Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گرچه در همین ۱۰۰ روز ابتدایی [برخلافِ گفتمانی که اقای پزشکیان مدعیِ اون بود!] بعضی از اعضایِ دولت نهتنها همراهیِ رقبا -مثلِ نادیده گرفتنِ گافهایِ خسارتبار و رایاعتماد به کلِ کابینه- رو نادیده گرفتن، بلکه انتقادات به قطعیبرق و گرانیِ دستوری یکشبهٔ خودرو و انتصاباتِ زاویهدار و بازگشتِ حق ماموریتهایِ دلاری و اولویتهایِ غیرضروری و … رو تاب نیاوردن و زبانِ وفاق به زبانِ تهدید و “بگمبگم” تغییر کرد؛ اما باعث شد تا بیشتر متوجهِ سعهٔصدرِ شهیدرئیسی بشم، وقتی حامیانِ دولت فعلی- که بعضاً حالا در بدنهٔ دولت هم حضور دارند!- از هیچچیز برایِ تخریب و تحقیرش دریغ نمیکردن؛ ولی حتی در برابرِ تندترین انتقادات سکوت میکرد و میگفت جامعه ظرفیتِ جنجال نداره. :)
بخاطرِ همین سعهٔصدرها بود که رهبری شخصاً بخشی از دستاوردهایِ دولت سیزدهم رو تبیین کردن و گفتن «حقایق و واقعیتهایی که دربارهٔ دولت هست؛ برای مـردم و افرادی که غرضی ندارند؛ بیشتر آشکار بشه!»
تبیینی که بعدها هم ادامه داشت: «اگر دولتِ سیزدهم ادامه پیدا میکرد، احتمالِ زیاد میدهم که بسیاری از مشکلات کشور، عمدتاً مشکلاتِ اقتصادی حل میشد..»
•بشنوید و ببینید.
بخاطرِ همین سعهٔصدرها بود که رهبری شخصاً بخشی از دستاوردهایِ دولت سیزدهم رو تبیین کردن و گفتن «حقایق و واقعیتهایی که دربارهٔ دولت هست؛ برای مـردم و افرادی که غرضی ندارند؛ بیشتر آشکار بشه!»
تبیینی که بعدها هم ادامه داشت: «اگر دولتِ سیزدهم ادامه پیدا میکرد، احتمالِ زیاد میدهم که بسیاری از مشکلات کشور، عمدتاً مشکلاتِ اقتصادی حل میشد..»
•بشنوید و ببینید.
همسرِ مدافعِ حرم اسیرشده در عراق [ابوعباس] نوشته:
«یادم هست یکبار ابوعباس خیلی ناراحت بود. پرسیدم چی شده؟ گفت: یکی از دوستانم شهید شده و پیکرش دستِ دشمن مانده.
با اشک ادامه داد؛ دشمن نمیدانست این پیکر برای یک شهیدِ ایرانی است و تا پایِ تبادل به همراهِ پیکر سوریها جلو آمدند، اما انقدر با هیجانات و جهالتها در همان ساعتهای اولیه عکس و فیلم از شهید پخش شد که دشمن فهمید او ایرانیست و هیچوقت آن پیکر برنگشت.
یا اینکه مثلا بارها حتی خانوادهٔ شهدا هنوز خبر نداشتند و ناگهانی در رسانههایِ عجول و جاهل خبرِ شهیدشان را دیدند. میدونید چی به روزگارِ آنها اومد؟
به چه زبونی باید گفت دیگه؟ نکنید!
تورو هرکه میپرستید؛ در زمینِ دشمن بازی نکنید!»
- نترسیم و نترسانیم…
- بلندگویِ دشمن نشویم!
«یادم هست یکبار ابوعباس خیلی ناراحت بود. پرسیدم چی شده؟ گفت: یکی از دوستانم شهید شده و پیکرش دستِ دشمن مانده.
با اشک ادامه داد؛ دشمن نمیدانست این پیکر برای یک شهیدِ ایرانی است و تا پایِ تبادل به همراهِ پیکر سوریها جلو آمدند، اما انقدر با هیجانات و جهالتها در همان ساعتهای اولیه عکس و فیلم از شهید پخش شد که دشمن فهمید او ایرانیست و هیچوقت آن پیکر برنگشت.
یا اینکه مثلا بارها حتی خانوادهٔ شهدا هنوز خبر نداشتند و ناگهانی در رسانههایِ عجول و جاهل خبرِ شهیدشان را دیدند. میدونید چی به روزگارِ آنها اومد؟
به چه زبونی باید گفت دیگه؟ نکنید!
تورو هرکه میپرستید؛ در زمینِ دشمن بازی نکنید!»
- نترسیم و نترسانیم…
- بلندگویِ دشمن نشویم!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نَحنُ نَشکُر إسرائیل حقیقتاً!
- پیامِ یکی از تروریستهایِ درگیریهای حلب در کانال ۱۱ تلویزیون اسرائیل؛ «از اسرائیل ممنونیم که مواضعِ حزبالله و محور [مقاومت] را هدف قرار داد و آنان را تضعیف کرد!»
- مدیرفارسیزبانِ رادیو اسرائیل هم گفت:
«اسرائیل بابت این نیروها هیچ نگرانی نداره! بلکه نگرانی اصلی اسرائیل اینه که ایران از طریقِ سوریه به لبنان کمک نکنه!»
به همین صراحت!
—————-
- این روزا مهمتر از هرچیزی برایِ مایی که هیچ تخصص نظامی نداریم؛ شناختِ دشمن و قرارگیری در جایِ درسته! BBCها تروریستهایی که بعضاً ملیّتهایِ مختلفی دارن رو صرفاً مخالفینِ سوری عنوان میکنن تا نقشِ اساسیِ صهیونیستها و غرب رو درحمایت از تروریستها کمرنگ جلوه بدن؛ درحالیکه تحلیلگران صهیونیست به وضوح از ایجادِ جبههٔ جدید علیهِ مقاومت حرف میزنن؛ اما طبقِ معمول بعضی از صاحبتریبونهایِ سیاسیِ داخلی از گذشته -که حاجقاسم و سربازانش در خطمقدم میجنگیدن- تا امروز میگن: «سوریه، غزه، لبنان و … به ما چه؟» و در عینِحال با اشتیاق از سازش با حامیانِ اصلیِ این گروهکهایِ تکفیری که بینقاب از «سگِ هارِ غرب» تشکر میکنن؛ توییت میزنن.
- پیامِ یکی از تروریستهایِ درگیریهای حلب در کانال ۱۱ تلویزیون اسرائیل؛ «از اسرائیل ممنونیم که مواضعِ حزبالله و محور [مقاومت] را هدف قرار داد و آنان را تضعیف کرد!»
- مدیرفارسیزبانِ رادیو اسرائیل هم گفت:
«اسرائیل بابت این نیروها هیچ نگرانی نداره! بلکه نگرانی اصلی اسرائیل اینه که ایران از طریقِ سوریه به لبنان کمک نکنه!»
به همین صراحت!
—————-
- این روزا مهمتر از هرچیزی برایِ مایی که هیچ تخصص نظامی نداریم؛ شناختِ دشمن و قرارگیری در جایِ درسته! BBCها تروریستهایی که بعضاً ملیّتهایِ مختلفی دارن رو صرفاً مخالفینِ سوری عنوان میکنن تا نقشِ اساسیِ صهیونیستها و غرب رو درحمایت از تروریستها کمرنگ جلوه بدن؛ درحالیکه تحلیلگران صهیونیست به وضوح از ایجادِ جبههٔ جدید علیهِ مقاومت حرف میزنن؛ اما طبقِ معمول بعضی از صاحبتریبونهایِ سیاسیِ داخلی از گذشته -که حاجقاسم و سربازانش در خطمقدم میجنگیدن- تا امروز میگن: «سوریه، غزه، لبنان و … به ما چه؟» و در عینِحال با اشتیاق از سازش با حامیانِ اصلیِ این گروهکهایِ تکفیری که بینقاب از «سگِ هارِ غرب» تشکر میکنن؛ توییت میزنن.
سرعتگیر پیروزی
@ostad_Shojae
دشمــن خودش رو کامــلاً لخـت و عریـان مقابلِ چشمِ ما قرار داده! مراقبِ عهــدهایقلّابیِ اینها باشید. «عدمِ دشمنشناسی»؛ سرعتگیرِ پیروزی!
• استاد شجاعی| •پیشنهادِ خوب.
• استاد شجاعی| •پیشنهادِ خوب.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«إن عادَتِ العَقرَبُ عُدنا لَها!»
برام جالب بود که یکی از همکارامون که خیلی هم انقلابی نیست؛ گفت: «یه بار عقرب رو لِه کردیم؛ بازم لهش میکنیم.» سرچ کردم و فهمیدم که بله؛ نقلیست که این سیدِ صادقالوعــدِ عزیزِ ما بیان کردن!👌🏻
برام جالب بود که یکی از همکارامون که خیلی هم انقلابی نیست؛ گفت: «یه بار عقرب رو لِه کردیم؛ بازم لهش میکنیم.» سرچ کردم و فهمیدم که بله؛ نقلیست که این سیدِ صادقالوعــدِ عزیزِ ما بیان کردن!👌🏻
بین یک جمعی بودم که تعدادِ زیادیشان را افرادی تشکیل میدادند که اصطلاحاً به خودشان میگفتند «برائتی. سکولار!»
وقتی نوبت به بحث دربارهٔ غزه و فلسطین شد؛ میگفتند اهالیِ فلسطین سُنیاند و به ما ربطی ندارند! به دروغ میگفتند آنها ناصبیاند! نوبت به لبنانِ شیعه که رسید گفتند اینها جنگِ سیاست است؛ به ما ربطی ندارد. پرچمهایِ «یاابالفضل و یاحسین»ی که در میان خرابههایِ بیروت نوربالا میزد را نشانشان دادم؛ شانه بالا انداختند. فیلمهایِ تکفیریهایِ سوریه را نشانشان دادم که در یک حسینیهای پرچمهایِ عزاداری شیعیان را پاره میکردند و به مقدساتِ ما اهانت میکردند! یکی از تکفیریها به صراحت میگفت «ایخمینی بهزودی خواهی دید که به کربلا میآییم!» به قصدِ تخریب قبور اهلبیت و کُشتار شیعیان. آن تکفیری خمینی(ره) را مخاطب قرار میدهد چون در عصرِ معاصر او بود که مقاومت را احیا کرد و صالحِ بعد از اوست که مقاومت را به بهتریننحو رهبری میکند. با اسرائیل کاری ندارند که هیچ! از او تشکر هم میکنند. اسرائیل که مسلمین را به جانِ هم میاندازد و قبلهٔ اولِ مسلمین را هتکِ حرمت میکند و به طفلانِ مسلمین هم رحم نمیکند؛ خیالش از این گروهکها راحت است!
نامِ جنگش را میگذارد جنگِ موجودیت! جنگِ رستاخیز! اکانتهایش از دجّال و منجی و … را تحلیل میکنند چون میدانند اینها حتمیست و از گوشهنشینیِ ما - تا وقتِ عافیت- استقبال هم میکنند! عافیتطلبیِ ما دردسری برایِ کُشتارها و «خاورمیانهٔ جدید» و رستاخیزِ مطلوبش ندارد.
گفتم شما به بهانهٔ سیاسینکردنِ اسلام- که اساساً دینِ سیاست است- این گوشه و کنارها ایستادهاید به تماشا تا کِی وقتش برسد ندای أناالمَهدی را بشنوید تا حضرت بیایند و ظلمها برود؟ غافل از آنکه این تحولات و التهابات ناگزیر است؛ میآیند و میروند تا در روزهای مُنتهی به ظهور شدت بگیرند؛ این ماییم که باید جایِ خودمان را در این پازلِ تحولات پیدا کنیم. این ماییم که باید زمینه را بسازیم برایِ آمدنِ منجی! این ماییم که باید به خدا ثابت کنیم؛ میتوانیم امانتدارِ خوبی باشیم برای آخرین ذخیرهٔ الهیش؛ میتوانیم دلِ مُسلِم را قرص کنیم که نامههایمان به امام بادِ هوا نیست! مختارنامه را دیدهاید؟ کعبه که در آتش میسوخت؛ مختار خودش را به آب و آتش میزد تا آتش را خاموش کند؛ عبداللهابنزبیر گفت «کعبه باید بسوزد! مصلحت باشد خدا آتش را خاموش میکند!» گمان میکنید خدا نمیتوانست همان ابتدا با بارانی کعبه را خاموش کند؟ فکر نمیکنید باید یک مختاری پیدا میشد تا بگوید «شماها دیگر چهجور مسلمانی هستید؟!» و گوشِ سپاهیان را بپیچاند که وظیفهٔ مسلمانیتان کو؟! نشستهاید کعبه بسوزد تا خدا بارانی بفرستد؟ پس وظیفهٔ بندگیتان کجاست؟ شما کجایِ این پازلاید؟ عیارتان چیست در این ابتلاء؟ چشمتان به دهان کیست؟
بدمان نیاید؛ این ماییم که باید اول خودمان را -هم در جنبههایِ فردی و هم جمعی- ثابت کنیم و سنگی از راهِ پُر مانعِ ظهورش برداریم. وگرنه به وقتِ خوشیها و سلم؛ چه بسیارند آمادهخورها! بدمان نیاید؛ که در معرکهٔ حق و باطل «بیطرف» نداریم.
وقتی نوبت به بحث دربارهٔ غزه و فلسطین شد؛ میگفتند اهالیِ فلسطین سُنیاند و به ما ربطی ندارند! به دروغ میگفتند آنها ناصبیاند! نوبت به لبنانِ شیعه که رسید گفتند اینها جنگِ سیاست است؛ به ما ربطی ندارد. پرچمهایِ «یاابالفضل و یاحسین»ی که در میان خرابههایِ بیروت نوربالا میزد را نشانشان دادم؛ شانه بالا انداختند. فیلمهایِ تکفیریهایِ سوریه را نشانشان دادم که در یک حسینیهای پرچمهایِ عزاداری شیعیان را پاره میکردند و به مقدساتِ ما اهانت میکردند! یکی از تکفیریها به صراحت میگفت «ایخمینی بهزودی خواهی دید که به کربلا میآییم!» به قصدِ تخریب قبور اهلبیت و کُشتار شیعیان. آن تکفیری خمینی(ره) را مخاطب قرار میدهد چون در عصرِ معاصر او بود که مقاومت را احیا کرد و صالحِ بعد از اوست که مقاومت را به بهتریننحو رهبری میکند. با اسرائیل کاری ندارند که هیچ! از او تشکر هم میکنند. اسرائیل که مسلمین را به جانِ هم میاندازد و قبلهٔ اولِ مسلمین را هتکِ حرمت میکند و به طفلانِ مسلمین هم رحم نمیکند؛ خیالش از این گروهکها راحت است!
نامِ جنگش را میگذارد جنگِ موجودیت! جنگِ رستاخیز! اکانتهایش از دجّال و منجی و … را تحلیل میکنند چون میدانند اینها حتمیست و از گوشهنشینیِ ما - تا وقتِ عافیت- استقبال هم میکنند! عافیتطلبیِ ما دردسری برایِ کُشتارها و «خاورمیانهٔ جدید» و رستاخیزِ مطلوبش ندارد.
گفتم شما به بهانهٔ سیاسینکردنِ اسلام- که اساساً دینِ سیاست است- این گوشه و کنارها ایستادهاید به تماشا تا کِی وقتش برسد ندای أناالمَهدی را بشنوید تا حضرت بیایند و ظلمها برود؟ غافل از آنکه این تحولات و التهابات ناگزیر است؛ میآیند و میروند تا در روزهای مُنتهی به ظهور شدت بگیرند؛ این ماییم که باید جایِ خودمان را در این پازلِ تحولات پیدا کنیم. این ماییم که باید زمینه را بسازیم برایِ آمدنِ منجی! این ماییم که باید به خدا ثابت کنیم؛ میتوانیم امانتدارِ خوبی باشیم برای آخرین ذخیرهٔ الهیش؛ میتوانیم دلِ مُسلِم را قرص کنیم که نامههایمان به امام بادِ هوا نیست! مختارنامه را دیدهاید؟ کعبه که در آتش میسوخت؛ مختار خودش را به آب و آتش میزد تا آتش را خاموش کند؛ عبداللهابنزبیر گفت «کعبه باید بسوزد! مصلحت باشد خدا آتش را خاموش میکند!» گمان میکنید خدا نمیتوانست همان ابتدا با بارانی کعبه را خاموش کند؟ فکر نمیکنید باید یک مختاری پیدا میشد تا بگوید «شماها دیگر چهجور مسلمانی هستید؟!» و گوشِ سپاهیان را بپیچاند که وظیفهٔ مسلمانیتان کو؟! نشستهاید کعبه بسوزد تا خدا بارانی بفرستد؟ پس وظیفهٔ بندگیتان کجاست؟ شما کجایِ این پازلاید؟ عیارتان چیست در این ابتلاء؟ چشمتان به دهان کیست؟
بدمان نیاید؛ این ماییم که باید اول خودمان را -هم در جنبههایِ فردی و هم جمعی- ثابت کنیم و سنگی از راهِ پُر مانعِ ظهورش برداریم. وگرنه به وقتِ خوشیها و سلم؛ چه بسیارند آمادهخورها! بدمان نیاید؛ که در معرکهٔ حق و باطل «بیطرف» نداریم.
روزنامه فرهیختگان
پزشکیان آماده است مذاکراتی از جایگاه برابر درباره توافق هستهای و شاید موارد بیشتری انجام گیرد.
-
بخشی از مقالهٔ ظریف در نشریهٔ فارنافرز!
کاش اقای ظریفِ قانونمدار، یهذره بازش میکرد؛ که «شاید موارد بیشتر» شاملِ چه چیزایی میشه از نظرِ ایشون؟ فراتر از هستهای؟ درونمنطقهایِ غرب آسیا؟ یا چیزِ دیگهای؟
در بخشِ دیگهای از این مقاله اومده:
«غــرب نیاز به رویکــردی سازندهتر دارد. که به اعتماد بهنفسِ بهدستآمدهٔ ایران احترام بگذارد، ایران را بهعنوان بخشی جداییناپذیر از ثباتِ منطقهای بپذیرد و به دنبال راهحلهایِ مشترک برای چالشهایِ مشترک باشد. چنین چالشهایِ مشترکی میتواند تهران و واشنگتن را ترغیب کند تا به مدیریتِتعارض و نه تصعیدِ آن بپردازند. تمامِ کشورها، شاملِ ایران و ایالات متحده، منافع مشترکی در رفع علل ریشهای بیثباتی در منطقه دارند.»
—————————-
خوب میشد اگه «چالــشهایِ مشترک» ما و غرب رو هم توضیح میدادن؛ تا بعد به راهحلِ مشترک بینِ ما و غرب برسیم. غرب بعنوان یکی از عواملِ اصلی چالش و تنشزایی در منطقهٔ غرب آسیا، چطور میتونه با ما -بعنوانِ مخالفِ حضور امریکا در منطقه- به راهحل مشترک برسه؟ بهتر بپرسم؛ حضورِ غرب بعنوانِ اصلیترین چالشِ منطقه، چطور به چالشزدایی منجر خواهد شد؟
چطور بینِ ایران و امریکا دنبالِ منافع مشترک میگردید؟
در چنین شرایطِ حساسی با وجودِ «نقشِ عریانِ غرب در تنشهایِ منطقه» ترامپ باید چه اقدامات عملیای انجام بده که آمادگی خودتون رو برایِ مذاکره و مدیریتِ تنشهایی که طرفِ مقابل نشون داده که هیچ علاقــهای به تنشزدایی و مدیریت نداره؛ نشون بدید؟ با وجودِ تبیینِ چندبارهٔ علتِ بدبینی به اعتماد به غرب توسطِ رهبری؛ تضمینی هم دربارهٔ این اصرارِ محیرالعقولتون میدید؟!
چون میدونید که؛ این «شخــص» قبلاً چندبار اقدامِ عملی انجام داده؛ خروج از برجام- ترورِ حاجقاسم؛ که اینروزها بهواسطهٔ حمایتِ غرب و صهیونیستها از تکفیریها، جای خالیش بسیار حس میشه- و توییتِ «نه مرسی!» به پیشنهاد مذاکرهٔ شما.
سوال مهــمتر اینه؛ چرا با اینکه گاهی بعضی از مواضعِ پزشکیان با شما فرق میکنه؛ اما نقشِ بلندگوی دولت در سیاستخارجه رو ایفا میکنید؟ جایگاهِ شما از نظرِ «قانونی» در دولت چیه؟ وزیر خارجهاید یا سخنگو؟ یا شاید رئیسجمهور؟
بخشی از مقالهٔ ظریف در نشریهٔ فارنافرز!
کاش اقای ظریفِ قانونمدار، یهذره بازش میکرد؛ که «شاید موارد بیشتر» شاملِ چه چیزایی میشه از نظرِ ایشون؟ فراتر از هستهای؟ درونمنطقهایِ غرب آسیا؟ یا چیزِ دیگهای؟
در بخشِ دیگهای از این مقاله اومده:
«غــرب نیاز به رویکــردی سازندهتر دارد. که به اعتماد بهنفسِ بهدستآمدهٔ ایران احترام بگذارد، ایران را بهعنوان بخشی جداییناپذیر از ثباتِ منطقهای بپذیرد و به دنبال راهحلهایِ مشترک برای چالشهایِ مشترک باشد. چنین چالشهایِ مشترکی میتواند تهران و واشنگتن را ترغیب کند تا به مدیریتِتعارض و نه تصعیدِ آن بپردازند. تمامِ کشورها، شاملِ ایران و ایالات متحده، منافع مشترکی در رفع علل ریشهای بیثباتی در منطقه دارند.»
—————————-
خوب میشد اگه «چالــشهایِ مشترک» ما و غرب رو هم توضیح میدادن؛ تا بعد به راهحلِ مشترک بینِ ما و غرب برسیم. غرب بعنوان یکی از عواملِ اصلی چالش و تنشزایی در منطقهٔ غرب آسیا، چطور میتونه با ما -بعنوانِ مخالفِ حضور امریکا در منطقه- به راهحل مشترک برسه؟ بهتر بپرسم؛ حضورِ غرب بعنوانِ اصلیترین چالشِ منطقه، چطور به چالشزدایی منجر خواهد شد؟
چطور بینِ ایران و امریکا دنبالِ منافع مشترک میگردید؟
در چنین شرایطِ حساسی با وجودِ «نقشِ عریانِ غرب در تنشهایِ منطقه» ترامپ باید چه اقدامات عملیای انجام بده که آمادگی خودتون رو برایِ مذاکره و مدیریتِ تنشهایی که طرفِ مقابل نشون داده که هیچ علاقــهای به تنشزدایی و مدیریت نداره؛ نشون بدید؟ با وجودِ تبیینِ چندبارهٔ علتِ بدبینی به اعتماد به غرب توسطِ رهبری؛ تضمینی هم دربارهٔ این اصرارِ محیرالعقولتون میدید؟!
چون میدونید که؛ این «شخــص» قبلاً چندبار اقدامِ عملی انجام داده؛ خروج از برجام- ترورِ حاجقاسم؛ که اینروزها بهواسطهٔ حمایتِ غرب و صهیونیستها از تکفیریها، جای خالیش بسیار حس میشه- و توییتِ «نه مرسی!» به پیشنهاد مذاکرهٔ شما.
سوال مهــمتر اینه؛ چرا با اینکه گاهی بعضی از مواضعِ پزشکیان با شما فرق میکنه؛ اما نقشِ بلندگوی دولت در سیاستخارجه رو ایفا میکنید؟ جایگاهِ شما از نظرِ «قانونی» در دولت چیه؟ وزیر خارجهاید یا سخنگو؟ یا شاید رئیسجمهور؟
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
بهتر بپرسم؛ حضورِ غرب بعنوانِ اصلیترین چالشِ منطقه، چطور به چالشزدایی منجر خواهد شد؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هدف از «برجامِ منطقهای» چیست؟
خشکاندنِ جـریانهایِ اســلامی و مقاومت در منطقه.
برایِ دشمن؛ این برجـام، یک برجامسهضلعیست! نه یکضلعی. تصور میکنید اگر ما در برجامِ۲ شرکت کردیم در منطقه؛ و آمدیم برجام۲ را انجام دادیم؛ تمام میشود؟ نه!
برجامِ اصلی، در داخلِ ایران است.
•سردار شهید حاجقاسمسلیمانی•
+ «چرا نمیفهمند؟!»
خشکاندنِ جـریانهایِ اســلامی و مقاومت در منطقه.
برایِ دشمن؛ این برجـام، یک برجامسهضلعیست! نه یکضلعی. تصور میکنید اگر ما در برجامِ۲ شرکت کردیم در منطقه؛ و آمدیم برجام۲ را انجام دادیم؛ تمام میشود؟ نه!
برجامِ اصلی، در داخلِ ایران است.
•سردار شهید حاجقاسمسلیمانی•
+ «چرا نمیفهمند؟!»
هرچقدر با سوال پرسیدنِ صریحِ المیرا شریفیمقدم حال میکنم؛ با جواب دادنِ پزشکیان اینجوریام که :«خندهٔ تلخِ من از گریه غمانگیزتر است!»
باید حدس میزدم بابتِ سوالات و لحنِ صریح «همیشگی» شریفیمقدم، خط مجازیِ اصلاحطلبهای رادیکال شروع میکنن به تخریب. درحالیکه یکی از دستاوردهای(!) پزشکیان این بود که در این دولت نسبت به دولتهای قبلی به زنان امکانِ فعالیت بیشتری داده شده؛ اصلاحاتنیوز نوشته «شریفیمقدم مجری زنِ تلویزیون بارها بر مسئلهٔ افزایش قیمتِ بنزین تاکید کرد و بنا داشت این مسئله را از زبان رئیس جمهور بیرون بکشد! مجریِ زن این گفتگو کمتر اجازهٔ پرسش به مجریِ مرد را داد!»
اینها درحالیهکه بعضیهاشون دستاوردِ گفتگوی امشب رو در این خلاصه کردن: «یکی از مزایایِ این دولت اینه که مجریها راحتتر میتونن بپرن وسطِ حرفش! تا همین چندماه پیش حقِ این کار رو نداشتیم!»
عجب. پس حقِ تخریب و تهمت و دروغ و تحقیر داشتید؛ ولی حقِ پریدن وسط حرف رو نداشتید.
بیبرنامگی و بلاتکلیفی! حتی در دستاوردسازی!
اینها درحالیهکه بعضیهاشون دستاوردِ گفتگوی امشب رو در این خلاصه کردن: «یکی از مزایایِ این دولت اینه که مجریها راحتتر میتونن بپرن وسطِ حرفش! تا همین چندماه پیش حقِ این کار رو نداشتیم!»
عجب. پس حقِ تخریب و تهمت و دروغ و تحقیر داشتید؛ ولی حقِ پریدن وسط حرف رو نداشتید.
بیبرنامگی و بلاتکلیفی! حتی در دستاوردسازی!
اصلاحطلبها یه جوری از شریفیمقـدم شاکیان که چرا انقدر صریح سوال میپرسیدی که پزشکیان هول کنه؛ که از فردا دیگه فقط رشیدپور رشیدپور رشیدپور!
کو پس اون شعارِ به زنان امکانِ فعالیت بدهید و نبندید دهانها را و افتخارِ ما این است که به زنانِ سرزمینم امکانِ فعالیت دادهایم؟!
اوضاعِ الان اینجوریه که افتادی دنبالِ بچـهای که به زور میخوان بهش راه رفتن یاد بدن، و با هربار که میفته زمین، میزنن تو سرِ زمین و میگن «اَی زمینِ بد! عیب نداره عزیزم دوباره امتحان کن!»
کو پس اون شعارِ به زنان امکانِ فعالیت بدهید و نبندید دهانها را و افتخارِ ما این است که به زنانِ سرزمینم امکانِ فعالیت دادهایم؟!
اوضاعِ الان اینجوریه که افتادی دنبالِ بچـهای که به زور میخوان بهش راه رفتن یاد بدن، و با هربار که میفته زمین، میزنن تو سرِ زمین و میگن «اَی زمینِ بد! عیب نداره عزیزم دوباره امتحان کن!»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهِ زهرا(س) تنها راهــه؛
غیر از این میشه بیراهه
سایهٔ چـادر زهـــرا(س)
رویِ ســرِ حـزباللّهه..
مادرِ خوبیهای عالَم، مادرِ بچههایِ ایران، مادرِ کودکانِ غزه، مادرِ بچههایِ لبنان…
-از جمله هیئتهایِ تراز!
غیر از این میشه بیراهه
سایهٔ چـادر زهـــرا(س)
رویِ ســرِ حـزباللّهه..
مادرِ خوبیهای عالَم، مادرِ بچههایِ ایران، مادرِ کودکانِ غزه، مادرِ بچههایِ لبنان…
-از جمله هیئتهایِ تراز!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من دوست دارم فکر کنم که ممکن است در میانِ آنهــایی باشم که حضرت فاطمــه(س) در قیامت شفاعتشان میکند…
«یادم دادین پایِ اعتقادم بمونم.»
یافاطمةالزهــــرا سلاماللهعلیهـٰا..
یافاطمةالزهــــرا سلاماللهعلیهـٰا..
علیرضا زادبر
فاطمه به ما آموخت همه چیز باید فدای علی زمان شود.
-
«سیره» را باید درست فهمید؛
و در زندگی «جــاری»ش کرد.
«سیره» را باید درست فهمید؛
و در زندگی «جــاری»ش کرد.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
من خودم را به چه کسی تســلیت بدهـم ایدخترِ پیامبر؟
من خود را در مُصیبتهایِ روزگار،
به تو آرام میساختم…
حال بعد از تو، چه کسی را خواهم داشت؟
ای دخترِ پیامبر…
به تو آرام میساختم…
حال بعد از تو، چه کسی را خواهم داشت؟
ای دخترِ پیامبر…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ناگَه ندا آید که مادرجــان!
من قاســـمام؛
اعزامــی از کرمان..
من قاســـمام؛
اعزامــی از کرمان..
هروقت کم آوردم، شما رسیدید. غصّه که جانم را گرفت و سیاهی قلبم را پر کرد؛ آرام در گوشم گفتید:
«آن روزها که خرمشهر ۵۷۸ روز در اشغال بود؛ نبودی! و نبودند آنهایی که امروز در گوشتان زمزمهٔ شکست و ناامیدی میخوانند؛ ما بودیم و دیدیم که شهر سقوط کرد؛ اما ایمانمان نه! شهر را پس گرفتیم، چون ایمانمان را خدا حفظ کرده بود. در خیبر و والفجر و کربلایِ ۵، در فکّه و مجنون؛ نبودی! رفقایمان که یکییکی میرفتند؛ خدا لشکرهایی از ملائک برایمان فرستاد! در آن شبهایِ سرد، با نوایِ آهنگران! “ای لشکرِ صاحبزمان…” نبودی! زهرا(س) چادرش را پناهِ جانهایِ سردمان کرده بود. در آن التهابِ “ماجراهایِ نیمروزِ” روزهایِ دههٔ ۶۰ نبودی! تازه شکُفته بودیم که ترور و جنگ و منافق و کومله و خائن و صَدام از هر سو و قصدِ جانِ نهال انقلاب را کرده بود! که ماندیم! که خدایِ دههٔ ۶۰، همان خدایِ امروز است. خدایِ زهــرا(س). خدایِ قومِ سلمــان. خدایِ رزقهایِ لایُحتَسَب. خدایِ أَنَّٱلۡأَرۡضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ ٱلصَّـٰلِحُونَ.»
«آن روزها که خرمشهر ۵۷۸ روز در اشغال بود؛ نبودی! و نبودند آنهایی که امروز در گوشتان زمزمهٔ شکست و ناامیدی میخوانند؛ ما بودیم و دیدیم که شهر سقوط کرد؛ اما ایمانمان نه! شهر را پس گرفتیم، چون ایمانمان را خدا حفظ کرده بود. در خیبر و والفجر و کربلایِ ۵، در فکّه و مجنون؛ نبودی! رفقایمان که یکییکی میرفتند؛ خدا لشکرهایی از ملائک برایمان فرستاد! در آن شبهایِ سرد، با نوایِ آهنگران! “ای لشکرِ صاحبزمان…” نبودی! زهرا(س) چادرش را پناهِ جانهایِ سردمان کرده بود. در آن التهابِ “ماجراهایِ نیمروزِ” روزهایِ دههٔ ۶۰ نبودی! تازه شکُفته بودیم که ترور و جنگ و منافق و کومله و خائن و صَدام از هر سو و قصدِ جانِ نهال انقلاب را کرده بود! که ماندیم! که خدایِ دههٔ ۶۰، همان خدایِ امروز است. خدایِ زهــرا(س). خدایِ قومِ سلمــان. خدایِ رزقهایِ لایُحتَسَب. خدایِ أَنَّٱلۡأَرۡضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ ٱلصَّـٰلِحُونَ.»
@CaffeRahimi