اقای پزشکیان شما دیروز گفتید:
«ادعاهای سران آمریکا و کشورهایِ اروپایی نیز که در ازایِ عدمِ پاسخ ایران به ترور شهید هنیه وعدهٔآتشبس میدادند، تماماً دروغ بود و فرصت دادن به چنین جنایتکارانی صرفاً آنها را در ارتکاب به جنایاتِ بیشتر جریتر خواهد کرد.»
ظریف هم اخیراً گفته:
«پس از ترور شهید اسماعیل هنیه، جامعهٔجهانی از ما خواست که به منظورِ پایان دادن به جنگِ غزه خویشتنداری کنیم، اما وعدهٔ توافق آتشبس هرگز محقّق نشد.»
______________________
نمیدانم چطور میتوان فرض گرفت که با وجودِ چراغسبز امریکا برای تکتکِ حملاتِ اسرائیل، تجهیز کردنِ ارتش این باندِ جنایتکار توسط دلارها، رسانهها و سلاحهایِ امریکایی؛ و وِتویِ چندبارهٔ قطعنامههایِ آتشبس توسطِ آمریکا؛ ناگهان به فکرِ آتشبس افتاده و وعدهٔ آن را هم داده؛ گویی بُمبهایِ آمریکایی با حُسنِنیت به دستِ اسراییل میرسیده و در عملیاتهایِ امریکایی- اسراییلی بر سرِ مردم آوار میشده!
•شما را ارجاع میدهم به:
-اعتمادی که مصدّق به امریکا کرد و از تحریمِ انگلیسیها به آغوشِ امریکا پناه برد و در نهایت با یک چمدان دلارِ امریکایی؛ سرنگون شد.
-به برجام که تا آخرین قدمِ تعهدات خود را انجام دادید و تا تعطیلیِ صنعت هستهایِ ایران پیش رفتید و میگفتید کسی نمیتواند از آن خارج شود؛ ولی در این جامعهٔجهانی برایِ تعهدات شما تَره هم خُرد نکردند! ولی شما همچنان اصرار به ادامهٔ مسیری دارید که جایِ گَزیدگیِ چندبارهٔ آن هنوز خوب نشده.
-به این بیانات رهبری: «اعتماد به این شیاطین، اعتماد به کسی که با اصلِ وجود شما مخالف است، خطای بزرگی است. به آن قدرتی که اصل وجود جمهوری اسلامی را، اصلِ قدرت گرفتنِ اسلام را نمیتواند تحمّل بکند و نمیتواند بپذیرد، نمیشود اعتماد کرد؛به او نمیشود امید داشت.»
-و به صدها مصداقِ دیگر که با «وعده» و شعارِ حقوقبشرِ غربی بر سر ملتها آوار شد.
کاش اقای ظریف بگوید قرار است تا چه اندازه و چندبار اعتماد کند و ضربه بخورد تا از «این دورِ تسلسل»، بالاخره به یک نتیجهٔ واحدی برسد؟ آیا برایِ این خوشخیالی مُزمن حدی هم وجود دارد؟
«ادعاهای سران آمریکا و کشورهایِ اروپایی نیز که در ازایِ عدمِ پاسخ ایران به ترور شهید هنیه وعدهٔآتشبس میدادند، تماماً دروغ بود و فرصت دادن به چنین جنایتکارانی صرفاً آنها را در ارتکاب به جنایاتِ بیشتر جریتر خواهد کرد.»
ظریف هم اخیراً گفته:
«پس از ترور شهید اسماعیل هنیه، جامعهٔجهانی از ما خواست که به منظورِ پایان دادن به جنگِ غزه خویشتنداری کنیم، اما وعدهٔ توافق آتشبس هرگز محقّق نشد.»
______________________
نمیدانم چطور میتوان فرض گرفت که با وجودِ چراغسبز امریکا برای تکتکِ حملاتِ اسرائیل، تجهیز کردنِ ارتش این باندِ جنایتکار توسط دلارها، رسانهها و سلاحهایِ امریکایی؛ و وِتویِ چندبارهٔ قطعنامههایِ آتشبس توسطِ آمریکا؛ ناگهان به فکرِ آتشبس افتاده و وعدهٔ آن را هم داده؛ گویی بُمبهایِ آمریکایی با حُسنِنیت به دستِ اسراییل میرسیده و در عملیاتهایِ امریکایی- اسراییلی بر سرِ مردم آوار میشده!
•شما را ارجاع میدهم به:
-اعتمادی که مصدّق به امریکا کرد و از تحریمِ انگلیسیها به آغوشِ امریکا پناه برد و در نهایت با یک چمدان دلارِ امریکایی؛ سرنگون شد.
-به برجام که تا آخرین قدمِ تعهدات خود را انجام دادید و تا تعطیلیِ صنعت هستهایِ ایران پیش رفتید و میگفتید کسی نمیتواند از آن خارج شود؛ ولی در این جامعهٔجهانی برایِ تعهدات شما تَره هم خُرد نکردند! ولی شما همچنان اصرار به ادامهٔ مسیری دارید که جایِ گَزیدگیِ چندبارهٔ آن هنوز خوب نشده.
-به این بیانات رهبری: «اعتماد به این شیاطین، اعتماد به کسی که با اصلِ وجود شما مخالف است، خطای بزرگی است. به آن قدرتی که اصل وجود جمهوری اسلامی را، اصلِ قدرت گرفتنِ اسلام را نمیتواند تحمّل بکند و نمیتواند بپذیرد، نمیشود اعتماد کرد؛به او نمیشود امید داشت.»
-و به صدها مصداقِ دیگر که با «وعده» و شعارِ حقوقبشرِ غربی بر سر ملتها آوار شد.
کاش اقای ظریف بگوید قرار است تا چه اندازه و چندبار اعتماد کند و ضربه بخورد تا از «این دورِ تسلسل»، بالاخره به یک نتیجهٔ واحدی برسد؟ آیا برایِ این خوشخیالی مُزمن حدی هم وجود دارد؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«ما به شهیدمان نمیگوییم خداحافظ، بلکه میگوییم به امیدِ دیدار، به امید دیداری همراه با پیروزیِ خون بر شمشـیر…
به امید دیداری در شهادت،
به امیدِ دیداری در کنارِ محبوبان...»
و این آخرین سخنرانی..
- رجـایی، بهشتی، رئیسی، نصـرالله و دیگران اگر نیستند؛ خدا هست. «الله فیالسّاحة.» خدا در مِیدان است. وعدهٔ او حق است. هرگز از وعدهش تخلّف نخواهد کرد. فرمود؛ «آنان از تو [از رویِ مسخره و ریشخند] شتاب در عذاب را درخواست میکنند، درحالی که خدا هرگز از وعدهاش تخلّف نمیکند؛ و همانا یک روز نزدِ پروردگارت مانند هزارسال از سالهاییست که شما میشمارید..»
سورهٔ حج- آیه۴۷.
اما ما نه از رفتنِ «آنها»، که از ماندنِ خویـش دلتنگیم.. دلم میسوزد برایِ قلبی که «آنها» را نشناسد..
به امید دیداری در شهادت،
به امیدِ دیداری در کنارِ محبوبان...»
و این آخرین سخنرانی..
- رجـایی، بهشتی، رئیسی، نصـرالله و دیگران اگر نیستند؛ خدا هست. «الله فیالسّاحة.» خدا در مِیدان است. وعدهٔ او حق است. هرگز از وعدهش تخلّف نخواهد کرد. فرمود؛ «آنان از تو [از رویِ مسخره و ریشخند] شتاب در عذاب را درخواست میکنند، درحالی که خدا هرگز از وعدهاش تخلّف نمیکند؛ و همانا یک روز نزدِ پروردگارت مانند هزارسال از سالهاییست که شما میشمارید..»
سورهٔ حج- آیه۴۷.
اما ما نه از رفتنِ «آنها»، که از ماندنِ خویـش دلتنگیم.. دلم میسوزد برایِ قلبی که «آنها» را نشناسد..
سطحِ شُبهات جوریه که در حدِ تقابل دوتا موضوعِ متفاوت با بسترها و دلایلِ متفاوت داره تنزّل پیدا میکنه. میفرمایند چرا برای کارگرانِ معدن طبس در میدان ولیعصر بنر نزدید ولی برایِ سیدحسن نصرالله زدید؟ میفرمایند چرا برایِ کارگرانِ معدن عزای عمومی اعلام نکردید ولی برای سیدحسن نصرالله اعلام کردید؟
- اولاً وقتی شما بنایِ تقابل رو بذاری رویِ لجبازی؛ طبیعتاً نمیبینی که برایِ کارگرانِ شریف معدن طبس هم در میدان ولیعصر بنر [دیوارنگاره] زده شده بود. دقیقاً در همون محل! اما شما اینو نمیبینی! چرا؟ چون اساسِ این چیزی که مطرح میکنی در حدِ لجاجته. نه دلسوزی.
- دوماً برای کارگرانِ شریف و محترمِ معدن طبس هم عزایِ عمومی اعلام شد؛ سه روز. در خراسان جنوبی! چرا؟ چون این عزیزان متعلّق به خراسانِ جنوبی بودن. چرا برایِ سیدحسن کلِ کشور عزای عمومی شد؟ چون سیدحسن نصرالله متعلق به تمامِ جهان اسلامه. و نه فقط مسلمانها؛ بلکه تظاهرات جهانی در محکومیتِ ترور ایشون رو اگر ببینید متوجه میشید که هر «انسانِ آزادهای» از این ترور خشمگین و ناراحته. و دلیلِ این تظاهراتِ فراگیر هم اینه که «آدمها» متوجهِ تحولاتِ دنیا که حاصلِ وجودِ موجودِ شَرور و متعفّنی بنامِ اسراییله؛ میشن و از شرارتهایِ این موجودِ هار خشمگیناند! که البته این خشم و ناراحتی به «انسانهایِ آزاده» اختصاص داره.
ضمنِ اینکه ذات و اقتضایِ این دو اتفاق متفاوته. کارگرانِ شریفِ معدن در اون حادثهٔ تلخ از دنیا رفتن که مقصرینِ اون ماجرا باید توسطِ مرجع مربوطه رسیدگی و شناسایی بشن؛ اما سیدحسن نصرالله بعنوان یک مُجاهد و مدافعِ مظلوم؛ در «خطِ مقدمِ مبارزه با دشمن» علیهِ «جبههٔ کفر» سالها «جنگید» و «توسطِ جبههٔ کفر» «ترور» شد و به «شهادت» رسید. بعنوانِ «نمادِ سالها مجاهدت علیهِ دشمن صهیونیست»ی که به هیچ موجودی جز خودش اجازهٔ حیات نمیده و جز خونخواری چیزی نمیفهمه.
اگر رویِ کلماتِ داخل گیومه تآمل کنید؛ متوجه تفاوت و اقتضائاتِ دو موضوع میشید.
اونیکه اساساً چیزی نمیدونه که هیچ! باید تلاش کنه که بدونه. اما طرحِ عامدانهٔ این شُبهات از سمتِ اونیکه میدونه؛ صرفاً یه نقاب از جنسِ دلسوزیه، تا اندازهٔ یه استوری هم رذالتِ اسراییل رو محکوم نکنه!
- اولاً وقتی شما بنایِ تقابل رو بذاری رویِ لجبازی؛ طبیعتاً نمیبینی که برایِ کارگرانِ شریف معدن طبس هم در میدان ولیعصر بنر [دیوارنگاره] زده شده بود. دقیقاً در همون محل! اما شما اینو نمیبینی! چرا؟ چون اساسِ این چیزی که مطرح میکنی در حدِ لجاجته. نه دلسوزی.
- دوماً برای کارگرانِ شریف و محترمِ معدن طبس هم عزایِ عمومی اعلام شد؛ سه روز. در خراسان جنوبی! چرا؟ چون این عزیزان متعلّق به خراسانِ جنوبی بودن. چرا برایِ سیدحسن کلِ کشور عزای عمومی شد؟ چون سیدحسن نصرالله متعلق به تمامِ جهان اسلامه. و نه فقط مسلمانها؛ بلکه تظاهرات جهانی در محکومیتِ ترور ایشون رو اگر ببینید متوجه میشید که هر «انسانِ آزادهای» از این ترور خشمگین و ناراحته. و دلیلِ این تظاهراتِ فراگیر هم اینه که «آدمها» متوجهِ تحولاتِ دنیا که حاصلِ وجودِ موجودِ شَرور و متعفّنی بنامِ اسراییله؛ میشن و از شرارتهایِ این موجودِ هار خشمگیناند! که البته این خشم و ناراحتی به «انسانهایِ آزاده» اختصاص داره.
ضمنِ اینکه ذات و اقتضایِ این دو اتفاق متفاوته. کارگرانِ شریفِ معدن در اون حادثهٔ تلخ از دنیا رفتن که مقصرینِ اون ماجرا باید توسطِ مرجع مربوطه رسیدگی و شناسایی بشن؛ اما سیدحسن نصرالله بعنوان یک مُجاهد و مدافعِ مظلوم؛ در «خطِ مقدمِ مبارزه با دشمن» علیهِ «جبههٔ کفر» سالها «جنگید» و «توسطِ جبههٔ کفر» «ترور» شد و به «شهادت» رسید. بعنوانِ «نمادِ سالها مجاهدت علیهِ دشمن صهیونیست»ی که به هیچ موجودی جز خودش اجازهٔ حیات نمیده و جز خونخواری چیزی نمیفهمه.
اگر رویِ کلماتِ داخل گیومه تآمل کنید؛ متوجه تفاوت و اقتضائاتِ دو موضوع میشید.
اونیکه اساساً چیزی نمیدونه که هیچ! باید تلاش کنه که بدونه. اما طرحِ عامدانهٔ این شُبهات از سمتِ اونیکه میدونه؛ صرفاً یه نقاب از جنسِ دلسوزیه، تا اندازهٔ یه استوری هم رذالتِ اسراییل رو محکوم نکنه!
اعتماد به پرچمدار حق
استاد میرباقری
تو شرایط ظاهراً سخت و طاقتفرسای فعلی که پیروان جبهه حق گاهی دچار تشکیک و تشتت و کلافگی شدن، گوشکردن به این هفت دقیقه فرمایشات حضرت آیتالله میرباقری حفظهالله، صحنه رو روشن میکنه و قلب رو آروم و مطیع میکنه. گوش بدین و برای دیگران بفرستید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«اگر هزاربار کُشته شویم…»
من اینروزها مُدام فکر میکنم. به سالهایِ دوری که «او» را که نداشتم؛ خیلیها را داشتم، چه خُسرانی! به قلبهایی که از شهادتِ سیدِ مقاومت لرزید و مُچاله شد؛ سیّدی که «مُقاومة» گفتنش تا همیشه برایِ گوشم آشناست. به اشکهایی که حماسه شد؛ به وصیتنامهٔ سرداری که نماد شد؛ من همه را یکطرف میگذارم و «او» را یکطرف. در ترازویِ قهرمانانِ عصرِ ما، کفّهٔ حضورِ او چهاندازه سنگینی میکند که همگی خودشان را سربازِ او میدانند و در ارادهشان برایِ تبعیّت از او؛ هیچ خدشهای، هیچ شکّی راه ندارد؟ که «او» فصلِ مشترکِ قهرمانهای نامیرایِ معاصرِ من است.
باید بیشتر بشناسمش. فراتر از قیل و قالها. او را. مُریدانش را و «مُرادِ» او را. که از عصرِ خود فراتَر است؛ او چشم و گوشَش را لبّیکگویان دوخته به صاحبمان؛و به خدایی که هرگز از وعدهش تخلّف نمیکند؛ محکم ایستاده. وگرنه مگر میشود در این طوفانها نلرزید..؟
که «باید در آرزویِ نیرو و توان قائم(عج) و به یاد قدرت و استواریِ یاران او بود، زیرا به هرکدام از آنها قدرتِ چهلمرد داده شده؛
و قلبِ آنها محکمتر از پارههایِ آهن است..»
من اینروزها مُدام فکر میکنم. به سالهایِ دوری که «او» را که نداشتم؛ خیلیها را داشتم، چه خُسرانی! به قلبهایی که از شهادتِ سیدِ مقاومت لرزید و مُچاله شد؛ سیّدی که «مُقاومة» گفتنش تا همیشه برایِ گوشم آشناست. به اشکهایی که حماسه شد؛ به وصیتنامهٔ سرداری که نماد شد؛ من همه را یکطرف میگذارم و «او» را یکطرف. در ترازویِ قهرمانانِ عصرِ ما، کفّهٔ حضورِ او چهاندازه سنگینی میکند که همگی خودشان را سربازِ او میدانند و در ارادهشان برایِ تبعیّت از او؛ هیچ خدشهای، هیچ شکّی راه ندارد؟ که «او» فصلِ مشترکِ قهرمانهای نامیرایِ معاصرِ من است.
باید بیشتر بشناسمش. فراتر از قیل و قالها. او را. مُریدانش را و «مُرادِ» او را. که از عصرِ خود فراتَر است؛ او چشم و گوشَش را لبّیکگویان دوخته به صاحبمان؛و به خدایی که هرگز از وعدهش تخلّف نمیکند؛ محکم ایستاده. وگرنه مگر میشود در این طوفانها نلرزید..؟
که «باید در آرزویِ نیرو و توان قائم(عج) و به یاد قدرت و استواریِ یاران او بود، زیرا به هرکدام از آنها قدرتِ چهلمرد داده شده؛
و قلبِ آنها محکمتر از پارههایِ آهن است..»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «نوشته بود: «من به آن تصمیمگیرندهٔ حکیـمی که کار را از قُلوهسنگ به هایپرسونیک رسانده، اعتماد دارم.»»
زمانه بر سرِ جنگ است؛
یاعلی مددی…
مدد ز غیرِ تو ننگ است؛
یا علی مددی…
باشد که خداوند؛
ما را از همراهیِ بدْدلان و شَکاکان بینیاز سازد..
یاعلی مددی…
مدد ز غیرِ تو ننگ است؛
یا علی مددی…
باشد که خداوند؛
ما را از همراهیِ بدْدلان و شَکاکان بینیاز سازد..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدن و شنیدنِ صدای شادیِ فلسطینیها؛ و ترس و وحشتِ صهیونیستها از «مـوجِ اول» حملاتِ سپاه پاسداران خیلی لذتبخشه.
لذتبخشترین سکانسِ دنیا! بیشباد!
تا سِیَهروی شود؛ هرکه در او غَش باشد…
لذتبخشترین سکانسِ دنیا! بیشباد!
تا سِیَهروی شود؛ هرکه در او غَش باشد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه گفتید الان وقتِ چیه؟ :))☕️😎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شما ببین این یک دقیقه رو! من چقدر اشکهایِ این خبرنگارِ مشهور فلسطینی رو میدیدم وقتی دنبالِ تکههایِ بدن زن و بچههای غزه میگشت؛ و حالا خنده و شــوق و اللهاکبـــر گفتنش همراه با مردمِ غزه؛ از دیدن موشکهایِ سپاهِ عزیزِ ما!
غیرتِ ایرانیِ ما دیدن دارد :)♥️
غیرتِ ایرانیِ ما دیدن دارد :)♥️
تا دیروز میگفتید ایران میترسد! میگفتید با ترورِ سیدحسن دیگر کارِ مقاومت تمام است! میگفتید سیدعلی تنها شد!میگفتید سراغِ همهتان میآییم؛ ایران که چیزی در چنته ندارد! میگفتید آخجان که اسراییل میآید و ایران را نجات میدهد! میگفتید ایران پشتِ مقاومت را خالی کرده! میگفتید خودت را کنار کشیدی! و ندیدید که سردارانِ ما در میانهٔ نبردِ با صهیونیست به شهادت میرسند؛ تیرِ طعنههایتان را روانهٔ سردارانِ دیگری میکردید و ایران را «گندهگویِ منطقه» میدانستید. حالا چه شده که سکوت کردید؟ ترسیدهاید؟
چشمهایِ واماندهتان را خوب باز کنید؛ سپاه برایِ اولینبار با موشکهای هایپرسونیکِ فتّاح، رادارِ سپر دفاع موشکی هدایتکننده موشکهایِ آرو ۲ و ۳ را منهدم کرد؛ هاآرتص میگوید «چند ثانیه قبل از حملاتِ موشکی ایران یک حملهٔ سایبریِ وحشتناک؛ رادارهای گنبد آهنین را در خود هضم کرد و از کار انداخت! حجم عملیات سایبری با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. قدرت سایبری ایران حتی از موشکهای آنها نیز خطرناکتر است!»
راستی فیلمهایِ اصابتِ موشکهایمان تمامِ دنیا را پر کرده؛ ترکیبش با شعفِ مظلومان و آزادیخواهانِ جهان، و لرز و فرارِتان دیدنیست! هرشب قبلِ خوابتان چندبار ببینید :)
چشمهایِ واماندهتان را خوب باز کنید؛ سپاه برایِ اولینبار با موشکهای هایپرسونیکِ فتّاح، رادارِ سپر دفاع موشکی هدایتکننده موشکهایِ آرو ۲ و ۳ را منهدم کرد؛ هاآرتص میگوید «چند ثانیه قبل از حملاتِ موشکی ایران یک حملهٔ سایبریِ وحشتناک؛ رادارهای گنبد آهنین را در خود هضم کرد و از کار انداخت! حجم عملیات سایبری با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. قدرت سایبری ایران حتی از موشکهای آنها نیز خطرناکتر است!»
راستی فیلمهایِ اصابتِ موشکهایمان تمامِ دنیا را پر کرده؛ ترکیبش با شعفِ مظلومان و آزادیخواهانِ جهان، و لرز و فرارِتان دیدنیست! هرشب قبلِ خوابتان چندبار ببینید :)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزگـــار و امروزتون به زیبــاییِ این کلیپ :)
آیتالله سیدعلی خامنهای (حفظهالله) در سخنرانیِ امروزش با نخبگانِ علمی گفت «من به جد عزادارم. فقدانِ سیدحسن نصرالله حادثهٔ کمی نیست! اما برنامه دیدار با نخبگان را به بعد موکول نکردم؛ زیرا جنس عزای ما همچون جنس عزای سیدالشهدا(ع) زندهکننده و پیشبَرنده است!»
شما فکر کنید که آدمی عزادار باشد، عزادارِ مُجاهدِ کبیری که در خطمقدم مبارزه با کفر شهید شد؛ مجاهدی که «در میدان بود» و هنوز یکهفته از شهادتِ او نگذشته باشد؛ دو روز قبلش دشمن میگفت «سراغِ همهتان میآییم» و حالا صبحِ همان شبی که موشکها بیامان و یکبهیک به اهدافِ خصم میخورند؛ با نخبگانِ علمی جلسهای زنده برگزار میکند و در ادامه از اهمیتِ ایجاد یک نهضتِ علمی سخن میگوید و آمار و ارقامِ پیشرفتهای علمی را یادآوری میکند و میگوید «البته کافی نیست!» نه مِیدان را خالی میکند و نه در چهرهش ترسی دیده میشود؛ صبحِ همان شبی که نتانیاهو از پناهگاه، با دستهایِ لرزان بیانیه صادر میکند؛ او در جلسهاش حاضر میشود و باز هم به ما یادآوری میکند «وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ…»
نوشتهاند «شیر، در عزایِ عزیزان هم شیر است.» من اما میگویم فرماندهٔ ما مِیدان را خالی نمیکند. اعتمادش به خدا سلب نمیشود. عزایَش او را ماتمزده نمیکند؛ افسرده نمیکند. از «میدان» فراریاش نمیدهد. عزایِ او زندهست. از جنسِ عزایِ امامِ شهیدمان! و این یعنی حرارتِ غمش میشود یک مُشتِ گرهکرده؛ تا آنروزِ موعود. شاید اگر تاریخ بخوانید؛ میفهمید ماجرا از چه قرار است و این حماسهسراییها چیست! این خاک روزگاری را به خود دیده که هنوز کفتری در آسمان پرواز نکرده بود؛ شاهِ مملکتش را با آنهمه قُلدریاش اخراج کردند و قوایِ نظامیاش با آنهمه دبدبه؛ بدونِ هیچ مقاومتی خاک را تحویل داد. این خاکِ زخمیِ التهابِ دورانها؛ حالا سالهاست که زندهست. زنده به آرمان مقاومت.
شما فکر کنید که آدمی عزادار باشد، عزادارِ مُجاهدِ کبیری که در خطمقدم مبارزه با کفر شهید شد؛ مجاهدی که «در میدان بود» و هنوز یکهفته از شهادتِ او نگذشته باشد؛ دو روز قبلش دشمن میگفت «سراغِ همهتان میآییم» و حالا صبحِ همان شبی که موشکها بیامان و یکبهیک به اهدافِ خصم میخورند؛ با نخبگانِ علمی جلسهای زنده برگزار میکند و در ادامه از اهمیتِ ایجاد یک نهضتِ علمی سخن میگوید و آمار و ارقامِ پیشرفتهای علمی را یادآوری میکند و میگوید «البته کافی نیست!» نه مِیدان را خالی میکند و نه در چهرهش ترسی دیده میشود؛ صبحِ همان شبی که نتانیاهو از پناهگاه، با دستهایِ لرزان بیانیه صادر میکند؛ او در جلسهاش حاضر میشود و باز هم به ما یادآوری میکند «وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ…»
نوشتهاند «شیر، در عزایِ عزیزان هم شیر است.» من اما میگویم فرماندهٔ ما مِیدان را خالی نمیکند. اعتمادش به خدا سلب نمیشود. عزایَش او را ماتمزده نمیکند؛ افسرده نمیکند. از «میدان» فراریاش نمیدهد. عزایِ او زندهست. از جنسِ عزایِ امامِ شهیدمان! و این یعنی حرارتِ غمش میشود یک مُشتِ گرهکرده؛ تا آنروزِ موعود. شاید اگر تاریخ بخوانید؛ میفهمید ماجرا از چه قرار است و این حماسهسراییها چیست! این خاک روزگاری را به خود دیده که هنوز کفتری در آسمان پرواز نکرده بود؛ شاهِ مملکتش را با آنهمه قُلدریاش اخراج کردند و قوایِ نظامیاش با آنهمه دبدبه؛ بدونِ هیچ مقاومتی خاک را تحویل داد. این خاکِ زخمیِ التهابِ دورانها؛ حالا سالهاست که زندهست. زنده به آرمان مقاومت.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
واقعاً حرفِ مَرد یکیست. امام هم میدانست. میگفت در تمام دنیا یکنفر را پیدا نمیکنید که مانندِ او متعهد به اسـلام و خدمتگزاری به این ملت باشد؛
«واللهِالعظیـــم؛
من از روزِ اول تا امروز، یکروز هم ناامید نشدهام..»
من از روزِ اول تا امروز، یکروز هم ناامید نشدهام..»
جواد قارایی خطاب به اونیکه گفته «چندشم میشه وقتی میگی ایرانِ جان»:
- هموطنِ عزیزم. شما از بنده و سخنِ بنده چندشتان نمیشود. شما از وطن و اقتدارِ ایران و ایرانی، از مبارزهٔ ایران با رژیم جنایتکارِ اسراییل چندشتان شده است.
شرافت اینجوریه!
غالبِ افرادی که میبینید صبحِ امروز پاشدن که دیدن که «عهوا؟ ایران جوابِ اسراییل رو داده؟ ای وای که چقدر جنگطلباید! اصلاً نه به جنگ!» افرادی هستن که تا دیروز میگفتن هِی دارید میخورید و میترسید که جواب نمیدید. از طرفی با شعارِ «نه غزه، نه لبنان جانم فدایِ ایران» چشم روی جنایاتِ اسراییل بسته بودن. حالا که ورق برگشته؛ موضع هم عوض شده. ایران رو بابت اینکه «بخشی» از جوابش رو نسبت به جنایتهایِ اسراییل داده و جهانی رو مُتحیر کرده؛ مقصر جلوه میدن. کو «جانم فدایِ ایران؟» البته تا قبل از اینکه پیادهنظامِ فارسیزبان اسراییل از مَنگی بربیاد و تو گوششون بخونه که «اصلاً هم درد نداشت!»
روندِ تکراری.
پ.ن: تکلیفِ این افرادی که همیشه تو این دورِ تسلسل گیر میکنن که روشنه؛ اما برایِ اونهایی که «واقعاً ناآگاهن» شمایید که مثل جواد قارایی میتونید ایفایِ نقش کنید.
- هموطنِ عزیزم. شما از بنده و سخنِ بنده چندشتان نمیشود. شما از وطن و اقتدارِ ایران و ایرانی، از مبارزهٔ ایران با رژیم جنایتکارِ اسراییل چندشتان شده است.
شرافت اینجوریه!
غالبِ افرادی که میبینید صبحِ امروز پاشدن که دیدن که «عهوا؟ ایران جوابِ اسراییل رو داده؟ ای وای که چقدر جنگطلباید! اصلاً نه به جنگ!» افرادی هستن که تا دیروز میگفتن هِی دارید میخورید و میترسید که جواب نمیدید. از طرفی با شعارِ «نه غزه، نه لبنان جانم فدایِ ایران» چشم روی جنایاتِ اسراییل بسته بودن. حالا که ورق برگشته؛ موضع هم عوض شده. ایران رو بابت اینکه «بخشی» از جوابش رو نسبت به جنایتهایِ اسراییل داده و جهانی رو مُتحیر کرده؛ مقصر جلوه میدن. کو «جانم فدایِ ایران؟» البته تا قبل از اینکه پیادهنظامِ فارسیزبان اسراییل از مَنگی بربیاد و تو گوششون بخونه که «اصلاً هم درد نداشت!»
روندِ تکراری.
پ.ن: تکلیفِ این افرادی که همیشه تو این دورِ تسلسل گیر میکنن که روشنه؛ اما برایِ اونهایی که «واقعاً ناآگاهن» شمایید که مثل جواد قارایی میتونید ایفایِ نقش کنید.