همهچیزِ زندگیِ مجاهدینِ امّتِ ما،به تنهایی یک نماد است. یک حماسهٔ تمامعیار!
خانوادهٔ یحیی سنوار در ۱۹۴۸ آواره شده بودند؛ او در کمپِ پناهندگان خانیونس بدنیا آمد. شیخ احمد یاسین که حماس را تاسیس کرد؛ سنوار بلافاصله به آن پیوست. در سال ۱۹۸۸ دستگیر شد و به ۴ حبسِ ابد معادل ۴۲۶ سال زندان محکوم شد. ۲۳ سال از عمرش را در زندانهایِ اسرائیل گذراند. در سال ۲۰۱۱ در جریان مبادله ۱۰۲۷ زندانی اسیر فلسطینی با یک نظامی اسرائیلیِ اسیر به دست حماس، آزاد شد؛ صهیونیستها میگفتند آزادی او بزرگترین اشتباهِ ما بود! بلایِ جانشان شده بود. اسرائیل با هدفِ ترورِ او، خانهش را در خانیونس شناسایی و بمباران کرد. رسانههای عبری مطمئن بودند که او ترور شده؛ اما پس از چندروز سنوار در همان محل حاضر میشود و خندهکنان رویِ مبلِ خانهاش عکس میگیرد. سالهاست دنبالش میگردند. صهونیستها او را مغزِ متفکرِ عملیاتِ طوفانالاقصی میدانند. عملیاتی که فلسطین را برایِ دنیا معنی کرد. گفت «صلح و مذاکره درکار نیست! یا پیروز میشویم یا کربلاء رخ میدهد؛ والسلام.»
پرسیدند از ترور نمیترسی؟ گفت؛ «شهادت بهدست دشمن اشغالگر برای من بهترین هدیه است؛ ترجیح میدهم با گلوله و موشک شهید شوم تا اینکه با کرونا، سکته یا تصادف بمیرم.»
صهیونیستها، عافیتطلبانِ جهانِ عرب و اَیادی فارسیزبانِ صهیونیست به تأسی از اربابانشان میگفتند سنوار اُسرا را سپرِ بلای خود کرده! هرجا میرود چند اسیر را با خود میبرد تا سپرِ جانش شوند؛ میگفتند در تونلها پنهان شده! اصلا در غزه نیست؛ جاسوس است! عادتشان است؛ ترورِ شخصیتِ مجاهدانی که هرکدامشان یکتنه ابلیسها را زمینگیر میکند. اما او در میدانِ نبرد، با جلیقهٔ جنگی، چفیهای دورِ گردن، خشابِ گلوله بر گلو، با یکدست، رویِ زمین و نه داخلِ تونل؛ در یک رویاییِ مستقیم با ارتشِ دشمنِ صهیونیست تا آخرین لحظهٔ زندگیش؛ عزتمندانه جنگید، تسلیم نشد، زانو نزد، شهید شد.
همهچیزِ زندگی مجاهدین نماد است. تولدشان، زیستنشان، رزمشان، حرفهایشان، تنهاییشان، مرگشان و خونشان. حماسه است و باشکوه! حماسه را باید روایت کرد.
شکوهِ این خونها، چشمِ ابلیس و ابلیسَکها را کور خواهد کرد.
خانوادهٔ یحیی سنوار در ۱۹۴۸ آواره شده بودند؛ او در کمپِ پناهندگان خانیونس بدنیا آمد. شیخ احمد یاسین که حماس را تاسیس کرد؛ سنوار بلافاصله به آن پیوست. در سال ۱۹۸۸ دستگیر شد و به ۴ حبسِ ابد معادل ۴۲۶ سال زندان محکوم شد. ۲۳ سال از عمرش را در زندانهایِ اسرائیل گذراند. در سال ۲۰۱۱ در جریان مبادله ۱۰۲۷ زندانی اسیر فلسطینی با یک نظامی اسرائیلیِ اسیر به دست حماس، آزاد شد؛ صهیونیستها میگفتند آزادی او بزرگترین اشتباهِ ما بود! بلایِ جانشان شده بود. اسرائیل با هدفِ ترورِ او، خانهش را در خانیونس شناسایی و بمباران کرد. رسانههای عبری مطمئن بودند که او ترور شده؛ اما پس از چندروز سنوار در همان محل حاضر میشود و خندهکنان رویِ مبلِ خانهاش عکس میگیرد. سالهاست دنبالش میگردند. صهونیستها او را مغزِ متفکرِ عملیاتِ طوفانالاقصی میدانند. عملیاتی که فلسطین را برایِ دنیا معنی کرد. گفت «صلح و مذاکره درکار نیست! یا پیروز میشویم یا کربلاء رخ میدهد؛ والسلام.»
پرسیدند از ترور نمیترسی؟ گفت؛ «شهادت بهدست دشمن اشغالگر برای من بهترین هدیه است؛ ترجیح میدهم با گلوله و موشک شهید شوم تا اینکه با کرونا، سکته یا تصادف بمیرم.»
صهیونیستها، عافیتطلبانِ جهانِ عرب و اَیادی فارسیزبانِ صهیونیست به تأسی از اربابانشان میگفتند سنوار اُسرا را سپرِ بلای خود کرده! هرجا میرود چند اسیر را با خود میبرد تا سپرِ جانش شوند؛ میگفتند در تونلها پنهان شده! اصلا در غزه نیست؛ جاسوس است! عادتشان است؛ ترورِ شخصیتِ مجاهدانی که هرکدامشان یکتنه ابلیسها را زمینگیر میکند. اما او در میدانِ نبرد، با جلیقهٔ جنگی، چفیهای دورِ گردن، خشابِ گلوله بر گلو، با یکدست، رویِ زمین و نه داخلِ تونل؛ در یک رویاییِ مستقیم با ارتشِ دشمنِ صهیونیست تا آخرین لحظهٔ زندگیش؛ عزتمندانه جنگید، تسلیم نشد، زانو نزد، شهید شد.
همهچیزِ زندگی مجاهدین نماد است. تولدشان، زیستنشان، رزمشان، حرفهایشان، تنهاییشان، مرگشان و خونشان. حماسه است و باشکوه! حماسه را باید روایت کرد.
شکوهِ این خونها، چشمِ ابلیس و ابلیسَکها را کور خواهد کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسرائیل خواست با انتشارِ آخرین لحظاتِ نبردِ این فرماندهٔ بزرگ، تحقیرش کند! ولی خودش تحقیر شد. بارها این ویدیو را دیدم و دیدید. چیــزی جز «شجاعت و غیرت» ندیدم.
دستِ راستش را در مقابل گلولهٔ تانک از دست داده؛ اما زمین نیفتاده. دشمن جراتِ نزدیک شدن به پیکرِ نیمهجانش را هم ندارد! برای شناساییش حتی سرباز هم نه؛ یک پهپاد فرستاده و او تهماندهٔ جانش را جمع میکند و چوبی که را در دست دارد سمتِ پهپـاد پرت میکند. نه خودش را به مُــردن میزند؛ نه اَمان میخواهد و نه زمین میافتد. تا آخرین لحظه میجنگد، تسلیــم نمیشود. نه توی تونلها و نه با دستانِ لرزان توی پناهگاه! «یکنفــر» در مقابلِ یک ارتش و پهپاد و تانک و تجهیزات! تماماً حماسهست و حماسه.
کدام فیلم ابرقهرمانیِ هالیوودی میتوانست چنین روایتی از اسطورههایِ دوران ما بسازد و «یحیی» را در میانِ نسلها تکثیر کند؟ کدام ارادهای میتواند قاسم سلیمانیها را، نصراللهها را، عباس موسویها را، سنوارها را از یادها ببرد؟ این «مکتب» زندهست و عزّت و استقامتِ آرمانش را از خدا میگیرد؛ تمامِ عزّت از آنِ خداست.
دستِ راستش را در مقابل گلولهٔ تانک از دست داده؛ اما زمین نیفتاده. دشمن جراتِ نزدیک شدن به پیکرِ نیمهجانش را هم ندارد! برای شناساییش حتی سرباز هم نه؛ یک پهپاد فرستاده و او تهماندهٔ جانش را جمع میکند و چوبی که را در دست دارد سمتِ پهپـاد پرت میکند. نه خودش را به مُــردن میزند؛ نه اَمان میخواهد و نه زمین میافتد. تا آخرین لحظه میجنگد، تسلیــم نمیشود. نه توی تونلها و نه با دستانِ لرزان توی پناهگاه! «یکنفــر» در مقابلِ یک ارتش و پهپاد و تانک و تجهیزات! تماماً حماسهست و حماسه.
کدام فیلم ابرقهرمانیِ هالیوودی میتوانست چنین روایتی از اسطورههایِ دوران ما بسازد و «یحیی» را در میانِ نسلها تکثیر کند؟ کدام ارادهای میتواند قاسم سلیمانیها را، نصراللهها را، عباس موسویها را، سنوارها را از یادها ببرد؟ این «مکتب» زندهست و عزّت و استقامتِ آرمانش را از خدا میگیرد؛ تمامِ عزّت از آنِ خداست.
در نقطهای از تاریخ ایستادهایم؛ که پشتِ سرمان لشکرِ فرعون است و پیشِ رویمان دریا. آنها که به آن وعدهٔ صادقِ آخرِ این قصّه «ایمان» نداشته باشند؛ همینجا «خوف» و «شَک» راهزنِ اعتقاد و ارادهشان میشود و پاهایـشان را سُست خواهد کرد.
خبرنگار تونسی نوشته بود:
«نصراللهِ شیعه شهید شد؛ و عدهای از سعودیها شادی کردند. السنوار سُنی شهید شد و برخی از سعودیها باز هم خوشحال شدند. خب به ما بگو دینِ پدرت چیست؟ نکند از یهودیانِ خیبر باشد و ما نمیدانیم؟»
——————-
او این را خطاب به سعــودیهایِ بیرگِ بیغیرت نوشته. اما ما از عافیتطلبانی که در دلِ معرکهٔ جهادِ با دشمنانِ دین؛ یکگوشهای نشستند و به اسمِ بیطرفی؛ لگد به مظلوم میزنند این سوال را داریم که در این شرایط که تمامِ جبههٔ باطل به جنگِ تمامِ جبههٔ حق آمده و شیاطین نامِ این نبرد را «جنگِ رستاخیز» میگذارند و درحالیکه مجاهدان از قلبِ مقاومت در گردان جنین پیام میفرستند که «به یاریِ خداوند به زودی در قُدسِ شریف جشن خواهیم گرفت و حکومتِ اماممهدی(عج) را برپا خواهیم کرد» و فرماندهٔ مجاهدِ حماس- یحیی سنوار- و فرماندهٔ مُجاهدِ حزبالله- سیدحسن نصرالله- هر دو از کلامِ مولاعلی(ع) سخن میگویند و در برابرِ تمامِ جبههٔ باطل میجنگند و به دستِ شیاطینِ عصرِ ما به شهادت میرسند؛ شما کجایید؟ برنامه چیست؟ قرار است باز هزارانهزار نامه فرستاده شود اما مُسلِم تنها بماند؟
«نصراللهِ شیعه شهید شد؛ و عدهای از سعودیها شادی کردند. السنوار سُنی شهید شد و برخی از سعودیها باز هم خوشحال شدند. خب به ما بگو دینِ پدرت چیست؟ نکند از یهودیانِ خیبر باشد و ما نمیدانیم؟»
——————-
او این را خطاب به سعــودیهایِ بیرگِ بیغیرت نوشته. اما ما از عافیتطلبانی که در دلِ معرکهٔ جهادِ با دشمنانِ دین؛ یکگوشهای نشستند و به اسمِ بیطرفی؛ لگد به مظلوم میزنند این سوال را داریم که در این شرایط که تمامِ جبههٔ باطل به جنگِ تمامِ جبههٔ حق آمده و شیاطین نامِ این نبرد را «جنگِ رستاخیز» میگذارند و درحالیکه مجاهدان از قلبِ مقاومت در گردان جنین پیام میفرستند که «به یاریِ خداوند به زودی در قُدسِ شریف جشن خواهیم گرفت و حکومتِ اماممهدی(عج) را برپا خواهیم کرد» و فرماندهٔ مجاهدِ حماس- یحیی سنوار- و فرماندهٔ مُجاهدِ حزبالله- سیدحسن نصرالله- هر دو از کلامِ مولاعلی(ع) سخن میگویند و در برابرِ تمامِ جبههٔ باطل میجنگند و به دستِ شیاطینِ عصرِ ما به شهادت میرسند؛ شما کجایید؟ برنامه چیست؟ قرار است باز هزارانهزار نامه فرستاده شود اما مُسلِم تنها بماند؟
اومبرتو اکو میگوید؛ «رسانههایِ اجتماعی به انبوهی از احمقها اجازه داده مثلِ دانشمندها صحبت کنند.» مصداقش همین است. عدهای سادهلوح [خوشبینانه عـرض میکنم. تکلیفِ بدبینانهاش را دستگاهِ قضایی روشن کند] این روزها شدهاند شیپورچیِ دشمن؛ هرچه که به دستشان میآید بنامِ تحلیل به خوردِ مخاطب میدهند و مخاطب هم میگوید که بهبه! فلانی اظهارِ فضل کرد.
گفتند خون از دماغِ خاندان هنیه نیامده؛ دیدند بیش از ۶۰ تن از خانوادهاش شهید شدند. گفتند نصرالله به ایران فرار کرده؛ دیدند در خطِ مقدم نبرد با صهیونیستها ۸۵ تُن بمب بر سرش آوار کردند. گفتند آن سردارِ ایرانی که در کنارِ سیدحسن بود،کو؟! پس پیکرش کجاست؟! دیدند پیکرش را دورِ حرم اباعبدالله و امیرالمومنین و امامرضا طواف دادند. گفتند سردار قاآنی کجاست؟! نبودنش مشکوک است! نکند جاسوس است؟! دیدند شبانهروزی در حالِ جهاد است و در تشییعِ پیکر شهید نیلفروشان حاضر شد. گفتند سنوار طراحِ اصلی طوفانالاقصی بوده! پس جاسوس است. دیدند چه حماسهای آفرید؟ در غربت و تنهایی؛ با یک دست! باشکوه شهید شد.حالا نوبتِ کیست؟!
چرا هِی از «اشتباه» خط میگیرید؟
چرا مُدام در اشتباهاید؟
گفتند خون از دماغِ خاندان هنیه نیامده؛ دیدند بیش از ۶۰ تن از خانوادهاش شهید شدند. گفتند نصرالله به ایران فرار کرده؛ دیدند در خطِ مقدم نبرد با صهیونیستها ۸۵ تُن بمب بر سرش آوار کردند. گفتند آن سردارِ ایرانی که در کنارِ سیدحسن بود،کو؟! پس پیکرش کجاست؟! دیدند پیکرش را دورِ حرم اباعبدالله و امیرالمومنین و امامرضا طواف دادند. گفتند سردار قاآنی کجاست؟! نبودنش مشکوک است! نکند جاسوس است؟! دیدند شبانهروزی در حالِ جهاد است و در تشییعِ پیکر شهید نیلفروشان حاضر شد. گفتند سنوار طراحِ اصلی طوفانالاقصی بوده! پس جاسوس است. دیدند چه حماسهای آفرید؟ در غربت و تنهایی؛ با یک دست! باشکوه شهید شد.حالا نوبتِ کیست؟!
چرا هِی از «اشتباه» خط میگیرید؟
چرا مُدام در اشتباهاید؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داریم عادت میکنیم به دیدنِ تصاویرِ بچههایی که نصفِ جمجمههاشون بر اثرِ بمباران متلاشی شده و بدنهاشون سوخته، به تصاویرِ زنها و مردهایی که تکههایِ بدنشون هرکدوم یه گوشهٔ ویرانهها پرت شده، به تصاویرِ زندهزنده سوختنِ آدمها. به جنیــنهایی که تویِ شکمِ مادرها تیر خوردن .
این «روح» که در کالبدِ ما دَمیــده شد؛ نباید به درد کشیدنِ مظلــوم عادت کنه؛ نباید به همین راحتی با جنایات وقیحانهٔ این قصّابهایِ قاتلِ فُکُــلکراواتی کنار بیاد که سربازهاشون سرِ عددِ بچههایی که کُشتن؛ شرط میبندن و تفریحشون عکسِ یادگاری گرفتنبا لباسِ زیرِ زنان محجوب و مؤمنهٔ فلسطینیه. نباید به این راحتی از مجاهدتِ آدمحسابیهایِ دورانِ ما بگذره؛ قهرمانانی که حتی آخرین لحظاتِ زندگیِ مادّیِ اونها هم یادآورِ حماسیترین رشادتهاست؛ و ما داریم در عصرِ اونها زندگی میکنیم.
تاریخ داره ورق میخوره، دنیا داره پیش میره، روزهایِ عجیبتری در راهه؛ اما «طلوع» نزدیک. ما باید یه سنگریزه برداریم از سرِ راهِ خورشید…
این «روح» که در کالبدِ ما دَمیــده شد؛ نباید به درد کشیدنِ مظلــوم عادت کنه؛ نباید به همین راحتی با جنایات وقیحانهٔ این قصّابهایِ قاتلِ فُکُــلکراواتی کنار بیاد که سربازهاشون سرِ عددِ بچههایی که کُشتن؛ شرط میبندن و تفریحشون عکسِ یادگاری گرفتن
تاریخ داره ورق میخوره، دنیا داره پیش میره، روزهایِ عجیبتری در راهه؛ اما «طلوع» نزدیک. ما باید یه سنگریزه برداریم از سرِ راهِ خورشید…
یکی برلیـن است و دیگری کانادا. حالا یحیی یک نماد است و راهِ او یک آرمان. زندهتر از همیشه. عجب قصهایست این قصّهٔ پرشکوه و نامیرایِ مقاومت.
یحیی زندهست و در میانِ آزادگانِ جهـــان تکثیر میشود؛ این ارادهٔ خداست. چه کسی میتواند جلویِ ارادهٔ حق را بگیرد؟
•یهود گفتند: «دستِ خدا بستهست!» دستانِ خودشان بسته باد…
یحیی زندهست و در میانِ آزادگانِ جهـــان تکثیر میشود؛ این ارادهٔ خداست. چه کسی میتواند جلویِ ارادهٔ حق را بگیرد؟
•یهود گفتند: «دستِ خدا بستهست!» دستانِ خودشان بسته باد…
سورهٔ محترم مائده. آیه ۶۴.
بعد از اینکه شبکهٔ اسرائیل «به فارسی» دربارهٔ اهدای طلا و وجه نقد برای حزبالله و مقاومت، دچارِ سوزش شد و حرفِ مفت ارائه داد؛ بعضی از خودخفنپندارها هم توی دلشون گفتن «بد هم نمیگهها!» و شروع کردن به تعیینِ تکلیف کردن دربارهٔ اینکه فلان خانمِ تبــریزی یا فلان اقایِ شمالی اموالِ شخصی خودش رو چطور خرج کنه:
«اره این خانمه که ترجیح داده طلاهایِ خودش رو صرف کمک به جبههٔ مقاومت کنه؛ اشتباه کرده! باید خرجِ فقرای خودمون میکرد! اره اون آقاهه که دیگه هیچی! به چه حقی خونهٔ خودش رو گذاشته برای فروش و کمک به جبههٔ مقاومت؟! باید پولش رو میداد به فقرایِ خودمون!»
درواقع دوستِ عزیزمون رفته خیلی فکر کرده؛ گفته خب الان تو این موقعیت که اسرائیل جلوی هرگونه کمکهای بشردوستانه رو میگیره؛ و صداش از این کمکهایِ مردم ایران که بعد از فرمانِ رهبری موجِ تازهای گرفته؛ دراومده! ما چیکار کنیم که متفاوت بهنظر برسیم؟! پس بیایم دربارهٔ اینکه مردمِ داوطلب؛ اموالِ خودشون رو چطور و کجا خرج کنن تصمیم بگیریم و در صفحاتِ مجازی خودمون ابرازِ افاضات کنیم!
به هرحال میدونید دیگه؟ «به هرقیمتی متفاوت بودن» عنصر جدانشدهٔ فضای مجازیِ امروزه.
دریغ از اینکه:
• اولاً مردم اختیارِ چگونه هزینه کردنِ اموالِ شخصی خودشون رو دارن. خیلی بدیهیه. و اینکه ترجیح بدی بخشی از اموالِ خودت رو در این دنیایِ «احتکار کن و دلار بخر که رفت بالا سود کنی» صرفِ جبههٔ مقاومت کنی؛ خیلی دلِ بزرگی میخواد. این دلِ بزرگ داشتن هم کمیابه.
• دوماً از کجا میدونید این خیّرین خیلی وقتها به نیازمندانِ اطراف خودشون نمیپردازن؟ خیلی از این افراد که امروز از اموال و تعلقاتِ مادیِ شخصی خودشون میگذرن؛ همون افرادی هستن که بهموقعش به نیازمندانِ دور و برِ خودشون هم کمک میکنن! نمونهش رو هم به شخصه میشناسم. فردی که امروز برای جبههٔ مقاومت سرمایهش رو بخشید؛ و دوسال پیش هم بخش دیگهای از سرمایهش رو صرفِ ساختن مدرسه در مناطق محروم کرده بود! اگر شما نمیبینید؛ ایراد از این خیّرینی نیست که در هر برههای پایِ ثابتِ از خود گذشتن هستن.
• سوماً اگر واقعاً دغدغهٔ شما از این افاضات، کمک به نیازمندان هست؛ از خودتون شروع کنید. طلا و خونه و ماشین و لباس و تلفنهمراه و … خودتون رو صرفِ این عزیزان کنید و اعلام کنید. نیتِ ریا نداشته باشید ریا هم نمیشه و به نوعی فرهنگسازیه.
• چهارماً قبل از اینکه خیّرینِ امروز رو به ناحق متهم و قضاوت کنید؛ سراغِ یقهگیریِ افرادی برید که در همین مملکت پَروار شدن؛ و در بزنگاهها به همین مملکت پشتِ پا زدن. اون افرادی که در ماههایِ محرم و صفر از هیچ دُرّ پراکنیای دریغ نمیکنن و معتقدن باید پولِ نذریها و هیئتها رو صرفِ فقرا کرد؛ اما وقتی از خودشون میپرسی «چرا بجایِ اینکه اینهمه خرجِ لمینتِ دندون سگت کنی و عکسش رو هم منتشر کنی؛ به فقرا نمیرسی؟» لا به لایِ توییت و ریتوییتهایِ صفحهشون محو میشن.
اینها از بدیهیاته. بعد از درکِ این بدیهیات؛ گوش دادن به این صوت هم پیشنهاد میشه؛ که «چرا به محورِ مقاومت کمک میکنیم؟»
«اره این خانمه که ترجیح داده طلاهایِ خودش رو صرف کمک به جبههٔ مقاومت کنه؛ اشتباه کرده! باید خرجِ فقرای خودمون میکرد! اره اون آقاهه که دیگه هیچی! به چه حقی خونهٔ خودش رو گذاشته برای فروش و کمک به جبههٔ مقاومت؟! باید پولش رو میداد به فقرایِ خودمون!»
درواقع دوستِ عزیزمون رفته خیلی فکر کرده؛ گفته خب الان تو این موقعیت که اسرائیل جلوی هرگونه کمکهای بشردوستانه رو میگیره؛ و صداش از این کمکهایِ مردم ایران که بعد از فرمانِ رهبری موجِ تازهای گرفته؛ دراومده! ما چیکار کنیم که متفاوت بهنظر برسیم؟! پس بیایم دربارهٔ اینکه مردمِ داوطلب؛ اموالِ خودشون رو چطور و کجا خرج کنن تصمیم بگیریم و در صفحاتِ مجازی خودمون ابرازِ افاضات کنیم!
به هرحال میدونید دیگه؟ «به هرقیمتی متفاوت بودن» عنصر جدانشدهٔ فضای مجازیِ امروزه.
دریغ از اینکه:
• اولاً مردم اختیارِ چگونه هزینه کردنِ اموالِ شخصی خودشون رو دارن. خیلی بدیهیه. و اینکه ترجیح بدی بخشی از اموالِ خودت رو در این دنیایِ «احتکار کن و دلار بخر که رفت بالا سود کنی» صرفِ جبههٔ مقاومت کنی؛ خیلی دلِ بزرگی میخواد. این دلِ بزرگ داشتن هم کمیابه.
• دوماً از کجا میدونید این خیّرین خیلی وقتها به نیازمندانِ اطراف خودشون نمیپردازن؟ خیلی از این افراد که امروز از اموال و تعلقاتِ مادیِ شخصی خودشون میگذرن؛ همون افرادی هستن که بهموقعش به نیازمندانِ دور و برِ خودشون هم کمک میکنن! نمونهش رو هم به شخصه میشناسم. فردی که امروز برای جبههٔ مقاومت سرمایهش رو بخشید؛ و دوسال پیش هم بخش دیگهای از سرمایهش رو صرفِ ساختن مدرسه در مناطق محروم کرده بود! اگر شما نمیبینید؛ ایراد از این خیّرینی نیست که در هر برههای پایِ ثابتِ از خود گذشتن هستن.
• سوماً اگر واقعاً دغدغهٔ شما از این افاضات، کمک به نیازمندان هست؛ از خودتون شروع کنید. طلا و خونه و ماشین و لباس و تلفنهمراه و … خودتون رو صرفِ این عزیزان کنید و اعلام کنید. نیتِ ریا نداشته باشید ریا هم نمیشه و به نوعی فرهنگسازیه.
• چهارماً قبل از اینکه خیّرینِ امروز رو به ناحق متهم و قضاوت کنید؛ سراغِ یقهگیریِ افرادی برید که در همین مملکت پَروار شدن؛ و در بزنگاهها به همین مملکت پشتِ پا زدن. اون افرادی که در ماههایِ محرم و صفر از هیچ دُرّ پراکنیای دریغ نمیکنن و معتقدن باید پولِ نذریها و هیئتها رو صرفِ فقرا کرد؛ اما وقتی از خودشون میپرسی «چرا بجایِ اینکه اینهمه خرجِ لمینتِ دندون سگت کنی و عکسش رو هم منتشر کنی؛ به فقرا نمیرسی؟» لا به لایِ توییت و ریتوییتهایِ صفحهشون محو میشن.
اینها از بدیهیاته. بعد از درکِ این بدیهیات؛ گوش دادن به این صوت هم پیشنهاد میشه؛ که «چرا به محورِ مقاومت کمک میکنیم؟»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«برید سراغِ کارهایِ نشدنی؛ تا بشود…
خب! پس رنجهاش چی؟ زحمتهاش چی؟»
این همون چیزیه که مدتهاست بهش نیاز دارم. «امیدی» بعد از هر «نشدن»؛ با صدایِ این مَردِ بزرگ و دوستداشتنی…
خب! پس رنجهاش چی؟ زحمتهاش چی؟»
این همون چیزیه که مدتهاست بهش نیاز دارم. «امیدی» بعد از هر «نشدن»؛ با صدایِ این مَردِ بزرگ و دوستداشتنی…
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
«برید سراغِ کارهایِ نشدنی؛ تا بشود…
خب! پس رنجهاش چی؟ زحمتهاش چی؟»
خب! پس رنجهاش چی؟ زحمتهاش چی؟»
-
شاید بالایِ سیبار این ویدیو رو دیدم و این صدا رو به گوشِ جان شنیدم. من آدمِ کمالگراییام که گاهی «ترس از شکست» میتونه جلوم رو بگیره تا سراغ شروعِ کاری که تویِ لیست اهدافم نوشتم؛ نرم. ترس از شکست و احساسِ هدر رفتنِ زحمات و فرصتهایی که پایِ یهکارِ بزرگ صرف کردم… و برایِ من شنیدن و تکرارِ این چندثانیــه؛ دقیقاً مثلِ همون چراغِ راهی بود که خیلی وقته لازمش داشتم.
و کفیٰباللهِحَســــیباً..
شاید بالایِ سیبار این ویدیو رو دیدم و این صدا رو به گوشِ جان شنیدم. من آدمِ کمالگراییام که گاهی «ترس از شکست» میتونه جلوم رو بگیره تا سراغ شروعِ کاری که تویِ لیست اهدافم نوشتم؛ نرم. ترس از شکست و احساسِ هدر رفتنِ زحمات و فرصتهایی که پایِ یهکارِ بزرگ صرف کردم… و برایِ من شنیدن و تکرارِ این چندثانیــه؛ دقیقاً مثلِ همون چراغِ راهی بود که خیلی وقته لازمش داشتم.
و کفیٰباللهِحَســــیباً..
«اي كسانی كه ايمـان آوردهاید! اگر فاسقی خبری برایِ شما آورد؛ دربارهٔ آن تحقـیق كنيد، مبادا به گــروهی از رویِ نادانی آسيب برسانيد، و از کردهٔ خود پشيمان شويد.»
خدا به همین صراحت کیفیتِ حجّیت بخشیدن به یک خبر رو برای ما شرح داده! و باز ما اندرخمِ یک کوچهایم و بابتِ هرخبری که از سمتِ فاسقترین موجوداتِ معاصر منتشر میشه؛ تحلیل و بازنشر و شک و شُبهه تحویل میدیم.
- سورهٔ حجرات. آیه ۶.
خدا به همین صراحت کیفیتِ حجّیت بخشیدن به یک خبر رو برای ما شرح داده! و باز ما اندرخمِ یک کوچهایم و بابتِ هرخبری که از سمتِ فاسقترین موجوداتِ معاصر منتشر میشه؛ تحلیل و بازنشر و شک و شُبهه تحویل میدیم.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
اگر فاسقی خبری برایِ شما آورد؛ دربارهٔ آن تحقـیق كنيد،
-
علیکریمی که سابقهٔ سوءاستفاده از اعتماد خواهرش و هشتگهایِ حمایت از جنایاتِ نتانیاهو و البته دروغهایِ شاخداری که هرکدوم به نحوی تکذیب شد رو در کارنامهش داره؛ اخیراً استوریای گذاشته که شهید یحیی سنوار در جنگ تحمیلی در ارتشِ صدام مشغول بوده و با ایران میجنگیده.
البته علی کریمی و امثالهم تکلیفشون روشنه! اما مخاطبی که با یه سرچِ ساده میتونه به جواب برسه چی؟
————
شهید سنوار در ۱۹۶۲ متولد شد. اوایل دههٔ ۱۹۸۰ [که تقریباً از ۱۳۵۸ شمسی میشه] در دانشگاه اسلامیِ غزه ثبتنام و در رشتهٔ عربی تحصیل کرد. اولینبار در سال ۱۹۸۲ [۱۳۶۰ -۱۳۶۱ شمسی] به مدتِ چهار ماه بازداشت و سال ۱۹۸۵ [۱۳۶۳-۱۳۶۴ شمسی] برای بارِ دوم دستگیر شد و ۸ ماه زندانی بود.
در ۱۹۸۷ [۱۳۶۵-۱۳۶۶شمسی] به حماس پیوست و در سال ۱۹۸۸ [۱۳۶۶-۱۳۶۷ شمسی] دستگیر و به مدت ۲۳ سال در زندانهای اسراییل اسیر شد.
————
جنگ تحمیلی کِی شروع شد؟
۱۳۵۹ شمسی.
چقدر طول کشید؟
۸ سال.
یعنی شهید سنوار در آغازِ جنگ تحمیلی ۱۸-۱۹ ساله و در حالِ تحصیل در دانشگاه بود و در طولِ جنگ تحمیلی هم سه بار بخاطر فعالیتهایِ ضدصهیونیستی توسطِ رژیمِ موقت زندانی شده بود!
علیکریمی که سابقهٔ سوءاستفاده از اعتماد خواهرش و هشتگهایِ حمایت از جنایاتِ نتانیاهو و البته دروغهایِ شاخداری که هرکدوم به نحوی تکذیب شد رو در کارنامهش داره؛ اخیراً استوریای گذاشته که شهید یحیی سنوار در جنگ تحمیلی در ارتشِ صدام مشغول بوده و با ایران میجنگیده.
البته علی کریمی و امثالهم تکلیفشون روشنه! اما مخاطبی که با یه سرچِ ساده میتونه به جواب برسه چی؟
————
شهید سنوار در ۱۹۶۲ متولد شد. اوایل دههٔ ۱۹۸۰ [که تقریباً از ۱۳۵۸ شمسی میشه] در دانشگاه اسلامیِ غزه ثبتنام و در رشتهٔ عربی تحصیل کرد. اولینبار در سال ۱۹۸۲ [۱۳۶۰ -۱۳۶۱ شمسی] به مدتِ چهار ماه بازداشت و سال ۱۹۸۵ [۱۳۶۳-۱۳۶۴ شمسی] برای بارِ دوم دستگیر شد و ۸ ماه زندانی بود.
در ۱۹۸۷ [۱۳۶۵-۱۳۶۶شمسی] به حماس پیوست و در سال ۱۹۸۸ [۱۳۶۶-۱۳۶۷ شمسی] دستگیر و به مدت ۲۳ سال در زندانهای اسراییل اسیر شد.
————
جنگ تحمیلی کِی شروع شد؟
۱۳۵۹ شمسی.
چقدر طول کشید؟
۸ سال.
یعنی شهید سنوار در آغازِ جنگ تحمیلی ۱۸-۱۹ ساله و در حالِ تحصیل در دانشگاه بود و در طولِ جنگ تحمیلی هم سه بار بخاطر فعالیتهایِ ضدصهیونیستی توسطِ رژیمِ موقت زندانی شده بود!
اخبار رهبر شهید انقلاب 🇮🇷
ظهر امروز سهشنبه دوم آبانماه، خانوادهی شهید معصومه کرباسی و همسر لبنانی ایشان با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.
-
روایتِ دیدار امروز خانوادهٔ شهیدان معصومه کرباسی و رضا عواضه رو با رهبر انقلاب بخونید؛ «صبر و ایمانی» فراتر از تصور…
مهدی ۱۷ ساله -پسرِ خانواده- چگونگیِ شهادت پدر و مادر بزرگوارش رو برایِ رهبر انقلاب اینطور شرح میده:
«پهپادِاسرائیلی در منطقهٔ جونه اونا رو شناسایی کرد و سه تا راکت به سمتِ ماشینِ اونا شلیک کرد که اصابت نکرد. پدرم زدند کنار. از ماشین پیاده شدند. دستِ مادرم رو گرفتند و از ماشین پیاده کردند ولی پهپاد اونا رو دنبال کرد و الحمــدلله، شکر خدا اونا رو شهید کردند. لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها... آقاجان! قطعاً اگه خدا این توانمندی رو در ما نمیدید، ما رو به این امتحانِ بزرگ مُبتلا نمیکرد.»
به هیچ کلمهٔ دیگهای برای توصیفِ این تربیت و این صبوری نیاز نیست! بهتر بگم؛ هیچ کلمهای تواناییِ توصیفش رو نداره.
روایتِ دیدار امروز خانوادهٔ شهیدان معصومه کرباسی و رضا عواضه رو با رهبر انقلاب بخونید؛ «صبر و ایمانی» فراتر از تصور…
مهدی ۱۷ ساله -پسرِ خانواده- چگونگیِ شهادت پدر و مادر بزرگوارش رو برایِ رهبر انقلاب اینطور شرح میده:
«پهپادِاسرائیلی در منطقهٔ جونه اونا رو شناسایی کرد و سه تا راکت به سمتِ ماشینِ اونا شلیک کرد که اصابت نکرد. پدرم زدند کنار. از ماشین پیاده شدند. دستِ مادرم رو گرفتند و از ماشین پیاده کردند ولی پهپاد اونا رو دنبال کرد و الحمــدلله، شکر خدا اونا رو شهید کردند. لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها... آقاجان! قطعاً اگه خدا این توانمندی رو در ما نمیدید، ما رو به این امتحانِ بزرگ مُبتلا نمیکرد.»
به هیچ کلمهٔ دیگهای برای توصیفِ این تربیت و این صبوری نیاز نیست! بهتر بگم؛ هیچ کلمهای تواناییِ توصیفش رو نداره.
سیّــد بعد سیّـــد
صالح بعد صالح…
-در آخرالزمان آنقدر به ابتلائات دچار میشوید، که بفهمید؛ تنها نداشتهتان مَهـدیِموعود(
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکو إِلَیْک..
صالح بعد صالح…
نوشتهبود:-در آخرالزمان آنقدر به ابتلائات دچار میشوید، که بفهمید؛ تنها نداشتهتان مَهـدیِموعود(
عج) است..اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکو إِلَیْک..
شهید سیدهاشم صفیالدین سه هفته پیش ۱۲ مهرماه با ۷۳ تُن بمب سنگرشکن مورد هدف قرار گرفت؛ نکتهٔ جالب توجه برای من اینه که در همین سه هفته دهها عملیات از سمت حزبالله علیه صهیونیستها انجام شده و دهها تلفات ازشون گرفته شده. در بیانیهٔ حزبالله دربارهٔ درگیریها در مناطق مرزی؛ به بیش از ۷۰ کُشته و ۶۰۰ زخمی از افسران و نظامیهای ارتش صهیونیست، انهدامِ بیش از ۲۸ تانک مرکاوا، ۴ دستگاه بولدوزرِ نظامی، سه پهپاد هرمس ۴۵۰ و یک پهپاد هرمس ۹۰۰ و … اشاره شده. بعلاوه حملاتِ مکرر به محل تجمع نظامیان صهیونیستی مثلِ مقر تیپ گولانی و … تلفاتی که در خاک فلسطین اشغالی به دشمن بار شده هم آمار جدا میطلبه. ضمن اینکه حزبالله مسئولیتِ حمله به «اتاقخواب» نتانیاهو رو هم پذیرفت و این چیزی جز تسلطِ فوقالعاده حزبالله و مقاومت به اهدافش و ناتوانی اسرائیل در رهگیری و مقابله نیست. در بیانیهٔ اخیرِ حزبالله گفته شده که یک شرکتِ تسلیحاتی در حومهٔ تلاویو هم با موفقیت مورد اصابت قرار گرفت. مسئول رسانهای حزبالله هم اعلام کرده بطور میانگین روزانه ۲۵ عملیات انجام میدیم!
علیرغم شهادت مجاهدان و فرمانداران برجستهٔ حزبالله و مقاومت؛ به قدری ساختار حزبالله خدشهناپذیر و مستحکمه که همچنان وجودِ یک فرماندهیِ متمرکز، قوی، منسجم و هماهنگ در همهٔ عملیاتها و تحرکات حزبالله حس میشه.
لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.
علیرغم شهادت مجاهدان و فرمانداران برجستهٔ حزبالله و مقاومت؛ به قدری ساختار حزبالله خدشهناپذیر و مستحکمه که همچنان وجودِ یک فرماندهیِ متمرکز، قوی، منسجم و هماهنگ در همهٔ عملیاتها و تحرکات حزبالله حس میشه.
لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«امتحانِ الهی از جایی میآید که انتظارش را ندارید، چرا اسمش امتحــان است؟ چون به آسانی رخ نمیدهد..
توحید عملی یعنی همهچیز را در کمال آرامش ببینی. تسریِ توحید در زندگی باعث میشود که نه تنها در صورتی که کوهها، بلکه حتی اگر کهکشانها هم از بین بروند؛ تو ثابتقدم بمانی.
چرا؟
چون تنها خودت و خدا را میبینی...»
————————
روحیهٔ تزلزلناپذیر و ثابتقدم در میدانِ نبرد با دشمن؛ حتی با وجود فقدان و شهادتِ عزیزان و مجاهدانِ بزرگ، اینطور در بینِ اهالی «مکتبِ مقاومت» معنی پیدا کرده… باید هزاربار اینو مرور کنم که «فرماندهٔ حزب، الله است.»
توحید عملی یعنی همهچیز را در کمال آرامش ببینی. تسریِ توحید در زندگی باعث میشود که نه تنها در صورتی که کوهها، بلکه حتی اگر کهکشانها هم از بین بروند؛ تو ثابتقدم بمانی.
چرا؟
چون تنها خودت و خدا را میبینی...»
•شهید حاجابراهیم عقیل
————————
روحیهٔ تزلزلناپذیر و ثابتقدم در میدانِ نبرد با دشمن؛ حتی با وجود فقدان و شهادتِ عزیزان و مجاهدانِ بزرگ، اینطور در بینِ اهالی «مکتبِ مقاومت» معنی پیدا کرده… باید هزاربار اینو مرور کنم که «فرماندهٔ حزب، الله است.»
«بریکس» نمونهای از همون اسبِ زینشدهایه که مثلِ خیلــی چیزایِ دیگه مسخــرهش میکردن. :)
رحمتِ خدا
به شهیدرئیسیِ مظلوم ما..
رحمتِ خدا
به شهیدرئیسیِ مظلوم ما..
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ما نه تنها خجالت نمیکشیم از کمک کردن به جبهــهٔ مقاومت؛ بلـکه افتخـــار هم میکنیم.
چرا بخشـی از بودجهٔ ارگانهایِ نظامـیِ ما «باید» برای کمک به جبههٔ مقاومت هزینه بشه؟ از منظرِ استراتژیک ببینید.
+ این «صوت» رو هم گوش بدید.
———————————-
ژنرال وسلی کلارک:
«قرار بود بعد از ۱۱ سپتامبر، ما ۷ کشور را در ۵ سال نابود کنیم. با عراق شروع میشد و بعد سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و در نهایت؛ با ایران به اتمام میرسید..»
چرا بخشـی از بودجهٔ ارگانهایِ نظامـیِ ما «باید» برای کمک به جبههٔ مقاومت هزینه بشه؟ از منظرِ استراتژیک ببینید.
+ این «صوت» رو هم گوش بدید.
———————————-
ژنرال وسلی کلارک:
«قرار بود بعد از ۱۱ سپتامبر، ما ۷ کشور را در ۵ سال نابود کنیم. با عراق شروع میشد و بعد سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و در نهایت؛ با ایران به اتمام میرسید..»
ParsinTV l پارسین
اسرائیل ۱۱ کودک را در وسط غزه سوزاند بهگونهای که اثری از جسد برخی از آنها باقی نمانده است...
-
لعنت به این قصابهایِ قاتل و حامیانِ این وحوش؛ از هر قشر و گروه و زبانی..
لعنت به این قصابهایِ قاتل و حامیانِ این وحوش؛ از هر قشر و گروه و زبانی..