«امیرکبیر» سهسال در کشور حکومت کرد؛ کارهای بزرگی را بنیانگذاری کرد. خودِ «آقای رئیسی عزیزِ ما» سه سال حکومت کرد و ریاست کرد. کارهای خوبی ایشان انجام داد و بعضی کارها را پایهگذاری کرد که انشاءالله ثمرهاش را بعدها کشور خواهد دید...
-رهبرِانقلاب. ۱۴۰۳/۶/۶.
پ.ن: امیرکبیر! عنوانی که این سالها توسطِ لیبرالها مُصادره میشد. خاطرم هست استاد ازغدی تو یه جلسهای میگفت زمانیکه امیرکبیر میخواست در زمینهٔ توپسازی اقدام کنه و ضعفِ توانِ دفاعیِ کشور رو جبران کنه؛ از لحاظِ تامین فلز موردنیازِ ساخت سلاح مشکل ایجاد شد و امیرکبیر فراخوانی داد که مردم دیگهایِ اضافهشون رو برایِ تامین فلزاتِ موردنیاز برایِ ساختِ توپ بیارن. همونموقع بود که انگلیسیها شایعه کردن که اینا میخوان شما گرسنه بمونید؛ حتی به ظرف غذایِ شما هم رحم نمیکنن تا جنگ راه بندازن. گرچه نتیجه این شد که این طرحِ امیرکبیر ناکام موند و در نهایت همون انگلیسیها از جنوبِ ایران به کشور حمله کردن، اما بحثم بر نقطهٔ اشتراکِ تفکر امیرکبیر و شهیدرئیسی در همین «نگاه حداکثری به توانِ داخلی» و «چشم ندوختن به بیگانه»ست. تفکّری که از عللِ ماندگاریست.
-رهبرِانقلاب. ۱۴۰۳/۶/۶.
پ.ن: امیرکبیر! عنوانی که این سالها توسطِ لیبرالها مُصادره میشد. خاطرم هست استاد ازغدی تو یه جلسهای میگفت زمانیکه امیرکبیر میخواست در زمینهٔ توپسازی اقدام کنه و ضعفِ توانِ دفاعیِ کشور رو جبران کنه؛ از لحاظِ تامین فلز موردنیازِ ساخت سلاح مشکل ایجاد شد و امیرکبیر فراخوانی داد که مردم دیگهایِ اضافهشون رو برایِ تامین فلزاتِ موردنیاز برایِ ساختِ توپ بیارن. همونموقع بود که انگلیسیها شایعه کردن که اینا میخوان شما گرسنه بمونید؛ حتی به ظرف غذایِ شما هم رحم نمیکنن تا جنگ راه بندازن. گرچه نتیجه این شد که این طرحِ امیرکبیر ناکام موند و در نهایت همون انگلیسیها از جنوبِ ایران به کشور حمله کردن، اما بحثم بر نقطهٔ اشتراکِ تفکر امیرکبیر و شهیدرئیسی در همین «نگاه حداکثری به توانِ داخلی» و «چشم ندوختن به بیگانه»ست. تفکّری که از عللِ ماندگاریست.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
اگر میخواهی علی را زنده ببینی؛ برگرد…
تا حدِ زیادی از این عاقبت ترسیدم :)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هدیهای که در حسینیهٔ امام به اعضایِ دولت داده شد؛ توجهم به اون قسمتی از نامه جلب شد که میفرماید «لکن زنهار! زنهــار از دشمنِ خود پس از آشتی کردن، زیرا گاهى دشمن نزدیک مىشود تا غافلگیر کند، پس دوراندیش باش و خوشبینیِ خود را متهم کن..»
نمونهٔ عینیِ این اتفاق رو هم داشتیم در سالهای گذشته؛ برجام! که علیرغمِ توصیههایِ اکید به بدبینی نسبت به اعتماد به دشمن؛ اما دلسوزانِ واقعبین به «کاسبیِ تحریم و دلواپسی» متهــم میشدن..
نمونهٔ عینیِ این اتفاق رو هم داشتیم در سالهای گذشته؛ برجام! که علیرغمِ توصیههایِ اکید به بدبینی نسبت به اعتماد به دشمن؛ اما دلسوزانِ واقعبین به «کاسبیِ تحریم و دلواپسی» متهــم میشدن..
Forwarded from عشقه 🇵🇸 (سیّـد امیرحسین هاشمی)
اصلاحطلبها استادِ شعارسازی هستند. دهه هفتاد شعار «تسامح و تساهل» دادند که دین اسلام، دینِ سمحه و سهله هست، نباید سخت گرفت و خشونت به خرج داد. مناظرات مرحوم علامه مصباح در دهه هفتاد هست.
بعد شعار «اصلاحات» رو اعلام کردند که رسما نامِ جبهه و جریانشون هم به همین تغییر کرد. رهبرانقلاب بارها فرمودند بیایید دقیقا مشخص کنید منظور شما از «اصلاح» چیه؟! اصلاح در چی و کجا؟!
دهه نود شعار «آشتی ملی» رو مطرح کردند که رهبری صراحتا مخالفت کرد. آقا فرمودند: «مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد، البته مردم ما با کسانی که در سال ۸۸ به روز عاشورای حسینی اهانت کردند و با قساوت و لودگی و بیحیایی، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر هستند و با آنها آشتی هم نمیکنند.»
حالا شعار «وفاق ملی» رو مطرح کردند؛ با همون نگاهِ نفوذدادنِ جریانِ فتنهگرِ زنزندگیآزادی در دستگاههای دولتی!
چرا وفاق ملی؟! چون این شعار خلافِ شعارهای قبلی رنگ و بوی فتنه نداره و همین شعار رو رهبرانقلاب در سال ۱۴۰۰ خطاب به شهید رئیسی عزیز اعلام کردند. :)))
اصلاحطلبها استادِ شعارسازی هستند. دهه هفتاد شعار «تسامح و تساهل» دادند که دین اسلام، دینِ سمحه و سهله هست، نباید سخت گرفت و خشونت به خرج داد. مناظرات مرحوم علامه مصباح در دهه هفتاد هست.
بعد شعار «اصلاحات» رو اعلام کردند که رسما نامِ جبهه و جریانشون هم به همین تغییر کرد. رهبرانقلاب بارها فرمودند بیایید دقیقا مشخص کنید منظور شما از «اصلاح» چیه؟! اصلاح در چی و کجا؟!
دهه نود شعار «آشتی ملی» رو مطرح کردند که رهبری صراحتا مخالفت کرد. آقا فرمودند: «مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد، البته مردم ما با کسانی که در سال ۸۸ به روز عاشورای حسینی اهانت کردند و با قساوت و لودگی و بیحیایی، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر هستند و با آنها آشتی هم نمیکنند.»
حالا شعار «وفاق ملی» رو مطرح کردند؛ با همون نگاهِ نفوذدادنِ جریانِ فتنهگرِ زنزندگیآزادی در دستگاههای دولتی!
چرا وفاق ملی؟! چون این شعار خلافِ شعارهای قبلی رنگ و بوی فتنه نداره و همین شعار رو رهبرانقلاب در سال ۱۴۰۰ خطاب به شهید رئیسی عزیز اعلام کردند. :)))
ما هم دلمون میخواد این «وفاق» اجرا بشه. اما دو طرفه اجرا بشه، در وهلهٔ اول از همین اصلاحطلبان و تبلیغکنندگانِ دولتِ مستقرِ شعاردهنده هم شروع بشه، نمیشه توهینها و چرتوپرتها از طرفِ اصلاحطلبان همچنان ادامه داشته باشه ولی وقتی نوبتِ انتقاد به حضورِ اشخاصِ حامیِ فتنه در انتصابات که شد؛ دادِ وفاق بزنیم و چُماقِ وفاق برداریم! «وفاقِ یکطرفه و پشت میکروفون» صرفاً در دایرهٔ همون «کارهایِ نمایشی» جا میگیره!
اگه به کسی برنمیخوره؛ ما یه یادآوریِ کوچیک به اقایِ همتی بکنیم که در روزِ اول آغاز بهکارش در وزارت اقتصاد با ناراحتی گفته ما داریم دولتِ چهاردهم رو با ۳۵٪ تورّم تحویل میگیریم و ۵ ساله تورّمِ بالایِ ۴۰٪ داریم؛ گویا فراموش کرده «خودش» چه آماری رو تحویلِ آقای رئیسی داده. بالاترین حد نقدینگی در ۴۰ سالِ گذشته [۴۰.۲٪ که در سال ۱۴۰۲ به ۲۴٪ رسید] رشد اقتصادیِ منفی [که در دولتِ سیزدهم به میانگینِ بالای ۴٪رسید] رشدِ ۲۵۰ درصدی نرخِ ارز و از عواملِ اصلیِ تورمِ بالای ۴۵٪ [طبق گزارشِ مرکز آمار ۴۶٪ و طبقِ گزارشِ بانک مرکزی ۵۸٪.] یه وقت جسارت نباشه البته.🙏🏻🌹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«نمیتونم بگـــم، بماند…»
بماند؛ بماند؛ بماند؛
برایِ روزی که پردهها از میان برداشته میشود..
بماند؛ بماند؛ بماند؛
برایِ روزی که پردهها از میان برداشته میشود..
دیشب مسابقاتِ پارالمپیک رو نگاه میکردم، پرتاب وزنه «ظفر ذاکر» و تکتکِ حرکاتش رو. از رویِ ویلچر با زحمت پاهاش رو به دست گرفت و خودش رو با بندِ مخصوص محکم بست و هربار که بدنش رویِ اون جایگاه تکون میخورد؛ باز خودش، خودش رو محکم میبست و وزنه رو پرت میکرد. هربار تلاشِ بیشتر و بیشتر. و هربار زیرِ لب میگفتم «یا ابالفضل» و هربار انگار خجالت میکشیدم از خودم.
دیشب خبر اومد از مدال بازموند و نتونست مدال بگیره؛ چقدر غصهشو خوردم، اما الان خوندم بعد از اعتراضِ مسئولینِ ایرانی ظفر ذاکر مدالِ نقره گرفت، پرستوحبیبی هم مدالِ نقرهٔ پارادومیدانی، زهرا رحیمی هم در پاراتکواندو نقره گرفت!
پرستو حبیبی اولین مدالآورِ پادادومیدانی در رشتهٔ پرتابِ کلاب محســوب میشه. تمومِ این مدالهـا طلاست، از اون طلا واقعـیها. واقعیِ واقعی!
مسابقاتِ بچههایِ پارالمپیک همهش طلاییه. نه از غُصـهالکیها و قصهبافتنها؛ بلکه از دیدنِ «تلاش و کم نیاوردنِ واقعی.» شُکرت خدا! مبارکهها.♥️
دیشب خبر اومد از مدال بازموند و نتونست مدال بگیره؛ چقدر غصهشو خوردم، اما الان خوندم بعد از اعتراضِ مسئولینِ ایرانی ظفر ذاکر مدالِ نقره گرفت، پرستوحبیبی هم مدالِ نقرهٔ پارادومیدانی، زهرا رحیمی هم در پاراتکواندو نقره گرفت!
پرستو حبیبی اولین مدالآورِ پادادومیدانی در رشتهٔ پرتابِ کلاب محســوب میشه. تمومِ این مدالهـا طلاست، از اون طلا واقعـیها. واقعیِ واقعی!
مسابقاتِ بچههایِ پارالمپیک همهش طلاییه. نه از غُصـهالکیها و قصهبافتنها؛ بلکه از دیدنِ «تلاش و کم نیاوردنِ واقعی.» شُکرت خدا! مبارکهها.♥️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما بابتِ این «اصالت و نجابَت» از شما ممنونیم؛ خانمِ جوانمردی.🤍
عجب! از «وفاق و باهم دعــوا نکنیم» میگید ولی توصیه به «دعوا و جنجال» میکنید؟ از حرفهایِ پر از تناقضِ همّتی که انگار همچنان پشتِ تریبون مناظرههایِ انتخاباتی نشسته و حریف میطلبه؛ تمجید میکنید ولی عملکردِ همّتی [که اسبِ زینشده هیچ! افسارِ پاره هم نبود] رو سانسور میکنید؟
بالاخره متوجه نشدیم، بیاید بجایِ دعوا گفتگو کنیم؟ یا در مواردی جنجال و کلکل کنیم نِمودِ بهتری داره؟
جنابِ آقای همّتی از دستاوردهایِ دوران تصدیِ خودشون دقیقاً قبل از دولتِ سیزدهم حرفی نزد؟ چون توی شبکهٔ خبر از رشد بیش از ۴.۵ درصدیِ اقتصاد در دولتِ سیزدهم ناراضی بود؛ به هرحال ایجادِ آمارِ رشدِ منفیِ اقتصاد واقعاً هنر میخواد.
خلاصه آقای پزشکیان، اونجا که میگفتیم «خدا شمارو از شرِّ مکرِ مشاورههایِ این رسانههایِ خودکارشناسپندار در امان بداره» همین جاهاست.
بالاخره متوجه نشدیم، بیاید بجایِ دعوا گفتگو کنیم؟ یا در مواردی جنجال و کلکل کنیم نِمودِ بهتری داره؟
جنابِ آقای همّتی از دستاوردهایِ دوران تصدیِ خودشون دقیقاً قبل از دولتِ سیزدهم حرفی نزد؟ چون توی شبکهٔ خبر از رشد بیش از ۴.۵ درصدیِ اقتصاد در دولتِ سیزدهم ناراضی بود؛ به هرحال ایجادِ آمارِ رشدِ منفیِ اقتصاد واقعاً هنر میخواد.
خلاصه آقای پزشکیان، اونجا که میگفتیم «خدا شمارو از شرِّ مکرِ مشاورههایِ این رسانههایِ خودکارشناسپندار در امان بداره» همین جاهاست.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
از «وفاق و باهم دعــوا نکنیم» میگید ولی توصیه به «دعوا و جنجال» میکنید؟ ا
در کنارِ این نوع مشاورههایِ خلافِ «وفاق»، الحق و الانصاف وقتی میبینم اونهایی که از جابجاییِ تابلویِ عکس حاجقاسم در فلان نشست خبریِ وزارت امور خاجهٔ دولت سیزدهم بعنوان یک ناکارآمدی و بیعرضگی و زبانِ دنیا نابلدی و خفّت و سیاستنادانی برداشت میکردن و یا سرِ نماز خوندنِ شهیدرئیسی، هرچه طعنه و تمسخر از قلبِ مریضشون بود بیرون میریختن و حتی به اون سخنرانیِ معروفِ بیلکنتِ بیایراد در سازمانملل هم خُرده میگرفتن و ذلیلانه میگفتن چرا در غرب با زبانِ تهدید حرف زدی؛ از دیشب برایِ این بخش از گفتگوی پزشکیان کف و سوت میزنن و اکلیلی میشن و بولدش میکنن و پرسشگرها رو متهم به خَش انداختن روی چینیِ نازکِ وفاق؛ واقعاً تعجب میکنم! از این دوگانگیِ فاحشِ مدعیان.
[منظورم این بخشه]
مجری از اقای پزشکیان میپرسه: این سوالِ من در حوزهٔ سیاستخارجهست، چرا اولین سفرِ شما عراقه و ما چه توسعهٔ مناسباتی در عراق خواهیم داشت؟
اقای پزشکیان میگه: والا راستش رو بخواین زودتر میخواستیم بریم نجف، برایِ زیارت حضرت علی(ع)، من بیشتر دید و نگاهم از مولا علیست؛ نمیشه بهشون عشق بوَرزیم اما به توصیههاشون عمل نکنیم و… در کنارِ اینها مجبوریم دیپلماسی هم داشته باشیم!
پیشاپیش زیارتتون قبول آقایِ پزشکیان. اما برایِ ما یه ابهامی پیش اومد که شما به این سوال که در حوزهٔ توسعهٔ مناسبات سیاسی با دولتِ عراق بود جواب ندادید؛ چرا اکانتهایِ اصلاحطلبی که تا چندماه پیش به جانِ طول و عرضِ میز جلساتِ بینالمللی دولت نِق میزدن که دولتِ سیزدهم در سیاستِ خارجی تعطیله و ستونِ روزنامههاشون پر بود از انگِ پوپولیسم بر پیشانیِ سفرهای استانیِ هر روزهٔ شهید رئیسی، اونهم با هدفِ یأس و بدبینیِ مخاطب؛ هنوز گفتگویِ شما تموم نشده از این بخش دستاوردسازی میکنن و دست و جیغ و هورا و گویی هر کُنشی جز این مساویست با دشمنی با «وفاق»؟ شعارِ «وفاق» سیاستزده شد یا تحوّلی در این خُردهرسانههایِ جناحطلب رخ داده؟
زیاد به سوت و جیغهایِ این جماعتی که اساساً خودشون هم نمیدونن محورهایِ اصلی گفتگویِ دیشب چی بود و اگر در آینده اقدامِ مثبتی در راستایِ منافع ملی هم انجام بدید و دلخواهِ اینها نباشه اون رو به حاشیه خواهند برد، امید نبندید! تجربه «صــدقِ دلِ» اینهارو ثابت نکرده.
[منظورم این بخشه]
مجری از اقای پزشکیان میپرسه: این سوالِ من در حوزهٔ سیاستخارجهست، چرا اولین سفرِ شما عراقه و ما چه توسعهٔ مناسباتی در عراق خواهیم داشت؟
اقای پزشکیان میگه: والا راستش رو بخواین زودتر میخواستیم بریم نجف، برایِ زیارت حضرت علی(ع)، من بیشتر دید و نگاهم از مولا علیست؛ نمیشه بهشون عشق بوَرزیم اما به توصیههاشون عمل نکنیم و… در کنارِ اینها مجبوریم دیپلماسی هم داشته باشیم!
پیشاپیش زیارتتون قبول آقایِ پزشکیان. اما برایِ ما یه ابهامی پیش اومد که شما به این سوال که در حوزهٔ توسعهٔ مناسبات سیاسی با دولتِ عراق بود جواب ندادید؛ چرا اکانتهایِ اصلاحطلبی که تا چندماه پیش به جانِ طول و عرضِ میز جلساتِ بینالمللی دولت نِق میزدن که دولتِ سیزدهم در سیاستِ خارجی تعطیله و ستونِ روزنامههاشون پر بود از انگِ پوپولیسم بر پیشانیِ سفرهای استانیِ هر روزهٔ شهید رئیسی، اونهم با هدفِ یأس و بدبینیِ مخاطب؛ هنوز گفتگویِ شما تموم نشده از این بخش دستاوردسازی میکنن و دست و جیغ و هورا و گویی هر کُنشی جز این مساویست با دشمنی با «وفاق»؟ شعارِ «وفاق» سیاستزده شد یا تحوّلی در این خُردهرسانههایِ جناحطلب رخ داده؟
زیاد به سوت و جیغهایِ این جماعتی که اساساً خودشون هم نمیدونن محورهایِ اصلی گفتگویِ دیشب چی بود و اگر در آینده اقدامِ مثبتی در راستایِ منافع ملی هم انجام بدید و دلخواهِ اینها نباشه اون رو به حاشیه خواهند برد، امید نبندید! تجربه «صــدقِ دلِ» اینهارو ثابت نکرده.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هرچه صــدا کردیم؛
«ابراهیــــم!»
اسمِ تو حتی برنگشت از کوه،
آنقَدَر روحَت بیقـــراری کرد،
جسمِ تو
حتی برنگشت از کوه..
«ابراهیــــم!»
اسمِ تو حتی برنگشت از کوه،
آنقَدَر روحَت بیقـــراری کرد،
جسمِ تو
حتی برنگشت از کوه..
«امامحسن(ع) سازشگر نبود.»
-اگر امامحسن به صُلح دچار مىشود، به خاطر تنهايى و خيانتِ يارانى است كه پولِ معاويه و رياست او را به دل گرفتند و از امام بريدند. و اگر على(ع) در برابرِ معاويه و قرآنهایِ بلند صلح را نمىپذيرد، به خاطر فريب و نيرنگى است كه در ميان است. پس صلح و سازش در جنگهایِ عقيدتى و در مبارزههاى مقدس دینی تا رسيدن به هدف معنا ندارد. مگر آنجا كه به دشمن فرصتِ بازگشت بدهى و يا براى خودت فرصت جمعآورى و تجديدِقوا بخواهى.
-حضرت از هدفِ خود تخفيف نداد و از باطل برایِ حق نردبان نساخت؛ چون هر مبارزى كه از هدف مايه بگذارد و كوتاه بيايد، بر فرض ببرد، باخته است. بگذر از اينكه باختها حتمىست، كه در موضعِ ضعف، كارى نمىتوان كرد و تخفيفها از اين موضعِ ضعيف خبر مىدهند.
امامحسن(ع) سازشگر نيست؛ چون نه تخفيف داده و نه تسليم شده؛ چون ياورى ندارد، تحميل نمىكند؛ مىايستد تا زمينه را فراهم نمايد.
-دنيا با تمامِ گوشهایش میشنود كه میگویند اماممجتبیٰ مؤمنين را ذليل كرد! كه امام مجتبی زبانش گويا نبود! كه او ترسيد، و از جنگ هراسيد!
راستی كه عجب تلخهایِ شیرینی است... امام مجتبی كه زبانش معاويه را مىلرزاند، گنگ معرفى مىشود و مردمى كه به دنيا روى مىآورند عزّتِ خدا مىشوند و خطاب مذلّ المؤمنين سر مىدهند آن هم تا روزهاى آخر، حتی آن هنگام كه امام پارههاى جگرش را در ميان طشت مىبيند و خونِ دلش را به روى زمين مىريزد.
شيرينیِ دنيا در همين است كه با تلخىهايش، نهفتهها را آشكار مىكند و تهِ كيسه را بيرون مىريزد و سرمايهها را نقد مىنمايد...
-استاد علیصفاییحائری
بزدلانِ مقدسنمایی که فهم و جراتِ جهاد ندارند؛ امروز از امامحسن(ع) یک سازشگر میسازند تا سرپوش بگذارند بر بزدلیِ خودشان. امامِ مظلومِ ما، مظلوم بینِ ما..
-اگر امامحسن به صُلح دچار مىشود، به خاطر تنهايى و خيانتِ يارانى است كه پولِ معاويه و رياست او را به دل گرفتند و از امام بريدند. و اگر على(ع) در برابرِ معاويه و قرآنهایِ بلند صلح را نمىپذيرد، به خاطر فريب و نيرنگى است كه در ميان است. پس صلح و سازش در جنگهایِ عقيدتى و در مبارزههاى مقدس دینی تا رسيدن به هدف معنا ندارد. مگر آنجا كه به دشمن فرصتِ بازگشت بدهى و يا براى خودت فرصت جمعآورى و تجديدِقوا بخواهى.
-حضرت از هدفِ خود تخفيف نداد و از باطل برایِ حق نردبان نساخت؛ چون هر مبارزى كه از هدف مايه بگذارد و كوتاه بيايد، بر فرض ببرد، باخته است. بگذر از اينكه باختها حتمىست، كه در موضعِ ضعف، كارى نمىتوان كرد و تخفيفها از اين موضعِ ضعيف خبر مىدهند.
امامحسن(ع) سازشگر نيست؛ چون نه تخفيف داده و نه تسليم شده؛ چون ياورى ندارد، تحميل نمىكند؛ مىايستد تا زمينه را فراهم نمايد.
-دنيا با تمامِ گوشهایش میشنود كه میگویند اماممجتبیٰ مؤمنين را ذليل كرد! كه امام مجتبی زبانش گويا نبود! كه او ترسيد، و از جنگ هراسيد!
راستی كه عجب تلخهایِ شیرینی است... امام مجتبی كه زبانش معاويه را مىلرزاند، گنگ معرفى مىشود و مردمى كه به دنيا روى مىآورند عزّتِ خدا مىشوند و خطاب مذلّ المؤمنين سر مىدهند آن هم تا روزهاى آخر، حتی آن هنگام كه امام پارههاى جگرش را در ميان طشت مىبيند و خونِ دلش را به روى زمين مىريزد.
شيرينیِ دنيا در همين است كه با تلخىهايش، نهفتهها را آشكار مىكند و تهِ كيسه را بيرون مىريزد و سرمايهها را نقد مىنمايد...
-استاد علیصفاییحائری
بزدلانِ مقدسنمایی که فهم و جراتِ جهاد ندارند؛ امروز از امامحسن(ع) یک سازشگر میسازند تا سرپوش بگذارند بر بزدلیِ خودشان. امامِ مظلومِ ما، مظلوم بینِ ما..
اللّهُمَّصَلِّعَلیمُحَمَّد وَآلمُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم..
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیچــاره دلی که دلتنگِ رسولالله نشود..
یه چندروز بعد از میلادِ حضرت رضا. فردایِ تشییع سیدابراهیم رئیسی در مشهد، خودمون رو رسوندیم حرم. قلبمون به نقطهٔ جوشی رسیده که «خداکند که کسی نرسد…» پرسیدم مزارِ آقای رئیسی کجاست؟ پشتسرم یکی دیگه پرسید. جلوم یکیدیگه. همینطور در جوارِ امامرضا صدا میپیچید که مزارِ آقای رئیسی کجاست؟ پیداش که کردم رفتم کنارش؛ پِقی بغضم ترکید و گفتم «حلالمون کن سید، حقت رو حلال کن.» برگشتم سمتِ ضریحِ آقا، عجب سعادتی بود و عجب قابی. چشام هِی تار میشد از تَرَک برداشتنِ اون بغضه. گفتم عجب میزبانی آقا! عجب مهمانی و چه خوش میزبانی. رفتیم نشستیم دقیقاً همینجا. نفهمیدم چقدر گذشت و چطور گذشت؛ سرم رو زانوهام بود عینِ همون دو سه ساعت؛ بلکهم بیشتر. هِی میگفتم «یه کنج از حرم، بهم جا بده، بهم جا بده، بهم جا بده..» سرمو میآوردم بالا گنبد رو نگاه میکردم و باز سر در گریبان و بُغضِ نمانده در گلو و باران باریده بر دیده. دو ساعت، سه ساعت…
پاشدیم که بریم گفتم «دلم سبُک نشد آقا! من هربار اومدم دل سبک کردم و رفتم؛ حالا دارم با یه کولهبارِ غم و سنگینیِ دل میرم خونه، یهکاری بکن برا منِ در به در…»
سبک نشد دلم. خلاصه داغون. داغونِ داغون. یهشب گفتم نکنه بمیرم و نرم کربلا؟ فرداش خبر اومد که رفتنی شدید…
«امامرضا بَراتِ کربلا میده»یِ دوستام میپیچید تو گوشم و وقتی خودمو وسطِ دوراهیِ رویاییِ بینالحرمین دیدم گفتم:
«خوبیاتو نمیبَرم از یاد،
به آبرویِ پنجـره فولاد،
کربلا چشمم به حرم افتاد؛
گفتم امامرضا(ع)
خـــونهات آباد..»
من هرچی دارم از شماست، از همونوقتی که تو عالمِ بچگی ولایتعشق رو دیدم و رفتم زیرِ بارون یادِ اون سکانس نمازِ باران افتادم و گفتم همهش رو امامرضا دعا کردهها! تا همین آخرینباری که مارو راه دادید کنارتون، تا همین سرِ شبی که صلواتِ خاصهٔ شما پخش میشد و گفتم «آقا به حقِ اسمت، سید مهمونِ سفرهت باشه» و تا همین الان که میگم «نوشتنشو با آب و تاب بلد نیستم، اما دلم برات تنگ شده، دلم برات به تنگ اومده..»
پاشدیم که بریم گفتم «دلم سبُک نشد آقا! من هربار اومدم دل سبک کردم و رفتم؛ حالا دارم با یه کولهبارِ غم و سنگینیِ دل میرم خونه، یهکاری بکن برا منِ در به در…»
سبک نشد دلم. خلاصه داغون. داغونِ داغون. یهشب گفتم نکنه بمیرم و نرم کربلا؟ فرداش خبر اومد که رفتنی شدید…
«امامرضا بَراتِ کربلا میده»یِ دوستام میپیچید تو گوشم و وقتی خودمو وسطِ دوراهیِ رویاییِ بینالحرمین دیدم گفتم:
«خوبیاتو نمیبَرم از یاد،
به آبرویِ پنجـره فولاد،
کربلا چشمم به حرم افتاد؛
گفتم امامرضا(ع)
خـــونهات آباد..»
من هرچی دارم از شماست، از همونوقتی که تو عالمِ بچگی ولایتعشق رو دیدم و رفتم زیرِ بارون یادِ اون سکانس نمازِ باران افتادم و گفتم همهش رو امامرضا دعا کردهها! تا همین آخرینباری که مارو راه دادید کنارتون، تا همین سرِ شبی که صلواتِ خاصهٔ شما پخش میشد و گفتم «آقا به حقِ اسمت، سید مهمونِ سفرهت باشه» و تا همین الان که میگم «نوشتنشو با آب و تاب بلد نیستم، اما دلم برات تنگ شده، دلم برات به تنگ اومده..»
میراث عظیم امام رضا (ع)
@ostad_shojae
«قَوِّنَا عَلَیطَاعَتِهِ وَ ثَبِّتْنَا عَلَیمُشَايَعَتِهِ»
ما را بر طاعتِ آن حضرت،
قوّت عطا فرما
و بر پيرویاش ثابتقدم بدار.
•برایِ هرکسیکه بلد نیست؛
چه دعایی برایِ خودش کنه…
•استاد شجاعی | خیلی زیبا بود.🌱
ما را بر طاعتِ آن حضرت،
قوّت عطا فرما
و بر پيرویاش ثابتقدم بدار.
•برایِ هرکسیکه بلد نیست؛
چه دعایی برایِ خودش کنه…
•استاد شجاعی | خیلی زیبا بود.🌱