علاقمند میشن ؛ ممكنه برخی اصطلاحات كيهانشناسي رو برامون توضيح بدی بفهمیم جهان چطوری کار میکنه ؟!
جورج الیس، کیهانشناس
@cosmos_physics
جورج الیس، کیهانشناس
@cosmos_physics
به مناسبت ۱۹ رمضان سالروز درگذشت غیاث الدین جمشید کاشانی
یکی از دقیقترین تقریبهای پی در قرن هشتم هجری توسط غیاث الدین جمشید کاشانی، ریاضیدان برجسته ایرانی صورت گرفت. او توانست عدد پی را تا شانزده رقم اعشار تخمین بزند که تا دو قرن دقیقترین تقریب بود.
تصویر مربوط به ضرایب پی است در کتاب "رساله محیطیه".
جمله معروفی در ابتدای "رسالة محیطیه" دارد
"الحمد الله العالم بنسبه القطر الی المحیط
سپاس خدایی را که به نسبت قطر و محیط (دایره) آگاه است"
کاشانی آخرین ریاضیدان بزرگ دوران طلایی اسلامی است و در غرب به Al-kashi معروف است.
علاوه بر محاسبه دقیق پی، او توانست دقیق ترین تقریب از سینوس یک درجه را به دست آورد.
او اولین کسی است که قانون کسینوس ها را به روشنی بیان کرد. این قانون در فرانسوی به
théorème d'Al-Kashi
معروف است.
کتاب "مفتاح الحساب" او از شاهکارهای ریاضیات در قرون وسطی است.
@cosmos_physics
یکی از دقیقترین تقریبهای پی در قرن هشتم هجری توسط غیاث الدین جمشید کاشانی، ریاضیدان برجسته ایرانی صورت گرفت. او توانست عدد پی را تا شانزده رقم اعشار تخمین بزند که تا دو قرن دقیقترین تقریب بود.
تصویر مربوط به ضرایب پی است در کتاب "رساله محیطیه".
جمله معروفی در ابتدای "رسالة محیطیه" دارد
"الحمد الله العالم بنسبه القطر الی المحیط
سپاس خدایی را که به نسبت قطر و محیط (دایره) آگاه است"
کاشانی آخرین ریاضیدان بزرگ دوران طلایی اسلامی است و در غرب به Al-kashi معروف است.
علاوه بر محاسبه دقیق پی، او توانست دقیق ترین تقریب از سینوس یک درجه را به دست آورد.
او اولین کسی است که قانون کسینوس ها را به روشنی بیان کرد. این قانون در فرانسوی به
théorème d'Al-Kashi
معروف است.
کتاب "مفتاح الحساب" او از شاهکارهای ریاضیات در قرون وسطی است.
@cosmos_physics
اندازه گیری جدید «نردبان کیهانی» ما را با یک مشکل فیزیک بزرگ مواجه میکند
برخی از اسرار در علم با اندازه گیری های دقیق تر ناپدید می شوند و شکاف ها را با پفکی از داده های جدید حل می کنند. و گاهی اوقات، یک نگاه دوم به سادگی این واقعیت را تقویت می کند که شما یک رمز و راز در دستان خود دارید.
این مورد دوم در مورد یک مطالعه جدید است که اساسی ترین قوانین فیزیک جهان را به چالش می کشد.
ثابت هابل بیانگر سرعت انبساط کیهان است. متأسفانه، بسته به نحوه اندازه گیری آن، بیش از یک راه حل برای آن وجود دارد.
نرخ انبساط محاسبه شده با استفاده از درخشش ضعیف باقی مانده از اولین نوری که تاکنون وجود داشته است، که به عنوان پسزمینه مایکروویو کیهانی شناخته میشود ، حدود 68 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک است. با نگاهی به نحوه عقب نشینی ستارگان و کهکشان ها از ما، سرعت آن بیشتر به 73 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک می رسد.
این دو مجموعه اندازه گیری به وضوح مطابقت ندارند. حتی نزدیک نیست. اما اگر جزئیات کوچکی اشتباه داشتیم، مانند فاصله واقعی اجسام دور که پرواز آنها را در فاصله محاسبه میکنیم، ممکن است این احتمال وجود داشته باشد که این دو عدد به همپوشانی نزدیکتر شوند.
در این مطالعه جدید، محققان موسسه فناوری فدرال سوئیس لوزان (EPFL) از دادههای فضاپیمای گایا برای تنظیم مجدد روشنایی ستارههای تپنده معروف به قیفاووس استفاده کردند .
با پیوند دادن یک روشنایی شناخته شده با فاصله، و سپس جستجوی نمونه هایی در اعماق فضا، می توانیم به طور دقیق مقیاسی را برای کیهان به هم بچینیم. این کالیبراسیون اولین پله از یک "نردبان کیهانی" است که برای محاسبه فواصل هرچه بیشتر در فضا و از طریق آن سرعت بزرگتر شدن کیهان استفاده می شود.
خبر خوب این است که بهبود در دقت به ما کمک می کند تا ثابت هابل را بهتر بفهمیم .
سپس یک خبر نه چندان خوب وجود دارد. آخرین داده ها ثابت یا نرخ انبساط هابل km/s/Mpc 73.0 ± 1.0 را تایید می کند، که آن را به اندازه گیری جایگزین 0.5 ± 67.4 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک نزدیک نمی کند.
این شکاف ("تنش هابل") 5.6 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک همچنان یک مشکل مهم است. جایی اشتباه است، و اکنون ما حتی بیشتر از همیشه به آن اطمینان داریم.
ریچارد اندرسون، اخترفیزیکدان EPFL میگوید : «هرچه بیشتر تأیید کنیم که محاسباتمان دقیق هستند، بیشتر میتوانیم نتیجه بگیریم که این اختلاف به این معنی است که درک ما از جهان اشتباه است، که جهان کاملاً آنطور که فکر میکردیم نیست.»
محققان می گویند روش خوانش های جدید، از طریق کشف خوشه های جدید قیفاووسی و مشاهدات از زوایای متعدد، به علاوه ارجاع متقابل با خوشه های دیگر، می تواند در بسیاری از محاسبات دیگر از نور و فاصله در فضا استفاده شود.
در واقع، حتی در بررسی هندسه راه شیری به عنوان یک کل مفید خواهد بود: اینکه چگونه عناصر کهکشان ما قرار گرفته اند و چگونه با کهکشان های دیگر دورتر از سیاره مادری ما ارتباط دارد.
اختر فیریکدان، Mauricio Cruz Reyes از EPFL می گوید : «کالیبراسیون بسیار دقیقی که ما ایجاد کردیم به ما امکان می دهد اندازه و شکل کهکشان راه شیری را به عنوان یک کهکشان با صفحه تخت و فاصله آن از دیگر کهکشان ها را بهتر تعیین کنیم.
کار ما همچنین قابلیت اطمینان دادههای گایا را با مقایسه آنها با تلسکوپهای دیگر تأیید کرد.»
لینک خبر
@cosmos_physics
برخی از اسرار در علم با اندازه گیری های دقیق تر ناپدید می شوند و شکاف ها را با پفکی از داده های جدید حل می کنند. و گاهی اوقات، یک نگاه دوم به سادگی این واقعیت را تقویت می کند که شما یک رمز و راز در دستان خود دارید.
این مورد دوم در مورد یک مطالعه جدید است که اساسی ترین قوانین فیزیک جهان را به چالش می کشد.
ثابت هابل بیانگر سرعت انبساط کیهان است. متأسفانه، بسته به نحوه اندازه گیری آن، بیش از یک راه حل برای آن وجود دارد.
نرخ انبساط محاسبه شده با استفاده از درخشش ضعیف باقی مانده از اولین نوری که تاکنون وجود داشته است، که به عنوان پسزمینه مایکروویو کیهانی شناخته میشود ، حدود 68 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک است. با نگاهی به نحوه عقب نشینی ستارگان و کهکشان ها از ما، سرعت آن بیشتر به 73 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک می رسد.
این دو مجموعه اندازه گیری به وضوح مطابقت ندارند. حتی نزدیک نیست. اما اگر جزئیات کوچکی اشتباه داشتیم، مانند فاصله واقعی اجسام دور که پرواز آنها را در فاصله محاسبه میکنیم، ممکن است این احتمال وجود داشته باشد که این دو عدد به همپوشانی نزدیکتر شوند.
در این مطالعه جدید، محققان موسسه فناوری فدرال سوئیس لوزان (EPFL) از دادههای فضاپیمای گایا برای تنظیم مجدد روشنایی ستارههای تپنده معروف به قیفاووس استفاده کردند .
با پیوند دادن یک روشنایی شناخته شده با فاصله، و سپس جستجوی نمونه هایی در اعماق فضا، می توانیم به طور دقیق مقیاسی را برای کیهان به هم بچینیم. این کالیبراسیون اولین پله از یک "نردبان کیهانی" است که برای محاسبه فواصل هرچه بیشتر در فضا و از طریق آن سرعت بزرگتر شدن کیهان استفاده می شود.
خبر خوب این است که بهبود در دقت به ما کمک می کند تا ثابت هابل را بهتر بفهمیم .
سپس یک خبر نه چندان خوب وجود دارد. آخرین داده ها ثابت یا نرخ انبساط هابل km/s/Mpc 73.0 ± 1.0 را تایید می کند، که آن را به اندازه گیری جایگزین 0.5 ± 67.4 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک نزدیک نمی کند.
این شکاف ("تنش هابل") 5.6 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک همچنان یک مشکل مهم است. جایی اشتباه است، و اکنون ما حتی بیشتر از همیشه به آن اطمینان داریم.
ریچارد اندرسون، اخترفیزیکدان EPFL میگوید : «هرچه بیشتر تأیید کنیم که محاسباتمان دقیق هستند، بیشتر میتوانیم نتیجه بگیریم که این اختلاف به این معنی است که درک ما از جهان اشتباه است، که جهان کاملاً آنطور که فکر میکردیم نیست.»
محققان می گویند روش خوانش های جدید، از طریق کشف خوشه های جدید قیفاووسی و مشاهدات از زوایای متعدد، به علاوه ارجاع متقابل با خوشه های دیگر، می تواند در بسیاری از محاسبات دیگر از نور و فاصله در فضا استفاده شود.
در واقع، حتی در بررسی هندسه راه شیری به عنوان یک کل مفید خواهد بود: اینکه چگونه عناصر کهکشان ما قرار گرفته اند و چگونه با کهکشان های دیگر دورتر از سیاره مادری ما ارتباط دارد.
اختر فیریکدان، Mauricio Cruz Reyes از EPFL می گوید : «کالیبراسیون بسیار دقیقی که ما ایجاد کردیم به ما امکان می دهد اندازه و شکل کهکشان راه شیری را به عنوان یک کهکشان با صفحه تخت و فاصله آن از دیگر کهکشان ها را بهتر تعیین کنیم.
کار ما همچنین قابلیت اطمینان دادههای گایا را با مقایسه آنها با تلسکوپهای دیگر تأیید کرد.»
لینک خبر
@cosmos_physics
ScienceAlert
New 'Cosmic Ladder' Measurement Leaves Us With a Major Physics Problem
Something doesn't fit.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاوشگر قمرهای یخی مشتری متعلق به سازمان فضایی اروپا، سفر ۸ سالهی خود را آغاز کرد تا در سال ۲۰۳۱ به مدار بزرگترین سیاره منظومه شمسی یعنی مشتری برسد.
این فضاپیما برای کاوش سه قمر از چهار قمر اصلی سیاره مشتری موسوم به کالیستو، گانیمد و اروپا طراحی شده است و قصد دارد به جستجوی نشانههای حیات در این قمرها بپردازد. دانشمندان احتمال میدهند در زیر سطح این قمرها اقیانوسی از آب وجود دارد. همچنین جویس قرار است ترکیب شیمیایی و وضعیت جو این قمرها و تاثیر میدان مغناطیسی عظیم مشتری بر آنها را با جزئیات دقیقتری بررسی نماید.
این فضاپیما ابتدا به سمت زهره میرود، سپس به نزدیکی زمین برمیگردد و از اینجا به سمت مشتری حرکت میکند. این امر به منظور افزایش سرعت و تنظیم مسیر انجام خواهد شد. طبق برنامه، کاوشگر جویس در مجموع چهار پرواز انجام خواهد داد تا مسیر خود را تنظیم کند و سرعت خود را بدون استفاده از مقدار زیادی از چهار تن پیشرانهای که حمل میکند، افزایش دهد.
@cosmos_physics
این فضاپیما برای کاوش سه قمر از چهار قمر اصلی سیاره مشتری موسوم به کالیستو، گانیمد و اروپا طراحی شده است و قصد دارد به جستجوی نشانههای حیات در این قمرها بپردازد. دانشمندان احتمال میدهند در زیر سطح این قمرها اقیانوسی از آب وجود دارد. همچنین جویس قرار است ترکیب شیمیایی و وضعیت جو این قمرها و تاثیر میدان مغناطیسی عظیم مشتری بر آنها را با جزئیات دقیقتری بررسی نماید.
این فضاپیما ابتدا به سمت زهره میرود، سپس به نزدیکی زمین برمیگردد و از اینجا به سمت مشتری حرکت میکند. این امر به منظور افزایش سرعت و تنظیم مسیر انجام خواهد شد. طبق برنامه، کاوشگر جویس در مجموع چهار پرواز انجام خواهد داد تا مسیر خود را تنظیم کند و سرعت خود را بدون استفاده از مقدار زیادی از چهار تن پیشرانهای که حمل میکند، افزایش دهد.
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 یکی از سناریوهایی که برای پایان عالم پیشبینی میشود، گسست بزرگ یا همان BigRip است.
خوشبختانه این سناریو تا ۲۰ میلیارد سال آینده رخ نخواهد داد.
اما چه میشود اگر این سناریو همین فردا رخ دهد؟
ما چه چیزهایی در این سناریو خواهیم دید؟
@cosmos_physics
خوشبختانه این سناریو تا ۲۰ میلیارد سال آینده رخ نخواهد داد.
اما چه میشود اگر این سناریو همین فردا رخ دهد؟
ما چه چیزهایی در این سناریو خواهیم دید؟
@cosmos_physics
✅ هرگاه تورم ازلی درست باشد، آنگاه مهبانگ(بیگ بنگ) که ۱۰ تا ۱۵ میلیارد سال پیش رخ داد آغاز جهان ما بود،اما نه کل جهان هستی. کل جهان هستی از مدت ها پیش از جهان ما وجود داشته و تا ابد هم چنان وجود خواهد داشت. با این حال،از آنجا که تورم تنها به سوی آینده ای ابدی است، نه گذشته، پرسش مهمی بی پاسخ می ماند و آن این که این ها همه چگونه آغاز شد؟! هر چند تورم ازلی این پرسش را تا گذشته های بسیار دور و خارج از توانایی های آزمون های رصدی ما می کشاند اما این پرسش فراموش نمی شود.
تا جایی که من خبر دارم، نخستین پیشنهاد جدی توصیف علمی آفرینش جهان از هیچ در مقاله سال ۱۹۷۳ ادوارد ترایون مطرح شد که عنوان آن《آیا گیتی افت و خیز خلا است؟》بود.
موضوع مهم در بحث آفرینش جهان هستی، انتخاب نقطه آغازین جهان است.در پیشنهاد ترایون جهان از خلاء، یا فضای تهی، خلق می شد. بنا بر نظریه کوانتومی خلاء که به ظاهر آرام است به هیچ روی تهی نیست بلکه در مقیاس زیراتمی مدام طوفانی و سرشار از فعالیت است. برای مثال،الکترون و پاد ذره اش،پوزیترون،در خلاء شکل گرفته،مدت زمانی کوتاه زندگی می کنند و آنگاه به هیچی می گرایند.
در سال ۱۹۸۲،الکساندر ویلنکین از دانشگاه تافتس ایده ترایون را گامی فراتر برد.وی پیشنهاد داد که جهان را فرایند های کوانتومی 《به معنی کلمه از هیچ》آفریده اند،به این معنی 《هیچ》که نه ماده ای است و نه فضا و زمانی.این مفهوم هیچی مطلق را مشکل بتوان درک کرد چون عادت کرده ایم فکر کنیم که فضا بستری تغییر ناپذیر است که نمی توان آن را از بین برد.
در سال ۱۹۸۱ استیون هاوکینگ در کنفرانسی که فرهنگستان علوم پاپ در واتیکان برپا کرده بود،نسخه دیگری از جهانی از هیچ را گزارش کرد.اندکی بعد وی این ایده را در مقاله ای که با جیمز هارتل از دانشگاه کالیفرنیا نوشت گسترش داد. رهیافت هاوکینگ از نظر کمی و تا حدی از نظر کیفی با رهیافت ویلنکین فرق دارد.به ویژه که مفهوم 《هیچی مطلق》در آن ظاهر نمی شود.می توان گفت از دیدگاه هاوکینگ《هیچ》مفهومی ساختگی است.
منبع:کتاب جهان تورمی، نوشته آلن گوث
ایده ای موسوم به تورم کیهانی که آلن گوث،فیزیکدان نظری و استاد دانشگاه MIT،در اواخر دهه ۱۹۷۰ مطرح کرد موجب شد تا ایده 《هیچ》به نوعی مطرح شود.این ایده همچنین پیشنهاد جهان های چندگانه را نیز مطرح می کند.این ایده (تورم کیهانی) را مستقلاً آندره لینده نیز کشف کرد اما اندره لینده ایده تورم آشوبی را مطرح کرد.
@cosmos_physics
تا جایی که من خبر دارم، نخستین پیشنهاد جدی توصیف علمی آفرینش جهان از هیچ در مقاله سال ۱۹۷۳ ادوارد ترایون مطرح شد که عنوان آن《آیا گیتی افت و خیز خلا است؟》بود.
موضوع مهم در بحث آفرینش جهان هستی، انتخاب نقطه آغازین جهان است.در پیشنهاد ترایون جهان از خلاء، یا فضای تهی، خلق می شد. بنا بر نظریه کوانتومی خلاء که به ظاهر آرام است به هیچ روی تهی نیست بلکه در مقیاس زیراتمی مدام طوفانی و سرشار از فعالیت است. برای مثال،الکترون و پاد ذره اش،پوزیترون،در خلاء شکل گرفته،مدت زمانی کوتاه زندگی می کنند و آنگاه به هیچی می گرایند.
در سال ۱۹۸۲،الکساندر ویلنکین از دانشگاه تافتس ایده ترایون را گامی فراتر برد.وی پیشنهاد داد که جهان را فرایند های کوانتومی 《به معنی کلمه از هیچ》آفریده اند،به این معنی 《هیچ》که نه ماده ای است و نه فضا و زمانی.این مفهوم هیچی مطلق را مشکل بتوان درک کرد چون عادت کرده ایم فکر کنیم که فضا بستری تغییر ناپذیر است که نمی توان آن را از بین برد.
در سال ۱۹۸۱ استیون هاوکینگ در کنفرانسی که فرهنگستان علوم پاپ در واتیکان برپا کرده بود،نسخه دیگری از جهانی از هیچ را گزارش کرد.اندکی بعد وی این ایده را در مقاله ای که با جیمز هارتل از دانشگاه کالیفرنیا نوشت گسترش داد. رهیافت هاوکینگ از نظر کمی و تا حدی از نظر کیفی با رهیافت ویلنکین فرق دارد.به ویژه که مفهوم 《هیچی مطلق》در آن ظاهر نمی شود.می توان گفت از دیدگاه هاوکینگ《هیچ》مفهومی ساختگی است.
منبع:کتاب جهان تورمی، نوشته آلن گوث
ایده ای موسوم به تورم کیهانی که آلن گوث،فیزیکدان نظری و استاد دانشگاه MIT،در اواخر دهه ۱۹۷۰ مطرح کرد موجب شد تا ایده 《هیچ》به نوعی مطرح شود.این ایده همچنین پیشنهاد جهان های چندگانه را نیز مطرح می کند.این ایده (تورم کیهانی) را مستقلاً آندره لینده نیز کشف کرد اما اندره لینده ایده تورم آشوبی را مطرح کرد.
@cosmos_physics
در سال ۱۹۳۷، یوهانس استارک فیزیکدان آلمانی برنده جایزه نوبل و از حامیان حزب نازی در روزنامه رسمی اس اس.
Das Schwarze Korps
در مقاله تحت عنوان "یهودیان سفید در علم"
Weiße Juden in der Wissenschaft
به ماکس پلانک، سومرفلد و به خصوص ورنر هایزنبرگ به علت حمایت از نظریات فیزیکدانان یهودی خصوصا انیشتن،می تازد و آنها را یهودی سفید معرفی میکند. مقاله به خصوص به هایزنبرگ می تازد و او را "اوزیتسکی" فیزیک مینامد. اوزیتسکی به جرم جاسوسی و لو دادن مسلح شدن مجدد آلمان محکوم شده بود و در سال ۱۹۳۵ برنده جایزه نوبل صلح شد! پس از این اتفاق دریافت جایزه نوبل در آلمان نازی ممنوع شده بود!
دخالت ایدئولوژی در دانش همواره نتایج اسفبار دارد.
اضافه کردن پسوند "اسلامی" به علوم مختلف از مثالهای بارز دخالت ایدئولوژی در دانش است که نتایج آن روز به روز بیشتر در کشور مشخص می شود.
@cosmos_physics
Das Schwarze Korps
در مقاله تحت عنوان "یهودیان سفید در علم"
Weiße Juden in der Wissenschaft
به ماکس پلانک، سومرفلد و به خصوص ورنر هایزنبرگ به علت حمایت از نظریات فیزیکدانان یهودی خصوصا انیشتن،می تازد و آنها را یهودی سفید معرفی میکند. مقاله به خصوص به هایزنبرگ می تازد و او را "اوزیتسکی" فیزیک مینامد. اوزیتسکی به جرم جاسوسی و لو دادن مسلح شدن مجدد آلمان محکوم شده بود و در سال ۱۹۳۵ برنده جایزه نوبل صلح شد! پس از این اتفاق دریافت جایزه نوبل در آلمان نازی ممنوع شده بود!
دخالت ایدئولوژی در دانش همواره نتایج اسفبار دارد.
اضافه کردن پسوند "اسلامی" به علوم مختلف از مثالهای بارز دخالت ایدئولوژی در دانش است که نتایج آن روز به روز بیشتر در کشور مشخص می شود.
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 زمان از دیدگاه برایان گرین
آیا زمان بنیادین است؟
برخی فرضیه های فیزیک بعد زمان را بنیادین ِ جهان می دانند و برخی نه ! با این وجود زمان در فیزیک تعریفی نامشخص دارد . یک ذره ساکن فاقد زمان است و اساسا زمان با جنبش در هم آمیخته که آنتروپی چشم انداز نزدیک تری از آن مهیا می کند.
در تئوری نسبیت اینشتین که بر کلاسیک حکمفرمایی دارد ، زمان دیگر موجودی ثابت نیست و با ویژگی های حرکت جسم در هم تنیده است.
در فیزیک دو اتساع زمانی داریم ، اتساع زمانی حرکتی و اتساع زمانی گرانشی ، چه با سرعتی نزدیک به نور حرکت کنید و یا چه در جوار یک میدان سهمگین گرانشی قرار بگیرید ، نرخ گذر زمان برای شما کُند می شود در حالیکه در دور دست ساعت ها با سرعت بیشتر در حال تیک تاک هستند.
@cosmos_physics
آیا زمان بنیادین است؟
برخی فرضیه های فیزیک بعد زمان را بنیادین ِ جهان می دانند و برخی نه ! با این وجود زمان در فیزیک تعریفی نامشخص دارد . یک ذره ساکن فاقد زمان است و اساسا زمان با جنبش در هم آمیخته که آنتروپی چشم انداز نزدیک تری از آن مهیا می کند.
در تئوری نسبیت اینشتین که بر کلاسیک حکمفرمایی دارد ، زمان دیگر موجودی ثابت نیست و با ویژگی های حرکت جسم در هم تنیده است.
در فیزیک دو اتساع زمانی داریم ، اتساع زمانی حرکتی و اتساع زمانی گرانشی ، چه با سرعتی نزدیک به نور حرکت کنید و یا چه در جوار یک میدان سهمگین گرانشی قرار بگیرید ، نرخ گذر زمان برای شما کُند می شود در حالیکه در دور دست ساعت ها با سرعت بیشتر در حال تیک تاک هستند.
@cosmos_physics
آزمایش دوشکاف نمایانگر این واقعیت است که یک ذره مجبور نیست یا «اینجا» و یا «آنجا» باشد.
بلکه یک ذره به سبب ماهیت موجگونهاش میتواند همزمان هم «اینجا» و هم «آنجا» باشد.
اگر ذرات بتوانند همزمان در دو (چند) مکان باشند، پس چرا سنگریزهها، آدمها یا سیارات در بیش از یکجا دیده نمیشوند؟
فیزیکدان اتریشی آنتوان زایلینگر توانسته با موفقیت آزمایش دوشکافی را با به اصطلاح باکیبالها، ساختارهایی شبیه توپ فوتبال که از ۶۰۰ اتم کربن تشکیل شدهاند را انجام دهد.
وی قصد دارد این آزمایش را با باکتری که ۱۰۰ برابر بزرگتر است نیز انجام دهد. با این حال هر چه جسم بزرگتر باشد، بودن همزمان آن در دو جا مشکلتر میشود.
(اشیا بزرگتر بیشتر مایلاند کلاسیکی رفتار کنند تا کوانتومی)
دلیل آن ربط چندانی به اندازهی فیزیکی جسم ندارد. هرچه جسمی بزرگتر باشد تمایل دارد برهمکنشهای بیشتری با محیط اطرافش داشته باشد، در نتیجه آشکارسازی آن سادهتر میشود . . ..
📚 «برنامهریزی عالم»
سِت لوید
@cosmos_physics
بلکه یک ذره به سبب ماهیت موجگونهاش میتواند همزمان هم «اینجا» و هم «آنجا» باشد.
اگر ذرات بتوانند همزمان در دو (چند) مکان باشند، پس چرا سنگریزهها، آدمها یا سیارات در بیش از یکجا دیده نمیشوند؟
فیزیکدان اتریشی آنتوان زایلینگر توانسته با موفقیت آزمایش دوشکافی را با به اصطلاح باکیبالها، ساختارهایی شبیه توپ فوتبال که از ۶۰۰ اتم کربن تشکیل شدهاند را انجام دهد.
وی قصد دارد این آزمایش را با باکتری که ۱۰۰ برابر بزرگتر است نیز انجام دهد. با این حال هر چه جسم بزرگتر باشد، بودن همزمان آن در دو جا مشکلتر میشود.
(اشیا بزرگتر بیشتر مایلاند کلاسیکی رفتار کنند تا کوانتومی)
دلیل آن ربط چندانی به اندازهی فیزیکی جسم ندارد. هرچه جسمی بزرگتر باشد تمایل دارد برهمکنشهای بیشتری با محیط اطرافش داشته باشد، در نتیجه آشکارسازی آن سادهتر میشود . . ..
📚 «برنامهریزی عالم»
سِت لوید
@cosmos_physics
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 به مناسبت ۱۱ می، زادروز ریچارد فینمن
در سال ۱۹۴۸، ریچارد فینمن، دیاگرامهایی را معرفی کرد که به دیاگرامهای فینمن معروف شدند. امروزه فیزیکدانان از این دیاگرامهای برای نشان دادن ساده محاسبات بسیار پیچیده مکانیک کوانتوم استفاده میکنند.
ریچارد فینمن از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم است. او به خاطر پیشبرد الکترودینامیک کوانتومی(نظریه توجیه کننده نیروی الکترو مغناطیس) برنده جایزه نوبل شد.
فیلم در مورد الکترودینامیک کوانتومی و نقش دیاگرامهای فینمن بحث میکند. به طور خلاصه الکترودینامیک کوانتومی پدیده الکترومغناطیس را با معرفی میدان الکترون و میدان الکترومغناطیسی توضیح میدهد. تعامل بین این دو میدان با ذرات مجازی (virtual) توجیه میشود. الکترودینامیک کوانتومی دقیقترین و موفقترین تئوری فیزیک تا به حال بوده است.
@cosmos_physics
در سال ۱۹۴۸، ریچارد فینمن، دیاگرامهایی را معرفی کرد که به دیاگرامهای فینمن معروف شدند. امروزه فیزیکدانان از این دیاگرامهای برای نشان دادن ساده محاسبات بسیار پیچیده مکانیک کوانتوم استفاده میکنند.
ریچارد فینمن از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم است. او به خاطر پیشبرد الکترودینامیک کوانتومی(نظریه توجیه کننده نیروی الکترو مغناطیس) برنده جایزه نوبل شد.
فیلم در مورد الکترودینامیک کوانتومی و نقش دیاگرامهای فینمن بحث میکند. به طور خلاصه الکترودینامیک کوانتومی پدیده الکترومغناطیس را با معرفی میدان الکترون و میدان الکترومغناطیسی توضیح میدهد. تعامل بین این دو میدان با ذرات مجازی (virtual) توجیه میشود. الکترودینامیک کوانتومی دقیقترین و موفقترین تئوری فیزیک تا به حال بوده است.
@cosmos_physics
The Theoretical Minimum - SR & CFT.pdf
3.2 MB
📚 نسبیت خاص و نظریه میدان کلاسیکی
کمینه نظری
آنچه شما برای شروع کار با فیزیک باید بدانید
Special Relativity and Classical Field Theory
The Theoretical Minimum, Basic Books - 2017
Susskind - Friedman
انگلیسی
@cosmos_physics
کمینه نظری
آنچه شما برای شروع کار با فیزیک باید بدانید
Special Relativity and Classical Field Theory
The Theoretical Minimum, Basic Books - 2017
Susskind - Friedman
انگلیسی
@cosmos_physics
فاینمن و آرلین، همسر نخست وی که به بیماری سل درگذشت
آرلین آن زمان که در آسایشگاهی در آلبوکرکی اقامت داشت یک جعبه مداد رنگی به همسرش ریچارد فاینمن هدیه داد و روی آن نوشته بود " به افکار دیگران اهمیت نده " و ریچارد را تشویق به آغاز تمرین طراحی کرد .
آرلین در سال های بعد فوت کرد اما فاینمن با دیاگرام های فاینمن که طراحی و ترسیمی بودند به شهرت رسید .
فاینمن مطالعه فیزیک را راه تلاش برای شناخت و دستیابی به بانوی طبیعت lady of nature می دانست و همین امر مورد انتقاد توسط دیگران واقع می شد . وی علاقه خود به زنان را پنهان نمی کرد و به گفته خودش ، در دیسکو ها و بارها و هنگام تماشای رقص میله، فیزیک کار می کرد .
مرگ آرلین تاثیر مخربی بر وی گذاشت ، بعد از وی رفتار های فاینمن بی پروا تر شد ، سپس با یک مهماندار ازدواج و بعد از آن جدا شد تا اینکه با گوئنت ، یک زن بریتانیایی ازدواج کرد و از وی صاحب فرزند شد و سپس دیاگرام های فاینمن در الکترودینامیک کوانتومی را ارائه کرد و برنده نوبل فیزیک شد.
@cosmos_physics
آرلین آن زمان که در آسایشگاهی در آلبوکرکی اقامت داشت یک جعبه مداد رنگی به همسرش ریچارد فاینمن هدیه داد و روی آن نوشته بود " به افکار دیگران اهمیت نده " و ریچارد را تشویق به آغاز تمرین طراحی کرد .
آرلین در سال های بعد فوت کرد اما فاینمن با دیاگرام های فاینمن که طراحی و ترسیمی بودند به شهرت رسید .
فاینمن مطالعه فیزیک را راه تلاش برای شناخت و دستیابی به بانوی طبیعت lady of nature می دانست و همین امر مورد انتقاد توسط دیگران واقع می شد . وی علاقه خود به زنان را پنهان نمی کرد و به گفته خودش ، در دیسکو ها و بارها و هنگام تماشای رقص میله، فیزیک کار می کرد .
مرگ آرلین تاثیر مخربی بر وی گذاشت ، بعد از وی رفتار های فاینمن بی پروا تر شد ، سپس با یک مهماندار ازدواج و بعد از آن جدا شد تا اینکه با گوئنت ، یک زن بریتانیایی ازدواج کرد و از وی صاحب فرزند شد و سپس دیاگرام های فاینمن در الکترودینامیک کوانتومی را ارائه کرد و برنده نوبل فیزیک شد.
@cosmos_physics
از میان بحران های اجتماعی، اعدام سیاسی، منفورترین، فجیع ترین و مسموم ترینِ اعدام هاست و ریشه کن کردن آن بیش از دیگر اعدام ها، حیاتی و واجب است. گیوتینی که سر مجرمین سیاسی را قطع می کند، در زمین ریشه دوانده و در مدت زمانی اندک از همه جای خاک دوباره سر بر می آورَد. از همین رو، در زمان انقلاب مراقب اولین سری که از بدن جدا می کنید باشید. چرا که آن سر، اشتهای مردم را به انقلاب چند برابر می کند.
📚 آخرین روزِ یک محکوم
@cosmos_physics
📚 آخرین روزِ یک محکوم
@cosmos_physics
کشف نخستین شواهد در مورد منشأ انرژی تاریک
یک گروه بینالمللی از پژوهشگران در پژوهش جدیدی، نخستین شواهد را در مورد منشأ انرژی تاریک کشف کردهاند که نشان میدهند این منشأ همان گونه که احتمال میرفت، سیاهچالهها هستند.
وقتی ستارهشناسان دریافتند که جهان با سرعتی فزاینده در حال انبساط است، این نظریه را مطرح کردند که احتمالا نیرویی همه چیز را از هم دورتر و بر گرانش غلبه میکند. این نیرو، انرژی تاریک(Dark Energy) نامیده شد، اما هیچکس تا به حال متوجه نشده بود که از کجا آمده است.
اکنون گروهی متشکل از ۱۷ پژوهشگر بینالمللی به سرپرستی دانشگاه هاوایی نخستین شواهد را در مورد نقطه مبدا انرژی تاریک کشف کردند. این مبدا، سیاهچالهها هستند.
این ایده که سیاهچالهها منشأ انرژی تاریک هستند، جدید نیست. در واقع، این بخشی از نظریه نسبیت عام اینشتین به شمار میرود، اما این نخستین بار است که ستارهشناسان، شواهد رصدی را برای حمایت از این نظریه به دست میآورند.
سیاهچالهها از دو طریق جرم میگیرند؛ افزایش گاز و ادغام با سیاهچالههای دیگر. پژوهشگران با مطالعه ۹ میلیارد سال تکامل سیاهچاله در کهکشانهای بیضوی غولپیکر خفته دریافتند که سیاهچالههای قدیمی، بسیار بزرگتر از آن چیزی هستند که براساس این دو روش رشد باید باشند. این بدان معناست که باید راه دیگری برای به دست آوردن جرم این سیاهچالهها وجود داشته باشد. نظر پژوهشگران این است که پاسخ، انرژی تاریک به شکل انرژی خلأ(Vacuum energy) است؛ نوعی انرژی که در خود فضازمان گنجانده شده است و اجزای جهان را از هم دورتر میکند و انبساط را سرعت میبخشد.
دکتر کریس پیرسون پژوهشگر مؤسسه RAL Space و از پژوهشگران این پروژه، گفت: اگر این نظریه درست باشد، کل حوزه کیهانشناسی را متحول میکند؛ زیرا ما نهایتا گزینهای را برای منشأ انرژی تاریک در اختیار داریم که بیش از ۲۰ سال، کیهانشناسان و فیزیکدانان نظری را گیج کرده است.
لینک مقاله
@cosmos_physics
یک گروه بینالمللی از پژوهشگران در پژوهش جدیدی، نخستین شواهد را در مورد منشأ انرژی تاریک کشف کردهاند که نشان میدهند این منشأ همان گونه که احتمال میرفت، سیاهچالهها هستند.
وقتی ستارهشناسان دریافتند که جهان با سرعتی فزاینده در حال انبساط است، این نظریه را مطرح کردند که احتمالا نیرویی همه چیز را از هم دورتر و بر گرانش غلبه میکند. این نیرو، انرژی تاریک(Dark Energy) نامیده شد، اما هیچکس تا به حال متوجه نشده بود که از کجا آمده است.
اکنون گروهی متشکل از ۱۷ پژوهشگر بینالمللی به سرپرستی دانشگاه هاوایی نخستین شواهد را در مورد نقطه مبدا انرژی تاریک کشف کردند. این مبدا، سیاهچالهها هستند.
این ایده که سیاهچالهها منشأ انرژی تاریک هستند، جدید نیست. در واقع، این بخشی از نظریه نسبیت عام اینشتین به شمار میرود، اما این نخستین بار است که ستارهشناسان، شواهد رصدی را برای حمایت از این نظریه به دست میآورند.
سیاهچالهها از دو طریق جرم میگیرند؛ افزایش گاز و ادغام با سیاهچالههای دیگر. پژوهشگران با مطالعه ۹ میلیارد سال تکامل سیاهچاله در کهکشانهای بیضوی غولپیکر خفته دریافتند که سیاهچالههای قدیمی، بسیار بزرگتر از آن چیزی هستند که براساس این دو روش رشد باید باشند. این بدان معناست که باید راه دیگری برای به دست آوردن جرم این سیاهچالهها وجود داشته باشد. نظر پژوهشگران این است که پاسخ، انرژی تاریک به شکل انرژی خلأ(Vacuum energy) است؛ نوعی انرژی که در خود فضازمان گنجانده شده است و اجزای جهان را از هم دورتر میکند و انبساط را سرعت میبخشد.
دکتر کریس پیرسون پژوهشگر مؤسسه RAL Space و از پژوهشگران این پروژه، گفت: اگر این نظریه درست باشد، کل حوزه کیهانشناسی را متحول میکند؛ زیرا ما نهایتا گزینهای را برای منشأ انرژی تاریک در اختیار داریم که بیش از ۲۰ سال، کیهانشناسان و فیزیکدانان نظری را گیج کرده است.
لینک مقاله
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هدف زندگی،
شادی و یک پیشنهاد جایگزین
"کار کردن برای بهبود و ارتقا گونه انسان"
ترجمه و صدا: ایمان فانی
@cosmos_physics
شادی و یک پیشنهاد جایگزین
"کار کردن برای بهبود و ارتقا گونه انسان"
ترجمه و صدا: ایمان فانی
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تاریخچه مفهوم فضا
یونان باستان: مفهوم اثر که در تمام هستی پخش است
نسبیت گالیله و فضای مطلق نیوتونی: حرکت با سرعت ثابت "نسبی" است. بر این اساس نیوتون حرکت دورانی در فضای خالی را مطرح کرد که باعث نیروی گریز از مرکز میشود. در حرکت دورانی اجسام نسبت به چه چهارچوبی حرکت میکند؟ او این چهارچوب مرجع همگانی را فضای مطلق نامید
ارنست ماخ: جهان هستی خالی نیست پس آنچه به حرکت دورانی و نیروی گریز از مرکز مفهوم میدهد، ماده درون فضا است و خود فضا وجود ندارد! (اصل ماخ)
ماکسول: نور با سرعت خاصی به صورت موج در فضا حرکت میکند. این فضا پر از اثر در نظر گرفته میشد
مایکلسون و مورلی: نشان دادند سرعت نور به حرکت جسم نورانی وابسته نیست و همواره ثابت است
البرت اینشتن: فضا و زمان مطلق نیستند و بسته به چهارچوب ناظر تغییر میکنند. این نظریه فعلا نظریه غالب است. انیشتن نشان داد نیروی گریز از مرکز به علت وجود "فضا-زمان" حس میشود. در واقع "اصل ماخ" درست است ولی نه به علت وجود ماده در فضا بلکه به علت وجود چیزی به نام "فضا-زمان"
@cosmos_physics
یونان باستان: مفهوم اثر که در تمام هستی پخش است
نسبیت گالیله و فضای مطلق نیوتونی: حرکت با سرعت ثابت "نسبی" است. بر این اساس نیوتون حرکت دورانی در فضای خالی را مطرح کرد که باعث نیروی گریز از مرکز میشود. در حرکت دورانی اجسام نسبت به چه چهارچوبی حرکت میکند؟ او این چهارچوب مرجع همگانی را فضای مطلق نامید
ارنست ماخ: جهان هستی خالی نیست پس آنچه به حرکت دورانی و نیروی گریز از مرکز مفهوم میدهد، ماده درون فضا است و خود فضا وجود ندارد! (اصل ماخ)
ماکسول: نور با سرعت خاصی به صورت موج در فضا حرکت میکند. این فضا پر از اثر در نظر گرفته میشد
مایکلسون و مورلی: نشان دادند سرعت نور به حرکت جسم نورانی وابسته نیست و همواره ثابت است
البرت اینشتن: فضا و زمان مطلق نیستند و بسته به چهارچوب ناظر تغییر میکنند. این نظریه فعلا نظریه غالب است. انیشتن نشان داد نیروی گریز از مرکز به علت وجود "فضا-زمان" حس میشود. در واقع "اصل ماخ" درست است ولی نه به علت وجود ماده در فضا بلکه به علت وجود چیزی به نام "فضا-زمان"
@cosmos_physics