توی این دنیای وارونه، همهچیز به قدری واضحه که نیاز به هیچ توضیحِ اضافهای نیست. تقابلِ جبههٔ خیر و شَر خیلی واضحه. این پیجرِ طلایی هدیهٔ نتانیاهو به ترامپه. که یادآور عملیات انفجار پیجرها در لبنانه؛ عملیاتی که در اون هزاران نفر از جمله چند غیرنظامی و چند کودک شهید و مجروح شدن؛ چشمها نابینا شد و دستها قطع شد. روی پیجرها جملـهای حک شده که قبل از انفجـار به نمایش دراومده، رسانههای صهیونیستی گفتن ترامپ این عملیاتِ تروریستی رو یک عملیاتِ بزرگ توصیف کرده! هدیهای در توصیفِ یک عملیات بزرگ تروریستی علیهِ بشریت! توسط دو مقامِ رسمی سیاسی که یکی غصبِ و غارت و ترور و کُشتارِ هزاراننفر رو در کارنامه داره و دیگری -علاوه بر دستور ترورِ سردارِ مبارزه با تروریسم- حمایتِ همهجانبه از این ترورها رو بهعهده داره و در آخرین اظهاراتش طرحِ کوچِ اجباری مردم غزه به کشورهای دیگه دیده میشه؛ ولی اتفاقاً هر دو، ایران رو بهحمایت از تروریسم متهم میکنن!
و همچنان عدهای در خلسهٔعمیقِ «نفهمیدن» بهسر میبرن.
و همچنان عدهای در خلسهٔعمیقِ «نفهمیدن» بهسر میبرن.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
ما به شهیدمان نمیگوییم خداحافظ، بلکه میگوییم به امیدِ دیدار، به امید دیداری همراه با پیروزیِ خون بر شمشـیر…
اما ما،
نه از رفتنِ «آنها»،
که از ماندنِ خویش
دلتنگیم..
نه از رفتنِ «آنها»،
که از ماندنِ خویش
دلتنگیم..
اخبار رهبر شهید انقلاب 🇮🇷
رهبر انقلاب: من یاد شهید سلیمانی عزیزمان را هرگز فراموش نمیکنم.
هرچــه باشـد تا ابــد
من از یادَت نمیکاهَم..
من از یادَت نمیکاهَم..
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مذاکره با آمریکا هیچ تاثیری در رفع مشکلاتِ کشور ندارد. این را باید درست بفهمیم؛ اینجور به ما وانمود نکنند که اگر نشستیم پشتِ میز مذاکره با آن دولت، فلان مشکل یا فلان مشکل حل میشود. نخیر؛ از مذاکره باآمریکا هیچ مشکلی حل نمیشود.
دلیل؟ تجربه!
ما در دههٔ ۹۰ نشستیم با آمریکا مذاکره کردیم، حدود دوسال یک معاهدهای هم تشکیل شد. دولتِ ما نشست مذاکره کرد -دولتِ آنروز – رفتند، آمدند، نشستند، برخاستند، مذاکره کردند، گفتگو کردند، خندیدند، دست دادند، رفاقت کردند، همه کار کردند، یک معاهدهای تشکیل شد. در این معاهده طرفِ ایرانی خیلی هم سخاوت به خرج داد، خیلی امتیاز داد به طرف مقابل. اما همان معاهده را آمریکاییها عمل نکردند. معاهده برای این بود که تحریمهای آمریکا برداشته بشود، برداشته نشد تحریمهای آمریکا!
خب این تجربهست دیگر!
امتیاز دادیم، مذاکره کردیم، امتیاز دادیم، کوتاه آمدیم، اما نتیجهای که مقصودمان بود به دست نیاوردیم. همین معاهده را هم با همهاین نقصهایی که داشت طرفِ مقابل خراب کرد، نقض کرد، پاره کرد. با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد، مذاکره کردن عاقلانه، هوشمندانه، شرافتمندانه نیست. ۱۴۰۳/۱۱/۱۹.
دلیل؟ تجربه!
ما در دههٔ ۹۰ نشستیم با آمریکا مذاکره کردیم، حدود دوسال یک معاهدهای هم تشکیل شد. دولتِ ما نشست مذاکره کرد -دولتِ آنروز – رفتند، آمدند، نشستند، برخاستند، مذاکره کردند، گفتگو کردند، خندیدند، دست دادند، رفاقت کردند، همه کار کردند، یک معاهدهای تشکیل شد. در این معاهده طرفِ ایرانی خیلی هم سخاوت به خرج داد، خیلی امتیاز داد به طرف مقابل. اما همان معاهده را آمریکاییها عمل نکردند. معاهده برای این بود که تحریمهای آمریکا برداشته بشود، برداشته نشد تحریمهای آمریکا!
خب این تجربهست دیگر!
امتیاز دادیم، مذاکره کردیم، امتیاز دادیم، کوتاه آمدیم، اما نتیجهای که مقصودمان بود به دست نیاوردیم. همین معاهده را هم با همهاین نقصهایی که داشت طرفِ مقابل خراب کرد، نقض کرد، پاره کرد. با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد، مذاکره کردن عاقلانه، هوشمندانه، شرافتمندانه نیست. ۱۴۰۳/۱۱/۱۹.
اخبار رهبر شهید انقلاب 🇮🇷
ما اگر تهدیدمان بکنند، تهدیدشان میکنیم، اگر این تهدید را عملی کنند ما هم تهدید را عملی میکنیم. اگر به امنیت ملت ما تعرض کنند ما هم به امنیت آنها تعرض خواهیم کرد بدون تردید
این هشت دقیقه رو ببینید.
در زمانیکه بعضی از مسئولین، روزنامهها و خردهرسانههای مجازی سیاسی، در کمال تعجب و بدونِ درنظر گرفتنِ تجربیاتِ تلخِ مکرر گذشته و حال؛ با ارسالپالسِ ضعف و ذلت به طرفِ بدعهدِ فریبکارِ دروغگوی تمامیتخواهِ غربی؛ دنبال راحت کردنِ خیالِ اون طرف هستن تا از ایران چهرهای شبیه به یک «معتاد به مذاکره» در برابرِ طرف زورگو به نمایش بذارن، ولیفقیه با ارسال پالسِ قوّت و ثُبات؛ محکم بر سرِ مواضع دقیق و صحیحی میایسته که مبتنی بر تجربهست. تجربهای که خیلیها عمداً یا سهواً میخوان در برابر حافظهٔ تاریخی ملت، سانسورش کنن.
دهها تجربهٔ متقن و عبرتآموز برای چراییِ عدمِ مذاکره با امریکا وجود داره که برجام [با وجود فریبها و نقصهایی که داشت، امتیازهایی که دادیم، دلخوش کردیم و در برابرش هیچچیز بجز خسارتِ تحمیلی نگرفتیم] یکی از این تجربههاست. درحالیکه حتی یک مورد در کارنامهٔ طرفِ غربی پیدا نمیکنید که به تعهدات و قول و قرارهاش عمل کرده باشه. اما عدهای با یک نگاهِ ذلیلانه و برای سرپوشگذاشتن رویِ بیمسئولیتیهای فاحش داخلی؛ مکرراً کلید حل مشکلات رو در نگاه به غرب عنوان میکنن. در گذشته هم حل معضلاتی مثل واکسنهای کرونا و شانگهای و … رو به مسائلی مثل FATF گره میزدن؛ اما دیدیم که بدونِ FATF هم امکانپذیر شد!
هیچکس نمیتونه ادعا کنه که ایران مخالفِ ذاتِ مذاکرهست؛ ایران همیشه به مذاکره بعنوان یک ابزار در صحنهٔ دیپلماسی نگاه میکنه و ازش بهره میگیره؛ اما نه بعنوانِ معاملهای با طرفِ بدعهد و فریبکاری که مُدام تحتِ تاثیرِ تهدیداتش، بهش امتیاز بدی و هیچچیز نگیری و این روندِ تکراری تا جاییکه ادامهدار بشه که دستت خالی بشه. به این دلایل و بسیاریدلیل دیگه، مذاکره با امریکا عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست! اون رسانههایی که مواضع صریحِ ولیفقیه رو تحریف میکنن و علیرغمِ وجود دلایلِ متعدد؛ مذاکره با امریکا رو ذیلِ عزت، حکمت و مصلحـت توجیـه میکنن؛ به این سه گزارهٔ امروز توجه کنن؛ مذاکره با امریکا عاقلانـه، هوشمندانـه و شرافتمندانه نیست!
دیروز بعضی رسانههایِ خارجی بابتِ پالسهایِ ضعف بعضی مسئولین داخلی، به قصد تحقیر نوشته بودن «تهران پیام ترامپ رو دریافت کرد!» بنظرم الان باید تیتر این باشه که «همه، پیامِ تهران رو دریافت کردند!»
- خداوند این بزرگمردِ حکیم و فرزانه و مؤمن رو برای ما حفظ کنه…
در زمانیکه بعضی از مسئولین، روزنامهها و خردهرسانههای مجازی سیاسی، در کمال تعجب و بدونِ درنظر گرفتنِ تجربیاتِ تلخِ مکرر گذشته و حال؛ با ارسالپالسِ ضعف و ذلت به طرفِ بدعهدِ فریبکارِ دروغگوی تمامیتخواهِ غربی؛ دنبال راحت کردنِ خیالِ اون طرف هستن تا از ایران چهرهای شبیه به یک «معتاد به مذاکره» در برابرِ طرف زورگو به نمایش بذارن، ولیفقیه با ارسال پالسِ قوّت و ثُبات؛ محکم بر سرِ مواضع دقیق و صحیحی میایسته که مبتنی بر تجربهست. تجربهای که خیلیها عمداً یا سهواً میخوان در برابر حافظهٔ تاریخی ملت، سانسورش کنن.
دهها تجربهٔ متقن و عبرتآموز برای چراییِ عدمِ مذاکره با امریکا وجود داره که برجام [با وجود فریبها و نقصهایی که داشت، امتیازهایی که دادیم، دلخوش کردیم و در برابرش هیچچیز بجز خسارتِ تحمیلی نگرفتیم] یکی از این تجربههاست. درحالیکه حتی یک مورد در کارنامهٔ طرفِ غربی پیدا نمیکنید که به تعهدات و قول و قرارهاش عمل کرده باشه. اما عدهای با یک نگاهِ ذلیلانه و برای سرپوشگذاشتن رویِ بیمسئولیتیهای فاحش داخلی؛ مکرراً کلید حل مشکلات رو در نگاه به غرب عنوان میکنن. در گذشته هم حل معضلاتی مثل واکسنهای کرونا و شانگهای و … رو به مسائلی مثل FATF گره میزدن؛ اما دیدیم که بدونِ FATF هم امکانپذیر شد!
هیچکس نمیتونه ادعا کنه که ایران مخالفِ ذاتِ مذاکرهست؛ ایران همیشه به مذاکره بعنوان یک ابزار در صحنهٔ دیپلماسی نگاه میکنه و ازش بهره میگیره؛ اما نه بعنوانِ معاملهای با طرفِ بدعهد و فریبکاری که مُدام تحتِ تاثیرِ تهدیداتش، بهش امتیاز بدی و هیچچیز نگیری و این روندِ تکراری تا جاییکه ادامهدار بشه که دستت خالی بشه. به این دلایل و بسیاریدلیل دیگه، مذاکره با امریکا عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست! اون رسانههایی که مواضع صریحِ ولیفقیه رو تحریف میکنن و علیرغمِ وجود دلایلِ متعدد؛ مذاکره با امریکا رو ذیلِ عزت، حکمت و مصلحـت توجیـه میکنن؛ به این سه گزارهٔ امروز توجه کنن؛ مذاکره با امریکا عاقلانـه، هوشمندانـه و شرافتمندانه نیست!
دیروز بعضی رسانههایِ خارجی بابتِ پالسهایِ ضعف بعضی مسئولین داخلی، به قصد تحقیر نوشته بودن «تهران پیام ترامپ رو دریافت کرد!» بنظرم الان باید تیتر این باشه که «همه، پیامِ تهران رو دریافت کردند!»
- خداوند این بزرگمردِ حکیم و فرزانه و مؤمن رو برای ما حفظ کنه…
یه جایی توی «مستندِ غیررسمی۶» رهبری در جواب یکی از هنرمندان که درخواستِ اعلام صریح مواضعِ ایشون رو داشت؛ گفتن «اونیکه تفسیر به رای میکنه؛ حرفِ صریح رو هم تفسیر به رای میکنه!»
چقدر این حرف دقیق بود! حالا هم بعد از بارها تاکیدِ رهبری بر چراییِ مُضر و سمِ مُهلک بودنِ مذاکره با امریکا، جریانِ همیشگیِ تحریف بهخط شدن تا یک تفسیرِ عجیب و غریب و کاملا دور از واقعیت رو به بیاناتِ «صریح و واضحِ» امروز ایشون نسبت بدن. باتوجه به اینکه به دلایلِ متعددِ منطقی و تجربی و مکرر، مذاکره با امریکا عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست؛ بنظر میرسه که صرفاً فاقدینِ این ویژگیهای سهگانه، در برابرِ فهمیدنِ بیاناتِ صریح مقاومت میکنن.
عدهای که هیچوقت بابتِ تحمیل خسارت ناشی از اعتماد به غرب از جمله مکانیسمِ ماشه، گرهزدنِ مسائل داخلی به نگاهِ غرب، ذائقهسازیِ اشتباه در مخاطب، درنظر نگرفتنِ بدعهدیِ امریکا در برجام، عدمرعایتِ بسیاری از خطقرمزهای تعیینشده در مذاکرات، به باد دادنِ فرصت متعددِ استفاده از ظرفیتهای داخلی و خارجی بخاطــر مذاکره با امریکا و … از مردم عذرخواهـی نکردن؛ اما بعضاً امروز طلبکارند.
چقدر این حرف دقیق بود! حالا هم بعد از بارها تاکیدِ رهبری بر چراییِ مُضر و سمِ مُهلک بودنِ مذاکره با امریکا، جریانِ همیشگیِ تحریف بهخط شدن تا یک تفسیرِ عجیب و غریب و کاملا دور از واقعیت رو به بیاناتِ «صریح و واضحِ» امروز ایشون نسبت بدن. باتوجه به اینکه به دلایلِ متعددِ منطقی و تجربی و مکرر، مذاکره با امریکا عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست؛ بنظر میرسه که صرفاً فاقدینِ این ویژگیهای سهگانه، در برابرِ فهمیدنِ بیاناتِ صریح مقاومت میکنن.
عدهای که هیچوقت بابتِ تحمیل خسارت ناشی از اعتماد به غرب از جمله مکانیسمِ ماشه، گرهزدنِ مسائل داخلی به نگاهِ غرب، ذائقهسازیِ اشتباه در مخاطب، درنظر نگرفتنِ بدعهدیِ امریکا در برجام، عدمرعایتِ بسیاری از خطقرمزهای تعیینشده در مذاکرات، به باد دادنِ فرصت متعددِ استفاده از ظرفیتهای داخلی و خارجی بخاطــر مذاکره با امریکا و … از مردم عذرخواهـی نکردن؛ اما بعضاً امروز طلبکارند.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
امریکا در مذاکره ؛ خودش «نقد» رو میگیره، در مقابلش «وعده» میده! با همین وعده هم «دل طرفِ مقابل رو خوش میکنه.» بعد که قضیه تمام شد؛ زیرِ همین وعدهها میزنه و مثل بادِ هوا وعدههاش رو فراموش میکنه.
-
فرمولِ مذاکراتیِ آمریکاییها!
با این فرمول و با این طرف، «آدمِ عاقل» ببینه مذاکـره میکنه یا نمیکنه!
فرمولِ مذاکراتیِ آمریکاییها!
با این فرمول و با این طرف، «آدمِ عاقل» ببینه مذاکـره میکنه یا نمیکنه!
سرعتگیر پیروزی
@ostad_Shojae
دشمــن خـودش رو کامـلاً لخـت و عریـان مقـابلِ چشمِ ما قرار داده! مراقبِ عهــدهایقلّابیِ اینها باشید.«عدمِدشمنشناسی»؛ سرعتگیرِ پیروزی!
• استاد شجاعی| •پیشنهادِ خوب.
• استاد شجاعی| •پیشنهادِ خوب.
تغییرِ موضع ناگهانی و یا شکستنِ سکوت از طرف بعضی چهرهها و تریبوندارانِ سیاسی-خصوصاً در مجازی- خیلی جالبه برام. وقتی نسبت به چیزی که واضح، مُبرهن و عیان بود سکوت کردید یا موضعِ دوپهلو گرفتید تا حالا که ولیفقیه برای بارِ چندم -و صریحتر- مسئله رو تبیین کنن و درنهایت حامیانِ «مذاکره به هر قیمت» بجایِ پاسخگویی نسبت به آدرسِ غلط دادن به مخاطب؛ نوکِ پیکان رو به سمتِ ایشون بگیرن؛ پس نسبت به فضاهای غبارآلود که تا این حد واضـح نیست، چه میکنید؟
چه عادتِ بدیه، این عادتِ سِپَـر کردنِ ولیفقیـه برایِ خود؛ که اینروزها هم زیاد دیده میشه.
چه عادتِ بدیه، این عادتِ سِپَـر کردنِ ولیفقیـه برایِ خود؛ که اینروزها هم زیاد دیده میشه.
یه عدهای از همون ابتدا دربارهٔ مذاکره با امریکا، صریحاً اعلامِ موضع کردن و بارها تبیین کردن و توضیح دادن که اقا این راهش نیست؛ چرا؟ چون شما بارها این مسیر رو رفتی و جز ضرر و خسارت و دروغ چیزی ندیدی؛ همه تعهداتِ خودت رو انجام دادی و طرف به محضِ اینکه دید شما تعهداتت رو انجام دادی؛ زد زیرِ میز و دستت رو گذاشت لایِ پوست گردو. برای تو آوردهای نداشت اما برایِ طرفِ مقابل چرا. سالها در صنعتِ هستهای -که در حوزهٔ پزشکی و محیطزیستی و … کاربرد داره- عقب افتادی ولی «هیچچیز» در مقابل دریافت نکردی. تازه با چالهای بنام چُماقِ مکانیسمماشه بالایِ سرت هم مواجه شدی که اینکه ناشی از سادهلوحیِ خودت بود؛ اما منافعِ ملی به خطر افتاد. چرا بابتِ نجات از چالهای که بابتِ سادهلوحی و اعتمادِ بیش از حد به طرفِ بدعهد غربی بهت تحمیل شده؛ مجدداً داری همون تِزِ گذشته رو تکرار میکنی؟ چرا مجدداً داری همون مسیرِ گذشته رو بعنوان راهنجات و پلنِ مدیریتی خودت بینِ مخاطب جا میندازی؟ به فرض که توافق هم کردی؛ طبقِ تجربه طرفِ مقابل تو هرگز به عهدِ خودش وفادار نیست! نقد رو میگیره و به تو وعدهٔ توخالی میده. اگه باز ناکامی دیدی و در جوابِ بدعهدی طرف گفتی «عوضش کاپِ اخلاق دریافت کردیم!» پلنِ بعدیت چیه؟ باز میخوای ناکامیِ ناشی از عبرت نگرفتن از تجربیات پرتکرارِ اعتماد به غرب رو بندازی گردنِ بقیه؟ از همه مهمتر، چه تضمینی ارائه میدی؟ چرا همین فرصتی که داری رویِ چانهزدن بر سرِ این موضوع اختصاص میدی رو رویِ مسائلِ جدیتر و واقعیتر و شدنیتر در عرصهٔ داخلی و ظرفیتهایِ مختلفِ خارجی که به معنیِ واقعی «احترامِ متقابل به منافعِ ملی» رو تضمین میکنه، متمرکز نمیکنی؟ ماهها بلاتکلیفیِ مدیریتی و دوگانهسازی بر سرِ بدیهیات رو به مخاطب تحمیل میکنی، بیاینکه از خودت و از مخاطبت بپرسی که «خب من که یه بار نه، بارها این مسیر رو رفتم و نشد! در تجربهٔ تاریخی هم خیلیها این مسیر رو رفتن و نشد! راستی چرا نشد؟»
اما بعضی روزنامهها و صفحاتِ مجازی و خیلی از تریبوندارها این دغدغهمندی رو بنامِ «تندروی و تحجّر» تموم کردن؛ درحالیکه این مسائل توضیحِ واضحات بود! عیب نداره، انتظار میره لااقل الان برایِ تفهیمِ بهترِ موضوع برایِ مخاطبی که مدتهاست با دریافتِ یک آدرسِ غلط؛ در دامِ یک دوگانهٔ غلطتر افتاده، به مصادیقِ این «تجربهها» بپردازن.
اما بعضی روزنامهها و صفحاتِ مجازی و خیلی از تریبوندارها این دغدغهمندی رو بنامِ «تندروی و تحجّر» تموم کردن؛ درحالیکه این مسائل توضیحِ واضحات بود! عیب نداره، انتظار میره لااقل الان برایِ تفهیمِ بهترِ موضوع برایِ مخاطبی که مدتهاست با دریافتِ یک آدرسِ غلط؛ در دامِ یک دوگانهٔ غلطتر افتاده، به مصادیقِ این «تجربهها» بپردازن.
امشب ساعت ۲۰ |شبکهٔ یک |برنامهٔ جریان.
با موضوعِ تجربهٔ مذاکره. ببینید.
با موضوعِ تجربهٔ مذاکره. ببینید.
سادهلوحانهست که بیتوجه به پشتپردهٔ جریان مشکوکِ مجازی-رسانهای که در اطرافِ دولت هم دیده میشن و اینروزها هشتگِ استعفایِ دولت رو پررنگ میکنن؛ با همراهی با این هشتگها فکر کنیم سوءمدیریتها و بیبرنامگیهای دولت حل میشه.
علاوه بر اینکه این موضوع تبدیل به «راهِ فرار از مسئولیت» برایِ مسئولینِ مربوطه و دستگاههایِ نظارتی که باید «بیتعارف» بر عملکردِ مسئولین نظارت و اونها رو به مسیرِ اصلی اولویتهایِ کشور برگردونن خواهد شد؛ در نهایت چیزی که با این هشتگ عایدِ مردم میشه؛ آشوب و نتیجتاً ناامنیه! گویا عزیزان هنوز شناختی از عوامل و پشتپردهٔ اغتشاشاتِ ۱۳۸۸ که ناشی از یک ادعایِ دروغ و بیمدرک ولی هزینهزا و پرآسیب بود ندارن؛ ادعایِ دروغی که تحریمهایِ بیسابقهای رو هم در پی داشت! در این شرایط «الزام به انجامِ مسئولیت و رسیدگی به اولویتهایِ اصلی» باید توسطِ نهادهایِ نظارتی- بهویژه مجلس- دنبال بشه. درواقع مطالبهٔ اصلی اینه. از وزارت اقتصاد شروع کنید که وزیرش با وجودِ عملکردِ چندسالهٔ منفی در بانکِ مرکزی، باز به یک سمَتِ اقتصادی برگشته و حالا میگه اوضاعِ افسارگسیختهٔ ارز و پولِ ملی بهش ربطی نداره!
وفاقِ اصلی هم اینه که باعلم به بدعهدیِ چندبارهٔ طرفِ مقابل در مذاکرات؛ تخممـرغهاتون رو در سبدِ این «توهُّم» نچینید که حالا در مواجهه با «واقعیتـی که برخـلافِ میلِ شماست» ناگهان وفاق رو بهم بزنید و به استعفا و … رو بیارید؛ که این عینِ فــرار از مسئولیته نه چیزِ دیگه. خـطاب به بعضی از مجازیبازها و رسانهچیهایِ حامـیِ دولت!
و دقیقاً برایِ همین در ایّامِ انتخابات میپرسیدیم: این تنها ایدهٔ شما برایِ «مذاکره با امریکا»، راهِ پرتکرار و عبرتآموزیست که بارها امتحان شده و هیچ نتیجهای نداده که هیچ؛ ضررهایِ متعدد هم به ما تحمیل کرده. مثلاً ۸۰۰ تحریم رو به ۱۵۰۰ تحریم تبدیل کرده! [و دلایلِ واضحی که بارها و بارها گفته شده] برایِ اداره و اجرایِ وظایف در قوهٔ مجریه؛ بجز تمرکز رویِ این ایدهٔ امتحان پس داده، چه برنامهٔدیگهای دارید؟ بارها پرسیدیم و برنامهٔ مشخصی ندیدیم، چون برنامهٔ مشخصی نبود!
علاوه بر اینکه این موضوع تبدیل به «راهِ فرار از مسئولیت» برایِ مسئولینِ مربوطه و دستگاههایِ نظارتی که باید «بیتعارف» بر عملکردِ مسئولین نظارت و اونها رو به مسیرِ اصلی اولویتهایِ کشور برگردونن خواهد شد؛ در نهایت چیزی که با این هشتگ عایدِ مردم میشه؛ آشوب و نتیجتاً ناامنیه! گویا عزیزان هنوز شناختی از عوامل و پشتپردهٔ اغتشاشاتِ ۱۳۸۸ که ناشی از یک ادعایِ دروغ و بیمدرک ولی هزینهزا و پرآسیب بود ندارن؛ ادعایِ دروغی که تحریمهایِ بیسابقهای رو هم در پی داشت! در این شرایط «الزام به انجامِ مسئولیت و رسیدگی به اولویتهایِ اصلی» باید توسطِ نهادهایِ نظارتی- بهویژه مجلس- دنبال بشه. درواقع مطالبهٔ اصلی اینه. از وزارت اقتصاد شروع کنید که وزیرش با وجودِ عملکردِ چندسالهٔ منفی در بانکِ مرکزی، باز به یک سمَتِ اقتصادی برگشته و حالا میگه اوضاعِ افسارگسیختهٔ ارز و پولِ ملی بهش ربطی نداره!
وفاقِ اصلی هم اینه که باعلم به بدعهدیِ چندبارهٔ طرفِ مقابل در مذاکرات؛ تخممـرغهاتون رو در سبدِ این «توهُّم» نچینید که حالا در مواجهه با «واقعیتـی که برخـلافِ میلِ شماست» ناگهان وفاق رو بهم بزنید و به استعفا و … رو بیارید؛ که این عینِ فــرار از مسئولیته نه چیزِ دیگه. خـطاب به بعضی از مجازیبازها و رسانهچیهایِ حامـیِ دولت!
و دقیقاً برایِ همین در ایّامِ انتخابات میپرسیدیم: این تنها ایدهٔ شما برایِ «مذاکره با امریکا»، راهِ پرتکرار و عبرتآموزیست که بارها امتحان شده و هیچ نتیجهای نداده که هیچ؛ ضررهایِ متعدد هم به ما تحمیل کرده. مثلاً ۸۰۰ تحریم رو به ۱۵۰۰ تحریم تبدیل کرده! [و دلایلِ واضحی که بارها و بارها گفته شده] برایِ اداره و اجرایِ وظایف در قوهٔ مجریه؛ بجز تمرکز رویِ این ایدهٔ امتحان پس داده، چه برنامهٔدیگهای دارید؟ بارها پرسیدیم و برنامهٔ مشخصی ندیدیم، چون برنامهٔ مشخصی نبود!
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
به مناسبتِ دههٔ فجر پیشنهاد میکنم این کتابها رو که قبلاً هم معرفی شده بود، مطالعه کنید.
-
کتابِ «انقلاباسلامی و آیندهٔجهـان» نوشتهٔ استاد محمدشجاعی رو که اینجا معرفی کرده بودم؛ ۲۲٪ تخفیف خورده و میتونید از اینجا تهیهش کنید.
واقعاً اینارو بگیرید بخـونید، فـوروارد نکنید تو سیومسیجهاتون خاک بخورهها :))
کتابِ «انقلاباسلامی و آیندهٔجهـان» نوشتهٔ استاد محمدشجاعی رو که اینجا معرفی کرده بودم؛ ۲۲٪ تخفیف خورده و میتونید از اینجا تهیهش کنید.
واقعاً اینارو بگیرید بخـونید، فـوروارد نکنید تو سیومسیجهاتون خاک بخورهها :))
مُحَلِّل
پیامی که آمریکا ارسال کرده، تبدیل جمهوری اسلامی ایران به یک کشور وابسته و مستعمره مانند رژیم پهلوی یا سعودی است.
-
اگه این پست رو خوندید؛ این متـن از کانالِ مُحلّل رو هم حتماً بخـونید! توضیحِ کاملـی از چیزی که ترامپ از ایران خواسته؛ پکیجـی از الزام به خلعِ سلاح، و در واقـع «تسلیمِ کامـل»! و در نهـایت دستِخالی در برابرِ هرتعرضی، و زدن زیرِمیز هر توافقی از جانبِ امریکا!
احتمالاً با نوشابهٔ اضافه!
اما مذاکرهدوستان و مذاکرهپرستان، ذلیلانه از اون «ارسالِ پیام برایِ مذاکره» برداشت کردن؛ به مخاطب هم تحمیل کردن که سیاستهایِ نظام باید در راستایِ این مذاکراتِ غیرهوشمندانه و غیرعاقلانه و غیرِشرافتمندانه با طرفِ بدعهد و زورگویی باشه که نهتنها به تعهداتش با شما؛ بلکه به سایرِ توافقاتِ بینالمللی و متحدین خودش هم رحم نمیکنه. دادگاهِ لاهه رو تحریم میکنه، نامِ خلیجمکزیک رو تغییر میده، دستور الحاقِ کانادا به یک ایالتِ امریکایی رو میده، خروج از معاهدهٔ پاریس و خروج از سازمان بهداشت جهانی رو امضا میکنه، دستور تصاحبِ گرینلند و پاناما رو هم برای چندمین بار تکرار میکنه. در تازهترین اظهاراتش برای کوچِ اجباری مردم غزه هم گفته ما غزه رو تصاحب میکنیم! تجربهٔ «برجام» و «اعتمادِ مصدّق» رو که نمیبینید؛ لااقل توضیح بدید امریکا چرا اساساً به هیچچیزی، از جمله این موارد پایبند نیست؟!
اونوقت بجایِ اینکه تقصیرهایِ ناشی از ناکارآمدی، بیمسئولیتی، بیبرنامگی و بلاتکلیفیهایِ فاحش دولت در رسیدگی به «اولویتها» رو بر گردنِ رهبری بندازید، ممنونِ ایشون میشید که با اعلامِ موضعِ صریح خودش؛ مانعِ ذلتپراکنیها و «هرچی که هست بدیم بره، و هیچی نگیریم» بیش از این شد.
اگه این پست رو خوندید؛ این متـن از کانالِ مُحلّل رو هم حتماً بخـونید! توضیحِ کاملـی از چیزی که ترامپ از ایران خواسته؛ پکیجـی از الزام به خلعِ سلاح، و در واقـع «تسلیمِ کامـل»! و در نهـایت دستِخالی در برابرِ هرتعرضی، و زدن زیرِمیز هر توافقی از جانبِ امریکا!
احتمالاً با نوشابهٔ اضافه!
اما مذاکرهدوستان و مذاکرهپرستان، ذلیلانه از اون «ارسالِ پیام برایِ مذاکره» برداشت کردن؛ به مخاطب هم تحمیل کردن که سیاستهایِ نظام باید در راستایِ این مذاکراتِ غیرهوشمندانه و غیرعاقلانه و غیرِشرافتمندانه با طرفِ بدعهد و زورگویی باشه که نهتنها به تعهداتش با شما؛ بلکه به سایرِ توافقاتِ بینالمللی و متحدین خودش هم رحم نمیکنه. دادگاهِ لاهه رو تحریم میکنه، نامِ خلیجمکزیک رو تغییر میده، دستور الحاقِ کانادا به یک ایالتِ امریکایی رو میده، خروج از معاهدهٔ پاریس و خروج از سازمان بهداشت جهانی رو امضا میکنه، دستور تصاحبِ گرینلند و پاناما رو هم برای چندمین بار تکرار میکنه. در تازهترین اظهاراتش برای کوچِ اجباری مردم غزه هم گفته ما غزه رو تصاحب میکنیم! تجربهٔ «برجام» و «اعتمادِ مصدّق» رو که نمیبینید؛ لااقل توضیح بدید امریکا چرا اساساً به هیچچیزی، از جمله این موارد پایبند نیست؟!
اونوقت بجایِ اینکه تقصیرهایِ ناشی از ناکارآمدی، بیمسئولیتی، بیبرنامگی و بلاتکلیفیهایِ فاحش دولت در رسیدگی به «اولویتها» رو بر گردنِ رهبری بندازید، ممنونِ ایشون میشید که با اعلامِ موضعِ صریح خودش؛ مانعِ ذلتپراکنیها و «هرچی که هست بدیم بره، و هیچی نگیریم» بیش از این شد.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
«که هرکو سلیحش به دشمن دهد
همی خویشتن را به کُشتن دهد..»
همی خویشتن را به کُشتن دهد..»
-
نگـویم ز جنگِ بداندیــش ترس
در آوازهٔ صلـح، از او بیـش ترس،
بسا کَس بهروز آیتِصلح خواند
چو شب شد؛
سِپَه بر سرِ خُفته راند!
نگـویم ز جنگِ بداندیــش ترس
در آوازهٔ صلـح، از او بیـش ترس،
بسا کَس بهروز آیتِصلح خواند
چو شب شد؛
سِپَه بر سرِ خُفته راند!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رهبری کیست؟!
«خداوندا! تو را شکرگزارم که پس از عبدِ صالحات خمینـیِ عزیز، مرا در مسیر عبدِ صالحِ دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیمِ امروزِ اسلام و تشیّع و ایران و جهانِ سیاسیِ اسلام است، خامنـهایِ عزیز -که جانم فدایِ جانِ او باد- قرار دادی.»
——————-
این روزها بیشـتر از هر زمانِ دیگـهای؛ این جملاتِ حاجقاسمِ عزیز رو با جان و دل میپذیرم و عاقلانه و عاشقانه در آغوش میگیرمش. بینِ این هیاهوها و ادّعاهاییکه گوشِفَلَک رو کَر میکنه؛ خدا عنایتی کنه و به ما قدرتِ «فهم و شناخت» این مردِ حکیم رو بده.
قدرتِ فهم!
حتی مُقدّم بر شکرِ این نعمت! همین.
*این ویدیوی اقای راجی، واقعاً دیدنیه.
«خداوندا! تو را شکرگزارم که پس از عبدِ صالحات خمینـیِ عزیز، مرا در مسیر عبدِ صالحِ دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیمِ امروزِ اسلام و تشیّع و ایران و جهانِ سیاسیِ اسلام است، خامنـهایِ عزیز -که جانم فدایِ جانِ او باد- قرار دادی.»
——————-
این روزها بیشـتر از هر زمانِ دیگـهای؛ این جملاتِ حاجقاسمِ عزیز رو با جان و دل میپذیرم و عاقلانه و عاشقانه در آغوش میگیرمش. بینِ این هیاهوها و ادّعاهاییکه گوشِفَلَک رو کَر میکنه؛ خدا عنایتی کنه و به ما قدرتِ «فهم و شناخت» این مردِ حکیم رو بده.
قدرتِ فهم!
حتی مُقدّم بر شکرِ این نعمت! همین.
*این ویدیوی اقای راجی، واقعاً دیدنیه.
«اللهاکبـ🇮🇷ـر»
یعنی خدا بزرگتر است از تمامِ محاسبههایِ غلط، از فشارهایِ حداکثری! از کدخدایانِ قُلدرِ محــورِ شرارت، از بمبهایِ سنگرشکن، از فراخوانهایِ ناکام، از قدرتهایِ بشری؛ از نَمرود که میخواست به جنگِ خدایِ آسمانها و زمین برود و با پشـهای از پای افتاد، از فرعون که میگفت «من خدایی جز خودم برایِ شما سراغ ندارم» و شکافِ دریا برایِ لشکرش تنگ شد؛ که خدا بزرگتر است از نمـرودیان و فرعونیانِ امروز، خدا بزرگتر است از همهچیز!
یعنی به قولِ حاجابراهیمعقیل؛ نه تنها در صورتی که کـوهها، بلکه حتی اگر کهکشــانها هم از بین بروند؛ تو ثابتقدم بمانی. چرا؟
چون تنها خودت و الله را میبینی...
یعنی طلایهدارانِ پرچمِ مزین به نامِ «الله» بدانند، بزرگترین قدرتِ هستـی؛ «الله» در مقابل جبهـهٔ زور و زَر و الحاد؛ حامیِ آنهاست.
یعنی؛ «اللهفیالسّاحه» خدا در میدان است! یعنی؛ «قطعاً سَنَنتَصــر»
•بهنامِ نامیِ الله، اللهاکبر.
یعنی خدا بزرگتر است از تمامِ محاسبههایِ غلط، از فشارهایِ حداکثری! از کدخدایانِ قُلدرِ محــورِ شرارت، از بمبهایِ سنگرشکن، از فراخوانهایِ ناکام، از قدرتهایِ بشری؛ از نَمرود که میخواست به جنگِ خدایِ آسمانها و زمین برود و با پشـهای از پای افتاد، از فرعون که میگفت «من خدایی جز خودم برایِ شما سراغ ندارم» و شکافِ دریا برایِ لشکرش تنگ شد؛ که خدا بزرگتر است از نمـرودیان و فرعونیانِ امروز، خدا بزرگتر است از همهچیز!
یعنی به قولِ حاجابراهیمعقیل؛ نه تنها در صورتی که کـوهها، بلکه حتی اگر کهکشــانها هم از بین بروند؛ تو ثابتقدم بمانی. چرا؟
چون تنها خودت و الله را میبینی...
یعنی طلایهدارانِ پرچمِ مزین به نامِ «الله» بدانند، بزرگترین قدرتِ هستـی؛ «الله» در مقابل جبهـهٔ زور و زَر و الحاد؛ حامیِ آنهاست.
یعنی؛ «اللهفیالسّاحه» خدا در میدان است! یعنی؛ «قطعاً سَنَنتَصــر»
•بهنامِ نامیِ الله، اللهاکبر.
چرا ۲۲ بهمن رو «حتماً» خواهم رفت؟!
آیا این به معنیِ تاییدِ تمامِ عملکردهای مسئولینِ اجراییست؟! نه. طبیعتاً نه.
من «هویّتم» رو به این انقـلاب مدیونم؛ نه بخاطرِ ۱۱ برابر شدنِ سرعتِ رشدِ علمی نسبت به متوسط جهانی، یا بابتِ رتبهٔ ۱ ارتقایِ علمی در منطقه، یا ارتقا به رتبهٔ ۱۱ جهان در هوافضا در سال ۹۸، یا ارتقا به رتبهٔ ۱۶ جهان در نانو در سال ۹۸، یا ارتقا به رتبهٔ ۱۰ جهان در ثبتِ اختراع در سال ۹۷، یا رشد دوبرابریِ خطوطِ راهآهن طبقِ امار سال ۹۷، افزایشِ نسبتِ پزشکان فوقتخصص زن به ۳۰٪، افزایش نسبتِ متخصصینِ حوزه زنان و زایمان به ۹۸٪، یا آمار بیش از ۹۵۰۰ مولفِ زن و ۸۴۰ ناشرِ زن، رشدِ بیش از ۵۰ درصدیِ دانشجویانِ دختر و افزایش بیش از ۹۰درصدیِ سواد در جامعهٔ جوانان و … و بسیاری دستاوردِ دیگه! نه.
انقلابِ اسلامی، هویتِ ایرانی-اسلامی رو در من زنده کرد؛
به من قدرتِ تحلیلِ سیاسی داد، به من یاد داد که «ایرانیبودن» یک هویّته؛ فراتر از مرزها! نه یهتیکهٔ اضافی که رویِ کاغذ کنارِ واژهٔ «سگ» نوشته بشه و روی شیشه چسبونده بشه تا در کشورِ خودش، تحتِ عنوان کاپیتولاسیون از ورودش به اماکنِ مختلف جلوگیری کنن. به من یاد داد «مقاومت» به تعدادِ مدالهایِ خودخواندهای رویِ سینهٔ فلانشاهِ بیحاصل نیست که با وجودِ یک ارتشِ پر یال و کوپال؛ در عینِ بیطرفی در جنگِ جهانی، در برابر تجاوزِ بیگانه حتی یک شبانهروز طاقتِ استقامت نباشه و کشور از شمال و جنوب تحتِ سیطرهٔ اجنبی دربیاد. به من یاد داد «هر وجب از خاکِ کشور» عینِ ناموسه، و ادمِ باشرف به ناموسش عنوانِ «بحرین دخترِ ما بود، عروسش کردیم» نمیده. به من یاد داد با دستِ خالی در جنگ با حضورِ تمامِ کشورها، میشه خاک نداد و خاکِ داده رو هم پس گرفت؛ حتی اگه صدها روز در اِشغال باشه. به من یاد داد «آرارات و دشتِ ناامید» جزئی از تاریخِ منه که برایِ عشوهٔ نگاهِ اجنبی؛ بخشیده شد و برنگشت. به من یاد داد که میشه در برابرِ «فرمانِ خلعِ سلاح و تسلیمِ کامل»ِ قلدرها ایستاد و گفت «نه!» قلدرهایی که به گواهِ تاریخ؛ اولینمجرمینِ اتمیِ جهاناند! که دستت رو خالی میکنن تا راحتتر محبوس باشی! نه اینکه شاهِ مملکت برای عزل و نصبِ فلان وزیر؛ برای کسبِ اجازه از این قلدرها تا فلان کشورِ خارجی سفر کنه و اخرِ قصه با «نامِ مستعار» جایی گوشهٔ این دنیا در تاریخ دفن بشه. به من یاد داد «برترینِ شما، باتقواترینِ شماست» و تقوایِ من به قیمتِ امروز و فردایِ دلاری نیست که با تَقّی، وا بره و پشتِ پا بزنم به جانفداییهایِ مرد و مردانی که سیسال خواب به چشم راه ندادن؛ به من یاد داد «امّت» باید بود در برابرِ زیادهخواهیِ نمرودی که امروز ادعایِ خدایی میکنه، که امّت مرز ندارد! از اون افریقاییِ سیهچردهای که سالها زیرِ استعمارِ قلدرها بوده و امروز خودش رو به ایران میرسونه تا زیرِ عَلَمِ این «امّت» جا بگیره؛ تا اون بچههایی که با بازماندهٔ موشکهایِ ایرانی عکسِ یادگاری میگیرن و اشکِ شوق میریزن که «این اولینشبی بود که بمبهایِ ممنوعهٔ صهیونیستی سرمون آوار نشد»، تا اون دانشجویِ کفِ دانشگاههایِ اروپایی که پلاکاردِ free Palestine رو تویِ دست میگیره و بلند میکنه و با شنیدنِ نامِ ایران چشمهاش برق میزنه؛ چون براش تجسمِ طلایهدارِ مبارزه با شَرِّ مطلقه. و نامی که وسطِ این پرچمِ سهرنگ جای گرفته؛ صاحب و پشتیبانِ امّتِ آزادهایست که عیارِ اونهارو با «توحید»شون میسنجن؛ نه با عدد. این «آرمان» و این مفاهیمِ مقدس؛ به جایی فراتر از این مرزهای جغرافیایی رسیده، من از این آرمان و این «انقلاب» تمامقد دفاع میکنم و با افتخار بخاطرش قدم برمیدارم؛ خودش، عواملِ ایجاد و عواملِ بَقاش.
گلههایِ من و نتیجهٔ ناکارامدیِ یک «انتخاب» جایِ خودش؛ اون نماینده و مسئولی که پشتِ نامِ مقدسِ این انقلاب پنهان شد تا در بزنگاه خلافِ آرمانِ این انقلاب عمل کنه جایِ خودش؛ اون مسئولی که حالا به اقتضایِ زمان به این آرمانها پشتِپا میزنه جایِ خودش؛ من از این «خانواده» در برابرِ چشمِ خیرهٔ دوربینهایِ جهانیِ قلدرهایی که با قلدری به همپیمانانِ خودشون هم رحم نمیکنن اما به «میدانِخالی» امّید بستهن؛ دفاع میکنم. خانوادهای در یک مقیاسِ بزرگ، درختی با ریشههایِ محکم. با افتخار!
پ.ن:
* کتابِ “صعودچهلساله” رو که براساس آمارهایِ بینالمللی گردآوری شده، بخونید. همچنین کتاب “ایرانمقتدر” که خلاصهای کوتاه از صعودِ چهل سالهست.
آیا این به معنیِ تاییدِ تمامِ عملکردهای مسئولینِ اجراییست؟! نه. طبیعتاً نه.
من «هویّتم» رو به این انقـلاب مدیونم؛ نه بخاطرِ ۱۱ برابر شدنِ سرعتِ رشدِ علمی نسبت به متوسط جهانی، یا بابتِ رتبهٔ ۱ ارتقایِ علمی در منطقه، یا ارتقا به رتبهٔ ۱۱ جهان در هوافضا در سال ۹۸، یا ارتقا به رتبهٔ ۱۶ جهان در نانو در سال ۹۸، یا ارتقا به رتبهٔ ۱۰ جهان در ثبتِ اختراع در سال ۹۷، یا رشد دوبرابریِ خطوطِ راهآهن طبقِ امار سال ۹۷، افزایشِ نسبتِ پزشکان فوقتخصص زن به ۳۰٪، افزایش نسبتِ متخصصینِ حوزه زنان و زایمان به ۹۸٪، یا آمار بیش از ۹۵۰۰ مولفِ زن و ۸۴۰ ناشرِ زن، رشدِ بیش از ۵۰ درصدیِ دانشجویانِ دختر و افزایش بیش از ۹۰درصدیِ سواد در جامعهٔ جوانان و … و بسیاری دستاوردِ دیگه! نه.
انقلابِ اسلامی، هویتِ ایرانی-اسلامی رو در من زنده کرد؛
به من قدرتِ تحلیلِ سیاسی داد، به من یاد داد که «ایرانیبودن» یک هویّته؛ فراتر از مرزها! نه یهتیکهٔ اضافی که رویِ کاغذ کنارِ واژهٔ «سگ» نوشته بشه و روی شیشه چسبونده بشه تا در کشورِ خودش، تحتِ عنوان کاپیتولاسیون از ورودش به اماکنِ مختلف جلوگیری کنن. به من یاد داد «مقاومت» به تعدادِ مدالهایِ خودخواندهای رویِ سینهٔ فلانشاهِ بیحاصل نیست که با وجودِ یک ارتشِ پر یال و کوپال؛ در عینِ بیطرفی در جنگِ جهانی، در برابر تجاوزِ بیگانه حتی یک شبانهروز طاقتِ استقامت نباشه و کشور از شمال و جنوب تحتِ سیطرهٔ اجنبی دربیاد. به من یاد داد «هر وجب از خاکِ کشور» عینِ ناموسه، و ادمِ باشرف به ناموسش عنوانِ «بحرین دخترِ ما بود، عروسش کردیم» نمیده. به من یاد داد با دستِ خالی در جنگ با حضورِ تمامِ کشورها، میشه خاک نداد و خاکِ داده رو هم پس گرفت؛ حتی اگه صدها روز در اِشغال باشه. به من یاد داد «آرارات و دشتِ ناامید» جزئی از تاریخِ منه که برایِ عشوهٔ نگاهِ اجنبی؛ بخشیده شد و برنگشت. به من یاد داد که میشه در برابرِ «فرمانِ خلعِ سلاح و تسلیمِ کامل»ِ قلدرها ایستاد و گفت «نه!» قلدرهایی که به گواهِ تاریخ؛ اولینمجرمینِ اتمیِ جهاناند! که دستت رو خالی میکنن تا راحتتر محبوس باشی! نه اینکه شاهِ مملکت برای عزل و نصبِ فلان وزیر؛ برای کسبِ اجازه از این قلدرها تا فلان کشورِ خارجی سفر کنه و اخرِ قصه با «نامِ مستعار» جایی گوشهٔ این دنیا در تاریخ دفن بشه. به من یاد داد «برترینِ شما، باتقواترینِ شماست» و تقوایِ من به قیمتِ امروز و فردایِ دلاری نیست که با تَقّی، وا بره و پشتِ پا بزنم به جانفداییهایِ مرد و مردانی که سیسال خواب به چشم راه ندادن؛ به من یاد داد «امّت» باید بود در برابرِ زیادهخواهیِ نمرودی که امروز ادعایِ خدایی میکنه، که امّت مرز ندارد! از اون افریقاییِ سیهچردهای که سالها زیرِ استعمارِ قلدرها بوده و امروز خودش رو به ایران میرسونه تا زیرِ عَلَمِ این «امّت» جا بگیره؛ تا اون بچههایی که با بازماندهٔ موشکهایِ ایرانی عکسِ یادگاری میگیرن و اشکِ شوق میریزن که «این اولینشبی بود که بمبهایِ ممنوعهٔ صهیونیستی سرمون آوار نشد»، تا اون دانشجویِ کفِ دانشگاههایِ اروپایی که پلاکاردِ free Palestine رو تویِ دست میگیره و بلند میکنه و با شنیدنِ نامِ ایران چشمهاش برق میزنه؛ چون براش تجسمِ طلایهدارِ مبارزه با شَرِّ مطلقه. و نامی که وسطِ این پرچمِ سهرنگ جای گرفته؛ صاحب و پشتیبانِ امّتِ آزادهایست که عیارِ اونهارو با «توحید»شون میسنجن؛ نه با عدد. این «آرمان» و این مفاهیمِ مقدس؛ به جایی فراتر از این مرزهای جغرافیایی رسیده، من از این آرمان و این «انقلاب» تمامقد دفاع میکنم و با افتخار بخاطرش قدم برمیدارم؛ خودش، عواملِ ایجاد و عواملِ بَقاش.
گلههایِ من و نتیجهٔ ناکارامدیِ یک «انتخاب» جایِ خودش؛ اون نماینده و مسئولی که پشتِ نامِ مقدسِ این انقلاب پنهان شد تا در بزنگاه خلافِ آرمانِ این انقلاب عمل کنه جایِ خودش؛ اون مسئولی که حالا به اقتضایِ زمان به این آرمانها پشتِپا میزنه جایِ خودش؛ من از این «خانواده» در برابرِ چشمِ خیرهٔ دوربینهایِ جهانیِ قلدرهایی که با قلدری به همپیمانانِ خودشون هم رحم نمیکنن اما به «میدانِخالی» امّید بستهن؛ دفاع میکنم. خانوادهای در یک مقیاسِ بزرگ، درختی با ریشههایِ محکم. با افتخار!
پ.ن:
* کتابِ “صعودچهلساله” رو که براساس آمارهایِ بینالمللی گردآوری شده، بخونید. همچنین کتاب “ایرانمقتدر” که خلاصهای کوتاه از صعودِ چهل سالهست.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به ایمان قسـم، به عشق، به آزادی، به حقیقت، به شَرف! که در قلبِ آنکَس که «حُبِّ وطـن» دارد، همیشه نوری هست.
همیشه چراغی، همیشه شعلهای، آفتابی، روشناییِ بیپایانی..
- نادر ابراهیمی.
ایران وطنم؛ مأمنِ مَردانِ خدایی..
تهران- ۲۲ بهمن ۱۴۰۳.🤍
همیشه چراغی، همیشه شعلهای، آفتابی، روشناییِ بیپایانی..
- نادر ابراهیمی.
ایران وطنم؛ مأمنِ مَردانِ خدایی..
تهران- ۲۲ بهمن ۱۴۰۳.🤍