نظریهٔ نامحبوب.
اینکه براندازها و پیجِ مَنوتو تیتر میزنن «دعوای نزدیکان رائفیپور و قالیباف بر سرِ قدرت» و از این مثلا افشاگریها کَره میگیرن، فقط و فقط بخاطرِ اینه که اطرافیان و هوادارانِ این دو بزرگوار حتی یکبار هم خودشون رو مخاطب تذکراتِ چندبارهٔ رهبری قرار ندادن که «آنی که وارد فضای انتخابات میشود بداخلاقی نکند. در فضای مجازی به هم بد بگویند، فحاشی کنند، اهانت کنند، تهمت بزنند؛ این کارها بیبرکت میکند انتخابات را. باید خیلی مراقبت کنند؛ اگر مراعات نکنند کامِ ملت و فضای سیاسی تلخ میشود.»
و تاجایِ ممکن قبل و بعدِ این تذکرات، ذوقزده دنبالِ مخاطبِ این حرفها گشتن تا از دلِ همون هم یه بیاخلاقی رقم بزنن؛ بیاینکه یه سوزن به خودشون بزنن.
فضــایِ سیاسی انتخابات بیشتر شبیهِ یه رینگِ دعوای خیابونی بود تا یه فضای رقابتیِ سالم؛ و هوادارانِ این دونفر حتی بابتِ اول تا چندم شدنِ افراد مورد علاقهٔ خودشون هم به گیسکِشی رو آوردن. رقابت کردن و حتی این افشاگریهایِ توییتری هم آدابی داره عزیزان!
کاش حداقل، الان این تیترها رو گردنِ همدیگه نندازید.
اینکه براندازها و پیجِ مَنوتو تیتر میزنن «دعوای نزدیکان رائفیپور و قالیباف بر سرِ قدرت» و از این مثلا افشاگریها کَره میگیرن، فقط و فقط بخاطرِ اینه که اطرافیان و هوادارانِ این دو بزرگوار حتی یکبار هم خودشون رو مخاطب تذکراتِ چندبارهٔ رهبری قرار ندادن که «آنی که وارد فضای انتخابات میشود بداخلاقی نکند. در فضای مجازی به هم بد بگویند، فحاشی کنند، اهانت کنند، تهمت بزنند؛ این کارها بیبرکت میکند انتخابات را. باید خیلی مراقبت کنند؛ اگر مراعات نکنند کامِ ملت و فضای سیاسی تلخ میشود.»
و تاجایِ ممکن قبل و بعدِ این تذکرات، ذوقزده دنبالِ مخاطبِ این حرفها گشتن تا از دلِ همون هم یه بیاخلاقی رقم بزنن؛ بیاینکه یه سوزن به خودشون بزنن.
فضــایِ سیاسی انتخابات بیشتر شبیهِ یه رینگِ دعوای خیابونی بود تا یه فضای رقابتیِ سالم؛ و هوادارانِ این دونفر حتی بابتِ اول تا چندم شدنِ افراد مورد علاقهٔ خودشون هم به گیسکِشی رو آوردن. رقابت کردن و حتی این افشاگریهایِ توییتری هم آدابی داره عزیزان!
کاش حداقل، الان این تیترها رو گردنِ همدیگه نندازید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این قابهای «پنجرهٔ متفاوت» که از دیدارهای رهبری منتشر میشود را بسیار دوست دارم. از آن قابی که صاحبغرفه کتابی را نشان میدهد و میگوید «این گل کتابهای من است» و رهبری کتاب را ورق میزند و خلاصهای از آن را برایش بازگو میکند و صاحبغرفه ذوقزده الحمدلله میگوید و میخندد؛ تا این قاب. قبل از انقلاب این کتابها را خوانده؛ بعد از چنددهه خلاصهاش را برایِ حاضرین تعریف میکند. او واقعاً در همهٔ عرصهها صاحبنظر است!
اما آخرِ ویدیو نظر مرا جلب کرد؛ اوایل انقلاب آمده بودند تا نظرش را دربارهٔ تغییرِ نامِ کتابِ «نان و شراب» را بپرسند. میگوید «عوض کنند؟! چرا عوض کنند؟!»
سالِ ۷۰ هم میگفت اوایلِ انقلاب عدهای از افراد بیاطلاع میخواستند مقبرهٔ فردوسی را در توس خراب کنند! تا مطلع شدم، چیزی نوشتم و فوراً به مشهد فرستادم. آن را بالای مقبره نصب کردند تا کاری به فردوسی نداشته باشند.
او، هم با جریانِ روشنفکرنَمایِ ضدارزش تقابل میکند؛ هم با جریانِ مُتحجّری که تیغِ سانسورش روی نام کتابها هم سنگینی میکند. او معنایِ «خَيرُ الاُمورِ أوْسَطُها» را از بَر است، همزمان که از اصولش کوتاه نمیآید. این سیدِ باثُباتِ عزیز ما.
اما آخرِ ویدیو نظر مرا جلب کرد؛ اوایل انقلاب آمده بودند تا نظرش را دربارهٔ تغییرِ نامِ کتابِ «نان و شراب» را بپرسند. میگوید «عوض کنند؟! چرا عوض کنند؟!»
سالِ ۷۰ هم میگفت اوایلِ انقلاب عدهای از افراد بیاطلاع میخواستند مقبرهٔ فردوسی را در توس خراب کنند! تا مطلع شدم، چیزی نوشتم و فوراً به مشهد فرستادم. آن را بالای مقبره نصب کردند تا کاری به فردوسی نداشته باشند.
او، هم با جریانِ روشنفکرنَمایِ ضدارزش تقابل میکند؛ هم با جریانِ مُتحجّری که تیغِ سانسورش روی نام کتابها هم سنگینی میکند. او معنایِ «خَيرُ الاُمورِ أوْسَطُها» را از بَر است، همزمان که از اصولش کوتاه نمیآید. این سیدِ باثُباتِ عزیز ما.
امسال هدفِ خریدن کتاب نداشتم، چندکتابِ نخواندهٔ مهم در قفسـه دارم که باید در اسرعِ وقت بخوانم. با اینحال نتوانستم از خریدِ چهار جلد کتاب بگذرم. غرفهدار گفت اگر «خونِ دلیکه لعل شد» را خواندی «اقای ایرانشهر» را هم بخوان. اما این بِین چشمم به یک عنوانِ دیگر خــورد، «دیـوانِ امام». کتاب را که ورق زدم بیاختیار گفتم:
- آن پیرِ خُمیــن که با انقلابش دنیا را دگرگون کرد و برایِ فهــمِ جهــانبینی و بینشِ سیاسیِ خودش و اَمینِ خلَفش ساعتها که نه؛ شاید سالها کلاس درس لازم است؛ چه نگاهِ لطیفی به شعر و عرفان و ادبیات و دلبرانگی داشته! و چه نگاهِ ابتر و ناقصی داریم ما.
- هیــچ دانی که منِ زار گرفتارِ توام؟
با دل و جان، سببِ گرمیِ بازارِ توام
هر جفا از تو به من رفت؛ به منّت بخرم،
به خــدا یارِ توام، یارِ وفـادار توام…
- آن پیرِ خُمیــن که با انقلابش دنیا را دگرگون کرد و برایِ فهــمِ جهــانبینی و بینشِ سیاسیِ خودش و اَمینِ خلَفش ساعتها که نه؛ شاید سالها کلاس درس لازم است؛ چه نگاهِ لطیفی به شعر و عرفان و ادبیات و دلبرانگی داشته! و چه نگاهِ ابتر و ناقصی داریم ما.
- هیــچ دانی که منِ زار گرفتارِ توام؟
با دل و جان، سببِ گرمیِ بازارِ توام
هر جفا از تو به من رفت؛ به منّت بخرم،
به خــدا یارِ توام، یارِ وفـادار توام…
پارسال خیلی اتفاقی با یه نمایندهٔ اسبقِ مجلس روبرو شدم که به لحاظِ جناحی با دولتِ فعلی رقیب بود. نمایندهٔ یه شهرِ کوچیک که البته خونهش تو تهران بود! در جوابِ این سوال که «شما در این ادوارِ مختلفی که در مجلس حضور داشتید؛ دقیقا چیکار کردید؟» تقریباً به کوچهٔ چپیها زد و برایِ اثباتِ کارامدی جناحِ خودش و تخریبِ دولت(!) گوشیش رو برداشت و از نقل قولِ پسرخالهٔ فلان مسئول تا خاطراتِ صدرِ اسلام رو برام ردیف کرد. از قضا فردِ پشتِ تلفن کسی بود که بستگانش از افرادِ کارگر در یکی از کارخانههایِ احیاشده توسطِ این دولت بودن. تلفن رو قطع کرد و گفت «فعلا که دولت دستِ شماست!» انگار نه انگار من یه انسانِ معمولیِ پرسشگری بودم که حتی حرفی از جناحبندیها نمیزنه؛ گویی جلسهٔ مناظرهست! گفتم: دولتِ من و شما نداره! جناحِ من و شما نداره. آدم که انتخاب میشه؛ باید کار کنه. برای خلقِ خدا. نتیجه خیلی مهمه؛ مطالبه خیلی مهمه. اما مردمِ فرقِ فردِ کاری با یه قدرتطلبِ منفعل رو میفهمن. من که جوابم رو نگرفتم؛ اما این حُبِّ قدرته که اجازهٔ اخلاص به شما نمیده! و رفتم.
عکس؛ تزئینی و مربوط به امروز است! :)
عکس؛ تزئینی و مربوط به امروز است! :)
Ronesha | رُنِشا
سلام سلااام!
ما اومدیم با خبر مسابقه و جوایز جذاااب🕶
ما اومدیم با خبر مسابقه و جوایز جذاااب🕶
اول که پیشنهاد میکنم «رُنشا» رو داشته باشید؛ هم بابتِ رفع خیلی شبهات و هم اینکه سؤالاتون رو میتونید بپرسید و با سعهصدر جواب میدن.
بعدم اینکه به مناسبت تولدِ امامرضا(ع) مسابقه گذاشتن؛ تا ۳۱ اردیبهشت فرصت دارید تو مسابقهشون شرکت کنید.🌱
بعدم اینکه به مناسبت تولدِ امامرضا(ع) مسابقه گذاشتن؛ تا ۳۱ اردیبهشت فرصت دارید تو مسابقهشون شرکت کنید.🌱
ظهر داشت فیلمِ «غلاف تمامفلزی» رو نشون میداد که دربارهٔ جنگ ویتنام بود. [مرور تاریخچهٔ جنگهای امریکا آدم رو با تصاویر و شواهدِ عجیب و وحشتناکی مواجه میکنه. مثلاً در طی حملهٔ وحشتناکی که سربازان آمریکایی در خلل جنگِ ویتنام، در ماه مارس ۱۹۶۸ در یکی از روستاهای ویتنام شمالی به نام My Lai انجام دادن؛ بیش از ۴۰۰ غیرنظامی غیرمسلح در این روستا قتلِ عام شدن.]
این فیلم برندهٔ جوایز متعدد شده و من اولینباره که میبینم. تو یکی از سکانسها چندتا سربازِ امریکایی بالا سر یه سربازِ ویتنامی رفتن، که یکیشون میگه «به این فکر کنید که اگه اینا نبودن؛ ما کیا رو میکُشتیم؟! اینا خیلی باحالن.» و سکانسِ دیگهای که سربازِ امریکایی درحالیکه روی خرابههایی که بابتِ حملاتشون به وجود آورده نشسته میگه «ما میخوایم برایِ این چشمبادومیهایِ لعنتی آزادی بیاریم؛ اما اونا از ما متنفرن.»
همین.
این فیلم برندهٔ جوایز متعدد شده و من اولینباره که میبینم. تو یکی از سکانسها چندتا سربازِ امریکایی بالا سر یه سربازِ ویتنامی رفتن، که یکیشون میگه «به این فکر کنید که اگه اینا نبودن؛ ما کیا رو میکُشتیم؟! اینا خیلی باحالن.» و سکانسِ دیگهای که سربازِ امریکایی درحالیکه روی خرابههایی که بابتِ حملاتشون به وجود آورده نشسته میگه «ما میخوایم برایِ این چشمبادومیهایِ لعنتی آزادی بیاریم؛ اما اونا از ما متنفرن.»
همین.
امیدوارم روزی به این بلوغ برسیم که با «خبرهای نگرانکننده» شوخی نکنیم. چه سیلِ مشهد؛ چه احتمالِ وقوع سانحه برای بالگردِ همراه یا حاملِ رئیسجمهور.
خبررسانیها که طبقِ معمول عالیه!!!
دعا کنیم…
به حقِ امامرضا بخیر بگذره.
خبررسانیها که طبقِ معمول عالیه!!!
دعا کنیم…
به حقِ امامرضا بخیر بگذره.
برایِ سلامتی رئیسجمهور و همراهانشون:
Anonymous Poll
82%
۱۲ ذکرِ یاجوادالائمّهادرکنی
18%
۱۰۰ صلوات
یا امامرضا، چندسال پیش که بعد از یک ناامیدیِ طولانی و عمیق و رویَم سیاه؛ بعد از یک قهرِ طولانی خدمتتان رسیدم، یه گوشهٔ حرمتان را انتخاب کردم تا با شما خلوت کنم، یادتان میآید یک گفتگویِ طولانی داشتیم؟ خیلی سال گذشته. من همانموقع که تکیهداده بودم به دیوار و ساعتها سرم را رویِ زانوهایم گذاشته بودم؛ به شما قول دادم. یادتان میآید چه گفتیم؟ گفتم با شما معامله میکنم، از حرم که بیرون رفتم اُمیدِ ناامید شدهام را برگردانید؛ من هم قول میدهم هیچوقت ناامید نشوم. یا امامرضا سالهاست ناامید نشدم، سالهاست پایِ آن قول و قرار ایستادهام چون از آن دَرّهٔ سیاهِ ناامیدی نجاتم دادید. یا امامرضا شبِ تولدتان است، مبارک است بر ما حضور قدمهایِ شما روی زمینِ انسانهایِ بیچارهای که با قیدِ ضمانتِ شما از قیدِ ناامیدی نجات یافتهایم؛ شبِ تولدتان است، خبر رسیده سیّدی که سالها خادمِ حرمِ امنتان بوده در مناطقِ صعبالعبور دچارِ فرود سخت شده؛ کسی به ما نمیگوید فرودِ سخت یعنی چه! ساعتها گذشته و دنبالِ او میگردند. این سیدِ پشتمیز نَشینِ مدام در سفرهایِ استانی و فرامرزی کارهای نصفهنیمه زیاد دارد، بیمارستانهای افتتاحنشده و راهآهنهایِ کلیدنخورده و قرآنهایِ بالانرفته در صحنهایِ بینالمللی زیاد دارد، جمعههایِ از کلهٔسحر بیدارِ کاری زیاد دارد، لاشخورها از هلهلهٔ روی پیکرهایِ شهدایِ غزه؛ حالا به هلهلهٔ شادمانی از این بیخبریِ ما رسیدهاند! ولی رویِ دیگر سکه این است؛ حتی آنهاییکه گلهها داشتند هم دست به دعا بردهاند؛ برای ناامیدیِ چنگ و دندان تیزکردههایِ داخلی و خارجی!
بیا معامله کنیم؛ امیدمان را، امیدشان را ناامید نکن…
بیا معامله کنیم؛ امیدمان را، امیدشان را ناامید نکن…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تو مصداقِ عینیّتیافتهٔ «أَلاَ بِذِکْراللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»ی که صدایت هیچ؛ حتی دستت هم نمیلرزد.
- چه باک از موجِ بَحـــر
آن را که باشد؛ نوح کِشتیبان…
- چه باک از موجِ بَحـــر
آن را که باشد؛ نوح کِشتیبان…
دعا برایِ سلامتی رئیسجمهورِ محترم و «مُغتنم» و همراهانشون بر تجزیه و تحلیلها و حتی جدال با زباننفهمهایِ دوپایِ متاسفانه فارسیزبان که وجودشون مایهٔ آبروریزیِ انسانیــته؛ اولویت داره. نماز استغــاثه به حضرتِ زهرا(س) بخونید؛ به این ترتیب:
• نیت دورکعت نمازِ استغاثه کنید.
• ابتدا دورکعت نماز به کیفیتِ نمازصبح بخوانید.
• پس از پایان نماز، سه مرتبه تکبیر «الله اکبر» و سپس تسبیحات حضرت زهرا سلامالله را بخوانید: [۳۴مرتبه الله اکبر، ۳۳ مرتبه الحمدلله، ۳۳ مرتبه سبحان الله]
• سپس به سجده میروی و صدبار میگویی: «یا مَوْلاتى یا فاطِمَهُ اَغیثینی»
• سپس، جانب راست صورتت را بر زمین بگذار و همان ذکر را صدبار تکرار کن.
• سپس سمتِ چپِ صورتت را بر زمین بگذار و صدبار دیگر، همان ذکر را تکرار کن.
• سپس، دوباره به سجده برو و اینبار ۱۱۰بار، همان ذکر را بگو و حاجاتت را بخواه، انشاءالله که برآورده شود…
خادمِ دَرگهِ پُر مِهــرِ شما هرجا هست
حضرتِ ضامنِ آهو به سلامت دارَش..
• نیت دورکعت نمازِ استغاثه کنید.
• ابتدا دورکعت نماز به کیفیتِ نمازصبح بخوانید.
• پس از پایان نماز، سه مرتبه تکبیر «الله اکبر» و سپس تسبیحات حضرت زهرا سلامالله را بخوانید: [۳۴مرتبه الله اکبر، ۳۳ مرتبه الحمدلله، ۳۳ مرتبه سبحان الله]
• سپس به سجده میروی و صدبار میگویی: «یا مَوْلاتى یا فاطِمَهُ اَغیثینی»
• سپس، جانب راست صورتت را بر زمین بگذار و همان ذکر را صدبار تکرار کن.
• سپس سمتِ چپِ صورتت را بر زمین بگذار و صدبار دیگر، همان ذکر را تکرار کن.
• سپس، دوباره به سجده برو و اینبار ۱۱۰بار، همان ذکر را بگو و حاجاتت را بخواه، انشاءالله که برآورده شود…
خادمِ دَرگهِ پُر مِهــرِ شما هرجا هست
حضرتِ ضامنِ آهو به سلامت دارَش..
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «دعا برایِ سلامتی رئیسجمهورِ محترم و «مُغتنم» و همراهانشون بر تجزیه و تحلیلها و حتی جدال با زباننفهمهایِ دوپایِ متاسفانه فارسیزبان که وجودشون مایهٔ آبروریزیِ انسانیــته؛ اولویت داره. نماز استغــاثه به حضرتِ زهرا(س) بخونید؛ به این ترتیب: • نیت دورکعت…»
خداحافظ جمعههایِ بیخواب
خداحافظ ماشینهایِ بدون شیشهدودی
خداحافظ «ماشین رو نگه دارید، مگه نمیبینید مردم وایستادن»
خداحافظ «اتّقواالله»هایِ حین مناظره
خداحافظ مایهٔ غرورِ ایرانی
خداحافظ پروژههایِ افتتاحی
خداحافظ سفرهای پیدرپیِ استانی
خداحافظ دعای کارگرهای کارخانههایِ احیایی
خداحافظ مخاطب پیرمردی که گفت «خدا پدرت رو بیامرزه»
خداحافظ سیبْلِ توهینها، طعنهها و تهمتها
خداحافظ مخاطبِ تخریب و کنایههای خودی و بیخودی
خداحافظ «ما دنبال دوتا رأی حلالایم»
خداحافظ استقبالهایِ چشمگیر مردمی
خداحافظ «من تا تمامِ مشکلات حل نشود، به سفرهای استانی خواهم آمد»
خداحافظ سکوتِ مردانهٔ مقابل تخریبهای رقیب
خداحافظ سیبْلِ تمسخرِ ششکلاسیهایِ نامرد
خداحافظ دکترِ سلیمالنفسها
خداحافظ «من دردِ یتیمی را چشیدهام»
خداحافظ پیشانیِ بوسهٔ حاجقاسم
خداحافظ سربازِ احیاگرِ غیرت لهشدهٔ ما
خداحافظ مظلومِ هلهلهٔ بیوطنها
خداحافظ استخارهٔ خوبِ «به کی رأی بدم»ها
خداحافظ «برای این طلبهٔ خدمتگزار دعا کنید»
خداحافظ عبا و قبایِ خاکی بین سیل و زلزلهها
خداحافظ چشمانتظاریِ هشت ساله و ۱۶ ساعته
خداحافظ مخاطب «تمجید»هایِ اقا
خداحافظ سفرهای عادیشدهٔ روستایی
خداحافظ جشنهای احیایِ کارگاهها
خداحافظ شهادت حینِ خدمت؛ نه پشتِ میز
خداحافظ شجاعتِ قدمهای اقای وزیر و مواضعِ صریحِ شیعهگری
خداحافظ زبانِ بیلکنتِ دفاع از اسلام
بیشتر از آنچه فکر کنی دوستت داشتیم؛ تو و یارانت را، ببخش که زیاد نگفتیم…
باز با از دستدادنها به خود آمدیم!
حالا مخالفینت راحتتر تخریبت میکنند و تو راحتتر سکوت میکنی!
حالا بدخواهانت اعداد و ارقام و آمار را بیشتر پیش میکِشند و تو در آسمانی!
خداحافظ آقاسید ابراهیم!
جدیجدی شهیـد شدی…
حالا کمی استراحت کن؛ خیلی خستهای…
خداحافظ ماشینهایِ بدون شیشهدودی
خداحافظ «ماشین رو نگه دارید، مگه نمیبینید مردم وایستادن»
خداحافظ «اتّقواالله»هایِ حین مناظره
خداحافظ مایهٔ غرورِ ایرانی
خداحافظ پروژههایِ افتتاحی
خداحافظ سفرهای پیدرپیِ استانی
خداحافظ دعای کارگرهای کارخانههایِ احیایی
خداحافظ مخاطب پیرمردی که گفت «خدا پدرت رو بیامرزه»
خداحافظ سیبْلِ توهینها، طعنهها و تهمتها
خداحافظ مخاطبِ تخریب و کنایههای خودی و بیخودی
خداحافظ «ما دنبال دوتا رأی حلالایم»
خداحافظ استقبالهایِ چشمگیر مردمی
خداحافظ «من تا تمامِ مشکلات حل نشود، به سفرهای استانی خواهم آمد»
خداحافظ سکوتِ مردانهٔ مقابل تخریبهای رقیب
خداحافظ سیبْلِ تمسخرِ ششکلاسیهایِ نامرد
خداحافظ دکترِ سلیمالنفسها
خداحافظ «من دردِ یتیمی را چشیدهام»
خداحافظ پیشانیِ بوسهٔ حاجقاسم
خداحافظ سربازِ احیاگرِ غیرت لهشدهٔ ما
خداحافظ مظلومِ هلهلهٔ بیوطنها
خداحافظ استخارهٔ خوبِ «به کی رأی بدم»ها
خداحافظ «برای این طلبهٔ خدمتگزار دعا کنید»
خداحافظ عبا و قبایِ خاکی بین سیل و زلزلهها
خداحافظ چشمانتظاریِ هشت ساله و ۱۶ ساعته
خداحافظ مخاطب «تمجید»هایِ اقا
خداحافظ سفرهای عادیشدهٔ روستایی
خداحافظ جشنهای احیایِ کارگاهها
خداحافظ شهادت حینِ خدمت؛ نه پشتِ میز
خداحافظ شجاعتِ قدمهای اقای وزیر و مواضعِ صریحِ شیعهگری
خداحافظ زبانِ بیلکنتِ دفاع از اسلام
بیشتر از آنچه فکر کنی دوستت داشتیم؛ تو و یارانت را، ببخش که زیاد نگفتیم…
باز با از دستدادنها به خود آمدیم!
حالا مخالفینت راحتتر تخریبت میکنند و تو راحتتر سکوت میکنی!
حالا بدخواهانت اعداد و ارقام و آمار را بیشتر پیش میکِشند و تو در آسمانی!
خداحافظ آقاسید ابراهیم!
جدیجدی شهیـد شدی…
حالا کمی استراحت کن؛ خیلی خستهای…
برایِ من اسکرینشات از استوریِ فلان هلهلهکنِ بیشرف زباننفهم میفرستند و میگویند «جوابِ این رو چی بدیم؟» و من از دیروز پلک رویِ هم نگذاشته و گویی جان از بدن رفته به هیچچیز، هیچچیز حتی جواب دادن به این جماعتِ بیمعرفت که تا دیروز شعارِ مرگ بر اسرائیل را ضدانسانی میدانستند و امروز از شهادتِ جمعی که نه پشتِ میز؛ بلکه در حین خدمت به همینها به شهادت رسیدهاند خوشحالند؛ به هیچچیز فکر نمیکنم جز آنکه با مرور میکنم سالها پیش که تازه نامَت را شنیده بودیم با دوستانمان گروهی بهنامَت زدیم و ماندگار شد و این جمله را تکرار میکنم که «کاش انقدر مظلوم نبودی سید…»
این انقلاب پیشمیرَود، رجاییها و بهشتیها و سلیمانیها داده؛ حالا قرعه بهنامِ «شهید رئیسی» و یارانش افتاده، چه عبارتِ عجیبی! پیش میرَود، اقا میگفت «آرام باشید»، اقا گفت «رئیسیِ عزیز خستگی نمیشناخت»، مُزدتت را گرفتی! خودت را از ما گرفتی و به بالا وصل کردی! حالا نمیدانم ویدیویِ استقبالِ مردمی را در کدام سفرت به بقیه بفرستم و ذوق کنم و آمارِ کار کردنهای عجیبات را بنویسم و سربالا بگیرم که من هم گوشهای از کارِ انتخابَت را گرفتهام…
ولی من خستهام، من خستهٔ کارِ نکردهام…
من از ۱۳ دیماهِ ۹۸ انگار یه کوه خستگیام….
اما زیرِلب تکرار میکنم؛ خدایا مرگِ مرا در راه همین انقلابِ نورانی قرار بده؛ مرا سربازِ رهبرم کن نه سربارِ نِقنقویِی که اعتقادش به اعداد و ارقامی بند است، این پرچمِ زیبایِ سهرنگ را کفنِ جانِ خستهام بپوشان… مولایِ مرا برسان……..
این انقلاب پیشمیرَود، رجاییها و بهشتیها و سلیمانیها داده؛ حالا قرعه بهنامِ «شهید رئیسی» و یارانش افتاده، چه عبارتِ عجیبی! پیش میرَود، اقا میگفت «آرام باشید»، اقا گفت «رئیسیِ عزیز خستگی نمیشناخت»، مُزدتت را گرفتی! خودت را از ما گرفتی و به بالا وصل کردی! حالا نمیدانم ویدیویِ استقبالِ مردمی را در کدام سفرت به بقیه بفرستم و ذوق کنم و آمارِ کار کردنهای عجیبات را بنویسم و سربالا بگیرم که من هم گوشهای از کارِ انتخابَت را گرفتهام…
ولی من خستهام، من خستهٔ کارِ نکردهام…
من از ۱۳ دیماهِ ۹۸ انگار یه کوه خستگیام….
اما زیرِلب تکرار میکنم؛ خدایا مرگِ مرا در راه همین انقلابِ نورانی قرار بده؛ مرا سربازِ رهبرم کن نه سربارِ نِقنقویِی که اعتقادش به اعداد و ارقامی بند است، این پرچمِ زیبایِ سهرنگ را کفنِ جانِ خستهام بپوشان… مولایِ مرا برسان……..
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
خداحافظ جمعههایِ بیخواب خداحافظ ماشینهایِ بدون شیشهدودی خداحافظ «ماشین رو نگه دارید، مگه نمیبینید مردم وایستادن» خداحافظ «اتّقواالله»هایِ حین مناظره خداحافظ مایهٔ غرورِ ایرانی خداحافظ پروژههایِ افتتاحی خداحافظ سفرهای پیدرپیِ استانی خداحافظ دعای کارگرهای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمامِ دیروز را نخوابیدم؛ وقتی خبرِ قطعی را با ناامیدی شنیدم، تمامِ صحنهها جلوی چشمم رژه میرفت، باید قلبم را خالی میکردم، قلبم داشت از سینه بیرون میزد. این «متن» را نوشتم، با شانههایِ لرزان نوشتم و با هایهایِ اشک نوشتم، با صدایِ منقطعِ لرزان از گریه نوشتم.
آمدند گفتند متنِ تورا بدون منبع برداشتهاند؛ با آنها کاری نداری؟ دارند در جلسهها میخوانند…
گفتم «این اَدایِ دِین من به سیّدیست که باور نمیکنم شهیـــد شده، سالهاست که او را دوست دارم، بارها از مظلومیتش جلویِ بیمعرفتها دفــاع کردهام، گفتم نقد داشته باشید؛ اصلاً عصارهٔ انقلابیگری هم مطالبهٔ منصفانهست! دیگر چرا تخریب میکنید؟ چرا مسخره میکنید؟ به یک شهید رأی دادم، حالا نام و نشان را میخواهم چه کنم؟ #منبعِ متن، حُبّ و افتخار است..»
خداحافظ سید…
خداحافظ اقای وزیر…
آمدند گفتند متنِ تورا بدون منبع برداشتهاند؛ با آنها کاری نداری؟ دارند در جلسهها میخوانند…
گفتم «این اَدایِ دِین من به سیّدیست که باور نمیکنم شهیـــد شده، سالهاست که او را دوست دارم، بارها از مظلومیتش جلویِ بیمعرفتها دفــاع کردهام، گفتم نقد داشته باشید؛ اصلاً عصارهٔ انقلابیگری هم مطالبهٔ منصفانهست! دیگر چرا تخریب میکنید؟ چرا مسخره میکنید؟ به یک شهید رأی دادم، حالا نام و نشان را میخواهم چه کنم؟ #منبعِ متن، حُبّ و افتخار است..»
خداحافظ سید…
خداحافظ اقای وزیر…
این ویدیوها و کلیپهایی که از «شهید» رئیسی و «شهید» امیرعبداللهیان امروز داره همهجا منتشر میشه و قلبها رو میسوزونه و اشک به جا میذاره؛ همون تصاویرِ «واقعی» این سالها بود که به اسم «کارهایِ نمایشی و پوپولیستی» در خیلی اکانتهای رقیب و غیرِ رقیب منتشر میشد تا به این «اخلاص» شک بشه.
بله باید از دست بدیم تا بفهمیم! اگر بفهمیم؛ بله شَک و شِرک و خوفْ راهزنانِ طریقِ حقیقتاند…
بله باید از دست بدیم تا بفهمیم! اگر بفهمیم؛ بله شَک و شِرک و خوفْ راهزنانِ طریقِ حقیقتاند…
دیشب یکنفر تو صداوسیما میگفت به سید میگفتیم خسته شدیم؛ کمی استراحت کنیم. آن سفرِ آخر هفتهای را لغو کنید، سید قبول نمیکرد میگفت کارِ مردم روی زمین مانده، نباید کارِ مردم را رها کرد. یکی میگفت مُجـری مراسم مربوط به جوانان بودم؛ حراست گفت «میشه سریعتر کارتونو بکنید؟ اخه حاجآقا از زیرِ سِرُم اومده! گفته من باید جَوونا رو ببینم» تا چشمم به سید افتاد دیدم رنگ به رُخسار ندارد از خستگی! اما لبخند میزد، آن یکی میگفت اقای وزیرِ دوستداشتنیِ استوار، جانبازِ شیمیایی بوده! میگفتند تمامِ همراهانِ سید خادمالرضا بودهاند، سید نوبتِ کشیکِ خادمیاش بوده…
من نگرانِ این انقلاب و نظامِ مقدس نیستم؛ اقا گفت نگران نباشید. این کشورِ امامرضاست، من نگرانِ امورِ جاری نیستم، مملکت صاحب دارد، باورِ قلبیِ ماست. من حتی نگرانِ هلهلهها و لودگیهایِ هرزههای نوادهٔ هندِ جگرخوار هم نیستم. ولی من دلم برایِ عبا و قبایِ گِل و لاییت تنگ میشود! دلم دارد برایِ مظلومیتِ حقیقت آتش میگیرد…
چقدر خسته بودی سید؟ برای دردِ مردم تا کجا رفتی که حتی پیدا نمیشدی؟ که اندازهٔ رفیقت برگشتی؟
بین بُهت و ناباوریهایِ ما، آرام بخواب…
من نگرانِ این انقلاب و نظامِ مقدس نیستم؛ اقا گفت نگران نباشید. این کشورِ امامرضاست، من نگرانِ امورِ جاری نیستم، مملکت صاحب دارد، باورِ قلبیِ ماست. من حتی نگرانِ هلهلهها و لودگیهایِ هرزههای نوادهٔ هندِ جگرخوار هم نیستم. ولی من دلم برایِ عبا و قبایِ گِل و لاییت تنگ میشود! دلم دارد برایِ مظلومیتِ حقیقت آتش میگیرد…
چقدر خسته بودی سید؟ برای دردِ مردم تا کجا رفتی که حتی پیدا نمیشدی؟ که اندازهٔ رفیقت برگشتی؟
بین بُهت و ناباوریهایِ ما، آرام بخواب…