☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
همه‌چیز بیش از اندازه فانتزی است! در صحن‌هایِ بین‌المللیِ نایس حرف از «با هیچکس دعوا نداریم» زده می‌شود؛ در همان صحن‌ها قاتلِ هزاران فلسطینی و لبنانی حاضر می‌شود و از همان صحن‌ها هم دستورِ بمباران لبنان را صادر می‌کند که یعنی «ما با همه دعوا داریم. ما و بمب‌هایِ made in USA با هر انسان و انسانیتی دعوا داریم و اصلاً آمده‌ایم که دعوا کنیم و گاز بگیریم و بکُشیم و کیفور شویم از این کشتن‌ها و خون‌نوشیدن‌ها!» و در همان صحن‌ها سیاسیونِ در تلهٔ‌تعارف افتادهٔ دنیا منتظرند یک شیرپاک‌خورده‌ای پیدا بشود و از شورای‌امنیتی که ناامن‌کنندگان در آن تصمیم می‌گیرند؛ قطعنامه‌ای چیزی علیهِ این قاتلین صادر کند!

ترامپ روزِ قبل می‌گفت «چون ایران مرا تهدید می‌کند به او بگویید که بزرگترین شهرایش را و اصلا کلِ کشورش را با خاک یکسان خواهم کرد!» و حالا می‌گوید «مذاکره؟ توافق؟ بله من مذاکره می‌کنم. باید به توافق برسیم چون عواقبِ آن بسیار بد است!»
رافائل گروسی-مدیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌گوید «خب برجام در گذشته بوده اما الان فقط اسمی از آن باقی مانده! ما نیاز به یک نسخهٔ به روز شده از توافق داریم؛ ایران از نظرِ فناوری و تولید مواد هسته‌ای پیشرفت چشم‌گیری داشته!» و این یعنی چون پیشرفت داشته‌اید؛ برنمی‌تابیم. حالا ما آمادهٔ مذاکره‌ایم تا پیشرفت‌هایتان باز در قالبِ یک «برجام» و ترکمانچایِ شیک و فُکُل‌کراواتی دود کنیم برود هوا؛ دستتان که خالی شد، لُختتان که کردیم در بازار برده‌فروش‌ها بفروشیمتان. و غربگراها ذوق‌زده می‌گویند «اوف! دیدی زبانِ دنیا را بلدیم؟! ترامپ خودش از برجام خارج شد و خودش می‌خواهد برگردد!» و این دورِ تسلسلِ غم‌انگیز.

همه‌چیز بیش از اندازه عبرت‌آموز است!
وَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسولَهُ وَالَّذينَ آمَنوا
«فَإِنَّ حِزب‌اللَّهِ هُمُ الغالِبــــون.»
سورهٔ مائده- آیه۵۶.

- این را فرســتاد و گفت:
«نشانه‌ها را دنبال کن..»
‎⁨دعای جوشن صغیر⁩ 2.pdf
643.4 KB
حاج‌قاسم دربارهٔ رهنمود‌هایِ رهبری در جریانِ جنگ ۳۳ روزه می‌گفتن که رهبری فرمود «به رزمندگان بگویید دعایِ جوشن‌صغیر بخوانند، دعایِ جوشن صغیــر؛ دعایِ انسـانِ مُضطر است…»

برای پیروزیِ جبههٔ مقاومت بخوانیم.
دریغ نکنیم…
این چشم چرخیدن‌ها برای تکذیبیه و نگرانی‌ها و لرزشِ قلب‌ها برای سلامتی سیدِ مقاومت؛ یعنی آن دسته از مجازی‌بازها که ژست می‌گرفتند و مواضعِ سید را مسخره می‌کردند که بلوف می‌زنی و جرات نداری و همه‌ش چهارتا راکت می‌زنی! ببینند همان‌ موقعی که شما گوشی‌به‌دست توهّمِ جهاد داشتید و از رویِ مِنو سفارشِ جهاد می‌دادید؛ سیدحسن نصرالله دقیقاً در خطِ مقدم نبرد با جبههٔ کفر بود؛ هست و خواهد بود؛ خستگی‌ناپذیر و مجاهد. تحتِ لوایِ ولایت‌فقیه. و سخنرانی‌هایش را که شماها آن را «بلوف» می‌پنداشتید؛ همگی برگرفته از اعتقادِ راسخِ قلبی به سنّتِ الهی‌ست. همان چیزی که شماها توی کتاب‌ها و کلاس‌هایتان نه می‌بینید و نه می‌شنوید.

اگر در زمانِ حصرِ آبادان بودید چه می‌گفتید؟ آن‌روزهایی که خرمشهر ۵۷۸ روز در اشغالِ بعثی‌ها بود هم می‌زدید تویِ سر خودتان یا خودی‌هایتان؟ آن‌موقعی که امام(ره) گفت «حصرِ آبادان باید شکسته شود» چه می‌گفتید؟ ما که هیچ‌سلاحی نداشتیم؛ می‌گفتید «بلوف می‌زنی؟» به جهان‌آرا چه می‌گفتید که گفت «شهر اگر سقوط کرد پسش می‌گیریم؛ مراقب باشید ایمان‌تان سقوط نکند»؟ می‌گفتید «ایمان کیلویی چند؟ تو هم با دستِ خالی بلوف می‌زنی»؟
بعضی وقت‌ها حرف نزدن؛ هم به انصاف نزدیک‌تر است و هم به تعقّل.
«سیّد»
بعــد از
«سیّد»

یا‌صاحب‌الزمان..
تا به‌حال تکه‌تکه شدنت را فهمیده‌ای؟ و هربار تکه‌هایِ جانت را یک گوشه‌ای جا گذاشته‌ای؟ و با هربار تکه‌تکه شدن درد کشیده‌ای؟ و با هربار جا گذاشتن، تَه کشیده‌ای؟

انگار تکه‌تکه شده‌ام و تکه‌هایِ جانم را هربار جایی جا گذاشته‌ام. تکه‌تکه شدن‌م را حس کرده‌ام. صدایِ بُریدنِ تکه‌های جانم را شنیده‌ام. همان‌قدر دردناک. جا گذاشته‌ام؛ همان‌قدر دردناک. در ۱۳ دی‌ماهِ ۹۸، ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، و حالا ۷ مهر ۱۴۰۳. و هربار درد رویِ درد. من از ۱۳ دی‌ماهِ ۹۸، ساعت ۱:۲۰ بامداد یک کوه خستگی‌ام. که بهار ندید.

حالا اگر بشنوم قاتلینِ تو و مانندِ تو به درَک واصل شده‌اند هم دردم دوا نمی‌شود؛ اگر به چشم ببینم تیرِ غیبی بهشان خورده و هلاک شده‌اند هم برایم جبران نمی‌شود، چطور بگویم دوایِ دردم همان است که سیدمرتضی آوینی گفت؟
-امام به ما آموخت «انتظار در مبارزه است» و این بزرگترین پیامِ او بود، و پس از او، اگر باز هم امیدی ما را زنده می‌دارد؛ همین است که برایِ ظهور آخرینِ حجتِ حق مبارزه کنیم…

درمانِ تمام دردهایِ بشر همین است، درمانِ تمام دردهای من هم. وصل‌کنندهٔ تمامِ تکه‌هایِ جانم. جبران‌کنندهٔ خستگی‌هایم. ببینم روزی را که عَلَم‌دارِ این خیمه [که خداوند باقیِ جانم را به او ببخشد] با همان دستِ جانبازش پرچم را به دستِ صاحبش می‌رساند…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از مرحوم علامه مصباح(ره) بشنوید.
نقل شده که از اصحابِ امام‌حسن(ع) آمد سجاده از زیرِ پای حضرت کشید و گفت «السلام ‌علیکَ‌یا مُذلّ‌المؤمنین
عاقبتِ ترسناکی‌ست؟

- این‌روزها اگر از تبِ خشمی مقدس می‌سوزید و آبِ رویِ آتش را مطالبه می‌کنید؛ حواس‌تان باشد هم‌نوا با آنان‌که تا پیش از این، سخـنرانیِ سیدِ شهیدِ مقاومت را تمسخر می‌کردند و او را ترسو می‌خواندند و امروز هم به نامِ غیرت، چنگ به چهرهٔ «ولیّ و مُرادِ» مجاهدینِ اسلام و مقاومت می‌کشند؛ درگیرِ فتنه‌ای نشوید که دامنِ‌خواص را می‌گیرد!
یه پیشنهادِ دلسوزانه؛
در چنین شرایطی «نظراتِ شخصی» خودتون رو که احتمالاً ناشی از تحلیل‌هایِ مُستند و منصفانه نیست؛ برایِ خودتون نگه دارید و در فضایِ عمومی منتشر نکنید.
چون احیاناً در بین مخاطبین‌ یک‌نفر پیدا می‌شه که بر پایهٔ نظراتِ تندِ ناشی از احساساتِ لحظه‌ایِ شما، باورهاش رو می‌سازه و در خوشبینانه‌ترین حالت؛ شُبهه‌ای بی‌جواب به ذهن‌ش نفوذ می‌کنه و در شرایطی که اون نظراتِ شخصی رو بدونِ دادنِ جوابِ صحیح، رها می‌کنید؛ در واقع دارید مخاطب رو در دریایی از شُبهه گرفتار می‌کنید؛ و مسئولید.
حتی اگر از اینکه تا این حد برایِ مخاطب مقبولیّت دارید و لایک می‌گیرید؛ خوش‌حال باشید.
سیتالوپرام
یه عده هنوز باورشون نشده متولدین هشتاد بزرگ شدن و متولدین نود همه گوشی به دستن
چه بسا دههٔ هشتادی و نودی که هنوز مبنایِ تفکراتش مستحکم نشده؛ و چه بسا بزرگ‌تر از این‌ها که با همزادپنداریِ افراطــی با ادمینِ یه صفحه مجازی متزلزل بشه!
منِ ادمین هرچقدر مدّعی‌تر در زمینهٔ سواد و دانایی؛ این وابستگی بیشتر.


برایِ ما قابل باور نیست؛ اما شما می‌تونید برید زیر پست‌های بلاگرهایِ اینستاگرامی و تعداد کامنت‌هایی که نوشتن «وای حرفِ دلمو زدی! کاش تورو زودتر پیدا می‌کردم! تو الگویِ منی! کاش یه روزی مثلِ تو بشم» رو بشمرید. فرقش فقط در پلتفرم و نوعِ فعالیته.
غمَت مَباد؛
که دنیــا زِ هم جـــدا نکند
«رفیق»هایِ در آغوشِ هم؛
گریسته را..
نوشته بود:
«من به آن تصمیم‌گیرندهٔ حکیـمی که کار را از قُلوه‌سنگ به هایپرسونیک رسانده، اعتماد دارم.»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
«من به آن تصمیم‌گیرندهٔ حکیـمی که کار را از قُلوه‌سنگ به هایپرسونیک رسانده، اعتماد دارم.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•ایران کجایِ جنگِ فعلی قرار دارد؟
ببینید.

خطاب به دوستان!
- این خشــم و ناراحتی و بُهت رو با تمامِ وجـود می‌فهمم و برایِ «مطالبه» سر از پا نمی‌شناسم. مطالبهٔ یک ارادهٔ سیاسی هم‌سو با مِیدان! شبیه به وعدهٔ صادق. اما مطالبه هم آدابی داره. چرا در هر موقعیتِ حساسی؛ از ریشه می‌زنید؟! چرا بدونِ این‌که درکی از واقعیت داشته باشید؛ تحلیل ارائه می‌دید؟ واقعاً چه اصراریه؟ چرا شبیهِ العربیة‌ شدید؟ شهادتِ سردار نیلفروشان در کنارِ سید حسن نصراللهِ عزیز، «در یک مکان» معنیِ دیگه‌ای جز در میدانِ نبرد بودن می‌ده؟ باز می‌پرسید ایران کجایِ معادله‌ست؟
سخنرانیِ نتانیاهو در سازمان‌ ملل رو گوش دادید یا مشغول بودید؟ شنیدید تمامِ حرفش «ایران ‌و متحـدانِ ایران» بود؟
اساساً جبهه‌ای برای نتانیاهو، رژیمِ صهیونیستی و غرب وجود نداره اِلّا یک جمله «یا با مایید، یا با ایران!» در سخنرانیِ نتانیاهو واضـحاً این جمله به‌کار رفت.
-
در راستای یک مطالبهٔ به‌حق؛ باید دربارهٔ استدلالِ فانتزیِ «تلهٔ تنش» و راه‌حلِ بلافایدهٔ «ارجاع به سازمان‌هایِ بین‌المللی» مفصل صحبت کرد. اما عجالتاً این ویدیو رو ببینید.
اگر هنوز فکر می‌کنید که «دنیای فردا، دنیای گفتمان است، نه موشک‌ها»، اگر هنوز گمان می‌کنید که «اسرائیل سلاح‌هایش را بر زمین می‌گذارد»، اگر همچنان معتقدید «با گفتگو می‌توان صُلحِ جهانی را برقرار کرد» اگر هنوز خیال می‌کنید «سازمان‌های نایسِ بین‌المللی، حتی اگر توان‌ش را داشته باشند؛ نیتِ برقراریِ صلح در منطقه را خواهند داشت»، اگر هنوز معتقدید «با صاحبان و سازندگانِ این بُمب‌ها می‌توان مذاکره کرد و می‌توان به عاقبتِ آن قول و قرارها خوش‌بین بود و اَخم و تَخم و رسم‌الخط‌شان هم تضمین است»؛ خوب به این گودالی که بمب‌هایِ امریکایی-اسرائیلی ایجاد کرده‌اند؛ نگاه کنید.

این‌جا بیروت- محلِ شهادت سید مقاومت.
امتحان جامعه ایمانی
@ostad_shojae
اگر این روزها با تحولاتِ جهـــان؛
و با ترورِ فرماندهان مقاومت بهم ریخته‌اید؛
پیشنهاد می‌کنم تاآخر گوش بدید.

•استاد شجاعی| و بَشّرالصّابرین…
اقای پزشکیان شما دیروز گفتید:
«ادعاهای سران آمریکا و کشورهایِ اروپایی نیز که در ازایِ عدمِ پاسخ ایران به ترور شهید هنیه وعدهٔ‌آتش‌بس می‌دادند، تماماً دروغ بود و فرصت دادن به چنین جنایتکارانی صرفاً آنها را در ارتکاب به جنایاتِ بیشتر جری‌تر خواهد کرد.»

ظریف هم اخیراً گفته:
«پس از ترور شهید اسماعیل هنیه، جامعهٔ‌جهانی از ما خواست که به منظورِ پایان دادن به جنگِ غزه خویشتن‌داری کنیم، اما وعدهٔ توافق آتش‌بس هرگز محقّق نشد.»

______________________
نمی‌دانم چطور می‌توان فرض ‌گرفت که با وجودِ چراغ‌سبز‌ امریکا برای تک‌تکِ حملاتِ اسرائیل، تجهیز کردنِ ارتش این باندِ جنایتکار توسط دلارها، رسانه‌ها و سلاح‌هایِ امریکایی؛ و وِتویِ چندبارهٔ قطعنامه‌هایِ آتش‌بس توسطِ آمریکا؛ ناگهان به فکرِ آتش‌بس افتاده و وعدهٔ آن را هم داده؛ گویی بُمب‌‌هایِ آمریکایی با حُسنِ‌نیت به دستِ اسراییل می‌رسیده و در عملیات‌هایِ امریکایی- اسراییلی بر سرِ مردم آوار می‌شده!
شما را ارجاع می‌دهم به:
-اعتمادی که مصدّق به امریکا کرد و از تحریمِ انگلیسی‌ها به آغوشِ امریکا پناه برد و در نهایت با یک چمدان دلارِ امریکایی؛ سرنگون شد.
-به برجام که تا آخرین قدمِ تعهدات خود را انجام دادید و تا تعطیلیِ صنعت هسته‌ایِ ایران پیش رفتید و می‌گفتید کسی نمی‌تواند از آن خارج شود؛ ولی در این جامعهٔ‌جهانی برایِ تعهدات شما تَره هم خُرد نکردند! ولی شما همچنان اصرار به ادامهٔ مسیری دارید که جایِ گَزیدگیِ چندبارهٔ آن هنوز خوب نشده.
-به این بیانات رهبری: «اعتماد به این شیاطین، اعتماد به کسی که با اصلِ وجود شما مخالف است، خطای بزرگی است. به آن قدرتی که اصل وجود جمهوری اسلامی را، اصلِ قدرت گرفتنِ اسلام را نمی‌تواند تحمّل بکند و نمی‌تواند بپذیرد، نمی‌شود اعتماد کرد؛به او نمی‌شود امید داشت.»
-و به صدها
مصداقِ دیگر که با «وعده» و شعارِ حقوق‌بشرِ غربی بر سر ملت‌ها آوار شد.


کاش اقای ظریف بگوید قرار است تا چه اندازه و چند‌بار اعتماد کند و ضربه بخورد تا از «این دورِ تسلسل»، بالاخره به یک نتیجهٔ واحدی برسد؟ آیا برایِ این خوش‌خیالی مُزمن حدی هم وجود دارد؟